en
Feedback
گشت‌ها | هومن پناهنده

گشت‌ها | هومن پناهنده

Open in Telegram

کانال هومن پناهنده

Show more
884
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-330 days
Attracting Subscribers
March '26
March '260
in 0 channels
February '26
+6
in 0 channels
Get PRO
January '26
+3
in 0 channels
Get PRO
December '25
+10
in 0 channels
Get PRO
November '25
+10
in 0 channels
Get PRO
October '25
+6
in 1 channels
Get PRO
September '25
+7
in 0 channels
Get PRO
August '25
+31
in 1 channels
Get PRO
July '25
+21
in 0 channels
Get PRO
June '25
+5
in 0 channels
Get PRO
May '25
+13
in 0 channels
Get PRO
April '25
+11
in 0 channels
Get PRO
March '25
+11
in 0 channels
Get PRO
February '25
+18
in 3 channels
Get PRO
January '25
+16
in 1 channels
Get PRO
December '24
+22
in 1 channels
Get PRO
November '24
+15
in 1 channels
Get PRO
October '24
+6
in 0 channels
Get PRO
September '24
+20
in 2 channels
Get PRO
August '24
+28
in 1 channels
Get PRO
July '24
+60
in 2 channels
Get PRO
June '24
+28
in 3 channels
Get PRO
May '24
+18
in 1 channels
Get PRO
April '24
+22
in 3 channels
Get PRO
March '24
+18
in 0 channels
Get PRO
February '24
+27
in 1 channels
Get PRO
January '24
+40
in 1 channels
Get PRO
December '23
+32
in 5 channels
Get PRO
November '23
+18
in 4 channels
Get PRO
October '23
+34
in 2 channels
Get PRO
September '23
+10
in 0 channels
Get PRO
August '23
+21
in 0 channels
Get PRO
July '23
+13
in 0 channels
Get PRO
June '23
+13
in 0 channels
Get PRO
May '23
+26
in 0 channels
Get PRO
April '23
+16
in 0 channels
Get PRO
March '23
+15
in 0 channels
Get PRO
February '23
+22
in 0 channels
Get PRO
January '23
+16
in 0 channels
Get PRO
December '22
+14
in 0 channels
Get PRO
November '22
+11
in 0 channels
Get PRO
October '22
+13
in 0 channels
Get PRO
September '22
+9
in 0 channels
Get PRO
August '22
+71
in 0 channels
Get PRO
July '22
+30
in 0 channels
Get PRO
June '22
+16
in 0 channels
Get PRO
May '22
+30
in 0 channels
Get PRO
April '22
+9
in 0 channels
Get PRO
March '22
+21
in 0 channels
Get PRO
February '22
+16
in 0 channels
Get PRO
January '22
+23
in 0 channels
Get PRO
December '21
+17
in 0 channels
Get PRO
November '21
+22
in 0 channels
Get PRO
October '21
+23
in 0 channels
Get PRO
September '21
+81
in 0 channels
Get PRO
August '21
+28
in 0 channels
Get PRO
July '21
+24
in 0 channels
Get PRO
June '21
+23
in 0 channels
Get PRO
May '21
+39
in 0 channels
Get PRO
April '21
+49
in 0 channels
Get PRO
March '21
+125
in 0 channels
Get PRO
February '21
+14
in 0 channels
Get PRO
January '21
+15
in 0 channels
Get PRO
December '20
+573
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
24 March0
23 March0
22 March0
21 March0
20 March0
19 March0
18 March0
17 March0
16 March0
15 March0
14 March0
13 March0
12 March0
11 March0
10 March0
09 March0
08 March0
07 March0
06 March0
05 March0
04 March0
03 March0
02 March0
01 March0
Channel Posts
من از ارادتمندان شعر موحد هستم. به نظرم او یکی از بهترین شاعران معاصر است. کتاب «سعدی» او یکی از مهم‌ترین کتاب‌ها درباره‌ ادب
