با من بمان
Open in Telegram
(استادعلیمازندرانی) كمے پژوهشگر، كمے نقاش، كمے عكاس، كمے گرافيست، كمے مخترع، و زيادى منتقد . https://instagram.com/kazemostadali2?utm_medium=copy_link
Show more1 939
Subscribers
-324 hours
-47 days
+430 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+5
in 1 channels
August '26
+36
in 2 channels
Get PRO
July '26
+58
in 3 channels
Get PRO
June '26
+34
in 1 channels
Get PRO
May '26
+12
in 0 channels
Get PRO
April '26
+1
in 0 channels
Get PRO
March '26
+5
in 0 channels
Get PRO
February '26
+35
in 1 channels
Get PRO
January '26
+19
in 2 channels
Get PRO
December '25
+81
in 7 channels
Get PRO
November '25
+86
in 4 channels
Get PRO
October '25
+91
in 1 channels
Get PRO
September '25
+38
in 2 channels
Get PRO
August '25
+128
in 7 channels
Get PRO
July '25
+33
in 1 channels
Get PRO
June '25
+44
in 3 channels
Get PRO
May '25
+42
in 4 channels
Get PRO
April '25
+96
in 4 channels
Get PRO
March '25
+49
in 4 channels
Get PRO
February '25
+26
in 2 channels
Get PRO
January '25
+29
in 0 channels
Get PRO
December '24
+46
in 3 channels
Get PRO
November '24
+72
in 1 channels
Get PRO
October '24
+79
in 3 channels
Get PRO
September '24
+73
in 9 channels
Get PRO
August '24
+85
in 7 channels
Get PRO
July '24
+79
in 3 channels
Get PRO
June '24
+89
in 8 channels
Get PRO
May '24
+128
in 10 channels
Get PRO
April '24
+120
in 5 channels
Get PRO
March '24
+207
in 7 channels
Get PRO
February '24
+192
in 7 channels
Get PRO
January '24
+110
in 2 channels
Get PRO
December '23
+233
in 7 channels
Get PRO
November '23
+91
in 5 channels
Get PRO
October '23
+81
in 1 channels
Get PRO
September '23
+194
in 0 channels
Get PRO
August '23
+212
in 0 channels
Get PRO
July '23
+104
in 0 channels
Get PRO
June '23
+116
in 0 channels
Get PRO
May '23
+112
in 0 channels
Get PRO
April '23
+40
in 0 channels
Get PRO
March '23
+23
in 0 channels
Get PRO
February '23
+48
in 0 channels
Get PRO
January '23
+23
in 0 channels
Get PRO
December '22
+33
in 0 channels
Get PRO
November '22
+38
in 0 channels
Get PRO
October '22
+16
in 0 channels
Get PRO
September '22
+10
in 0 channels
Get PRO
August '22
+31
in 0 channels
Get PRO
July '22
+41
in 0 channels
Get PRO
June '22
+8
in 0 channels
Get PRO
May '22
+8
in 0 channels
Get PRO
April '22
+30
in 0 channels
Get PRO
March '22
+86
in 0 channels
Get PRO
February '22
+384
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 07 September | 0 | |||
| 06 September | +2 | |||
| 05 September | +1 | |||
| 04 September | +1 | |||
| 03 September | 0 | |||
| 02 September | 0 | |||
| 01 September | +1 |
Channel Posts
| 2 | قانون جنگل و دين
(۲۹ ژانویه ۲۰۱۹م)
.
در طبيعت، "قدرت" حرف اول و آخر را مىزند؛ مثلاً در يك جنگل شلوغ، درختان مجبورند خود را بلندمرتبه نمايند، تا دسترسى به نور پيدا كنند. همين وضعيت، چرخه توانايى و قدرت را براى آنان فراهم مىكند؛ و در اين جدال، هر روز قدرتمندتر از گذشته مىشوند.
.
نمىتوان گفت "قانون جنگل"، درست است يا غلط؛ چون طبيعت، گريزى از آن ندارد، و خداوند اينگونه اراده نموده است.
.
همين وضعيت، در اديان الهى و غيرالهى، قابلتوجه است.
اديان، ما بين دو نقطه "دينِ گلخانهاى" و "دينِ غيرگلخانهاى" قرار دارند.
اديان به نسبت "شدتِ گلخانهاى بودنشان"، آسيبپذيرتر هستند.
