en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈

♡ کلبـہ تے نا ♡ ‌

♡ کلبـہ تے نا ♡ ‌

Open in Telegram

بیا فکر کن دختری هستم که وسط جنگل کلبه دارم؛🏡 با حال خوب و لبخند کنارم باش منم تورو به چایِ داغ و آغوشِ گرم مهمون میکنم☕️🫂 بیا صحبت کنیم با هم: https://t.me/SendHarfBot?start=c8827d5bf10a

Show more
2 775
Subscribers
No data24 hours
-147 days
+7930 days
Attracting Subscribers
Oct '26
October '26
+86
in 0 channels
September '26
+479
in 0 channels
Get PRO
August '26
+541
in 1 channels
Get PRO
July '26
+445
in 0 channels
Get PRO
June '26
+395
in 0 channels
Get PRO
May '26
+106
in 0 channels
Get PRO
April '26
+2
in 0 channels
Get PRO
March '26
+6
in 0 channels
Get PRO
February '26
+211
in 0 channels
Get PRO
January '26
+121
in 14 channels
Get PRO
December '25
+443
in 2 channels
Get PRO
November '25
+380
in 1 channels
Get PRO
October '25
+524
in 1 channels
Get PRO
September '25
+468
in 1 channels
Get PRO
August '25
+223
in 0 channels
Get PRO
July '25
+490
in 0 channels
Get PRO
June '25
+244
in 0 channels
Get PRO
May '25
+469
in 0 channels
Get PRO
April '25
+411
in 1 channels
Get PRO
March '25
+659
in 1 channels
Get PRO
February '25
+581
in 1 channels
Get PRO
January '25
+764
in 0 channels
Get PRO
December '24
+358
in 1 channels
Get PRO
November '24
+237
in 23 channels
Get PRO
October '24
+255
in 25 channels
Get PRO
September '24
+177
in 28 channels
Get PRO
August '24
+490
in 64 channels
Get PRO
July '24
+231
in 52 channels
Get PRO
June '24
+158
in 21 channels
Get PRO
May '24
+215
in 22 channels
Get PRO
April '24
+215
in 29 channels
Get PRO
March '24
+171
in 41 channels
Get PRO
February '24
+124
in 16 channels
Get PRO
January '24
+153
in 34 channels
Get PRO
December '23
+231
in 22 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
10 October+2
09 October+2
08 October+16
07 October+4
06 October+11
05 October+5
04 October+12
03 October+17
02 October+1
01 October+16
Channel Posts
امروز صبح خیلی زود بیدار شدم قبل از اینکه آلارم صدا بده ، مامان هم بیدار بود و یکمی رو تختم چرخیدم بعد صبحانه مختصر خوردم و چای درست کردم، و لقمه درست کردم برای خودم بعد سریع حاضر شدم و به دایی علی از قبل گفته بودم و اومد دنبالم خاله آزاده هم بود کلی تو راه حرف زدیم و خندیدیم چاییم هم همراه خودم آورده بودم و بین راه خوردم و خداروشکر زودتر از همیشه رسیدم کلاس با دوستمم کلی حرف زدیم و تازه فهمیدم کلاس مشترک داریم این تایم کلاس شروع شده بود و بعد از کلی صحبت کردن درباره درس آخر کلاس باهاش صحبت کردم که هفته بعد من نیستم و دارم میرم مشهد اما دقیقا بعدش گفتن کنسل شده به دلایلی بماند که چقدر خورد تو ذوق من و بعد هم ضایع شدم بابت حرفی که به استاد زدم، واقعا درسته که میگن برای هر چی جلو تر ذوق کنی می‌خوره تو ذوقت