من از ارادتمندان شعر موحد هستم. به نظرم او یکی از بهترین شاعران معاصر است. کتاب «سعدی» او یکی از مهم‌ترین کتاب‌ها درباره‌ ادبیات گذشته است. پشت این کتاب آدمی است که می‌خواهد تکلیف خودش را با شعر روشن کند نه اینکه بخواهد یک مساله‌ مرده‌ تاریخی را بررسی کند. اینجا شاعری به شاعر دیگر می‌نگرد و می‌خواهد از او بیاموزد. شاعری که در پی تقلید نیست؛ بلکه می‌خواهد دریابد چگونه می‌توان آن کارها را با ابزارهای کاملاً متفاوت انجام داد. شعر ضیا موحد به‌راستی گفت‌وگویی با شعر گذشته است. علی‌رغم اینکه او نه در بند قافیه است و نه در خیلی جاها در بند وزن، درس‌هایی از شعر کلاسیک گرفته است که آنها را در مدرن‌ترین صورت بیان می‌کند حسین معصومی همدانی @tabarshenasi_ketab

2
دوازدهم دی، زادروز ضیاء موحّد (۱۳۲۱) به آینۀ خود برمی‌گردم به روشنایی سحر به چشمۀ زلال تا در خورشید تو خیره شوم و نور سیاهت ر
دوازدهم دی، زادروز ضیاء موحّد (۱۳۲۱) به آینۀ خود برمی‌گردم به روشنایی سحر به چشمۀ زلال تا در خورشید تو خیره شوم و نور سیاهت روشنم کند از کمند تو آه از ظلم دل‌پسند تو آه شعری از دفتر «مشتی نور سرد»، انتشارات نیلوفر: ۱۳۸۳. @theapll
245
3
آنچه امروز در حال وقوع است، بیش از هر چیز، ظهور تدریجی و انباشتیِ آثار واقعی تحریم‌هاست؛ آثاری که سال‌ها به تعویق افتاده بودند و اکنون خود را به شکل کسری مزمن بودجه، فقدان رشد پایدار، افزایش بیکاری، گسترش فساد سیستماتیک و برآمدن یک طبقه رانتی-الیگارشیک نشان می‌دهند. این روند نه حاصل یک شوک ناگهانی، بلکه نتیجه فرسایش پیوسته ظرفیت‌های دولت، تضعیف بنیان‌های تولیدی و جایگزینی منطق رانت به جای منطق توسعه است. جبران این بخش از بحران، حتی در بهترین سناریوها، دشوار، پرهزینه و زمان‌بر خواهد بود. در کنار این بحران ساختاری، یک خطای سیاستی کاملاً قابل اجتناب نیز رخ داده است: سپردن رسانه ملی به نااهل‌ترین و بسته‌ترین جریان فکری ممکن؛ جریانی خشک، غیرمنعطف و فاقد درک پیچیدگی‌های جامعه معاصر. نتیجه مستقیم این تصمیم، تخریب سرمایه نمادین رسانه داخلی و واگذاری مدیریت افکار عمومی به شبکه‌هایی چون «من و تو» و دیگر رسانه‌های برون‌مرزی شد. این واگذاری نه به دلیل قدرت ذاتی آن رسانه‌ها، بلکه به دلیل تهی شدن فضای داخلی از روایت معتبر، عقلانی و قابل اعتماد اتفاق افتاد. تفاوت این دو بحران در همین‌جاست: اولی محصول ساختارهای عمیق و محدودیت‌های سخت بین‌المللی است و جبرانش دشوار؛ دومی اما یک انتخاب غلط مدیریتی بود که اساساً نباید رخ می‌داد. هزینه اقتصادی تحریم‌ها را شاید بتوان با سال‌ها تلاش کاهش داد، اما هزینه از دست دادن مرجعیت رسانه‌ای، آن هم در لحظه‌ای که جامعه بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت و اعتماد نیاز داشت، خطایی است که نه اجتناب‌ناپذیر بود و نه قابل توجیه.
289
4
🔴گوش را اکنون ز غفلت پاک کن شرق ۹ دی ۱۴۰۴ آقای پزشکیان به وزارت کشور مأموریت داده است از مسیر گفت‌وگو با نمایندگان معترضان، مطالبات برحق آنها را بشنود تا دولت با تمام توان برای رفع مشکلات و پاسخ‌گویی مسئولانه عمل کند. فکر نمی‌کنید قدری دیر کرده‌اید؟ برخورداری از حق مسکن و حیثیت و آزادی و خوراک و دارو و درمان و آموزش و تشکیل نهادهای مدنی و حزبی و اجتماعات، حق اساسی مردم است. با این وضعیت سیاسی و اقتصادی چیز زیادی از این حقوق نمانده است. وضعیت مسکن به جایی رسیده است که سانتی‌متری به فروش می‌رسد. تأمین مواد غذایی ضروری مانند لبنیات و گوشت قرمز و مرغ به قدری دشوار شده که کار به برنامه‌ریزی تحقیرآمیز برای تأمین حداقل کالری رسیده است؛ وضعیت هزینه‌های دارو و درمان بر همگان روشن است. چیزی آسان‌تر از حقوق زنان برای نقض نیست. نهادهای مدنی و سازمان‌های صنفی تحت فشارهای نظارتی کار چندانی نمی‌توانند بکنند. سانسور در قامت فیلترینگ عمومیت یافته است. حقوق بازنشستگان در نوسان است. اینها حداقل یعنی نقض بندهای مختلف اصل دوم و اصول ۱۹، ۲۰، ۲۱، ۲۲، ۲۳، ۲۴، ۲۵، ۲۶، ۲۷ و ۲۹ قانون اساسی. این حقوق که تماما به زندگی روزمره مردم مربوط‌اند، وقتی به چنین حد گسترده‌ای نادیده گرفته می‌شوند، نتیجه‌اش می‌شود بحران‌های استخوان‌سوز برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی در قاعده هرم مازلو که آه و ناله برمی‌آورد. هیچ‌کس دوست ندارد سلامت و امنیت خود را به خطر بیندازد و در خیابان صدای اعتراضش را بلند کند، مگر چاره دیگری نبیند. چرا بعد از آنکه کارد به استخوان‌ها رسیده است، باید صدای مردم را از روی آسفالت خشک و سرد خیابان‌های زمستانی بشنوید؟ و تازه به این برسید که نماینده‌ای از دولت با نمایندگان معترضان گفت‌وگو کند؟ نمی‌دانم آن ۴۰۰۰ نفری که در نهاد ریاست‌جمهوری گرد آمده‌اند و خود آقای رئیس‌جمهور گفتند که برای کارهای نهاد ۴۰ نفر هم کافی است، گزارشی از آنچه کارشناسان و نهادهای صنفی در تحلیل مصائب کشور می‌نویسند، به رئیس‌جمهور می‌دهند یا نه و اگر می‌دهند، ایشان آنها را می‌خواند یا نه و اگر می‌خواند، اهمیتی می‌دهد یا نه؟ مدت‌هاست که سازمان‌های حرفه‌ای و کارشناسان زبده اقتصاد و جامعه و سیاست و حقوق از اوضاع بحران‌زده کشور و خطرات پیش‌رو می‌گویند، می‌نویسند و برای گریز از پرتگاه راه نشان می‌دهند، اما هیچ‌کس هیچ بهایی به این سخنان نمی‌دهد. مجلس و دولت چشم و گوش بر این سخنان خیرخواهانه باز نمی‌کنند. تکلیف مجلسی که با چهار درصد تشکیل شده، معلوم است. اما توقع آن بود که آقای رئیس‌جمهور به‌عنوان نماینده حاکمیت ملی ریاست‌جمهوری کند؛ با مردم سخن بگوید؛ نهادهای مدنی را در کارها مشارکت دهد؛ فقط به تکرار ملال‌آور مشکلات بسنده نکند؛ خود را در دایره بسته حلقه‌های منفعت‌جو و منفعل مدیران دولتی محصور نکند؛ برای رنج‌ها و آلام مردمی که ساده‌ترین زندگی هم برای‌شان دشوار شده است، راه‌های گشایش بیابد، اما نشد. آن‌قدر تعلل و تأخیر شد تا دوباره فریادهای اعتراض برخیزد. کارشناسان و به احتمال بسیار قوی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی هشدار اعتراضات را خیلی پیش‌از‌این داده‌اند. انتظار نمی‌رفت که دولت پنهان که تحت حمایت افراطی‌ها نان در روغن بحران می‌زند، این زنگ خطر را بشنود و چه‌بسا که آنها در مقابله شدید با دولت از اعتراض‌ها نیز استقبال کنند. اما چرا دولت اهمیتی به هشدارها نداد؟ آقای رئیس‌جمهور! غفلت نکنید؛ مردم را ببینید و بشنوید، و پیش از استیلای نا‌امیدی و تمام‌شدن فرصت‌ها به آنها تکیه کنید. علل بحران‌ها و فسادهای گسترده را به مردم بگویید. با مشارکت نهادهای صنفی و کارشناسان زبده به ستیز با بحران‌ها بروید. امید از همراهی و وفاق آنهایی که پایه‌های جمهوری و جمهوریت را آرام‌آرام ارّه می‌کنند، ببُرید. دولت از مردم بسیار دور است. دولتی که تسلیم را جانشین وفاق کرده باشد، قادر به حل ساده‌ترین مسائل هم نیست. تکلیف آقای رئیس‌جمهور به وزارت کشور برای گفت‌وگو با نمایندگان معترضان بجا و نیکوست، اما ناچیز و ناکافی است. آقای پزشکیان صداقتی را که خود دارد، باید به تمام معاونت‌ها و وزارتخانه‌ها تحمیل کند و دستور دهد که با نهادهای مدنی و سازمان‌های صنفی همکاری سیستماتیک، مستمر و مؤثر داشته باشند. به بحث‌ها و طرح‌های‌شان اهمیت بدهند. تردید نکنید که همه سازمان‌های صنفی که از افراد پرسابقه و خیرخواه و حرفه‌ای تشکیل می‌شوند، بسیار بهتر از اغلب معاونتها وزارتخانه‌هایی مسائل را می‌فهمند و برای آنها راه‌حل دارند که در رأس آنها مدیرانی نشسته‌اند که بیشتر به حفظ موقعیت و منافع خود می‌اندیشند تا مصائب مردم و از فکر و شجاعتی که بتواند منشأ گره‌گشایی باشند، محروم‌اند. https://t.me/kambiznouroozi
317
5
هزار شاعر دور از وطن درباره حرف‌های شهرام ناظری و تجربه انقلابی ما 🖌حمیدرضا اسلامی | روزنامه‌نگار 🔹دیروز به این فکر می‌کردم
