en
Feedback
محمود فرجامی

محمود فرجامی

Open in Telegram

نوشته‌ها، عکس‌ها، شوخی‌ها و تجربه‌های محمود فرجامی. برای ارتباط مستقیم با من از این شناسه استفاده کنید لطفا @MahmudFarjami

Show more
6 871
Subscribers
-224 hours
-77 days
+1530 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+26
in 1 channels
August '26
+122
in 3 channels
Get PRO
July '26
+82
in 1 channels
Get PRO
June '26
+157
in 7 channels
Get PRO
May '26
+54
in 3 channels
Get PRO
April '26
+76
in 2 channels
Get PRO
March '26
+30
in 2 channels
Get PRO
February '26
+678
in 6 channels
Get PRO
January '26
+522
in 0 channels
Get PRO
December '25
+38
in 2 channels
Get PRO
November '25
+48
in 1 channels
Get PRO
October '25
+45
in 1 channels
Get PRO
September '25
+33
in 2 channels
Get PRO
August '25
+64
in 8 channels
Get PRO
July '25
+115
in 4 channels
Get PRO
June '25
+979
in 17 channels
Get PRO
May '25
+74
in 9 channels
Get PRO
April '25
+49
in 1 channels
Get PRO
March '25
+39
in 4 channels
Get PRO
February '25
+27
in 3 channels
Get PRO
January '25
+93
in 13 channels
Get PRO
December '24
+88
in 7 channels
Get PRO
November '24
+52
in 3 channels
Get PRO
October '24
+146
in 19 channels
Get PRO
September '24
+58
in 5 channels
Get PRO
August '24
+100
in 6 channels
Get PRO
July '24
+196
in 12 channels
Get PRO
June '24
+273
in 12 channels
Get PRO
May '24
+56
in 4 channels
Get PRO
April '24
+78
in 7 channels
Get PRO
March '24
+36
in 4 channels
Get PRO
February '24
+56
in 7 channels
Get PRO
January '24
+119
in 13 channels
Get PRO
December '23
+69
in 5 channels
Get PRO
November '23
+228
in 17 channels
Get PRO
October '23
+502
in 14 channels
Get PRO
September '23
+88
in 0 channels
Get PRO
August '23
+85
in 0 channels
Get PRO
July '23
+33
in 0 channels
Get PRO
June '23
+110
in 0 channels
Get PRO
May '23
+128
in 0 channels
Get PRO
April '23
+230
in 0 channels
Get PRO
March '23
+139
in 0 channels
Get PRO
February '23
+180
in 0 channels
Get PRO
January '23
+319
in 0 channels
Get PRO
December '22
+59
in 0 channels
Get PRO
November '22
+463
in 0 channels
Get PRO
October '22
+394
in 0 channels
Get PRO
September '22
+131
in 0 channels
Get PRO
August '22
+50
in 0 channels
Get PRO
July '22
+46
in 0 channels
Get PRO
June '22
+96
in 0 channels
Get PRO
May '22
+258
in 0 channels
Get PRO
April '22
+140
in 0 channels
Get PRO
March '22
+453
in 0 channels
Get PRO
February '22
+73
in 0 channels
Get PRO
January '22
+99
in 0 channels
Get PRO
December '21
+198
in 0 channels
Get PRO
November '21
+59
in 0 channels
Get PRO
October '21
+59
in 0 channels
Get PRO
September '21
+27
in 0 channels
Get PRO
August '21
+162
in 0 channels
Get PRO
July '21
+23
in 0 channels
Get PRO
June '21
+52
in 0 channels
