♡ کلبـہ تے نا ♡
前往频道在 Telegram
بیا فکر کن دختری هستم که وسط جنگل کلبه دارم؛🏡 با حال خوب و لبخند کنارم باش منم تورو به چایِ داغ و آغوشِ گرم مهمون میکنم☕️🫂 بیا صحبت کنیم با هم: https://t.me/SendHarfBot?start=c8827d5bf10a
显示更多2 727
订阅者
+124 小时
+257 天
+18530 天
数据加载中...
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+292
在0个频道中
八月 '26
+541
在1个频道中
Get PRO
七月 '26
+445
在0个频道中
Get PRO
六月 '26
+395
在0个频道中
Get PRO
五月 '26
+106
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+6
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+211
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+121
在14个频道中
Get PRO
十二月 '25
+443
在2个频道中
Get PRO
十一月 '25
+380
在1个频道中
Get PRO
十月 '25
+524
在1个频道中
Get PRO
九月 '25
+468
在1个频道中
Get PRO
八月 '25
+223
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+490
在0个频道中
Get PRO
六月 '25
+244
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+469
在0个频道中
Get PRO
四月 '25
+411
在1个频道中
Get PRO
三月 '25
+659
在1个频道中
Get PRO
二月 '25
+581
在1个频道中
Get PRO
一月 '25
+764
在0个频道中
Get PRO
十二月 '24
+358
在1个频道中
Get PRO
十一月 '24
+237
在23个频道中
Get PRO
十月 '24
+255
在25个频道中
Get PRO
九月 '24
+177
在28个频道中
Get PRO
八月 '24
+490
在64个频道中
Get PRO
七月 '24
+231
在52个频道中
Get PRO
六月 '24
+158
在21个频道中
Get PRO
五月 '24
+215
在22个频道中
Get PRO
四月 '24
+215
在29个频道中
Get PRO
三月 '24
+171
在41个频道中
Get PRO
二月 '24
+124
在16个频道中
Get PRO
一月 '24
+153
在34个频道中
Get PRO
十二月 '23
+231
在22个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 18 九月 | +6 | |||
| 17 九月 | +13 | |||
| 16 九月 | +13 | |||
| 15 九月 | +16 | |||
| 14 九月 | +12 | |||
| 13 九月 | +24 | |||
| 12 九月 | +7 | |||
| 11 九月 | +20 | |||
| 10 九月 | +17 | |||
| 09 九月 | +21 | |||
| 08 九月 | +23 | |||
| 07 九月 | +19 | |||
| 06 九月 | +7 | |||
| 05 九月 | +8 | |||
| 04 九月 | +25 | |||
| 03 九月 | +20 | |||
| 02 九月 | +22 | |||
| 01 九月 | +19 |
频道帖子
| 2 | از روز سه شنبه( پریروز بخوام بگم) یکسال از شیمی درمانی مامان گذشت یعنی ۲۴ شهریور، براش کیک و بادکنک و حتی کادو چیزای کوچیک البته که موردنیازش بود بیشتر رو خریدم اما مامان دلدرد و بیرون روی خیلی شدید داشت حتی با دارو هم آروم نمیشد و راهی بيمارستان شدیم.
دیروز هم(روز چهارشنبه)باز دلدرد داشت و بیرون روی هیچی هم نمیخورد، عصری عمه زهرا هم سر زد چون دخترش عروسی گرفت و هیچکس رو دعوت نکرد خلاصه کل دیروز هم تو خونه و با استرس گذشت.
