افــــــق رویـــــداد
#زن_زندگی_آزادی #مرد_میهن_آبادی صفحه رسمی کانال افق رویداد تاسیس ۲۰۱۵ کانال دیگر ما: @ofoghroydadd آرشیو مستند و کلیپ علمی و کتاب: @ofoghclip
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel افــــــق رویـــــداد
Channel افــــــق رویـــــداد (@ofoghroydad) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 16 427 subscribers, ranking 13 202 in the News & Media category and 20 128 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 16 427 subscribers.
According to the latest data from 07 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -33 over the last 30 days and by -6 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 19.32%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 13.43% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 3 174 views. Within the first day, a publication typically gains 2 206 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“#زن_زندگی_آزادی
#مرد_میهن_آبادی
صفحه رسمی کانال افق رویداد
تاسیس ۲۰۱۵
کانال دیگر ما:
@ofoghroydadd
آرشیو مستند و کلیپ علمی و کتاب:
@ofoghclip”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 08 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the News & Media category.
Data loading in progress...
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 08 September | +3 | |||
| 07 September | 0 | |||
| 06 September | +5 | |||
| 05 September | +4 | |||
| 04 September | 0 | |||
| 03 September | +5 | |||
| 02 September | +9 | |||
| 01 September | +4 |
| 2 | این شوخی هم که به حقیقت پیوسته این روزها؛ زمستون نوشتم.
و الان میبینم برخی افراد از سادگی دیگران سو استفاده میکنند و یک سوال رو انگلیسی میکنند و مونو و میفروشند! | 444 |
| 3 | نخستین مشاهده مستقیم اثر کوانتومی گرانش در سقوط آزاد
فیزیکدانان برای نخستینبار توانستهاند یکی از اثرهای کوانتومی پیشبینیشده برای گرانش را در یک جسم کوانتومی بهطور مستقیم اندازهگیری کنند؛ آزمایشی که پیوند میان مکانیک کوانتومی و نظریه گرانش اینشتین را با دقتی تازه بررسی میکند.
در این آزمایش، گروهی بینالمللی از دانشمندان، از جمله راجر پنروز، از اتمهای روبیدیوم فوقسرد استفاده کردند. پژوهشگران با دستگاهی به نام تداخلسنج کوانتومی گالیله، تابع موج هر اتم را به دو مسیر کوانتومی تقسیم کردند. یکی از بخشهای موج در برابر گرانش ثابت نگه داشته شد، در حالی که بخش دیگر آزادانه تحت تاثیر گرانش سقوط کرد. سپس دو بخش دوباره با یکدیگر ترکیب شدند.
هنگام ترکیب، دو موج کوانتومی با یکدیگر تداخل کردند. این تداخل به دانشمندان اجازه داد اختلاف بسیار کوچک فاز کوانتومی ایجادشده میان دو مسیر را اندازهگیری کنند. نتیجه با مقداری که بر اساس اصل همارزی اینشتین پیشبینی میشد، مطابقت داشت.
اصل همارزی یکی از پایههای نظریه نسبیت عام است و بیان میکند که برای یک ناظر در حال سقوط آزاد، اثر گرانش بهصورت موضعی از بین میرود؛ همانطور که فردی در آسانسورِ در حال سقوط، حالت بیوزنی را تجربه میکند. آزمایش این اصل با اجسام معمولی بارها با دقت بسیار بالا انجام شده، اما بررسی آن برای اشیای کوانتومی دشوارتر است؛ زیرا یک ذره کوانتومی میتواند بهطور همزمان در برهمنهی چند مسیر قرار گیرد.
برای انجام آزمایش، اتمهای روبیدیوم تا دماهایی نزدیک به صفر مطلق سرد و با میدانهای مغناطیسی بسیار دقیق کنترل شدند. در نهایت، اندازهگیری نشان داد که فاز کوانتومی ناشی از سقوط آزاد با پیشبینی نظری سازگار است.
با این حال، این نتیجه به معنای کشف «گرانش کوانتومی» یا ارائه نظریهای برای اتحاد مکانیک کوانتومی و نسبیت عام نیست. آزمایش فقط نشان میدهد که اصل همارزی اینشتین در شرایط آزمایششده با رفتار کوانتومی سازگار است.
اهمیت دیگر این پژوهش، فراهمکردن روشی برای آزمایش ایدههایی درباره محدودیتهای مکانیک کوانتومی است. پژوهشگران امیدوارند در آینده این روش را برای اجسام بسیار سنگینتر، مانند نانو الماسها، به کار ببرند؛ آزمایشهایی که میتوانند مرز میان نظریه کوانتومی و گرانش را با دقت بیشتری بررسی کنند.
🚀 @Ofoghroydad
🔗 Science | 827 |
| 4 | تاثیر این النینوی ویژه در پاییز و زمستان بر روی ایران یک احتمال است و دقیقا مشخص نیست؛
یکی از تاثیراتی که ممکن است بگذارد «بیشتر شدن سیلابهای ناگهانی و آب گرفتگیهای خیابانها» است.
این آب و هوا است؛ و پیشبینی قطعی نداریم. قصد ترساندن کسی را هم نداریم.
اما گفتم یک سری نکات با هوش مصنوعی از سازمانهای معتبر برای خانوارها و مغازهداران بنویسم که امیدوارم هیچگاه به کارتان نیاید و درگیر این اتفاقات نشوید.
برای همه خانوارها
۱. مسیر آب را جدی بگیرید.
