en
Feedback
کانال علمی افق رویداد

کانال علمی افق رویداد

Open in Telegram

#زن_زندگی_آزادی #مرد_میهن_آبادی صفحه رسمی کانال افق رویداد تاسیس ۲۰۱۵ کانال دیگر ما: @ofoghroydad آرشیو مستند و کلیپ علمی و کتاب: @ofoghclip

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel کانال علمی افق رویداد

Channel کانال علمی افق رویداد (@ofoghroydadd) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 13 229 subscribers, ranking 15 193 in the Education category and 24 701 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 13 229 subscribers.

According to the latest data from 20 July, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 168 over the last 30 days and by 5 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 21.94%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 8.67% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 2 903 views. Within the first day, a publication typically gains 1 147 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as پژوهش, پژوهشگر, مغز, جا, مانند.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
#زن_زندگی_آزادی #مرد_میهن_آبادی صفحه رسمی کانال افق رویداد تاسیس ۲۰۱۵ کانال دیگر ما: @ofoghroydad آرشیو مستند و کلیپ علمی و کتاب: @ofoghclip

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 21 July, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Education category.

13 229
Subscribers
+524 hours
+427 days
+16830 days
Attracting Subscribers
July '26
July '26
+114
in 8 channels
June '26
+227
in 10 channels
Get PRO
May '26
+63
in 6 channels
Get PRO
April '26
+21
in 0 channels
Get PRO
March '26
+14
in 0 channels
Get PRO
February '26
+87
in 4 channels
Get PRO
January '26
+50
in 2 channels
Get PRO
December '25
+100
in 13 channels
Get PRO
November '25
+93
in 17 channels
Get PRO
October '25
+113
in 18 channels
Get PRO
September '25
+167
in 24 channels
Get PRO
August '25
+84
in 19 channels
Get PRO
July '25
+206
in 23 channels
Get PRO
June '25
+201
in 10 channels
Get PRO
May '25
+111
in 16 channels
Get PRO
April '25
+157
in 21 channels
Get PRO
March '25
+162
in 15 channels
Get PRO
February '25
+119
in 19 channels
Get PRO
January '25
+174
in 16 channels
Get PRO
December '24
+150
in 12 channels
Get PRO
November '24
+162
in 10 channels
Get PRO
October '24
+232
in 20 channels
Get PRO
September '24
+245
in 14 channels
Get PRO
August '24
+226
in 21 channels
Get PRO
July '24
+159
in 22 channels
Get PRO
June '24
+166
in 21 channels
Get PRO
May '24
+231
in 28 channels
Get PRO
April '24
+331
in 30 channels
Get PRO
March '24
+265
in 22 channels
Get PRO
February '24
+376
in 25 channels
Get PRO
January '24
+463
in 37 channels
Get PRO
December '23
+312
in 27 channels
Get PRO
November '23
+329
in 18 channels
Get PRO
October '23
+281
in 20 channels
Get PRO
September '23
+256
in 0 channels
Get PRO
August '23
+274
in 0 channels
Get PRO
July '23
+350
in 0 channels
Get PRO
June '23
+625
in 0 channels
Get PRO
May '23
+208
in 0 channels
Get PRO
April '23
+203
in 0 channels
Get PRO
March '23
+114
in 0 channels
Get PRO
February '23
+84
in 0 channels
Get PRO
January '23
+90
in 0 channels
Get PRO
December '22
+84
in 0 channels
Get PRO
November '22
+64
in 0 channels
Get PRO
October '22
+100
in 0 channels
Get PRO
September '22
+154
in 0 channels
Get PRO
August '22
+170
in 0 channels
Get PRO
July '22
+377
in 0 channels
Get PRO
June '22
+184
in 0 channels
Get PRO
May '22
+157
in 0 channels
Get PRO
April '22
+228
in 0 channels
Get PRO
March '22
+150
in 0 channels
Get PRO
February '22
+120
in 0 channels
Get PRO
January '22
+245
in 0 channels
Get PRO
December '21
+152
in 0 channels
Get PRO
November '21
+66
in 0 channels
Get PRO
October '21
+330
in 0 channels
Get PRO
September '21
+46
in 0 channels
Get PRO
August '21
+3 883
in 0 channels
Get PRO
July '21
+128
in 0 channels
Get PRO
June '21
+131
in 0 channels
Get PRO
May '21
+73
in 0 channels
Get PRO
April '21
+65
in 0 channels
Get PRO
March '21
+88
in 0 channels
Get PRO
February '21
+120
in 0 channels
Get PRO
January '21
+200
in 0 channels
Get PRO
December '20
+9 132
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
21 July0
20 July+5
19 July+6
18 July+18
17 July+7
16 July+5
15 July+4
14 July+4
13 July0
12 July+3
11 July+4
10 July+3
09 July+3
08 July+4
07 July+6
06 July+2
05 July+13
04 July+3
03 July+7
02 July+7
01 July+10
Channel Posts
برای اولین، گفت‌وگوی زنده و مستقیم با برنده جایزه نوبل 🏆 📣 رویداد ویژه گفت‌وگوی زنده با پروفسور کاتالین کاریکو (Katalin Kar
برای اولین، گفت‌وگوی زنده و مستقیم با برنده جایزه نوبل 🏆 📣 رویداد ویژه گفت‌وگوی زنده با پروفسور کاتالین کاریکو (Katalin Karikó)، برنده جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی ۲۰۲۳ ✨ فرصتی بی‌نظیر برای شنیدن روایتی دست‌اول از زندگی پروفسور کاتالین کاریکو و آشنایی با نوآوری بزرگ ایشان در فناوری mRNA؛ دستاوردی که نقش مهمی در نجات جان میلیون‌ها انسان داشت و جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی ۲۰۲۳ را برای ایشان به ارمغان آورد. ✅ به صورت کاملا رایگان (آنلاین) 🗓️ زمان برگزاری: ۱۰ مرداد | ساعت ۱۸ به وقت ایران
💢 اطلاعات مربوط به ثبت‌نام بخش حضوری، به‌زودی اعلام خواهد شد.
🔗 لینک ثبت‌نام مستقیم 🌱 توصیه می‌کنیم این فرصت کم‌نظیر را که شاید هر چند دهه یک‌بار برای جامعه علمی کشور فراهم شود، از دست ندهید. با توجه به شرایط کشور، برای اطلاع‌رسانی هرچه گسترده‌تر و حضور هرچه بیشتر علاقه‌مندان در این رویداد، ممنون می‌شویم با اشتراک‌گذاری این پست در گروه‌های دانشجویی و بین دوستان خود، ما را همراهی کنید. 🤍 اینستاگرام | تلگرام | لینکدین | بله | درباره ما ┏━━━━━━      🆔 @UIBiologists🔬🧬 ┗━━━━━━

2
نخستین کشف جَو در یک سیاره سنگیِ بالقوه قابل‌سکونت خارج از منظومه شمسی برای نخستین بار، اخترشناسان موفق شدند وجود جوّ را در یک سیاره سنگی خارج از منظومه شمسی که در منطقه قابل‌سکونت ستاره خود قرار دارد، شناسایی کنند. این سیاره که LHS 1140 b نام دارد، یکی از مهم‌ترین اهداف جست‌وجوی جهان‌های شبیه زمین محسوب می‌شود. تا پیش از این، دانشمندان بیش از ۲۰ سال توانسته بودند جوّ سیارات فراخورشیدی را بررسی کنند، اما این موفقیت عمدتاً محدود به سیارات بزرگ گازی و بسیار متفاوت از زمین، مانند مشتری‌های داغ، بود. اکنون برای نخستین بار نشانه‌هایی از جوّ در یک سیاره سنگی و بالقوه مناسب برای وجود آب مایع مشاهده شده است. کالین چروبیم، دانشمند علوم سیاره‌ای در دانشگاه هاروارد و نویسنده اصلی پژوهش منتشرشده در مجله Science، می‌گوید: «این نخستین بار است که کسی جوّ یک سیاره سنگی در منطقه قابل‌سکونت یک ستاره دیگر را پیدا کرده است.» ویژگی‌های سیاره LHS 1140 b این سیاره حدود ۵ برابر جرم زمین و حدود ۱٫۷ برابر شعاع زمین دارد. این ویژگی‌ها نشان می‌دهد که احتمالا یک سیاره سنگی با ترکیبی شبیه زمین است، اما ممکن است دارای لایه‌ای نازک از جوّ و شاید مقداری آب باشد. سیاره LHS 1140 b در فاصله حدود ۵۰ سال نوری از زمین قرار دارد و به دور یک کوتوله سرخ می‌چرخد. این ستاره تقریبا یک‌پنجم جرم و اندازه خورشید را دارد و بسیار سردتر از آن است. اهمیت این یافته حدود ۲۰ سال پیش، دانشمندان حتی نمی‌دانستند آیا سیارات سنگی مشابه زمین در اطراف ستارگان دیگر رایج هستند یا نه. سپس مشخص شد که این سیارات فراوان‌اند و برخی از آن‌ها در منطقه قابل‌سکونت ستاره خود قرار دارند. اما پرسش بزرگ‌تر این بود: آیا این سیارات توانسته‌اند جوّ خود را حفظ کنند؟ اکنون دانشمندان می‌دانند که دست‌کم یکی از آن‌ها چنین قابلیتی داشته است. کشف جوّ هلیومی پژوهشگران پیش از این با استفاده از مدل‌های رایانه‌ای پیش‌بینی کرده بودند که LHS 1140 b ممکن است دارای جوّی عمدتاً متشکل از هلیوم باشد. این مدل نشان می‌داد برخی سیارات می‌توانند هیدروژن سبک خود را از دست بدهند، اما هلیوم را حفظ کنند؛ فرآیندی که ممکن است دسته‌ای جدید از سیارات موسوم به جهان‌های هلیومی ایجاد کند. خروج هلیوم از جوّ سیاره نتایج نشان داد سیاره LHS 1140 b نشانه‌هایی از وجود جوّ هلیومی دارد؛ هلیومی که با سرعت صدها هزار کیلوگرم در ثانیه در حال فرار به فضاست. این جریان گازی به دلیل تابش ستاره تا دمای بیش از ۴۷۰۰ درجه سانتی‌گراد گرم شده و احتمالا تحت تاثیر بادهای ستاره‌ای یا تعامل میدان مغناطیسی سیاره و ستاره قرار دارد. با این حال، این خروج گاز دائمی و ثابت نیست؛ زیرا زمانی که دانشمندان در سال ۲۰۲۵ دوباره سیاره را بررسی کردند، این پدیده مشاهده نشد. مقاومت شگفت‌انگیز در برابر تابش ستاره ستاره‌های کوتوله سرخ معمولاً فعالیت‌های شدید پرتو ایکس و فرابنفش دارند که می‌تواند جوّ سیارات نزدیک را از بین ببرد. با این وجود، سیاره LHS 1140 b توانسته است بیش از ۳ میلیارد سال بخشی از جوّ خود را حفظ کند. این سیاره حدود ۴۲ درصد انرژی‌ای را دریافت می‌کند که زمین از خورشید دریافت می‌کند. بنابراین اگرچه در گذشته در معرض تابش‌های شدیدتر قرار داشته، فاصله مناسب آن از ستاره باعث شده احتمالاً مقدار زیادی از هلیوم اولیه خود را حفظ کند. آیا این سیاره میزبان حیات است؟ این کشف به معنای یافتن حیات فرازمینی نیست. وجود جوّ، حتی در منطقه قابل‌سکونت، تنها یکی از شرایط لازم برای امکان حیات است. دانشمندان اکنون باید بررسی کنند که آیا LHS 1140 b دارای ویژگی‌های دیگری مانند: اقیانوس‌های پایدار، ترکیبات شیمیایی مناسب، منابع انرژی قابل استفاده برای زیست‌کره، است یا نه. این پژوهش در مجله علمی Science منتشر شده است. 🚀 @ofoghroydad
1 592
3
چرا بدن انسان این‌ همه «نقص» دارد؟ پاسخ را باید در تکامل جست‌وجو کرد نکته: واژه نقص، کامل و طراحی، انسان‌محورانه است؛ اما برای پیشبرد بحث چاره‌ای هم جز استفاده از این واژه‌ها نیست؛ تلاش کرده‌ایم تا جای ممکن جایگزین بهتری پیدا کنیم. بدن انسان اغلب به‌عنوان نمونه‌ای از یک ساختار «کامل» توصیف می‌شود، اما از دیدگاه زیست‌شناسی تکاملی، بدن انسان نه محصول یک طراحی از پیش تعیین‌شده، بلکه نتیجه میلیاردها سال تغییرات تدریجی و انباشته‌شدن سازگاری‌های زیستی است. تکامل مانند یک مهندس که سامانه‌ای را از صفر و بر اساس یک نقشه کامل طراحی می‌کند عمل نمی‌کند؛ بلکه بر پایه ساختارهای موجود تغییر ایجاد می‌کند. به همین دلیل، بدن انسان مجموعه‌ای از سازگاری‌ها و مصالحه‌های تکاملی است؛ ویژگی‌هایی که در شرایط گذشته برای بقا و تولیدمثل کافی بوده‌اند، اما همچنان محدودیت‌هایی را به ارث گذاشته‌اند که بر سلامت و عملکرد انسان امروزی اثر می‌گذارند. یکی از نمونه‌های روشن این موضوع ستون فقرات انسان است. ستون فقرات از نیاکان چهارپای ما به ارث رسیده است؛ ساختاری که در اصل برای حرکت افقی و محافظت از نخاع در جانوران چهارپا شکل گرفته بود. با تکامل راه رفتن روی دو پا، همین ساختار باید وظایف جدیدی مانند تحمل وزن بدن در وضعیت عمودی، حفظ تعادل و فراهم کردن انعطاف‌پذیری را بر عهده می‌گرفت. این تغییر تدریجی(چند میلیون‌ ساله) باعث شد ستون فقرات انسان در برابر برخی فشارها حساس‌تر باشد و زمینه برای مشکلاتی مانند کمردرد، فتق دیسک و فرسایش مهره‌ها فراهم شود. نمونه مشهور دیگر، عصب حنجره است. این عصب به‌جای طی کردن یک مسیر مستقیم از مغز به حنجره، مسیری طولانی‌تر را طی می‌کند؛ ابتدا به سمت قفسه سینه پایین می‌رود، دور یکی از سرخرگ‌های بزرگ حلقه می‌زند و سپس به سمت حنجره بازمی‌گردد. دلیل این مسیر به تاریخ تکاملی مهره‌داران بازمی‌گردد؛ زمانی که ساختارهای مرتبط با آبشش‌ها چنین آرایشی داشتند. با تغییرات بعدی در بدن مهره‌داران و افزایش طول گردن، این مسیر همچنان باقی ماند، زیرا تغییر آن از نظر تکاملی ضروری یا آسان نبود.(واژه ضرروی هم بار انسان‌محورانه دارد) چشم انسان نیز نمونه‌ای از اثر تاریخ تکاملی است. در مهره‌داران، شبکیه به شکلی سازمان یافته که سلول‌های گیرنده نور پشت لایه‌های عصبی قرار گرفته‌اند؛ بنابراین نور پیش از رسیدن به گیرنده‌ها باید از میان این لایه‌ها عبور کند. همچنین محل خروج عصب بینایی از شبکیه باعث ایجاد ناحیه‌ای بدون گیرنده نوری می‌شود که به آن نقطه کور گفته می‌شود.مغز انسان معمولا این ناحیه را به‌صورت خودکار پر می‌کند و ما متوجه آن نمی‌شویم. دندان‌های انسان نیز بازتابی از مسیر تکاملی ما هستند. انسان تنها دو مجموعه دندان، شیری و دائمی، تولید می‌کند و برخلاف برخی جانوران مانند کوسه‌ها توانایی جایگزینی مداوم دندان‌ها را ندارد. همچنین دندان‌های عقل زمانی برای آرواره‌های بزرگ‌تر و رژیم غذایی سخت‌تر نیاکان انسان مفید بودند، اما با تغییرات تدریجی در اندازه فک و شیوه تغذیه، در بسیاری از انسان‌های امروزی فضای کافی برای رویش طبیعی آن‌ها وجود ندارد و ممکن است باعث نهفتگی یا ازدحام دندان‌ها شوند. لگن انسان نیز نمونه‌ای از یک سازگاری همراه با مصالحه است. از یک سو، ساختار لگن باید برای راه رفتن کارآمد روی دو پا مناسب باشد و از سوی دیگر باید امکان تولد نوزادی با مغز بزرگ را فراهم کند. نتیجه این تعادل پیچیده، فرایند زایمان دشوارتر در انسان نسبت به بسیاری از پستانداران دیگر است؛ موضوعی که در طول تاریخ باعث اهمیت همکاری اجتماعی و مراقبت جمعی هنگام تولد شده است. وستیجیتال برخی ساختارهای بدن نیز باقی مانده‌اند، زیرا وجود آن‌ها به اندازه‌ای زیان‌بار نبوده که انتخاب طبیعی باعث حذف کاملشان شود. یعنی کارکرد اجدادی خودشان را از دست داده‌اند. برای مثال، آپاندیس دیگر مانند گذشته اندامی کاملا بی‌کارکرد در نظر گرفته نمی‌شود و احتمالا در عملکرد ایمنی و حفظ برخی باکتری‌های مفید روده نقش محدودی دارد، هرچند می‌تواند دچار التهاب شود. سینوس‌های اطراف بینی نیز احتمالاً در ویژگی‌هایی مانند سبک‌تر شدن جمجمه و تغییر کیفیت صدا نقش دارند، اما ساختار آن‌ها می‌تواند انسان را مستعد گرفتگی و برخی عفونت‌ها کند. همچنین عضلات کوچک اطراف گوش که در بسیاری از پستانداران برای حرکت دادن گوش‌ها و جهت‌یابی بهتر صدا کاربرد دارند، در انسان معمولا نقش بسیار محدودی دارند. این نمونه‌ها نشان می‌دهند که بدن انسان حاصل یک مسیر طولانی تاریخی است؛ مسیری که در آن تغییرات جدید بر پایه ساختارهای قدیمی شکل گرفته‌اند. تکامل تلاش نمی‌کند موجودات زنده را به یک وضعیت نهایی یا کامل برساند، بلکه ویژگی‌هایی را حفظ می‌کند که در شرایط مشخص، برای بقا و تولیدمثل سودمند هستند. از این دیدگاه، ویژگی‌هایی مانند کمردرد، دشواری زایمان، مشکلات دندان عقل یا برخی مشکلات سینوسی صرفا اتفاقاتی رندوم نیستند؛ بلکه پیامدهای طبیعی تاریخ تکاملی انسان و سازگاری‌های تدریجی‌ای هستند که طی میلیون‌ها سال شکل گرفته‌اند. 🚀 @ofoghroydadd 🔗theconversation
2 521
4
کنه های پوستی که در شب روی صورت ما جفت‌گیری می‌کنند به تدریج با انسان‌ها ترکیب می شوند خواندن: https://t.me/ofoghroydadd/11537
2 537
5
دیشب یک گزارشی از پژوهش‌هایی خواندم جالب بود؛ و البته تاییدی بر هرچه پیش‌تر نوشته‌‌ایم. چون خیلی طولانی هست، از هوش مصنوعی خواستم نکات مهم آن گزارش را لیست کند: وقتی هوش مصنوعی به‌جای ما فکر می‌کند، چه چیزی از دست می‌دهیم؟ مقاله حول یک نگرانی اصلی می‌چرخد: هوش مصنوعی می‌تواند زندگی و کار انسان را آسان‌تر کند، اما اگر جایگزین فرآیند فکر کردن شود، ممکن است بخشی از توانایی‌های شناختی ما را تضعیف کند. ⬅️دانشگاه شیکاگو برای دانشجویان سال اول حقوق محدودیت‌هایی برای استفاده از لپ‌تاپ، گوشی و هوش مصنوعی گذاشته است. هدف این تصمیم جلوگیری از تقلب نیست، بلکه حفظ توانایی دانشجویان در فکر کردن مستقل، ساختن استدلال و حل مسئله بدون کمک ماشین است. دیدگاه دانشگاه این است که دانشجویان ابتدا باید یاد بگیرند چگونه خودشان فکر کنند و بعد بیاموزند چگونه از AI به شکل حرفه‌ای استفاده کنند. ⬅️نگرانی اصلی مقاله، از بین رفتن چیزی است که در علوم شناختی «کلنجار سازنده» نامیده می‌شود؛ یعنی همان فرآیند دشوارِ تلاش، اشتباه، اصلاح، بازنگری و درگیری ذهنی که باعث یادگیری عمیق می‌شود. وقتی هوش مصنوعی بلافاصله پاسخ آماده ارائه می‌دهد، انسان ممکن است این مرحله ضروری رشد ذهنی را دور بزند. ⬅️پژوهش‌هایی که مقاله به آن‌ها اشاره می‌کند نشان می‌دهند استفاده سریع و بدون تأمل از AI می‌تواند باعث توهم شایستگی و توهم دانایی شود؛ یعنی فرد احساس کند موضوعی را یاد گرفته، در حالی که فقط خروجی یک سیستم را دریافت کرده است. ممکن است کار سریع‌تر و زیباتر انجام شود، اما دانش و مهارت واقعی در ذهن فرد شکل نگرفته باشد. ⬅️این مسئله به تنبلی فراشناختی مربوط می‌شود؛ یعنی کاهش درگیری ذهن با فرآیندهایی مثل ارزیابی