en
Feedback
بازسازی گفتمان دینی

بازسازی گفتمان دینی

Open in Telegram

@Behrouz_Moradi44 دکتر بهروز مرادی؛ فارغ‌التحصیل جامعه‌شناسی دين و فرهنگ از دانشگاه‌های هلند، قرآن‌پژوه، نویسنده، دین‌پژوه، شاعر، مترجم، پژوهشگر اجتماعی و مطالعات شهری

Show more
2 504
Subscribers
-124 hours
+17 days
+430 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+16
in 5 channels
August '26
+60
in 8 channels
Get PRO
July '26
+67
in 5 channels
Get PRO
June '26
+85
in 2 channels
Get PRO
May '26
+14
in 0 channels
Get PRO
April '26
+10
in 0 channels
Get PRO
March '26
+11
in 0 channels
Get PRO
February '26
+94
in 12 channels
Get PRO
January '26
+34
in 1 channels
Get PRO
December '25
+40
in 4 channels
Get PRO
November '25
+55
in 10 channels
Get PRO
October '25
+45
in 5 channels
Get PRO
September '25
+19
in 3 channels
Get PRO
August '25
+47
in 7 channels
Get PRO
July '25
+30
in 4 channels
Get PRO
June '25
+36
in 3 channels
Get PRO
May '25
+42
in 6 channels
Get PRO
April '25
+26
in 0 channels
Get PRO
March '25
+44
in 6 channels
Get PRO
February '25
+45
in 6 channels
Get PRO
January '25
+62
in 3 channels
Get PRO
December '24
+57
in 2 channels
Get PRO
November '24
+45
in 7 channels
Get PRO
October '24
+66
in 10 channels
Get PRO
September '24
+61
in 9 channels
Get PRO
August '24
+409
in 12 channels
Get PRO
July '24
+61
in 6 channels
Get PRO
June '24
+73
in 10 channels
Get PRO
May '24
+66
in 11 channels
Get PRO
April '24
+87
in 8 channels
Get PRO
March '24
+151
in 10 channels
Get PRO
February '24
+46
in 5 channels
Get PRO
January '24
+106
in 13 channels
Get PRO
December '23
+65
in 11 channels
Get PRO
November '23
+73
in 6 channels
Get PRO
October '23
+54
in 7 channels
Get PRO
September '23
+34
in 0 channels
Get PRO
August '23
+62
in 0 channels
Get PRO
July '23
+195
in 0 channels
Get PRO
June '23
+65
in 0 channels
Get PRO
May '23
+39
in 0 channels
Get PRO
April '23
+118
in 0 channels
Get PRO
March '23
+59
in 0 channels
Get PRO
February '23
+99
in 0 channels
Get PRO
January '23
+78
in 0 channels
Get PRO
December '22
+232
in 0 channels
Get PRO
November '22
+38
in 0 channels
Get PRO
October '22
+31
in 0 channels
Get PRO
September '22
+64
in 0 channels
Get PRO
August '22
+84
in 0 channels
Get PRO
July '22
+63
in 0 channels
Get PRO
June '22
+123
in 0 channels
Get PRO
May '22
+77
in 0 channels
Get PRO
April '22
+90
in 0 channels
Get PRO
March '22
+61
in 0 channels
Get PRO
February '22
+85
in 0 channels
Get PRO
January '22
+69
in 0 channels
Get PRO
December '21
+83
in 0 channels
Get PRO
November '21
+93
in 0 channels
Get PRO
October '21
+105
in 0 channels
Get PRO
September '21
+128
in 0 channels
Get PRO
August '21
+122
in 0 channels
Get PRO
July '21
+153
in 0 channels
Get PRO
June '21
+27
in 0 channels
Get PRO
May '21
+20
in 0 channels
Get PRO
April '21
+46
in 0 channels
Get PRO
March '21
+50
in 0 channels
Get PRO
February '21
+54
in 0 channels
Get PRO
January '21
+59
in 0 channels
Get PRO
December '20
+756
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
07 September+1
06 September+2
05 September+7
04 September+4
03 September+1
02 September+1
01 September0
Channel Posts
2
«حکمرانیِ نااسلامی» 🖍بهروز مرادی در مورد این موضوع که حکومت اسلامی چه نوع حکومتی‌ست، اتفاق نظر وجود ندارد. نویسنده‌ی این مکتوب بر این نظر است که برپایی حکومت دینی غیرممکن است، چراکه هیچ حکومتی نمی‌تواند از حصار گروه-بنیانی بگریزد، بلکه خواه‌ناخواه صرفاً نماینده‌ی یک گروهی دینی با قرائت خاص غیرفراگیر از دین و حکومت خواهد بود. با اینهمه؛ مراد گروه‌های بنیادگرای مسلمان از حکومت اسلامی عمدتاً برپایی نظامی سیاسی است که شریعت اسلامی -که به نظر آنان ثابت است- را اجرا و پیاده کند. بسیاری از بنیادگرایان مسلمان، در اجرای آنچه شریعت دین می‌خوانند، قائل به کاربرد زور و اجبار و تحمیل‌اند. این زورگرایی، نوع حکومت آنان را بدون تردید استبدادی خواهد نمود. آن‌همه حساسیت و اصرار و تأکیدی که آنان نسبت به کاربرد زور و تحمیل و اجبار در پیاده‌سازی احکام شریعت از خود نشان می‌دهند و منجر به نفی آزادی مردم غیرشریعت‌گرا می‌شود را هرگز نمی‌توان در سالم‌سازی نظام اجتماعی، اجرای عدالت و مساوات، برپایی حق در جام، رفع فساد، اتخاذ تدابیر در راستای تحقق یک زندگی باکیفیت مرفه برای عامه‌ی مردم و رعایت حقوق و آزادی گروه‌های مختلف اجتماعی از سوی آنان دید. حال اگر نظامی داعیه‌ی اسلامی‌بودن داشته باشد، ولی در پیاده‌سازی ارزش‌های بنیادین دینی همچون عدالت، قسط یعنی جامعه‌ی سالم از نظر اقتصادی و مالی و معیشتی و کسب‌وکاری و تجاری و حقوقی و قضایی و نیز رعایت آزادی مردم و ترویج معنویت و اخلاق و فرهنگ معناگرایی و آبادی ملک و گسترش پاکی و پاکدستی و امنیت و آرامش و... ناموفق بوده و نتوانسته یک زندگی به طور نسبی شرافتمندانه برای بسیاری از طبقات و اقشار و گروه‌های اجتماعی ایجاد نموده و نظامی استوار ساخته که زیر حاکمیت آن، اکثریت جامعه در برآوردن نیازهای ابتدایی خود ناتوان مانده‌اند و فقر و نداری و محرومیت و گرسنگی و فلاکت در جامعه گسترده گردیده و طبقه‌ی متوسط تا حد زیادی در طبقه‌ی فرودست اجتماعی مضمحل شده، در چنین صورتی، دیگر نمی‌توان آن نظام را اسلامی دانست و درنتيجه چنين نظامی که فاقد ویژگی‌های فراگیر اسلامی‌ست، نمی‌تواند و نمی‌بایست تنها برای اعدام جوانان و سرکوب معترضان از ترمینولوژی دینی استفاده کند و مخالفان خود را با تکیه بر گفتمان اسلامی به بند بِکِشد یا بِکُشد، بالاخص اکنون که از نظر هویتی؛ وجه میلیتاریستی نظام بر وجه دینی آن چیرگی یافته و بیشتر به حکومت نظامیان ماننده است تا حکومت روحانیان. اکنون نیز که جنگ و ادامه‌ی آن، اوضاع اقتصادی و مالی و ارزی و معیشتی و درواقع کُلیّت زندگی را وارد فازی ترسناک و رعب‌انگیز نموده، زیرساخت‌های ملّی را تهدید به نابودی، افق‌های زیستن را تاریک و امیدها را برای اصلاح امور بر باد داده و بحران‌های عدیده را بر همه‌ی جنبه‌های زیست جمعی مسلط نموده، جامعه با تفکر و ارزش‌ها و گفتمان نظامی اداره می‌شود، بدون آن‌که گفتمان صلح‌آمیز دینی و قرآنی در چنین اوضاعی دخالت داده شود. با درنظر گرفتن جنبه‌های مختلف مواجهه‌ی حکومت‌کنندگان با اداره‌ی جامعه و حکومت‌شوندگان؛ براستی دیگر دلیلی برای اسلامی‌خواندن نظام حکمرانی وجود ندارد. در چنین شرایطی؛ استفاده‌ی یک نظام از ترمینولوژی دینی تنها برای حذف مخالفان خود، بدون آنکه خود دارای ویژگی‌های محتوایی و هویتی دینی اصیل باشد، سوءاستفاده از دین در امر حکمرانی و تمنای حصول مشروعیت با توسل به آن است و این رویکرد بدون تردید به محبوبیت دین آسیب وارد آورده و می‌آورد و همین امر بهترین دلیل برای پرهیز از چنین کاری‌ست. ١۵ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi
307
3
No text...
