en
Feedback
بازسازی گفتمان دینی

بازسازی گفتمان دینی

Open in Telegram

@Behrouz_Moradi44 دکتر بهروز مرادی؛ فارغ‌التحصیل جامعه‌شناسی دين و فرهنگ از دانشگاه‌های هلند، قرآن‌پژوه، نویسنده، دین‌پژوه، شاعر، مترجم، پژوهشگر اجتماعی و مطالعات شهری

Show more
2 478
Subscribers
-124 hours
+47 days
-230 days
Posts Archive
«همکاری جهل با جعل» 🖍بهروز مرادی در ایام محرم در فضای مجازی همچنان پست‌هایی با سرعتی بیشتر از پیش چرخیدن گرفته‌اند که محتوای آنها تهمت‌های سازمان‌یافته به بزرگان دین می‌باشند. یکی از این پست‌های جعلی این است که در آن به دروغ و تهمت نوشته شده که فرزندان امام علی‌ع در تهاجم اعراب به ایران شرکت داشتند و به غارت ایران پرداختند و ایرانیان را به اسارت گرفتند و.... . آن‌ها این دروغ‌ها را آن‌قدر تکرار می‌کنند تا در اذهان جامعه همه‌گیر و برای همگان باورپذیر بشود. ✅ حقیقت این است که پس از رحلت حضرت رسول‌ص، جناب ابوبکر و پس از آن نیز جناب عمربن خطاب به خلافت رسیدند و امام علی‌ع در زمان خلافت آن دو، سِمَتِ دولتی یا نظامی نداشت و نیز در تهاجم به ایران که در زمان جناب عمربن خطاب روی داد، نه خود وی، نه امام حسن‌ع و نه امام حسین‌ع هیچکدام شرکت یا نقشی نداشتند. ✅ دانسته‌ایم که برخی مذهبیونی که به اخلاق و آزادگی پای‌بند نمی‌باشند، "مباهته" یا "بهتان‌زنی" به مخالفان و دیگرانِ متفاوت را مجاز می‌دانند. این درحالی است که قرآن به‌هیچ‌وجه چنین رفتاری را تأیید نمی‌کند و تهمت و بهتان‌زنی به هر کسی را گناه کبیره می‌شمرد. ✅ حال کسانی وجود دارند که در ضدیت با دین و چهره‌های اصلی دین نیز همین روش"تهمت‌زنی" را پیشه‌ی خود نموده‌اند و ضدیت با دین و اسلام را با عرب‌ستیزیِ نژادگرایانه و باستان‌گراییِ متوهمانه درهم آمیخته‌اند. تعصب جاهلانه در شخصیت رشدنایافته‌ی آن‌ها، به مباهته‌ی جاعلانه انجامیده و در مسیر ضدیت کورِ بیمارگونه با دین، هم تاریخ را پر از تحریف می‌سازند و هم از روایات مخدوش و دروغ‌بنیان در کتاب‌های جعلی تاریخی بهره می‌گیرند. رفتار آنان مشابه مذهبیونی است که در مواجهه با دگراندیشان از راه‌های غیراخلاقی به تهمت‌زنی و تحریف تاریخ می‌پردازند. ✅ از نظر سطح اخلاقی، این دو گروه دو روی یک سکه‌اند و هیچکدام بر دیگری برتریتی ندارد. ✅ بهترین سخنی که می‌توان به این دو گروه متخاصمِ جاعل تاریخ بیان کرد این است که: اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید و اخلاق را پاس بدارید و حریم انسان را رعایت کنید. ✅ شوربختانه کسانی که از سواد تاریخی و دینی و مذهبی آنچنان بهره‌ ندارند که بتوانند راست را از دروغ جدا کنند، با جهل خود این جعلیات را می‌پذیرند و حتی ممکن است با انتشار سخنان دروغ‌بنیان به جاعلان کمک برسانند. ✅ ما در ایران سخت نیازمند به‌رسمیت شناختن یکدیگرِ متفاوت هستیم تا در این جامعه‌ی متکثرشده بتوان در صلح و مدارا و زیر لوای یک نظام دموکراتیک زیست. درغیراینصورت چرخه‌ی دیکتاتوری و سرکوب دگراندیشان و حذف دیگران متفاوت از حرکت باز نخواهد ایستاد. ٣ تیر ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi

«آیا عاشورا قیامی انقلابی بود؟» 🖍بهروز مرادی؛ دین‌پژوه و جامعه‌شناس دین عموم نویسندگان و سخن‌سرایان دینی اعم از افراط‌گرایان و نوگرایان در دهه‌های گذشته همواره بر این ایده پای فشرده‌اند که امام حسین‌ع علیه حکومت یزید قیام انقلابی نمود. پرسش این است که آیا در واقعه‌ی عاشورا قیامی آن‌هم از نوع انقلابی صورت گرفته است؟ برای پاسخ به این پرسش، لازم است عملکرد حضرت حسین‌بن‌علی(ع) را گام به گام مورد پیگیری قرار دهیم. این پیگیری و نتایج آن بر پایه‌ی پژوهش‌های چندین ساله‌ی اینجانب در خصوص واقعه‌ی عاشوراست. ایشان در مدینه ساکن بودند که معاویه می‌میرد و پسرش یزید را جانشین خود می‌سازد. معاویه در توافق صلح خود با امام حسن‌بن‌علی(ع) قول داده بود که جانشینی برای خود تعیین نکند. اما اکنون که چنین کرد و عهدوپیمان خود را نقض نمود، حضرت حسین(ع) از بیعت با وی سرباز زد. قابل‌توجه اینکه امام حسین‌ع تمام سال‌های خلافت معاویه، پیمان‌نامه‌ی صلح حسن‌بن‌علی(ع) با معاویه را مراعات نمود و علیه وی هیچگونه اقدامی انجام نداد. یزید از طریق حاکمش در مدینه، حسین(ع) را برای بیعت با خود تحت فشار قرار می‌دهد. اما ایشان زیر بار بیعت با یزید نمی‌رود. فشار به حضرت افزایش می‌یابد و حتی گفته می‌شود که قصد جان وی را می‌کنند. در همین زمان است که هزاران نفر از مردم کوفه طی ارسال نامه‌هایی به امام حسین‌ع، بیعت خود با ایشان را اعلام و از وی درخواست اقامت در کوفه می‌کنند. موسم حج است و امام به همراه خویشان و یاران قصد حج می‌کند. او در مکه است که سیل نامه‌های اهل کوفه در بیعت با او به سویش سرازیر می‌شوند. او که به دنبال گریزگاهی امن برای زیستن بدون فشار حکومت یزیدیان بود، قصد حرکت به سوی کوفه می‌کند. برادرش جناب محمد حنفیه از قصد او آگاه می‌شود و وی را از اعتمادورزی به کوفیان برحذر می‌دارد. اما حضرت در مکه اقامتی نمی‌کند و به سوی کوفه روان می‌شود. در میانه‌ی راه، برای اطمینان حاصل کردن از بیعت کوفیان، پسرعموی خود جناب مسلم‌بن‌عقیل را پیشاپیش به کوفه می‌فرستد. اما کوفیان بخاطر ترس و تهدید و تطمیع ابن زیاد حاکم کوفه، بیعت خود را با حسین‌ع می‌شکنند. مسلم در تنهایی کشته می‌شود. خبر کشته‌شدن او به گوش حضرت می‌رسد. ایشان که به پشتوانه‌ی دعوت و بیعت مردم کوفه به این شهر رهسپار بود، آن زمان که متوجه شد مردم بیعت خود را پس گرفته‌اند، از ادامه‌ی راه منصرف شده و قصد بازگشت به به مدینه می‌کند. این امر نشان می‌دهد که ایشان به قصد جنگ با کسی یا سازماندهی قیامی به سوی کوفه نیامده بود. اما دو پسر مسلم که جوان بودند و نه آنچنانکه در روایاتِ تحریف‌شده همواره آنان را کودک خوانده‌اند، از بازگشت به مدینه خودداری و بر رفتن به کوفه و انتقام‌ستانی از قاتلین پدرشان تأکید می‌ورزند. حضرت حسین‌ع تلاش می‌کند تا آن دو را از این تصمیم خود منصرف کند، اما آنان بر خواست خود پافشاری می‌کنند و حضرت نیز مجبور می‌شود آن‌ها را تنها نگذارد. اگر آن دو پسر از تصمیم انتقام‌ستانی خود منصرف می‌شدند، حسین‌ع نیز از همانجا به مدینه باز می‌گشت و واقعه‌ی عاشورا هرگز رخ نمی‌داد. امام امیدوار بود که در ادامه‌ی راه، پسران مسلم را مجاب کند که به مدینه بازگردند. اما در منطقه‌ی نینوا آنان به سپاه حُر بن یزید ریاحی برخورد می‌کنند. حُر دیدارهایی با حسین‌ع دارد و چنان مجذوب و تحت تأثیر شخصیت والای ایشان قرار می‌گیرد که به او می‌پیوندد. عمربن‌سعد با سپاهی هزار نفره خود را به امام می‌رساند. حضرت از عمرسعد می‌خواهد که اجازه دهد خود و همراهانش به مدینه بازگردند. عمر با ابن زیاد حاکم کوفه مشورت می‌کند. ابن زیاد درخواست حسین‌ع را نمی‌پذیرد و او را بر سر یک دوراهی قرار می‌دهد: "یا بیعت با یزید یا جنگ". امام بیعت را نمی‌پذیرد و ابن زیاد به او اعلان جنگ می‌دهد. آن‌جا بود که امام حسین‌ع آن جمله‌ی تاریخ‌ساز خود را بیان می‌کند که:
"من مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت با ستمکاران ترجیح می‌دهم".
آیا می‌توان چنین جنگی را قیام نامید؟ مطمئنا خیر. بررسی واقعیت‌گرایانه‌ی ماجرا اثبات می‌کند که قیامی در کار نبوده و بلکه آنچه رخ داده پرهیز حضرت حسین‌ع از تأیید حکومت فاسدی بود که به نام دین، اعمال زشت خود را بر مردم تحمیل می‌کرد و همگان را مطیع خود می‌خواست و از ترس مخالفان خود، آن‌ها را می‌کشت تا بماند. حسین‌ع با آن نخبگان اخلاقی زمانه، جان خود را بر سر "نه گفتن" به چنین حکومت فاسدی گذاشتند تا تاریخ فقط بر پاشنه‌ی آری به پلیدی نچرخد. متأسفانه قرن‌هاست که خوانشی نادرست از این واقعه به دست داده شده و این خوانش اشتباه، از سوی بسیاری از فعالان سیاسی همواره در راستای اهداف انقلابی یا پیشبرد وضعیت جنگی یا پرهیز از صلح مورد سوءاستفاده قرار گرفته است. ٣ تیر ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi

قرائت_ترجمه‌ی_سوره‌ی_مائده_قسمت٢؛_آیات_۵٨_تا_آخر.m4a31.47 MB

قرائت_ترجمه‌ی_سوره‌ی_مائده_قسمت١؛_آیات١_تا_۵٧.m4a32.49 MB

«فرا_مداحی علیه عاشورا» 🖍بهروز مرادی در فرآیند دگرگونی اجزای ساختاری مراسم محرم، به نظر می‌رسد هم‌اکنون مداحی به جایگاه محوری دست یافته است. در سال‌های اخیر گزارشات بسیاری از گردش مالی بسیار کلان در هیات‌های مذهبی و دستمزدهای نجومی بسیار هنگفتِ مداحان به چشم و گوش رسیده که این امر، مداحی را از یک امر مذهبی به یک "صنعت پول‌ساز" تبدیل نموه که دربرگیرنده‌ی فن و مهارت گریاندن و تقلید صوت محزون و حتی رفتارهای عجیب و غریب گاه دور از شأن انسان و ماه محرم تبدیل می‌باشد. اینان که مزد صدای محزون خود را می‌برند، در ازایش دین را تحریف، فرهنگ اسلامی و شیعی را جعل و ملت ایران را غرق در حزن و اندوه می‌کنند و درنتیجه اجازه نمی‌دهند پیام حقیقی عاشورا که زیستن عزّتمندانه و آزادانه مطابق با کرامت و شأن انسانی و مقابله با حکومت ظالم و فاسدی است که دین را ابزار کشتن حق و تقریر ذلّت بر وجدان مردم و تقدیر ظلم و فلاکت بر فضای اجتماعی نموده، به گوش بشریت برسد و مانع از آن می‌شوند که شیعیان با یادآوری این پیام‌های باارزش در مقام بیداری و هشیاری قرار گیرند و محرم را به تأمل و تفکری خودآگاهی‌بخش در چگونه‌زیستنِ خود زیستن تبدیل کنند. این درحالی‌است که مداحان عموماً فاقد بینش مذهبی، اطلاع تاریخی، سواد قرآنی و آگاهی دینی لازم و کافی می‌باشند و از این روی است که در جلسات مداحی، آنان سخنان اغراق‌آمیز و گاه خرافی و جعلی و بی‌پایه‌واساس بر زبان می‌رانند که درنتیجه دین را از حقیقت خود بیگانه می‌سازند و به اسطوره تقلیل می‌دهند. علیرغم این‌همه قدرت‌گیری مداحان و سلطه‌ی صنعت مداحی در محرم، باید دانست که ردپای مداحی نه در قرآن وجود دارد و نه در سنّت رسول‌الله. در قرآن، کلمه‌ی «حمد» که مترادف آن است: ۳۸ بار و نیز مشتقات آن: ۵ بار تکرار گردیده است. مدح و حمد به معنی ستایش است و کلمه‌ی حمد در قرآن تقریباً همیشه با الله همراه است: (الحمد لله) که این "ل" ابتدای "لله" بر مالکیت انحصاری دلالت دارد. این بدین معنی است که حمد تنها مخصوص پروردگار یکتاست. در زمان حضرت رسول(ص)، مداحی نه تنها متداول نبود، بلکه آن حضرت، مسلمانان را از این کار پرهیز داده‌اند: احثوا فی وجوه المداحین التراب: «به چهره‌ی مداحان، خاک بپاشید.» یا: النیاحه من عمل الجاهلیه: «نوحه گری از اعمال جاهلی است.» یا: ایاکم و المدح فانه الذبح: «از مدح کردن بپرهیزید که مانند سربریدن است.» (نهج‌الفصاحه ، نکته‌های ۶۹۹، ۱۱۲۶ و ۱۱۷۸). از نظر تاریخی نیز؛ اولین جلسات مداحی محرم در زمان صفویه به‌وجود آمد و در دوران حکومت‌های قاجار و پهلوی، این مراسم به صورت رسمی و سازمان‌یافته ادامه یافت و به مرور تقویت گردید. بنابراين مداحی؛ مناسکی متأخر در سنّت ماه محرم است. مراسم مداحی ائمه شیعه تا پیش از انقلاب سال ۵۷ به صورت ضعیف در بطن و در حاشیه‌ی مراسم روضه‌خوانی ماه محرم اجرا می‌شد، اما از دو دهه‌ی پیش بدین سوی، این مراسم بر سایر مراسم ماه محرم سایه افکنده و حتی روضه‌خوانی را در خود بلعیده و تا حد زیادی آن را از بین برده است. اما در سال‌های اخیر، همین مداحیِ متأخر، تحت تأثير کارکرد جدیدی که برای خود تعریف نموده، ماهیت جدیدی یافته که من آن را "فرا_مداحی" نام نهاده‌ام. فرا_مداحی واقعه‌ی عاشورا را مستمسک قرار می‌دهد تا به تسویه‌حساب سیاسی با غیرخودی‌ها بپردازد. این رویکرد تحریفی، مراسم محرم را به ابزاری برای تهاجم کلامی خشونت‌آمیز علیه گروه رقیب یا مخالفان مذهبی و سیاسی و اجتماعی خود مبدل نموده است. خشونت کلامی نهفته در ادبیات این مداحان مستخدم گاه چنان شدید است که رقبای خود را به ترور، بریدن گلو، حمله به منزل و حتی اعدام تهدید می‌کنند. آنان کارگزار تبعیض اجتماعی و تحریف دین و انحراف از اصالت فرهنگ محرم و بیگانگی با پیام عاشورایند. آنان محرم را غصب و عاشورا را مصادره به مطلوب منافع مالی و سیاسی و قربانی مصالح دنیوی و ملعبه‌ای در راستای استمرار وضع خشونت‌آمیز موجود نموده‌اند. تبدیل قشر مداح به مجلس‌گردان محرم، ضرباتی جبران‌ناپذیر و ویران‌کننده بر پیکر مبانی و ارکان تشیع وارد می‌آورد، چراکه با هیچ ابزاری نمی‌توان آب رفته را به جوی بازگرداند و نسلی که روایات جاعلانه و خرافات جاهلانه را به جای دینِ رهایی‌بخش و مذهبِ بیدارکننده به او عرضه کرده‌اند را مجاب نمود که اسلام و تشیع همانی نیستند که مداحان می‌گویند. آنان به دینی مخدوش و جعلی و مسخ‌شده ایمان نخواهند آورد. فرا_مداحی یعنی افزودن تسویه‌حساب سیاسی به کارکردهای انحرافی مداحی، سبب مسخ هرچه بیشتر ارزش‌های تشیع و اسلام و نیز گریزاندن جوانان و اندیشمندان و خردمندان و جستجوگران حقیقت و زیبایی از تمامت دین گردیده و خواهد گردید.                            ٢ تیرماه ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi

قرائت_ترجمه‌ی_سوره‌ی_نساء_قسمت٢؛_آیات_٩٢_تا_آخر.m4a37.06 MB

قرائت_ترجمه‌ی_سوره‌ی_نساء_قسمت١؛_آیات_١_تا_٩١.m4a43.93 MB

«تروریسم علیه گفتمان قرآن» 🖍 بهروز مرادی این‌بار نه مخالفان یا معترضان یا منتقدان یا متفاوتان، بلکه رئیس‌جمهور به بریده‌شدن گلویش تهدید شده است، آن‌هم نه در پستوی خانه‌ها، بلکه در تجمع خیابانی از بلندگوی رسمی از زبانی تهی از فرهیختگی و فضیلت و فرزانگی. او نماینده‌ی طیفی است در جامعه که اعضای آن هم از ارزش‌های دوران مدرن بی‌بهره‌اند و هم معنای مسلمانی را وارونه فهمیده‌اند، چرا که مسلمانی از ریشه‌ی "سَلَمَ" ازجمله یعنی صلح و مدارا و آشتی با خود و خدا و خلق و مخلوق خدا. اما آن‌ها رویکرد تروریستی خود را اسلام نام نهاده‌اند و همواره از این امکان برخوردار بوده‌اند که افکار تروریستی خود را هم تبلیغ کنند و هم عملیاتی بسازند و با این کار، خلق خدا را از دین خدا گریزانده‌اند. تهدید به قتل از مصادیق تروریسم است. قرآن مخاطبان خود را از تهدید دیگران برحذر داشته و ازجمله در اعراف:٨۶ از زبان حضرت شعیب(ع)‌؛ انسان‌ها را از تهدیدکردن دیگران منع نموده و آن را از عوامل گریزاندن انسان‌ها از خدا نامیده است:
"[شعیب گفت:] بر سر راهی به کمین ننشینید تا مردم را تهدید کنید [و بترسانید] و مبادا کسانی را که ایمان آورده‌اند از خدا بازدارید [و از خدا بگریزانید] و یا راه او را بخواهید کج کنید.... . "
قرآن ازجمله در آیات ۴۵ تا ۴٨ سوره‌ی ص تأکید می‌کند که همه‌ی پیامبران خیررساننده‌اند و در ادبیات رسالت آن‌ها، شرّی و اذیّت و آزاری وجود ندارد:
"و یاد کن بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را که صاحب قدرت و بینایی بودند.(۴۵) ما آن‌ها را به صفت خاص آخرت اندیشی خالص گرداندیم.(۴۶) و آنان نزد ما از برگزیدگان خیررسانده‌اند.(۴٧) و یاد کن اسماعیل و یَسَع و ذوالکفل که همه از خیررسانان بودند."(۴٨)
مدارا با مخالفان در قرآن چنان برجسته است که حضرت نوح(ع) در پاسخ به کسانی که او را به سنگسارکردن تهدید می‌کنند، کشتی می‌سازد تا خود و ایمان‌آورندگان را نجات بدهد.(ر.ش.به: شعراء:١١۵ تا ١١٩) او یک استثنا نبود و حضرت ابراهیم(ع) نیز تهدید به سنگسارشدن را با اعلام سلام و صلح و دعا پاسخ می‌دهد:
"[پدرش گفت:] از چه تو از خدایانم بیزاری ای ابراهیم؟ اگر کوتاه نیایی، تو را سنگسار کنم. اکنون مدتی چند از من دوری بگزین. (۴۶) [ابراهیم] گفت: سلام بر تو! هم‌اینک از پروردگارم برای تو طلب آمرزش می‌کنم که او نسبت به من بسیار بامحبت است." (۴٧). (مریم: ٧-۴۶)
حضرت رسول‌ص نیز جز رحمتی برای جهانیان نبود:
(و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین؛ انبیاء:١٠٧)
بایسته و شایسته است که آقای رئیس‌جمهور از این فرد خطرناک شکایت کند تا قانون علیه تروریست‌ها به‌کار افتد، همکاران او به پشت مرزهای حقوق شهروندی عقب‌نشینی کنند و بلندگوها دیگر در خدمت رماندن و گریزاندن خلق خدا از خدا نباشند. ٣٠ خرداد ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi

«لزوم تجدیدنظر در مراسم محرم» 🖍بهروز مرادی مراسم اجتماعی دارای کارکردهای قابل تبیینی هستند. جامعه‌شناسان مکتب کارکردگرایی این کارکردها را به انواع مختلفی ازجمله مثبت و منفی، یا آشکار و پنهان تقسیم‌بندی می‌کنند. این کارکردها قابلیت تغییر و استحاله دارند به‌گونه‌ای که گاه کارکردی مثبت به کژکارکرد تبدیل می‌شود. شواهد عینی مشاهده‌پذیر حکایت از این امر دارد که مراسم کنونی محرم در ایران دچار کژکارکردهایی گردیده است، ازجمله: ١. مراسم عزاداری ماه محرم بنا به اسناد تاریخی همواره نوعی مقاومت اجتماعی_سیاسی را علیه ظلم حکومتی سازماندهی می‌نموده است. آن "نه" امام حسین(ع) در رد بیعت با یزید، الهام‌بخش مبارزات آزادی‌خواهان علیه ظلم حاکمان بوده است. اما هم اکنون به نظر می‌رسد که اثر چندانی از این کارکرد و مکتب ظلم‌ناپذیر حسینی و زینبی در جامعه باقی نمانده است. ٢.عاشورا یک مکتب است. مکتبی که بر ظلم نپذیرفتن، آزاده زیستن، ستم‌ناپذیری، نفی ذلّت و تکریمِ زندگی شرافتمندانه و عزّتمند و حق‌محور تأکید می‌ورزد. عاشورا می‌گوید: زندگی تا آنجا ارزش دارد که عزّت و شرافت، آزادی و عدالت و حق و کرامت انسان رعایت شود. اما اگر قرار است خوار و حقیر و ذلیلت کنند، زیر چکمه‌های ستمت بیفکنند و حقت را پایمال کنند، نپذیر. سربلند و عزتمند بزی. این دعوت به زیستنی متعالی و معنوی است. اما مراسم فعلی محرم از پیام زیبای معنوی تهی شده‌اند و فاقد برنامه‌ای عملیاتی برای دفاع از زندگی عزتمندانه می‌باشند. باری نمایش‌های خیابانی، عرضه‌ی جسم به متقاضیان اجتماعی و ارائه‌ی ظاهر آرایش‌شده به مخاطبان، تماشاگرانی بسیار نیز دارد که این امر، فلسفه‌ی وجودی عاشورا را دچار ابتذال و سقوط نموده است. ٣. محتوای مراسم محرم، سابق بر این توسط سخنرانان تعیین می‌گردید. میزان مشارکت مردمی در آن نیز وابسته بود به مهارت سخنران در برانگیختن احساسات حق‌خواهانه‌ی مخاطبان. اما امروزه این کارکرد به دست مداحان افتاده و این گروه نیز نقش مهمی در تزریق خرافات و اضافات گمراه‌کننده و تسویه‌حساب سیاسی و تحریف واقعه‌ی عاشورا ایفا نموده است. مکتب انسان‌پرور و ظلم‌ناپذیر عاشورا توسط صنعت مداحی بلعیده و استحاله گردیده است. نوحه‌ی سخیف جایگزین پیام عاشورا گردیده است. ۴. ریخت‌وپاش‌های بسیار، پذیرایی مفصل افسار گسیخته، حیف‌ومیل اموال عمومی و تعدد مراکز پذیرایی مستقر در خیابان از صرف هزینه‌های هنگفت در این ماه حکایت می‌کند. پرسش این است که اینهمه هزینه از کدام منبع تأمین مالی می‌شود؟ آیا با توجه به وضعیت وخیم اقتصادی و مالی و معیشتی مردم، اولویت‌های ضروری‌تری در جامعه وجود ندارد؟ آیا صرف اینهمه هزینه‌ی گزاف به خروجی‌های لازم و اثربخش منجر می‌شود؟ آیا این‌همه اسراف با پیام محتوایی عاشورا و تعالیم اسلام حقیقی و تشیع علوی همخوانی دارد؟ ۵. آلودگی صوتی ناشی از سروصداهای خیابانی و آلودگی زیست‌محیطی ناشی از زباله‌ریزی گسترده در سطح کوچه و خیابان و نیز راه‌بندان‌هایی که برای رانندگان ایجاد مزاحمت می‌کنند، از کژکارکردهای دیگر این مراسم است. این آسیب‌ها مخل آسایش مردم و برهم زننده‌ی حق‌الناس برای داشتن آرامش است. ۶. عده‌ای هنوز بر این باورند که اشک‌ریزی در این ماه، از پرونده‌ی سیاه آن‌ها در زندگی گناه‌زدایی می‌کند. این تصور واهی با تعالیم قرآنی همخوانی ندارد. قرآن انسان را مسئول کردار و گفتار و پندار و حتی احساسات خود می‌داند و روبه‌روشدن همگانی در پیشگاه خداوند در روز رستاخیز برای پاسخگویی نسبت به کارنامه‌ی زندگی را امری حتمی معرفی می‌کند. گریه و اشک به هیچ‌وجه تأثیری بر این پرونده ندارد. ٧. .توزیع نذری که در ماه محرم به طور گسترده در رفتار مردم متجلی می‌شود، به این شکل رایج، ریشه‌ی قرآنی ندارد، بلکه یک سنّت فرهنگی اسطوره‌ای مربوط به تمدن ایران باستان و سایر تمدن‌های بین‌النهرینی است. در قرآن؛ نذر به عنوان توزیع خوراکی برای برآورده‌شدن حاجت از سوی خدا به رسمیت شناخته نشده است. اکنون که عزاداری در ماه محرم اینچنین دچار کژکارکردهای متنوع گردیده، وقت آن است که برای نجات فلسفه‌ی عاشورا از جهل عمومی در فرهنگ مراسم و گرامیداشت آن، تجدید نظری بنیادین به عمل آید. عاشورا را باید از دست جهل و خرافه و ابتذال و عزا و پذیرایی خیابانی و صنعت مداحی و نوحه‌ی سخیف نجات داد و درس‌های زندگی‌ساز آن را به آن بازگرداند.                 ٢٩ خرداد ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi

قرائت_ترجمه‌ی_سوره‌ی_آل‌عمران_قسمت٢؛_آیات_١٠٠_تا_آخر.m4a40.75 MB

قرائت_ترجمه‌ی_سوره‌ی_آل‌عمران_قسمت١؛_آیات_١_تا_٩٩.m4a34.53 MB

«قطبی‌شدن اجتماعی» 🖍 بهروز مرادی فضای خیابانی و رسانه‌ای از ادبیات قطبی‌شده سرشار است. "ما و آن‌ها، خودی و غیرخودی، باشرف و بی‌شرف، طرفداران ما و دیگران" نمونه‌هایی از دوقطبی‌های متداول در جامعه‌ی ایرانیان‌اند. تبدیل‌کردن مردم یک جامعه به دو گروه کاملآ مجزای قطبی؛ گام‌نهادنِ همچنان در مسیر دورانِ مطلق‌اندیشیِ ماقبل مدرن است که در آن؛ امور و گروه‌ها و مردم به همین سیاق تقسیم می‌شدند، برخلاف دوران مدرن که در آن به انسان و جامعه به دیده‌ی نسبی نگریسته شده و تنوع گروه‌های مختلف به‌رسمیت شناخته می‌شود. جامعه‌ی ایران هزاران سال است زخمیِ چنین تفکراتِ مطلق‌نگرانه‌ای است که برپایه‌ی آن‌ها، میان گروه‌های مختلف اجتماعی، تفکیک و تبعیض ایجاد می‌گردیده، آزادی‌ها سلب می‌شده، نظام زور و دیکته تحقق پیدا می‌کرده و به بسیاری از گروه‌های اجتماعی مخالف یا متفاوت، برچسب زده می‌شده و خشونت، حذف سیاسی یا فیزیکی آن‌ها، نتیجه‌ی آن بوده است. از سوی دیگر؛ این برچسب‌زنی نشان می‌دهد که در اندیشه‌ی سیاسی بسیاری از مردم و گروه‌های اجتماعی، حذف مخالفان و دیگرانِ متفاوت و غیرخودی‌ها همچنان جایگاه تاریخی خود را حفظ نموده و این امر اثبات می‌کند که جامعه‌ی ما همچنان گرفتار عقب‌ماندگی سیاسی، بی‌اعتقادی به فرهنگ اومانیستی، دست‌وپازدن اپوزیسیون و پوزیسیون در فرهنگ پیشا-دموکراتیک و پای‌بندی به انواع نظام دیکتاتوری می‌باشد. رفتار بسیاری از نیروهای مخالف وضع موجود، در همین راستا و ضددموکراسی است. آنان ظرفیت تحمل عقیده‌ی مخالف و حتی منتقد را ندارند و خواهان نابودی کسانی هستند که با آنها همدل و همراه نیستند. اما این تنها نظام دموکراتیک است که برای همه‌ی گروه‌های اجتماعی و حق حیات و مشارکت سیاسی برابر قائل است و زندانی سیاسی ندارد و با مخالف و معترض و منتقد مدارا می‌کند. در این نظام امکان تبدیل اکثریت و اقلیت به یکدیگر وجود دارد و برای تغییر حاکمیت، نیازی به کنش سیاسی قهرآمیز و براندازی مسلحانه نمی‌باشد. ذهن قطبی؛ نظام دیکتاتوری می‌سازد و از آن؛ سرکوب مخالفین و نابودی معترضین می‌زاید و نه مدارای اجتماعی ونه حق مشارکت برابر. نظام دیکتاتوری نیز جامعه را قطبی می‌سازد، فضای زندگی جمعی را دچار چندپارگی می‌کند، انسجام اجتماعی را از بین می‌برد و در میان آحاد جامعه و گروه‌های اجتماعی چنان چنددستگی ایجاد می‌کند که اقلیت وفادار به حاکمیت؛ از رانت و منافع برخوردار و اکثریت معترض دچار محرومیت‌های متنوع می‌شود. هرکدام از این قطب‌های دوگانه، طیف مقابل را مانع رسیدن خود به منافع حداکثری تعریف می‌کند و وجود دیگریِ مخالف و حتی متفاوت را برنمی‌تابد و اعضای آن‌ها یکدیگر را دشمن خود می‌پندارند و درصدد حذف طیف مقابل برمی‌آیند، چراکه کسب قدرت و تأمین منافع خود را درگرو نبود دیگریِ مخالف می‌بینند. تنها در یک نظام دموکراتیک، گروه‌های مختلف اجتماعی که حتی با هم مخالف هستند، حق حیات و مشارکت برابرِ یکدیگر را در حوزه‌ی سیاسی به‌رسمیت شناخته و درصدد حذف و نابودی یکدیگر برنمی‌آیند و در سودای تشکیل حکومتی تک‌صدایی و تک‌نفره و خودکامه نمی‌باشند که اختیارات رأس آن، فراتر از قانون باشد و قانون؛ ابزار اعمال زور و دیکته‌ی آن‌ها علیه مخالفان. همچنین در یک نظام دموکراتیک؛ افراد به جای انتقام‌گیری حذفی و سیستم‌سازی و سازوکارپردازی برای نابودی مخالفان و پروبال‌دادن به شهوت خشونت علیه گروه‌های مقابل، عقیده و اعتقاد و موجودیت و مواضع سیاسی دیگران را به‌رسمیت می‌شناسند و در بازی دموکراتیک حاضرند در چارچوب منافع ملی با گروه‌های مخالف حتی همکاری کنند. رقابت آنان با یکدیگر برای تصاحب سِمَت‌های سیاسی و تشکیل دولت نیز از قواعد حقوق سیاسی برابر پیروی می‌کند و تلاش‌های سیاسی آن‌ها برای موفقیت در انتخابات آزاد، باعث نمی‌شود که حق مخالفین خود را پایمال کنند. دموکراسی اگرچه یک نظام سیاسی است، اما مرحله‌ای مترقی و صلح‌آمیز از زندگی جمعی است مبتنی بر خیر عمومی بر اساس رویکرد وجودیِ دفاع از حق حیات برابرِ همگانی برای آحاد ملت. این رویکرد بر ستون‌های باور به حق حیات بشر صرف‌نظر از نوع جنسیت و دین و نژاد و تعلق سیاسی و.... انسان استوار است. خشنودی از کشتن بی‌گناهان در جنگی که دشمنان خارجی به وطن تحمیل کرده‌اند و تهدید دیگرانِ متفاوت به حذف فیزیکی، محصول باقی‌ماندن در مرحله‌ی دیکتاتورخواهی و خشونت‌گرایی و کسب قدرت به هر قیمت ولو نابودی مردم و مُلک وطن است. ذهن قطبی در تدارک این مصائب به جامعه است. قطبی‌سازی و دیکتاتورخواهی در تاریخ مردم یک جامعه، مرحله‌ی ماقبل آزادی و عدالت و آبادی درون و بیرون انسان است و دفاع از نابودی هموطنان متفاوت، نشانه‌ی هیولای دیکتاتورخواهی در سطحی ملی می‌باشد که شایسته است از آن به دموکراسی‌خواهی گریخت. ٢٨ خرداد ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi

نهج‌البلاغه ۶٠.m4a15.81 MB

«درخواست محرم از شیعیان» 🖍بهروز مرادی محرم آن ماهی نیست که قرار است تو را به نوشیدن و خوردن نزدیک کند یا پیراهنی سیاه از تو طلب کند یا از تو بخواهد که به جسمت آسیب بزنی یا تمنای دیدن اشک‌های تو را داشته باشد و ماهی باشد که بساط تفریح برای تو چیده باشد. اگر می‌خواهی حرمت این ماه را پاس بداری، پس چنان کن که پیام‌های این ماه را در وجدانت درونی کنی، پیام‌هایی از این دست که: زندگی پر از ذلّت را نپذیری و در به‌دست‌آوردن زندگی باعزّت بکوشی و زیر بار تحمیلِ تأییدِ حکومتِ ناراست و مستبد که به نام دین بر زندگی مردم سلطه دارد نروی و ناحق را به هیچ قیمت نپذیری و با فریبکاران همکاری نکنی و کودک‌کشان را تأیید نکنی و با قاتلان جوانان همراهی نکنی و به آزاردهندگان به انسان‌های بافضیلت دست بیعت ندهی. سزاوار است در این ماه: آزادگی را تمرین کنی و پاسداشت حق‌الناس را مرور کنی و کاری کنی تا جوانمردی در تو ریشه کند و زندگی عزتمندانه را به متاع اندک ذلّت نفروشی و پاکی گمشده را در خود بازیابی کنی و فضیلت‌های اخلاقی را در خود احیا کنی و از سالوس و ریا و خودنمایی و زندگی جعلیِ فریبکارانه فاصله بگیری و کاری بکنی که مردم از دست و زبان و گفتار و کردارت در امان و امنیت باشند، و از افراط و تفریط و خشونت‌ورزی و تهاجم به دیگران و آزار خلق بپرهیزی و اگر دین نداری، لااقل آزاده باشی و از همدستی با جنایت توبه کنی. ٢٧ خرداد ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi

«زنده با صلح» 🖍بهروز مرادی صلح اکنون چهار دشمن اصلی دارد: ١. نتانیاهو: همان جنایتکار جنگی متهم به نسل‌کشی که حیات سیاسی خود را در گرو تداوم جنگ و ویران‌کردن خانه‌ها و کشتن کودکان و نابودکردن سامان‌های برپا و ازبين‌بردن زیرساخت‌های زیست اجتماعی می‌بیند. ٢. گروه پهلوی‌پرستان وابسته به اسراییل: این گروه نیابتیِ دولت اسراییل که نسبت به حفظ سرمایه‌های ملک ایران‌زمین و موجودیت وطن احساس مسئولیتی ندارد و برای رسیدن به قدرت در ایران حتی از نابودی ایران کهن و عناصر تمدنی آن توسط قدرت‌های خارجی جتایتکار استقبال می‌کند و چنان به نیروی عاملیت داخلی بی‌باور و نسبت به توان ملی برای تغییر اجتماعی ناامید است که از جنگ ویرانگر نابودکننده علیه ایران و مردمش و زیرساخت‌هایش دفاع می‌کند و از تحمیل رنج و فلاکت و مصائب جنگ به روان و زندگی مردم و کیان و سرمایه‌های ایران‌زمین ابایی ندارد. ٣. جنگ‌طلبان میدان‌دار داخل: که موفقیت دولت مستقر در ایران در رسیدن به صلح با آمریکا را شکست گفتمان جنگ‌طلبانه‌ی خود و از دست‌دادن وجهه و موقعیت سیاسی خود در رقابت با گروه رقیب می‌داند و از صلح، بوی حذف از میدان رقابت می‌شنود. صلح با آمریکا برای اینان که کاسبان تحریم‌های ظالمانه و ویرانگر زندگی‌اند، به جز از دست‌دادن منافع سیاسی، به معنی از دست‌دادن منافع مالی ناشی از کاسبی تحریم‌ها نیز می‌باشد. اینان ماهی‌گیران آب گل‌آلود اوضاع نابسامان ایران‌اند و بیشترین بهره را از تداوم بحران‌ها و دشواری زندگی مردم می‌برند. ۴. دسته‌ای از مردم عوام: که عامل دست گروه سوم و عمله‌ی آماتور آن‌هایند. اینان به‌خاطر نداشتن قدرت عقلانی تحلیل مستقل مسائل و متأثربودن منظومه‌ی رفتاری‌اشان از احساسات جریحه‌دارشده، بسیار تحریک‌پذیرند و گوش به فرمان تحریک‌کنندگان جنگ‌طلب. کاستی عنصر خرد هم در تشخیص راه صحیح و هم در سازماندهی زندگی‌اشان، دین‌داری آنان را از جنس خرافات نموده و اندیشمندنبودن آن‌ها سبب گردیده تا با بال احساساتِ دشمن‌خویانه به پرواز درآیند و از جنگ، خالی‌کردن احساسات جریحه‌دارشده‌ی خود و نابودی دشمنان خود را طلب کنند و در این طلب، ره توهم بپویند و آرزوی خود را واقعیت بپندارند. امید که منافع و مصالح مردم ایران، هر ۴گروه را ناکام گذارد و صلح را پله‌ای برای رساندن مردم و ایران به یک زندگی عزتمندانه و انسانی و شرافتمندانه و دموکراتیک کند. ٢۶ خرداد ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi

قرائت_ترجمه‌ی_سوره‌ی_بقره_قسمت٣؛_آیات_١٩۵_تا_آخر.m4a52.21 MB

قرائت_ترجمه‌ی_سوره‌ی_بقره؛_قسمت٢؛_آیات_١٠۴_تا_١٩۴.m4a39.92 MB

قرائت_ترجمه‌ی_سوره‌ی_بقره_قسمت١؛_آیات١_تا_١٠٣.m4a38.10 MB

قرائت ترجمه‌ی سوره‌ی حمد.m4a1.23 MB

درود همراهان گرامی. وقت به خیر و نیکی. یکی از عادات مسلمان‌ها؛ گوش‌دادن به نوای قرآن است. در مناسبت‌هایی مانند ماه رمضان، قرار و رفتار بسیاری از مسلمانان این است که همه‌ی قرآن را بشنوند یا بخوانند. این خواندن‌ها و شنیدن‌ها تقریباً همیشه به زبان عربی‌ست و به‌همین خاطر، آن‌هایی که زبان قرآن را نمی‌فهمند، از معانی آنچه می‌خوانند و یا می‌شنوند، بی‌بهره‌اند و شوربختانه زحمت خود برباد می‌دهند. این افسوس سبب گردیده تا اینجانب به فکر قرائت ترجمه‌ی همه‌ی سوره‌های قرآن بیوفتم، هر‌چند که دوستانی که با فعالیت‌های قرآنی من آشنا هستند، به‌خوبی واقف‌اند که عمده‌ی رویکرد من با قرآن؛ مواجهه‌ای موضوعی بوده است. اما برای آنکه دوستانی که گاه نیازمند شنیدن و خواندن سوره‌ای از سوره‌های قرآن هستند، از محتوای آنچه که می‌شنوند و می‌خوانند اطلاع داشته و مواجهه‌ی خود با قرآن را مقام آگاهی ببخشند، به‌همین خاطر اقدام به قرائت ترجمه‌ی همه‌ی سوره‌های قرآن نموده‌ام و قصد دارم همه‌ی این قرائت‌ها را به ترتیبِ سوره‌های کتاب، در این کانال به اشتراک بگذارم، هرچند که به این امر خطیر واقفم که با قرائت صرف آیات و سوره‌ها، گاه مشغول خواندن و شنیدن آیاتی منسوخ و یا آیاتی که بخشی از یک موضع چند قسمتی و تاریخمند قرآنی می‌باشند، هستیم. علی‌رغم این روخوانی از ترجمه‌ی فارسیِ متن قرآن، اتخاذ رویکرد موضوعی به قرآن را همچنان برای فهم مواضع اصولیِ این کتاب الزامی می‌دانم. در این کار از ترجمه‌ی فارسی اینجانب استفاده گردیده است. باشد که انس با معانی بلند قرآن، ما را از نور حکمت آن بهره‌مند سازد و پرورش و رشد دهد. با احترام و مهر؛ بهروز مرادی ٢۶ خرداد ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi