با کاروان حُلّه
Open in Telegram
همه عالم تن است و ایران دل این کانال در تاریخ ۲۴ آذر ۱۳۹۶ راهاندازی شدهاست. بهروز ثروتی @behroozservatii
Show more1 173
Subscribers
-124 hours
-47 days
+530 days
Posts Archive
1 173
Repost from گردش قلم
با احترام ویاد استاد فروزانفر
به مناسبت چهاردهم شهریور زاد روز این استاد فرزانه
کتاب زندگی نامه مولوی استاد
هنوز همچون چراغی فراراه مثنوی پژوهان است .
استاد دراین کتاب با دیدی عالمانه دست مارا می گیرد وبه بلخ ومکه وقونیه می برد.همسفر با مولوی .
وهمراه با اندیشه های والا وناب عرفانی مولانا.
با خواندن کتاب گویا مولوی حاضر وناظر ما را می نگرد.
بجز کتاب زندگی نامه مولوی وسخن وسخن وران که کتابی تحقیقی درباره تاریخ ادبیات هست ومقاله های گوناگونی که استاد به جامانده است
که هرکدام دریایی از فضل ودانش استاد می باشند.
اما شرح مثنوی شریف از لونی دیگراست.
فروزانفر
استادی که عرفان واخلاق واندیشه ی مولانا رابا عمق جان وآگاهی بسیار
درک کرده است .
واز عرفان مولانا بهره هابرده
به قول مولوی
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید
درمیان شرحهای مختلف ومتفاوتی که درعصر ما برمثنوی نوشته شده است.
هنوز هم شرح سه جلدی دفتر اول فروزانفر بی همتا است .
با خواندن وتعمق دراین سه جلد با اندیشه های عارفانه ی مولانا همراه می شوی.
قدم دراین دریا می گذاری
دریایی که عمق آن پیدا نیست
استاد در شرح خود ابتدا به منبع وماخذ داستان می پردازد.
بعد معرفی یا بیان خلاصه ی داستان
می نگارد.
سپس به تقریر وبرداشت های خلاقانه ی مولانا ازاین داستانها اشاره می کند.
استاد مسایل عرفانی واعتقادی وگشایش
رمز های داستان وبیان اندیشه های مولوی مطرح می کند.
استاد درمقدمه ی جلد اول دلیل نوشتن این شرح رابیان کرده است.
ازاین مقدمه برمی آید که شوق وعشقی به مولا نا وآثار اوداشته است .
استاد می نویسد (مدت چهل سال است که به توفیق خدای بزرگ به مطالعه درمثنوی شریف اشتغال دارم)
درهمان مقدمه ادامه می دهد که
(اکنون با کمال صراحت واز روی صدق وصفا منصفانه اعتراف می کنم که هنوز در اول قدم فرومانده ام
وآن نوآموز را مانم که درشناخت حروف الفبا بازمانده وگامی فراتر ننهاده است)
این اعتراف را مقایسه کنید با نا عالمانی
که با نوشتن دوکتاب یا با رونویسی از چندکتاب خودشان را یگانه ی روزگار
وعلامه ی دهرمی دانند.
استاد کدکنی می نویسد.
(کتاب سخن وسخنوران اوهنوز بزرگترین تاریخ انتقادی شعرفارسی است
نثر اودرقلمرو نثر معاصر،از سخته ترین واستوار ترین نثر های قرن اخیراست)
فروزانفر ها نمونه های عالی از شیفتگان زبان وادب فارسی هستند.
هم ادب درس را دارند هم ادب نفس را
اندیشه واخلاق استاد در شاگردانش
جاودانه خواهد ماند.
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما
ل.بهرامیان
1 173
Repost from نشرنو
فاجعه همیشه با هیاهو از راه نمیرسد. گاه همهچیز در جای خود باقی میماند، خانه، عادتها، مناسبات، لبخندها و آن نظم آشنایی که خیال میکنیم تا ابد دوام خواهد داشت. اما جایی، در دل همین آرامش، چیزی اندک جابهجا میشود. ترکی بر سطح جهان میافتد و زندگی، بیآنکه کسی لحظهی دقیقش را دریابد، مسیر دیگری در پیش میگیرد.
مشتی غبار رمانی است دربارۀ همین فروپاشی خاموش، دربارۀ جهانی آراسته و موقر که میکوشد ظاهر خود را حفظ کند، در حالی که از درون، آرامآرام به غبار بدل میشود.