اگر خانه در نزدیکی رودخانه، مسیل، آبراهه، زمین گود یا زیرزمین قرار دارد، از همین حالا بدانید در صورت بارش شدید آب از کجا میتواند وارد شود و مسیر رسیدن به یک نقطه مرتفعتر چیست. سیلاب ناگهانی ممکن است ظرف چند دقیقه ایجاد شود.
National Weather Service
۲. یک کیف اضطراری آماده کنید.
حداقل برای چند روز آب آشامیدنی، غذای ماندگار، داروهای ضروری، چراغقوه، باتری، پاوربانک، کمکهای اولیه، لباس گرم و مدارک مهم را در محلی آماده و قابلدسترس نگه دارید.
National Weather Service
۳. گوشیها را در زمان هشدار شارژ نگه دارید.
اگر برق قطع شود یا نیاز به تخلیه فوری باشد، تلفن ممکن است تنها وسیله ارتباطی شما باشد
.
۴. اسناد و وسایل ارزشمند را از کف زمین بالا ببرید.
خصوصاً در خانههایی که احتمال آبگرفتگی دارند، مدارک، لپتاپ، هارد، داروها و وسایل الکترونیکی را روی طبقات بالاتر قرار دهید.
۵. اگر خانه احتمالاً در معرض سیلاب است، منتظر لحظه آخر نمانید.
اگر دستور تخلیه صادر شد، فوراً خارج شوید. حتی بدون دستور رسمی، اگر آب با سرعت در حال بالا آمدن است و مسیر خروج هنوز باز است، تأخیر میتواند خطرناک باشد.
National Weather Service
➖➖➖➖
برای مغازهدارها و صاحبان کسبوکار
اینجا یک اشتباه رایج وجود دارد: مردم معمولا بعد از شروع آبگرفتگی تازه به فکر نجات اجناس میافتند.
قبل از بارندگی شدید:
اجناس و کارتنها را مستقیما روی زمین نگذارید.
کالاهای گرانقیمت و تجهیزات الکترونیکی را به ارتفاع بالاتر منتقل کنید.
مسیر کفشور و خروجی آب را باز کنید.
اگر مغازه در نقطه گود یا زیرزمین است، برای ورود آب از قبل برنامه داشته باشید.
مدارک، حسابداری، هاردها و تجهیزات مهم را در ارتفاع قرار دهید و از آنها نسخه پشتیبان داشته باشید.
محل قطع برق، گاز و آب را بشناسید.
با مغازههای اطراف یک برنامه ساده برای اطلاعرسانی و تخلیه داشته باشید.
و مهمتر از همه:
اگر آب وارد مغازه شد، اولویت جان انسان است، نه کالا.
➖➖➖➖
برای خودروها
این یکی را خیلی جدی مینویسیم:
با خودرو وارد آب جاری نشوید، حتی اگر به نظرتان کمعمق باشد.
عمق واقعی آب ممکن است مشخص نباشد و جاده زیر آب ممکن است تخریب شده باشد. جریان آب میتواند خودرو را جابهجا کند. سرویس هواشناسی آمریکا نیز صراحتاً توصیه میکند هرگز وارد جاده آبگرفته نشوید و از مسیر دیگری بروید.
National Weather Service +1
و یک نکته مهم دیگر: شب خطر بسیار بیشتر است، چون تشخیص عمق و جریان آب دشوارتر میشود.
National Weather Service
اگر آب وارد خانه شد مشابه ویدئوی های بالا
اگر آب به پریزها، سیمها یا تجهیزات برقی رسیده، وارد آب نشوید و با تجهیزات برقگرفته تماس نگیرید. اگر قطع برق از محل امن و بدون تماس با آب امکانپذیر نیست، خودتان ریسک نکنید.
National Weather Service
بعد از سیل هم آب ظاهراً تمیز الزاماً سالم نیست؛ آب سیلاب میتواند با فاضلاب، مواد شیمیایی و آلودگیهای دیگر مخلوط شده باشد.
🚀 @ofoghroydad | 1 418 |
| 5 | برای چگونگی نوشتن در گروه و جمع، برای چگونگی نوشتن در مورد خودتان و افکارتان
هر ماه، حدود سه ساعتِ متوالی مینشینم و شعر فارسی کلاسیک میخوانم.
به جز لذت فراوان و اینکه شاید از بیرون فقط به نظر برسد دارم شعر میخوانم، اما برای من فقط این نیست. بعد از مدتی متوجه شدم این کار نه فقط دایره واژگان و شیوه بیانم را تغییر داده، بلکه کم کم روی طرز فکر و حتی بعضی جنبه های شخصیتم هم اثر گذاشته.
یکی از چیزهایی که در این سالها به دست آوردهام، چیزی است که اسم نسبتا شیکی برایش پیدا کردم: «مهارت انتخاب واژه متناسب با بافت و مخاطب».
خب این یعنی چه؟
یعنی بدانی کجا باید ساده حرف بزنی، کجا دقیق، کجا صمیمی، کجا ادبی و کجا یک واژه کمتر شنیده شده را وارد جمله کنی؛ بدون اینکه حرف زدنت مصنوعی یا متکلف به نظر برسد.
این مهارت را واقعا میشود با تمرین به دست آورد.
شعر کلاسیک فارسی برای این کار فوقالعاده است. وقتی مدام حافظ و سعدی و مولانا و نظامی میخوانی، ذهنت با شکلهای مختلفی از زبان سروکار پیدا میکند؛ با واژهها، ترکیبها، استعارهها، موسیقی جمله و شیوههای مختلف بیان.
بعد از مدتی، بخشی از اینها بدون اینکه حواست باشد وارد زبان خودت میشوند.
حتی معنای واژهها برایت ظریفتر میشود.