Get PRO
May '21
+159
in 0 channels
Get PRO
April '21
+388
in 0 channels
Get PRO
March '21
+82
in 0 channels
Get PRO
February '21
+68
in 0 channels
Get PRO
January '21
+287
in 0 channels
Get PRO
December '20
+2 775
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
08 September0
07 September+1
06 September+3
05 September+2
04 September+2
03 September+5
02 September+7
01 September+6
Channel Posts
پرسشی از دوستان خارج‌نشین شما کدام گروه‌های تلگرامی را برای اطلاع‌رسانیِ دوره‌های آموزشی و برنامه‌های فرهنگی به فارسی‌زبانان خارج از ایران پیشنهاد می‌کنید؟ بیشتر دنبال گروه‌ها و کانال‌های مورد اطمینان و خوشنام می‌گردم که ممکن است کم‌شناخته یا دارای مخاطبان محدود باشند. با این خصوصیت حتی یک کانال تلگرام شخصی یا برای مخاطبان محلی هم خوبست. متشکر می‌شوم کامنت بگذارید یا خصوصی برایم بنویسید. 🙏🏻

2
ضیا نبوی، فعال سیاسی و زندانی سابق: ‌ در جنگ ۱۲ روزه وقتی زندان اوین بمباران شد، خیلی از ما حتی قبل شنیدن خبر، ویدیویی را دیدیم که نشان می داد سر در زندان اوین مورد اصابت موشک قرار گرفته. ویدیویی که بلافاصله و با فاصله چند دقیقه بعد بمباران دست به دست شد و نشان می داد که بر اثر اصابت موشکی فقط و فقط، در زندان از جا کنده می شود. یک کار تر و تمیز که احتمالا قرار است زمینه فرار زندانیان را فراهم کند. راستش نمی‌دانم چه تعداد از کسانی که آن تصویر را دیدند بعدها متوجه شدند که ساخته هوش مصنوعی بوده و حتی قبل بمباران منتشر شده، اما خب اعتراف می‌کنم که خودم هم تا مدتها (علیرغم آنکه همان ابتدا متوجه واقعی نبودن فیلم شدم) بمباران اوین را با همان تصویر به ذهن سپرده بودم. ‌ بعدها البته تصاویر زیادی از آن فاجعه در رسانه ها آمد اما اثر هیچکدام آنطور نبود که خودم دو ماه بعد واقعیت را با چشم خودم دیدم. یعنی لحظه ورود به زندان اوین که با ویرانی ساختمان ها در همان ابتدا مواجه شدم. به معنای دقیق کلمه زندان را شخم زده بودند! شاید مخاطب نداند که تقریبا از هر ده نفر کشته آن جنگ، یک نفرش متعلق به بمباران زندان اوین بود. از زندانی تا خانواده زندانی، تا کارمندان مددکاری و بهداری یا سرباز وظیفه و یا مسئولین زندان. ‌ نکته ترسناک ماجرا جدای از همه آن کشته ها برای من آنجا بود که تقریبا مطمئن بودم آن ویدیوی حمله به اوین، ساخته همان کسی است که دستور بمباران را داده است. ‌ یعنی آن تیمی که برنامه بمباران را ریختند (و خوب می دانستند که این بمباران تلفات زیادی هم خواهد داشت) نیاز داشتند که تصویر خودشان از این جنایت را ذهن مخاطب بنشانند. اینکه هم بکشند هم تصویر نجات دهنده را از خودشان بسازند. ‌ راستش دیشب همان لحظات اولی که خبر بمباران عروسی در سیریک به رسانه ها آمد، پیج های اینستاگرامی ناشناس زیادی را دیدم که نوشته بودند این اثر برخورد اشتباه موشک خودی بوده و باز هم به یاد آن ویدیوی کذایی زدن سر در اوین افتادم. ‌
3 131
3
کارگاه خودکاوی فلسفی ✍️وقتی زندگی دیگر مثل گذشته بدیهی و معنادار به نظر نمی‌رسد، چگونه باید ادامه داد؟ رنجهای ناشی از مصائبی