ایده‌ها، پیدا کردن خطاها، ساختن استدلال و پرسشگری. در این حالت انسان به جای اینکه تولیدکننده فکر باشد، به مصرف‌کننده و اصلاح‌کننده خروجی ماشین تبدیل می‌شود. ⬅️با این حال، مقاله نمی‌گوید هوش مصنوعی ذاتاً مضر است. تفاوت اصلی در نحوه استفاده است. اگر AI پاسخ نهایی را جایگزین فکر انسان کند، می‌تواند مهارت‌ها را تضعیف کند؛ اما اگر مانند یک مربی عمل کند، با پرسیدن سؤال، ارائه سرنخ و نقد ایده‌ها، می‌تواند یادگیری را تقویت کند. ⬅️در حوزه خلاقیت نیز اثر دوگانه وجود دارد. از یک طرف، هوش مصنوعی می‌تواند به انسان‌ها کمک کند ایده‌های جدید پیدا کنند، بین حوزه‌های مختلف ارتباط برقرار کنند و برای افراد کم‌تجربه توانایی ایده‌پردازی ایجاد کند. از طرف دیگر، استفاده گسترده از خروجی‌های مشابه الگوریتمی ممکن است باعث شود آثار هنری و فکری به سمت یک‌شکل شدن حرکت کنند و تنوع خلاقیت کاهش یابد. ⬅️نگرانی عمیق‌تر این است که در آینده انسان‌ها به جای خالق و متفکر، تبدیل به ناظر و تأییدکننده خروجی ماشین‌ها شوند. برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند هرچه اعتماد افراد به پیشنهادهای AI بیشتر شود، احتمال کاهش بررسی انتقادی پاسخ‌ها نیز افزایش می‌یابد. در نهایت، مقاله آینده را میان دو مسیر می‌بیند: گروه وابسته که هوش مصنوعی را جایگزین فکر کردن خود می‌کند و به تدریج استقلال شناختی‌اش کاهش می‌یابد؛ و گروه توانمندشده که از AI به‌عنوان ابزار استفاده می‌کند، اما فرآیند اصلی تحلیل، قضاوت و خلاقیت را نزد خود نگه می‌دارد. نتیجه اصلی مقاله: مسئله این نیست که انسان از هوش مصنوعی استفاده کند یا نکند؛ مسئله این است که آیا AI به یک «تقویت‌کننده ذهن» تبدیل می‌شود یا به «جانشین ذهن». بهترین استفاده زمانی است که انسان ابتدا خودش فکر کند، سپس از هوش مصنوعی برای نقد، گسترش، آزمایش و بهبود ایده‌هایش کمک بگیرد. ترجمه و گردآوری: پویش پورمحمد 🚀 @ofoghroydadd
2 646
6
تکامل چطور عمل می کند؟ ™️کاری از گروه تکامل➕ملاشاهی 🎙دوبله فارسی 🚀 @ofoghroydadd
تکامل چطور عمل می کند؟ ™️کاری از گروه تکامل➕ملاشاهی 🎙دوبله فارسی 🚀 @ofoghroydadd
3 610
7
در زیر طبقه‌بندی مواضع اصلی نسبت به گزاره «خدا وجود دارد» را می‌آورم این طبقه‌بندی بر پایه دو محور مستقل است: محور باور (آیا فرد باور دارد خدا وجود دارد؟) و محور معرفت‌ادعا (آیا فرد مدعی می‌شود که این پرسش اصولاً قابل‌دانستن است؟). ۱. خداباوری (Theism) باور به وجود خدا یا خدایان. خود به انواعی چون خداباوری کلاسیک (خدای مداخله‌گر ادیان ابراهیمی)، دئیسم و پانته‌ایسم و غیره تقسیم می‌شود که در ادامه می‌آید. ۲. بی‌خدایی نرم (Weak/Negative Atheism) فقدان باور به وجود خدا، بدون ادعای اثباتی دربارهٔ عدم وجود آن. موضعی صرفاً سلبی است.(عدم باور به وجود خدا) ۳. بی‌خدایی سخت (Strong/Positive Atheism) باور فعال به عدم وجود خدا؛ ادعایی اثباتی که خود نیازمند استدلال است، نه فقط فقدان باور.(باور به عدم وجود خدا) هر دو مورد ۲ و ۳ بیخدایی هستند. ۴. ندانم‌گرایی ضعیف/موقت (Weak Agnosticism) تعلیق حکم به دلیل نبود شواهد کافی در حال حاضر، همراه با این باور که اصولا پرسش قابل‌حل است اگر شواهد بیشتری در دسترس باشد. ۵. ندانم‌گرایی سخت/دائمی (Strong Agnosticism) این ادعای قوی‌تر که پرسش وجود خدا ذاتا و برای همیشه فراتر از دسترس معرفت بشری است، صرف‌نظر از هر پیشرفتی در شواهد یا استدلال. «تا ابد» به دلیل ماهیت تعریف خدا نمیتوان اثبات یا ردش کرد. «تا ابد» باید ادا شود. ۶. ایگناستیسیسم یا ناشناخت‌گرایی الهیاتی (Ignosticism / Theological Noncognitivism) این موضع که پیش از پرسیدن «آیا خدا وجود دارد؟» باید پرسید «آیا مفهوم خدا اصلا معنادار و قابل‌آزمون است؟». اگر تعریف خدا چنان مبهم یا غیرقابل‌ابطال باشد که هیچ مشاهده‌ای نتواند آن را تایید یا رد کند، گزاره «خدا وجود دارد» از نظر شناختی تهی تلقی می‌شود. این موضع با نقد ابطال‌پذیری آنتونی فلو و با پوزیتیویسم منطقی (آیر، کارنپ) پیوند نزدیک دارد. ۷. دئیسم (Deism) باور به خدایی که جهان را آفرید اما پس از آن هیچ مداخله‌ای در آن ندارد؛ خدایی غیرشخصی و غیرمداخله‌گر، برخلاف خدای ادیان ابراهیمی. ۸. پانته‌ایسم (Pantheism) همانی خدا با کل جهان هستی؛ خدا نه موجودی جدا از جهان، بلکه خودِ جهان یا نظم کلی آن است. اسپینوزا نماینده کلاسیک این موضع است. جهان و قوانینش خداست. ۹. پان‌ان‌ته‌ایسم (Panentheism) جهان بخشی از خداست اما خدا فراتر از جهان نیز هست؛ برخلاف پانته‌ایسم که خدا را عین جهان می‌داند. ۱۰. آپاته‌ایسم یا بی‌تفاوت‌گرایی (Apatheism) نه انکار و نه اثبات، بلکه بی‌اعتنایی عملی به پرسش؛ فرد پرسش وجود خدا را بی‌ربط به زندگی خود می‌داند، صرف‌نظر از پاسخ آن. فرد می‌تواند هم‌زمان «بی‌خدای نرم» و «ندانم‌گرای ضعیف» باشد (باور ندارد، و معتقد است فعلا هم قابل‌دانستن نیست). این دو غالبا در گفتار روزمره باهم خلط می‌شوند، اما از نظر منطقی مستقل‌اند. سام آریامنش نسخه قبلی 🚀 @ofoghroydadd
2 762
8