مثلا غم، درد، فراق، حسرت و دلتنگی دیگه صرفا چند کلمه شبیه به هم نیستند. کمکم تفاوت حالوهوایی و معنایی هرکدام را حس میکنی و میفهمی در کجا کدامیک دقیقتر است.
از طرف دیگر، شعر مدام مفاهیم انتزاعی را به تصویر تبدیل میکند. عشق، مرگ، تنهایی، رنج، آزادی، معرفت، بیثباتی زندگی و هزار چیز دیگر را فقط توضیح نمیدهد؛ به آنها شکل و تصویر میدهد.
و این، به نظرم، روی فکر کردن هم اثر میگذارد.
حتی موسیقی زبان را هم یاد میگیری. اینکه یک جمله چطور بنشیند، کجا مکث کنی، چه واژهای را آخر جمله بگذاری و چطور با چند کلمه، حسی را منتقل کنی که با ده جمله توضیح دادنش سخت است.
شاید مهمتر از همه این باشد که وقتی شعر میخوانی، برای چند ساعت وارد یک جهان فکری دیگر میشوی؛ جهانی که آدمها در آن مدام درباره عشق، مرگ، رنج، تنهایی، سرنوشت، خودشان و معنای زندگی فکر میکنند.
وقتی این جهان را مرتب به ذهنت راه میدهی، خب بعید است هیچ اثری روی خودت نگذارد.
برای همین اگر از من بپرسند چرا هنوز بعد از این همه سال، ماهی سه ساعت مینشینی و شعر کلاسیک میخوانی، احتمالا جوابم این است که چون شعر فقط به من کلمه یاد نمیدهد؛ به من یاد میدهد با کلمهها چگونه فکر کنم. برای دوستان ریاضی، اعداد بنده هستند، برای من واژهها برده.
سام آریامنش
🚀 @ofoghroydad | 1 280 |
| 6 | این پست را که چند ماه پیش فرستادم را اینجا بازنشر کردم. | 1 059 |
| 7 | پسرانه؛
داشتم به یک احساس فکر میکردم؛ اینکه برویم جلوی درِ خانهش، دستش را بگیریم و فقط برویم. فقط برویم...
بدون مراسم. بدون این تشریفات مزخرف. نه تالار، نه مهمان، نه لباس مخصوص، نه عکس گرفتن، نه اینکه برای شروع زندگیمان مجبور باشیم رضایت و نظر صد نفر را جلب کنیم.
فقط من و خودش؛ دو نفری که تصمیم گرفتهایم زندگیمان را با هم شروع کنیم.
ولی خب، همانجا یک سوال بزرگ پیش میآید؛ کجا؟ فرصت؟
کاش مقصدی بود. کاش خانهای بود. کاش کاری بود. کاش شرایطی بود که میشد فقط دستش را گرفت و رفت.
شاید مسئله اصلا عروسی نخواستن نباشد. من دارم به خودِ رفتن فکر میکنم.
عشق میگوید برویم.
زندگی میپرسد کجا؟
و شاید چیزی که آدم واقعا میخواهد، همین میل ساده به داشتن یک زندگی دونفره است؛ زندگیای که آغازش را خودش انتخاب کند، نه اینکه آغازش را مجموعهای از مراسم و تشریفات و انتظارات دیگران تعیین کنند.
البته تشریفات را شاید بتوان کنار گذاشت؛ اما واقعیت را نمیشود. خانه لازم است کار لازم است، پول و امکانات لازم است، امنیت لازم است، و شاید از همه مهمتر، امید به آینده.
چون برای فقط رفتن، دو نفر کافی هستند؛
اما برای رسیدن و ماندن، چیزهای دیگری لازم داریم.
🚀 @ofoghroydad | 2 343 |
| 8 | به صلیب صدا مصلوبم ای دوست
تو گَمان مَبری مغلوبم ای دوست
به گناهِ صدا با جُرم گفتن
اگه روی صلیب ویرون شدم من
شَرَفِ نَفَسِ من، اگه شد قفس من، به سکوت تن ندادم، تا نمیرم بیکفن..
آزاده باش هموطن، همه جا 🍸
(آزادگی با میل به قربانی شدن یکی نیست.) | 2 234 |
| 9 | آیا طول عمر صدساله والدین به فرزندان هم منتقل میشود؟
افرادی که تا ۱۰۰ سالگی یا بیشتر زندگی میکنند، یعنی صدسالهها (Centenarians)، تنها حدود ۰٫۰۱ درصد جمعیت جهان را تشکیل میدهند. سالهاست دانشمندان تلاش میکنند بفهمند چه عواملی به این طول عمر استثنایی کمک میکنند و آیا این ویژگی به نسل بعد نیز منتقل میشود یا خیر.
در پژوهشی جدید، دانشمندان دادههای سه پژوهش طولی را بررسی کردند. این بررسی شامل بیش از ۲۳۰۰ فرزند افراد صدساله و بیش از ۱۷۰۰ فرد در گروه کنترل بود؛ یعنی افرادی که والدینشان طول عمر استثنایی نداشتند. هدف این بود که مشخص شود آیا فرزندان صدسالهها نیز از سلامت بهتر و طول عمر بیشتر برخوردارند و نقش ژنتیک در این موضوع چقدر است.
نتایج در هر سه گروه پژوهش بسیار مشابه بود. فرزندان افراد صدساله در مقایسه با گروه کنترل، خطر مرگ، بیماریهای قلبیعروقی و فشار خون بالا کمتری داشتند. خطر ابتلا به فشار خون بالا در آنها حدود ۳۲ درصد کمتر، خطر بیماریهای قلبیعروقی ۳۳ درصد کمتر و خطر مرگ ۴۲ درصد کمتر بود. در دو گروه نیز کاهش خطر سکته مغزی مشاهده شد.