کارگاه خودکاوی فلسفی ✍️وقتی زندگی دیگر مثل گذشته بدیهی و معنادار به نظر نمی‌رسد، چگونه باید ادامه داد؟ رنجهای ناشی از مصائبی چون جنگ، فقر، مرگ عزیزان... را چگونه می‌توان تحمل کرد؟ چطور میان رفتن و ماندن تصمیم بگیریم؟ آیا فرزندی به جهانی نامطمئن بیاوریم؟ تنهایی، شرم و نگاه دیگران چه اثری بر انتخاب‌های ما دارند؟ 📌در «کارگاه خودکاوی فلسفی» با تدریس سروش دباغ، این پرسش‌ها را با نگاهی فلسفی و با بهره‌گیری از روان‌شناسی اگزیستانسیال بررسی می‌کنیم. 🖌 دکتر سروش دباغ، پژوهشگر فلسفه، نویسنده، مدرس فلسفه و روان‌درمانگر رسمی در کانادا است. 🔴این دوره به‌صورت کارگاهی برگزار می‌شود و در کنار مباحث نظری، فضایی برای گفت‌وگو، مشارکت هنرجویان، نوشتار تأملی و تمرین‌های فردی دارد. 📌جلسات در پلتفرم اختصاصی هنرستان برگزار می‌شوند و پس از برگزاری آنلاین، فایل‌ هر جلسه نیز در پنل هنرجویان قرار می‌گیرد تا بعداً امکان مشاهده دوباره آن را داشته باشند. 👈 ثبت‌نام برای فارسی‌زبانان داخل و خارج از ایران امکان‌پذیر است. 🔗مشاهده جزئیات و ثبت‌نام: https://honarestan.org/courses/129 پلتفرم آموزشی هنرستان وب‌سایت | یوتیوب | اینستاگرام |
1 678
4
کارگاه خودکاوی فلسفی ✍️وقتی زندگی دیگر مثل گذشته بدیهی و معنادار به نظر نمی‌رسد، چگونه باید ادامه داد؟ رنجهای ناشی از مصائبی
کارگاه خودکاوی فلسفی ✍️وقتی زندگی دیگر مثل گذشته بدیهی و معنادار به نظر نمی‌رسد، چگونه باید ادامه داد؟ رنجهای ناشی از مصائبی چون جنگ، فقر، مرگ عزیزان... را چگونه می‌توان تحمل کرد؟ چطور میان رفتن و ماندن تصمیم بگیریم؟ آیا فرزندی به جهانی نامطمئن بیاوریم؟ تنهایی، شرم و نگاه دیگران چه اثری بر انتخاب‌های ما دارند؟ 📌در «کارگاه خودکاوی فلسفی» با تدریس سروش دباغ، این پرسش‌ها را با نگاهی فلسفی و با بهره‌گیری از روان‌شناسی اگزیستانسیال بررسی می‌کنیم. 🖌سروش دباغ، پژوهشگر فلسفه، نویسنده، مترجم و مدرس فلسفه است. 🔴این دوره به‌صورت کارگاهی برگزار می‌شود و در کنار مباحث نظری، فضایی برای گفت‌وگو، مشارکت هنرجویان، نوشتار تأملی و تمرین‌های فردی دارد. 📌جلسات در پلتفرم اختصاصی هنرستان برگزار می‌شوند و پس از برگزاری آنلاین، فایل‌ هر جلسه نیز در پنل هنرجویان قرار می‌گیرد تا بعداً امکان مشاهده دوباره آن را داشته باشند. 👈 ثبت‌نام برای فارسی‌زبانان داخل و خارج از ایران امکان‌پذیر است. 🔗مشاهده جزئیات و ثبت‌نام: https://honarestan.org/courses/129 پلتفرم آموزشی هنرستان وب‌سایت | یوتیوب | اینستاگرام |
1
5
گفتگوباخبرآنلاین.mp3
2 201
6
کودک‌زامبی عزیز! با توجه به حمله امریکا به یک مجلس عروسی در سیریک و کشته و مجروح شدن ده‌ها ایرانی، یکی از گزینه‌های زیر را انتخاب نمایید: ۱. وسط عروسی لانچر پنهان کرده بودند. ۲. مهمانها از خودشون بودند. ۳. عروس یا داماد سردار سپاه بودند. ۴. کار خودشون بود. ۵. عوارض جانبی بود و هرجنگی به‌قول ایشون casualties داره. ۶. از کجا معلوم که حاصل این عروسی چند تا بچه نبود که یکی‌شون بعدا طرفدار نظام بشه؟ (البته تا همین عید امسال که اینا رفته‌ان ولی خب...) ۷. امکان نداره، آمریکا فقط به عروسی‌های عراق و افغانستان و سوریه حمله می‌کنه، ما آریایی هستیم.