و ای کاش با همون اردوی قبلی که هماهنگ کرده بودم و دیروز همگی رفتن منم میرفتم خلاصه شایدم قسمت بوده بعد رفتم پیش بچه ها و دور هم حرف زدیم و بعد با تاخیر رفتم کلاس بعدی که شروع شده بود بماند که خیلی حرف میزنه اما خب دوست داشتنی هست،قبل از شروع کلاس بعد رفتم مدیر گروه تا درباره شرایطم و غیبت هایی که ممکنه بخاطر شرایط مامان داشته باشم صحبت کردم قبول کردن و امیدوارم که تا آخر یادشون نره و کلاس بعدی هم شروع شد دور هم بیشتر صحبت کردیم و کلاسش خیلی خسته کننده نیست و زود هم تموم کرد بعد یکم منتظر پدر موندم تا اومد دنبالم و اومدیم خونه دیدم به به مامان فاطمه و مامان در حال درست کردن دو مدل ترشی هستن و صبح رفته بودن بازار و کلی خرید کرده بودن و مشغول بود همگی منم چون خیلی گرسنه بودم برای خودم غذا درست کردم سریع خاله آزاده رو مجبور کردم یکم خونه رو گردگیری کرد و منتظر موندم تا پدر برام نون بیاره، خیلی هم خوشمزه شده بود با سرعت تمام خوردم و حاضر شدم و پدر ما رو با کلی هم ترافیک رسوند سینما البته نمیدونستیم کجا هم هست پیاده روی کردیم بعد دیدیم خداروشکر هنوز شروع نشده،بلاخره فرصت شد بعد از هزاران بار برنامه ریزی با دوستام ییام دیگه امروز هم به مناسبت روز دختر و یه استراحت به خودم دادم، بلیت و خوراکی گرفتیم و فیلم که شروع شد همه جا شلوغ شد فیلم خانوم والده و باتوجه به تبلیغات زیادی که شده بود مشتاق بودم که ببینم خوب بود تقریبا اما آخرش معلوم نشد که چی شد اصلا و یه تیکه هایی ارزش داشت و خندیدیم بعد خوراکی ها رو خوردیم دلم میخواست بریم شهر بازی کنارش که دقیقا وسط پارک بود اما متأسفانه بسته بود و حسابی خورد تو ذوقم یکم با وسیله های پارک بازی کردم بعد رفتیم با خاله آزاده خیلی یهویی قاب گوشی گرفتم طرح دار اما نمیدونم چرا به دلم ننشست ، آینه ای و پاپیون و قلب صورتی هم داره انگار خیلی کلا امروز اینطوری بودم شاید بخاطر مشهد که کنسل شد اینطوری شدم خلاصه اول خاله آزاده میخواست بگیره منم وسوسه شدم و گرفتم سپس قسمت شد بعد از چند وقت دمبالیچه گرفتم و اومدیم خونه مامان فاطمه هم شام خونمون بود دور هم خوردیم اصلا خوشمزه نبود و بینهایت هم شور بود خوشم نیومد خیلی کم خوردم بعد دایی منصور و سپس دایی علی هم اومدن دور هم چای خوردیم و حرف زدیم من که از خستگی هلاک بودم و همه کارها رو مامان فاطمه انجام داد بعد زود هم رفتند با کمک مامان یکم آشپزخونه رو مرتب کردیم و بعد هم وسایل فردا رو تا حدودی کمکش کردم و جمع کردیم بعد مامان کشو کابینت رو مرتب کرد کلی و اتمام حجت که نریزیم بهم و اینکه بلاخره میخوایم بریم قم سپس کارهامو انجام دادم و دیگه بریم بخوابیم که خیلی خستم😁

2