مشتی غبار | نوشتۀ اِولین وُ | ترجمۀ ابراهیم یونسی | نشرنو، چاپ اول ۱۴۰۴، قطع رقعی، جلد شومیز، ۲۸۶صفحه. ۳۸۰.۰۰۰تومان، #معرفی_کتاب.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
سفارش و خرید از وبسایت نشرنو:
@nashrenow | nashrenow.com
1 173
Repost from مجمع پریشانی
اگر امروز دانشجویان زبان و ادبیات فارسی از من بپرسند چه کتابی را بخریم، میگویم یک دوره از کتاب گرانسنگ دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی را بخرید (هرچند میدانم متأسفانه کمتر کسی توان خرید یک دوره از اینگونه آثار را دارد.)
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
1 173
Repost from بهمن رافعی
غوغای تکنوازیِ سازِ وجودمی
آوایِ بیقراریِ رود سرودمی
از پردههای شعر چو پرواز میکنی
امواجِ لحظهلحظهی بود و نبودمی
فوّارهوار میپری از عمق جان من
هنگامهی نمایش اوج و فرودمی
وقتی طلوع میکنی از پردهی ضمیر
زیبایی نماد و شکوه نمودمی
در من جرقّه میزنی و شعله میکشی
کانونی از تجلّی کشف و شهودمی
دیریست در حریم صفا اهل راز نیست
تنها توئی که محرم گفت و شنودمی
از من مگیر جوهر سیّال خویش را
موج حیات، در نفس تار و پودمی
بهمن رافعی بروجنی🌿
از مجموعه غزل" یک دست بیصدا نیست"
@bahmanrafeii
1 173
و سید حامد احمدی که یلی است در شعر
آزادیا بیا و درآر از قفس مرا
دست مرا بگیر و ببر پابهپای خویش
بر اسب بالدار مرا ترک خود نشان
باشد که هر کسی بنشیند به جای خویش
دارم دلی برای تو زین عرصه تنگتر
آزادیا بیا و درآر از قفس مرا
تا در هوای صبح تنفس کنم دمی
از حبس شب رها کن و حبس نفس مرا
پر میکشد دلم که شود بادبادکت
بادا که نخ دهی بپرد در هوای تو
آزادیا بیا و درآر از قفس مرا
عمریست زندهام که بمیرم برای تو
یک نشئه در رکاب تو از صبح تا غروب
وارسته از کِلاب و خنازیر بس مرا
تا مرگ در هوای تو پروازم آرزوست
آزادیا بیا و درآر از قفس مرا
عمریست زندهام که بمیرم برای تو
سر کردهام بلند که در پایت افکنم
امواج گیسوانت اگر از سرم گذشت
دل داشتم قوی که به دریایت افکنم
آزادی! ای ستارهی شبزندهدار من!
عمریست زندهام که بمیرم برای تو
چشم از تو برنداشتم از اول غسق
تا بنگرم به چشم خودم ماجرای تو
ای تونل حیات مرا مشعل امید!
وی کورسوی معجزه در شام آخرم!
عمریست زندهام که بمیرم برای تو
تا خود صلیبوار کشی تنگ در برم
مغرور و سرفراز درآیم به اهتزاز
بیرقصفت بلند شوم در هوای تو
دست مرا بگیر و مرا با خودت ببر
عمریست زندهام که بمیرم برای تو
دست مرا بگیر و مرا با خودت ببر
ای طرهی شکنشکنت دستگیر من!
مستم کن از دو شیشهی الکل به یک نگاه
تا آن دو چشم سرخ شود مستگیر من
آزادی! ای طلیعهی محبسگشای فجر!
دست مرا بگیر و مرا با خودت ببر
از گیر و دار این شب ظلمتفزا مرا
تنها خودت رها کن و تنها خودت ببر
ظلمآشنای ظلمت افراسیابیام
تا مطلع منیژهام آخر زند صدا
دست مرا بگیر و مرا با خودت ببر
تا انتهای روز رهایی از ابتدا
از در درآ مرا که من از خود بدر شوم
از من مرا بگیر و ببر تا خودت ببر
پل بستهام که بگذرم از قید و بند خویش
دست مرا بگیر و مرا با خودت ببر
ظلمآشنای ظلمت افراسیابیام
تا ویژهی منیژهام از این دو ویژگی
پایم به چاه غاسق و چشمم به راه ماه
غیر از تو از چه ماه برآید منیژگی
آزادی! ای منیژهی بیژنگسار من!
