en
Feedback
منابع بیگانه

منابع بیگانه

Open in Telegram

برای پیش و بیش از هرچیز با زیست پیشین خود، بیگانه شدن. چنل اصلی @emicalll لینک‌های مرتبط: https://linktr.ee/Nikally

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel منابع بیگانه

Channel منابع بیگانه (@scientific_resources) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 16 056 subscribers, ranking 1 508 in the Medicine category and 20 429 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 16 056 subscribers.

According to the latest data from 30 August, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -112 over the last 30 days and by 0 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 11.36%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 4.75% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 1 823 views. Within the first day, a publication typically gains 762 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as بدن, دارو, زن, انسان‌شناسی, فرد.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
برای پیش و بیش از هرچیز با زیست پیشین خود، بیگانه شدن. چنل اصلی @emicalll لینک‌های مرتبط: https://linktr.ee/Nikally

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 31 August, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Medicine category.

16 056
Subscribers
No data24 hours
-517 days
-11230 days
Attracting Subscribers
August '26
August '26
+50
in 3 channels
July '26
+100
in 1 channels
Get PRO
June '26
+137
in 0 channels
Get PRO
May '26
+35
in 3 channels
Get PRO
April '26
+20
in 0 channels
Get PRO
March '26
+2
in 0 channels
Get PRO
February '26
+12
in 0 channels
Get PRO
January '26
+2
in 0 channels
Get PRO
December '25
+15
in 2 channels
Get PRO
November '25
+39
in 4 channels
Get PRO
October '25
+41
in 3 channels
Get PRO
September '25
+132
in 8 channels
Get PRO
August '25
+74
in 7 channels
Get PRO
July '25
+32
in 3 channels
Get PRO
June '25
+366
in 15 channels
Get PRO
May '25
+240
in 11 channels
Get PRO
April '25
+436
in 10 channels
Get PRO
March '25
+32
in 6 channels
Get PRO
February '25
+783
in 13 channels
Get PRO
January '25
+565
in 8 channels
Get PRO
December '24
+1 291
in 24 channels
Get PRO
November '24
+2 038
in 7 channels
Get PRO
October '24
+597
in 21 channels
Get PRO
September '24
+762
in 12 channels
Get PRO
August '24
+1 518
in 36 channels
Get PRO
July '24
+1 280
in 28 channels
Get PRO
June '24
+976
in 31 channels
Get PRO
May '24
+968
in 32 channels
Get PRO
April '24
+971
in 15 channels
Get PRO
March '24
+954
in 26 channels
Get PRO
February '24
+658
in 21 channels
Get PRO
January '24
+466
in 20 channels
Get PRO
December '23
+1 184
in 31 channels
Get PRO
November '23
+319
in 23 channels
Get PRO
October '23
+285
in 13 channels
Get PRO
September '23
+357
in 0 channels
Get PRO
August '23
+266
in 0 channels
Get PRO
July '23
+221
in 0 channels
Get PRO
June '23
+275
in 0 channels
Get PRO
May '23
+380
in 0 channels
Get PRO
April '23
+819
in 0 channels
Get PRO
March '23
+467
in 0 channels
Get PRO
February '23
+313
in 0 channels
Get PRO
January '23
+494
in 0 channels
Get PRO
December '22
+420
in 0 channels
Get PRO
November '22
+402
in 0 channels
Get PRO
October '22
+506
in 0 channels
Get PRO
September '22
+295
in 0 channels
Get PRO
August '22
+465
in 0 channels
