en
Feedback
گشت‌ها | هومن پناهنده

گشت‌ها | هومن پناهنده

Open in Telegram

کانال هومن پناهنده

Show more
884
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-330 days
Posts Archive
این فایل صوتی نمونهُ خوبی است که نشان می‌دهد روش دقیق پژوهش در تاریخ چه فرقی دارد با خط مشیی که اطلاعات تاریخی را گتره‌ای و دلبخواهی گرد می‌آورد تا آتها را محملی قرار دهد برای اثبات مدعایی که از همان آغاز به آن دل بسته است. آشکار است که در اینجا دو طرف اختلاف نظر دارند، اما اختلاف روش دو طرف در دفاع از مدعاهایشان مهم‌تر از اختلافی است که در اصل مدعاهایشان دارند. به عبارت دیگر، این که یکی در دو واقعه مصدق را محکوم و دیگری او را در هر دو واقعه سرفراز می‌داند مهم است اما مهم‌تر این است که یکی سرسری و سهل‌انگارانه به سراغ تاریخ می‌رود و دیگری روشمندانه، باانضباط و سخت‌گیرانه. ✍هومن_پناهنده @gashthaa

دکتر کریم سلیمانی دهکردی در این فایل صوتی با توضیح درباره شیوه ی تاریخ نگاری دکتر غنی نژاد، از چرایی امتناع از مناظره شفاهی با او سخن گفته است. پیشنهاد سلیمانی مناظره مکتوب است. علاوه بر این، دکتر سلیمانی در این فایل صوتی توضیحات دقیقی درباره ی حضور مصدق مقابل مجلس و سخنرانی برای مردم - ۴ مهر ۱۳۳۰ - ارائه داده که در جای خود شنیدنی ست. [در این بخش، مجلس شانزدهم سهوا مجلس هفدهم خوانده شده است.] در بخش دیگری از این فایل، از مقاومت مصدق در مجلس چهاردهم در برابر پیشنهاد اغواگرانه ی شاه مبنی بر پذیرش سمت نخست وزیری و انحلال مجلس خواهید شنید. دکتر سلیمانی در بخش مهم و اصلی این سخنرانی به روایت مشارکت جبهه ی ملی و دکتر محمد مصدق در قتل سپهبد رزم‌آرا پرداخته و آن را ساختگی دانسته است. @hamidrezaabedian

مورخ متعهد، مسئولیت‌پذیر و دردمند ایران جواد عبّاسی دوازدهم مرداد 1404 در غربت مرگ بیم تنهایی نیست یاران عزیز آن طرف بیشترند خبر درگذشت ناگهانی و جانکاه دکتر کریم سلیمانی یکی از تلخ‌ترین خبرهایی است که در سال‌های اخیر شاهد آن بوده‌ام. او را از دهه 1370 می‌شناختم. از اندک مورخان پایبند به اصول علمی، مسئولیت‌پذیر، شریف و اخلاق‌مدار بود و هیچگاه تسلیم منافع شخصی و مصلحت‌اندیشی‌های رایج نشد. چه آن موقع که سال‌های سال برای آزادگی و پایبندی‌اش به اصول علمی و اخلاقی و باورهای انسانی‌اش، دائم در دانشگاه در معرض بازخواست بود و از اصول و باورهای علمی و انسانی خود کوتاه نمی‌آمد، چه آن هنگام که با راه افتادن موج اخراج در دانشگاه‌ها در دولت تباه سیزدهم در حد توان خود برای کمک به همکاران آسیب دیده‌اش کوشید و چه اخیرا که در اوج بالندگی و پختگی بازنشسته شد، اما در دفاع تمام‌قد از حریم رشته‌ای و علمی تاریخ در برابر متعرضان نااهل در تاریخ و مغرض، تردید به خود راه نداد و عافیت‌طلبی و سکوت پیشه نکرد. در توان علمی او هم همین بس که پایان‌نامه کارشناسی ارشد او (القاب رجال دوره قاجار) در زمان خود کاری در خور بود و نشر معتبر نی آن را چاپ کرد، دانشجویی‌اش در آلمان مورد توجه ایران‌شناس برجسته‌ای چون فراگنر قرار گرفت و کتاب معرکه تنباکوی او نوآورانه بود. روانش مینوی و مرامش ماندگار و فراگیر باد.https://t.me/historyandlife/3404