امروز حال مامان خداروشکر یکم بهتر بود البته یسری از علائمش من رو نگران کرده، بعد از مدت ها رفتم مسجد و پذیرایی کردم بماند که چایی ریخت روم، لوازم تحریر ها رو تحویل مسجد دادم که برای بچه های بی سرپرست تحویل بدن، امشب شام مهمون فاطمه بودیم و رفتیم پارک گردو، عمه فرح و خانواده دایی محمود همگی دعوت بودند از زری و بچه هاش گرفته تا حسن و زن و بچش و زهرا و دو تا بچه شیطونش که پسرش گم شد و همه رو نگران کرد و خودش با خیال راحت داشت تاب بازی میکرد و بعد از مدت ها همو دیدیم و خیلی خوش گذشت دور هم کلی بزن و برقص داشتن که روحیمون واقعا عوض شد ولی یخ کردیم به معنای واقعی از وقتی اومدم رفتم زیر پتو انقدر که سرد بود🥶 | 28 |
| 3 | .
شیعه هستی..؟!
. | 5 |
| 4 | ⭕️😎 #فوری/ گزینش وزارت اطلاعات تعداد محدودی نیرو جذب میکند؛ جهت اطلاع از شرایط و نحوه گزینش وارد کانال زیر شوید تا از جزئیات خبر دار شوید.
کاملا واقعی؛ تعداد محدود عضو شوید👇🏼
@Vezart_113
@Vezart_113 | 5 |
| 5 | 🚨فوری / کد 100 صادر شد/ طبق اعلام برخی منابع ،مناطق نظامی و دولتی تخلیه فوری خورده اند‼️
@FATEHEINN_NEWS | فاتحین نیوز | 1 |
| 6 | یه کوچولو مهربانی برای بچههای بی سرپرست✏️❤️ | 58 |
| 7 | فرکانس 528Hz و 174Hz برای آروم شدن تپش قلب و آرامش این روزامون کمک کنندست.
تو تاریکی و فضای بی صدا با تمرکز گوش بدید. | 2 |
| 8 | .
شیعه هستی..؟!
. | 4 |
| 9 | 👍 بالاخره کانال ارتش نیوز به تلگرام پیوست تا اخبار نظامی ارتش را به راحتی دنبال کنید.
جهت عضو شدن در این کانال خبر فوری👇🏼
@Aja_com
@Aja_com
@Aja_com | 5 |
| 10 | 🚨فوری / مثل اینکه بازم خبرای شده برای اولین بعد جنگ، جنگنده های اسرائیل وارد عراق و نزدیک مرز های ایران شدن ‼️
🔸سپاه و ارتش به حالت آماده باش صد درصدی در اومدن چه در پدافند چه در آفند
@FATEHEINN_NEWS | فاتحین نیوز | 4 |
| 11 | 👍 بالاخره کانال ارتش نیوز به تلگرام پیوست تا اخبار نظامی ارتش را به راحتی دنبال کنید.
جهت عضو شدن در این کانال خبر فوری👇🏼
@Aja_com
@Aja_com
@Aja_com | 2 |
| 12 | همیشه زندگی اونطور که میخوایم پیش نمیره، امروزی که از صبح زود براش خیلی ذوق داشتم و تدارک دیدم اما در نهایت اون چیزی نشد که برنامه ریزی کرده بودم و حال مامان خراب شد و راهی بیمارستان شدیم...:)
عمیقا حالم دیگه خوب نیست نه جسمی نه روحی 🙃 | 95 |
| 13 | همیشه زندگی اونطور که میخوایم پیش نمیره، امروزی که از صبح زود براش خیلی ذوق داشتم و تدارک دیدم اما در نهایت اون چیزی نشد که برنامه ریزی کرده بودم و حال مامان خراب شد و راهی بیمارستان شدیم...:)
عمیقا حالم دیگه خوب نیست نه جسمی نه روحی 🙃 | 1 |
| 14 | همیشه زندگی اونطور که میخوایم پیش نمیره، امروزی که از صبح زود براش خیلی ذوق داشتم و تدارک دیدم اما در نهایت اون چیزی نشد که برنامه ریزی کرده بودم و حال مامان خراب شد و راهی بیمارستان شدیم...:)
عمیقا حالم دیگه خوب نیست نه جسمی نه روحی 🙃 | 1 |
| 15 | همیشه زندگی اونطور که میخوایم پیش نمیره، امروزی که از صبح زود براش خیلی ذوق داشتم و تدارک دیدم اما در نهایت اون چیزی نشد که برنامه ریزی کرده بودم و حال مامان خراب شد و راهی بیمارستان شدیم...:)
عمیقا حالم دیگه خوب نیست نه جسمی نه روحی 🙃 | 1 |
| 16 | .