هزار شاعر دور از وطن درباره حرف‌های شهرام ناظری و تجربه انقلابی ما 🖌حمیدرضا اسلامی | روزنامه‌نگار 🔹دیروز به این فکر می‌کردم که یادداشتی بنویسم در همداستانی با آقای شهرام ناظری و متذکر بشوم که ما هرچند در دهه‌های اخیر در مورد مولوی پژوهش کرده یا کتاب منتشر کرده‌ایم اما به خود مولانا به معنای مورد نظر آقای ناظری نزدیک نشده‌ایم و فضا برای تحمل مکتب مولانا نداشته‌ایم. 🔹ما آنقدر فضا نداشته‌ایم که به اشخاص بزرگ خود به اندازه مقتضی نزدیک شویم و آنها را همانگونه که هستند بپذیریم. یا نزدیک نشده‌ایم و یا اگر شده‌ایم با تعابیر قابل تأویل شده‌ایم. احتمالاً مراد استاد ناظری از مکتب مولانا که گفته اگر مزار او در ایران بود، از این مکتب چیزی نمانده بود همین باید باشد چراکه سابقه دارد که طوفان اندیشه‌های بی‌ریشه هیجانی چه‌بسا میراث‌ مادی و معنوی شخصیت‌ها را با خود برده است و مولانا هم دلیلی ندارد که از این قاعده مستثنی باشد. 🔹دم و دستگاهی چنان که در قونیه و حول محور مولانای عارف و با مناسکی از جمله سماع شکل گرفته در طوفان‌هایی که بر سرزمین ما وزیده حتماً جامه بر تن نگه نمی‌داشت. 🔹روز پیشترش داشتم به ناصرخسرو فکر می‌کردم. کتاب کوچک اما کارآمدی را که دانشنامه زبان و ادب فارسی منتشر کرده ورق زده بودم.‌ حالا که حرف صحبت‌های آقای ناظری شد می‌پرسم بنیاد آثار و اندیشه‌های ناصرخسرو کو و کجاست؟ 🔹آیا قرار بود صفحه اول تمام آثاری که آن بنیاد فرضی می‌خواست منتشر کند بنویسیم «البته تمامی دیدگاه‌های این استوانه کم‌نظیر ادب فارسی مورد تایید ناشر نیست» و بر برخی از آنچه ناصرخسرو در وجه‌دین و زادالمسافر و خوان‌الاخوان نوشته حاشیه می‌زدیم که نه، البته اینطورها هم که ناصرخسرو گرامی می‌گوید نیست. 🔹این آن چیزی است که باید از جملات آقای ناظری دریافت کنیم. فضای آزاد متعارف آکادمیک و نیز رفتار اجتماعی و سیاسی بدون سوگیری با بزرگان در ایران سابقه چندانی ندارد. معلوم است که مولوی را دوست داریم و بهترین پژوهش‌ها در مورد او هم احتمالاً در سرزمین او ایران انجام شده‌است، اما همه آنچه مولانا و ناصرخسرو و خرقانی و بایزید هستند، بی‌کم و کاست، در ایران مجال بروز ندارد.‌ ▫️ادامه مطلب در سایت هم‌میهن آنلاین 📌هم‌میهن را در فضای مجازی دنبال کنید: 🔗سایت | 🔗اینستاگرام | 🔗تلگرام | 🔗 یوتیوب
297
6
🖊 سروش و تفکر فلسفی در ایران ✍️ امیر مازیار @sokhanranihaa در هر  پژوهشی که از هر منظری درباره تاریخ فکر ایران در صد سال گذشته انجام گیرد بی‌شک باید فصلی پربرگ به آراء و اندیشه‌های عبدالکریم سروش و اثرات آنها اختصاص داده‌شود. امیدوارم آنها که چنین می‌کنند عالمانه ، منصفانه ، نقادانه و جدا از های و هوی‌های رایج به چنین امر مهمی همت گمارند . در اینجا به چند  نکته کوتاه درباره اهمیت سروش برای تفکر فلسفی در ایران اشاره می‌کنم و بیشتر به رویکرد و کلیت کار فلسفی او توجه دارم و نه مدعیات خاص. سروش دین‌اندیش و سیاست‌ورز را هم کنار می‌نهم و به سروش فیلسوف می‌پردازم. 1️⃣ فلسفی کردن جریان روشنفکری سروش موجب چرخشی در فضای فکری و روشنفکری بعد از انقلاب شد و آن را فلسفی کرد. پیش از انقلاب فضای روشنفکری ایران بیشتر ادبی یا اجتماعی بود و  تفکر فلسفی میدان‌دار و جریان‌ساز نبود . فیلسوفانی چون فردید ، داوری، شایگان، نصر ، طباطبایی یا مطهری در حاشیه جریان‌های فکری و اجتماعی قرار داشتند. .در اندیشه چپ نیز وجه اجتماعی، سیاسی و ادبی غالب بود. ادامه این مسیر پس از انقلاب همان بود که در "آدینه"و "دنیای سخن" و "گردون" می‌دیدیم. سروش با شیوه بیان و نگارش خود ، تکیه بر جریانی فلسفی که نسبتا در ایران ناشناخته بود و همزمانی با آن ،  توان طرح موضوعات فلسفی در متن جامعه ایران و تبدیل کردن آنها به "مساله" و  شجاعت و جسارت موضع‌گیری و نقادی  فلسفه را در کانون مباحث فکری و سیاسی و اجتماعی بعد از انقلاب قرار داد. 2️⃣ گشودگی، ارجاع‌دهندگی یا افق‌گشایی   خواننده هوشمند آثار سروش یا حتی منتقدان جدیش  از آثار و درس‌های او به سوی منابع اندیشه‌ورزی او دعوت می‌شدند و  از این طریق حوزه‌هایی مهم از فلسفه معاصر  