⚡️🕊 فرازتد 🕯⚡️
@AarmaanF ادمین رابط پرسش علمی ویژه طبیعتگرایان مهرورز (⛔️مومن به ماوراء وارد نشود) مبارزه با: شایعه/مغلطه/کژفهمی دروغ و حماقت + اخبار علمی مبانی کانال👇 t.me/FarazTed/15822 سخنرانی،مستند،مقاله: دانش/اندیشه/جامعه/روان تاریخ/پند و طنز و بیشتر
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel ⚡️🕊 فرازتد 🕯⚡️
Channel ⚡️🕊 فرازتد 🕯⚡️ (@farazted) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 20 838 subscribers, ranking 9 534 in the Education category and 16 101 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 20 838 subscribers.
According to the latest data from 11 July, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -190 over the last 30 days and by -8 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 7.76%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 6.26% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 1 617 views. Within the first day, a publication typically gains 1 305 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 10.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as روز, حکومت, شناسایی, واکسن, خطا.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“@AarmaanF
ادمین رابط پرسش علمی
ویژه طبیعتگرایان مهرورز
(⛔️مومن به ماوراء وارد نشود)
مبارزه با: شایعه/مغلطه/کژفهمی
دروغ و حماقت
+ اخبار علمی
مبانی کانال👇
t.me/FarazTed/15822
سخنرانی،مستند،مقاله:
دانش/اندیشه/جامعه/روان
تاریخ/پند و طنز و ...”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 12 July, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Education category.
Data loading in progress...
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 12 July | +4 | |||
| 11 July | +3 | |||
| 10 July | +26 | |||
| 09 July | +1 | |||
| 08 July | +3 | |||
| 07 July | +7 | |||
| 06 July | +2 | |||
| 05 July | +11 | |||
| 04 July | +4 | |||
| 03 July | +5 | |||
| 02 July | +11 | |||
| 01 July | +3 |
| 2 | • - - -
🔅 کیفیت : 256x144
📦 حجم فایل : 80.69 مگابایت
🔸 — وضعیت دانلود — 🔸
📡 در حال اتصال به سرور ...
[ ░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░ ]
• - - - | 1 |
| 3 | 🔺 آیا جهان لغزیده است؟ ابطال یک ادعای جنجالی در معتبرترین ژورنال علمی جهان
🔹 در اواخر ژوئن ۲۰۲۶، انتشار یک مقاله در ژورنال معتبر «نیچر» (Nature) جامعه علمی را شوکه کرد. دو فیزیکدان با تحلیل دادههای جدید ابزار طیفنگاری انرژی تاریک (DESI) ادعا کردند که کیهان در مقیاسهای بزرگ ناهمسانگرد است؛ یعنی ویژگیهای آن در جهتهای مختلف با هم تفاوت دارد. این ادعا فیزیک مدرن را به لرزه درآورد، اما این هیجان خیلی زود به یک اشتباه ریاضی ساده و فاحش ختم شد.
❕ اصل کیهانشناختی: ستون نامرئی فیزیک مدرن
این اصل پایه میگوید که جهان در بزرگترین مقیاسهای ممکن، همگن (در همه جا یکسان) و همسانگرد (در همه جهتها یکسان) است. تمام محاسبات ما درباره انبساط جهان، ماده تاریک، انرژی تاریک و بیگ بنگ بر پایه این اصل استوار است. اگر جهان در یک جهت متراکمتر یا سریعتر از جهتی دیگر حرکت کند، کل فیزیک مدرن باید از نو نوشته شود. به همین دلیل فیزیکدانان همیشه این فرض را با سختگیرانهترین آزمایشها میسنجند.
🔹 بلافاصله پس از انتشار این ادعای جنجالی در نیچر، کیهانشناسی به نام «تیل ساوالا» دادههای آنها را بازبینی کرد و متوجه دو اشتباه محاسباتی بزرگ شد. اشتباه نخست، یک خطای پایهای در محاسبات هندسی بود؛ نویسندگان مقاله نیچر مقدار «فاصله درخشندگی» (که بر اساس نور ظاهری سنجیده میشود) را با «فاصله همحرکت» (که فاصله واقعی با در نظر گرفتن انبساط جهان است) اشتباه گرفته بودند. این خطای فرمولی باعث شد تودههای کهکشانی در فواصل بسیار دور، به طور کاذب، عظیمتر و نامتعادلتر به نظر برسند.