مقاله دکتر محسن گودرزی و مرجان میرغفاری با عنوان «پناهگاه اجتماعی (گروه‌های کتابخوانی که این روزها تعدادشان روبه افزایش است چه کارکردی را عهده‌دار می‌شوند)» درباره این مقاله در پست بعدی بخوانید. #خواندنی‌ها #روزنوشته‌های_سمیه_توحیدلو @smtohidloo

Repost from Moosighi sonati
وقتی استوری از این عکس قرار دادیم که در ۱۳۶۰ در محله کلیمیان تهران گرفته شده ، یکی از همراهان نوشته بودند " کاش صدا هم داشت"
وقتی استوری از این عکس قرار دادیم که در ۱۳۶۰ در محله کلیمیان تهران گرفته شده ، یکی از همراهان نوشته بودند " کاش صدا هم داشت" و خوب اولین قطعه ای که به ذهنم رسید این چهارمضراب بیات راجه شادروان استاد #غلامحسین_بیگجه_خانی بود که سالها بود نشينیده بودمش پس هم تجدید خاطره ای شد از زمانی که ساعت‌ها به ساز شیرین و مضراب زدن های متفاوت جناب بیگجه گوش میدادم و هم توفیقی نصیب شد تا این تکنوازی گوشنواز را با شما به اشتراک گذارم... @moosighi_sonati

🎙فایل صوتی هفتصد و بیست و چهارمین اپیزود رادیو جدال منتشر شد. 📣 #اپیزود ۷۲۴: راهی برای قوی کردن ایران وجود دارد؟ شکست امنیتی، فساد ساختاری و جنگ قدرت 🔹 گفتگو با سعید #لیلاز 📆 ششم مرداد ماه ۱۴۰۴ ⏱️ مدت زمان: ۱۲۵ دقیقه

Repost from N/a
داریوش آشوری: بارها رفتم ایران و آمدم. به من کاری نداشتند. چون من این جا که بودم با هیچ کدام از این گروه‌های سیاسی فعالیتی نم
داریوش آشوری: بارها رفتم ایران و آمدم. به من کاری نداشتند. چون من این جا که بودم با هیچ کدام از این گروه‌های سیاسی فعالیتی نمی‌کردم و کاری نداشتم. حتی آمدند به سراغ من مثلاً از دم و دستگاه بختیار و از مجاهدین که خلاصه بیا و امکاناتی است. خلاصه حاضر بودند پولی چیزی بدهند که بریم بپیوندیم ولی من هیچ وقت این کار را نکردم. علی رغم این که خیلی از لحاظ مالی در تنگنا بودم.... البته از آن جا هم آمدند سراغ من. حتی حداد عادل مثلاً نامه نوشت برای من که بروم با فرهنگستان مثلاً همکاری کنم. ولی من دل ندادم به این چیزها. می‌دانستم بروم آن جا، آن فضا مرا خیلی آزار خواهد داد.