4 412
7
چندی پیش مهمان سردبیران خبرآنلاین بودم و قرار بود درباره رسانه حرف بزنیم. اما همان اول کار عبدالجواد موسوی حرف دیاسپورا را پی
چندی پیش مهمان سردبیران خبرآنلاین بودم و قرار بود درباره رسانه حرف بزنیم. اما همان اول کار عبدالجواد موسوی حرف دیاسپورا را پیش کشید و رضا پهلوی و موضوعات خوش‌کلیک‌خور و وایرال‌شو. کاری که از یک بدمشهدی اصلا بعید نبود؛ اما خب بدمهشدی‌تر از او هم در اتاق حضور داشت و بحث را از هرکجا می‌انداختم به همین مسیر رسانه. یعنی چایی هم تعارف می‌کردند یک دقیقه بعد حرف نقش چای در رسانه و رسانه در صنعت چای بود! این گفتگو بین آقایان معزی و مهاجری و موسوی و فرجامی انجام شد (بله می‌دانم برای یک نفر نباید آقا به‌کار می‌بردم!). به نظرم بحث خوبی شد و چند جا هم البته از دست در رفت که تجربه نشان داده اتفاقا همان ازدست‌دررفتگان معمولا جذابتر و مفیدترند. از جمله ماجرای غریب و بسیار تامل‌برانگیز دزدی آرشیو رادیوتلویزیون ملی ایران و فروشش به مفت، و این سوال همیشگی اصحاب رسانه که چرا هیچگاه صدا و سیما (مالک رسمی و قانونی آن آرشیو عظیم) از رسانه‌هایی که آن گنجینه را غارت کردند و حتی روی آن پروپاگاندای ضد ایرانی سوار کردند شکایت نکرد. نسخه کامل این گفتگو را می‌توانید اینجا در یوتیوب خبرآنلاین ببینید. [یک نکته را هم دوست دارم بگویم درباره این عبارت «موجی» که من ناخواسته بکار بردم و متاسفانه در تیزر برنامه هم آمده: این حرف من ناظر به این بود که —همانطور که در گفتگو هم اشاره کردم— یک بار در فاصله بسیار نزدیک به حمله هوایی در فشم بودم و موج انفجار را کاملا احساس کردم، نه این که این واژه را عمومی و برای تحقیر بکار ببرم. با این‌حال نباید چه این واژه و چه حتی «روانی» را اینطوری و به شوخی بکار می‌بردم، سهوی بود و ازین بابت متاسفم.] محمود فرجامی
3 008
8
No text...
249
9
بردارم لایوی که پریروز گذاشتم را برای مادر پخش کرده و بعد هم باهاش مصاحبه کرده! جالب اینجاست که بعد از اینکه نسخه ضبط‌شده‌اش
بردارم لایوی که پریروز گذاشتم را برای مادر پخش کرده و بعد هم باهاش مصاحبه کرده! جالب اینجاست که بعد از اینکه نسخه ضبط‌شده‌اش منتشر شد پشیمان شدم و خواستم برش دارم. خیلی طولانی شده بود، تپق و مِن‌مِن زیاد داشت، تیشرتم مثل لباس حاملگی افتاده بود و خلاصه قشنگ نبود. یکهویی شد و اصلا وقتش هم خوب نبود. ظهر جمعه آخه؟ اون هم قبل از رفتن به یک جلسه رونمایی کتاب (که البته آدرس را هم اشتباهی رفتم و دیر شد...). خلاصه آمدم حذف کنم که دیدم کامنت و پیام خصوصی مرتبط با آن زیاد آمده، ظاهرا همان بی‌برنامگی صمیمیتش را زیادتر کرده، کظم حذف فرمودم! این ویدیو را هم نمی‌خواستم منتشر کنم و باور کنید یا نه، صرفا بخاطر همان کلمه «افتخار» که اصلا دوستش ندارم و خجالت می‌کشم و شوخی‌ش هم زشته (و اوصیکم که هیچوقت به هیچکس افتخار نکنید؛ خصوصا فرزندانتان!). با اینحال خیلی عناصر جالبی دارد و به نظر چند دوستی که دیدند احساس‌برانگیز است و عناصر جالبی توی تصویر هست که حیف است ثبت نشود: آن استکان چایی و نعلبکی، کاشی‌های آشپزخانه، کتری قدیمی آن بالا که تمام کودکی ما در محضرش گذشت، فنجانها، فضای آشپزخانه... و مامان... مادر عزیزم... که خب نمی‌دانم چه بگویم درباره‌اش. (ضمنا من با این نمایش خانگی لایوها واقعا من از هر گونه چاخان‌پاخان معافم. فحش و اینها که ابدا. مامان همیشه می‌گفت توی دهن هر بچه‌ای که حرف زشت بزند فلفل می‌ریزد.) پ.ن. لطفا از فوروراد یا انتشار این ویدیو پرهیز کنید. برای مخاطبان خودم است که یک صمیمت و درک متقابلی بین ما شکل گرفته. بچه‌های خوبی باشید فیلم مواجهه را هم می‌گذارم... محمود فرجامی