❕ پدیده عجیب «انگشتان خدا» در کیهانشناسی
اشتباه دوم فیزیکدانان، نادیده گرفتن حرکت اختصاصی کهکشانها بود. کهکشانها به دلیل جاذبه گرانشی تودههای عظیم ماده، به سمت مرکز خوشههای کهکشانی شتاب میگیرند. این شتاب و حرکت، باعث ایجاد خطای دید در ابزارهای رصدی ما میشود و خوشههای کهکشانی کروی را در نقشههای سه بعدی به شکل ساختارهای بیضیشکل کشیدهای نشان میدهد که مستقیماً به سمت زمین (رصدکننده) نشانه رفتهاند؛ پدیدهای شگفتانگیز که کیهانشناسان به آن «انگشتان خدا» میگویند. عدم اصلاح این اعوجاج تصویری، نقشههای کیهانی را به شدت کج و معوج و ناهمسانگرد جلوه میدهد.
🔹 با اصلاح این دو خطای محاسباتی توسط تیل ساوالا، تمام آن شواهد ادعایی مبنی بر ناهمسانگرد بودن جهان به طور کامل ناپدید شد. دادههای رصدی بار دیگر با مدلهای استاندارد کیهانشناسی و شبیهسازیهای کامپیوتری انطباق بینقصی پیدا کردند. این ماجرا نشان داد که شوق یافتن نظریههای انقلابی هرگز نباید جایگزین دقت سفتوسخت ریاضی شود و علم همواره قدرت خود-اصلاحی خود را حفظ میکند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#کیهان_شناسی #فیزیک #بیگ_بنگ #انرژی_تاریک #روش_علمی #اختروفیزیک | 765 |
| 4 | افراد با توانایی شناختی بالاتر، پایههای اخلاقی ضعیفتری دارند
پژوهش جدیدی که در نشریهی هوش منتشر شده، نشان میدهد افرادی که از توانایی شناختی بالاتری برخوردارند، تمایل کمتری به هر نوع ارزشهای اخلاقی دارند. این یافته در دو مطالعه مستقل تأیید شده و تفاوتی میان زنان و مردان دیده نمیشود.
نظریه پایههای اخلاقی
مطابق نظریه پایههای اخلاقی قضاوتهای اخلاقی انسان بر شش پایه یا مبنای شهودی استوار است که برخی فردگرایانهاند و برخی پیونددهنده: ۱. مراقبت، به معنای جلوگیری از آسیب به دیگران، ۲. برابری، به معنای رعایت انصاف، ۳. تناسب قائل شدن بین پاداش و تلاش، و بین تنبیه و خطا، ۴. وفاداری به گروه، ۵. احترام به بزرگتر و مرجعیت، و ۶. پاکی به معنای تمیزی بدن و تقدس سنتها.
عموماً لیبرالها به پایههای فردگرایانه یعنی مراقبت و برابری، و محافظهکاران به هر شش پایه، بهویژه پایههای پیونددهنده، اهمیت بیشتری میدهند.
نتایج پژوهش
افراد با هوش بالاتر در تمام زمینههای شناختی (کلامی، عددی و انتزاعی)، اهمیت کمتری برای هر شش پایه اخلاقی قائل بودند. این ارتباطات، اگرچه از نظر آماری معنادار بودند، اما شدت متوسطی داشتند. همچنین پژوهشها به طور خاص نشان دادند که عموما افراد با هوش کلامی بالا اهمیت زیادی به پاکی نمیدهند.
این یافتهها این ایده را تقویت میکنند که توانایی شناختی بالاتر ممکن است اتکای فرد به قضاوتهای اخلاقی شهودی را تضعیف کند. افرادی که مهارتهای استدلالی قویتری دارند، کمتر ارزشهای اخلاقی را بدون چونوچرا میپذیرند و بیشتر تمایل دارند آنها را زیر سؤال ببرند یا بازتفسیر کنند.
یک توضیح احتمالی این است که تفکر تحلیلی که با هوش بالا مرتبط است، درگیری عاطفی با مسائل اخلاقی را کاهش میدهد. از آنجا که قضاوتهای اخلاقی اغلب بر واکنشهای سریع و احساسی استوارند، تفکر تحلیلی و عاری از هیجان میتواند شدت باورهای اخلاقی را در تمام زمینهها کاهش دهد.
تبیین تکاملی
به طور خلاصه، پایههای اخلاقی برای حل مشکلات تکرارشونده و گروهی تکامل یافتهاند، در حالی که هوش عمومی برای حل مشکلات جدید و فردی تکامل یافته است. این دو کارکرد با هم در تعارض هستند.
پایههای اخلاقی را میتوان به عنوان میانبرهای ذهنی در نظر گرفت که برای حل سریع و کارآمد مشکلات پیچیدهی زندگی اجتماعی در محیط اجدادی ما تکامل یافتهاند. این مشکلات تکرارشونده بودند.
مثلا پایه انصاف/برابری برای حل این مشکل که چگونه با فریبکاران مقابله کنیم شکل گرفته است یا برای حفاظت از فرزندان و افراد آسیبپذیر گروه پایهی مراقبت/آسیب تکامل یافته است.
این پایهها به صورت شهودی، احساسی و خودکار عمل میکنند و نیازی به استدلال پیچیده ندارند. وقتی فردی از یک قانون مبتنی بر وفاداری یا پاکی پیروی میکند، نیازی به تحلیل هزینه-فایده ندارد؛ او صرفاً «احساس» میکند که این کار «درست» است. این سرعت و خودکار بودن برای بقای گروه در محیطی پرخطر حیاتی بود. اخلاق، چسبی بود که گروه را به هم متصل نگه میداشت.
در مقابل، هوش عمومی برای حل مشکلات جدید و غیرتکراری تکامل یافته زیرا محیط اجدادی فقط شامل مشکلات تکراری نبوده است. تغییرات اقلیمی، مواجهه با قبایل جدید، ابداع ابزارهای نوین یا مهاجرت به یک زیستبوم ناآشنا، همگی مشکلاتی بودند که هیچ قانون از پیش تعیینشده یا شهود اخلاقی برای آنها وجود نداشته است.
هوش عمومی فکر کردن به مفاهیمی را که مستقیماً قابل مشاهده نیستند ممکن میساخت. تحلیل روابط علت و معلولی، کنار گذاشتن یک استراتژی قدیمی و اتخاذ یک رویکرد جدید، به چالش کشیدن قوانین و باورهای موجود برای یافتن راهحل بهینهتر همگی نیازمند هوش عمومی بودند.
بنابراین، کارکرد اصلی هوش، شکستن الگوهای ذهنی موجود و تحلیل موقعیتها بر اساس اصول اولیه است، نه پیروی کورکورانه از قوانین از پیش تعیینشده.
آیا «ضعف پایههای اخلاق» در افراد باهوش به معنای «ضعف اخلاق» در آنهاست؟
خیر. از منظر تکاملی، اینکه افراد باهوشتر پایههای اخلاقی ضعیفتری دارند، به این معنا نیست که آنها «بیاخلاق»اند. بلکه به این معناست که منبع اخلاق آنها متفاوت است. از منظر تکاملی اخلاق سطوح بالاتری از پایههای اخلاقی دارد.
اخلاق شهودی مبتنی بر احساسات و قوانین گروهی ریشهدار یا همان پایههای اخلاقیست در حالیکه در سطوح بالاتر، اخلاق استدلالی را داریم که مبتنی بر تحلیل منطقی و اصول انتزاعی مانند فایدهگرایی و وظیفهگرایی است.
بنابراین، فرد باهوشتر ممکن است به این دلیل به وفاداری به گروه، احترام به صاحبان قدرت، یا سایر پایههای اخلاق کمتر اهمیت دهد که این مفاهیم را ارزشهای شهودی مقدس نمیبیند؛ بلکه آنها را قراردادهای اجتماعی قابل بحث میبیند که وقتی میانشان تعارض ایجاد شود از طریق استدلال در جمع باید به راه میانه رسید.
هادی صمدی
@evophilosophy | 731 |
| 5 | 🔻برخی از ورزشکاران حاضر در جام جهانی جلیقههای هوشمند میپوشند، یک فناوری پوشیدنی که میتواند همه چیز را از سرعت دویدن و ضربان قلب گرفته تا سطح خستگی و بهبودی از آسیبدیدگی ردیابی کند.
تیمها امیدوارند که تمام دادههایی که میتوانند از جلیقههای هوشمند جمعآوری کنند، به بازیکنان کمک کند تا عملکرد بهتری داشته باشند و شانس خود را برای برنده شدن در این رقابتها افزایش دهند.