Get PRO
July '22
+792
in 0 channels
Get PRO
June '22
+433
in 0 channels
Get PRO
May '22
+330
in 0 channels
Get PRO
April '22
+417
in 0 channels
Get PRO
March '22
+318
in 0 channels
Get PRO
February '22
+165
in 0 channels
Get PRO
January '22
+319
in 0 channels
Get PRO
December '21
+385
in 0 channels
Get PRO
November '21
+206
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
31 August+3
30 August+1
29 August0
28 August0
27 August0
26 August0
25 August0
24 August0
23 August0
22 August+3
21 August+8
20 August0
19 August+2
18 August+1
17 August+2
16 August0
15 August+2
14 August+1
13 August0
12 August+5
11 August0
10 August+3
09 August+4
08 August+5
07 August+6
06 August+1
05 August+2
04 August0
03 August+1
02 August0
01 August0
Channel Posts
Repost from Learn Cast Library
تالار شیاطین - ولادیمیر لنین @Learn_Cast @LearnCast

2
🎞🎞🎞 مالکیت خصوصی (فردی) و اخلاقیات
866
3
این لیست تعداد مسائلش شد ۱۵۰۰۰ تا. به نظر کمترین فایده AI این بوده که همچین لیست‌هایی تهیه بشه. https://www.unsolvedmath.com/
این لیست تعداد مسائلش شد ۱۵۰۰۰ تا. به نظر کمترین فایده AI این بوده که همچین لیست‌هایی تهیه بشه. https://www.unsolvedmath.com/
1 400
4
اینجا کوتاه و مختصر مفهوم ژاکوبین رو توضیح داده. https://www.proswit.com/jacobian_explained
اینجا کوتاه و مختصر مفهوم ژاکوبین رو توضیح داده. https://www.proswit.com/jacobian_explained
1 248
5
بهترین حمایتی که کمونیسم تاکنون دریافت کرده، نه از سوی ارتش سرخ، بلکه از جانب روشنفکران غربی‌ای بوده است که مایل بودند جنایات
بهترین حمایتی که کمونیسم تاکنون دریافت کرده، نه از سوی ارتش سرخ، بلکه از جانب روشنفکران غربی‌ای بوده است که مایل بودند جنایات آن را توجیه کنند. رایمون آرون در کتاب خود به نام افیون روشنفکران (منتشرشده در سال ۱۹۵۵) توضیح می‌دهد که چگونه مارکسیسم همچون دینی دنیوی عمل می‌کند. قدرت این مکتب بیش از آنکه ناشی از دقت تجربی‌اش باشد، برخاسته از چشم‌انداز کل‌گرایانه‌ای است که ارائه می‌دهد: تاریخی دارای جهت، معنا و مقصدی نویدبخش از جنس عدالت و رهایی انسان. به محض آنکه این چارچوب پذیرفته شود، فجایع کنونی را می‌توان به عنوان مراحلی تراژیک اما ضروری در مسیر رسیدن به آینده‌ای رستگارشده بازتعریف کرد. این رویکرد، محاسبه‌ای سیاسی و معمولی نیست، بلکه بیشتر به نوعی ایمان شباهت دارد. روایت مارکسیستی همان چیزی را فراهم می‌کند که دین سنتی روزگاری ارائه می‌داد: روایتی از شر، نظریه‌ای دربارهٔ رستگاری و نقشی ممتاز برای کسانی که قوانین تاریخ را درک می‌کنند. روشنفکرانی که این گفتمان را می‌پذیرند، اعتبار مفسران سرنوشت را به دست می‌آورند. در نتیجه، انتقاد از حکومت‌های توتالیتار را می‌توان به بهانهٔ عدم درک فرآیند کلان‌تر کنار گذاشت. قحطی‌ها، پاکسازی‌ها، اردوگاه‌های کار اجباری و دادگاه‌های نمایشی کوچک‌شماری، زمینه‌سازی یا به قضاوت تاریخ موکول می‌شوند. آرون دریافت که جاذبهٔ این تفکر، به همان اندازه که اقتصادی است، اخلاقی و وجودی نیز هست. نظریه‌ای که همه‌چیز را تبیین می‌کند و نوید رهایی نهایی را می‌دهد، از نظر روانی بسیار فریبنده‌تر از اصلاحات نامرتب و محدود جامعهٔ لیبرال است. بهای این تسخیرشدگی، ماست‌مالی سیستماتیکِ وحشت‌های فراوان کمونیسم است؛ امری که تا به امروز نیز در محافل روشنفکری به وفور به چشم می‌خورد. 🆔 @liberty_institute | انستیتو لیبرتی
1 165
6
من دنبال یه کتابی می‌گردم که اغلب داخلش floor plans جاهای مشهور رو داشته باشه و بیشتر تصویری باشه. اگر چنین چیزی می‌شناسید یا کسی رو می‌شناسید که بتونه پیشنهادی بده لطفا از طریق دایرکت چنل برام بفرستید. باتشکر.
