کانال علمی افق رویداد
#زن_زندگی_آزادی #مرد_میهن_آبادی صفحه رسمی کانال افق رویداد تاسیس ۲۰۱۵ کانال دیگر ما: @ofoghroydad آرشیو مستند و کلیپ علمی و کتاب: @ofoghclip
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel کانال علمی افق رویداد
Channel کانال علمی افق رویداد (@ofoghroydadd) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 13 397 subscribers, ranking 14 873 in the Education category and 24 219 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 13 397 subscribers.
According to the latest data from 08 October, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 41 over the last 30 days and by 0 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 22.39%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 8.70% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 2 999 views. Within the first day, a publication typically gains 1 165 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as پژوهش, پژوهشگر, مغز, جا, مانند.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“#زن_زندگی_آزادی
#مرد_میهن_آبادی
صفحه رسمی کانال افق رویداد
تاسیس ۲۰۱۵
کانال دیگر ما:
@ofoghroydad
آرشیو مستند و کلیپ علمی و کتاب:
@ofoghclip”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 09 October, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Education category.
کتاب با پرسشهایی آغاز میشود که امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارند: چرا برخی افراد به سوی افراطگرایی کشیده میشوند؟ چه کسانی بیشتر در برابر تفکر ایدئولوژیک آسیبپذیرند؟ و آیا میتوان ذهن را از بند جزماندیشی رها کرد؟ زمیگراد با تکیه بر پژوهشهای خود، نمونههایی شگفتانگیز پیش روی خواننده میگذارد. یکی از جذابترین آنها یک بازی ساده مرتبکردن کارتهاست؛ آزمونی که در آن قواعد بازی بیخبر تغییر میکنند. کسانی که در این بازی بهسختی خود را با قاعده تازه وفق میدهند، اغلب با همان سرسختی به باورهای سیاسی و اجتماعی خود نیز میچسبند. به این ترتیب، انعطاف یا خشکی ذهن در یک تمرین ساده، میتواند تصویری از نگاه کلی ما به زندگی به دست دهد. او از روانشناسی، علوم اعصاب و فلسفه بهره میگیرد تا به موضوعاتی چون اثر استرس بر خشکی ذهن، نقش شیوههای تربیتی در شکلگیری نگرشهای اقتدارگرا، زمینههای زیستی افراطگرایی و سازوکارهای پنهان پشت جزماندیشی بپردازد. نکته ارزشمند این کتاب آن است که به هیچ جناح سیاسی خاصی تعلق ندارد. زمیگراد نمیگوید کدام ایدئولوژی درست است و کدام نادرست؛ بلکه به خود «شیوه باور داشتن» میپردازد. پیام او این است که هرچند برخی افراد بیش از دیگران در معرض تفکر جزمیاند، همه ما میتوانیم انعطافپذیرتر بیندیشیم، از تفکر سیاه و سفید فاصله بگیریم، ابهام را بپذیریم و در برابر قواعد و اقتدارهای غیرعقلانی بایستیم. خواندن این کتاب تنها برای علاقهمندان به علوم اعصاب یا سیاست نیست. هر کسی که در جهانی قطبیشده زندگی میکند، با اخبار و تبلیغات سیاسی روبهرو میشود، در بحثهای خانوادگی و اجتماعی گرفتار جدالهای بیپایان میشود یا میخواهد بداند چرا گاهی تغییر