3 114
10
خب این هم ماجرای من. مثل همیشه سعی کردم با مخاطبانم صریح و صادق باشم. حتی‌المقدور هر پرسش چ کنجکاوی که در این مدت مطرح شده را پاسخ و توضیح دادم. البته تپق‌ها و پرچانگی‌های معمول باعث شد زمان صحبت زیاد شود ولی اگر با حسن‌نیت گوش بدهید چند تا نکته شنیدنی هم حتما تویش هست (بعد که یافتید بگویید خودم هم بدانم!). خیلی خلاصه این که بعد از ۱۵ سال و ۹ ماه و یک هفته و پنج روز، اندکی پیش از آغاز جنگ اخیر، برای همیشه به ایران برگشتم – و از کرده خود شادانم. عقاید و کنش و منشم همان است که در ده‌دوازده سال اخیر بوده. روی نوشتن و ترجمه و تولید محتوا و خصوصا تدریس در حوزه طنز و کمدی متمرکز خواهم بود. محمود فرجامی
4 150
11
بازگشت.mp3
141
12
♦️دیدار‌ چهاردم 📅دوشنبه ۹ شهریور محمود فرجامی 📍در کافه کتاب ققنوس منتظر شما هستیم: خیابان وصال شیرازی، پایین‌تر از تقاطع طا
♦️دیدار‌ چهاردم 📅دوشنبه ۹ شهریور محمود فرجامی 📍در کافه کتاب ققنوس منتظر شما هستیم: خیابان وصال شیرازی، پایین‌تر از تقاطع طالقانی، کوچه شفیعی ⏰ساعت ۱۹⁩ حضور برای همه آزاد و رایگان است⁩⁩⁩ 🦉@goftemaann
3 249
13
چهار صبحه. خوابم نمی‌بره. حالم خوبه. نسیم خنکی بر تهران و من می‌وزه. خوشحالم که اینجایم. صدایی در ذهنم می‌گه احساس می‌کنم هرگ
چهار صبحه. خوابم نمی‌بره. حالم خوبه. نسیم خنکی بر تهران و من می‌وزه. خوشحالم که اینجایم. صدایی در ذهنم می‌گه احساس می‌کنم هرگز نبوده قلب من اینگونه گرم و سرخ و احساس می‌کنم جزیره‌ای تپنده و خونین در دستان بزرگ و شادم هست که باید از انفجار اقیانوس و انفجار کوه گذر بدهم. ماه بدر کامله و کسی فرمان میده خیزید ای دیوانگان وقت طلوع ماه شد #شبزدگی
3 662
14
دوستی در کامنتی پای فرسته قبلی نوشته ... زیر لفظی تهدید شدیم که اگر نیایید من دیگه نمی نویسم و می رم دنبال کار آب و نون دار دیگه ای😅 اینطور نیست. من تا جایی که بتوانم و کوچکترین تاثیری داشته باشد می‌نویسم و حرف می‌زنم؛ و البته دنبال کارهای نون‌وآب‌دار هم هستم. مساله این است که مخاطب یک وقت دنبال یک یادداشت کوتاه در شبکه اجتماعیست که به رایگان در اختیارش است، یک وقت دوست دارد کتاب بخواند و آن هم با بهترین کیفیت چاپ و کاغذ، آنوقت باید دست در جیب مبارکش کند و مبلغ معمول را بپردازد. بعید هم می‌دانم آدم عاقل و منصف، کتابفروش یا نویسنده را محکوم کند که چون برای محصول و دسترنجش انتظار مالی دارد پس پولکی است و سرگردنه گرفته است. اینست که مثل همیشه انتخاب با شما عزیزان است؛ کتاب دوست داشته باشید و بخرید و توصیه و تشویق کنید، چاپ می‌شود و تجدید چاپ می‌شود و کار بعدی دست گرفته می‌شود... نخواسته باشید یا نکنید، نمی‌شود. به همین روال است برگزاری دوره آموزشی و استندآپ‌کمدی و کارهای دیگر. کار دیگری از من برمی‌آید؟
3 497
15
در پاسخ به پرسش بالا لطفا یک گزینه را انتخاب کنید
3 247
16