اديانى كه روحانيون و مبلغين آنها، از "پرسش و تأمل" هراس دارند، به نسبت هراسشان، گلخانهاىتر هستند.
اين دينها، چونان گياه ضعيفى هستند كه مرتب نياز به رسيدگى و حفاظت دارد، و اگر باغبان از آن غافل شود، پژمرده و نابود مىشود.
.
چه ما بخواهيم و چه نخواهيم، افرادى از مخالفان و دشمنانِ دين وجود دارند كه پيرامون دين ما پرسش و تأمل میكنند. اگر ما سر را زير برف نگاه داريم، آنها از فعاليت خود، عقب نمىنشينند.
دو راه، پيش روى دينداران وجود دارد:
١- خودشان پرسش و تأمل كنند، و براى قدرتمند شدن دين و باورهاى دينى خود، كوشش كنند؛ تا هميشه در مقابل دشمن، "دست پر" باشند.
٢- مانع از سؤال و تأمل شوند؛ و دين را در گلخانهاى، حفاظت و ضعيف كنند؛ تا در مواجهه با دشمن، آسيب ببيند يا نابود شود.
.
نكته
سؤال، پرسش و تأملِ دينداران، خدمت به دين است؛ و هراس از آن و مانع شدن از سؤال و تفكر، خيانت به دين است.
بياييم "خائن به دين اسلام نباشيم"
.
https://t.me/dinaznegahidigar/794 | 106 |
| 3 | https://t.me/kazimustadi | 111 |
| 4 | حالا شانس آوردیم که خدا بخشنده و مهربانه، اگر عصبی و کینهای بود، چیییییییییی میشد.
#ایران
.
توضیح عکس:
طراحی با خط بنایی، به سفارش یکی از دوستان | 128 |
| 5 | حالا شانس آوردیم که خدا بخشنده و مهربانه، اگر عصبی و کینهای بود، چی میشد.
.
توضیح عکس:
طراحی با خط بنایی، به سفارش یکی از دوستان | 1 |
| 6 | صخره ابراهیم(ع)، قبله مسلمانان
.
https://t.me/dinaznegahidigar | 199 |
| 7 | https://www.instagram.com/p/Dc4MwIaobrd/?stkn=Y3Jha20yYnJnMnpk | 267 |
| 8 | دیشب ساعت ۹ و بیست دقیقه، مورخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ش، خدمت آیت الله سید احمد مددی رسیدم؛ تنها بودند.
کتابهای زیر را تقدیم کردم:
۱- دربارهٔ نسخههای خطی مسجداعظم.
۲- کتابخانه شیخ محمد خاتون.
۳- شیخ هارون.
۴- شاگردی نویافته از میرداماد.
۵- فهرست نسخ خطی الغیبة نعمانی.
۶- دربارهٔ کعبهٔ ابراهیمی.
حدود یک ساعتی، گزارش کتابهای تقدیمی را خدمت معظمله ارائه دادم.
برق رفت، حدود یکساعتی در تاریکی مطلق، خاطرات شیرین ایشان از عراق و برخی شخصیتها را شنیدم.
برق که آمد، یک ساعتی نیز گفتگوهای متفرقه داشتیم.
از ایشان خداحافظی که کردم، دیدم ساعت ۱۲ و ربع است.
.
https://t.me/zendegybazendegy | 262 |
| 9 | امروز، یه کلیپ جدید دربارهٔ خانه بالا دیدم، نوشته:
این تنها خانهٔ شیعه در این روستاست و مراسم و شعائر حسینی را در این روستا برگزار میکند؛ و اهالی روستا در کشور نپال شاهد آن هستند
👇
https://www.instagram.com/reel/Dcv8RLni2u7/?igsi=MW43eXl0NjFrdGN5cw== | 466 |
| 10 | در سیل ویرانگری که چند روز پیش در نپال رخ داد، بسیاری از خانههای سنتی و روستایی بهطور کامل تخریب شدند؛ اما در میان این ویرانی گسترده، یک خانه بتنی تقریباً سالم باقی ماند و ساکنان آن نیز نجات یافتند.
این اتفاق، به موضوعی برای تفسیرهای دینی تبدیل شد. پیروان ادیان مختلف، هر یک از زاویه باورهای خود به این رخداد نگریستند و آن را در تأیید اعتقادات خویش تفسیر کردند. بوداییان آن را به قدرت خدایان خود نسبت دادند و مسیحیان و مسلمانان نیز نجات خانه و افراد داخل آن را نشانهای از قدرت عیسی و الله دانستند.