393
4
«عرفان کاذب علیه عقل» 🖍بهروز مرادی در تاریخ اسلام، گرايش‌هایی بنیادگرایانه، عرفانی، صوفیانه و مطلق‌اندیشانه ظهور کرده‌اند که بر این باورند که عقل را از دایره‌ی شناخت دین و دریافت معنا و تحلیل و تفسیر و برداشت از قرآن و برهان‌آوری در دین و در سازماندهی رفتار فردی و اجتماعی به کنار باید نهاد. آنان وزن دین‌داری را بر نصّ یا شهود باطنی و الهام و سپس تقلید مرید از مراد نهادند. آیا این رویکرد با گفتمان قرآنی همخوانی دارد؟ قرآن حکیم ازجمله در آیه‌ی ٧ سوره‌ی آل‌عمران؛ فهم دقیق و دریافت عمیق گفتمان پویای خود را حتی در همان زمانی که هنوز جریان وحی برقرار بود، در انحصار خردمندان و عقل‌ورزان (اولولالباب) دانسته است. این بدین معنی‌ست که جاهلان، کهنه‌پرستان و خرافه‌گرایان که باورها و اعمال‌شان بدون دخالت خِرَد و در غیاب عقل شکل می‌گیرد را به این فهم بلند راه نیست. در همین آیه قید گردیده که تنها خردورزان هستند که قادر به تشخیص میان آنچه از قرآن، موقت و وابسته به بافتار اجتماعیِ دریافت‌کننده‌ی وحی (متشابهات) و نیز آنچه دائم و ثابت و معتبر در فرامکان و فرازمان است (محکمات) می‌باشند. کتاب این دین که فهم گفتمان خود را حتی در زمان نزول وحی بر عقل استوار نمود، غبار خرافه‌پرستیِ و زندگی مادون خِرَد و رفتار غیرعقل‌ورزانه را از رخسار دین زدوده و تعصب و انتخاب‌گری بر پایه‌ی هوی‌وهوس و تصمیم‌گیری بر اساس شهوات و رفتار بر مبنای تمنای دل و حصول شناخت از راه غیرعقلانی را مردود دانسته است. برخلاف باور عمومی؛ قرآن، تعصب و تقلید یا هرگونه رویکرد غیرعقلانی به زندگی را نه تنها تکریم و تشویق نمی‌کند، بلکه این کلام قرآن در تقبیح عدم عقل‌ورزی در آیه‌ی ١٠٠ سوره‌ی یونس صراحت دارد که: "خداوند پلیدی را برای کسی مقرر می‌دارد که تعقل نمی‌کند." آیه‌ی ٢٢ سوره‌ی انفال به کاربر قرآنی نشان می‌دهد که بدترین جنبندگان نزد خداوند کیانند: "براستی بدترین موجودات نزد خدا؛ کران و گنگانی هستند که تعقل نمی‌کنند." با خاتمه‌ی وحی، باز هم این عقل است که از نظر قرآن؛ نقش اصلی را در تشخیص، اندیشه، تعقل، انتخاب، حرکت در مسیر رشد، آموختن، پرورش‌یافتن، کسب حکمت، یافتن حقیقت از طریق نشانه‌ها و سازماندهی مطلوب زندگی دارد. در کنار قرآن؛ پیامبرص نیز در خصوص جایگاه عقل در دینی که خود منادی آن بود، چنین فرمود: دینُ المَرْء عَقلُه و من لا عَقلَ لَه لا دینَ لَهُ. (نهج‌الفصاحه:١٨٢٩) "دین آدمی همان عقل اوست و هر کس که عقل ندارد، دین ندارد." و لا مالَ اعْوَدُ من العقل. (نهج‌الفصاحه: ٢٣٠٨) "سرمایه‌ای سودمندتر از عقل نیست." و لا اسْتَقام دینُه حتی یَستَقیم عَقلُهُ. (نهج‌الفصاحه:٢۵٨٧) "دین کسی استوار نمی‌شود مگر آنکه عقلش استوار گردد." اَفْلَحَ مَن رُزِقَ لُبّاً (نهج‌الفصاحه: نکته‌ی ١٣٠١) "کسی که عقل دارد، رستگار می‌شود." صراحت و استحکام این سخنان نبوی در تکریم عقل چنان است که می‌توان بر اساس آن‌ها جایگاه عقل را در دستگاه مسلمانی تعیین نمود. این سخنان درواقع این اصل را مد نظر خود داشته‌اند که سازماندهی زندگی فردی و جمعی بدون استفاده از عقل ریشه‌دارِ سازنده، هم در این دنیا موجب ایجاد بحران است و هم در دنیای دیگر آدمی را از رستگاری محروم می‌سازد. شهود و الهام اگرچه ممکن است بتوانند راهی به دریافت حقایق غیبی در بر کاربر معنویت بگشایند، اما از یک سو هرگز نمی‌توانند جایگزین عقل گردند و از سوی دیگر باورمندان به آن را در معرض خطا و توهم و مطلق‌انگاری در دریافت احتمالی و نیز گریز از منطق و برهان و استدلال و پرهیز از مواجهه‌ی عقلانی با دین و زندگی قرار می‌دهد. وجود بحران‌ها چه در زندگی فردی و چه در زندگی جمعی مسلمانان، ازجمله محصول استفاده‌نکردن از عقل است. کسانی که پندار یا گفتار یا کردارشان از سرچشمه‌ای غیرعقلانی نشأت گرفته باشد، بحران‌ها را می‌آفرینند و زندگی خود و دیگران را تباه می‌سازند. فاجعه هنگامی به اوج می‌رسد که این بدترین موجودات که رویکردشان به زندگی غیرعقلانی می‌باشد، در جامعه‌ای بر مسندها مسلط گردند. در آن‌صورت انجام اعمال نسنحیده و وقوع بحران‌ها و تقریر ویرانی‌ها و توسعه‌ی فسادها و انتشار فلاکت‌ها و تکثیر بیچارگی‌ها و تحکیم فاجعه‌ها امری محتوم خواهد بود. از این روی است که سپردن سکان اداره‌ی کشور به دست خردمندترینِ افراد، کاملاً منطبق بر گفتمان قرآنی است. این حقیقتِ دین محمدص است، اگرچه نادانان و خرافه‌پرستان و اسطوره‌باوران و عقل‌ناباوران، دین او را به انحراف برده‌اند و پوستین وارونه بر تن آن پوشانده‌اند و آن را از حقیقتش بیگانه ساخته‌اند و آن را به ابزاری برای تحمیل عقب‌ماندگی تمدنی و فرهنگی خود به انسان نموده‌اند و از آن وسیله‌ای برای مشروعیت‌بخشی به ستم و ظلم و تروریسم و بیداد ساخته‌اند. ١٣ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi
355
5
🌿 نماد سرو ➕سرو، آرام‌ترین تصویرِ ایستادگی‌ست؛ در سکوت رشد می‌کند، ریشه در زمین دارد و نگاهش همیشه رو به آسمان است. ➕در فرهن