Repost from تحکیم ملت
♦️ بحران و محافظه‌کاری 🖊️ علی‌رضا علوی‌تبار /وب‌سایت مشق نو 📌نوشتار پیش رو چه می‌گوید؟ کشور ما با مجموعه‌ای از مسائل پیچیده و مزمن روبه‌روست؛ مسائلی که برخی به مرز بحران رسیده‌اند. علوی‌تبار در این یادداشت تأکید می‌کند که محافظه‌کاری و پایبندی به وضع موجود، نمی‌تواند پاسخ‌گوی چنین وضعیتی باشد. او معتقد است برای عبور از این شرایط، ابتدا باید به چرایی و چگونگی شکل‌گیری این مشکلات پرداخت و سپس با نگاهی علمی و میهن‌دوستانه به‌دنبال راه‌حل بود. او سه سطح از تحلیل را پیشنهاد می‌دهد: در سطح اول، ناکارآمدی‌ها به مدیران و مسئولان نسبت داده می‌شود؛ از جمله ضعف دانش، نگاه‌های ایدئولوژیک، و رویکردهای بسته و قبیله‌ای. در سطح دوم، مشکل اصلی، تداوم راهبردها و سیاست‌هایی دانسته می‌شود که با وجود ناکارآمدی، همچنان تکرار می‌شوند. اما در سطح سوم، ریشه چالش‌ها در ساختار قدرت و نسبت اختیار و مسئولیت بررسی می‌شود. در چنین شرایطی برخی با نگاه‌ ریشه‌نگر بر اصلاح ساختار حقیقی قدرت تأکید می‌ورزند و شماری دیگر از تغییر ساختارهای حقوقی مانند قانون اساسی سخن می‌گوید. حال آ‌نکه در هر حال، هدف، ایجاد توازن در قدرت و فراهم‌سازی زمینه‌ای برای تصمیم‌گیری بهتر و کارآمدتر است. در پایان، علوی‌تبار پیشنهادهایی عملی و سنجش‌پذیر ارائه می‌کند: واگذاری کامل سیاست خارجی به وزارت خارجه، تمهید سیاست‌ خارجی تأمین‌کننده منافع ملی، بازخوانی و بازآرایی نگاه ایران به مسئله فلسطین و راه‌حل‌های آن، و تقویت قوه بازدارندگی با تأکید بر چند عنصر کلیدی از جمله تأمین «سخت‌افزارهای جدید و پیشرفته»، تخصصی‌شدن، و تقویت میهن‌دوستیِ شهروند‌محور. از نگاه او، عبور از بحران‌ها نیازمند تغییر در نگاه‌ها و رویه‌هاست، نه صرفاً تکرار آنچه تاکنون بوده. متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6268 🆔@tahkimmelat

این رفح، جنوب غزه، صحنه های آخرالزمانی..! @Saberinfa

Repost from نشر هرمس
🔺 چاپ اول کتاب «جهان‌های صدق: فلسفۀ معرفت» منتشر شد 📚 کتاب: #جهان‌های_صدق_فلسفه_معرفت 🖊 نویسنده: #ایزرائیل_شفلر 🖊 مترجم: #شیرزاد_گلشاهی_کریم 🖊 ویراستار: #هومن_پناهنده 🔹 چاپ اول ◽️رقعی، جلد شومیز، ۲۱۶ صفحه 🔹قیمت: ۳۲۱ هزار تومان برشی از متن: آنچه را معمولاً می‌‏توان به طور دقیق توجیه کرد اعمال، حرکات از روی قصد، الگوهای عمل قابل مهار، و بخش‌‏هایی از رفتارمان است که ما مسئول آن هستیم. در حقیقت توجیه در مورد چیزی که کسی مسئول آن نیست صدق نمی‌‏کند حال آنکه مسئول چیزی بودن دقیقاً یعنی مواجه بودن با درخواست توجیه برای آن چیز. از آنجا که آنچه دقیقاً مسئول آن هستیم رفتار قابل مهار ما است، بنابراین آنچه از ما خواسته می‌‏شود توجیه چنین رفتاری است. استثنای ظاهری در مورد توجیه گزاره‌‏های معرفتی تنها در صورتی استثنای واقعی است که معرفت را از عمل جدا کنیم و انکار کنیم که باور، تأیید، و تصدیقِ مدعا نوعی رفتارِ از قصد است که ما مسئول آن هستیم. در واقع معلوم می‌‏شود که بررسیِ توجیهِ باورهای معرفتی یا بررسی تأیید یا بررسی پذیرش یک جمله، در همۀ موردهای توجیه مایۀ روشنگری است. دربارهٔ کتاب: کتاب حاضر نگاهی فلسفی است به زبان، معنا، صدق، اخلاق، اعمال و رفتار انسان. در این فلسفه با مدد جستن از روش پراگماتیسم تحلیلی به زبان به‌‏عنوان رهیافتی به صدق و واقعیت‌‏ها نگریسته می‌‏شود. زبان نماد اندیشه است و البته مقدم بر آن. نویسنده نشان می‌‏دهد که چگونه است که شکل‌‏گیری معرفت بر مبنای گزاره‌‏های پایه و بدیهی نیست، بلکه ما از دل یک نظام معرفتی شروع به تفکر می‌‏کنیم و هیچ‌‏گاه تفکرات ما از صفر آغاز نمی‌‏شود. در این رویکرد آغازِ اندیشه از شک، آنچنان که دکارت تصور می‌‏کرد، نفی می‌‏شود و نشان داده می‌‏شود که معرفت‌‏های ما چگونه به‌صورت یک نظام کلی در دل گزاره‌‏های غیریقینی و غیرواضح سروسامان می‌‏یابند. و هیچ امری هیچ‌‏گاه برای همیشه بدیهی و ثابت و مصون از خطا نیست. در این کتاب نشان داده می‌‏شود که چگونه داوری‌‏های پوزیتیویستی و مبناگرا در فلسفۀ مبتنی بر پراگماتیسم تحلیلی رنگ می‌‏بازند و مورد تجدید نظر قرار می‌‏گیرند. ایزرائیل شفلر در مقدمۀ کتاب به‌صراحت رویکرد خود به موضوعات مورد بحث را پراگماتیستی - تحلیلی می‌‏داند و خواننده پس از خواندن کتاب درخواهد یافت که این رویکرد دیدگاه فلسفیِ بدیعی است که از دل نفی فلسفه‌های پوزیتیویستی و کنار گذاشتن مبناگروی مبتنی بر بدیهیات سر برآورده است. #نشر_هرمس #بخوان_که_زندگی_کنی #چاپ_اول @hermesspublication