نظرخواهی مهم و معطوف به‌عمل این روزها با یکی از دوستان که برنامه‌های فرهنگی و هنری با کیفیت (و طبعا کم‌تعداد) برگزار می‌کند مشغول مذاکره‌ام برای برگزاری مجموعه‌ای از برنامه‌های تک‌جلسه‌ای. چیزی بین کارگاه، درسگفتار و استندآپ‌کمدی که مطلوب‌ترین نوع تدریس-اجرا برای من است. دوستم بسیار خوشبین است و من دودل از جهت جذب مخاطب. حق هم دارم (مثلا همه!): بعد از حدود شانزده‌سال ناگهان چشم باز کردم در جنگ و بحران اقتصادی و بی‌ثباتی اجتماعی چشم باز کردم، پیش‌بینی ناظر به تجربه‌های گذشته است و آخرین اجرای من در تهران سال ۸۸ بوده است. اظهار لطف‌ها زیاد است ولی تضمینی نیست که از آنها برای فاطی تنبانی فراهم شود (ضرب‌المثل است و فاطی‌های گروه نگران پوشش خود نباشند). برای این که برنامه‌ها مستقل باشد حداقل بلیط‌فروشی باید یک میلیون و نیم باشد. من می‌گویم این می‌شود قیمت بین هزار تا ۳۰۰ لیتر بنزین و رفقایی معتقدند که قیمت دیزی و پیتزا ملاک بهتری برای ارزشگذاری است و فکر می‌کنند برای اجرا-سمیناری با کیفیت بالا و موضوعی جذاب در سالنی مناسب در تهران، هزینه زیادی نیست. حتی رفیقی می‌گفت اگر بعد از بیست سال تولید محتوای رایگان و انتشار کتاب و حضور رسانه‌ای و فلان، دویست نفر حاضر نشوند برای دیدن و شنیدن ما پول خرج کنند بهتر است برویم غاز بچرانیم. که متاسفانه با این حیوان نجیب و نحوه چراندش آشنایی کافی ندارم. امروز باز همین بحث بود و من فکر کردم شاید بهتر باشد همین مطلب را صادقانه از شما بپرسم. سوال شفاف این است که به فرض اینکه در همین شهریور، جمعه‌روزی در سالن مستقل در مرکز تهران برنامه‌ای داشته باشیم که مخلوطی از سخنرانی و تدریس و پرسش‌وپاسخ، با چاشنی طنز و کمدی درباره طنز و شرایط اجتماعی روز (فرض کنید با عنوان: طنز و تاب‌آوری، درک و بکارگیری شوخ‌طبعی در شرایط بحران) به مدت دو تا سه ساعت باشد و با حدود قیمت یک و نیم میلیون تومان شرکت خواهید کرد؟ متشکر می‌شوم با در نظر گرفتن اینکه این نظرخواهی واقعا در برنامه‌ریزی ما تاثیر می‌گذارد گزینه‌ای را انتخاب کنید. نظر هم می‌توانید بگذارید.
3 534
17
به بهانه اکران آنلاین فیلم بیداد. نظری اگر دارید اینجا لطفا بگذارید.
3 276
18
جنگل خودمان است؛ آتشش بزنیم!🔥 اگر از من بپرسند دردناک‌ترین موضوعی که در ایران دیدی چه بوده، پاسخم یک کلمه است: بنزین! مسئلهٔ سوخت و انرژی همیشه در ایران معضل بوده است، اما هیچ‌وقت تا این حد بهت‌آور نبوده. ظاهراً این تنها حوزه‌ای است که مردم، حکومت، اپوزیسیون و دشمنان سرزمینی ایران در آن توافق تام دارند: مصرف احمقانهٔ آب و برق و سوخت، با بالاترین سرعت و پایین‌ترین قیمت و بیشترین ضرر. از این میان، بنزین واقعاً شاخص‌ترین است: در حالی که متوسط قیمت خرده‌فروشی بنزین در جهان لیتری حدود یک‌ونیم دلار است، در ایران ــ این ایرانِ جنگ‌زده، پالایشگاه‌ازدست‌داده، تحت تحریم و محاصره و واردکنندهٔ بنزین ــ بنزین، بسته به نوع سهمیه، لیتری ۱۵۰۰ تا پنج‌هزار تومان و مصرف مازاد نیز با کمترین محدودیت فروخته می‌شود. بله؛ درست خواندید: چیزی که متوسط قیمتش لیتری حدود صد و پنجاه سنت است، لیتری حدود ۰٫۸ تا ۲٫۷ سنت فروخته می‌شود! (گازوئیل سهمیه‌ای؟ قیمت جهانی حدود ۲۹۰ هزار تومان و در ایران ۳۰۰ تا ۶۰۰ تومان. واقعاً علامت تعجب کم می‌آورد و به ایموجی پناه باید برد😱🤯🤬.) ساده‌ترین توجیه این است که روی دریای نفتیم و سطح درآمد پایین است و این چیزها. توجیهاتی همان‌قدر کودکانه که مردم روسیه انتظار داشته باشند چون بزرگ‌ترین جنگل‌های جهان را در اختیار دارند، نامحدود و به قیمت یک‌صدم بهای چوب روسی در بازارهای جهانی، جنگل را آتش بزنند! با این تفاوت که آن‌ها لازم ندارند چوبشان را یک‌بار بفرستند خارج و بعد وارد کنند و حتی در این تمثیل هم دو گام از ما جلوترند. حتی در ونزوئلا که از نظر تولید ناخالص داخلی سرانهٔ اسمی نسبتا هم‌سطح ایران است ــ طبق برآورد صندوق بین‌المللی پول برای سال ۲۰۲۶، حدود ۴۱۴۰ دلار در ونزوئلا و ۳۴۱۵ دلار در ایران ــ و اتفاقاً تحت زعامت مدبرانهٔ بزرگ‌املاکی آمریکا اداره می‌شود، بنزین [بسیار اندک] سهمیه‌ای لیتری حدود دو سنت، اما بنزین آزاد حدود پنجاه سنت است. یعنی در مقام قیاس و با همه ارفاقات بنزین آزاد باید حدود لیتری ۷۵ هزار تومان باشد که تازه به سطح ونزوئلای سوسیالیستی برسیم که عوام اقتصاددان و اقتصاددان‌های عوام ما معتقدند چپ‌گرایی این بلا را سرش آورد و اگر اقتصادش بازار آزادی بود به این روز نمی‌افتاد. در همین ایران و اتفاقاً در دوران یکی از عوام‌گراترین دولت‌ها، که شعار اصلی‌اش حمایت از مستضعفان بود، بنزین با نرخی عرضه شد که، بر مبنای دلار رسمی، حتی از قیمت آن در آمریکا بالاتر بود؛ وقتی رجایی به تلویزیون آمد و ــ نقل به مضمون ــ گفت دولتی که درگیر جنگ است نمی‌تواند به بنزین سوبسید بدهد تا یک عده باک کادیلاک‌هایشان را پر کنند و بروند دوردور: از فردا بنزین آزاد لیتری شش تومان؛ حاجی خلاص. قیمتی که با نرخ رسمی دلار آن روز، از قیمت بنزین در آمریکا ــ لیتری حدود ۳۵ سنت ــ گران‌تر درمی‌آمد. گفتن ندارد که آن دوره هم میان سطح درآمد ایرانیان و آمریکایی‌ها شکاف بزرگی وجود داشت؛ آنچه احتمالاً این‌قدر از هم فاصله نداشت، شعور اقتصادی در فهم بدیهیات اقتصاد و منافع ملی بود. البته که آن همه را لولو خورد و آن محبوبیت و اقتدار و اعتماد نسبی، به همت زعمای قوم دود شد و به هوا رفت. چنان‌که هفت سال پیش، وقتی در اقدامی انقلابی و نیمه‌شبانه قرار شد قیمت بنزین به لیتری حدود سیزده تا بیست‌وشش سنت ــ حدود یک‌دهم تا یک‌چهارم قیمت جهانی وقت ــ نزدیک شود، اعتراضات و شورش‌های بزرگی درگرفت. وضعیت طوری است که پوپولیست‌ترین دولت تاریخ معاصر ایران، که سرمایهٔ ملی را کامل حیف‌ومیل کرد، هم پیش آن روسفید است. حتی احمدی‌نژاد هم با چپاول هفتصد میلیارد دلار صندوق ذخیره ارزی، و نفتی که قیمتش تا نزدیک ۱۵۰ دلار هم رسید، حواسش بود که نمی‌شود بنزین را مفت و نامحدود روانهٔ باک ماشین‌ها کرد. همهٔ شعارهای باند و حامیان نادرست‌کردارش ــ به‌شمول احمد توکلی و امثال او ــ در اعتراض به گرانی حامل‌های انرژی، که صرفاً مصرف انتخاباتی و ضداصلاح‌طلبانه داشت، را کنار گذاشت و علاوه بر افزایش قیمت، با کارتی و سهمیه‌ای‌کردن بنزین اندکی کنترلی بر آن گذاشت. خاطرم هست صبح روزی که طرح اجرا شد، خیابان‌های تهران خلوت بود و اگر کسی دغدغهٔ قیمت نداشت، نگران تمام‌شدن سهمیه‌اش بود. بماند که اگر به قیمت جهانی حساب کنیم، قیمت بنزین ایران در آن ایام دست‌کم ده برابر الان بود. وضعیت سوخت در ایران، در یک کلام، فاجعه است. سود