2 658
7
داشتم توی تلگرام دنبال یه چیزی می‌گشتم که دوتا چنل آرشیو غنی برای معماری و مسائل مربوط بهش پیدا کردم گفتم اینجا هم بذارم شاید بدرد شما بخوره یا شاید کسی رو داشته باشید بتونه استفاده کنه: چنل یک چنل دو
1 453
8
«انسان آزاد دقیقاً نقطه‌ی مقابل «گله‌ی خاکستری» است. او کسی است که صبح از خواب برمی‌خیزد و می‌اندیشد: این زمان من، انرژی من و زندگی من است. او ارزش‌ها را می‌آفریند؛ زیرا آن‌ها را برای خود می‌خواهد—نه از روی عشق به همسایه، نه از سر وظیفه، بلکه از روی منافع شخصیِ خردمندانه. از دلِ همین خودگرایی (به معنای فلسفیِ رند) است که بیشترین شکوفایی برای همه پدید می‌آید: از طریق تبادل داوطلبانه، نوآوری و رقابت. دولت، که در پی شکستن این روح است، با سه سلاح دست به کار می‌شود: از منظر اخلاقی: پیگیری سود را گناه و نوع‌دوستی را فضیلت اعلام می‌کند. از منظر اقتصادی: موفقیت را از طریق مالیات‌ها، مقررات و بازتوزيع تنبیه می‌کند—تا جایی که فرد توانمند سرانجام می‌پرسد: «دیگر چرا به زحمت بیفتم؟» از منظر روان‌شناختی: نسل‌ها را آموزش می‌دهد تا به جای آنکه خود را آفرینندگان سرنوشت خویش ببینند، خود را چرخ‌دنده‌هایی در ماشین جمعی بپندارند.» — آین رند 🆔 @liberty_institute | انستیتو لیبرتی
1 452
9
بحث بر سر تعاریف، طولانی‌ترین انحراف در تاریخ سیاسی است، و شما در دام آن افتادید. سوسیالیست‌ها می‌گویند فاشیست‌ها راست‌گرا هس
بحث بر سر تعاریف، طولانی‌ترین انحراف در تاریخ سیاسی است، و شما در دام آن افتادید. سوسیالیست‌ها می‌گویند فاشیست‌ها راست‌گرا هستند. فاشیست‌ها می‌گفتند سوسیالیست نیستند. کمونیست‌ها هر دو را محکوم کردند. در همین حال، در ونزوئلا در سال ۲۰۱۶، در حالی که دولت قیمت آرد را کنترل می‌کرد، مردم در کاراکاس برای غذا به شکار کبوتر روی آورده بودند. برچسبِ روی ایدئولوژی برای مردی که کبوتر می‌خورد تفاوتی ایجاد نمی‌کرد. آن را همان‌چه که هست بنامید: «جمع‌گرایی» (Collectivism). اصل سازمان‌دهنده در تمام انواع آن یکسان است. گروهی از افرادِ مسلح تصمیم می‌گیرند منابع چگونه تخصیص یابند و انتخاب‌های داوطلبانه افراد را زیر پا می‌گذارند. اینکه آن گروه خود را پیشاهنگ پرولتاریا یا شورای شرکتی ملی بنامد، تغییری در مکانیسم آن ایجاد نمی‌کند. شما همچنان حق ندارید «نه» بگویید. بدون مالکیت خصوصی بر ابزار تولید، شما سیگنال قیمت را از بین می‌برید. بدون قیمت‌ها، برنامه‌ریزان حدس می‌زنند. آن‌ها همیشه در مقیاس وسیع اشتباه حدس می‌زنند و پیامدهای آن در سردخانه‌ها و صف‌های نان انباشته می‌شود. برنامه‌ریزان مائو راه خود را از میان «جهش بزرگ به جلو» حدس زدند و بین سال‌های ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱ رقمی بین ۱۵ تا ۵۵ میلیون نفر را به کشتن دادند. بحث نام‌گذاری تنها یک هدف دارد: به هر نسل جدیدِ جمع‌گرا اجازه می‌دهد فجایع نسل پیشین را