Repost from با تاریخ
یک «انسانِ» ایرانی راست افراطی سلطنت‌طلب، چنین موجود پست و ترسناکی است. @batarikh

Repost from KAZA Visual
"صیانت!" | اثر دل همبر بیشتر ببینید:‏ @karimzadehstudio
"صیانت!" | اثر دل همبر بیشتر ببینید:‏ @karimzadehstudio

Repost from تحکیم ملت
♦️وانهادن آرمان 🖊️ علی مسعودی در جامعه ای که قطبی شده و لبریز از سوءظن است، اگر از حقوق یک کارگر افغانستانی بگویی، متهم میشوی که درد بیکاری هموطنان خود را ندیده ای. اگر از کودکان غزه حرف بزنی، به بی توجهی نسبت به فقر کودکان ایران محکوم می‌شوی. و اگر به دفاع از یک معترض ایرانی بپردازی، گفته می‌شود این صداها «با دشمن هماهنگ» است. در همه این واکنشها یک خطای عمیق مشترک وجود دارد: چون گروهی از یک آرمان یا حقیقت سوءاستفاده می‌کنند، آن آرمان به کلی بی اعتبار دانسته می‌شود. بله، آنجا که دروغ لباس حقیقت بپوشد تشخیص سخت میشود. اما پاسخ ما به این دشواری، نباید انکار حقیقت باشد. وقتی مفاهیمی مثل آزادی، عدالت یا همدلی دستاویز قدرت یا تبلیغات می‌شوند، بعضی ترجیح می‌دهند خودِ این مفاهیم را کنار بگذارند. گویی برای رسوا کردن دروغگویان، باید به اصل آرمان هم پشت کرد. اما این یک خطای پرهزینه است. اگر دروغگویان با نقاب اخلاق می‌آیند، باید نقاب را برداشت، نه صورت اخلاق را درهم شکست. اگر همدلی دستمایه تزویر شده، باید تزویر را افشا کرد نه همدلی را انکار. بسیاری از آنچه در زبان قدرت تکرار میشود، صورتهای تحریف شده مفاهیم شریف انسانی است. اما این ما هستیم که نباید اجازه دهیم ریاکاری، چشم ما را بر حقانیت آن مفاهیم ببندد. باید حساب حقیقت را از مدعی‌اش جدا کرد. رهایی، نه در ترک ارزشها، که در بازپسگیری آنهاست. ما با افشاگری و رویکرد نقادانه باید کاری کنیم که اخلاق از انحصار بلندگوهای قدرت خارج شود. وگرنه، به جای نقد قدرت، اخلاق را حذف خواهیم کرد. و این دقیقاً همان چیزیست که قدرت میخواهد. اگر کسی از شعار زن زندگی آزادی برای مقاصد شخصی یا سیاسی بهره برداری می‌کند، باید همان فرد یا جریان را نقد کرد، نه اینکه کل این خواست تاریخی را زیر سؤال برد. اگر گروهی به نام غزه و آرمان فلسطین، تبعیضهای اجتماعی ناعادلانه یا سیاستهای غلط خود را توجیه می‌کنند، باید همان رفتارها را افشا کرد، نه اینکه اصل فاجعه را انکار کرد یا همدلی را کنار گذاشت. فراموش نکنیم: همه آرمانها ممکن است دستمایه سوءاستفاده شوند، اما راه حل، کنار گذاشتنشان نیست. ما باید آرمانها را بشناسیم، نقدشان کنیم، مراقبشان باشیم، و با نیروی عقل، آنها را از دام تحریف نجات دهیم. 🆔@tahkimmelat