در مقابل، مهندسان و متخصصان سازه، بدون توسل به تبیینهای ماورایی، «نوع و کیفیت سازه، مصالح بهکاررفته و مقاومت بیشتر ساختمان بتنی» را، عامل سالم ماندن خانه دانستند.
.
به نظر شما، کدام بر حقند؟
.
https://t.me/kazimustadi | 1 007 |
| 11 | https://t.me/kazemostadiqom/699
مقاله منتشر شده جدید، در شماره ۱۳۱ مجله «میقات حج»، با عنوان:
نگاهی انتقادی به فرضیه «مکه/ پترا» در جنوب اردن
.
کاظم استادی
.
فایل مقاله👇
http://miqat.hajj.ir/article_252092_8265b1881ce2b07b2912126ce26324d2.pdf
.
چکیده:
در دهههای اخیر، فرضیههای تجدیدنظرطلبانه درباره خاستگاه جغرافیایی نخستین اسلام، بهویژه نظریهٔ «پترا بهجای مکه» که توسط دن گیبسون مطرح شده، توجه برخی پژوهشگران را جلب کرده است. این مقاله با رویکردی انتقادی و روششناختی، به ارزیابی جنبهای از این فرضیه میپردازد و میکوشد ضمن تفکیک سطوح مختلف ادعا، اشکالی ساختاری را بر فرضیه پترا وارد کند. روش پژوهش، تحلیل تطبیقی دادههای قرآنی، منابع اسلامی متقدم، متون غیراسلامی اواخر عهد باستان (سریانی، عبری، یونانی و بیزانسی) و مطالعات جدید تاریخنگاری و جغرافیای مقدس است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که منطقۀ پترا همان زیستگاه اصحاب رقیم مذکور در قرآن میباشد؛ بنابراین، اصل اینهمانی جغرافیای پترا و البلد الحرام ناموجه است. به این معنی که، بررسی گسترده نام «الرَّقیم» در منابع گوناگون نشان میدهد که قرآن، رقیم/پترا را بهعنوان جغرافیایی مستقل و متمایز از «البلد الحرام» بازتاب داده است، نه جایگزین آن. همچنین، فرضیه پترا با مشکلات تبیینی مهمی چون «چگونگی انتقال مرکز قدسی»، «وجود حافظهٔ جمعی مسلمانان» و نیز «سکوت منابع دروندینی» مواجه است؛ و در وضعیت کنونی، جایگاهی فراتر از یک فرضیهٔ قابل بحث در سطح سوم ادعاهای خاستگاه اسلام، ندارد.
کلیدواژهها:
تاریخ اسلام، تاریخ کعبه، تاریخ مکه، هاجریسم، پترا، گیبسون.
.
https://t.me/kazemostadiqom | 417 |
| 12 | چه خبره توی این دنیا؟
.
ایشون کارشون این هست که یک ورد کوتاه به آب میخونن و مردم از آن آب میخورن و از مریضیهای مختلف و حتی لاعلاج، شفا پیدا میکنن.
مواقعی که مراجعه کننده زیاد هست، ایشون فقط با دست مبارک، بطریهای آب را لمس و متبرک میکنند.
«نکته فلسفی»
کار خدا رو ببین که تبرک از روی دستکش و ظرف آب، به داخل بطری سرایت میکنه و همه خوب میشن و شفا میگیرن.
.
والا، یا ما بیمعرفتیم یا اینا خرن.
.
https://t.me/dinaznegahidigar | 343 |
| 13 | https://youtube.com/shorts/AtvcKu_9FsA?si=rcRpqKfXonHa4u0p | 496 |
| 14 | آیا میشه زیر کولر گازی بشینی و همه صف بکشن پاتو ببوسن و تبرک بجویند؟
بله، میشه با ایجاد عقیده.
.
https://t.me/kazimustadi | 1 344 |
| 15 | ایدئولوژی و ناکارآمدی حکمران
.