تکامل رندوم نیست دانشمندان دریافتند که از یک مجموعه ژن یکسان به مدت ۱۲۰ میلیون سال استفاده شده است به نظر می‌رسد تکامل بیش از آنچه انتظار می‌رفت از الگوهای تکرارشونده پیروی می‌کند(یعنی قابلیت پیش‌بینی پذیری بالاتر). پژوهشگران دریافتند که پروانه‌ها و شب‌پره‌های خویشاوندِ دور، بیش از ۱۲۰ میلیون سال از همان دو ژن برای ایجاد رنگ‌های هشداردهنده بسیار مشابه استفاده کرده‌اند. تکامل به جای تغییر خود ژن‌ها، نحوه روشن و خاموش شدن آن‌ها را تغییر داده است. این یافته نشان می‌دهد که فرایند تکامل ممکن است در برخی جنبه‌ها بسیار قابل‌پیش‌بینی‌تر از آن چیزی باشد که پیش‌تر تصور می‌شد. دانشمندان شواهدی یافته‌اند که نشان می‌دهد تکامل بیش از ۱۲۰ میلیون سال از یک «برگه تقلب ژنتیکی» مشترک استفاده کرده است؛ یافته‌ای که این احتمال را مطرح می‌کند که سیر تحول حیات روی زمین شاید از آنچه قبلاً تصور می‌شد، قابل‌پیش‌بینی‌تر باشد. یک گروه بین‌المللی از پژوهشگران به رهبری دانشگاه یورک و مؤسسه ولکام سنگر، پروانه‌ها و شب‌پره‌های جنگل‌های بارانی آمریکای جنوبی را بررسی کردند. اگرچه این گونه‌ها از نظر تکاملی نسبتاً دور از یکدیگر هستند، بسیاری از آن‌ها الگوهای رنگی بسیار مشابهی روی بال‌های خود دارند که به عنوان علامت هشدار برای شکارچیان عمل می‌کند. این پدیده «تقلید تکاملی» (Mimicry) نامیده می‌شود. ژن‌های مشترک پشت تقلید در پروانه‌ها و شب‌پره‌ها پژوهشگران تلاش کردند مشخص کنند کدام ژن‌ها این الگوهای رنگی مشترک را در هفت گونه دور از هم کنترل می‌کنند. با وجود فاصله تکاملی زیاد میان این گونه‌ها، آن‌ها دریافتند که هم پروانه‌ها و هم شب‌پره‌ها بارها و بارها از همان دو ژن به نام‌های «ivory» و «optix» برای تولید رنگ‌های هشداردهنده تقریباً یکسان استفاده کرده‌اند. اما تکامل خود این ژن‌ها را تغییر نداده است. در عوض، بر عناصر تنظیمی اثر گذاشته است؛ عناصری که اغلب به عنوان «کلیدهای ژنتیکی» توصیف می‌شوند و تعیین می‌کنند که یک ژن چه زمانی و در کدام بخش از بدن فعال شود. در پروانه‌ها، این کلیدهای ژنتیکی در گونه‌های مختلف به شیوه‌های مشابهی تغییر کرده بودند. در شب‌پره مورد مطالعه نیز دانشمندان با یافته‌ای جالب روبه‌رو شدند: این جانور از سازوکاری به نام «وارونگی ژنتیکی» (Inversion) استفاده کرده بود؛ یعنی بخشی بزرگ از DNA برعکس شده بود. این راهبرد شباهت چشمگیری به سازوکاری داشت که در یکی از گونه‌های پروانه مشاهده شده بود. شواهدی مبنی بر اینکه تکامل می‌تواند قابل پیش‌بینی باشد پروفسور کانچون داس‌ماهاپاترا از دپارتمان زیست‌شناسی دانشگاه یورک گفت: «تکامل همگرا، یعنی زمانی که گونه‌های نامرتبط به طور مستقل یک ویژگی مشابه را تکامل می‌دهند، در سراسر درخت حیات پدیده‌ای رایج است. اما به ندرت فرصت داریم که زیربنای ژنتیکی این پدیده را بررسی کنیم. با مطالعه هفت تبار پروانه و یک شب‌پره روزپرواز، نشان داده‌ایم که تکامل می‌تواند به طرز شگفت‌آوری قابل پیش‌بینی باشد و اینکه پروانه‌ها و شب‌پره‌ها از زمان دایناسورها تاکنون بارها و بارها دقیقاً از همان ترفندهای ژنتیکی برای ایجاد الگوهای رنگی مشابه استفاده کرده‌اند.» این یافته‌ها که در نشریه علمی PLoS Biology منتشر شده‌اند، نشان می‌دهند که تکامل همیشه فرایندی کاملاً تصادفی نیست، بلکه می‌تواند بارها از مسیرهای ژنتیکی مشابه عبور کند. چرا رنگ‌های هشداردهنده بارها ظاهر می‌شوند؟ پروفسور جوانا مایر از مؤسسه ولکام سنگر افزود: «این پروانه‌ها و شب‌پره که از نظر تکاملی فاصله زیادی از هم دارند، همگی برای پرندگانی که قصد خوردن آن‌ها را دارند سمی و نامطبوع هستند. آن‌ها بسیار شبیه یکدیگر به نظر می‌رسند، زیرا اگر پرندگان قبلاً یاد گرفته باشند که یک الگوی رنگی خاص به معنای "مرا نخور، من سمی هستم" است، برای گونه‌های دیگر نیز سودمند خواهد بود که همان رنگ‌های هشداردهنده را نمایش دهند. در این پژوهش نشان دادیم که این رنگ‌های هشداردهنده به‌ویژه موفق هستند، زیرا به نظر می‌رسد به دلیل حفظ شدن زیربنای ژنتیکی آن‌ها طی بیش از ۱۲۰ میلیون سال، تکامل دادن دوباره همین الگوهای رنگی نسبتاً آسان است.» این یافته‌ها چه معنایی برای پیش‌بینی تکامل دارند؟ درک این موضوع که تکامل اغلب از مسیرهای ژنتیکی تثبیت‌شده استفاده می‌کند، می‌تواند به دانشمندان کمک کند پیش‌بینی کنند گونه‌ها چگونه به تغییرات محیطی یا دگرگونی‌های اقلیمی پاسخ خواهند داد. اگر طبیعت تمایل داشته باشد بارها از راه‌حل‌های زیستی مشابه استفاده کند، پیش‌بینی سازگاری‌های آینده موجودات زنده ممکن است بسیار امکان‌پذیرتر از آن چیزی باشد که پیش‌تر تصور می‌شد. 🚀 @ofoghroydad نکته مهم: ۱. تیتر رسانه‌ای هست✅ ۲. تکامل تماما تصادفی است✅ ۳. رندوم با تصادفی فرق دارد (اینجا و اینجا)✅ ۴. تکامل در بخشی رندوم است و در بخشی نیست.✅
2 771
9
یافته‌ تازه: محیط پیچیده، نه لزوما محیط اجتماعی، ممکن است موتور تکامل هوش باشد این به چالش کشیده شدن یکی از فرضیه‌های درون تکامل مربوط به فرضیه تکامل هوش است. زیست‌شناسان دهه‌ها بر این باور بودند که تکامل مغزهای بزرگ عمدتا با زندگی اجتماعی پیچیده ارتباط دارد؛ ایده‌ای که به «فرضیه مغز اجتماعی» معروف است. بر اساس این دیدگاه، حیواناتی که در گروه‌های بزرگ‌تر و پیچیده‌تر زندگی می‌کنند، برای مدیریت روابط اجتماعی خود به مغزهای بزرگ‌تر نیاز دارند. این الگو در بسیاری از پستانداران اجتماعی مانند گرگ‌ها، شیرها، دلفین‌ها، نهنگ‌ها، خفاش‌ها و نخستی‌ها مشاهده شده است. اما سرپایان دریایی مانند اختاپوس‌ها، ماهی‌های مرکب (اسکوئیدها) و سپیداج‌ها (کاتل‌فیش‌ها) معمایی برای این فرضیه ایجاد کرده‌اند. این جانوران با وجود داشتن مغزهای نسبتا بزرگ و رفتارهای شناختی پیچیده، عموما موجوداتی منزوی هستند. بسیاری از گونه‌های اختاپوس حتی نسبت به همنوعان خود رفتارهای تهاجمی یا همنوع‌خواری نشان می‌دهند و برخلاف بسیاری از جانوران اجتماعی، فاقد ساختارهای خانوادگی و مراقبت والدینی طولانی‌مدت هستند. بنابراین این پرسش مطرح می‌شود که اگر زندگی اجتماعی عامل اصلی تکامل هوش است، چرا این جانوران مغزهای بزرگی دارند؟ پژوهش جدیدی که در نشریه iScience منتشر شده، پاسخ متفاوتی ارائه می‌دهد. پژوهشگران با تکیه بر «فرضیه مغز فرهنگی» استدلال می‌کنند که مغزهای بزرگ لزوما برای مدیریت روابط اجتماعی تکامل نیافته‌اند، بلکه برای ذخیره، پردازش و استفاده از اطلاعاتی که از طریق یادگیری به دست می‌آید انتخاب شده‌اند. در این چارچوب، زندگی اجتماعی تنها یکی از مسیرهای ممکن برای تکامل هوش محسوب می‌شود، نه تنها مسیر آن. پژوهشگران داده‌های مربوط به اندازه مغز، رفتار، زیست‌بوم و میزان اجتماعی بودن ۷۹ گونه از سرپایان را بررسی کردند. نتایج نشان داد که مهم‌ترین عامل مرتبط با مغزهای بزرگ در این گروه، نه اجتماعی بودن، بلکه نوع زیستگاه است. گونه‌هایی که در آب‌های کم‌عمق و بستر دریا زندگی می‌کنند، معمولا مغزهای بزرگ‌تری دارند. این محیط‌ها از نظر منابع غذایی و پیچیدگی فضایی غنی‌تر هستند و جانور برای بقا باید مدام یاد بگیرد، تصمیم بگیرد و با شرایط متغیر سازگار شود. اختاپوس‌ها نمونه‌ای شاخص از این وضعیت‌اند. بدن نرم و انعطاف‌پذیر آن‌ها به آن‌ها اجازه می‌دهد در شکاف‌های گوناگون پنهان شوند، اشیاء را دستکاری کنند، از ابزار استفاده کنند و راهبردهای متنوعی برای شکار و دفاع به کار بگیرند. چنین محیطی یادگیری و حل مسئله را ارزشمند می‌کند و می‌تواند فشار تکاملی لازم برای رشد مغز را فراهم آورد، حتی بدون وجود زندگی اجتماعی پیچیده. در مقابل، گونه‌های سرپایی که رفتارهای اجتماعی بیشتری دارند، مانند برخی اسکوئیدها و سپیداج‌ها، الزاما مغزهای بزرگ‌تری نسبت به گونه‌های کم‌اجتماعی‌تر ندارند. این یافته با پیش‌بینی‌های فرضیه مغز اجتماعی سازگار نیست و نشان می‌دهد رابطه میان هوش و زندگی اجتماعی ممکن است بسیار محدودتر از آن چیزی باشد که پیش‌تر تصور می‌شد. البته این پژوهش نیز همچنان بر پایه همبستگی‌های آماری است و به‌تنهایی نمی‌تواند علت دقیق تکامل مغزهای بزرگ را نشان دهد. با این حال نتایج آن از این ایده حمایت می‌کند که هوش می‌تواند از مسیرهای متفاوتی تکامل یابد. به بیان دیگر، طبیعت تنها یک راه برای رسیدن به مغزهای بزرگ و رفتارهای پیچیده ندارد؛ برخی گونه‌ها از طریق تعاملات اجتماعی و برخی دیگر از طریق رویارویی با محیط‌های پیچیده و چالش‌برانگیز به این نقطه رسیده‌اند. جمع‌بندی اصلی پژوهش این است که اختاپوس‌ها و خویشاوندانشان نشان می‌دهند «هوش» الزاما محصول زندگی اجتماعی نیست. گاهی یک محیط غنی، متنوع و پرچالش می‌تواند به‌تنهایی همان فشار تکاملی را ایجاد کند که در دیگر جانوران از طریق زندگی گروهی به وجود آمده است. این یافته تصویری انعطاف‌پذیرتر و چندمسیره از تکامل هوش در جهان جانوران ارائه می‌دهد. 🚀 @ofoghroydadd The research was published in iScience. مستند جانور Animal ؛ با دوبله عالی این قسمت : اختاپوس کلیپ علمی فرگشت هوش: یک داستانِ ۶۰۰ میلیون ساله
2 622
10
. فرگشتِ قلب از: PBS Digital Studios ترجمه و زیرنویس از نادیه افشاری ⭐️@ofoghroydadd کانال یوتیوب مترجم 🖥 #فرگشت_قلب #تکامل_
. فرگشتِ قلب از: PBS Digital Studios  ترجمه و زیرنویس از نادیه افشاری ⭐️@ofoghroydadd کانال یوتیوب مترجم 🖥 #فرگشت_قلب #تکامل_قلب
3 595
11
چطور یک جهان بسازیم؟ خدا در این برنامه به ما یاد میدهد چطور یک جهان را خلق کنیم. 🚀 @ofoghroydadd نکات و نقدهای بسیار تیز و‌
چطور یک جهان بسازیم؟ خدا در این برنامه به ما یاد میدهد چطور یک جهان را خلق کنیم. 🚀 @ofoghroydadd نکات و نقدهای بسیار تیز و‌ موشکفانه‌ای درون ویدئو است. پیشنهاد می‌کنم هر بخش را که به علت سرعت متوجه نشدید به عقب برگردانید و دوباره ببینید.
3 528
12
پیشنهاد میکنم این دستور را در بخش مموری هوش مصنوعی خود ذخیره کنید: «در پاسخ‌های علمی، ادعاها را به داده، تفسیر و فرض تفکیک کن
پیشنهاد میکنم این دستور را در بخش مموری هوش مصنوعی خود ذخیره کنید: «در پاسخ‌های علمی، ادعاها را به داده، تفسیر و فرض تفکیک کن، سطح قطعیت را مشخص کن، دیدگاه مخالف را بیاور، و از قطعیت کاذب و روایت‌سازی پرهیز کن.» نکته: این دستور به همراه دستورات قبلی هوش مصنوعی شما را بسیار سختگیر می‌کند؛ تنها نقطه ضعفش همین است. 🚀 @ofoghroydad
3 545
13
همه پست یکجا 🐔
همه پست یکجا 🐔
3 263
14
این contingent از آن واژه‌های سخت است؛ یعنی: وابسته به شرایط خاص و رخدادهای دیگری که می‌توانستند جور دیگری باشند. مخالفش در فلسفه این است: ضروری necessary یا اقتضایی مثال: اینکه امروز شما فارسی حرف می‌زنید contingent است. چرا؟ چون اگر هزاران رویداد تاریخی متفاوت رخ داده بود، شاید امروز زبان مادری شما چیز دیگری بود. هیچ قانون فیزیکی جهان ایجاب نمی‌کرد که شما حتما فارسی‌زبان باشی. مثال برای ضروری: آب از دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن تشکیل شده است. این تقریبا ناشی از قوانین بنیادی فیزیک و شیمی است. اما: امپراتوری هخامنشی شکل گرفت. این contingent است. یعنی رخدادی تاریخی بود که می‌توانست رخ ندهد. در بحث تکامل، گولد می‌گفت: تاریخ حیات روی زمین بسیار contingent است. یعنی اگر زمان را به عقب برگردانیم و دوباره اجرا کنیم، رخدادهای کوچک می‌توانند پیامدهای عظیم ایجاد کنند. اگر آن شهاب سنگ به زمین برخورد نمی‌کرد اگر یک گونه اولیه منقرض می‌شد اگر یک جهش کلیدی رخ نمی‌داد ممکن بود کل مسیر بعدی حیات متفاوت شود. پس وقتی گولد می‌گوید: The history of life is contingent منظورش این نیست که تاریخ حیات بی‌علت بوده است. همچنین منظورش این نیست که رندوم محض بوده است. بلکه منظورش این است که: آنچه امروز می‌بینیم نتیجه زنجیره‌ای از رخدادهای تاریخی خاص است که بسیاری از آنها می‌توانستند به شکل دیگری رخ دهند. بنابراین بهترین برابری‌های فارسی برای contingent  اینهاست: وابسته به شرایط تاریخی خاص وابسته به رخدادهای خاص