در ایران پا گرفت و گسترش یافت : از جمله فلسفه تحلیلی در کلیت خود و حوزه‌های خاص‌ آن مانند فلسفه علم ، معرفت‌شناسی ، فلسفه اخلاق ، فلسفه دین و حتی هرمنوتیک . سروش جدا از درس‌هایی تخصصی که در مراکز علمی در این حوزه‌ها می‌داد، در آثار خود مسایل فلسفه‌های جدید  را به شکلی چالش‌برانگیز در مقابل فلسفه رئالیستی و سنتی حاکم در ایران می‌نهاد  و همین امر احساس شوق و نیاز به علم به آن  منابع  را برای مخاطبان و منتقدان سروش برمی‌انگیخت. جالب است که حوزه هایی که سروش بر آنها کمتر متمرکز بود مانند فلسفه سیاست،  فلسفه حقوق ، فلسفه ذهن یا فلسفه هنر  کمتر محل توجه و پژوهش قرار گرفته‌اند و کم‌تر ترجمه شدند. 3️⃣ انتقادی کردن تفکر فلسفی در ایران منظور از انتقادی کردن در اینجا معنای کانتی آن است:  التفات اندیشه به خود و پژوهش در شرایط امکان و مرزها و اعتبارش . قبض و بسط تئوریک شریعت به شکلی جدی مساله نگاه کانتی را در حوزه تفسیر دین مطرح کرد و از آن پس فلسفه نقادی کانت تبدیل به یکی از مسائل اصلی اندیشه در ایران شد. سروش در حوزه‌هایی گوناگون این نگاه استعلایی-انتقادی یا نگاه درجه دوم را به کار می‌بست از جمله در خود حوزه "روشنفکری دینی". 4️⃣ ارجاع "واقع‌گرایانه" به میراث اندیشه و فلسفه ایرانی/ اسلامی سروش با فیلسوفان و عالمان گذشته ایران آشنا بود و  آثارش همان‌طور که دعوت کننده به فلسفه‌های جدید بودند  مخاطب را به  آشنایی با این متفکران یا بازخوانی آن‌ها نیز بر می‌انگیختند . در عین حال سروش  گرفتار "گفتمان بازگشت به خویش" ، تقدیس فلسفه اسلامی  یا  هیچ نوع گذشته‌گرایی و سنت‌گرایی نشد . سروش نه تنها علم و فلسفه جدید(‌غربی ) را رد و نفی نمی‌کرد و سیاه و باطل نمی‌دانست بلکه مدافع جدی آنها بود. او در عین حفظ موضع نقادانه به اسقبال تجدد می‌رفت و متفکری  نوگرا بود. . 🆔 @sokhanranihaa 🆔 @amirmaziar1 🆑 #کانال‌سخنرانی‌ها 🌹
272
7
سخنی در باب مولانا و شهرام ناظری و ایران بنده چون در فضای مجازی جایی ندارم در اینجا نکته ای را در باب سخنان استاد شهرام ناظری به عرض می رسانم. به نظر می رسد پاسخ هایی که به سخنان ایشان داده شده مصداق کامل سو تفاهم و هیاهو برای هیچ است. اولا ما همیشه باید هر سخنی را حمل بر خیر و صحت و حسن نیت کنیم مگر این که خلاف آن ثابت شود . بنابر این با توجه به شناختی که از شهرام ناظری و عشق او به ایران و فرهنگ ایران داریم نباید به جانب تفسیر و تأویل برویم و نباید بگذاریم فضای سیاست زده بر درک ما تاثیر بگذارد. منطور استاد ناظری با توجه به بافت موقعیت و جایگاه ایشان در موسیقی عرفانی بسیار واضح است. ایشان می گوید مکتب مولانا که در این بافت به معنی سماع و طریقت مولانا است و تازه به این هم اکتفا نمی کند و می گوید عرفان در ایران با تنگنا و سخت گیری روبروست. بنابر این نه به تحقیقات ادبی توجه دارد نه مولانا پژوهی سخن استاد ناظری عین حقیقت و اظهر من الشمس است و هیچ ربطی به کم توجهی به مفاخر ملی ندارد و سخن کاملا درستی است. آیا در ایران می توان سماع مولویه را آزادانه بر گزار کرد و دراویش و صوفیه آزادی دارند؟ متاسفانه ما خیلی زود به اسم مفاخر و هویت و .....چشم بر حقایق می بندیم وشمشیر می کشیم. من شخصا به عنوان یک ایرانی دوستدار مولانا و شیفته ی هنر شهرام ناظری از این هنرمند دل آگاه و ایران دوست عذر خو اهی می کنم. امید که به دل نگیرند و همچنان مردگان را با دم اسرافیل وار خود حیات ببخشند. ۶ دی ۱۴۰۴ مسعود جعفری جزی
3 179
8
در دانشگاه سلجوقِ قونیه، در آیین معرفی و رونمایی آلبوم «بیا ای عشق» اثرى از جناب دکتر شهاب نیکمان، استاد ناظری با احترام از م
در دانشگاه سلجوقِ قونیه، در آیین معرفی و رونمایی آلبوم «بیا ای عشق» اثرى از جناب دکتر شهاب نیکمان، استاد ناظری با احترام از میزبانی و توجهِ ترکیه به مولانا و فرهنگِ عشق قدردانی کرد.