🌿 نماد سرو ➕سرو، آرام‌ترین تصویرِ ایستادگی‌ست؛ در سکوت رشد می‌کند، ریشه در زمین دارد و نگاهش همیشه رو به آسمان است. ➕در فرهنگ ایرانی، سرو نشانه‌ی آزادگی و جاودانگی‌ست؛ و در نگاه عرفانی، می‌تواند نماد انسانی باشد که در میان هیاهوی جهان، خویشتن را گم نمی‌کند و مسیرش را به سوی حقیقت ادامه می‌دهد. 📌سرو به ما یادآوری می‌کند که برای رسیدن به آسمان، نباید زمین را انکار کرد؛ باید ریشه داشت، عمیق شد و بعد بلند شد. هرچه ریشه عمیق‌تر، قامت استوارتر. 🌿✨ 🦋💐🦋💐🦋 🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی 💎💎💎 https://t.me/atesalbeallah
309
6
«آیا دین با فقر موافق است؟» 🖍 بهروز مرادی اکنون که فقر در جامعه دامن‌گستر گردیده، به‌جز برخی صوفیان درویش‌مسلکِ بی‌خبر از محتوای قرآن، صداهای بسیاری از جانب قبیله‌ی تزویرگران و مسخ‌کنندگان دین نیز در تکریم فقر به گوش می‌رسد تا فلاکت و بیچارگی را مشروعیت دینی ببخشند. ✳️ آیا اسلام با فقر موافق است؟ پاسخ به این پرسش را از قرآن جویا می‌شویم: ✅ قرآن در چندین مورد، بی‌تفاوتی نسبت به فقر را با دوزخی‌شدن پیوند داده است. به عنوان مثال در سوره‌ی مدثر آیات ۴۷-۴۰ بر این نکته تأکید گردیده که در روز رستاخیز از دوزخیانِ جرم‌کننده می‌پرسند که چه چیز آنها را به دوزخ درافکند؟ آنها ازجمله می‌گویند که نیازمند گرسنه را اطعام نمی‌کردند. قابل توجه اینکه چنین کسانی از نظر قرآن مجرم‌اند. یا در سوره‌ی حاقه آیات ۳۱ تا ۳۷ در این رابطه ازجمله چنین می‌خوانیم: "سپس در دوزخش اندازید، سپس در زنجیری که طولش هفتاد زراع است به زنجیرش کشید، چرا که او به خداوند عظیم ایمان نمی‌آورد و به اطعام نیازمند گرسنه ترغیب نمی‌نمود و... ." در سوره‌ی ماعون، قرآن عدم تلاش برای فقرزدایی را نشانه‌ی بی‌دینی دانسته است. این آیات بر اهمیت رفع گرسنگی و فقر از زندگی انسانی تأکید نموده و نیز این حقیقت را آشکار می‌سازند که بی‌تفاوتی نسبت به گرسنگی و فقر در جامعه آدمی را دوزخی  می‌کند. بدون تردید مسئولیت مبارزه با فقر متوجه همه‌ی انسان‌هاست، اما امر مسلم آن است که آن‌هایی که برای رفع گرسنگی مردم و تأمین معیشت خلق دارای مسئولیت سیاسی و اجرایی می‌باشند، اما مسئولیت خود را به‌خوبی انجام نمی‌دهند، یا به‌جای تلاش برای رفع فقر و برپایی جامعه‌ای عاری از گرسنگی، منافع خود را در گرسنه نگاه‌داشتن مردم و فقیرسازی خلق و به ضعف‌کشاندن انسان‌ها تعریف می‌کنند و منابع مملکت را غارت می‌کنند، خداوند چنین کسانی را وعده‌ی دوزخ داده است، حتی اگر چنین کسانی از زیادتی سجده بر پیشانی‌‌شان مهر نقش بسته باشد. ✅ این بدین خاطر است که معنوی و اخلاقی زیستن و متقی و مؤمن بودن و نیکوکار و درستکارشدن در جامعه‌ای که گرسنگی و فقر و محرومیت در آن رفع نشده باشد، در هاله‌ای از غیرممکن‌ها فرو می‌رود. ✅ حضرت محمدص، فقر را؛ «روسیاهی هر دو جهان» نامیده است: الفقر سوادالوجه فی‌الدارین (فقر؛ [مایه‌ی] روسیاهی در هر دو سراست.) براستی آن جامعه و آن نظام اجتماعی تولیدکننده‌ی فقر که مردمش در چنین فقری برای زنده‌ماندن دست‌وپا می‌زنند، هم در این جهان و هم در جهان پس از مرگ روسیاه است، بویژه آنان که حق مردم را برای بهره‌مندشدن از یک زندگی شرافتمندانه و سالم پایمال کرده‌اند، روسیاه دوعالم‌اند. ✅ آموزه‌های قرآنی و پیامبر والامقامش تأیید می‌کنند که هر گاه شکم آدمی سیر نباشد، بعید است دلش از نور ایمان پر شود. (هرگاه فقر در خانه‌ای داخل شود، ایمان از در دیگر خارج شود). او همچنین فرمود: "نزدیک بود که فقر، کفر باشد" کادَ الفَقْرُ ان یَکُونَ کُفْراً (نهج‌الفصاحه:٢١۵٧) پس فاصله‌ای میان فقر و کفر نیست، چراکه هرگاه فقر بر زندگی مسلط شود، احتمال آنکه فرد حق‌ها را رعایت کند، به حداقل می‌رسد و این همان کفر است. ✅ همچنین امام علی‌ع نیز فرمود: الفقر الموت الاکبر (فقر؛ مرگِ بزرگتر است). مرگِ بزرگتر یعنی مرگ بزرگتر از مرگ جسمانی، یعنی مرگ روح و شخصیت و روان و قلب و وجود، چراکه فقر نمی‌گذارد آدمی زندگی کند و بهترینِ خودش بشود. کلمه‌ی ٣٢٠ از نهج‌البلاغه نیز در تقبیح فقر چنین گفته است: اِنَّ اللهَ سُبحانَهُ فَرَضَ فی‌ اَموالِ الأَغنیاءِ أَقواتَ الفُقراءِ فما جاعَ فقیرٌ اِلاّبِما مَنعَ غنیٌّ. "خداوند سبحان، آذوقه‌ی فقرا را در اموال اغنیا قرار داده است. هیچ فقیری گرسنه نمانده مگر به سبب آنچه که ثروتمندی از او دریغ داشته است." ✅ فقر ابعاد متنوعِ وجودِ آدمی را تعطیل می‌کند و همه‌ی زندگی آدم را در وضعیت استیصال در پی لقمه نانی دوان و روان می‌سازد و شخصیت فرد را در پی این دویدن‌ها به حقارتِ سرفرودآوردن در مقابل هر ظالمی می‌آلاید و درنتیجه روح و روان و شخصیت و باطن و معنویت و ارزش‌ها و خوبی و نیکی را در فرد می‌کشد، پیش و بیش از مرگ جسمانی او. ✅ فقر فرصت‌های معنوی‌ْزیستن را از آدمی دریغ می‌کند، او را گروگان شکمش می‌کند و خار و ضعیفش می‌سازد و نمی‌گذارد عزت‌نفسی در وجود او شکل بگیرد و حرمت روح آدمی را می‌شکند. ✅ فقر مانع شکل‌گیری شخصیتی مستقل و آزاد در فرد می‌گردد و پروژه‌ی خداوند را برای پرورش‌یافتن و بالیدن و شکفتنِ انسان را سد می‌کند و آدمی را از دغدغه‌ی حق دور می‌سازد. به‌همین‌خاطر است که دین با تمام وجود با فقر می‌ستیزد و درصدد کنار زدن آن است تا انسان و جامعه بتوانند معنوی و اخلاقی بزیند. ١٢ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi
389
7
No text...