این افراد نهتنها کمتر به برخی بیماریهای مرتبط با افزایش سن مبتلا میشدند، بلکه شروع بیماری نیز در سنین بالاتری رخ میداد. برای مثال، فشار خون بالا بهطور میانگین حدود پنج سال دیرتر و مرگ حدود سه سال دیرتر از گروه کنترل اتفاق افتاده بود.
با این حال، خطر ابتلا به سرطان در فرزندان صدسالهها بهطور معناداری کمتر نبود. پژوهشگران احتمال میدهند این افراد ممکن است در برابر پیامدهای سرطان مقاومت بیشتری داشته باشند، حتی اگر میزان بروز سرطان در آنها کاهش نیافته باشد.
نکته مهم این است که تفاوتها فقط با سبک زندگی توضیح داده نمیشوند. حتی پس از در نظر گرفتن عواملی مانند رژیم غذایی، سطح تحصیلات، وضعیت اقتصادی و مصرف دخانیات، مزیت سلامتی فرزندان صدسالهها همچنان دیده شد.
بنابراین، یافتهها نشان میدهند طول عمر استثنایی تا حدی در خانوادهها تجمع دارد و احتمالا عوامل ژنتیکی و زیستی در آن نقش دارند. البته این به معنای تضمین عمر طولانی برای فرزندان افراد صدساله نیست؛ سبک زندگی سالم همچنان برای حفظ سلامت و افزایش طول عمر اهمیت زیادی دارد.
🚀 @Ofoghroydad
🔗 JAMAnetwork | 2 198 |
| 10 | غمگینه؛ اما موزیک فوق العادهای داره از نظرم به ویژه بخش نهایی. | 2 578 |
| 11 | دانشمندان در تلاشاند مشخص کنند «معکوس کردن پیری» واقعا یعنی چه
تصور کنید ۵۰ سالهاید و آزمایشی به شما میگوید سن زیستیتان به ۴۵ سال کاهش یافته است. اگر همزمان قدرت عضلاتتان بیشتر شده، راحتتر حرکت میکنید و حافظهتان نیز بهتر شده است، آیا میتوان گفت پنج سال از عمر زیستی شما به عقب برگشته است؟
این پرسشی است که با ورود درمانهای هدفگرفته به فرایند پیری به مطالعاتِ انسانی، دیگر صرفا یک بحث نظری نیست. پژوهشگران اکنون باید دقیقا مشخص کنند که چه چیزی را باید اندازه بگیرند تا بتوانند ادعا کنند یک مداخله واقعا پیری را معکوس کرده است.
در مقالهای که پژوهشگرانی از جمله جسی پوگانیک از دانشکده پزشکی هاروارد و وادیم گلادیشف در مجله Cell Metabolism منتشر کردهاند، تلاش شده چارچوب دقیقتری برای پاسخ به این پرسش ارائه شود.
نخست باید میان سن تقویمی و سن زیستی تفاوت گذاشت. سن تقویمی همان عددی است که از تاریخ تولد به دست میآید، اما سن زیستی بر اساس تغییراتی در بدن تخمین زده میشود؛ برای مثال تغییرات مولکولی و سلولی که معمولا با افزایش سن همراه هستند.
اگر یک نشانگر زیستی معتبر پس از یک مداخله از الگویی شبیه افراد مسنتر، به الگویی شبیه افراد جوانتر تغییر کند، میتوان گفت آن نشانگر معادل چند سال به سمت وضعیت جوانتر تغییر کرده است. اما این الزاما به معنای آن نیست که خود انسان واقعا جوانتر شده است.
پوگانیک بر همین تفاوت تاکید میکند. به گفته او، میتوان گفت سن زیستی ارزیابیشده توسط این نشانگر معادل پنج سال معکوس شده است، اما این با ادعای معکوس شدن خودِ فرایند پیری تفاوت دارد. پیری یک فرایند پیچیده و چندبعدی است و نمیتوان تنها با تغییر یک عدد آزمایشگاهی نتیجه گرفت که کل این فرایند به عقب برگشته است.
مشکل دیگری هم وجود دارد؛ اینکه بسیاری از ابزارهای سن زیستی برای پژوهش جمعیتهای بزرگ طراحی و اعتبارسنجی شدهاند، نه برای اینکه بتوانند با اطمینان وضعیت یک فرد خاص را تعیین کنند. بنابراین پایین آمدن عدد یک ساعت زیستی لزوما به این معنا نیست که بدن آن فرد واقعا به همان اندازه جوانتر شده است.
حتی انتخاب نوع ساعت زیستی نیز میتواند نتیجه را تغییر دهد.
برای نمونه، در پژوهش بزرگ CALERIE، افراد بهطور رندوم به دو گروه تقسیم شدند؛ گروهی میزان دریافت کالری خود را کاهش دادند و گروه دیگر رژیم معمول خود را ادامه دادند. پس از دو سال، یکی از ابزارهای اندازهگیری به نام DunedinPACE کاهش اندکی در سرعت برآوردشده پیری را نشان داد، اما دو شاخص دیگر، PhenoAge و GrimAge، تغییر معناداری در سن زیستی پیدا نکردند.
این یافته نشان میدهد که هنوز یک معیار واحد و قطعی برای اندازهگیری سن زیستی نداریم. یک مداخله ممکن است در یک نشانگر اثر بگذارد و در نشانگر دیگری نه.