@BBCPersian | 693 |
| 6 | #پرگار: حمله مغول به ایران
حمله مغول به ایران چه بجا گذاشت؟ ویرانی و قتل عامی که به چنگیزخان و نوادگانش در ایران نسبت داده میشود تا چه حد با مدارک تاریخی همخوانی دارد؟
میهمانها:
سارا میراحمدی، پژوهشگر ایران ایلخانی
مایکل هوپ، استاد مطالعات ایرانی دوران مغول
@FarazTed | 650 |
| 7 | آیا در مصر قدیم مالکیت خصوصی وجود نداشت؟
🖍 سوال: آیا در مصر باستان مالکیت خصوصی وجود داشته است؟ اگر هست، اسناد آن کدام است؟
🖍 جواب چتجیپیتی:
بله، مالکیت خصوصی در مصر باستان وجود داشت، اما نه به معنای مدرن آن. در کنار املاک سلطنتی، معابد و زمینهای دولتی، افراد نیز میتوانستند مالک زمین، خانه، باغ، دام، بردگان، ابزار و سایر اموال باشند و این اموال را بفروشند، اجاره دهند، به ارث بگذارند یا به دیگری ببخشند.
البته باید میان مالکیت حقوقی افراد و اقتدار نهایی فرعون تفاوت قائل شد. از نظر ایدئولوژیک، فرعون صاحب سراسر سرزمین مصر تلقی میشد، اما در عمل، نظام حقوقی مالکیت خصوصی را به رسمیت میشناخت و از آن حمایت میکرد.
مهمترین اسناد و شواهد
۱. پاپیروس ویلبور (Wilbour Papyrus)
این سند که متعلق به دوران رامسس پنجم (حدود ۱۱۴۵ پ.م.) است، مهمترین سند درباره مالکیت اراضی در مصر باستان محسوب میشود.
در این پاپیروس:
- قطعات متعدد زمین ثبت شدهاند.
نام مالکان یا بهرهبرداران ذکر شده است.
- مساحت، نوع زمین و مالیات هر قطعه ثبت شده است.
- میان زمینهای سلطنتی، معابد و اشخاص خصوصی تمایز گذاشته شده است.
این سند نشان میدهد که افراد عادی نیز مالک زمین بودهاند.
۲. پاپیروسهای حقوقی اللاهون (Kahun/Lahun Papyri)
این مجموعه اسناد مربوط به پادشاهی میانه است و شامل:
- قراردادهای خرید و فروش
- ارث
- ازدواج
- انتقال اموال
است. این اسناد نشان میدهد که اموال خصوصی به صورت قانونی منتقل میشدهاند.
۳. پاپیروسهای دِیرالمدینه (Deir el-Medina)
در روستای کارگران سازنده آرامگاههای سلطنتی، هزاران متن کشف شده است که شامل:
- خرید و فروش خانه
- وصیتنامه
- قرارداد قرض
- تقسیم ارث
- دعاوی مالکیت
میشود.
این اسناد از بهترین شواهد زندگی اقتصادی مردم عادی هستند.
۴. استلها و کتیبههای وقف
برخی افراد دارایی خود را به معابد یا فرزندانشان وقف میکردند. این وقفنامهها نشان میدهد که شخص اختیار قانونی بر اموال خود داشته است.
۵. وصیتنامههای مصر باستان
چند وصیتنامه از پادشاهی جدید باقی مانده که در آنها صاحب مال تعیین میکند:
- چه کسی خانه را ببرد؛
- چه کسی زمین را مالک شود؛
- کدام فرزند چه سهمی داشته باشد.
اگر مالکیت خصوصی وجود نداشت، چنین وصیتهایی معنا نداشت.
شواهد خرید و فروش
اسناد متعددی وجود دارد که در آنها میخوانیم:
- «فلانی این خانه را به فلانی فروخت.»
- «فلانی این زمین را خرید.»
- «در برابر مقدار مشخصی نقره.»
این قراردادها معمولاً با حضور شاهدان نوشته میشدند و در دفاتر ثبت میشدند.
آیا زنان هم مالک بودند؟
بله. یکی از ویژگیهای جالب حقوق مصر باستان این است که زنان نیز میتوانستند:
- مالک زمین شوند؛
- خانه بخرند؛
- ارث ببرند؛
- قرارداد ببندند؛
- اموال خود را بفروشند.
این وضعیت در بسیاری از تمدنهای همعصر کمنظیر بود.