غیرضروری وابسته به اقتضائات تاریخی اقتضایی ➖➖➖➖ کمی هم در مورد دیدگاه موریس باید خیلی مراقب باشیم که جهت را با هدف اشتباه نگیریم. سایمون کانوی موریس معتقد است که در تکامل نوعی جهت‌گیری یا گرایش (trend) وجود دارد، اما نه به معنای وجود یک نقشه از پیش طراحی‌شده یا هدف غایی. او استدلال می‌کند که قوانین فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی و محدودیت‌های مهندسی زیستی، فضای راه‌حل‌های ممکن را محدود می‌کنند. بنابراین وقتی موجودات با مسائل مشابهی روبه‌رو می‌شوند، انتخاب طبیعی اغلب آنها را به سمت راه‌حل‌های مشابه سوق می‌دهد. اما این، با دیدگاه کلاسیک غایت‌شناسانه فرق دارد. اجازه بدهید سه موضع را از هم جدا کنیم: موضع اول: تکامل به سمت هدفی از پیش تعیین‌شده حرکت می‌کند. این دیدگاه غایت‌شناسانه (teleological) است و زیست‌شناسی آن را رد می‌کند. موضع دوم: تکامل هیچ جهت یا الگوی کلی ندارد و اگر تاریخ را تکرار کنیم نتایج کاملا متفاوت خواهند بود. این دیدگاهی است که معمولا با استیون جی گولد مرتبط است؛ که توضیح داده شد. موضع سوم: تکامل هدف ندارد، اما محدودیت‌های طبیعی باعث می‌شوند برخی مسیرها بارها تکرار شوند. این موضع کانوی موریس است. در واقع او بیشتر از واژه‌هایی مثل inevitability (تا حدی اجتناب‌ناپذیری) و convergence (همگرایی) استفاده می‌کند تا واژه direction یا همان جهت. حتی در برخی نوشته‌هایش تا آنجا پیش می‌رود که می‌گوید اگر تاریخ حیات را بارها تکرار کنیم، احتمال ظهور موجوداتی با هوش پیچیده شاید بسیار بیشتر از چیزی باشد که گولد تصور می‌کرد. البته این بخش کوچک از دیدگاه او محل بحث است و اجماع علمی قطعی پشت آن وجود ندارد. از نگاه فلسفی، موریس چیزی شبیه این را می‌گوید: طبیعت مقصدی ندارد، اما همه جاده‌ها هم به هر جایی ختم نمی‌شوند. این جمله به روح دیدگاه او نزدیک‌تر است. بله موریس نوعی جهت‌گیری آماری و ساختاری در تکامل می‌بیند، اما نه جهت به معنای هدف غایی، قصد، برنامه یا طراحی آگاهانه. این تمایز برای فهم موضع او بسیار مهم است. 🚀 @ofoghroydad این صفحه ۳ و پایانی بود صفحه ۲ صفحه ۱ این ۳ صفحه حاصل ساعت‌ها بحث من با هوش‌مصنوعی است و متن در نهایت ساده‌سازی شده و با منابع نیز بررسی شده است.  برای هر بخش منبع خواستید در دایرکت پیام بفرستید. برای شروع دو کتاب اصلی این دو نفر: Wonderful Life (۱۹۸۹) Life's Solution (۲۰۰۳)
3 553
15
گولد و موریس بی‌جهت ، نوعی جهت جهت را با هدف اشتباه نگیرید. این یکی از مهم‌ترین بحث‌های فلسفه تکامل در ۵۰ سال اخیر است. گولد و کانوی موریس هر دو تکامل را می‌پذیرفتند، اما درباره این پرسش اختلاف داشتند: «اگر نوار تاریخ حیات را به عقب برگردانیم و دوباره از اول اجرا کنیم، آیا نتیجه تقریبا مشابه می‌شود یا کاملا متفاوت؟» گولد می‌گفت: احتمالا کاملا متفاوت. کانوی موریس می‌گفت: در بسیاری موارد نتایج مشابهی دوباره ظاهر خواهند شد. گولد در کتاب Wonderful Life استدلال کرد که تاریخ تکامل به شدت وابسته به رخدادهای اتفاقی و شرایط خاص است. از دید او اگر زمان را به عقب برگردانیم و دوباره از عصر کامبرین شروع کنیم، احتمالا نه انسانی وجود خواهد داشت، نه پستانداران کنونی و نه حتی بسیاری از گروه‌های امروزی جانوران. مثال ساده: فرض کنید یک شهاب سنگ ۶۶ میلیون سال پیش به زمین برخورد نمی‌کرد. در آن صورت شاید دایناسورها همچنان گونه غالب می‌بودند و پستانداران هرگز فرصت گسترش پیدا نمی‌کردند. گولد از این نوع رخدادها نتیجه می‌گرفت که تاریخ تکامل تا حد زیادی contingent است؛ یعنی به رخدادهای خاص تاریخی وابسته است. اما کانوی موریس روی پدیده‌ای به نام همگرایی تکاملی (convergent evolution) تمرکز کرد. همگرایی تکاملی یعنی ویژگی‌های مشابه بارها و بارها در شاخه‌های کاملا مستقل تکامل پیدا کنند. مثال‌های مشهور: چشم‌های پیچیده در چند دودمان مستقل پرواز در حشرات، پرندگان و خفاش‌ها بدن دوکی شکل در کوسه‌ها، دلفین‌ها و برخی خزندگان دریایی منقرض شده اکولوکیشن در خفاش‌ها و دلفین‌ها از نظر کانوی موریس این تکرارها رندوم نیستند. او می‌گفت جهان فیزیکی محدودیت‌هایی دارد. مثلا: اگر موجودی بخواهد سریع در آب شنا کند، تعداد راه‌حل‌های موثر بسیار محدود است. قوانین هیدرودینامیک اجازه میلیون‌ها طراحی کاملا متفاوت را نمی‌دهند. بنابراین انتخاب طبیعی بارها به سمت راه‌حل‌های مشابه رانده می‌شود. به زبان ساده: گولد بیشتر بر «آزادی مسیرهای ممکن» تاکید می‌کرد. کانوی موریس بیشتر بر «محدودیت مسیرهای ممکن» تاکید می‌کرد. برای مثال تصور کنید می‌خواهیذ از قله کوهی پایین بیایید. گولد می‌گوید: هزاران مسیر وجود دارد و یک سنگ کوچک می‌تواند تو را به مسیر کاملا متفاوتی بیندازد. کانوی موریس می‌گوید: در نهایت شکل کوه باعث می‌شود بیشتر مسیرها به چند دره اصلی ختم شوند. امروزه بسیاری از زیست‌شناسان معتقدند هر دو بخشی از حقیقت را گفته‌اند. یعنی: رخدادهای تاریخی و شانس نقش مهمی دارند (نکته گولد). اما قوانین فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی و محدودیت‌های مهندسی زیستی نیز تعداد راه‌حل‌های موفق را محدود می‌کنند (نکته کانوی موریس). نکته ظریف اینجاست که کانوی موریس هیچگاه از هدف غایی دفاع نکرد و نمی‌کرد. او نمی‌گفت تکامل برای رسیدن به انسان برنامه‌ریزی شده است. او فقط می‌گفت اگر شرایط مشابه باشند، انتخاب طبیعی اغلب به برخی راه‌حل‌های مشابه همگرا می‌شود. پس همگرایی تکاملی به معنای وجود طراح یا هدف نهایی نیست؛ بلکه به معنای وجود محدودیت‌های طبیعی است که فضای راه‌حل‌ها را کوچک می‌کنند. به همین دلیل جمله‌ای که قبلا گفتم مهم است: نبود هدف غایی لزوما به معنای نبود جهت‌های آماری یا الگوهای تکرارشونده نیست. و برخلافش یعنی جهت‌دار بودن  هم به معنای هدف غایی داشتن نیست. تکامل هیچ مقصد از پیش تعیین‌شده‌ای ندارد، اما در عین حال برخی نتایج را بسیار محتمل‌تر از نتایج دیگر می‌کند. این دقیقا نقطه‌ای است که گولد و کانوی موریس از هم جدا می‌شوند. 🚀 @ofoghroydadd این صفحه ۲ بود صفحه قبلی صفحه بعدی