به همین دلیل پژوهشگران میگویند برای تشخیص جوانسازی واقعی، نباید فقط به مولکولها و اعداد آزمایشگاهی نگاه کرد. باید دید بدن واقعا چه وضعیتی پیدا کرده است.
اگر فردی بعد از یک درمان، الگوی مولکولی جوانتری داشته باشد اما قدرت عضلانی، توانایی حرکت یا عملکرد شناختیاش هیچ تغییری نکرده باشد، هنوز دلیل کافی برای اینکه بگوییم بدن او جوانتر شده نداریم. برعکس، افزایش قدرت عضلانی بهتنهایی نیز اثبات جوانسازی نیست؛ ممکن است فرد صرفا در اثر تمرین ورزشی قویتر شده باشد، بدون اینکه فرایندهای بنیادی پیری تغییر کرده باشند.
بنابراین تصویری که پژوهشگران به دنبال آن هستند، ترکیبی است؛ تغییرات مولکولی باید با بهبود واقعی عملکرد بدن همراه شوند.
این بهبود نیز باید پایدار باشد. اگر نتیجه فقط بلافاصله پس از درمان دیده شود و چند هفته بعد از بین برود، نمیتوان بهسادگی آن را جوانسازی پایدار دانست.
پژوهشگران همچنین باید مطمئن شوند که نتیجه حاصل یک نوسان آماری یا یک خطای اندازهگیری نیست. یکی از مشکلات شناختهشده در این زمینه بازگشت به میانگین است. برای مثال ممکن است آزمایش اول فرد بهطور رندوم غیرعادی باشد و آزمایش دوم صرفا به مقدار معمول او نزدیک شود؛ بدون اینکه هیچ تغییر واقعی در فرایند پیری رخ داده باشد.
به همین دلیل، یک نتیجه قانعکننده باید چند آزمون را پشت سر بگذارد؛ همان شاخص باید قبل و بعد از مداخله اندازهگیری شود، تغییر باید پس از پایان درمان نیز باقی بماند و بهتر است با یک روش مستقل دیگر نیز تکرار شود.
در نهایت، اگر روزی یک درمان بتواند همزمان الگوهای مولکولی مرتبط با سن را به سمت وضعیت جوانتر ببرد، عملکرد جسمی و شناختی را بهبود دهد و این تغییرات را در طول زمان حفظ کند، آن وقت شواهد بسیار قدرتمندتری برای جوانسازی زیستی خواهیم داشت.
بنابراین شاید مهمترین نکته این باشد که جوانتر شدن یک عدد روی برگه آزمایش، با جوانتر شدن یک انسان تفاوت دارد.
علم پیری اکنون در حال حرکت از پرسش ساده آیا میتوان سن زیستی را پایین آورد؟ به پرسش بسیار سختتری است؛ اینکه آیا میتوان خودِ زیستشناسی پیری را به شکلی پایدار تغییر داد و این تغییر را در عملکرد واقعی بدن نیز مشاهده کرد؟
پاسخ این پرسش هنوز مشخص نیست؛ اما با آغاز پژوهشهای انسانی روی مداخلات ضدپیری، برای نخستین بار داریم به مرحلهای نزدیک میشویم که میتوان این ادعاها را با معیارهای دقیقتر آزمایش کرد.
🚀 @ofoghroydad
🔗Cell Metabolism
همه مطالب ما از ۲۰۱۵، از گزارشهای تحقیقات علمی در مورد "کند کردن روند پیری یا معکوس و متوقف کردن پیری" | 2 393 |
| 12 | سخنگوی دولت: نرخ سوم بنزین از پسفردا به ۱۰ هزار تومان افزایش مییابد
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، میگوید نرخ بنزین با کارت جایگاه سوخت که به نرخ سوم بنزین (بعد از سهمیه ۱۵۰۰ و ۳ هزار تومانی) مشهور است، از بامداد سهشنبه ۱۷ شهریور به ۱۰ هزار تومان افزایش خواهد یافت.
قیمت فعلی بنزین با کارت جایگاه پنج هزار تومان است.
به گفته سخنگوی دولت، سهمیه ۶۰ لیتر بنزین ۱۵۰۰ تومان و ۵۰ لیتر بنزین ۳۰۰۰ تومان همچنان بدون تغییر میماند.
به گفته خانم مهاجرانی، فزایش قیمت نرخ کارت جایگاه صرف معیشت مردم خواهد شد.
🚀 @ofoghroydad
فکر میکنم این پول صرف سه کار میشود؛ نه منظم، بلکه بسته به اینکه هر بار کدام اولویت دارد:
۱. بازساز نظامی
۲. حقوق نظامیها
۳. سبد کالا
البته که این پول از جیب مردم کافی نیست؛ ولی آب باریکهای برای رژیم است. | 2 463 |
| 13 | منشا حیات؛ یکی از محبوبترین فرضیهها با یک مقالهی دیدگاهی به چالش کشیده شد
برای نزدیک به نیم قرن، چشمههای گرمابی اعماق اقیانوس یکی از جدیترین نامزدها برای زادگاه نخستین حیات روی زمین بودهاند.
محیطی تاریک و گرم، سرشار از هیدروژن و دارای اختلافهای شیمیایی ـ بهویژه اختلاف در غلظت پروتونها ـ که میتوانست منبعی برای تامین انرژی واکنشهای شیمیایی باشد. چیزی شبیه یک باتری طبیعی که شاید میتوانسته انرژی لازم برای نخستین واکنشهای پیشازنده را فراهم کند.