عقیده اینقدر دشوار است، از خواندن آن بهره خواهد برد. «مغز ایدئولوژیزده» از همان زمان انتشار با استقبال گستردهای روبهرو شد و منتقدان و نویسندگانی چون استیون پینکر، کاس سانستین و ای. سی. گریلینگ آن را اثری تازه، روشنگر و بسیار مهم دانستند. گاردین و تلگراف نیز آن را در فهرست بهترین کتابهای سال ۲۰۲۵ جای دادند. اگر تاکنون تصور میکردید باورهای ما تنها اندیشههایی گذرا در ذهناند، این کتاب احتمالاً نگاهتان را دگرگون خواهد کرد. پس از خواندن آن، نهتنها باورهای دیگران، بلکه باورهای خودتان را نیز با نگاهی تازه، پرسشگرانه و منصفانهتر خواهید دید؛ و شاید از خود بپرسید باورهایتان با مغزتان چه میکنند. این کتاب:
The Ideological Brainخوشبختانه با ترجمه مهدی شفا، در نشر درنگ چاپ و در اختیار علاقهمندان قرار دارد. این کتاب میتوانید از طریق تلگرام بگیرید: 🌐 derang_pub 🌐 @Info_derang یا در سایت زیر 🔗 derangpub
رایحه شکلات تلخ نسبت به آب و شکلات شیری با کاهش گرسنگی، کاهش تمایل به خوردن و افزایش احساس سیری همراه شد. رایحه شکلات شیری از نظر شرکتکنندگان خوشایندتر بود، اما تغییر قابلتوجهی در احساس گرسنگی یا اشتها ایجاد نکرد. تفاوت در عملکرد ورزشی نیز قابل توجه بود. بوی شکلات تلخ باعث شد شرکتکنندگان در مجموع حدود ۱۸ تکرار بیشتر از گروه کنترل انجام دهند، در حالی که شکلات شیری حدود ۹ تکرار بیشتر ایجاد کرد. با این حال، میزان فشار و خستگی ادراکشده افزایش پیدا نکرد. بنابراین اثر مشاهدهشده بیشتر به افزایش حجم کاری مربوط بود تا اینکه افراد صرفا احساس کنند میتوانند فشار بیشتری تحمل کنند. پژوهشگران احتمال میدهند این پدیده به ارتباط میان سیستم بویایی، شبکههای مغزی مرتبط با اشتها و سازوکارهای انگیزشی مربوط باشد. مغز انسان از سالهای نخست زندگی بارها رایحه غذا را همزمان با خوردن آن تجربه میکند. در نتیجه، یک بوی آشنا میتواند بهعنوان یک «نشانه غذایی» عمل کرده و پیش از ورود غذا به بدن، مغز و برخی فرایندهای فیزیولوژیک را برای دریافت غذا آماده کند. به نظر میرسد رایحه شکلات تلخ ممکن است به دلیل ارتباط آموختهشده آن با غذایی غنی و سیرکننده، نوعی حالت پیشبینیکننده سیری ایجاد کند. در مقابل، رایحه شیرین شکلات شیری احتمالا بیشتر از طریق خوشایندی و ارزش پاداشدهنده خود بر انگیزش اثر گذاشته است. البته این توضیح هنوز یک فرضیه است، زیرا پژوهشگران فعالیت مغز یا هورمونهای مرتبط با اشتها را مستقیما اندازهگیری نکردند. این یافتهها هنوز به معنای آن نیست که بوی شکلات میتواند بهطور قطعی عملکرد ورزشی همه افراد را افزایش دهد. پژوهش تنها ۲۳ مرد جوان و نسبتا تمرینکرده را بررسی کرده و شدت رایحهها نیز کاملا یکسان نبوده است. همچنین استفاده از آب بیبو بهعنوان کنترل ممکن است باعث شده باشد شرکتکنندگان متوجه وضعیت آزمایش خود شوند. بنابراین برای تأیید این اثر، مطالعات بزرگتر با زنان و گروههای سنی و سطح آمادگی مختلف و همچنین اندازهگیری مستقیم پاسخهای عصبی و هورمونی ضروری است. پرسش جالب دیگر این است که آیا رایحه غذاهای آشنا و سیرکننده دیگر نیز میتواند چنین اثری داشته باشد یا اینکه شکلات به دلیل ارتباط بسیار قوی با پاداش غذایی ویژگی خاصی دارد.. 🚀 @Ofoghroydadd 🔗 Frontiers