Repost from تحکیم ملت
♦️ بحران درس‌آموز آب 🖊️جواد کاشی ماه و خورشید و فلک در کار افتاده‌اند تا مردم و حاکمان‌شان در این دیار بفهمند سیاست قلمرو عمومی است به شرط مشارکت عموم همه چیز در معنای فضیلت‌مندانه آن سیاسی خواهد شد. نه حاکمان باید خیال کنند گله‌داری می‌کنند نه مردم در این خیال باشند که دریافت کننده صرف خدمات از سوی نظام سیاسی‌اند. در فقدان سیاست فضیلت‌مندانه، زندگی در یک جنون جمعی می‌گذرد، خرد جمعی تنها به شرط سیاست فضیلت‌مندانه وجود پیدا خواهد کرد. نظام پهلوی و نظام جمهوری اسلامی هر دو در مدیریت ارواح مردمان ناکام شدند. روزی روزگاری از راه رسید که خود را با بخش بزرگی از مردم و مردمان را با خود بیگانه یافتند. آنچه امروز را متمایز می‌کند ناتوانی از مدیریت بدن‌های مردم است. آب بهتر از هر چیز دیگری اثبات می‌کند مدیریت بدن‌های مردم نیز از توان نظام خارج شده است. از منظر سیاسی در نقطه عطف مبارکی زندگی می‌کنیم. نظام همیشه می‌خواست مردم گرد شمع وجودش جمع شوند و به آن قوت قلب دهند. برای نخستین بار است که نظام مردم را پراکنده از گرداگرد خود می‌خواهد. تمهیداتی فراهم می‌کند مردم تهران را ترک کنند تا از بار تامین آب و برق کاسته شود. این کار معنایی جز آن ندارد که حکومت به جای آنکه در قلمرو زندگی مردم پیشروی مدام کند، عقب نشینی می‌کند. هر چه مردم کمتر و پراکنده‌تر باشند، اعمال حاکمیت ساده‌تر می‌شود. تک تک مردم ایران خردمندند، اما بحران آب ثابت می‌کند در زندگی جمعی‌شان دست به گریبان یک جنون جمعی بوده‌اند و هستند. در این جنون جمعی هم مردم و هم حکومت ایفای نقش کرده‌اند. اگر مردم در مصرف آب تنها به خود و منافع کوتاه مدت خود اندیشیده‌اند، به خاطر فقدان درکی عمومی از امر عمومی است. اما برای آنکه درکی از امر عمومی داشته باشند باید یکدیگر را در یک میدان عمومی ملاقات می‌کردند و کثرت و تنوع و فراوانی وجود دیگران را تصدیق می‌کردند. از آلام و کاستی‌های جمعی‌شان آگاه می‌شدند و تصمیماتی برای کاستن از بار آن می‌کردند. همان کار که امروز همسایگان در جلسات ماهانه در آپارتمان‌های خود می‌کنند. حکومت شانی جز آن نداشت که صلاح دید عمومی را اجرا کند. این همان سیاست به معنای فضیلت‌مندانه آن است. مردم به حسب شعور جمعی درکی از آلام جمعی‌شان نداشته‌اند و نقشی هم در کاستن آن نکرده‌اند. حکومت هم نسبتی با آلام واقعی مردم نداشته است. با توجه به موقعیت مالی و قدرت فراوانش، بلندپروازی‌هایی کرده که ربطی به مسائل واقعی مردم نداشته است. بحران آب خطرناک‌ترین و در عین حال درس‌آموزترین پدیده در عرصه سیاسی ماست. به مراتب بیش از خطر جنگ چشم‌اندازهای زندگی جمعی را تیره کرده است. اگر راهی برای خروج از این بحران متصور باشد، احیای سیاست فضیلت‌مندانه با گشودن میدان حیات متکثر اجتماعی و سیاسی است. متواضع شدن حکومت، اعتراف به ناتوانی‌ها و کاستی‌های پیشین، تلاش برای جلب اعتماد مردم، عقب نشینی از مواضع پیشین و آمادگی برای عقد قرارداد تازه برای زندگی جمعی راه‌کارهای خروج از بحران‌های امروز است. 🆔@tahkimmelat

دوستانی که مایل‌اند در بخش comment ترجمه‌ شان را بگذارند. سپاس.