350
8
«عروسی خونین» 🖍بهروز مرادی یک بار دیگر بمب‌های وحشی فاجعه آفریدند و عروسی کوهستک را به عزا تبدیل نمودند. براستی جنگ دیوانه همواره چنین می‌کند. تجاوز نظامی به خاک ایران هرچقدر بیشتر ادامه یابد، فجایع تلخ‌تری را رقم خواهد زد. در جنگ خیری نیست. جنگ‌ها دیوانه و وحشی‌اند؛ می‌کُشند و ویران می‌کنند. نه می‌گذارند خانه‌های کهن برپا باشند و نه می‌گذارند خانه‌های جدید برپا بشوند. بمباران مکان برگزاری عروسی در یک خانه‌ی مسکونی یک جنایت جنگی‌ست، اما نظام هرج‌ومرج حاکم بر جهان مانع از آن می‌شود که متجاوزان آمریکایی و اسرائیلی مجازات شوند. قربانی اصلی چنین جنگ‌هایی همانا مردم و زندگی و معیشت و آسایش و امنیت آن‌هاست. کوبیدن بر طبل ادامه‌ی جنگ؛ استقبال از ویرانی و فاجعه است. بایسته است هر چه زودتر این جنگ ویرانگرِ خالق فاجعه و نابودکننده‌ی زندگی پایان یابد. ١٢ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi
338
9
سلسله پیام‌هایی از نهج‌البلاغه(۶۴)          " شرح حکمت شماره ٢٢١ "             بدترین توشه برای روز قیامت؛ بیداد و ستم نسبت به بندگان خداست               توسط بهروز مرادی؛     فارغ‌التحصیل جامعه‌شناسی دین                       از هلند                   ١٢ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi
1
10
نهج‌البلاغه ۶۴.m4a
392
11
«رقص بر عمود خیمه‌ی ریا» 🖍بهروز مرادی رقصیدن اشکالی ندارد. حتی مداح هم آزاد است که برقصد! بر او ملامتی نیست که شادی کند و برقصد و حال خویش خوش کند. اما ملامت بر ریای اوست و بر ریاکاران؛ همان‌هایی که اشک و پول را با هم درمی‌آورند. همان‌هایی که در تلقی مخدوش‌شان از دین، شادی جایی ندارد، غم در مقام تکریم و تقدس قرار دارد، رقص را گناه می‌دانند، اما خودشان در خلوت‌شان آن کارهای دیگر می‌کنند. همان‌هایی که پول‌های هنگفت می‌ستانتد تا مردم را غرق در ماتم و غم کنند، اما با آن پول‌های بادآورده مجلس طرب برای خود برپا می‌کنند. همان‌هایی که از گریاندن خلق رشدنایافته، بساط شادی خود را گسترانیده‌اند. همان‌هایی که شغل‌شان گریاندن خلق فلاکت‌زده است که بدترین کسب‌وکار است. جهان را به غمکده‌ای برای مردم تبدیل نموده‌اند، اما خود در عیش، ریشخندکنانِ مردم بیچاره‌اند. همان‌هایی که ظاهری مؤمنانه و باطنی ابلیسی دارند. از دین حربه‌ای نفاق‌بنیان برساخته، شیشه‌ی زندگیِ تلخ خلق را در مراسم غم‌زای مکرر شکسته و از ریختن انبوه ماتم و اندوه بر جان و روان مردم، ثروت‌های کلان در جیب ناپاک ریخته و آن توده‌ی نفاق را توشه‌ی ابتذالِ زیستنِ حقیر خود نموده‌اند. دین برای‌شان بازیچه‌ای برای بهره‌مندی از دنیای مالامال از ریای‌شان است. زندگی‌شان علیه روان شاد انسان است. مصلحت‌شان؛ تزریق غم به جان آدمیانی‌ست که شادی را گم کرده‌اند. چه بسیار کسان که با دریافت سَم غم در نوای ریا و فریب اینان، شب را به صبح نرساندند. پس وای بر شما که دین رحمت را به دینِ گریز تبدیل نمودید. ایران را سفره‌ای دیدید گسترده زیر دستان ناامن‌تان. یا لثارات‌الحسین بر زبان‌تان، اما خون مردم را ریختید و در شیشه کردید. حیدرگویان جنایت‌ها رقم زدید و مولاگویان غارت را مشروعیت بخشیدید. از بدی هراس ندارید و از زشتی پرهیز نمی‌کنید و این نشانه‌ی پلیدی شماست. فاسقی مرام‌تان گردید و نفاق دین‌تان. ریا از کلام‌تان باریدن گرفت و عدالت از کردارتان رمیدن. آزادگان فوج فوج از گردتان پراکندند و مردمان گروه گروه از شما برائت جستند. حق‌گویان شما را بیگانه یافتند و علی‌خواهان شما را دشمن خواندند. نفاق شما دین خدا را به بازی گرفت و چشمان ناپاک‌تان بدی‌ها را به عادتی شوم تبدیل نمود. نام مقدس خدای را لقلقه‌ی زبان ریا کردید و سوگندهای کمین‌کرده‌تان اعمال پلیدتان را تدارک دید. دروغ ورد زبان‌تان و نیرنگ و فریب و دغل آویزه‌ی گوش‌تان. پس وای بر شما آری وای بر شما که دشمن خدا و خلق و مخلوقات اویید. بدانید شما دوزخ را برای مردم در روی زمین مهیا ساختید، اما دوزخ نیز شما را می‌جوید و برای درافکندتان در آتشش لحظه‌شماری می‌کند. ١١ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi
609
12
No text...