نظر پژوهشگران
اغلب مصرشناسان امروز معتقدند که:
- مالکیت خصوصی در مصر باستان یک نهاد حقوقی واقعی بود.
- دولت و فرعون نقش مهمی در مالیات و اداره زمین داشتند، اما این امر مالکیت خصوصی را از بین نمیبرد.
- اقتصاد مصر ترکیبی از املاک سلطنتی، املاک معابد، املاک دولتی و املاک خصوصی بود.
از جمله پژوهشگران برجستهای که این موضوع را بررسی کردهاند میتوان به بری کمپ، جاک یانسن، آلن گاردینر و ادوارد بلایبرگ اشاره کرد.
بنابراین، پاسخ کوتاه این است که
بله، مالکیت خصوصی در مصر باستان وجود داشت و اسناد فراوانی—بهویژه پاپیروس ویلبور، پاپیروسهای اللاهون و اسناد دِیرالمدینه—وجود آن را بهروشنی تأیید میکنند.
@FarazTed | 774 |
| 8 | #پاسخ استعلام از دکتر شروین وکیلی
t.me/FarazTed/47109
کل اسناد نوشتاری تاریخ مصر همین را نشان میدهد. حتا یک نمونه دهقان که مالک زمینش یا محصولش باشد نداریم در مصر. حالا از روی این که عده ای با یک کاسه دفن شدهاند فکر کردهاند بردگان حقوق میگرفتهاند. اصولا حقوق گرفتن یعنی چه وقتی حق مالکیت شخصی وجود ندارد؟ منظورشان این است که خوراکی می دادهاند از طرف دولت به بردگان که خب همه جا همینطور بوده
اسناد مالکیت زمین در مصر محدود است به کتیبهی حقاناخت که مالک زمین بوده - ولی کشاورز و آدم عادی نبوده و کاهن و کارگزار دولت بوده= ۱۹۵۰ پ.م. + پاپیروس والنسای که میگه یک خاندان دهقان (نمخو) مالیاتشان را به طلا به فرعون پرداخت کردهاند، این را حمل بر این کردهاند که لابد مالکیت خصوصی زمین هم بوده که پرداخت به معبد یا اشراف انجام نشده ولی چنین معنایی نمیدهد= ۸۰۰ پ.م/ + پاپیروس ویلبور: تنها سندی که بحث از مالیات ثابتی میکند که دهقانان مستقر بر زمینی به فرعون میدادهاند. این را حمل بر مالکیت زمین توسط مردم عادی کردهاند که اصلا چنین چیزی را نشان نمیدهد و تنها نشان میدهد حق زندگی روی آن زمین را در برابر مالیات داشتهاند= ۱۱۴۰ پ.م.
تنها اسناد کل سه هزار سال تاریخ مصر دربارهی مالکیت زمین همین سه چهار سند است و همه هم هزار و پانصد سال بعد از دوران ساخت اهرام نوشته شدهاند و ارتباط صریحی هم با مالکیت خصوصی ندارند. مهر و لول و سند خرید و فروش و سایر شواهد مالکیت خصوصی مردم عادی اصولا در مصر وجود ندارد | 744 |
| 9 | #پاسخ دکتر شروین وکیلی | 43 |
| 10 | در نگاه روزمره، خلأ به معنای «هیچ» است؛ فضایی که هیچ چیز در آن وجود ندارد. اما فیزیک مدرن تصویری کاملاً متفاوت ارائه میدهد.
بر اساس نظریهٔ میدانهای کوانتومی، حتی اگر تمام ذرات را از یک ناحیه حذف کنیم، آن ناحیه هرگز به «هیچِ مطلق» تبدیل نمیشود. میدانهای بنیادی همچنان در سراسر فضا حضور دارند و مطابق قوانین مکانیک کوانتومی رفتار میکنند.
از مهمترین پیامدهای اصل عدم قطعیت هایزنبرگ این است که این میدانها نمیتوانند کاملاً ساکن و بدون انرژی باشند. در نتیجه، خلأ کوانتومی همواره دستخوش نوساناتی گذرا است که به آنها نوسانات خلأ کوانتومی (Quantum Vacuum Fluctuations) گفته میشود. این نوسانات به معنای پیدایش و نابودی دائمی ذرات واقعی نیستند، بلکه بازتاب ماهیت کوانتومی میدانها و حداقل انرژی مجاز آنها هستند.