پیوند ایدئولوژی و کشورداری در ایران را نمیتوان صرفاً به حضور ارزشها و باورهای ایدئولوژیک در عرصه سیاست تقلیل داد؛ مسئله اصلی زمانی پدیدار میشود که ایدئولوژی به معیار مسلط در تعریف وظیفه، انتخاب مدیران، ارزیابی عملکرد و تفسیر نتایج حکومت تبدیل شود. در چنین وضعیتی، میان «درست انجام دادن وظیفه از منظر ایدئولوژیک» و «موفق بودن یک سیاست در عمل» فاصلهای ایجاد میشود که میتواند به یکی از مهمترین عوامل بازتولید ناکارآمدی در نظام حکمرانی تبدیل شود.
یکی از اصول مهم در مدیریت عقلانی آن است که نتیجه تصمیمها باید در ارزیابی خودِ تصمیم و تصمیمگیرنده نقش اساسی داشته باشد. اگر یک سیاست عمومی با هدف مشخصی اجرا شود اما در عمل به نتیجه مطلوب نرسد، شکست آن باید بهعنوان دادهای برای بازنگری در فرضیات، روشها، مدیران و حتی خود سیاست مورد استفاده قرار گیرد. اما در یک نظام ایدئولوژیک ممکن است معیار اصلی، «انجام وظیفه» باشد، نه میزان موفقیت در دستیابی به نتیجه. در این چارچوب، مدیر میتواند استدلال کند که وظیفه خود را انجام داده است و نامطلوب بودن نتیجه، لزوماً دلیلی بر خطای او یا نادرستی سیاست نیست. بدین ترتیب، نتیجه نامطلوب از یک «بازخورد مدیریتی» به امری قابل توجیه تبدیل میشود.
این مسئله هنگامی پیچیدهتر میشود که منطق ایدئولوژیک به نظام استخدام و انتصاب نیز سرایت کند. اگر وفاداری ایدئولوژیک و همسویی سیاسی بر تخصص، تجربه، توانایی حل مسئله و سابقه عملکرد برتری پیدا کند، ساختار اداری بهتدریج افرادی را بیشتر جذب و ارتقا میدهد که از نظر ایدئولوژیک مطلوباند، نه الزاماً افرادی که در مدیریت منابع، اقتصاد، سیاستگذاری، برنامهریزی و حل مسائل پیچیده کارآمدترند. در نتیجه، ایدئولوژی نهتنها بر «هدف حکومت»، بلکه بر «انتخاب ابزار و مجری حکومت» نیز اثر میگذارد.
پیوند این دو فرایند، یک چرخه خودتقویتشونده ایجاد میکند: ایدئولوژی معیار انتخاب مدیران میشود؛ مدیران ایدئولوژیک سیاستهایی را بر اساس همان چارچوب اجرا میکنند؛ نتایج نامطلوب با مفهوم «انجام وظیفه» توجیه میشود؛ و چون شکست بهعنوان دلیل کافی برای تغییر تلقی نمیشود، نه مدیر الزاماً تغییر میکند و نه سیاست. در مرحله بعد، همان افراد و همان منطق دوباره به تولید تصمیمهای مشابه میپردازند.
از این منظر، مسئله کشورداری ایدئولوژیک در ایران فقط احتمال تصمیمهای نادرست نیست، بلکه تضعیف «مکانیسم یادگیری نهادی» است. حکمرانی کارآمد باید بتواند از خطاهای خود عبرت بگیرد، نتایج را اندازهگیری کند، مسئولیت شکست را بپذیرد و در صورت لزوم افراد، سیاستها و حتی برخی پیشفرضهای خود را تغییر دهد. هنگامی که ایدئولوژی امکان توجیه مستمر نتایج نامطلوب را فراهم کند، این حلقه یادگیری مختل میشود و هزینههای «انسانی، اقتصادی، زمانی و سرمایهایِ ناکارآمدی» میتواند بدون اصلاح بنیادی، بارها تکرار شود.
.
https://t.me/syasatvmasoolan/289 | 638 |
| 16 | جعلی بودن کعبه کنونی و مسأله اینهمانی
.
در برخی رویکردهای تجدیدنظرطلبانه به تاریخ نخستین اسلام، هنگامی که از «جعلی بودن» کعبه در مکهٔ کنونی سخن گفته میشود، مقصود لزوماً این نیست که این بنا یا به تعبییر بهتر، این جایگاهِ مکانی، فاقد قدمت تاریخی بوده، و در صد اسلام یا حتی پیش از اسلام وجود نداشته یا اساساً یک مکان مقدس نبوده است.