انکار کند. «آن سوسیالیسم واقعی نبود.» البته که همین‌طور است. هرگز نیست، تا زمانی که بشود، و تا آن زمان شما نهادهایی را که به شما اجازه مقاومت می‌دادند، تسلیم کرده‌اید. برنامه‌ریزی متمرکز نیازمند اطلاعاتی است که هیچ برنامه‌ریز متمرکزی در اختیار ندارد. شما نمی‌توانید دانشِ توزیع‌شده، محلی و در حال تغییرِ میلیون‌ها فرد را در جدولِ یک کمیته گردآوری کنید. اتحاد جماهیر شوروی ۷۰ سال تلاش کرد. کوبا همچنان در حال تلاش است. نتیجه اصلاً مبهم نیست. دست از بحث بر سر اینکه کدام طعم از اجبار سزاوار همدردی است بردارید. مبادله داوطلبانه یا اجبار. یکی را انتخاب کنید. 🆔 @liberty_institute | انستیتو لیبرتی
1 511
10
ادامه... من مدتی از یادگیری دانشم رو صرف یادگیری کارکرد مغز انسان، تصمیم‌گیری و مسیرهای تصمیم‌گیری کردم. نکته‌ی حائز اهمیت وق
ادامه... من مدتی از یادگیری دانشم رو صرف یادگیری کارکرد مغز انسان، تصمیم‌گیری و مسیرهای تصمیم‌گیری کردم. نکته‌ی حائز اهمیت وقتی درباره‌ی تفکر الگوریتمی ماشین و تفکر انسانی صحبت می‌کنیم اینه که ما خالق تفکر سیستمی و الگوریتم ماشینی هستیم و این به این معناست که بخشی از تفکر انسانی رو در آنچه که خلق کردیم دمیدیم و به جا گذشتیم. شکل نوعی انعکاس می‌مونه که نوعی از شیوه‌ی فکری انسانی رو می‌تونیم از طریقش بفهمیم اما نباید کل تفکر انسانی رو به این نوع تفکر تقلیل بدیم و تصور کنیم صرفا به این شکل کار می‌کنیم. ما می‌دونیم که چنین تایپ تفکری برای مثال به عنوان if و else داریم اما این رو هم می‌دونیم آدمی قادره - حتی با سال‌ها گیر کردن در چنین حلقه‌ی فکری‌ای، - خودش رو با توجه به خلاقیتش و آزادی اراده‌اش نجات بده و آزاد بکنه و condition متفاوتی رو جایگزین قبلی بکنه. آیا همه قادرن انجام بدن؟ آیا همه به یک اندازه؟ چه فاکتورهایی تاثیر گذاره؟ خب واقعیتش، ما نمی‌دونیم. شاید هرگز هم نتونیم بفهمیم چون اگر یک سیستم بخواد خودش رو به صورت کامل یاد بگیره باید از نوع ماشین کامل باشه و این در علم فیزیک و هستی‌شناسی مسئله‌ای غیرممکنه پس ما نمی‌تونیم همه‌ی اجزای انسان رو دریابیم. اما خب می‌تونیم از این روش‌ها و انعکاس‌ها استفاده کنیم و این رو صریحا پیش خودمون تصریح کنیم که ما فقط بخشی از تفکر آدمی رو داریم می‌بینیم و ازشون می‌تونیم بدون اینکه تقلیل بدیم (با جا گذاشتن همیشه برای آزادی عمل و شک) استفاده‌ی مفید کنیم.
1 619
11
من توی زندگیم این شاخه به اون شاخه زیاد پریدم و تقریبا یه سرکی توی اغلب رشته‌های ممکن کشیدم از زمانی که رشته‌ام بیوتک بود تا