2 217
16
رنجی که از ضعف واژه‌ها می‌بریم بخشی از بسیاری از اختلاف های فلسفی و حتی علمی از خود واقعیت ناشی نمیشود، بلکه از محدودیت زبان ناشی میشود. مثلا در فارسی واژه های تصادفی، لتفاقی، شانسی، رندوم، بی علت، بی هدف و غیرقابل پیش بینی اغلب در گفتار روزمره به جای هم به کار میروند، در حالی که از نظر فلسفی و علمی مفاهیم متفاوتی هستند. همین مشکل در انگلیسی هم وجود دارد: Random Chance Contingent Accidental Stochastic Undirected Non-teleological هیچ کدام دقیقا معادل دیگری نیستند، اما در بحث های عمومی مدام با هم مخلوط میشوند. در مورد تکامل نیز یکی از ریشه های اصلی سوتفاهم همین است. مثلا یک زیست شناس وقتی میگوید: Evolution is undirected منظورش معمولا فاقد هدف غایی است. اما یک مخاطب ممکن است بشنود: Evolution is random به جز انتخاب طبیعی البته و بعد برداشت کند: پس همه چیز کاملا بی نظم و بی قانون است. در حالی که زیست شناس اصلا چنین چیزی نگفته است. یا برعکس، وقتی کسی میگوید: انتخاب طبیعی غیررندوم است برخی نتیجه میگیرند: پس یک شعور یا طراح پشت آن است. در حالی که این هم نتیجه گیری اشتباهی است. مشکل اصلی این است که زبان های طبیعی برای زندگی روزمره ساخته شده اند، نه برای دقت فلسفه تحلیلی یا زیست شناسی تکاملی. به همین دلیل فیلسوفان از زمان ارسطو تا امروز بخش بزرگی از کارشان را صرف روشن کردن معنای واژه ها کرده اند؛ چون خیلی وقت ها دعوا بر سر واقعیت نیست، بر سر معنای کلمات است. 🚀 @ofoghroydad بخشی از تکامل رندوم است(جهش) بخشی نیست(انتخاب طبیعی). تکامل جهتی ندارد(گولد)، جهت هم می‌داشت(موریس)، هدف غایی ندارد و هوشی و طراحی و علت فاعلی و یا مهندسی پشتش نیست(همه زیست‌شناسان؛ انتخاب طبیعی، کور، آزمون و خطا، نه مصنوعی یا آگاهانه).
2 179
17
🎥 فواصل کیهانی چطور اندازه‌گیری می‌شوند؟ 🚀 @ofoghroydad
🎥 فواصل کیهانی چطور اندازه‌گیری می‌شوند؟ 🚀 @ofoghroydad
2 789
18
۷۰. بین ۱۰ هزار تا ۱۲ هزار و ۱۹۵ نسل از انسان های مدرن از زمان ظهور انسان خردمند حدود ۳۰۰ هزار سال پیش تاکنون وجود داشته است.✅( اما بستگی به تعریف نسل دارد؛ قطعیت عددی نداریم). ۶۹. ماهی مرکب چشم هایی به شکل W دارد و دانشمندان هنوز نمی دانند چرا. ✅ ۶۸. هیچ شاهد همزمان و قطعی از وجود شاه آرتور در دست نیست. بیشتر روایت‌ها مربوط به قرون بعد هستند و به شدت اسطوره‌ای شده‌اند، اما برخی پژوهشگران احتمال می‌دهند این شخصیت می‌تواند بازتابی از یک یا چند رهبر محلی در بریتانیای پسارومی باشد، هرچند این فرضیه قطعی نیست و اجماع روشنی درباره آن وجود ندارد.✅ ۶۷. بدن انسان بسته به تعریف واژه حفره، هفت یا هشت حفره دارد. ✅ ۶۶. ما هنوز دقیقا نمی دانیم گرانش چقدر قوی است، با وجود این که انسان ها و فضاپیماها را به فضا فرستاده ایم. (نادرست❌) ۶۵. زمین آب زیادی دارد، اما همه آن از طریق ادرار انسان ها وارد چرخه آب نشده است، برخی متخصصان می گویند. دلیلش این است که زمین مقدار زیادی آب اولیه در اعماق خود به دام انداخته که این آب هرگز وارد چرخه آب نشده است. ⚠️ (نیمه درست؛ ارتباط دادن آن با ادرار نشده یک بیان غیرعلمی و طنزگونه است. بخش علمی درباره منشا آب زمین هنوز بحث دارد.) ۶۴. از دیدگاه تکاملی، انسان ها به یک اندازه با سگ ها و گربه ها مرتبط هستند. اما اگر به نحوه سازمان دهی رشته های DNA درون کروموزوم ها نگاه کنیم، ما به گربه ها نزدیک تر هستیم. ⚠️ (تا حدی درست؛ اما این جمله که در سازمان دهی DNA بیشتر به گربه نزدیکیم به این شکل استاندارد علمی ندارد. این بیشتر سوء برداشت از فیلوژنی مولکولی است.) ۶۳. دو گزینه برای عمیق ترین غار جهان وجود دارد و هر دو در آبخازیا، یک جمهوری خودمختار در جمهوری گرجستان قرار دارند. ✅ ۶۲. ببرها برای انسان ها نارنجی به نظر می رسند چون ما دید رنگی سه گانه داریم. اما برای طعمه هایشان که دید رنگی دو گانه دارند، مانند گوزن ها، ببرها سبز به نظر می رسند.✅ ۶۱. بیشتر فلزات در فضای بیرون به هم می چسبند چون در فضا اکسیژن وجود ندارد و در نتیجه لایه اکسید که آن ها را از هم جدا کند تشکیل نمی شود. ❌ (ساده سازی خطرناک و نادرست در شکل بیان در خلا، مشکل اکسید نشدن هست اما چسبیدن فلزات فقط به نبود اکسیژن ربط ندارد؛ به شرایط سطحی، انرژی سطحی و خلا فوق العاده بالا هم مربوط است. در کل از نظرم این توضیح کتابی غلط انداز است.) ۶۰. قدیمی ترین رودخانه جهان، رودخانه فینکه در استرالیا است که بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون سال پیش شکل گرفته است.✅ سام آریامنش 🚀 @ofoghroydad ۵۹ تای دیگر را بعدا میفرستم
2 873
19
🤯 چین از سال ۱۹۷۸ تاکنون حدود ۶۶ میلیارد درخت کاشته و برنامه دارد ده‌ها میلیارد درخت دیگر نیز اضافه کند تا از گسترش بیابان‌ه
🤯 چین از سال ۱۹۷۸ تاکنون حدود ۶۶ میلیارد درخت کاشته و برنامه دارد ده‌ها میلیارد درخت دیگر نیز اضافه کند تا از گسترش بیابان‌های گبی و تاکلاماکان جلوگیری کند. این جنگل‌های مصنوعی نقش مهمی در جذب دی‌اکسیدکربن دارند، اما تفاوت آن‌ها با جنگل‌های طبیعی از نظر رشد و چرخه کربن مورد بررسی قرار گرفته است. 🚀 @ofoghroydadd
2 676
20
🎧 در شلوغی با هندزفری 🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼
2 759