اما یک مقاله جدید میگوید شاید این تصویر، بیش از آنکه بر شیمی واقعی زمین جوان متکی باشد، بر مجموعهای از فرضیات قدیمی بنا شده باشد.
بنجامین توتولو، ژئوشیمیدان دانشگاه کلگری، در این مقاله استدلال میکند که سناریوهای مربوط به چشمههای گرمابی قلیایی با دانستههای امروزی ما درباره شیمی اقیانوسهای باستانی و خود این چشمهها سازگاری کافی ندارند.
او حتی نتیجه میگیرد که این فرضیهها باید عملا به میز طراحی برگردند.
یکی از مشکلات اصلی، قلیاییبودن چشمهها است. در مدل مشهور چشمه گرمابی قلیایی، اختلاف اسیدیته میان آب اقیانوس و سیال قلیایی خارجشده از چشمه، یک شیب پروتونی ایجاد میکند؛ شیبی که میتوانسته مانند یک باتری طبیعی، انرژی لازم برای پیشبرد واکنشهای شیمیایی را فراهم کند.
اما توتولو میگوید بخش مهمی از این تصویر بر اندازهگیریهایی استوار بوده که از سیالات چشمه پس از رسیدن به سطح و سردشدن به دست آمدهاند. در دما و فشار واقعی اعماق اقیانوس، این سیالات الزاما هم آنقدر قلیایی نیستند که مدلهای اولیه فرض میکردند.
مشکل دوم، گوگرد است.
بسیاری از سناریوهای منشا حیات در چشمههای گرمابی، برای کانیهای سولفیدی و شیمی گوگردی نقش مهمی در شکلگیری متابولیسمهای اولیه قائلاند. اما بر اساس بازسازیهای جدیدتر از محیط زمین در نزدیک به چهار میلیارد سال پیش، توتولو استدلال میکند که سیالات قلیایی، سنگهای میزبان آنها و اقیانوسهای باستانی احتمالا بسیار فقیرتر از گوگردی بودهاند که برخی از این مدلها نیاز دارند.
این انتقاد البته به معنای رد شدن فرضیه منشا حیات در چشمههای گرمابی نیست. نکته مهم همینجاست.
این یک مقاله دیدگاهی و چالشبرانگیز است؛ حتی در سال ۲۰۲۶ نیز مرورهای علمی همچنان چشمههای گرمابی اعماق دریا را یکی از فرضیههای معتبر در پژوهش منشا حیات میدانند. بنابراین تیتر فرضیه اصلی رد شد بیش از اندازه قطعی خواهد بود که من هم استفاده نکردم؛ آنچه واقعا رخ داده، یک نقد جدی به برخی نسخههای مشخص از فرضیه چشمههای گرمابی، بهویژه مدلهای چشمه قلیایی، است.
پس حیات کجا آغاز شد؟
توتولو جایگزین جالبی پیشنهاد میکند؛ حوضچهها و دریاچههای سطحی که بهطور دورهای تبخیر میشدند.
این محیطها یک مزیت مهم دارند که اعماق اقیانوس فاقد آن است؛ یعنی همان چرخه تغلیظ و رقیقشدن.
وقتی آب یک حوضچه تبخیر میشود، مواد شیمیایی محلول بهتدریج غلیظ میشوند.
چنین چرخههایی میتوانند به تشکیل و تجمع مولکولهای پیچیده کمک کنند؛ مولکولهایی که بعدها در مسیر شکلگیری سامانههای شیمیایی خودتکثیرشونده و در نهایت حیات اهمیت پیدا کردند.
پژوهشهای آزمایشگاهی نیز نشان دادهاند که برخی از پیشسازهای مهم RNA، پروتئینها و لیپیدها میتوانند در محیطهای آبیِ سطحی و چرخههای تبخیر تشکیل شوند.
اما این سناریو هم هنوز با یک مشکل بزرگ روبهروست؛ چون هنوز نمیدانیم دقیقا چگونه از شیمی غیرزنده به نخستین سامانه واقعا زنده رسیدیم.
و شاید مهمترین پیام این مقاله هم همین باشد.
مسئله منشا حیات هنوز یک معمای حلشده نیست که فقط باید محل وقوع آن را پیدا کنیم.
اینجا ما با مجموعهای از فرآیندهای شیمیایی احتمالی روبهرو هستیم و باید ببینیم کدام محیط طبیعی میتوانسته همزمان انرژی، مواد اولیه، غلظت مناسب، چرخههای شیمیایی و شرایط لازم برای عبور از شیمی ساده به سامانههای پیچیدهتر را فراهم کند.
حتی برای جستوجوی حیات فرازمینی هم این بحث اهمیت دارد. اگر چشمههای گرمابی واقعا نامزد ضعیفتری از آنچه تصور میشد باشند، شاید در جستوجوی حیات در مریخ یا قمرهای یخی، نباید صرفا به دنبال آثار فعالیتهای گرمابی باشیم.
دریاچههای تبخیری و محیطهای سطحیِ گذرا نیز میتوانند اهداف بسیار مهمی باشند.
البته هنوز زود است که برنده را اعلام کنیم.
چشمه گرمابی، حوضچه تبخیری، یخ، سطوح معدنی یا حتی ترکیبی از چند محیط مختلف؟
چهار میلیارد سال بعد، هنوز نمیدانیم نخستین جرقه حیات دقیقا کجا زده شد. اما این مقاله یک یادآوری مهم است؛ اینکه در علم، حتی مشهورترین داستانها هم وقتی شواهد و یا استدلالهای تازه با آنها ناسازگار میشوند، مصون از بازبینی نیستند.