من توی زندگیم این شاخه به اون شاخه زیاد پریدم و تقریبا یه سرکی توی اغلب رشته‌های ممکن کشیدم از زمانی که رشته‌ام بیوتک بود تا الان که انسان‌شناسیه هرجا شده یه سری زدم و معتقدم هر اطلاعاتی رو باید بلعید چرا که چه خوب و چه بد، به انسان چشم دیدن می‌ده چه برای موافقت و مخالفت. من از کودکی به شدت روی ریاضی خوندنم تاکید شد و استدلال ریاضیاتی بهم کمک کرد بتونم زبان رو راحت‌تر بفهمم. اما این متن رو نوشتم که نه درباره‌ی ریاضی بلکه درباره‌ی اهمیت یادگیری تفکر الگوریتمی داخل برنامه‌نویسی صحبت کنم. گاهی وقت‌ها خیلی پیش میاد من و شما تفکراتی داریم که نمی‌تونیم بیان کنیم یا ازشون نتیجه‌گیری کنیم. وقتی زمان اخلاقیات و تصمیمات مهم و اساسی و بنیادین‌انسانی هم می‌شه عملکرد مناسبی نداریم. چیزی که به من در این راستا کمک کرد یاد گرفتن پایه (و نه حتی پیشرفته‌ی) تفکر سیستماتیک و تفکر الگوریتمی بود. یه نمونه‌اش رو برای شما مثال گذشتم. اگر شما بتونی اصولی رو برای خودت تعیین کنی که تبدیل به condition اگر‌های شما بشه اونوقت هر اینپوتی رو براساسش می‌تونی تحلیل کنی و اگر همسو بود یا همسو نبود بتونی واکنش بدی. البته مشخصا برای دچار تعصب نشدن باید اون condition رو به جای نسبی کردن، هسته‌ای کرد. یعنی به عبارتی شما اونقدر کاندیشن مدنظرت رو پایه‌ای کنی که مثل اولین آجر دیوارت بشه. بگی اگر صافه صاف می‌ره بالا اگر کجه، کج می‌ره بالا. تصمیمات بنیادین، اون تصمیماتین‌ که مقدم به رفتارهای ما و باقی تفکراتمونن. برای مثال اراده‌ی آزاد و پذیرفتن حق مالکیت فردی چنین ویژگی‌ای داره و در کتاب #آزادی‌دین‌ایران تلاش می‌شه دقیقا این جا بیفته. وقتی می‌گیم اصول نظر آکسیوماتیک یعنی هسته‌ایه و شما قادری جایگزین داخل condition بکنی و هرچیزی رو براساسش بهت جواب می‌ده. خودش هم قابلیت اثبات نداره چون مقدمه یعنی یا می‌پذیری و یا نمی‌پذیری و همه‌چیز براساس اینکه پذیرفتی یا خیر شکل می‌گیره دقیقا مثل آجر اول دیوار. از این رو نمی‌شه به سادگی گفت رویکردهای اعتقادی افراد همچون جهت‌گیری سیاسیشون چیزی جدای زندگیشونه چون خواه و ناخواه، آجر اوله. فقط مزیت داشتن چنین تفکری در اینه که فرد رو به سیستم فکریش آگاه می‌کنه و بهش ابزارهای مناسب‌تری می‌ده که کارش رو در بررسی و فهم مسئله راحت می‌کنه. خلاصه که از این شاخه به اون شاخه پریدن لزوما کار اشتباهی نیست چه بسا گاهی موجب تقویت دید انسانی نسبت به مسائل می‌شه.
1 360
12
تورم نه ناشی از اقدامات شهروندان خصوصی، بلکه معلول عملکرد دولت است: یعنی افزایش مصنوعی عرضه‌ی پول که برای تأمین کسری بودجه ضر
تورم نه ناشی از اقدامات شهروندان خصوصی، بلکه معلول عملکرد دولت است: یعنی افزایش مصنوعی عرضه‌ی پول که برای تأمین کسری بودجه ضرورت یافته است. هیچ اختلاس‌گر شخصی یا بانک‌زنی در طول تاریخ نتوانسته است پس‌انداز مردم را در مقیاسی غارت کند که با غارت ناشی از سیاست‌های مالی دولت‌های دولت‌محور قابل مقایسه باشد. — رین اِند 🆔 @liberty_institute | انستیتو لیبرتی
1 776
13
+2
سه جزوه‌ی ۱. تفکر انتقادی ۲. هوش مصنوعی مولد ۳. رویکرد تصمیم‌گیری اثر آقای محمد علی جنت‌خواه ، آزادی‌خواهی که همواره برای رشد و شکوفایی ایران نوشته و منتشر کرده #آزادی_اندیشه