شیعه هستی..؟!
. | 13 |
| 17 | .
⚡ وضعیت پدافند ما بعد از جنگ چگونه است؟ جنگنده های سوخو-۳۵ آیا وارد خدمت شدند یا خیر؟ آیا ما توان دفاع از آسمان خود در برابر آمریکا داریم و نتیجه جنگ احتمالی چگونه میشود؟
دوستان کانال راه امنیت جواب همه سوالها را به صورت تخصصی و دقیق داده حتماً در کانال زیر عضو بشید و مطالبشون رو مطالعه کنید تا از حالت سردرگمی در بیاید👇🏼
@SANGAAR_SHEKAN
@SANGAAR_SHEKAN | 2 |
| 18 | 🚨فوری / کد 100 صادر شد/ طبق اعلام برخی منابع ،مناطق نظامی و دولتی تخلیه فوری خورده اند‼️
@FATEHEINN_NEWS | فاتحین نیوز | 2 |
| 19 | بریم برای شروع یه روز پر کار و قشنگ :)💛 | 124 |
| 20 | امروز حسابی خوابیدم البته یه چند بار به مامان سر میزدم و بعد میخوابیدم که یهو مامان فاطمه و میکائیل اومدند و رسما خواب تعطیل شد برای مامان اول صبحی جو درست کرد هر چی گفتم براش خوب نیست فعلا اما گوش نکرد و به زور داد به مامان که اصلا خوشمزه نبود خوشش نیومد دایی علی اومد پذیرایی کردم بعد بلاخره صبحانه ام رو خوردم دور هم کلی حرف زدیم بعد اومدم ظرف دربیارم یهو از طبقه بالا یه ظرف افتاد رو ظرف دیگه و اون خورد شد کلا اما اون یکی ظرفه که افتاده بود روش هیچی نشد در کمال ناباوری و عجیب بود اما چون شکر پاش بود همه جا با شکر شد یکی و جاروبرقی کشیدم البته پذیرایی هم یکم کشیدم بعد کارهامو انجام دادم و مامان فاطمه بعد درست کردن ناهار رفت منم با مامان شربت آلبالو بعد از مدت ها خوردیم تا پدر اومد برای اونم درست کردم، دور هم حرف زدیم تا برقا دوباره رفت و دیگه اصلا نمیشد کاری کنی و خونه رفت رو سکوت و هر کی رفت تو اتاق خودش خوابید اما خیلی کسل کنندست واقعا تا برقا اومد اصلا زجرآور بود خیلی مامان هم هیچی نخورده بود و قندش افتاده بود از طرفی بیرون روی دوباره داشت دلش بستنی خواست اما نتونستم بهش بدم براش سیب رنده کردم و دادم خورد من و پدر هم غذامون رو خوردیم بعد برای مامان برنج ساده درست کردم که خاله کبری و شوهرش اومدن خونمون با پدر پذیرایی کردیم مامان حالش خوب نبود خیلی، از طرفی مهمونا کلی من رو مسخره کردن و خندیدن چون موقع آمپول زدنم اینجا بودن خلاصه همزمان با صحبت کردن باهاشون مشقای زبانم رو بلاخره نوشتم بعد زنگ زدم به کانون زبان و شرایطم رو بهشون گفتم نمره نسبتا خوبی داده با این شرایط بازم راضیم دیگه چون مامان فشار گرفت همه خواستن فشارشون رو بگیرم بعد رفتن غذا به مامان دادم به زور، خودمم شام خوردم بعد زبان خوندم تا الان که فردا بازم پرسش داریم. بریم بخوابیم که فردا یه خبرایی هست و براش خیلی ذوق دارم 😁 | 135 |