کاربرد واژهٔ «جعلی» در این بحث، بیش از آنکه ناظر به اصل وجود بنا یا جایگاه باشد، ناظر به «انتساب» و «اینهمانی تاریخی» آن است؛ یعنی این ادعا که: کعبهٔ موجود در مکهٔ کنونی، همان کعبهای نیست که در سنت ابراهیمی به ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) نسبت داده شده، و بعدها در روایت اسلامی بهعنوان کعبهٔ اصلی و مقدس پیامبر(ص) معرفی شده است.
بنابراین، میان دو پرسش باید تفکیک کرد؛ نخست این که: آیا در مکهٔ کنونی در دورهٔ ظهور اسلام یا در سدههای نخست اسلامی بنایی مقدس و زیارتگاهی وجود داشته است یا خیر؟، و دوم این که آیا آن بنا، همان کعبهٔ ابراهیمی بوده است یا خیر؟ پاسخ مثبت احتمالی به پرسش نخست، به هیچ وجه پاسخ مثبت به پرسش دوم را در پی ندارد.
کعبهٔ ابراهیمی، در چارچوب سنت اسلامی یا ادیان ابراهیمی دیگر، صرفاً یک ساختمان منفرد نیست، بلکه بخشی از یک شبکهٔ تاریخی و روایی گستردهتر است که با «ابراهیم(ع)، اسماعیل(ع) و نسلهای بعدی، پیامبران متعدد، قبایل بنیاسماعیل و سنتهای زیارتی و آیینی پیش از اسلام» پیوند خورده است. بنابراین اگر بخواهیم از «کعبهٔ ابراهیمی» سخن بگوییم، باید بتوانیم برای این مکان، افزون بر وجود یک بنای فیزیکی، مجموعهای از پیوندهای تاریخی و جغرافیایی را نیز اثبات کنیم. بنابراین، مسئلهٔ اصلی در دیدگاه تجدیدنظرطلبانه، این است که: آیا این مجموعهٔ گستردۀ پیوندها، واقعاً به مکهٔ کنونی در حجاز جنوبی تعلق داشتهاند یا در جغرافیایی دیگر، مثلاً در شمال حجاز، شکل گرفتهاند و بعدها با مکان مکه کنونی «اینهمان» شدهاند.
از این منظر، کعبهٔ موجود در مکهٔ کنونی میتواند سابقهای تاریخی داشته باشد و حتی ممکن است پیش از شکلگیری اسلام نیز یک مرکز آیینی محلی برای قبایل اطراف خود بوده باشد. در جغرافیای حجاز نیز اساساً وجود کعبهها و زیارتگاههای متعدد پدیدهای ناشناخته نبوده است و نمیتوان صرف وجود نام «کعبه» یا وجود یک بنای مکعبشکل و محل زیارت را بهتنهایی دلیل بر این دانست که همان کعبهٔ ابراهیمی مورد نظر سنت اسلامی بوده است.
حتی بر اساس برخی بازسازیهای تاریخی و فرضیهها، میتوان احتمال داد که بنای مکهٔ کنونی در آغاز، زیارتگاهی کوچک و محلی بوده و در جریان تحولات سیاسی و دینی نیمۀ دوم سدهٔ نخست هجری، اهمیت آن افزایش یافته و مثلاً در اواخر قرن دوم، به یک مرکز آئینی منطقهای تبدیل شده باشد. در این چارچوب، بازسازی و توسعهٔ بنا در حدود سال ۶۰ هجری ــ که در برخی روایتها و بازسازیهای تاریخی مطرح شده ــ میتواند نه به معنای ایجاد یک مکان مقدس از «هیچ»، بلکه به معنای ارتقای یک بیت / قبه / کعبهٔ محلی به یک مرکز بزرگتر و باشکوهتر باشد.