بنابراین، در فیزیک امروز، «خلأ» مترادف با «هیچ» نیست؛ بلکه کمانرژیترین حالت ممکنِ میدانهای کوانتومی است؛ حالتی که حتی در غیاب هر ذرهای نیز ساختار و پویایی خود را حفظ میکند.
شاید عمیقترین درس مکانیک کوانتومی همین باشد: گاهی «هیچ»، از آنچه تصور میکنیم، بسیار غنیتر است. | 906 |
| 11 | .. | 228 |
| 12 | .. | 1 |
| 13 | 🩸 #جاویدنام محسن عباسی
۲۱ ساله ۱۸ دی نجف آباد اصفهان
اول اینکه داداشم عاشق کانالتون بود
سه تا داداشیم. محسن وسطیه بود
توی نجف آباد کافه داشت. کافه تی تی
بازاریها همه میشناختنش.
علی عباسی 💔
. | 1 225 |
| 14 | #نگاهی_به_آرشیو ۱۲ جولای ۲۱ تیر
🏮 ۷ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/5977
🏮 ۶ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/12895
🏮 ۵ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/18456
🏮 ۴ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/21524
🏮 ۳ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/24471
🏮 ۲ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/29090
🏮 ۱ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/35574
👥 فقط در بخش نظرات این پیام، میتوانید کلیه مطالب خود در حوزه علمی، فرهنگی، معرفی لینکها و طرح پرسش... را ارسال کنید.👇
| 1 158 |
| 15 | . | 1 |
| 16 | #نظر انتقادی یکی از خوانندگان
این متن با وجود اینکه کوشش میکنه لحن "علمی" داشته باشه اما ایرادای اساسی داره.
درواقع سادهسازی مبالغهآمیزی رو به کار برده.
۱. یا این یا اون!
بزرگترین ضعف منطقیش اینه که فرض رو بر این گذاشته که سازندگان یا "برده شلاقخورده" بودن یا "کارگر مزدبگیر آزاد و وفادار". در حالی که میشه کلی کار اجباری به شکلهای دیگه و اصلا طیف میانی در واقع متصور شد
من یهجا خونده بودم
"توی مصر باستان، شهروندان وظیفه داشتن در فصلهایی که کشاورزی نمیکردند، بجای بخشی از مالیات یا خدمت به دولت، در پروژههای عمرانی کار کننن. "
اینا لزوماً «برده» نیستن خب، ولی احتمالا «مزدبگیر آزاد» هم نیستن که با رضایت کامل و در زمان بیکاری کار کنن. «مکلف» به کار بودن دیگه.
به نظر من نتیجه گیری سریع این متن با استناد به "بگیم کشف نو"، سعی کرده تصویر رو سیاه و سفید کنه تا خواننده ها هیجانزده بشن.
۲. سوءاستفاده از شواهد باستانشناسی:
«کشف مقبرههای کارگران نشان میدهد آنها مزدبگیر بودند»
احتمالا خیر.
وجود مقبره برای یک کارگر و نان و آب در کنارش میتونه اون افراد رو در جامعهای که ساختار طبقاتی بودن نشون بده. یا آیین تدفین یکسان اون موقع رو نشون بده مثلا. حتما قوانینی برای تدفین کارگرها و مردم عادی داشتن و چه بسا احترام هم قائل بودن
خلاصه این شواهد به تنهایی ماهیت حقوقی کار اونها رو تعیین نمیکنه
وجود مقبره شاید ثابت کنه که "برده بیهویت" نبودند (یعنی بردههایی که در گورهای بینام و نشون رها میشدن مثلا)، اما ثابت نمیکند که وضعیتشون «کارگر آزاد با حقوق و دستمزد مکفی» بوده.
۳. مگه میشه از یافتههای مربوط به اسکلتها و دی ان ای و... برای نتیجهگیری درباره «نحوه استخدام» استفاده بشه؟!
دی ان ای نهایتا میتونه تایید کنه که سازندگان مثلا مصریها بودن اما نمیتونه بگه که با اجبار فیزیکی کار میکرده یا با دریافت سکه و غله!
۴. بخش مذهبی و ادعای ساخت اهرام توسط یهودیان هم رد میَگکنیم. قبوله. ولی نمیشه ازش نتیجه گرفت که مثلا مزدبگیر بودن کارگرا
یعنی رد شدن ادعای ساخت اهرام توسط بنیاسرائیل (که از نظر تاریخی و زمانی هم مورد داره)، لزوماً به معنای اثبات مزدبگیر بودن کارگرا نیست.