امروز صبح خیلی زود بیدار شدم قبل از اینکه آلارم صدا بده ، مامان هم بیدار بود و یکمی رو تختم چرخیدم بعد صبحانه مختصر خوردم و چای درست کردم، و لقمه درست کردم برای خودم بعد سریع حاضر شدم و به دایی علی از قبل گفته بودم و اومد دنبالم خاله آزاده هم بود کلی تو راه حرف زدیم و خندیدیم چاییم هم همراه خودم آورده بودم و بین راه خوردم و خداروشکر زودتر از همیشه رسیدم کلاس با دوستمم کلی حرف زدیم و تازه فهمیدم کلاس مشترک داریم این تایم کلاس شروع شده بود و بعد از کلی صحبت کردن درباره درس آخر کلاس باهاش صحبت کردم که هفته بعد من نیستم و دارم میرم مشهد اما دقیقا بعدش گفتن کنسل شده به دلایلی بماند که چقدر خورد تو ذوق من و بعد هم ضایع شدم بابت حرفی که به استاد زدم، واقعا درسته که میگن برای هر چی جلو تر ذوق کنی می‌خوره تو ذوقت و ای کاش با همون اردوی قبلی که هماهنگ کرده بودم و دیروز همگی رفتن منم میرفتم خلاصه شایدم قسمت بوده بعد رفتم پیش بچه ها و دور هم حرف زدیم و بعد با تاخیر رفتم کلاس بعدی که شروع شده بود بماند که خیلی حرف میزنه اما خب دوست داشتنی هست،قبل از شروع کلاس بعد رفتم مدیر گروه تا درباره شرایطم و غیبت هایی که ممکنه بخاطر شرایط مامان داشته باشم صحبت کردم قبول کردن و امیدوارم که تا آخر یادشون نره و کلاس بعدی هم شروع شد دور هم بیشتر صحبت کردیم و کلاسش خیلی خسته کننده نیست و زود هم تموم کرد بعد یکم منتظر پدر موندم تا اومد دنبالم و اومدیم خونه دیدم به به مامان فاطمه و مامان در حال درست کردن دو مدل ترشی هستن و صبح رفته بودن بازار و کلی خرید کرده بودن و مشغول بود همگی منم چون خیلی گرسنه بودم برای خودم غذا درست کردم سریع خاله آزاده رو مجبور کردم یکم خونه رو گردگیری کرد و منتظر موندم تا پدر برام نون بیاره، خیلی هم خوشمزه شده بود با سرعت تمام خوردم و حاضر شدم و پدر ما رو با کلی هم ترافیک رسوند سینما البته نمیدونستیم کجا هم هست پیاده روی کردیم بعد دیدیم خداروشکر هنوز شروع نشده،بلاخره فرصت شد بعد از هزاران بار برنامه ریزی با دوستام ییام دیگه امروز هم به مناسبت روز دختر و یه استراحت به خودم دادم، بلیت و خوراکی گرفتیم و فیلم که شروع شد همه جا شلوغ شد فیلم خانوم والده و باتوجه به تبلیغات زیادی که شده بود مشتاق بودم که ببینم خوب بود تقریبا اما آخرش معلوم نشد که چی شد اصلا و یه تیکه هایی ارزش داشت و خندیدیم بعد خوراکی ها رو خوردیم دلم میخواست بریم شهر بازی کنارش که دقیقا وسط پارک بود اما متأسفانه بسته بود و حسابی خورد تو ذوقم یکم با وسیله های پارک بازی کردم بعد رفتیم با خاله آزاده خیلی یهویی قاب گوشی گرفتم طرح دار اما نمیدونم چرا به دلم ننشست ، آینه ای و پاپیون و قلب صورتی هم داره انگار خیلی کلا امروز اینطوری بودم شاید بخاطر مشهد که کنسل شد اینطوری شدم خلاصه اول خاله آزاده میخواست بگیره منم وسوسه شدم و گرفتم سپس قسمت شد بعد از چند وقت دمبالیچه گرفتم و اومدیم خونه مامان فاطمه هم شام خونمون بود دور هم خوردیم اصلا خوشمزه نبود و بینهایت هم شور بود خوشم نیومد خیلی کم خوردم بعد دایی منصور و سپس دایی علی هم اومدن دور هم چای خوردیم و حرف زدیم من که از خستگی هلاک بودم و همه کارها رو مامان فاطمه انجام داد بعد زود هم رفتند با کمک مامان یکم آشپزخونه رو مرتب کردیم و بعد هم وسایل فردا رو تا حدودی کمکش کردم و جمع کردیم بعد مامان کشو کابینت رو مرتب کرد کلی و اتمام حجت که نریزیم بهم و اینکه بلاخره میخوایم بریم قم سپس کارهامو انجام دادم و دیگه بریم بخوابیم که خیلی خستم😁
2
3
. شیعه هستی..؟! .