نکتهٔ اساسیتر آن است که در این الگوی بازسازی، مسئله فقط مکان کعبه نیست، بلکه باید دربارهٔ جغرافیای زندگی پیامبر اسلام(ص) و نخستین نسل مسلمانان نیز پرسش کرد. اگر شواهد مورد استناد این دیدگاه نشان دهند که جغرافیای نخستین اسلام با شمال حجاز، مثلاً محدودهٔ مدین و نواحی پیرامون خلیج عقبه و کوه طور سازگاری بیشتری دارد، آنگاه باید بررسی کرد که آیا کعبهٔ مورد اشاره در سنت نخستین اسلام نیز در همین جغرافیا مدین قرار داشته است یا خیر؟ در این فرض، کعبهٔ ابراهیمی میتوانسته در شمال حجاز و در پیوند با جغرافیای ابراهیم(ع)، موسی(ع)، مدین و طور قرار داشته باشد، در حالی که کعبهٔ مکهٔ کنونی در جنوب حجاز، مکان دیگری با سابقهٔ آیینی مستقل بوده است که بعدها با کعبهٔ ابراهیمی «اینهمان» شده است.
در نتیجه، ادعای اصلی نظریههای تجدیدنظرطلبانه را نباید به صورت سادهٔ «کعبهٔ مکه وجود نداشته است» یا «کعبهٔ مکه هیچ قدمتی ندارد» بیان کرد؛ زیرا این صورتبندی، مسئلهٔ واقعی را تغییر میدهد. ادعای دقیقتر آن است که «کعبهٔ مکهٔ کنونی، حتی اگر بنایی کهن باشد، لزوماً همان کعبهٔ ابراهیمی نیست». این تمایز از نظر روششناسی تاریخی بسیار مهم است، زیرا قدمت یک مکان و هویت تاریخی آن دو مسئلهٔ متفاوتاند. ممکن است یک مکان چند قرن یا حتی هزار و چهارصد سال سابقه داشته باشد، اما در دورهای متأخر، «هویت، نام، کارکرد یا شخصیت تاریخیِ منسوب به آن» تغییر کرده باشد. به بیان دیگر، «قدمت» بهتنهایی «اینهمانی» را اثبات نمیکند.
همین نکته دربارهٔ نسبت دادن (ادامه در فرسته بعدی) | 691 |
| 17 | شرح نعمت
.
خلاصه رزومه این فقیر سراپاتقصیر
(اول شهریور 1405ش)
.
التماس دعای خیر
(شاد و تندرست باشید) | 498 |
| 18 | وادی روحاء، کوه رضوی و شمال حجاز
.
«الروحاء» (یا سنگستان روحاء)، منطقهای کلیدی در جغرافیای منابع اسلامی است که هالهای از قداست تاریخی و آخرالزمانی آن را فراگرفته است.
روایات متعدد شیعه و سنی، این وادی را گذرگاه و محل تلبیۀ پیامبرانی چون موسی، یونس، عیسی و محمد (علیهمالسلام) توصیف میکنند؛ جایی که هفتاد پیامبر از تنگه (فجّ) آن عبور کرده، در مسجدش نماز گزاردهاند و کوهها با طنین صدایشان در تختهسنگها (صفائح) همآواز شدهاند.
افزون بر این، الروحاء در پیوند با کوه سرخرنگ «رَضویٰ» است؛ کوهی استراتژیک که پناهگاه تاریخیِ نفس زکیه بوده و در سنت روایی، اقامتگاه محمد بن حنفیه و امام مهدی (عج) در عصر غیبت شمرده میشود.
.
در جغرافیای تاریخی و سیره کلاسیک اسلامی، «الروحاء» بهعنوان یکی از منازل کلیدی در مسیر ترانزیتی میان یثرب/مدینه و البلدالحرام/مکه شناخته شده و بهطور سنتی در ۸۰ کیلومتری جنوب مدینه امروزی جانمایی شده است.
با این حال، خوانش انتقادی و بینرشتهای روایات، ناهنجاریهای عمیق و غیرقابلانکاري را در این جاینمایی آشکار میسازد. برجستهترینِ این تعارضات، تناقضهای مسیرشناختی است؛ نظیر روایت بازگشت پیامبر(ص) از غزوه خیبر (واقع در شمال) و توقف و ولیمۀ ایشان در «سدّ الروحاء». این پارادوکس جغرافیایی، در کنار توصیفات ریختشناختی متون که الروحاء را فضایی با هندسه دراماتیک، درهای تنگ در آغاز با گشایش در میانه، و دارای تختهسنگهای لایهلایه («صفائح») معرفی میکنند، با توپوگرافی هموار و گدازههای آتشفشانیِ جنوب مدینۀ امروزین کاملاً در تضاد است.