۵. جمله دیتر ویلدونگ یک جمله باستانشناختی نیست فکر کنم
شاید مثلا سازندگان، مردانی مصری بودند که در قالب یک سیستم سازمانیافته *شاید از طریق خدمت اجباری یا مالیات کاری* در پروژههای عمرانی شرکت میکردن. احتمالا هم تغذیه مناسبی داشتن و در نزدیکی محل کارشان دفن شدند، ولی هنوز هم به ذهن نمیاد که آزادی کامل و بر اساس قراردادهای کار مدرن، این بناها رو ساخته باشن
در رابطه با این متن👇 | 1 187 |
| 17 | آنکه میتواند جنگ را متوقف کند
و نمیکند، در ویرانی شریک است
حتی اگر خود ویرانگر نباشد | 1 293 |
| 18 | #جاویدنام عرشیا براری
از سکوی قهرمانی تا جانباختن در اعتراضات
قهرمان فیتنس و کاراتهکا، در روز پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در اعتراضات شهر زنجان، با شلیک مستقیم جان خود را از دست داد.
پیکر نیمهجان او پس از تیراندازی، برای ساعتها در خیابان رها شده بود. | 1 287 |
| 19 | ..
#نظر
شاید پلاستیک از طریق روند تکاملی موجودات به یک مزیت فرگشتی تبدیل بشه؟ بهتر نیست فقط فشار رو کم کنیم بیشتر نگران خودمون باشیم؟
چون زمین هزاران سال موجوداتی داشته و منقرض شده و... و میلیونها سال خودش عمر داشته.
تقدس زایی طبیعت و مسئولیت انگاری برای بشر میتونه طبیعت رو نجات بده یا وضعیت رو به عنوان یک گونه ای از طبیعت که فکر میکنه وارث زمینه تغییر بده؟
#پاسخ مجید م.
شکی نیست که زمین پیش از ما بوده و پس از ما هم خواهد بود؛ شاید ممکن باش که پلاستیک در آینده یک مزیت فرگشتی باشد؛ کما اینکه الان بعضی باکتریها برای تجزیه پلاستیک (البته بعضی اتواع پلاستیک) فرگشت پیدا کردهاند؛ ولی نباید تصور کرد که وجود پلاستیک برای کل طبیعت یک مزیت فرگشتی است؛ گذشته از آن نباید از این نکته مهم غافل شد که سرعت تولید پلاستیک بسیار بیشتر از سرعت تکامل و فعالیت این میکروبهاست؛ یعنی ما مشکل زمانبندی داریم؛ باید دقت کرد که سرعت بالای تولید و انباشت پلاستیک بسیار سریعتر از نرخ سازگاری و تغییرات بیولوژیکی موجودات پیچیده است و این حجم از آلودگی پیش از آنکه فرصتی برای سازگاری گسترده ایجاد کند، باعث فروپاشی اکوسیستمهایی میشود که زندگی و اقتصاد انسان به آنها وابسته است.
در خصوص اپیدمیها و همهگیریها هم تقریبا هیچ وقت یک باکتری یا ویروس که بتواند تمام گونه انسان را از بین ببرد فرگشت نخواهد یافت ولی این دلیل نمیشود که واکسن نسازیم یا بهدنبال دارو و انتی بیوتیک نباشیم. زیرا یک نسل ما چند دهه طول میکشد و یک نسل باکتری یا ویروس گاهی فقط چند دقیقه است.
نکته مهمتر انکه فرگشت فقط توضیح میدهد چه چیزی بقا پیدا می کند نه اینکه چه چیزی خوب یا بد است.
اینجا بحث تقدسزایی نیست؛ هر چند برخی یک ارزش ذاتی برای طبیعت قائل هستند ولی ما مسئولیت حفاظت از طبیعت را داریم نه به خاطر آنکه طبیعت مقدس است؛ بلکه از دیدگاه منفعت انسان به آن نگاه میکنیم.
پلاستیک روی سلامت انسان، امنیت غذایی، آب آشامیدنی، شیلات، کشاورزی و اقتصاد اثر دارد؛ پس تلاش برای حفظ زمین، در واقع تلاش برای حفظ شرایطی است که تمدن بشری به آن وابسته است. | 1 229 |
| 20 | .. | 17 |