259
9
#ترانه_علیدوستی
#ترانه_علیدوستی
321
10
چه کسی را برای کشتن انتخاب کنیم؟ امیر ناظمی مساله‌ی قایق نجات در سال ۱۸۴۱ کشتی «براون» در نزدیکی ساحل نیوفاندلند غرق شد. برای نجات مسافران، قایق‌های نجات به اندازه‌ی مسافران نبود: در حالی که ۷۴ نفر قایق را پر کرده بودند، ظرفیتش تنها ۶۰ نفر بود؛ و این یعنی غرق شدن قایق نجات. معاون ناخدا به ملوانی به نام هولمز دستور داد که ۱۴ نفر را به دریا بیندازد. او ۱۳ مرد را به دریا انداخت و یک زن هم به خاطر این‌که از معشوقش جدا نشود، خودش با آنها به آب پرید و همگی غرق شدند؛ اما بقیه نجات پیدا کردند. بعدها هولمز را به اتهام قتل غیرقانونی دستگیر کردند. او محاکمه شد و به حبس ابد محکوم شد. در طول محاکمه این پرسش طرح شد که هولمز چه معیارهایی برای انتخاب قربانیان داشت؟ پاسخ این بود: همه خدمه کشتی باید زنده می‌ماندند تا جان بقیه را نجات دهند؛ کودکان، زنان متأهل، زنان مجرد و مردان متأهل هم، به ترتیب، اولویت‌های بعدی بودند. آن‌ها مردان مجرد را به دریا انداخته بودند. واقعیت آن بود که معیارهای انتخاب کاملا بازتاب آداب و رسوم و ارزش‌‌های حاکم آن زمان بود. پرسش در خصوص معیارهای انتخاب تبدیل به موضوعی در حوزه‌ی اخلاق شد به نام «مساله‌ی قایق نجات»! این پرسش در تمامی انتخاب‌هایی که سیاست‌ گذار برای تخصیص منابع محدود به شهروندان دارد؛ همواره پرسشی کلیدی است. مساله‌های معروف دیگری نیز در این خصوص وجود دارد که ۲ مورد از آنها در ادامه معرفی شده است: مساله‌ی تراموا نخستین بار توسط «فیلیپا فوت» (۱۹۶۷) طرح شد و افراد مختلفی در سال‌های بعد آن‌ را بازطراحی کردند: تراموایی روی ریل راه ‌آهن در حال حرکت است و پنج نفر سر راه آن هستند و تراموا مستقیماً در حال رفتن به سمت آن‌هاست. شما به عنوان ناظر در نزدیکی صحنه و نزدیک به یک اهرم هستید که با کشیدن آن تراموا به ریل دیگری که تنها یک نفر روی آن است هدایت می‌شود، شما دو انتخاب دارید: ۱) هیچ کاری نکنید که این مساوی با کشته‌شدن آن پنج نفر روی ریل اصلی است. ۲) با کشیدن اهرم، تراموا را به سمتی هدایت کنید که موجب کشته‌شدن آن یک نفر خواهد شد. مساله: انتخاب درست چیست؟ مساله‌ی پیوند مساله پیوند توسط «جودیث تامسون» در ابتدا طرح شد و سپس توسط افراد زیادی بازطرحی شد. در این مساله پرسش در خصوص معیارهای اخلاقی برای تخصیص یک ارگان به بیماران محتاج توسط پزشک مطرح می‌شود. به عبارت دیگر؛ چه کسانی مستحق دریافت عضو پیوندی است؟ در ابتدا مساله‌ی تامسون در خصوص قتل یک انسان سالم برای تخصیص ارگان‌هایش به ۵ بیمار در شرف مرگ و محتاج به پیوند اعضاء بود. آیا این امر اخلاقی است؟ انتخاب معیارها این دوگانه‌های اخلاقی، همواره تلاش دارد تا شما را در موقعیت انتخاب قرار دهد تا انگاره‌های اخلاقی خود را شناسایی کنید. در «مساله‌ی قایق نجات» معیارهای سنتی انتخاب بر ۴ محور اصلی قرار داشته است؛ ۱)کارکرد: نجات خدمه کشتی به دلیل کمک به نجات سایرین ۲)سن: تقدم کودک ۳)جنسیت: انگاره‌ی زن ناتوان یا زن نیازمند کمک ۴)تاهل: انگاره‌ی ازدواج مقدس در تمامی مساله‌ها در صورت هر انتخابی ما به فضیلت دست نمی‌یابیم، و هر انتخابی یعنی انتخاب قربانی است! بلکه پرسش به جهت آشکارشدن انگاره‌ها است؛ این که ما کدام معیارها را انتخاب می‌کنیم؟ آیا برای قایق نجات انسان تیزهوش را بر انسان معمولی تقدم می‌دهیم (انگاره‌ی فضیلت هوش)؟ آیا انسان مسلمان را بر غیرمسلمان ترجیح می‌دهیم (انگاره‌ی فضیلت مومن)؟ آیا ... معیارهای اخلاقی‌تر انتخاب معیارها در حوزه‌ی سیاست‌گذاری، یعنی انتخاب قربانی هر سیاست. اما آیا معیارهای کلانی برای انتخاب معیارها وجود دارد؟ در سیاست‌گذاری حوزه‌ی آموزش و نوآوری معیارهای اصلی باید دارای چه ویژگی‌هایی باشند؟ تخصیص منابع مالی با چه معیاری صورت بپذیرد؟ به عبارت دیگر کدام معیارها ما را به قتل منصفانه‌تری می‌رساند؟ معیارهای ما برای انتخاب قربانیان نه تنها باید برای همه یکسان و برابر باشد؛ بلکه نباید ویژگی‌های زیر را نیز داشته باشد: ۱-امر ذاتی غیراختیاری: قربانی باید بر اساس رفتار خودش انتخاب شود و نه ویژگی‌هایی مانند جنسیت و نژاد که اختیار آنرا نداشته است. ۲-امر میراثی: قربانی باید در رقابتی منصفانه قربانی شود. سرمایه‌ی میراثی نباید منجر به قربانی شدن شود؛ مثلا خانواده‌ی فقیر فرد نباید منجر به قتل او شود. مدرسه‌ای که دانش‌ آموزانش را انتخاب می‌کند؛ استادی که دانشجو را و پزشکی که بیمارش را؛ همگی هم‌زمان قاتل هم هستند. اما سیاست‌گذار بیش از همه قاتل است؛ او همیشه با هر انتخابی یک قتل‌عام دسته‌جمعی می‌کند؛ قتل‌عامی که چاره‌ای ندارد! اما پرسش سیاست‌گذارِ خوب آن است: چگونه قاتل منصفی باشم؟ @Tafakkor
349
11
این مرد، با این پریشانی و پاشیدگی‌اش و تلاش نابخردانهُ غم‌انگیزش برای آسیب زدن به خود، در چشم ِ من، نماد ایران ِ این روزگار ا
این مرد، با این پریشانی و پاشیدگی‌اش و تلاش نابخردانهُ غم‌انگیزش برای آسیب زدن به خود، در چشم ِ من، نماد ایران ِ این روزگار است. باری، دیر زمانی است که تاُمل در احوال ِ ایران و ایرانیان سبب شده بیتی را همواره با خود زمزمه کنم: بر ایران ِ پریشان رحمت آرید که وقتی کاردانی کاملی بود که تصرفی است در این بیت حافظ: بر این جان پریشان رحمت آرید که وقتی کاردانی کاملی بود ✍#هومن_پناهنده @gashthaa
453
12
این فصلِ دیگری است هنگامی که حکومتی اقتدارگرا از نفس می‌افتد و مردم (همچون این فوتبالیست) احساس می‌کنند که دیگر از آن سیطرهُ
این فصلِ دیگری است هنگامی که حکومتی اقتدارگرا از نفس می‌افتد و مردم (همچون این فوتبالیست) احساس می‌کنند که دیگر از آن سیطرهُ مطلق، مهیب و کوبنده که حکومت در گذشته داشت خبری نیست، گرهِ زبان‌ها به‌ شکلی شگرف و تکان‌دهنده باز می‌شود و نجواهای پیشین به بانگ بلند بدل می‌گردد و آنچه در زیر پوست جامعه جریان داشته رو می‌آید. به این ترتیب گفتمانی دیگر نیرو می‌گیرد و اندک اندک با حاکمیت گفتمان جدید، جهان اجتماعی و به‌تبع آن فضای سیاسی دگرگون می‌شود. ✍#هومن_پناهنده @gashthaa
387
13
حزب دلار ----- دلار جای خدا نشسته. فرمان می‌راند، شریعت حقیقی از آن اوست. متر و معیار سنجش حقیقت است. همان است که در سال‌های پس از پیروزی انقلاب مظهر شیطان بود. این خدا نیست که امروز از هر چه تصور کنیم بزرگ‌تر است. دلار است که از انتظار و تصور ما هر روز بالاتر می‌ایستد. مردم میزان ثروت خود را با دلار می‌سنجند. هر چه دلار داشته باشند، به همان میزان کمال پیدا می‌کنند هر چه نداشته باشند سقوط می‌کنند. دوپاره شده‌اند. هستی ریالی‌شان در حال سقوط هر روزی است و هستی دلاری‌شان هر روز صعود می‌کند. در دو دهه گذشته سیاست در ایران عرصه جار و جنجال‌های پر سر و صدا بود. یکی پرچم عدالت برداشت، دیگری از اعتدال گفت. یکی سید و سالار مظلومان شد دیگری از وفاق گفت. اما دلار سر به زیر و بی‌مدعا، به همه مهر باطل زد و بر نردبان ترقی هر روز بیشتر از روز پیش صعود کرد. اینک مثل یک برج بزرگ بر فراز همه مفاهیم مقدس و نامقدس ایستاده و نشان می‌دهد خداوند راستین روزگار ماست. اوست که معین می‌کند سیاست خارجی‌مان باید به کدام سو برود. سیاست داخلی‌مان به کدام سو. اوست که متر و معیار کارآمدی دولتمردان است. روحانیون حقیقی کسانی هستند که در هیات کارشناسان مشفق، دولتمردان را به تبعیت از حکم دلار دعوت می‌کنند. دلار حزب اصلی است. همه به آن پیوسته‌اند. کسانی آشکارا کسانی پنهان. وای بر ریاکاران و منافقان. @javadkashi
464
14
🔸 روایت یک اندیشه در آستانه نهمین دهه گزارش نشست گرامیداشت دکتر عبدالکریم سروش در شهر کلن آلمان شامگاه جمعه ۲۱ آذر، در شهر ک