567
13
«به‌جای تهدید» 🖍بهروز مرادی به‌جای تهدید مردم صبور و مظلوم ایران که اگر برای اعتراض به خیابان بیایند، با شدت بیشتر از قبل سرکوب خواهند شد، کار دیگری می‌توان کرد و مسائل را جور دیگری می‌توان دید و سخن دیگری می‌توان گفت. مثلاً می‌توان این‌طور دید که این مردم مظلوم، در کمتر از یک‌سال، دو جنگ وحشتناک را تجربه کرده‌اند و شاهد کشته‌شدن عزیزان و هموطنان خود و تخریب اماکن مسکونی و آموزشی و سایر زیرساخت‌های زندگی در کشورشان بوده‌اند. آن‌ها در طول آن دوازده روز و این چهل روز و همین چند ماه اخیر، ترس، دلهره، اضطراب و فشار روانی بسیار وحشتناکی را تحت تأثير جنگ تحمل نموده‌اند. اکنون تورم کالاهای اساسی و بویژه افزایش رعب‌انگیز نرخ ارز و زمزمه‌ی گرانی بنزین و سایه‌ی تنگ‌ترشدن حلقه‌ی تحریم‌ها، فقر و محرومیت و فشار و فلاکت همه‌جانبه، زندگی را بر آن‌ها تلخ و دهشتناک، افق‌های زیستن را بر همگان تیره و تار و ادامه‌ی این وضع جهنمی را برای آنان غیرممکن نموده است. از سوی دیگر خبرهای مربوط به قاچاق سوخت و غارت منابع طبیعی و انرژی و نیز فساد در دستگاه اقتصادی و مالی و بانکی و اداری و کارخانه‌ای و ورزشی و... همچنان شنیده می‌شود و معلوم گردیده که دامادها و فرزندان به کاسبان تحریم و مفسدان فی‌الارض پیوسته‌اند و ایران‌خواران شبکه‌های وسیعی برای غارت بهینه‌ی مملکت ایجاد نموده و گسترش داده‌اند. از منظر جامعه‌شناسی؛ انتظار اینکه مردم در چنین وضعیتی همچنان خاموش بنشینند و در انتظار نابودی خود و خانواده و مملکت خود باشند، انتظاری منطقی و پیش‌بینی عقلانی صحیحی نیست. واکنش اجتماعی در مقابل چنین وضعیتی بدون تردید انفجار اجتماعی خواهد بود، مگر آنکه به‌جای سوق اندیشه به جانب سرکوب معترضان بخت‌برگشته و مستأصل، سرچشمه‌های این وضعیت اجتماعی غیرقابل تحمل سرکوب گردند. اصلی‌ترین سرچشمه‌ی نزدیک این وضع دوزخی؛ همانا جنگ و سلطه‌ی وضعیت جنگی بر زندگی اجتماعی‌ست. اصلی‌ترین سرچشمه‌ی دور این وضع جهنمی نیز؛ تحریم‌ها و رابطه‌ی ناحسنه با جهان است. این سرچشمه‌ها بحران‌های عدیده‌ای برای ایران و مردمش پدید آورده‌اند. البته نباید نقش حکمرانیِ ناکارآمد و بحران‌زا و مقابله‌ی فرادستانِ قدرتمند با مردم و نخبگان و فرودستانِ مستضعف را در این میان نادیده گرفت. اصرار بر سیاست اتمی بحران‌زا نیز خود حدیثی مفصل و محور درافکندن ایران در گرداب بلاهاست. این اصرار براستی از چه روی است هنگامی که از یک سو متولیان نظام بارها تأکید نموده‌اند که قصدی برای ساخت سلاح اتمی ندارند و از سوی دیگر تجربه‌های نزدیک و دور نیز نشان می‌دهند که مجهزبودن به سلاح اتمی نیز فاقد نقش بازدارندگی‌ست. پس ای عاقلان! به‌جای تهدید، کاری دیگر کنید. ١٠ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi
622
14
«آزادی پوشش نماد مدارای اجتماعی» 🖍 بهروز مرادی ✅ جامعه‌ی ایران هزاران سال است زخمیِ تفکراتِ مطلق‌نگرانه‌ای است که برپایه‌ی آن‌ها، میان گروه‌های مختلف اجتماعی، تفکیک و تبعیض ایجاد می‌گردیده، آزادی‌ها سلب می‌شده، نظام زور و دیکته تحقق پیدا می‌کرده و به بسیاری از گروه‌های اجتماعی مخالف یا متفاوت، برچسب زده می‌شده و خشونت، حذف سیاسی یا فیزیکی آن‌ها، نتیجه‌ی آن بوده است. ✅ برچسب‌زنی و خشونت علیه دیگرانِ متفاوتِ دارای پوششِ متفاوت نشان می‌دهد که در اندیشه‌ی سیاسی یا فرهنگی بسیاری از مردم و گروه‌های اجتماعی، حذف مخالفان و دیگرانِ متفاوت و غیرخودی‌ها همچنان جایگاه تاریخی خود را حفظ نموده و این امر اثبات می‌کند که جامعه‌ی ما همچنان گرفتار عقب‌ماندگی سیاسی و فرهنگی، بی‌اعتقادی به فرهنگ اومانیستی، دست‌وپازدن اپوزیسیون و پوزیسیون در فرهنگ پیشا-دموکراتیک و پای‌بندی به انواع نظام دیکتاتوریِ نامداراگرانه می‌باشد. ✅ رفتار بسیاری از نیروهای مخالف وضع موجود، در همین راستا و ضددموکراسی است. آنان ظرفیت تحمل عقیده‌ی مخالف و حتی منتقد را ندارند و خواهان نابودی کسانی هستند که با آنها همفکر و همدل و همراه نیستند. ✅ اما ایرانیان به جز پذیرش تفاوت‌های فرهنگی یکدیگر راه متمدنانه‌ی دیگری برای هم‌زیستیِ صلح‌آمیز در کنار هم ندارند. ✳️ از منظر الهیاتی و قرآنی؛ پیش از این، نویسنده‌ی این مطلب در یادداشت‌ها و گفتارهای مختلف مطرح نموده بود که قرآن اگرچه از برهنگی جاهلی پرهیز داده و زنان و مردان را از تبدیل بدن خود به سرمایه‌ای برای ابراز خود منع کرده و انسان را به برساختن هویتی معنوی بر پایه‌ی ارزش‌های انسانی و باطنی دعوت نموده، اما بااینحال بر آن نبوده تا این هدف متعالی را با زور و خشونت به مردم تحمیل نماید. در قرآن زور و اجبار و تحمیل به رسمیت شناخته نشده (بقره:۲۵۶) و اصولاً ارزش‌های معنوی را نمی‌توان با تحمیل و اجبار به درون انسان تزریق کرد. ✅ مضاعف بر این؛ در قرآن هیچگونه ردپایی از حجاب اجباری وجود ندارد و دو آیه‌ای که در قرآن در مورد حجاب سخن گفته‌اند، نه تنها فاقد مخاطب عام می‌باشند، بلکه به نظر نویسنده‌ی این مکتوب، به پوشش سر و مو نیز اشاره‌ای ندارند. (ر.ش.