6
4
Omid Radmehr - Khabe Asheghane (1) (1).mp3
23
5
به افتخار تمام دخترانی که با هزاران فکر و دغدغه، باز هم به مسیرشان ادامه می‌دهند؛ با چشم‌هایی خسته از شب‌های امتحان، با آرزوهایی بزرگ‌تر از دیوارهای دانشگاه و با قلبی که هنوز به فردا امیدوار است... به افتخار دخترهایی که میان جزوه‌ها و امتحان‌ها، برای ساختن آینده‌ای بهتر تلاش می‌کنند؛ حتی وقتی هیچ‌کس خستگی‌هایشان را نمی‌بیند. 11 اکتبر روز جهانی دختر مبارک🌱
28
6
🔴#فوری/ رسانه رادار مدیا، پدافند کشور به تلگرام پیوست تا اخبار پدافند کشور و رصد هواگردهای دشمن در منطقه و آسمان کشور را برا
🔴#فوری/ رسانه رادار مدیا، پدافند کشور به تلگرام پیوست تا اخبار پدافند کشور و رصد هواگردهای دشمن در منطقه و آسمان کشور را برای اولین بار در تلگرام دنبال کنید کانالی که هواگرد های دشمن را به صورت لحظه ای قرار میدهد، به گونه ای که در اتاق رادار هستید👇🏼 @radar_aja @radar_aja
3
7
🚨جنگ نزدیک و نزدیک تر ... 🚨فوری / کد 100 صادر شد/ طبق اعلام برخی منابع ،مناطق نظامی و دولتی تخلیه فوری خورده اند‼️ @FATEHEINN_NEWS | فاتحین نیوز
1
8
سینما🎬 فیلم خانوم والده
سینما🎬 فیلم خانوم والده
36
9
به دلایل زیادی، صبح بهترین وقت برای شروع است.✌🏼 حالتون خوبــᥫ᭡🪸
41
10
امروز از صبح خیلی زود بیدار شدم سریع حاضر شدم دیدم مامان هم بیداره و از طرفی خون دماغ هم شده بود و ناراحت شدم چای درست کردم و بعد رفتم مرکز خونپدمون کسی که میخواستم نبود متاسفانه، و بعدازظهر تلفنی صحبت کردیم ولی خب خوب پیش نرفت خیلی، اما به یه نفر ديگه زنگ زدم و اومد با هم صحبت کردم کارهام رو انجام داد و در نهایت ازم تقدیر و تشکر کرد خیلی و یه هدیه خیلی قشنگی هم داد و ایشون پیشنهاد داده بودن تا سِمَت من بالاتر بره، خلاصه برگشتم خونه و مامان و بابا در حال خوردن صبحانه بودن منم مختصر خوردم و بعد حاضر شدیم به سمت بیمارستان هر چند گفتن نیا اما من گوش نکردم خلاصه آزمایش مامان رو که گرفتم دیدم پلاکت پایین هست البته دور از انتظار هم نبود بخاطر علائمی که داشت همون خون دماغ شدن از اونجایی که دکتر کلینیک بود ترجیح دادم خودم برم بپرسم تا اینکه پرستار زنگ بزنه که یهو دیدم بی‌نهایت شلوغ بود کلی منتظر موندم و در نهايت دادم به پرستار و رفت از دکتر پرسید که شیمی درمانی مامان افتاد هفته بعد و ده تا پلاکت هم براش نوشت خلاصه رفتیم تشکیل پرونده دادیم و بعد آزمایش های لازمه رو گرفتن یه خانمی هم تخت مامان شد که متاسفانه چندین سال درگیر این بود که مامان بشه و موفق نمیشد سپس غذا آوردن و من که اصلا خوشم نیومد پدر رو فرستادم تا بره به بقیه کارها برسه و برای خودم برگر سفارش دادم که نسبت به قیمتش واقعا خوشمزه و بی نظیر بود بقیش رو دادم مامان خوردم یه کرونایی هم آورده بودن که حسابی ترسیدم بعد که بابا اومد و دور هم چای با نقل های معروف