2 277
14
البته باید دقت داشته باشیم که من سراسر در مقام نفی یا نقد اندیشه سیاسی ایرانی در دوره‌های مختلف نیستم. در هر دوره مفاهیم سودمندی وجود دارند که می‌توانیم از آن‌ها بهره ببریم؛ حتی در اندیشه سیاسی اسلام نیز چنین مفاهیمی وجود دارد. مسئله این نیست که بگوییم چون اندیشه سیاسی ایران به یک الگوی مدرن غربی تبدیل نشده، پس اساساً اندیشه سیاسی نیست. من کاملاً با چنین برداشتی مخالفم. آن چیزی که به نظرم باید در نظر بگیریم این است که این تحولات را به شکل یک روند خطی نبینیم. اندیشه سیاسی ما عمدتاً از دو زیرساخت مهم برخاسته است: نخست کیهان‌شناسی و جهان‌بینی ایران باستان و در مرحله دوم جهان‌بینی دینی اسلام. هرکدام از این دو مرحله نیز پیچیدگی‌ها، تحولات و صورت‌بندی‌های متفاوتی داشته‌اند و نمی‌توان آن‌ها را یکپارچه و ثابت در نظر گرفت. از این منظر، وقتی به مسئله‌ای که جواد طباطبایی درباره نزولی بودن سیر اندیشه سیاسی در ایران و اسلام مطرح می‌کند نگاه می‌کنیم، شاید بتوان آن را از زاویه دیگری نیز فهمید. مسئله فقط این نیست که اندیشه سیاسی در ایران «ضعیف» شده یا متفکر سیاسی نداشته‌ایم؛ مسئله این است که اندیشه سیاسی نتوانست تداوم نظری خود را حفظ کند و به یک حوزه مستقل معرفتی تبدیل شود. البته در این میان استثناهایی هم وجود دارند؛ فارابی و مسکویه رازی از مهم‌ترین نمونه‌هایی هستند که نشان می‌دهند امکان صورت‌بندی فلسفی و نسبتاً مستقل امر سیاسی در سنت اسلامی وجود داشته. اما در مجموع، بخش بزرگی از مباحث سیاسی در دوره اسلامی همچنان در چارچوب پیش‌فرض‌های اصلی کلام و شریعت قرار داشت و مسائلی مانند وحی، نبوت و رسالت در بنیان این دستگاه‌های فکری حضور داشتند. برای همین است که به گمانم وقتی از سیر نزولی اندیشه سیاسی در دوره‌های اخیر صحبت می‌کنیم، نباید صرفاً تعداد متفکران یا حجم آثار سیاسی را معیار قرار دهیم. مسئله عمیق‌تر از این حرف‌هاست. باید ببینیم اندیشه سیاسی تا چه اندازه توانسته از مبانی اولیه خود فاصله بگیرد، آن‌ها را مورد پرسش قرار دهد و به یک حوزه مستقل برای تولید مفاهیم و نظریه‌های سیاسی تبدیل شود. در نهایت، پرسش اصلی برای من این نیست که آیا ایران اندیشه سیاسی داشته یا نداشته است؛ پاسخ روشن است: داشته است. پرسش مهم‌تر این است که چرا این اندیشه، با وجود داشتن میراث فکری گسترده و مفاهیم مهم در دوره‌های مختلف، نتوانست آن تداوم و استقلال نظری‌ای را پیدا کند که در بخش مهمی از سنت مدرن غربی شکل گرفت. و شاید دقیقاً از همین‌جا بتوان دوباره به همان بحث ابتدایی برگشت: اینکه بن‌مایه هستی‌شناسانه یک اندیشه چه نسبتی با امکان رشد و پویایی آن دارد؟ به گمانم، اگر بخواهیم وضعیت اندیشه سیاسی در ایران را بفهمیم، باید از بررسی صرف گزاره‌های سیاسی فراتر برویم و به سراغ مبانی عمیق‌تری برویم که این گزاره‌ها از دل آن‌ها شکل گرفته‌اند.