به: سوره‌ی احزاب:۵٩ و سوره‌ی نور:٣٠) ✅ این درست است که قرآن عریانی را نمی‌پسندد و همچون سایر مکاتبِ معنویت‌گرا روا نمی‌دارد که چه زنان و چه مردان با بدن خود جلب توجه و ابراز وجود کنند، اما در عین حال قرآن مطلوب خویش را به انسان تحمیل نمی‌کند، بلکه او را در پذیرش یا عدم پذیرش دعوت خود آزاد و مختار می‌گذارد و با دعوت او به خودسازی و تعلیم، مقدمات بلوغ و رشد باطنی و معنویت‌گرایی او را فراهم می‌آورد. ✳️ راه‌حل این است که همه‌گان در این جامعه طبق آموزه‌های قرآن مبین و اصول زیست مسالمت‌آمیز دنیای مدرن؛ آزادی پوشش دیگران را به رسمیت بشناسند و دیگرانِ متفاوت را گرامی بدارند و حریم فردی و حقوق انسانی شهروندان ایرانی را رعایت کنند. ✳️ بر این اساس؛ ضرورت است: زنان چادری به پوشش دختران بی‌روسری احترام بگذارند و بدانند که دختران و زنان، بدون پوشاندنِ سر نیز دارای عفاف و حجاب می‌باشند. همچنین دخترانِ بی‌روسری، پوشش زنان چادری را گرامی بدارند و آزادی پوشش را حق آنان نیز بدانند. در کنار آن بایسته است که مردان در مواجهه با زنان بی‌روسری طبق فرمایش قرآن عمل کنند که به آنان فرموده: «چشمان خود را از چشم‌چرانی برگیرند» (نور:۳۰). و نیروهای متعصب دینی نیز طبق قرآن عمل کنند که چنین فرموده: «در دین زور و تحمیل و اجباری نیست» (بقره:۲۵۶). ✳️ اما این تنها نظام دموکراتیک است که برای همه‌ی گروه‌های اجتماعی و حق حیات و مشارکت سیاسی برابر قائل است و زندانی سیاسی ندارد و با مخالف و معترض و منتقد مدارا می‌کند. در این نظام امکان تبدیل اکثریت و اقلیت به یکدیگر وجود دارد و برای تغییر حاکمیت، نیازی به کنش سیاسی قهرآمیز و براندازی مسلحانه نمی‌باشد. ✳️ در یک جامعه‌ی دارای انسان‌های توسعه‌یافته و یک نظام مدرن دموکراتیک، گروه‌های مختلف اجتماعی که حتی با هم مخالف هستند، حق حیات و مشارکت برابرِ یکدیگر را در حوزه‌ی سیاسی به‌رسمیت شناخته و درصدد حذف و نابودی یکدیگر برنمی‌آیند و در سودای تشکیل حکومتی تک‌صدایی و تک‌نفره و خودکامه نمی‌باشند که اختیارات رأس آن، فراتر از قانون باشد و قانون؛ ابزار اعمال زور و دیکته‌ی آن‌ها علیه مخالفان. ✳️ همچنین در یک نظام دموکراتیک؛ افراد به جای انتقام‌گیری حذفی یا مقابله با دیگران متفاوت تحت تأثير احساسات جریحه‌دارشده عصبانیت ناشی از خودبرترپنداری و سیستم‌سازی برای نابودی مخالفان، عقیده و اعتقاد و موجودیت و مواضع سیاسی دیگران را به‌رسمیت می‌شناسند و در بازی دموکراتیک حاضرند در چارچوب منافع ملی با گروه‌های مخالف حتی همکاری کنند. ١٠ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi
416
15
🖍فرحناز آبادیان؛ کارشناس ارشد علوم اجتماعی (از مخاطبان کانال) سلام استاد گرامی در مورد مطلب اخرتان در کانال به نام وحدت ملی عرضی داشتم. به عنوان بانویی که پوشش چادر را برای خود برگزیده‌ام، بارها طعم تلخ توهین، تحقیر و تمسخر را -چه در گفتار و چه در رفتار دیگران- چشیده‌ام. گویی بسیاری تصور می‌کنند که این پوششِ ساده، به‌منزله‌ی تأیید همه‌ی رویه‌های حکومتی است؛ حکومتی که «بی‌بهره از علم و دانش و با استبداد این چهل و هفت سال جمهوری اسلامی را به فاجعه کشاند، در صورتی که فرصت مناسبی برای شناساندن اسلام محمدی به تمام جهان بود. حتی گاه مرا «اُمّی» یا «عقب‌افتاده» می‌خوانند، غافل از اینکه انتخابِ چادر، الزاماً به معنای پذیرش تمامی خط‌مشی‌های سیاسی یا فرهنگی موجود نیست. بگذارید صریح بگویم: من هرگز طرفدار حجاب اجباری نبوده‌ام و نیستم، چراکه در پذیرش دین -به‌ویژه در مسئله‌ی حجاب- اجباری معنا ندارد و خودِ چادر نیز باید انتخابی آگاهانه و دلبخواه باشد. اما متأسفانه، در سوی مقابل نیز بسیاری از ناهنجاری‌ها پا را از اعتدال فراتر نهاده‌اند. امروز، برخی از زنان، بخش‌هایی از بدن خود را به نمایش می‌گذارند که هر انسانِ موحّد و آزاده‌ای از دیدن آن، آه از نهاد خود برمی‌آورد. حتی در میان مردان نیز پوشش‌هایی رایج شده که شأن جامعه‌ی ایرانی را خدشه‌دار می‌کند. با این حال، باز هم تأکید می‌کنم که راهِ چاره، زور و اجبار نیست؛ زیرا هر فرد در جامعه‌ای آزاد حق انتخاب دارد. اما نباید از پیامدهای این بی‌قیدی چشم پوشید. هنگامی که حدودِ پوشش رعایت نشود، بنیاد خانواده متزلزل می‌شود و تحریکاتِ چشم‌آزار، آرامشِ روانیِ طرفینِ مقابل را بر هم می‌زند. آنچه خداوند به‌عنوان حکمتی برای پوشش مقرر داشته، بی‌گمان به سودِ خودِ انسان‌هاست؛ اما افسوس که کارکردِ حجاب در این سال‌ها، آن‌چنان تحریف شده که چهره‌ای طالبانی و خشن از ایران در جهان به تصویر کشیده است. این یعنی خسارتی مضاعف؛ هم در داخل، هم در نگاهِ جهانیان به اسلامِ راستین که سرشار از صلح و رحمت است. عمر ما به تلخیِ روزگارِ سپری‌شده گذشت و گویا نسل‌های آینده نیز تا مدتها نفسِ راحتی نخواهند کشید. گاه از خود می‌پرسم: چرا باید حکومت این همه مشکلات و فقرِ گسترده را به‌عنوان نشانه‌هایی از «ظهورِ موعود» تعبیر کند . آیا این شیوه، جز آنچه کارل مارکس از آن به‌عنوان «تخدیرِ توده‌ها» یاد می‌کند، چیز دیگری است؟ آیا این رویه، بهانه‌ای نیست برای تداومِ حکمرانیِ ناکارآمد و مشروعیت‌بخشی به فقر و فلاکتی که دامنگیر جامعه شده است؟ ٩ شهریور ١۴٠۵
434
16