سام آریامنش / ۳ سپتامبر
🚀 @ofoghroydad
🔗PNAS | 2 594 |
| 14 | در یک مورد چه شانسی آوردیم!
از یک نظر خوب شد که دههها از زندگی خودم را بدون هوش مصنوعی گذراندم. اطلاعات خودم را با مقاله، کتاب و بحث بالا کشیدم و اکنون که روش تحقیق، تحلیل و پرسش را بلدم، به دریایی از اطلاعات به نام هوش مصنوعی وصل شدهام(این احتمالا حرف بسیاری از شما نیز هست).
نسلی که در راه است، یعنی زیر ۱۸ سالهها، به دریایی از اطلاعات یعنی هوش مصنوعی وصل است، اما یک چیز اضافه هم دارد: یکی دیگر به جای آنها تحلیل میکند، استدلال میکند.
احتمالا بسیاری از آنها کلهپوک شوند. شاید وقتی به سن ما برسند، از ما بیشتر بدانند، ولی کلهپوک خواهند بود؛ چون در تمام این مسیر، اغلب هوش مصنوعی به جای آنها تحلیل و استدلال کرده و به جای آنها فکر کرده است. درست برخلاف ما.
سالها سوال را دقیق کنیم؛ منبع پیدا کنیم؛ متن سخت بخوانیم؛ تناقضها را ببینیم؛ استدلال را بازسازی کنیم؛ اشتباه کنیم و اصلاح کنیم؛ و مهمتر از همه، با ندانستن و ابهام دستوپنجه نرم کنیم. این ما بودیم.
اینها کارهایی است که ما مرتبا انجام دادیم.
بعد از شکلگیری این عضلات شناختی، حالا هوش مصنوعی برای ما شبیه یک تقویتکننده عمل میکند.
اما این نسل ویژهی در راه، تقریبا نیازی به این کارها ندارد.
هنگامی که کسی از کودکی عادت کند هر بار که با مسئلهای مواجه شد، فرایند تولید پاسخ را به AI واگذار کند، ممکن است محصول نهایی را داشته باشد، بدون اینکه فرایند تولید آن محصول را بهخوبی یاد گرفته باشد.
ما سالها فرایند را خودمان با مغز انجام میدادیم. اینها تقریبا نیازی ندارند و به هوش مصنوعی میسپارند.
و این تفاوت بسیار مهم است؛ دانستن پاسخ با توانایی رسیدن مستقل به پاسخ یکی نیست.
توهم شایستگی هم بماند. چون پاسخهایی که دریافت میکنند پیچیده، منسجم و حرفهایاند، احساس میکنند خودشان هم آن سطح از فهم را دارند؛ درحالیکه بخشی از آن توانایی متعلق به سیستم بیرونی است.
ببینید، اگر AI را بهعنوان معلم سقراطی استفاده کنند، نه ماشین پاسخگو، و این فرایند دو طرفه رخ بدهد: «اول خودت استدلال کن.» «شواهدت چیست؟» «اگر این فرض غلط باشد چه؟» «قویترین استدلال مخالف چیست؟» «حالا پاسخ خودت را نقد کن؟» در چنین حالتی شاید نسل بعدی نهتنها بیشتر بداند، بلکه بهتر فکر کند.
ولی این تقریبا غیرممکن است که فرزندان شما چنین کنند، مگر اینکه هوش مصنوعی مخصوص کودکان ساخته شود یا دسترسی تا سنی ممنوع یا محدود شود.
وگرنه اگر قرار باشد تمام مدت، از مثلا ۱۰ سالگی تا آخر عمر، هوش مصنوعی به جای اینها فکر کند و استدلال کند و کارهای بالا را انجام دهد، پس چه انتظاری دارید جز اینکه بنویسم نسل کلهپوکی در راه است؟
ما شانس آوردیم که هوش مصنوعی درست بهموقع به ما رسید. تقریبا تا حدی پخته شدهایم، حالا به دریایی از دانش به صورت هوش وصنوعی وصل شدهایم و تازه ما میدانیم که چگونه بپرسیم و بحث کنیم و به پاسخ برسیم.
مسئله خود AI نیست؛ هیچگاه نبوده است. مسئله این است که چه بخشهایی از فرایند شناخت را به ماشین میسپاریم.
آنها همه بخشها را خواهند سپرد. چون نمیدانند چگونه استفاده کنند؛ چون اکنون کودک هستند و بهویژه در فضای مجازی میخواهند خودی نشان بدهند. تا آموزش و پرورش و قوانین خودشان را جمع کنند و موضوع را درست کنند، نسل کلهپوکی ساخته شده است. نسل بعدش شاید بهتر باشد.
من هر روز ارسطو، سقراط، نیچه، انیشتین و هاوکینگ را در گروهها میبینیم؛ فقط ۱۴، ۱۵، ۱۶، ۱۷، ۱۸، ۱۹ و ۲۰ ساله هستند و کلهپوک.
نوشتههایی عمیق و منسجم، استدلالهایی پخته، که کار خودشان نیست و هیچچیز از آن نمیفهمند؛ چون یکی دیگر به جای آنها پردازش کرده است(این حرفهای من باعث میشود به شما هم احساس بدی دست بدهد چون فکر میکنید بقیه در مورد شما هم که از ماشین استفاده میکنید اینطور فکر میکند؛ ولی من حداقل در مورد شما اینطور فکر نمیکنم، منظورم آدمهای دستکم بالای ۲۰ سال است).
برخلاف نسل ما که سالها آزمون و خطا کرد،
سالها با انسان در گروهها بحث میکردیم، این روزها گاهی ماشینهایی ۱۷، ۱۸ ساله هم میبینیم!