قاچاق در این بخش و با این قیمت‌ها چنان است که اگر کسی تریاک را سر مزرعه از برادران طالب بخرد و آن‌طرف ترکیه تحویل اروپاییان بدهد، بعید است بتواند ده‌هزار درصد سود کند؛ اما اگر به هر نحوی گازوئیل را از این طرف مرز ایران به آن‌طرف ببرد، دو برابر چنان سودی به جیب می‌زند و حتی در صورت گیرافتادن هم مجازات چندانی در انتظارش نیست. معنای «کارتی‌بودن بنزین» در ایران را باید در پمپ‌ها دید و فهمید. با کارت، لیتری ۱۵۰۰ تومان می‌زنی؛ بدون کارت از متصدی می‌خواهی کارتش را بدهد و با قیمت لیتری پنج‌هزار تومان ــ حدود ۲٫۷ سنت ــ باکت را پر می‌کنی. قیمت‌ها حتی در مقایسه با سایر اقلام در داخل مسخره است: در حالت اول، کل هزینهٔ یک باک می‌شود پول یک استکان چای در ارزان‌ترین قهوه‌خانه؛ در حالت دوم می‌شود چند قطره اسپرسو در کافه‌ای متوسط! همهٔ این‌ها در حالی است که فقط هزینهٔ حمل هر لیتر بنزین تا جایگاه و حق جایگاه‌دار، بین سه تا چهار هزار تومان است. برای هرچه سوررئال‌تر کردن این کاریکاتور مسخره باید دانست که اندکی پیش اعلام شد سوخت گاز مایع در جایگاه‌ها رایگان عرضه می‌شود (بار الها، پاول دورفا، ایموجی برسان) تأسف‌آورتر از انتظارات تودهٔ کودک‌مانده، رفتار قلیلی از کسانی است که این واقعیات را می‌دانند و فاجعه‌های اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی ناشی از آن‌ها را می‌بینند، اما برای به‌دست‌آوردن دل مشتی عامی دم برنمی‌آورند و گاه حتی برای گدایی چند لایک، به دفاع از وضع موجود می‌پردازند. نزنید... سرمایه‌های این مملکت را آتش نزنید... نه تو، ای دولت و حکومت، که فکر می‌کنی داری باج می‌دهی تا وضعیت حساس کنونی ــ که انگار همیشه در آن هستیم ــ بگذرد و نه تو، ای شهروند، که عادت کرده‌ای به ننربودن... حیف است، حیف! وای، جنگل را بیابان می‌کنیم...
7 938
19
این شاید برای شما یک عکس ساده باشد ولی برای من تصویر سالها رویاست: برگشتن و نشستن و گفتن و شنیدن. یکشنبه‌ای که گذشت با جمعی ح
این شاید برای شما یک عکس ساده باشد ولی برای من تصویر سالها رویاست: برگشتن و نشستن و گفتن و شنیدن. یکشنبه‌ای که گذشت با جمعی حدودا هفتاد نفره از دوستان در کافه عمارت منشا در تهران نشست و دیداری داشتیم. پیش از آن در کافه‌کتاب آفتاب در مشهد. خوشحالم از بودن در جمع دوستان و در وطن، و ماندن. حرف در این زمینه بقدری دارم که نمی‌دانم از چه بگویم. خود تجربه مهیب جنگ چهل روزه آنقدر هست که مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود (و بله... همه آن ایام را هم همینجا بودم). فکر کنم تا همینجا هم دلیل سکوت طولانی‌ام در آن ایام مشخص شد: من هم مثلا سایرین دسترسی به اینترنت نداشتم و آن مدت خیلی کوتاهی که با هزار بدبختی و هزینه فراوان به اینترنت وصل می‌شدم اصولا مجالی برای گذاشتن لایو یا نوشتن با خیال راحت و اطلاعات حداقلی نمی‌داد. سوالات و کنجکاوی‌های زیادی دوستان دارند که به مرور جواب خواهم داد. اما پیش از اینها باید به کار مهم‌ترمان بپردازیم: کمک به ساختن مملکت. از وطن فقط همین یک‌دانه‌اش را داریم. مخلص محمود
4 815
20
قرار دیدار ما در تهران که اجباراً لغو شده بود، افتاد به یکشنبه. زمان و مکان در لینک هست. لطفا اگر آمدنی هستید یک دقیقه وقت بگذارید و نام بنویسید. سپاس
5 190