«وحدت ملی در گرو پذیرش واقعیت اجتماعی» 🖍 بهروز مرادی در ایام میلاد پیامبر رحمة للعالمین، مصطفی؛ آن برگزيده‌ی پاک‌شده، آن تجلی عشق الهی در خلقت، حضرت رسول کریم‌ص، تریبون‌های رسمی و خیابانی از شعار وحدت ملّی سرشارند. وحدت ملّی؛ مبارک و لازمه‌ی زندگی مسالمت‌آمیزِ گروه‌های مختلف اجتماعی در گستره‌ی سرزمینیِ زیستِ مشترکِ یک ملّتِ متکثر است. اما این ملّت ای‌بسا اکنون بیش از پیش متکثر گردیده و برای حفظ وحدت ملّی؛ پذیرش دگراندیشان، دیگرانِ متفاوت، منتقدانِ وضع موجود و معترضان اجتماعی، یک ضرورت تام است. آن‌هایی که در خیابان از یک سو شعار وحدت ملّی سر می‌دهند، ولی از سوی دیگر، به زنان بی‌روسری و شوهران آن‌ها توهین می‌کنند و آنان را با الفاظ غیرانسانی، زشت و نامداراگرانه‌ای همچون بی‌غیرت و فاسد مورد حمله قرار می‌دهند، همان وحدت ملّی مدعایی خود را نفی و نقض می‌کنند. برای حفظ وحدت ملّی، پذیرش این واقعیت اجتماعی-فرهنگی ضروری است که بسیاری از گروه‌های زنان و دختران و بسیاری از مردان و پسران جامعه به استفاده از روسری اعتقادی ندارند و آن را به کناری نهاده‌اند. گروه‌های حاکم حتی اگر در اکثریت به‌سر ببرند نیز حق ندارند حق آزادی آن‌ها را زیر پا بنهند، چه برسد به اینکه آن‌ها اقلیت جامعه را تشکیل بدهند. شاید ما دین‌داران و باورمندان به قرآن، از کلام خدا چنین برداشتی داشته باشیم که سطح وجودی انسان مؤمن از نمایش بدن خود فراتر رفته و بر ارتقاء سطح معنوی و درونی و رشد و پرورش باطنی خود متمرکز است. نویسنده‌ی این مکتوب براستی بر این نظر است که آن‌کس که به کشف هدف و منظور و معنا و حقیقت زندگی رسیده، از نمایش بدن خود رهایی یافته و از هرگونه رفتار نمایشی اجتناب می‌ورزد. زیستن در مسیر حصول اخلاص در دین چنین ایجاب می‌کند. اما سخن این است که ما دین‌داران، حق تحمیل مطلوب مورد باور خویش به دیگران و مجبورکردن دیگران به تمکین نظر خود و رواداری زور و استبداد به دیگران را نداریم. این موضع اصولی قرآن در آیات بسیار است ازجمله در بقره:٢۵۶ که می‌فرماید: "در دین زور و اجبار و تحمیلی نیست، بلکه باری راه رشد از کژی تفکیک گردیده است." راه‌حل و رمز زیست مسالمت‌آمیز اجتماعی آحاد جامعه و حفظ وحدت ملّی براستی در پذیرش این واقعیت اجتماعی-فرهنگی‌ست که نمی‌توان خواست و مطلوب خویش را به دیگران تحمیل نمود و باید با دیگرانِ متفاوت در مدارا زیست. در هزار و پانصدمین سالگرد میلاد آن تجلی عشق الهی به انسان، شایسته است برخی سخنان مداراگرانه‌ی آن مظهر مبارکی و رحمت را مرور کنیم: الخُرق شوم والرفق یمن (نهج‌الفصاحه، سخن ۳۷۱). "خشونت، شوم و مدارا، مبارک است." الرفق رأس‌الحکمه (نهج‌الفصاحه، سخن ۴۳۴). "مدارا اساس حکمت است." بعثت بمداراة‌الناس (نهج‌الفصاحه، سخن ۱۴۵۷). "من برای مدارا با مردم برانگیخته شدم." ایما و ال ولی فلان و رفق رفق‌الله تعالی به یوم‌القیامه. (نهج‌الفصاحه، سخن ۱۴۲۹). " هر کس به فرمانروایی رسید و با مردم به ملایمت و مدارا رفتار نمود، خداوند نیز در روز قیامت با او مدارا خواهد کرد." این سخنانِ دارای مقام حکمت و مراعات‌کننده‌ی انسانیّت و حریّت؛ مشتی نمونه‌ی خروارِ گفتمان بزرگوارانه و مداراگرانه و نرمخویانه‌ی حضرت محمد مصطفی‌ص، آن برگزيده‌ی پاک‌شده است. باشد همین اندک، خفتگان را بیدار و بی‌هُشان را هشیار کند. ٨ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi
507
17
«سمفونی به چه قیمت؟» 🖍بهروز مرادی هفته‌ی پیش پیامکی از وزارت ارشاد آمد که بنده را به عنوان نویسنده برای شرکت در برنامه‌ی کنسرت موسیقی ملّی (سمفونی وحدت)، در شب میلاد رحمة للعالمین حضرت رسول‌ص در تالار وحدت تهران دعوت نمود. دیروز نیز پیامک را دوباره ارسال کردند و به‌خاطرِ علاقه به موسیقی و عشق و ارادت قلبی به پیامبر کریم‌ص، به همراه همسرم تصمیم گرفتیم در برنامه شرکت کنیم. در پیامک قید شده بود برنامه‌ی سمفونی ساعت ١۶. دیروز شنبه با تغییر برنامه‌ی کاری روتین روزانه‌ام با زحمت رأس ساعت ۴ بعدازظهر در تالار وحدت بودیم. غلغله‌ای بود و نگذاشتند در ۵ ردیف نخست سالن که برای طبقه‌ی اشراف حکومتی و مهمانان خارجی اختصاص یافته بود، بنشینیم و این تبعیض، همواره در سالن‌های مراسم مختلف، روح را می‌آزارد. کلیپ‌های بسیار و پیام‌های متنوع پخش کردند و شعر خواندند و سخن‌سرایی کردند. پیام آقای سبحانی را پخش کردند و مورد استقبال قرار نگرفت. سپس میکروفون را در اختیار دکتر زرگر قرار دادند که گفت ١۴ جلد کتاب در خصوص زندگانی پیامبرص نوشته و بعد از آن، مجید مجیدی را صدا زدند و او منِ خودش را به گوش‌ها عرضه کرد و از فیلم خودش تعریف نمود و حوصله‌ها را سر برد و با ایما و اشاره، سخنان او را کات کردند. سپس مدرس دانشگاهیِ دیگری پشت تریبون رفت و سخن به درازا گفت و شعر خواند. دقایق می‌گذشتند و ساعت نزدیک ۵ شده بود و عطش فروکردن صحبت‌های تحمیلی به گوش‌های مظلوم، ادامه داشت و انتظار برای شنیدن سمفونی وحدت ملی به نتیجه نرسید. بعد از آن، دکتر عراقچی وزیر خارجه پشت تریبون رفت و از سیاست خارجه‌ی موفق دولت سخن گفت و از شهدای جنگ و از بچه‌های پشت لانچرها تجلیل کرد و در آخر سر گفت که می‌خواهد دست استادش دکتر زرگر را ببوسد! بعد نماینده‌ی آقای سبحانی را صدا زدند