برای برونرفت از این بنبست معرفتشناختی، باید الروحاء را از یک «اسم عَلَم» صلب به یک «تیپولوژی فضایی ـ معماری» ارتقا داد. از منظر پدیدارشناسیِ فضا و ریشهشناسی، الروحاء صرفاً یک نقطه مختصاتی روی نقشه نیست؛ بلکه توصیفگرِ تجربه کالبدیِ مسافران از یک گشایش فضایی پس از عبور از گلوگاهی متراکم است. افزون بر این، روایات تاریخی پیرامون عبور پیامبرانی چون موسی (ع) و تأکید بر پژواک شگرف صدای آنان در کوهها (تجاوب الجبال)، نیازمند دیوارههای سنگی، عمودی و آکوستیک است که هیچ سنخیتی با جنوب مدینه ندارد.
در برابر این چالشها، پیشنهاد وادی در «شمال حجاز» در قالب مدل «دیسه ـ شقری» (کریدور مدین ـ تبوک) بهعنوان جایگزینی با قدرت تبیینگری بالا ارائه میگردد. در این کالبدشکافیِ فضایی، «وادی الدیسه» با دیوارههای قائمِ ماسهسنگی و ساختار کانیونیِ خود، نقش گلوگاه و شکاف کوهستانی («فج») را بر عهده دارد و فرمهای ماسهسنگیِ لایهلایه آن، دقیقترین معادل کالبدی برای «صفائح» است.
در امتداد آن، منطقه «شقری» بهعنوان فضای تنفس و گشایشِ وادی عمل میکند، که میتوان آن را الروحاء دانست. این مدل، نهتنها تطابق کاملی با هندسه درهایِ متون دارد، بلکه بهواسطه قرارگیری در یک مگاکریدورِ باستانیِ نبطی ـ رومی در مجاورت مدین، از منطق لجستیکیِ استواری برخوردار است. همچنین، فواصل کهن، همچون فاصله «دو شب راه» از یثرب، در صورت بازنمایی یثرب تاریخی در وادی اضم ـ جزل، دقیقاً با مختصات مجموعه الدیسه ـ شقری همخوانی پیدا میکند.
بنابراین میتوان ادعا نمود که، تقلیل الروحاء به جنوب مدینۀ امروزین، محصول هژمونیِ مسیرهای زیارتیِ پسااسلامی و مصادره جاینامشناختیِ تاریخنگاران متأخر بوده است.
نتیجه این که، انتقال جغرافیایی این منزلگاه استراتژیک، صرفاً یک جابهجاییِ ساده روی نقشه نیست؛ بلکه گامی بنیادین است که با تأکید بر پیوستگی فضاییِ این ساختار کوهستانی، از نظریه کلان «خاستگاه شمالی اسلام» در حوالی مدین (شرق خلیج عقبه) دفاع کرده و ضرورت بازنگری انتقادی در جغرافیای کهن حجاز را اثبات مینماید.
.
(برای اطلاع بیشتر فایل پیوست را مطالعه بفرمایید)
.
https://t.me/kazimustadi/24439
.
لینک دعوت به کانال
👇
https://t.me/+CSoLVDBne9UwOGFk | 619 |
| 19 | No text... | 524 |
| 20 | (ادامه از فرسته قبل)
میتوانند با خطای انسانی همراه شوند.
.
بر این اساس، اگر صرفاً امکان نظری «خطای سهوی» را معیار قرار دهیم، حساسترین حلقههای زنجیره را میتوان در فرایندهای ادراکی و شناختی پیامبر، صورتبندی زبانی و گفتاری، شنیدن مخاطبان، حافظه و انتقال شفاهی، و سپس کتابت و نسخهبرداری جستوجو کرد.
اهمیت مسئله در این است که اگر مصونیت مطلق هر یک از این حلقهها ادعا میشود، باید برای هر حلقه دلیل مستقلی ارائه شود.
بنابراین، پرسش اصلی این یادداشت این است که «آیا میتوان برای تمام حلقههای انسانی و تاریخی میان وحی و انسان کنونی، مصونیت از خطای سهوی را اثبات کرد؟»
همین پرسش، بدون پیشفرض تحریف یا عدم تحریف، میتواند موضوعی مستقل برای پژوهش در معرفتشناسی وحی، علوم شناختی، زبان، حافظه و تاریخ انتقال متون دینی باشد.
.
https://t.me/QuranMushaf2023/537 | 667 |