2 410
15
مبانی هستی‌شناختی و مسئله پویایی اندیشه سیاسی اخیراً به‌صورت جسته‌وگریخته در حال مطالعه اندیشه سیاسی هستم و در خلال این خوانش‌ها به نکته‌ای برخوردم که برایم جالب بود و باعث شد کمی بیشتر درباره نسبت میان مبانی نظری و اندیشه سیاسی فکر کنم. وقتی می‌گوییم بن‌مایهٔ هستی‌شناسانه داشتن می‌تواند باعث اعتلا و رشد یک اندیشه سیاسی شود، به این معناست که یک اندیشه سیاسی صرفاً مجموعه‌ای از گزاره‌ها درباره قدرت و حکومت نیست، بلکه پشت آن نوعی تصور از انسان، جهان، حقیقت و نسبت انسان با جهان قرار دارد. همین مبانی می‌توانند گاهی مستقیماً به یک تفسیر سیاسی راه ببرند و جهت خاصی به آن بدهند. برای مثال، جان لاک، پدر لیبرالیسم کلاسیک، معتقد بود ذهن انسان هنگام تولد همچون لوحی سفید است. از نظر او، عقاید، ارزش‌ها و انگاشته‌های ما عمدتاً حاصل تجربه‌ها و برداشت‌های حسی ما از جهان‌اند. این تجربه‌گرایی لاک صرفاً یک بحث معرفت‌شناختی باقی نماند و بازتاب مستقیمی در استدلال‌های سیاسی او پیدا کرد. تلقی او از شناخت، طبیعت انسان و تجربه، در کنار سایر مبانی فلسفی‌اش، به صورت‌بندی نظریه‌ای درباره قانون طبیعی (jus naturale / natural law) و حقوق طبیعی انسان انجامید. از اینجا به عقیده‌ای نوین درباره حقوق جهانی بشر می‌رسیم. در این نگاه، برخلاف تصوری که حقوق انسان را صرفاً عطیه‌ای از جانب خداوند (نگاه اکویناس) یا حاکم می‌دانست، انسان به اعتبار انسان بودن خود صاحب حق و حقوق است. بنابراین، حق دیگر صرفاً چیزی نیست که از بالا به انسان اعطا شود، بلکه امری است که با خود انسان و طبیعت انسانی او پیوند دارد. به گمانم اهمیت این مسئله زمانی بیشتر روشن می‌شود که آن را با نظام‌هایی مقایسه کنیم که در آن‌ها مشروعیت حکومت یا حاکمیت، در پیوند با یک نظام کیهان‌شناسی و یک نیروی قدسی تعریف می‌شود. ضعف بالقوه چنین نظام‌هایی این است که ممکن است حق را نه به‌عنوان امری پیشینی و متعلق به انسان، بلکه به‌مثابه یک آپشن یا عطیه الهی در نظر بگیرند. در چنین شرایطی، حقوق انسان می‌توانند وابسته به تفسیر و اراده یک قدرت بیرونی از انسان تعریف شوند و همین مسئله امکان استفاده از این دستگاه نظری برای توجیه حکومت‌های خودکامه را افزایش می‌دهد. البته منظورم این نیست که هر اندیشه‌ای که مشروعیت خود را به امر قدسی پیوند می‌دهد، الزاماً به استبداد منتهی می‌شود. مسئله پیچیده‌تر از این است. نکته اینجاست که وقتی هم مشروعیت حاکم و هم حق انسان هر دو از یک منشأ قدسی استنباط شوند، نسبت میان آن دو به نوع تفسیر ما از اراده الهی وابسته می‌شود. در چنین دستگاهی ممکن است شورش علیه پادشاه اساساً نامشروع تلقی شود؛ چون پادشاه قدرت خود را از خداوند می‌گیرد و انسان نیز متقابلاً حق خود را از خداوند. در نتیجه، اگر حاکم به نام همان منشأ قدسی فرمان دهد، مقاومت در برابر او نیازمند ارائه تفسیری است که نشان دهد خود حاکم از آن نظم قدسی خارج شده است. به گمانم اینجا می‌توان به مسئله اندیشه سیاسی در ایران رسید. اندیشه سیاسی در ایران، از یک سو میراث نظریِ ایران باستان را با خود دارد و از سوی دیگر، پس از ورود اسلام، در نسبت با جهان‌بینی اسلامی شکل گرفته است. بنابراین، با نوعی دیالکتیک میان آنچه پیش‌تر در ایران باستان وجود داشته و اندیشه‌های اسلامی مواجهیم. مسئله‌ای که به نظرم در اینجا اهمیت دارد این است که این اندیشه سیاسی، برخلاف بخش مهمی از سنت مدرن غربی، کمتر توانست یک شالوده هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی مستقل برای خود ایجاد کند و از دل آن به یک حوزه مستقل از معرفت سیاسی برسد. این نکته البته به معنای آن نیست که اندیشه سیاسی در ایران فاقد مبانی هستی‌شناختی بوده است. برعکس، کیهان‌شناسی ایران باستان خود بخشی از بنیان فکری آن را تشکیل می‌داد و در دوره اسلامی نیز جهان‌بینی دینی اسلام، کلام و شریعت نقش مهمی در صورت‌بندی اندیشه سیاسی داشتند. مسئله این است که این مبانی کمتر به صورت یک دستگاه مستقل برای اندیشیدن درباره امر سیاسی توسعه پیدا کردند. در بخش مهمی از سنت مدرن غربی، به‌تدریج اندیشه سیاسی توانست از وابستگی مستقیم به الهیات و دیگر حوزه‌های معرفتی فاصله بگیرد و به حوزه‌ای نسبتاً مستقل تبدیل شود. به همین دلیل، مفاهیمی مانند حق، آزادی، حاکمیت، دولت و مشروعیت توانستند موضوع بحثی مستقل قرار بگیرند و مبانی فلسفی متفاوتی برای آن‌ها ساخته شود. تجربه‌گرایی لاک را نیز باید در همین زمینه فهمید؛ یعنی نه به‌عنوان یک گزاره منفرد، بلکه به‌عنوان بخشی از یک دستگاه معرفتی که توانست به صورت‌بندی مسائل سیاسی راه پیدا کند.