ملایر خوردیم و برای پرستار و دکتری که به مامان هم میگفت مامان و یبار من دعوا کردم هم تعارف کردم سپس با اسنپ برگشتم خونه بین راه صحبت کردیم ایشون هم شرایطشون مثل من بوده چندین سال پیش و از سختی ها و امتحانات این مسیر گفت هم غم انگیز بود و هم سخت سریع لباس هامو عوض کردم و رفتم پیش خاله آزاده که دفتر بود جلسه هم داشتن و خیلی خوب بود بعد با خانم محمدی کلی صحبت کردم امیدوارم خانم قاری مخالفت نکنه و کارتم رو دوباره فعال کنه بعد با خاله آزاده رفتیم تا کتاب بگیرم اما مغازه بسته بود و درنهایت رفتیم مسجد و خانم قاری هم دیدیم باهاش صحبت کردم نیاز بود که واقعا تو اون شرایط هم رو ببینیم و درنهایت برگشتیم خونه وسیله ام رو برداشتم و بعد از مدت ها و رفتم آرایشگاه خیلی شلوغ بود و خسته شدم بعد که نوبتم شد درسته خیلی درد کشیدم ولی خب بُکُش و خوشگلم کن و از لولو تبدیل شدم به هلو واقعا خیلی رنگ و روم باز شد کلی دور هم حرف زدیم خیلی هم طول کشید خاله آزاده تنها خونمون بود و سریع خودم رو به خونه رسوندم خداروشکر البته به اصرار من شام درست کرده بود و فهميديم مامان و بابا غذا بیمارستان خوردن و دور هم حرف زدیم و سالاد درست کردم، بعد شام خوردیم به زور من مشارکتی ظرف ها رو با خاله شستیم و بعد دایی منصور اومد دنبالش و من تنها شدم، کارهامو انجام دادم تا بلاخره مامان اینا از صبح که رفته بودن با زدن هشت تا پلاکت که رکورد دفعه قبلی رو بلاخره زدیم اومدن دیگه جزوه یکی از درسام رو کامل کردم بعد دور هم فیلم دیدیم و میوه خوردیم بعد دور هم حرف زدیم اتاقم یکم نامرتب بود ولی واقعا ديگه توان مرتب کردنش رو نداشتم و خیلی خسته هستم و بهتره بریم بخوابیم😁
41
11
Sina Shabankhani - Refighe Bitekrar.mp3
45
12
. شیعه هستی..؟! .
2
13
🚨 دوستان ترامپ علنا به نتانیاهو چراغ سبز حمله به ایران داده، کانال زیر به صورت فوری و به همراه تحلیل دقیق نشر داره میده، حتم
🚨 دوستان ترامپ علنا به نتانیاهو چراغ سبز حمله به ایران داده، کانال زیر به صورت فوری و به همراه تحلیل دقیق نشر داره میده، حتما عضو بشید تا اگه خود من نبودم از اخبار عقب نمونید 🔹 حتما عضو باشید، پوشش خبر فوری در کانال پایین هست، ضرر نمیکنید👇🏻 @DIDGAH257 @DIDGAH257 @DIDGAH257
7
14
🚨جنگ نزدیک و نزدیک تر... 🚨رفقا کانال فاتحین نیوز رو بشدت پیشنهاد میکنم 🚨اخبار مذاکرات ، جنگ بین ایران و آمریکا بصورت سریع،
🚨جنگ نزدیک و نزدیک تر... 🚨رفقا کانال فاتحین نیوز رو بشدت پیشنهاد میکنم 🚨اخبار مذاکرات ، جنگ بین ایران و آمریکا بصورت سریع، لحظه‌ای تا خود صبح و با تحلیل های فوق العاده پوشش میده 🔥@FATEHEINN_NEWS
1
15
روان انسان میتونه رنج‌های عظیمی رو تحمل کنه، اما چیزی که اون رو از پا درمیاره چرخه‌ی تکرار شونده‌‌ی امیدهای واهی و ناامیدی‌های پی در پیه.🤗
48
16
رنگین کمون🥹🌈
رنگین کمون🥹🌈
56
17