ظلمآشنای ظلمت افراسیابیام
برکش به زلفکان خود از چاه شب مرا
تا کی کنی خمار دو زلف شرابیام
اقبال گرگ و طالع گرگین کند افول
گر بیژن از کلاه تهمتن برآوری
ظلمآشنای ظلمت افراسیابیام
تا کی غبار از دل بیژن برآوری
در آسمان چشم تو روشنگری کنم
گر ماه من به جلوه کند آفتابیام
چشمانتظار یاری از این بیشتر مخواه
ظلمآشنای ظلمت افراسیابیام
برکش به گیسوان خود از چاه شب مرا
تا صبح صادق از دل ظلمت سرک کشد
لبخند زن که بر در و دیوار اختناق
لبخند ماه طرح هزاران ترک کشد
تا سر کنم بلندتر از بیرق ظفر
برکش به گیسوان خود از چاه شب مرا
بعد از خروسخوان نهایی علی الطلوع
بنشین به اسپ همت و بنشان عقب مرا
اسب مراد زین کن و صد پشته آرزو
با یک نظر برآور و بار سمند کن
برکش به گیسوان خود از چاه شب مرا
آزادی! ای منیژهی بیژن بلند کن!
از یک طرف تبار به بیژن رساندهام
از یک طرف رسیده به یوسف نسب مرا
گرگینم از یمین زده گرگانم از یسار
برکش به گیسوان خود از چاه شب مرا
بعد از خروسخوان نهایی علی الطلوع
بی زحمت بهائم و بی وحشت کِلاب
ترک سمند سرکش آزادی از قفس
یکراست میروم به خیابان انقلاب
با هم صباح روز رهایی سر وصال
بعد از خروسخوان نهایی علی الطلوع
مست از پیالهی فلق از قرص آفتاب
صبحانه میزنیم به آهنگ سد جوع
آزادی! ای الههی شعرآفرین من!
تصنیف با طنین صدای قمر بخوان
بعد از خروسخوان نهایی علی الطلوع
در گوش من ترانهی مرغ سحر بخوان
باید که با توارد جوزا به سر رسد
روزی که با ظهور دو پیکر شود شروع
قبل از عشاء آخر رخداد اولین
بعد از خروسخوان نهایی علی الطلوع
در گوش من ترانهی مرغ سحر بخوان
همراه من پیاده بزن باده دم به دم
همپای من پیاله بپیما نفس نفس
تا آخرین کتابفروشی قدم قدم
آزادی! ای فرشتهی الهامبخش من!
در گوش من ترانهی مرغ سحر بخوان
تا زخم کهنه تازه کنی طرح نو بریز
تا اشک شوق عرضه کنم شعر تر بخوان
بی وقفه تا میانهی میدان انقلاب
یک دست جام باده و یک دست در کمر
در گوش من ترانهی مرغ سحر بخوان
ای نور چشم روز و شب! ای شمس! ای قمر!
بر شانهات ستاره ببارم دو کهکشان
بگذار سر به دوشم و با چشم تر بخوان
از چشم من ستارهی دنبالهدار بین
در گوش من ترانهی مرغ سحر بخوان
آزادی! ای فرشتهی الهامبخش من!
دادی مرا از آتش اشراق یک قبس
حالا که در قفس به هوای تو روشنم
تا چون کنم اگر بپرد مرغ از قفس
تصویر کن تصور آزادی مرا
آزادی! ای فرشتهی الهامبخش من!
تا انقلاب ترک سمند تو آمدم
برگشتنی تو بازنشین ترک رخش من
در مغز من بکوب به همخوانی جرس
آیات سورههای خدادادی مرا
آزادی! ای فرشتهی الهامبخش من!
تصدیق کن تصور آزادی مرا
در خرمنم بزن که بسوزم به آتشت
ای برق چشم ملتهبت آذرخش من
از کوه طور تا جبل النور شعله کش
آزادی! ای فرشتهی الهامبخش من!
1 173
علی از بهترین شاگردان من بود. مدتها بود روحیهی گوش دادن به موسیقی کلاسیک در من مرده بود.
علی دوباره این روحیه را در من زنده کرد.
بنامیزد.