🔸 روایت یک اندیشه در آستانه نهمین دهه گزارش نشست گرامیداشت دکتر عبدالکریم سروش در شهر کلن آلمان شامگاه جمعه ۲۱ آذر، در شهر کلن آلمان، مراسم گرامیداشت هشتادمین سالروز تولد دکتر عبدالکریم سروش با حضور جمعی از اعضا و علاقه‌مندان نهضت آزادی ایران برگزار شد. این نشست به‌صورت حضوری و هم‌زمان آنلاین برگزار شد. در این نشست، حسن یوسفی اشکوری، علیرضا رجایی، حسن فرشتیان، سروش دباغ، محسن آرمین و یاسر میردامادی، هر یک از زاویه‌ای به بررسی آثار و نقش فکری سروش پرداختند؛ از «قبض و بسط تئوریک شریعت» و دموکراتیک‌کردن فهم دین، تا الهیات متأخر، نقد فقه، استقلال رأی و ایستادگی در برابر «دیکتاتوری جو». در پایان، خود عبدالکریم سروش با نگاهی به مسیر فکری‌اش، از نسبت علم جدید و دین، نقد فلسفه اسلامی سنتی، و انس دیرینه‌اش با مولانا سخن گفت و عصاره کوشش‌هایش را در دو مسیر خلاصه کرد: «بشری‌کردن دین» و «طبیعی‌کردن ماوراءالطبیعه». 🔸 گزارش کامل نشست را در لینک زیر بخوانید: [ گزارش کامل] ـــــــــــــــــــــــــــ #عبدالکریم_سروش #ندای_آزادی #سپاس_نیوز #نهضت_آزادی #آلمان @nedayeazadinet @goftegoha_melli @Sepas_news
416
15
سخنرانی حسین معصومی همدانی در شب کامران فانی دوشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۴، کانون زبان فارسی @HMHamedani
سخنرانی حسین معصومی همدانی در شب کامران فانی دوشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۴، کانون زبان فارسی @HMHamedani
379
16
🔺🔻🔺 خَیْرُالکَلامِ استاد کامرانِ فانی سال‌ها پیش، در حدودِ سالِ ۱۳۷۱ ه.ش.، نزدِ استاد کامرانِ فانی، از بی‌مُبالاتی‌هایِ یک
🔺🔻🔺 خَیْرُالکَلامِ استاد کامرانِ فانی سال‌ها پیش، در حدودِ سالِ ۱۳۷۱ ه.ش.، نزدِ استاد کامرانِ فانی، از  بی‌مُبالاتی‌هایِ یکی از ناشرانِ بِنام و مُوَجَّهْ‌نما گِلِه می‌کردم و با شگفتی می‌گفتم که: چرا چُنین ناشرِ اسم‌ورَسم‌داری باید به نشرِ فُلان مُهمَلات و بَهمان اَراجیف اهتمام کند؟! استاد فانی مرا اندرز می‌گفت و هُش‌دار می‌داد که هیچ‌گاه حُسنِ شهرت و وجاهتِ ناشر یا دیگر چیزها را مُنافیِ دَست‌یازیِ او به فضائحِ فرهنگی نباید پنداشت! استاد فانی در این میان عبارتی کوتاه گفت که در خاطرم نقش بسته است و بارها در درازنایِ این سال‌ها صِدقِ سخنِ حکیمانه‌اش را آزموده‌ام. گفت: «در ایران هیچ چیزی دَلیلِ هیچ چیزی نمی‌شَوَد!». راست گفت. ... خَیْرُ الکَلامِ ما قَلَّ وَ دَلّ. «پَنْدِ حَکیمْ مَحضِ صَوابَست و عیْنِ خیْر فَرخُنْده آن کَسی که به سَمْعِ رِضا شَنید» ج.ج. #پند_پیران #کامران_فانی #احوال_ملک_دارا @talar_ayne
467
17
Madjid Rahnema.m4a
429
18
محمد اسکندری در سخنرانی کوتاهش ضمن ذکر اعتبار بین‌المللی مجید رهنما، به دلیل وزن آرای انتقادیش در مباحث "توسعه"، با اشاره به تجربهُ مهم "طرح توسعهُ سلسله در الشتر" و آرای متاُخر مجید رهنما، به این دو پرسش مهم از منظر مجید رهنما می‌پردازد: - آیا توسعه(یافتگی)مطلوب است؟ - آیا توسعه ممکن است؟ #هومن_پناهنده @gashthaa 👇👇👇👇👇
606
19
دو پوستر بالا به دو موضوع کاملاً متفاوت می‌پردازند. اما، به نظرم، یک جنبهُ آنها را می‌‌توان با هم سنجید و داوری کرد که از آن جنبهُ خاص، در یکی از آنها با ذهنیتی پیشرفته سروکار داریم و در دیگری با تفکری عقب‌مانده. اگر مایلید، نظرتان را در این باره بنویسید.
483
20
نشست « در ستایش یک سلوک فکری - معنوی: بزرگداشت هشتادمین سالروز تولد دکتر عبدالکریم سروش» با حضور: محمد مجتهد شبستری عبدالعلی
نشست « در ستایش یک سلوک فکری - معنوی: بزرگداشت هشتادمین سالروز تولد دکتر عبدالکریم سروش» با حضور: محمد مجتهد شبستری عبدالعلی بازرگان علی میرسپاسی مصطفی ملکیان سعید حجاریان نوید بازرگان حسین کمالی سروش دباغ امیر مازیار جواد حیدری حسین کاجی Saturday, Dec 13, at 2 pm (EST) شنبه ۲۳ آذرماه ۱۴۰۴ برای ورود از طریق کلاب هاوس از این پیوند استفاده کنید: https://www.clubhouse.com/invite/7V7iyE6gjZb5yOwjpzGEJ69JV68diO8oVX7:yUqTZNNV1DAuKJIH6ejYyPkLcG1u-VvsquqT1WMzVJ0 برای ورود از طریق گوگل میت از این پیوند استفاده کنید: https://meet.google.com/gib-fcmn-sea برای ورود از طریق یوتیوب از این پیوند استفاده کنید: https://www.youtube.com/channel/UChEJTURDqHrYBAWt0MUs2EA #حلقه_دیدگاه_نو @didgahenochannel
429