If I take death into my life, acknowledge it, and face it squarely, I will free myself from the anxiety of death and the pettiness of life - and only then will I be free to become myself. -Martin Heidegger

🔺ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت! در روایت اسلامی نقل است که برخی اعمال، عرش خدا را می لرزانند. مرگ این پیرمرد فلسطینی در صف دریافت کمک های غذایی، احتمالا نمونەای این چنین است. پیرمرد خسته و گرسنه، درست در لحظەای کە نوبتش می شود، با رعشەهایی غم انگیز جان به جان آفرین می دهد. تصور اینکه در 21 ماه گذشته چقدر و چند روز به غذای مکفی دسترسی داشته، سخت نیست. همچنین این حقیقت که چند نفر از بستگان نزدیک و فرزندان و نوەهایش را در جنگ اخیر از دست داده است. مصیبت بزرگ این است که تقدیر نهایی اش در جنگی رقم می خورد که کوچک ترین سهمی در برافروختن و ادامە دادنش نداشتە. به زودی دومین سالگرد جنگ غزه و به عبارتی نسل کشی اسرائیل در آن فرا می رسد. یک کشتار روزانەی آنلاین در منطقەای محصور و بسته و بدون هیچ تمایزی میان زنان و کودکان و غیرنظامیان و خبرنگاران و پزشکان با افراد مسلح. در کنار ماشین کشتار، گرسنگی جمعی و قحطی مصنوعی هم هر روز تعداد زیادی را به کام مرگ می کشاند. اینجا خاورمیانه است، زادگاه ادیان یکتاپرست یهود، مسیحیت و اسلام. انجیل لوقا هشدار می دهد، مردی که شراب جدید را در خمرەهای قدیمی می ریزد، احتمالا غمگین می شود: شراب جدید خمرەها ها را شکستە و آنها را هدر می دهد. این پند مسیحی حکایت امروز خاورمیانه است. بیش از یک قرن است که منطقه آزمایشگاه و آویزگاه انواع و اقسام اندیشەهای سیاسی و مکاتب فکری مدرن شده؛ لیبرالیسم، سوسیالیسم، اسلام سیاسی، بعثیسم، ناسیونالیسم، همه در قالب های کهنه و فضاهای انسان شناختی قبیله محور به بازتولید امر کهنه منجر می شوند. گویی تاریخ غنی و سرشار از تنوع و تمدن خاورمیانه وبال گردن آن شده است. شاید هیچ جایی در جهان اینگونه اسیر خاطرەی جمعی و تاریخ قدیمی نیست. پدران بنیادگذار اسرائیل که نسل نخست صهیونیست های سکولار و بعضا چپ گرا محسوب می شوند، نسبت به پوپولیست های دو آتشه و مذهبی امروز، جهان بینی های عقلانی تر و قابل  فهم تری داشتند. پوپولیسم ملی گرا البته سکەی رایج سیاست امروز جهانست. اما بدبختی اینجاست که بدترین نسخەهای آن نصیب خاورمیانەی فلک زده شده است؛ بنیامین نتانیاهو و رجب طیب اردوغان در کنار فهرستی از مستبدان ریز و درشت دیگر! جهان در آستانەی دگرگونی و تغییر در برداشت های سیاسی و توازن های ژئوپولتیک است. گویی با شتاب به صد سال قبل و اروپای دهەی سی باز می گردد. با وجود یک هیتلر و موسولینی جدید، حتما آیندەی خوبی در انتظار خاورمیانه نیست. عنوان این یادداشت را از شاعر نامدار کرد استاد هژار گرفته ام که در شعری حماسی اینگونه از دست چرخ بدسگال روزگار می نالد. احتمالا هژار هم آن را از قصیدەی معروف واعظ قزوینی گرفته است: بر درگه خلق، بندگی ما را کشت هر سو پی نان دوندگی ما را کشت فارغ نشویم یکدم از فکر معاش ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت! #صلاح_الدین_خدیو @sharname1