🌷✨🌸 سلام به دل‌های قشنگ این چنل 🕊️💚🫶 ☀️🌱🍀 شنبه یعنی شروع تازه 😊💫🌈 هفته‌تون پر از لبخند و خبرهای خوب 🦋🌻🤍
49
18
امروز صبح خیلی زود بیدار شدم یهویی و خیلی زمان برد تا دوباره خوابم ببره بعد هم پدر بیدارم کرد دور هم صبحانه خوردیم یکم دیر شده بود می‌خواستیم بریم قم ولی نشد متاسفانه دیروز هم نشد که بریم و کلی براش برنامه ریخته بودم بهم خورد خیلی ذوق داشتم که بریم، مامان فاطمه اومد خونمون و با کلی اصرار مامانم راضیش کرد که بمونه و ما هم سریع وسیله هامون رو جمع کردیم و اول رفتیم سمت سربند و هندودر که جاده خیلی پیچ و خمی داشت بالا بالا اومده بودیم و رنگ خاکش خیلی برامون عجیب بود سدهای معروفش رو دیدیم و در همین حد بود بعد رفتیم آستانه، اول چایی خوردن بقیه تا شارژ بشن بعد بازارش رو کلی گشتیم و خرید کردیم میخواستم برای خودم شلوار بگیرم که خوشم نیومد از رنگش اصلا و مثل مال خودم نبود اما قیمتش خیلی خوب بود ولی نخریدم بعد برای خونه از محصولات محلی که داشتند خرید کردیم سپس راه افتادیم به سمت خونمون من رفتم خونه مامان فاطمه، مامان و بابا رفتن خونه خودمون و ناهار خوردیم با هم که غذای جدید و متفاوت بود بعد دایی علی اومد کلی غر زد اومد چرخ خیاطی برداره یهو از دستش افتاد و انقدر خندیدم دلم درد گرفت خیلی حساس هست رو تمیزی و مرتب بودن خونه، دور هم حرف زدیم و از مامان فاطمه برای سفر پیش رو چند تا روسری برای خودم گرفتم چون نداشتم و بعد دایی علی من و رسوند خونمون، پدر دختری چای خوردیم، یکم استراحت کردم، بعد اومدیم غذا بخوریم که مامان اصلا نخورد و منم تا خواستم بخرم رفتم داخل یخچال یهو شیشه ترشی افتاد و شکست کل فرش و یخچال پر شد از ترشی و گند زد به همه چیز بابا همه رو تمیز کرد منم شام خوردم بعد چای خوردیم و حرف زدیم. تو این دو هفته که دانشگاه رفتم اصلا جزوه ننوشته بودم و امشب فرصت شد بیشترش رو نوشتم حس خوبی بهم داد اما خسته شدم یکم و نشد کامل کنم فکر نمیکردم بتونم این همه هم بنویسم، بعد فیلم دیدیم، چای تازه دم درست کردم و دور هم خوردیم، پدر آشپزخونه رو مرتب کردم منم لباس های شسته شده رو جا به جا کردم، اتاقم رو مرتب کردم، خریدا رو جابجا کردم و بقیه کارها رو انجام دادم، خوشحالم با وجودی که صبح برنامه ام بهم ریخت، امروز خداروشکر تونستم به همه کارهام برسم، بریم بخوابیم که از فردا حسابی کار داریم و باید بریم دنبال کارهای قبل از سفر😁
51
19
Armin Zarei - Nisti Bebini Ke.mp3
47
20
🔴 قرارگاه خاتم الانبیاء وارد تلگرام شد بنابر حساسیت اوضاع کنونی جهت دریافت اخبار موثق و رسمی ، حتماً عضو کانال قرارگاه خاتم‌
🔴 قرارگاه خاتم الانبیاء وارد تلگرام شد بنابر حساسیت اوضاع کنونی جهت دریافت اخبار موثق و رسمی ، حتماً عضو کانال قرارگاه خاتم‌الانبیا شوید تا از جریان اخبار باخبر بمانید. 📢👇🏻 @war_room_official @war_room_official
3