و لوح تقدیر به او دادند و آقای صالحی وزیر ارشاد را فراخواندند تا بالا برود و لوح تقدیر به دیگران بدهند. حضار غُر می‌زدند و ناسزا می‌گفتند و کسانی مثل من با صدای بلند گفتند که برای شنیدن سخنرانی نیامده‌اند و منتظر سمفونی هستند. اما آن‌ها کار خودشان را می‌کردند و خر خودشان را می‌راندند و قیمه را با ماست در هم می‌آمیختند! ساعت ۵:٢٣ دقیقه بود که به نشانه‌ی اعتراض به دروغی که در پیامک برای بنده فرستاده بودند که از هیچکدام از آن برنامه‌های غیر موسیقیایی حرفی در آن زده نشده بود و به‌خاطرِ اینکه من و همسرم را فریب داده و به نیرنگ سمفونی، ما را مجبور به شنیدن صحبت‌ها و پیام‌ها و سخنرانی و دیدن کلیپ‌های تحمیلی و.... نموده بودند، از جای خود برخاستیم و سالن را ترک کردیم. دربان در گفت که ١٠ دقیقه دیگر موسیقی شروع می‌شود، اما ما گفتیم آخر به چه قیمت؟ این استثمار است؛ چراکه از وقت ما بهره‌کشی می‌کنند تا موسیقی به ما بدهند، و دروغ و نیرنگ و فریب است که محتوای برنامه را فاش نمی‌سازند تا تو برای شنیدن موسیقی مجبور به شنیدن سخن‌های دیگران شوی، و نیز ظلم است چون حق تو برای انتخاب آگاهانه‌ی اینکه چه چیزی بشنوی و ببینی را پایمال می‌کنند، و خفت‌گیری و تحمیل و کلاهبرداری و خیانت در اعتماد و خیلی بدی‌های دیگر است. از تالار که بیرون زدیم، در شگفت بودیم از مردمی که به‌جای ترک سالن و اعتراض مدنی و دفاع از عزّت و کرامت و شخصیت خود، فقط غُر می‌زدند و ناسزا می‌گفتند و تیکه‌پرانی می‌کردند و نُچ‌نُچ می‌کردند، اما اعتراض مؤثری نمی‌کردند و به‌جز ما و چند نفر دیگر، سرجای‌شان نشستند و همراهی کردند با کسانی که تحقیرشان کردند و حق و وقت و عزّت و کرامت‌شان را پایمال نمودند. خیلی وقت‌ها مردم هم‌دست‌اند با ظلم و ظالم و فریب‌دهندگان‌ و دروغ‌گویان و تحمیل‌گران و دزدان وقت و سارقان عمر. ٨ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi
552
18
«خشکیدگی یا قتل عمد» 🖍بهروز مرادی معاون خدمات شهری و محیط‌زیست شهرداری تهران، علت خشکیدگی بوستان‌های جنگلی چیتگر و سرخه‌حصار را ازجمله کمبود آب و ضعف عملکرد برخی پیمانکاران عنوان نموده است. لینک خبر: https://t.me/Tehran_today/107440 سال گذشته در بوستان سرخه‌حصار از یکی از کارگران آن پرسیدم: چرا درختان خشک‌اند؟ پاسخ داد: پیمونکار گفته به درختا آب ندیم. -چرا؟ -از خودش بپرس. کمی مکث کردم و گفتم: یعنی گفته عمداً به درختا آب ندین؟ -بله گفته آب بهشون ندیم. -چرا خب؟ -خب گفتم از خودش بپرس! پرسیدم: یعنی آب اینجا نیست که به درختا آب بدین؟ -نه آب هست! -یعنی گفته عمداً به درختا آب ندین تا خشک بشن؟ با اوقات تلخی نگاه چپی به من انداخت و سرش را برگرداند. به سیم آخر زدم و گفتم: یعنی درختا خشک بشن تا بتونن اونا رو ببُرن و ببَرن؟ انقد از خشکی درخت‌ها دل پردردی داشت که با من همراهی کرد و گفت: -خب بله. اگه درختا خشک نشن که نمی‌تون اونا رو ببُرن. -کیا می‌بُرن‌شون؟ -شبا می‌بُرن‌شون و ماشین میارن می‌بَرن‌شون. .......... آخرین سخن هنوز ناگفته مانده است..... یادم هست که بادی نمی‌آمد. هوا گرم بود. لب‌های درختان از تشنگی خشک شده بود. تمنای آب از شمایل نحیف و زرد و پژمرده‌شان کاملاً پیدا بود. با خود می‌گویم که گاه انسان؛ شیطان‌ترین ابلیس میان انواع دیوهاست. ۶ شهریور ١۴٠۵
766
19
No text...
656
20
«فقر خیابانی» 🖍بهروز مرادی در خیابان باید آماده بود برای مواجهه با آدم‌هایی که به طروق مختلف فقر خود را همراه خود به خیابان آورده‌اند و ممکن است آن را به تو عرضه کنند. ممکن است مردی از روبه‌رو بیاید و ناگهان در جلوت بایستد و از تو تقاضای پولی برای خریدن نان کند. ممکن است زنی پیر چند اسکاج و دستمال و دستگیره‌ی آشپزخانه را جلوی چشمان تو بگیرد و بگوید دارد پول اجاره‌خانه‌اش را در می‌آورد. یا اینکه ممکن است دخترکی جلوی یک سوپری در کمین ایستاده و یکمرتبه جلوت ظاهر شود و از تو درخواست خریدن یک بسته لوبیا کند. ممکن است جلوی یک کبابی پسرکی انتظار تو را می‌کشد تا برایش غذا بخری. یا زنی داخل یک تره‌بار از تو می‌خواهد تا سیب و پیاز و گوجه و بادمجانش را برایش حساب کنی. یا جلو یک مرغ‌فروشی ممکن است کسی آنجا باشد که به تو بگوید مدت‌هاست که گوشتی در خانه‌ی آن‌ها پخته نشده و از تو یک مرغ طلب کند. یا ممکن است مرد جوانی، دستمال‌های آشپزخانه به دست، دنبالت کند و التماست کند که از او دستمال بخری. یا مردی پیر را ببینی که نشسته سر راهت و چند دستمال کاغذی یک‌نفره جلو خودش گذاشته برای فروش و تو محاسبه می‌کنی با فروش همه‌ی آن‌ها که مثلاً ٢٠٠هزار تومان می‌شوند، او چقدر سود خواهد کرد و چه چیز خواهد خرید. باید منتظر این‌همه فاجعه در خیابان باشی؛ آن‌هم در کشور ایران، ایران غنی و ثروتمند؛ دارنده‌ی پنجمین ذخایر طبیعی جهان. باید خودت را آماده‌ی مواجه‌شدن با این صحنه‌های وحشتناک و ویران‌گر بکنی تا مبادا به یکباره از دیدن اینهمه فقر و فلاکت و فاجعه، بغضت خفه‌ات کند و کنترل اشک‌هایت را از دست بدهی و هق‌هق گریه سر بدهی و از درون ویران شوی مثل هموطنان فقیرت و شب دق کنی. ۵ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi
710