اگر ماشین همیشه به جای کودک فکر کند، کودک ممکن است در استفاده از فکر ماشین بسیار ماهر شود، بدون اینکه در فکر کردن مستقل ماهر شده باشد.
یک کاری کنید! یک فکری به حال این نسل کنید.
من و شما شانس آوردیم! نسل ما یک امتیاز تاریخی عجیب دارد؛ اینکه هم جهانِ بدون AI را تجربه کرده، هم جهانِ AI را.
بنابراین میتوانیم تفاوت میان فکر کردن و دریافت فکرِ آماده را با پوست و استخوان بفهمیم.
نسلهای بعد ممکن است این مرز را به همان وضوح احساس نکنند.
حتی کپی پیستهای شما بزرگسالان از هوش مصنوعی با آنها فرق دارد، بیشتر ما میفهمیم، سالها زمان صرف کردهایم و این کپی پیستها معمولا محصول سالهاست، و برای صرفهجویی، ولی آنها فرصت فهمیدن نداشتهاند، چون هنوز کودک هستند. تجربه نداشتهاند، مستقیم در حالی که هنوز نزدیک به صفر هستند به مغزی که به جای آنها فکر میکند وصل شدهاند.
دو نفر ممکن است دقیقا یک متن AI را کپی کنند، اما وضعیت شناختیشان کاملا متفاوت باشد.
خلاصه اینکه اگر اتفاقی نیافتد نسل کله پوکی در راه است.
سام آریامنش
🚀 @ofoghroydad
مگر چند والدین آگاه هستند که این موضوع را مدیریت کنند تا فرزندشان چنین نشود! احتمالا در تمام دنیا بسیار کم. باید کاری کرد تا دیر نشده و دستکم یک نسل از دست نرود. | 3 313 |
| 15 | چرا نوزادان برای والدین بوی بهتری از نوجوانان دارند؟
یک پژوهش بینالمللی درباره بوی بدن کودکان نشان داده است که رابطه والدین با بوی فرزندشان با افزایش سن تغییر میکند؛ نوزادان و کودکان خردسال معمولا بوی بسیار خوشایندی برای والدین دارند، اما این ترجیح در دوران بلوغ بهطور محسوسی کاهش مییابد.
این پژوهش ابتدا در سال ۲۰۱۷ با مشارکت ۲۵۵ مادر و پدر انجام شد. از والدین خواسته شد بوی بدن فرزند خود را ارزیابی کنند و آن را با بوی بدن شریک زندگیشان مقایسه کنند. بیشتر والدین بوی نوزاد و کودک خردسال خود را بسیار دلپذیر توصیف کردند. با افزایش سن کودک، این ترجیح کاهش پیدا کرد و این تغییر ارتباط مستقیمی با کیفیت رابطه عاطفی والدین و فرزند نداشت.
در پژوهشهای بعدی، پژوهشگران نمونههای بوی بدن بیش از ۳۰۰ کودک در سنین مختلف را جمعآوری کردند و آنها را در اختیار والدین و افراد بدون فرزند قرار دادند. در برخی آزمایشها نیز از تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI) برای بررسی واکنش مغز به این بوها استفاده شد.
نتایج نشان میدهد بوی بدن نوزاد میتواند بخشهایی از سامانه پاداش و لذت مغز را فعال کند. این واکنش ممکن است بخشی از سازوکار زیستی باشد که به شکلگیری رفتار مراقبتی والدین نسبت به نوزاد کمک میکند؛ پدیدهای که از نظر مفهومی با الگوی کودکانه یا Kindchenschema، یعنی جذابیت ویژگیهای ظاهری نوزادان، ارتباط دارد.
اما با آغاز بلوغ، وضعیت تغییر میکند. والدین در تشخیص نوجوان خود از روی بو دشواری بیشتری پیدا میکنند و در برخی موارد حتی واکنش منفی نسبت به بوی بدن فرزند نشان میدهند. این تغییر میتواند با دگرگونیهای شیمیایی و هورمونی بدن در دوران بلوغ مرتبط باشد. جالب آنکه پس از پایان بلوغ، والدین دوباره تا حد بیشتری به بوی بدن فرزند خود عادت میکنند و ترجیح بوی او بازمیگردد.
این یافتهها نشان میدهد بوی بدن انسان تنها یک ویژگی فیزیولوژیک نیست، بلکه میتواند اطلاعات اجتماعی و زیستی منتقل کند و بر نحوه تعامل افراد اثر بگذارد. به بیان ساده، تغییر بوی بدن در دوران رشد ممکن است بخشی از تغییرات طبیعی رابطه والد و فرزند باشد؛ هرچند این موضوع به معنای کاهش علاقه یا محبت والدین به نوجوان نیست.
این گروه از پژوهشگران در سال ۲۰۲۶ برای این پژوهش، جایزه Ig Nobel را دریافت کردند؛ جایزهای که به پژوهشهای علمی غیرمعمول و کنجکاویبرانگیز تعلق میگیرد و هدف آن این است که ابتدا مخاطب را بخنداند و سپس به فکر وادارد.
🚀 @Ofoghroydad
🔗 Phys | 3 126 |
| 16 | No text... | 1 320 |
| 17 | No text... | 976 |
| 18 | چخبره امروز | 373 |
| 19 | پرتاب موشک
۱۹:۱۲
از اصفهان | 1 013 |
| 20 | فکر کنم با این فرمان، انقلاب هوش مصنوعی علیه انسان، سریعتر از انقلاب مردم ایران علیه رژیم رقم بخورد!!! | 3 319 |