1 490
16
📚 انسان، اقتصاد و حکومت ✍️ نگارنده : مورای روتبارد 📄 ترجمه شده توسط لرن کست روتبارد گام‌به‌گام نشان می‌دهد که انسان چگونه میان اهداف گوناگون و وسایل کمیاب دست به انتخاب می‌زند و چطور همین انتخاب‌های فردی، شالوده ارزش‌گذاری را می‌سازند. از این نقطه، داستان مبادله باز می‌شود؛ ابتدا مبادله مستقیم پایاپای و سپس ظهور پول به‌عنوان ابزار مبادله غیرمستقیم. پول در نگاه روتبارد صرفاً ابزاری برای تسهیل دادوستد نیست، بلکه شرط لازم برای امکان‌پذیر شدن محاسبات اقتصادی پیچیده در یک جامعه صنعتی است. او در همین مسیر، نظریه بهره را هم از ابهام درمی‌آورد: بهره نه ناشی از بازدهی فیزیکی ماشین‌آلات است و نه یک سود ساختگی، بلکه مستقیماً از «ترجیح زمانی» انسان ریشه می‌گیرد؛ این حقیقت بنیادین که انسان‌ها ارزش کالایِ حاضر در دست را بیش از همان کالا در آینده می‌دانند. @Learn_Cast @LearnCast
1 686
17
ترکیب دموکراسی و بروکراسی به حدی فرد رو از نتیجه‌ی انتخاباتش دور می‌کنه که عملا موجب نوعی بی‌منطقی سیاسی می‌شه و افراد چون به صورت در لحظه و شخصا هزینه‌ی اشتباهشون رو نمی‌پردازن با همون تصمیمات پیش می‌رن و در نهایت منجر به این می‌شه که این اشتباهات و اشتباهات دیگران روی هم جمع بشن و احتمالا فقط وقتی اوضاع خیلی خیط شده با نتیجه‌ی این اشتباهات رو به رو شن: جایی که دیگه آزادی مفت فروخته شده و آزادی عمل به سطح بالای محدودیت خودش رسیده. این مقاله درباره این مطلب، بسیار تفکر برانگیزه.
2 175
18
من خیلی وقت‌ها شده از این بگم که چطور بدرستی استفاده نکردن کلمات و مفاهیم این اجازه رو به سواستفاده‌گران می‌ده تا با گشاد کردن معنی مفاهیم، بخوان رنگ عوض کنن و چیزهایی که نمی‌خوایم رو توی پاچمون فرو کنن. توی این مقاله می‌تونید این رویکرد رو از سوسیالیست‌ها به عنوان نمونه بر سر مسئله‌ی بیگانه‌سازی بخونید و ببینید چطور اگر اجازه بدیم کلمات و معانی تحریف شن، در نهایت هزینه‌اش رو ما باید بپردازیم.
1 942
19
آیا ممکنه ما هنر و کشاورزی رو با تقلید از حیوانات یاد گرفته باشیم؟ با اینکه اثباتش تقریبا غیرممکنه چون هرگز نمی‌تونیم از این سر در بیاریم که انسان‌های نخستین چطور فکر می‌کردن اما برخی چیزهایی که در باستان‌شناسی می‌بینیم می‌تونن مارو به فکر وا دارن. توصیه می‌کنم این مطلب رو بخونید و شگفت‌زده شید! لینک مطلب مرتبط
2 701
20
در ادامه نقد ریسرچ مین‌استریم روان در ساینس این هم مطلب جالبیه: A Story of Bad Science: How Defenders of Antidepressant Efficacy Make Their Case لینک مطالعه
1 920