1 173
Repost from N/a
رفیق گفتی و خنجر به یاد من آمد
ز پشت ، زخم مکرر به یاد من آمد
تو را به چاه که افکنده است ؟ در پاسخ
گریستم که برادر به یاد من آمد
هر آن زمان که به آیینه ای نظر کردم
رُخِ مُشَوَّشِ محشر به یاد من آمد
مرا هوای پریدن ز بال غافل کرد
شکست تا که سرم ، پر به یاد من آمد
پیالهی نظر از خون دل لبالب شد
مِیِ نخوردهی ساغر به یاد من آمد
ز خاطرم همه غم های روزگار برفت
چو بی وفایی دلبر به یاد من آمد
غزل سرودم و از نیشخند بی هنران
قریش و طعن پیمبر به یاد من آمد...
#نعیم_گنجی
#غزل_تازه
@Adabestan1000
1 173
Repost from حرفهايى براى نگفتن
فکر از فرانتس کافکا
یک جشن بالماسکه بودهست زندگی
شرمندهام ز خویش که عمری
در آن حضور داشتم اینگونه بینقاب!
محمدرضا روزبه
@Mohammadrezarouzbeh
1 173
Repost from حافظ خوانی - رضا ضیاء
شرحِ غزلِ ۱۳۳
صوفی نهاد دام و سرِ حقه باز کرد
بنیادِ مکر با فلکِ حقهباز کرد
بازیِّ چرخ بشکندش بیضه در کلاه
زیرا که عرضِ شعبده با اهلِ راز کرد
📌 اگر توانایی مالی دارید، لطف کنید هر ماه (یا هر چهار جلسه یک بار) به این شماره کارت، سیصد هزار تومان، (یا کمتر و بیشتر) مرحمت بفرمایید.
۶۰۳۷ ۶۹۱۵ ۵۷۹۸ ۰۵۵۴
بانک صادرات
محمد رضا ضیاء
این کار به تداوم این درسگفتارها یاری میرساند و به من برای ادامه انگیزه میدهد.
دوستان خارج از کشور برای پرداخت، به این شناسه
@mohamadrezazia
پیام دهند.
https://t.me/hafezxany
1 173
Repost from سرو سایهفکن
دربارهٔ فردوسی، شاهنامه و مردم ایران ؛
گفتگو با
دکتر پرویز ناتل خانلری .
@sarve_saye_fekan
1 173
Repost from با کاروان حُلّه
قلم فرسایان- مهدی اخوان ثالث. نگاهی به زندگی و کارنامه مهدی اخوان ثالث ( م.امید). پژوهشی از اردلان جنتی. تهیه کننده وکارگردان داریوش سربلند.پخش از تلویزیون ایران فردا. پنج شنبه20-3-2014/ 29-12-1392.
1 173
Repost from با کاروان حُلّه
نگاهى به زندگى مهدى اخوان ثالث. دیدگاه احمد کریمی حکاک و اشاره ای به سرزنش خامنه ای، رییس جمهور، گرفتاری سراینده دوستدار زرتشت وپیامد آن. در برنامه تماشا بی بی سی، 18-6-2014.
1 173
Repost from با کاروان حُلّه
▪️ مستند
آشنایی با زندگی #اخوان_ثالث
[یادی از مهدی اخوان ثالث]
ای تکیه گاه و پناه
زیباترین لحظههای
پر عصمت و پر شکوه
تنهایی و خلوت من...
چهارم شهریور سالروز درگذشت شاعر بلندآوازهی معاصر مهدی اخوان ثالث است.
بی شک اخوان یکی از قلل دست نیافتنی شعر معاصر فارسی است.
او با پیروی از شعر نیمایی
و بسط و گسترش واژگان خراسانی در شعر معاصر زبان خاص و انحصاری خود را خلق کرد.
زبانی که بخشی از زیباترین و تأثیرگذارترین اشعار معاصر با آن
بیان و نوشته شده است.....
1 173
Repost from با کاروان حُلّه
جلسهی هفتم از جلساتِ تدریسِ «قیصر امینپور» در رابطه با شعر معاصر.
موضوعِ این جلسه: اخوان ثالث.
1 173
Repost from کافه کتاب ☕
🎥گذری تصویری بر زندگی مهدی اخوان ثالث
❄️به بهانه ۱۰ اسفند زادروز اخوان ثالث
@TarikhBook
