ar
Feedback
کانال علمی افق رویداد

کانال علمی افق رویداد

الذهاب إلى القناة على Telegram

#زن_زندگی_آزادی #مرد_میهن_آبادی صفحه رسمی کانال افق رویداد تاسیس ۲۰۱۵ کانال دیگر ما: @ofoghroydad آرشیو مستند و کلیپ علمی و کتاب: @ofoghclip

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام کانال علمی افق رویداد

تُعد قناة کانال علمی افق رویداد (@ofoghroydadd) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 13 191 مشتركاً، محتلاً المرتبة 15 236 في فئة التعليم والمرتبة 24 356 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 13 191 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 11 يوليو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 179، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 4، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 20.50‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 9.48‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 2 704 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 1 250 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 0.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل پژوهش, پژوهشگر, مغز, جا, مانند.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
#زن_زندگی_آزادی #مرد_میهن_آبادی صفحه رسمی کانال افق رویداد تاسیس ۲۰۱۵ کانال دیگر ما: @ofoghroydad آرشیو مستند و کلیپ علمی و کتاب: @ofoghclip

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 12 يوليو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة التعليم.

13 191
المشتركون
+424 ساعات
+287 أيام
+17930 أيام

جاري تحميل البيانات...

جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+65
في 6 قنوات
يونيو '26
+227
في 10 قنوات
Get PRO
مايو '26
+63
في 6 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+21
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+14
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+87
في 4 قنوات
Get PRO
يناير '26
+50
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+100
في 13 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+93
في 17 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+113
في 18 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+167
في 24 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+84
في 19 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+206
في 23 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+201
في 10 قنوات
Get PRO
مايو '25
+111
في 16 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+157
في 21 قنوات
Get PRO
مارس '25
+162
في 15 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+119
في 19 قنوات
Get PRO
يناير '25
+174
في 16 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+150
في 12 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+162
في 10 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+232
في 20 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+245
في 14 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+226
في 21 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+159
في 22 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+166
في 21 قنوات
Get PRO
مايو '24
+231
في 28 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+331
في 30 قنوات
Get PRO
مارس '24
+265
في 22 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+376
في 25 قنوات
Get PRO
يناير '24
+463
في 37 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+312
في 27 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+329
في 18 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+281
في 20 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+256
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+274
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+350
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+625
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+208
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+203
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+114
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+84
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+90
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+84
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+64
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+100
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+154
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+170
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+377
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+184
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+157
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+228
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+150
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+120
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+245
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+152
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+66
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+330
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+46
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+3 883
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+128
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+131
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+73
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+65
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+88
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+120
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+200
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '20
+9 132
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
12 يوليو+3
11 يوليو+4
10 يوليو+3
09 يوليو+3
08 يوليو+4
07 يوليو+6
06 يوليو+2
05 يوليو+13
04 يوليو+3
03 يوليو+7
02 يوليو+7
01 يوليو+10
منشورات القناة
در زیر طبقه‌بندی مواضع اصلی نسبت به گزاره «خدا وجود دارد» را می‌آورم این طبقه‌بندی بر پایه دو محور مستقل است: محور باور (آیا فرد باور دارد خدا وجود دارد؟) و محور معرفت‌ادعا (آیا فرد مدعی می‌شود که این پرسش اصولاً قابل‌دانستن است؟). ۱. خداباوری (Theism) باور به وجود خدا یا خدایان. خود به انواعی چون خداباوری کلاسیک (خدای مداخله‌گر ادیان ابراهیمی)، دئیسم و پانته‌ایسم و غیره تقسیم می‌شود که در ادامه می‌آید. ۲. بی‌خدایی نرم (Weak/Negative Atheism) فقدان باور به وجود خدا، بدون ادعای اثباتی دربارهٔ عدم وجود آن. موضعی صرفاً سلبی است.(عدم باور به وجود خدا) ۳. بی‌خدایی سخت (Strong/Positive Atheism) باور فعال به عدم وجود خدا؛ ادعایی اثباتی که خود نیازمند استدلال است، نه فقط فقدان باور.(باور به عدم وجود خدا) هر دو مورد ۲ و ۳ بیخدایی هستند. ۴. ندانم‌گرایی ضعیف/موقت (Weak Agnosticism) تعلیق حکم به دلیل نبود شواهد کافی در حال حاضر، همراه با این باور که اصولا پرسش قابل‌حل است اگر شواهد بیشتری در دسترس باشد. ۵. ندانم‌گرایی سخت/دائمی (Strong Agnosticism) این ادعای قوی‌تر که پرسش وجود خدا ذاتا و برای همیشه فراتر از دسترس معرفت بشری است، صرف‌نظر از هر پیشرفتی در شواهد یا استدلال. «تا ابد» به دلیل ماهیت تعریف خدا نمیتوان اثبات یا ردش کرد. «تا ابد» باید ادا شود. ۶. ایگناستیسیسم یا ناشناخت‌گرایی الهیاتی (Ignosticism / Theological Noncognitivism) این موضع که پیش از پرسیدن «آیا خدا وجود دارد؟» باید پرسید «آیا مفهوم خدا اصلا معنادار و قابل‌آزمون است؟». اگر تعریف خدا چنان مبهم یا غیرقابل‌ابطال باشد که هیچ مشاهده‌ای نتواند آن را تایید یا رد کند، گزاره «خدا وجود دارد» از نظر شناختی تهی تلقی می‌شود. این موضع با نقد ابطال‌پذیری آنتونی فلو و با پوزیتیویسم منطقی (آیر، کارنپ) پیوند نزدیک دارد. ۷. دئیسم (Deism) باور به خدایی که جهان را آفرید اما پس از آن هیچ مداخله‌ای در آن ندارد؛ خدایی غیرشخصی و غیرمداخله‌گر، برخلاف خدای ادیان ابراهیمی. ۸. پانته‌ایسم (Pantheism) همانی خدا با کل جهان هستی؛ خدا نه موجودی جدا از جهان، بلکه خودِ جهان یا نظم کلی آن است. اسپینوزا نماینده کلاسیک این موضع است. جهان و قوانینش خداست. ۹. پان‌ان‌ته‌ایسم (Panentheism) جهان بخشی از خداست اما خدا فراتر از جهان نیز هست؛ برخلاف پانته‌ایسم که خدا را عین جهان می‌داند. ۱۰. آپاته‌ایسم یا بی‌تفاوت‌گرایی (Apatheism) نه انکار و نه اثبات، بلکه بی‌اعتنایی عملی به پرسش؛ فرد پرسش وجود خدا را بی‌ربط به زندگی خود می‌داند، صرف‌نظر از پاسخ آن. فرد می‌تواند هم‌زمان «بی‌خدای نرم» و «ندانم‌گرای ضعیف» باشد (باور ندارد، و معتقد است فعلا هم قابل‌دانستن نیست). این دو غالبا در گفتار روزمره باهم خلط می‌شوند، اما از نظر منطقی مستقل‌اند. سام آریامنش نسخه قبلی 🚀 @ofoghroydadd

2
تکامل رندوم نیست دانشمندان دریافتند که از یک مجموعه ژن یکسان به مدت ۱۲۰ میلیون سال استفاده شده است به نظر می‌رسد تکامل بیش از آنچه انتظار می‌رفت از الگوهای تکرارشونده پیروی می‌کند(یعنی قابلیت پیش‌بینی پذیری بالاتر). پژوهشگران دریافتند که پروانه‌ها و شب‌پره‌های خویشاوندِ دور، بیش از ۱۲۰ میلیون سال از همان دو ژن برای ایجاد رنگ‌های هشداردهنده بسیار مشابه استفاده کرده‌اند. تکامل به جای تغییر خود ژن‌ها، نحوه روشن و خاموش شدن آن‌ها را تغییر داده است. این یافته نشان می‌دهد که فرایند تکامل ممکن است در برخی جنبه‌ها بسیار قابل‌پیش‌بینی‌تر از آن چیزی باشد که پیش‌تر تصور می‌شد. دانشمندان شواهدی یافته‌اند که نشان می‌دهد تکامل بیش از ۱۲۰ میلیون سال از یک «برگه تقلب ژنتیکی» مشترک استفاده کرده است؛ یافته‌ای که این احتمال را مطرح می‌کند که سیر تحول حیات روی زمین شاید از آنچه قبلاً تصور می‌شد، قابل‌پیش‌بینی‌تر باشد. یک گروه بین‌المللی از پژوهشگران به رهبری دانشگاه یورک و مؤسسه ولکام سنگر، پروانه‌ها و شب‌پره‌های جنگل‌های بارانی آمریکای جنوبی را بررسی کردند. اگرچه این گونه‌ها از نظر تکاملی نسبتاً دور از یکدیگر هستند، بسیاری از آن‌ها الگوهای رنگی بسیار مشابهی روی بال‌های خود دارند که به عنوان علامت هشدار برای شکارچیان عمل می‌کند. این پدیده «تقلید تکاملی» (Mimicry) نامیده می‌شود. ژن‌های مشترک پشت تقلید در پروانه‌ها و شب‌پره‌ها پژوهشگران تلاش کردند مشخص کنند کدام ژن‌ها این الگوهای رنگی مشترک را در هفت گونه دور از هم کنترل می‌کنند. با وجود فاصله تکاملی زیاد میان این گونه‌ها، آن‌ها دریافتند که هم پروانه‌ها و هم شب‌پره‌ها بارها و بارها از همان دو ژن به نام‌های «ivory» و «optix» برای تولید رنگ‌های هشداردهنده تقریباً یکسان استفاده کرده‌اند. اما تکامل خود این ژن‌ها را تغییر نداده است. در عوض، بر عناصر تنظیمی اثر گذاشته است؛ عناصری که اغلب به عنوان «کلیدهای ژنتیکی» توصیف می‌شوند و تعیین می‌کنند که یک ژن چه زمانی و در کدام بخش از بدن فعال شود. در پروانه‌ها، این کلیدهای ژنتیکی در گونه‌های مختلف به شیوه‌های مشابهی تغییر کرده بودند. در شب‌پره مورد مطالعه نیز دانشمندان با یافته‌ای جالب روبه‌رو شدند: این جانور از سازوکاری به نام «وارونگی ژنتیکی» (Inversion) استفاده کرده بود؛ یعنی بخشی بزرگ از DNA برعکس شده بود. این راهبرد شباهت چشمگیری به سازوکاری داشت که در یکی از گونه‌های پروانه مشاهده شده بود. شواهدی مبنی بر اینکه تکامل می‌تواند قابل پیش‌بینی باشد پروفسور کانچون داس‌ماهاپاترا از دپارتمان زیست‌شناسی دانشگاه یورک گفت: «تکامل همگرا، یعنی زمانی که گونه‌های نامرتبط به طور مستقل یک ویژگی مشابه را تکامل می‌دهند، در سراسر درخت حیات پدیده‌ای رایج است. اما به ندرت فرصت داریم که زیربنای ژنتیکی این پدیده را بررسی کنیم. با مطالعه هفت تبار پروانه و یک شب‌پره روزپرواز، نشان داده‌ایم که تکامل می‌تواند به طرز شگفت‌آوری قابل پیش‌بینی باشد و اینکه پروانه‌ها و شب‌پره‌ها از زمان دایناسورها تاکنون بارها و بارها دقیقاً از همان ترفندهای ژنتیکی برای ایجاد الگوهای رنگی مشابه استفاده کرده‌اند.» این یافته‌ها که در نشریه علمی PLoS Biology منتشر شده‌اند، نشان می‌دهند که تکامل همیشه فرایندی کاملاً تصادفی نیست، بلکه می‌تواند بارها از مسیرهای ژنتیکی مشابه عبور کند. چرا رنگ‌های هشداردهنده بارها ظاهر می‌شوند؟ پروفسور جوانا مایر از مؤسسه ولکام سنگر افزود: «این پروانه‌ها و شب‌پره که از نظر تکاملی فاصله زیادی از هم دارند، همگی برای پرندگانی که قصد خوردن آن‌ها را دارند سمی و نامطبوع هستند. آن‌ها بسیار شبیه یکدیگر به نظر می‌رسند، زیرا اگر پرندگان قبلاً یاد گرفته باشند که یک الگوی رنگی خاص به معنای "مرا نخور، من سمی هستم" است، برای گونه‌های دیگر نیز سودمند خواهد بود که همان رنگ‌های هشداردهنده را نمایش دهند. در این پژوهش نشان دادیم که این رنگ‌های هشداردهنده به‌ویژه موفق هستند، زیرا به نظر می‌رسد به دلیل حفظ شدن زیربنای ژنتیکی آن‌ها طی بیش از ۱۲۰ میلیون سال، تکامل دادن دوباره همین الگوهای رنگی نسبتاً آسان است.» این یافته‌ها چه معنایی برای پیش‌بینی تکامل دارند؟ درک این موضوع که تکامل اغلب از مسیرهای ژنتیکی تثبیت‌شده استفاده می‌کند، می‌تواند به دانشمندان کمک کند پیش‌بینی کنند گونه‌ها چگونه به تغییرات محیطی یا دگرگونی‌های اقلیمی پاسخ خواهند داد. اگر طبیعت تمایل داشته باشد بارها از راه‌حل‌های زیستی مشابه استفاده کند، پیش‌بینی سازگاری‌های آینده موجودات زنده ممکن است بسیار امکان‌پذیرتر از آن چیزی باشد که پیش‌تر تصور می‌شد. 🚀 @ofoghroydad نکته مهم: ۱. تیتر رسانه‌ای هست✅ ۲. تکامل تماما تصادفی است✅ ۳. رندوم با تصادفی فرق دارد (اینجا و اینجا)✅ ۴. تکامل در بخشی رندوم است و در بخشی نیست.✅
1 122
3
یافته‌ تازه: محیط پیچیده، نه لزوما محیط اجتماعی، ممکن است موتور تکامل هوش باشد این به چالش کشیده شدن یکی از فرضیه‌های درون تکامل مربوط به فرضیه تکامل هوش است. زیست‌شناسان دهه‌ها بر این باور بودند که تکامل مغزهای بزرگ عمدتا با زندگی اجتماعی پیچیده ارتباط دارد؛ ایده‌ای که به «فرضیه مغز اجتماعی» معروف است. بر اساس این دیدگاه، حیواناتی که در گروه‌های بزرگ‌تر و پیچیده‌تر زندگی می‌کنند، برای مدیریت روابط اجتماعی خود به مغزهای بزرگ‌تر نیاز دارند. این الگو در بسیاری از پستانداران اجتماعی مانند گرگ‌ها، شیرها، دلفین‌ها، نهنگ‌ها، خفاش‌ها و نخستی‌ها مشاهده شده است. اما سرپایان دریایی مانند اختاپوس‌ها، ماهی‌های مرکب (اسکوئیدها) و سپیداج‌ها (کاتل‌فیش‌ها) معمایی برای این فرضیه ایجاد کرده‌اند. این جانوران با وجود داشتن مغزهای نسبتا بزرگ و رفتارهای شناختی پیچیده، عموما موجوداتی منزوی هستند. بسیاری از گونه‌های اختاپوس حتی نسبت به همنوعان خود رفتارهای تهاجمی یا همنوع‌خواری نشان می‌دهند و برخلاف بسیاری از جانوران اجتماعی، فاقد ساختارهای خانوادگی و مراقبت والدینی طولانی‌مدت هستند. بنابراین این پرسش مطرح می‌شود که اگر زندگی اجتماعی عامل اصلی تکامل هوش است، چرا این جانوران مغزهای بزرگی دارند؟ پژوهش جدیدی که در نشریه iScience منتشر شده، پاسخ متفاوتی ارائه می‌دهد. پژوهشگران با تکیه بر «فرضیه مغز فرهنگی» استدلال می‌کنند که مغزهای بزرگ لزوما برای مدیریت روابط اجتماعی تکامل نیافته‌اند، بلکه برای ذخیره، پردازش و استفاده از اطلاعاتی که از طریق یادگیری به دست می‌آید انتخاب شده‌اند. در این چارچوب، زندگی اجتماعی تنها یکی از مسیرهای ممکن برای تکامل هوش محسوب می‌شود، نه تنها مسیر آن. پژوهشگران داده‌های مربوط به اندازه مغز، رفتار، زیست‌بوم و میزان اجتماعی بودن ۷۹ گونه از سرپایان را بررسی کردند. نتایج نشان داد که مهم‌ترین عامل مرتبط با مغزهای بزرگ در این گروه، نه اجتماعی بودن، بلکه نوع زیستگاه است. گونه‌هایی که در آب‌های کم‌عمق و بستر دریا زندگی می‌کنند، معمولا مغزهای بزرگ‌تری دارند. این محیط‌ها از نظر منابع غذایی و پیچیدگی فضایی غنی‌تر هستند و جانور برای بقا باید مدام یاد بگیرد، تصمیم بگیرد و با شرایط متغیر سازگار شود. اختاپوس‌ها نمونه‌ای شاخص از این وضعیت‌اند. بدن نرم و انعطاف‌پذیر آن‌ها به آن‌ها اجازه می‌دهد در شکاف‌های گوناگون پنهان شوند، اشیاء را دستکاری کنند، از ابزار استفاده کنند و راهبردهای متنوعی برای شکار و دفاع به کار بگیرند. چنین محیطی یادگیری و حل مسئله را ارزشمند می‌کند و می‌تواند فشار تکاملی لازم برای رشد مغز را فراهم آورد، حتی بدون وجود زندگی اجتماعی پیچیده. در مقابل، گونه‌های سرپایی که رفتارهای اجتماعی بیشتری دارند، مانند برخی اسکوئیدها و سپیداج‌ها، الزاما مغزهای بزرگ‌تری نسبت به گونه‌های کم‌اجتماعی‌تر ندارند. این یافته با پیش‌بینی‌های فرضیه مغز اجتماعی سازگار نیست و نشان می‌دهد رابطه میان هوش و زندگی اجتماعی ممکن است بسیار محدودتر از آن چیزی باشد که پیش‌تر تصور می‌شد. البته این پژوهش نیز همچنان بر پایه همبستگی‌های آماری است و به‌تنهایی نمی‌تواند علت دقیق تکامل مغزهای بزرگ را نشان دهد. با این حال نتایج آن از این ایده حمایت می‌کند که هوش می‌تواند از مسیرهای متفاوتی تکامل یابد. به بیان دیگر، طبیعت تنها یک راه برای رسیدن به مغزهای بزرگ و رفتارهای پیچیده ندارد؛ برخی گونه‌ها از طریق تعاملات اجتماعی و برخی دیگر از طریق رویارویی با محیط‌های پیچیده و چالش‌برانگیز به این نقطه رسیده‌اند. جمع‌بندی اصلی پژوهش این است که اختاپوس‌ها و خویشاوندانشان نشان می‌دهند «هوش» الزاما محصول زندگی اجتماعی نیست. گاهی یک محیط غنی، متنوع و پرچالش می‌تواند به‌تنهایی همان فشار تکاملی را ایجاد کند که در دیگر جانوران از طریق زندگی گروهی به وجود آمده است. این یافته تصویری انعطاف‌پذیرتر و چندمسیره از تکامل هوش در جهان جانوران ارائه می‌دهد. 🚀 @ofoghroydadd The research was published in iScience. مستند جانور Animal ؛ با دوبله عالی این قسمت : اختاپوس کلیپ علمی فرگشت هوش: یک داستانِ ۶۰۰ میلیون ساله
1 459
4
. فرگشتِ قلب از: PBS Digital Studios ترجمه و زیرنویس از نادیه افشاری ⭐️@ofoghroydadd کانال یوتیوب مترجم 🖥 #فرگشت_قلب #تکامل_
. فرگشتِ قلب از: PBS Digital Studios  ترجمه و زیرنویس از نادیه افشاری ⭐️@ofoghroydadd کانال یوتیوب مترجم 🖥 #فرگشت_قلب #تکامل_قلب
2 660
5
چطور یک جهان بسازیم؟ خدا در این برنامه به ما یاد میدهد چطور یک جهان را خلق کنیم. 🚀 @ofoghroydadd نکات و نقدهای بسیار تیز و‌
چطور یک جهان بسازیم؟ خدا در این برنامه به ما یاد میدهد چطور یک جهان را خلق کنیم. 🚀 @ofoghroydadd نکات و نقدهای بسیار تیز و‌ موشکفانه‌ای درون ویدئو است. پیشنهاد می‌کنم هر بخش را که به علت سرعت متوجه نشدید به عقب برگردانید و دوباره ببینید.
2 869
6
پیشنهاد میکنم این دستور را در بخش مموری هوش مصنوعی خود ذخیره کنید: «در پاسخ‌های علمی، ادعاها را به داده، تفسیر و فرض تفکیک کن
پیشنهاد میکنم این دستور را در بخش مموری هوش مصنوعی خود ذخیره کنید: «در پاسخ‌های علمی، ادعاها را به داده، تفسیر و فرض تفکیک کن، سطح قطعیت را مشخص کن، دیدگاه مخالف را بیاور، و از قطعیت کاذب و روایت‌سازی پرهیز کن.» نکته: این دستور به همراه دستورات قبلی هوش مصنوعی شما را بسیار سختگیر می‌کند؛ تنها نقطه ضعفش همین است. 🚀 @ofoghroydad
2 728
7
همه پست یکجا 🐔
همه پست یکجا 🐔
2 445
8
این contingent از آن واژه‌های سخت است؛ یعنی: وابسته به شرایط خاص و رخدادهای دیگری که می‌توانستند جور دیگری باشند. مخالفش در فلسفه این است: ضروری necessary یا اقتضایی مثال: اینکه امروز شما فارسی حرف می‌زنید contingent است. چرا؟ چون اگر هزاران رویداد تاریخی متفاوت رخ داده بود، شاید امروز زبان مادری شما چیز دیگری بود. هیچ قانون فیزیکی جهان ایجاب نمی‌کرد که شما حتما فارسی‌زبان باشی. مثال برای ضروری: آب از دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن تشکیل شده است. این تقریبا ناشی از قوانین بنیادی فیزیک و شیمی است. اما: امپراتوری هخامنشی شکل گرفت. این contingent است. یعنی رخدادی تاریخی بود که می‌توانست رخ ندهد. در بحث تکامل، گولد می‌گفت: تاریخ حیات روی زمین بسیار contingent است. یعنی اگر زمان را به عقب برگردانیم و دوباره اجرا کنیم، رخدادهای کوچک می‌توانند پیامدهای عظیم ایجاد کنند. اگر آن شهاب سنگ به زمین برخورد نمی‌کرد اگر یک گونه اولیه منقرض می‌شد اگر یک جهش کلیدی رخ نمی‌داد ممکن بود کل مسیر بعدی حیات متفاوت شود. پس وقتی گولد می‌گوید: The history of life is contingent منظورش این نیست که تاریخ حیات بی‌علت بوده است. همچنین منظورش این نیست که رندوم محض بوده است. بلکه منظورش این است که: آنچه امروز می‌بینیم نتیجه زنجیره‌ای از رخدادهای تاریخی خاص است که بسیاری از آنها می‌توانستند به شکل دیگری رخ دهند. بنابراین بهترین برابری‌های فارسی برای contingent  اینهاست: وابسته به شرایط تاریخی خاص وابسته به رخدادهای خاص غیرضروری وابسته به اقتضائات تاریخی اقتضایی ➖➖➖➖ کمی هم در مورد دیدگاه موریس باید خیلی مراقب باشیم که جهت را با هدف اشتباه نگیریم. سایمون کانوی موریس معتقد است که در تکامل نوعی جهت‌گیری یا گرایش (trend) وجود دارد، اما نه به معنای وجود یک نقشه از پیش طراحی‌شده یا هدف غایی. او استدلال می‌کند که قوانین فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی و محدودیت‌های مهندسی زیستی، فضای راه‌حل‌های ممکن را محدود می‌کنند. بنابراین وقتی موجودات با مسائل مشابهی روبه‌رو می‌شوند، انتخاب طبیعی اغلب آنها را به سمت راه‌حل‌های مشابه سوق می‌دهد. اما این، با دیدگاه کلاسیک غایت‌شناسانه فرق دارد. اجازه بدهید سه موضع را از هم جدا کنیم: موضع اول: تکامل به سمت هدفی از پیش تعیین‌شده حرکت می‌کند. این دیدگاه غایت‌شناسانه (teleological) است و زیست‌شناسی آن را رد می‌کند. موضع دوم: تکامل هیچ جهت یا الگوی کلی ندارد و اگر تاریخ را تکرار کنیم نتایج کاملا متفاوت خواهند بود. این دیدگاهی است که معمولا با استیون جی گولد مرتبط است؛ که توضیح داده شد. موضع سوم: تکامل هدف ندارد، اما محدودیت‌های طبیعی باعث می‌شوند برخی مسیرها بارها تکرار شوند. این موضع کانوی موریس است. در واقع او بیشتر از واژه‌هایی مثل inevitability (تا حدی اجتناب‌ناپذیری) و convergence (همگرایی) استفاده می‌کند تا واژه direction یا همان جهت. حتی در برخی نوشته‌هایش تا آنجا پیش می‌رود که می‌گوید اگر تاریخ حیات را بارها تکرار کنیم، احتمال ظهور موجوداتی با هوش پیچیده شاید بسیار بیشتر از چیزی باشد که گولد تصور می‌کرد. البته این بخش کوچک از دیدگاه او محل بحث است و اجماع علمی قطعی پشت آن وجود ندارد. از نگاه فلسفی، موریس چیزی شبیه این را می‌گوید: طبیعت مقصدی ندارد، اما همه جاده‌ها هم به هر جایی ختم نمی‌شوند. این جمله به روح دیدگاه او نزدیک‌تر است. بله موریس نوعی جهت‌گیری آماری و ساختاری در تکامل می‌بیند، اما نه جهت به معنای هدف غایی، قصد، برنامه یا طراحی آگاهانه. این تمایز برای فهم موضع او بسیار مهم است. 🚀 @ofoghroydad این صفحه ۳ و پایانی بود صفحه ۲ صفحه ۱ این ۳ صفحه حاصل ساعت‌ها بحث من با هوش‌مصنوعی است و متن در نهایت ساده‌سازی شده و با منابع نیز بررسی شده است.  برای هر بخش منبع خواستید در دایرکت پیام بفرستید. برای شروع دو کتاب اصلی این دو نفر: Wonderful Life (۱۹۸۹) Life's Solution (۲۰۰۳)
2 406
9
گولد و موریس بی‌جهت ، نوعی جهت جهت را با هدف اشتباه نگیرید. این یکی از مهم‌ترین بحث‌های فلسفه تکامل در ۵۰ سال اخیر است. گولد و کانوی موریس هر دو تکامل را می‌پذیرفتند، اما درباره این پرسش اختلاف داشتند: «اگر نوار تاریخ حیات را به عقب برگردانیم و دوباره از اول اجرا کنیم، آیا نتیجه تقریبا مشابه می‌شود یا کاملا متفاوت؟» گولد می‌گفت: احتمالا کاملا متفاوت. کانوی موریس می‌گفت: در بسیاری موارد نتایج مشابهی دوباره ظاهر خواهند شد. گولد در کتاب Wonderful Life استدلال کرد که تاریخ تکامل به شدت وابسته به رخدادهای اتفاقی و شرایط خاص است. از دید او اگر زمان را به عقب برگردانیم و دوباره از عصر کامبرین شروع کنیم، احتمالا نه انسانی وجود خواهد داشت، نه پستانداران کنونی و نه حتی بسیاری از گروه‌های امروزی جانوران. مثال ساده: فرض کنید یک شهاب سنگ ۶۶ میلیون سال پیش به زمین برخورد نمی‌کرد. در آن صورت شاید دایناسورها همچنان گونه غالب می‌بودند و پستانداران هرگز فرصت گسترش پیدا نمی‌کردند. گولد از این نوع رخدادها نتیجه می‌گرفت که تاریخ تکامل تا حد زیادی contingent است؛ یعنی به رخدادهای خاص تاریخی وابسته است. اما کانوی موریس روی پدیده‌ای به نام همگرایی تکاملی (convergent evolution) تمرکز کرد. همگرایی تکاملی یعنی ویژگی‌های مشابه بارها و بارها در شاخه‌های کاملا مستقل تکامل پیدا کنند. مثال‌های مشهور: چشم‌های پیچیده در چند دودمان مستقل پرواز در حشرات، پرندگان و خفاش‌ها بدن دوکی شکل در کوسه‌ها، دلفین‌ها و برخی خزندگان دریایی منقرض شده اکولوکیشن در خفاش‌ها و دلفین‌ها از نظر کانوی موریس این تکرارها رندوم نیستند. او می‌گفت جهان فیزیکی محدودیت‌هایی دارد. مثلا: اگر موجودی بخواهد سریع در آب شنا کند، تعداد راه‌حل‌های موثر بسیار محدود است. قوانین هیدرودینامیک اجازه میلیون‌ها طراحی کاملا متفاوت را نمی‌دهند. بنابراین انتخاب طبیعی بارها به سمت راه‌حل‌های مشابه رانده می‌شود. به زبان ساده: گولد بیشتر بر «آزادی مسیرهای ممکن» تاکید می‌کرد. کانوی موریس بیشتر بر «محدودیت مسیرهای ممکن» تاکید می‌کرد. برای مثال تصور کنید می‌خواهیذ از قله کوهی پایین بیایید. گولد می‌گوید: هزاران مسیر وجود دارد و یک سنگ کوچک می‌تواند تو را به مسیر کاملا متفاوتی بیندازد. کانوی موریس می‌گوید: در نهایت شکل کوه باعث می‌شود بیشتر مسیرها به چند دره اصلی ختم شوند. امروزه بسیاری از زیست‌شناسان معتقدند هر دو بخشی از حقیقت را گفته‌اند. یعنی: رخدادهای تاریخی و شانس نقش مهمی دارند (نکته گولد). اما قوانین فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی و محدودیت‌های مهندسی زیستی نیز تعداد راه‌حل‌های موفق را محدود می‌کنند (نکته کانوی موریس). نکته ظریف اینجاست که کانوی موریس هیچگاه از هدف غایی دفاع نکرد و نمی‌کرد. او نمی‌گفت تکامل برای رسیدن به انسان برنامه‌ریزی شده است. او فقط می‌گفت اگر شرایط مشابه باشند، انتخاب طبیعی اغلب به برخی راه‌حل‌های مشابه همگرا می‌شود. پس همگرایی تکاملی به معنای وجود طراح یا هدف نهایی نیست؛ بلکه به معنای وجود محدودیت‌های طبیعی است که فضای راه‌حل‌ها را کوچک می‌کنند. به همین دلیل جمله‌ای که قبلا گفتم مهم است: نبود هدف غایی لزوما به معنای نبود جهت‌های آماری یا الگوهای تکرارشونده نیست. و برخلافش یعنی جهت‌دار بودن  هم به معنای هدف غایی داشتن نیست. تکامل هیچ مقصد از پیش تعیین‌شده‌ای ندارد، اما در عین حال برخی نتایج را بسیار محتمل‌تر از نتایج دیگر می‌کند. این دقیقا نقطه‌ای است که گولد و کانوی موریس از هم جدا می‌شوند. 🚀 @ofoghroydadd این صفحه ۲ بود صفحه قبلی صفحه بعدی
1 598
10
رنجی که از ضعف واژه‌ها می‌بریم بخشی از بسیاری از اختلاف های فلسفی و حتی علمی از خود واقعیت ناشی نمیشود، بلکه از محدودیت زبان ناشی میشود. مثلا در فارسی واژه های تصادفی، لتفاقی، شانسی، رندوم، بی علت، بی هدف و غیرقابل پیش بینی اغلب در گفتار روزمره به جای هم به کار میروند، در حالی که از نظر فلسفی و علمی مفاهیم متفاوتی هستند. همین مشکل در انگلیسی هم وجود دارد: Random Chance Contingent Accidental Stochastic Undirected Non-teleological هیچ کدام دقیقا معادل دیگری نیستند، اما در بحث های عمومی مدام با هم مخلوط میشوند. در مورد تکامل نیز یکی از ریشه های اصلی سوتفاهم همین است. مثلا یک زیست شناس وقتی میگوید: Evolution is undirected منظورش معمولا فاقد هدف غایی است. اما یک مخاطب ممکن است بشنود: Evolution is random به جز انتخاب طبیعی البته و بعد برداشت کند: پس همه چیز کاملا بی نظم و بی قانون است. در حالی که زیست شناس اصلا چنین چیزی نگفته است. یا برعکس، وقتی کسی میگوید: انتخاب طبیعی غیررندوم است برخی نتیجه میگیرند: پس یک شعور یا طراح پشت آن است. در حالی که این هم نتیجه گیری اشتباهی است. مشکل اصلی این است که زبان های طبیعی برای زندگی روزمره ساخته شده اند، نه برای دقت فلسفه تحلیلی یا زیست شناسی تکاملی. به همین دلیل فیلسوفان از زمان ارسطو تا امروز بخش بزرگی از کارشان را صرف روشن کردن معنای واژه ها کرده اند؛ چون خیلی وقت ها دعوا بر سر واقعیت نیست، بر سر معنای کلمات است. 🚀 @ofoghroydad بخشی از تکامل رندوم است(جهش) بخشی نیست(انتخاب طبیعی). تکامل جهتی ندارد(گولد)، جهت هم می‌داشت(موریس)، هدف غایی ندارد و هوشی و طراحی و علت فاعلی و یا مهندسی پشتش نیست(همه زیست‌شناسان؛ انتخاب طبیعی، کور، آزمون و خطا، نه مصنوعی یا آگاهانه).
1 736
11
🎥 فواصل کیهانی چطور اندازه‌گیری می‌شوند؟ 🚀 @ofoghroydad
🎥 فواصل کیهانی چطور اندازه‌گیری می‌شوند؟ 🚀 @ofoghroydad
2 211
12
۷۰. بین ۱۰ هزار تا ۱۲ هزار و ۱۹۵ نسل از انسان های مدرن از زمان ظهور انسان خردمند حدود ۳۰۰ هزار سال پیش تاکنون وجود داشته است.✅( اما بستگی به تعریف نسل دارد؛ قطعیت عددی نداریم). ۶۹. ماهی مرکب چشم هایی به شکل W دارد و دانشمندان هنوز نمی دانند چرا. ✅ ۶۸. هیچ شاهد همزمان و قطعی از وجود شاه آرتور در دست نیست. بیشتر روایت‌ها مربوط به قرون بعد هستند و به شدت اسطوره‌ای شده‌اند، اما برخی پژوهشگران احتمال می‌دهند این شخصیت می‌تواند بازتابی از یک یا چند رهبر محلی در بریتانیای پسارومی باشد، هرچند این فرضیه قطعی نیست و اجماع روشنی درباره آن وجود ندارد.✅ ۶۷. بدن انسان بسته به تعریف واژه حفره، هفت یا هشت حفره دارد. ✅ ۶۶. ما هنوز دقیقا نمی دانیم گرانش چقدر قوی است، با وجود این که انسان ها و فضاپیماها را به فضا فرستاده ایم. (نادرست❌) ۶۵. زمین آب زیادی دارد، اما همه آن از طریق ادرار انسان ها وارد چرخه آب نشده است، برخی متخصصان می گویند. دلیلش این است که زمین مقدار زیادی آب اولیه در اعماق خود به دام انداخته که این آب هرگز وارد چرخه آب نشده است. ⚠️ (نیمه درست؛ ارتباط دادن آن با ادرار نشده یک بیان غیرعلمی و طنزگونه است. بخش علمی درباره منشا آب زمین هنوز بحث دارد.) ۶۴. از دیدگاه تکاملی، انسان ها به یک اندازه با سگ ها و گربه ها مرتبط هستند. اما اگر به نحوه سازمان دهی رشته های DNA درون کروموزوم ها نگاه کنیم، ما به گربه ها نزدیک تر هستیم. ⚠️ (تا حدی درست؛ اما این جمله که در سازمان دهی DNA بیشتر به گربه نزدیکیم به این شکل استاندارد علمی ندارد. این بیشتر سوء برداشت از فیلوژنی مولکولی است.) ۶۳. دو گزینه برای عمیق ترین غار جهان وجود دارد و هر دو در آبخازیا، یک جمهوری خودمختار در جمهوری گرجستان قرار دارند. ✅ ۶۲. ببرها برای انسان ها نارنجی به نظر می رسند چون ما دید رنگی سه گانه داریم. اما برای طعمه هایشان که دید رنگی دو گانه دارند، مانند گوزن ها، ببرها سبز به نظر می رسند.✅ ۶۱. بیشتر فلزات در فضای بیرون به هم می چسبند چون در فضا اکسیژن وجود ندارد و در نتیجه لایه اکسید که آن ها را از هم جدا کند تشکیل نمی شود. ❌ (ساده سازی خطرناک و نادرست در شکل بیان در خلا، مشکل اکسید نشدن هست اما چسبیدن فلزات فقط به نبود اکسیژن ربط ندارد؛ به شرایط سطحی، انرژی سطحی و خلا فوق العاده بالا هم مربوط است. در کل از نظرم این توضیح کتابی غلط انداز است.) ۶۰. قدیمی ترین رودخانه جهان، رودخانه فینکه در استرالیا است که بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون سال پیش شکل گرفته است.✅ سام آریامنش 🚀 @ofoghroydad ۵۹ تای دیگر را بعدا میفرستم
2 093
13
🤯 چین از سال ۱۹۷۸ تاکنون حدود ۶۶ میلیارد درخت کاشته و برنامه دارد ده‌ها میلیارد درخت دیگر نیز اضافه کند تا از گسترش بیابان‌ه
🤯 چین از سال ۱۹۷۸ تاکنون حدود ۶۶ میلیارد درخت کاشته و برنامه دارد ده‌ها میلیارد درخت دیگر نیز اضافه کند تا از گسترش بیابان‌های گبی و تاکلاماکان جلوگیری کند. این جنگل‌های مصنوعی نقش مهمی در جذب دی‌اکسیدکربن دارند، اما تفاوت آن‌ها با جنگل‌های طبیعی از نظر رشد و چرخه کربن مورد بررسی قرار گرفته است. 🚀 @ofoghroydadd
2 112
14
🎧 در شلوغی با هندزفری 🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼
2 395
15
پیشنهاد خرید یک کتاب تازه منتشر شده کتاب ریاضی‌نابلدی به‌تازگی از سوی نشر درنگ منتشر شده است. کتاب نشان می‌دهد که ناآشنایی با مفاهیم عددی و آماری نه صرفاً نقیصه‌ای جزئی که مانعی بزرگ در مسیر درک بهتر جهان است و با مثال‌هایی هوشمندانه آشکار می‌سازد که چگونه سوءبرداشت ما از اعداد، آمار و احتمالات می‌تواند در حوزه‌های مختلف زندگی، ما را به نتیجه‌گیری‌های نادرست و حتی فاجعه‌بار سوق دهد. بریده‌هایی از آن را باهم ببینیم: •• بشر‌ به‌شدت تمایل دارد تا همۀ خوبی‌ها را یکجا بخواهد و این واقعیت را نپذیرد که زندگی عرصۀ مداوم هزینه و فایده‌هاست و هر پدیدۀ خوبی، ناگزیر هزینه‌ها یا بدی‌هایی هم به همراه دارد. •• اگر باوری هرگز تن به اصلاح شدن نمی‌دهد، هرگز در مواجهه با شواهد خلاف، کوتاه نمی‌آید و همیشه از بالا به شما نگاه می‌کند، احتمالاً هرگز باوری علمی نبوده است. •• وقتی یک مارکسیست پیش‌بینی می‌کند که فلان حکومت خویی استثماری دارد، اما درست عکس آن رخ می‌دهد، مارکسیست باور خودش را اصلاح نمی‌کند، بلکه این وضعیت را به تلاش‌های آن حکومت جهت جذب و تحمیق طبقۀ کارگر نسبت می‌دهد. برای اینان همیشه تبصره‌هایی وجود دارند که می‌توانند هر نتیجه‌ای را توجیه کنند. •• همیشه به‌قدری موفقیت تصادفی وجود دارد که بتواند تقریباً هر چیزی را برای باورمندان یک حوزۀ خاص توجیه کند. •• پیشگویی‌های فال‌گیران به‌قدری مبهم و کلی‌اند که معمولاً محقق می‌شوند؛ پیش‌بینی‌های دقیق اینان اما تقریباً هیچ‌گاه محقق نخواهند شد. •• به رسمیت شناختن ماهیت تصادفی جهان، نشانه‌ای از بلوغ و تعادل است. متعصبان، باورمندان سفت‌وسخت، افراطی‌ها و بنیادگرایان ندرتاً به پدیده‌ای نظیر احتمال - که این‌قدر توأم با عدم‌قطعیت است - علاقه‌ای نشان می‌دهند. •• میلیون‌ها انسان، هر شب در عالم خواب میلیون‌ها رؤیای مختلف می‌بینند و در این میان قطعاً کسری از این رؤیاها در عالم واقع محقق می‌شوند. بدین‌ترتیب تمام رؤیاهای محقق‌ناشده، نادیده گرفته می‌شوند و فقط رؤیاهای نادرِ محقق‌شده مورد تأکید و یادآوری قرار می‌گیرند. همین وضعیت سبب می‌شود تا بپنداریم رؤیاها، خاصیت پیشگویی دارند، حال‌آنکه این نه مشخصۀ رؤیاها که مشخصۀ احتمالات است. •• بسیار بعید است که رویدادهای بعید هرگز رخ ندهند؛ پس اگر پیش‌بینی‌تان را دقیقاً مشخص نکنید، راه‌های بی‌شماری وجود دارد تا به‌نحوی رویدادی شبیه به پیش‌بینی مبهم شما رقم بخورد. •• بهترین پادزهر برای طالع‌بینی و مباحث شبه‌علمی، علم راستین است که شگفتی‌هایش به همان اندازۀ طالع‌بینی حیرت‌آورند و درعین‌حال از مزیتی افزوده هم برخوردارند: اینکه واقعی‌اند. •• در جهانی که هر لحظه پیچیده‌تر می‌شود و پر از تصادف‌های بی‌معناست، آنچه در بسیاری از موقعیت‌ها بدان نیاز داریم، نه کسب اطلاعات بیشتر، بلکه تسلط عمیق‌تر بر دانسته‌های قبلی است.  از کجا این کتاب را تهیه کنیم؟ - می‌توانید کتاب را طریق یکی از روش‌های زیر سفارش دهید: 🌐پیام به تلگرام ما 🌐دایرکت اینستاگرام ما 👨‍💻مراجعه به وب‌سایت ما 📚 @derang_pub 🚀 @ofoghroydadd
3 551
16
مستند سیاره زمین سه فصل کامل مستند سیاره زمین فصل ۱ در یازده قسمت؛ دوبله عالی کیفیت 720p مستند سیاره زمین فصل ۲ در شش قسمت؛ د
مستند سیاره زمین سه فصل کامل مستند سیاره زمین فصل ۱ در یازده قسمت؛ دوبله عالی کیفیت 720p مستند سیاره زمین فصل ۲ در شش قسمت؛ دوبله عالی کیفیت 720p مستند سیاره زمین فصل ۳ در هشت قسمت؛ دوبله عالی کیفیت 720p قسمت ۱ قسمت ۲ قسمت ۳ قسمت ۴ قسمت ۵ قسمت ۶ قسمت ۷ قسمت ۸ 🚀 @ofoghclip دانلود بدون فیلترشکن
2 158
17
سایه تکامل؛ چرا عمر طولانی بهای زیستی دارد؟ پژوهشی تازه در نشریه Nature Reviews Genetics به بررسی یکی از ایده‌های مهم زیست‌شن
سایه تکامل؛ چرا عمر طولانی بهای زیستی دارد؟ پژوهشی تازه در نشریه Nature Reviews Genetics به بررسی یکی از ایده‌های مهم زیست‌شناسی تکاملی به نام سایه انتخاب پرداخته است؛ مفهومی که می‌تواند توضیح دهد چرا افزایش طول عمر انسان لزوما با سلامت بیشتر همراه نیست. بر اساس این دیدگاه، نیروی انتخاب طبیعی بیشترین تاثیر را در سال‌های پیش از تولیدمثل دارد. از آنجا که موفقیت تکاملی یک گونه عمدتا به توانایی تولید نسل بعدی وابسته است، ژن‌هایی که آثار زیانبارشان تنها در دوران سالمندی آشکار می‌شود، کمتر توسط انتخاب طبیعی حذف می‌شوند. در نتیجه، برخی جهش‌های مضر می‌توانند در جمعیت باقی بمانند. این نظریه همچنین توضیح می‌دهد که چرا بعضی ژن‌ها با وجود آسیب‌رسان بودن در سالمندی، همچنان حفظ شده‌اند. اگر یک ژن در جوانی مزیتی مانند افزایش باروری یا بقا ایجاد کند، انتخاب طبیعی آن را ترجیح می‌دهد؛ حتی اگر همان ژن در دهه‌های بعد خطر بیماری‌هایی مانند سرطان را افزایش دهد. هاندان ملیکه دونرتاش و لیندا پارتریج با بررسی مجموعه‌های عظیم داده‌های ژنتیکی انسانی نشان دادند شواهد گسترده‌ای از کاهش قدرت انتخاب طبیعی در سنین بالا وجود دارد. یافته‌های آنان همچنین نشان می‌دهد بسیاری از سازوکارهای پیری، از التهاب مزمن گرفته تا فرسودگی سلول‌های بنیادی، در گونه‌های مختلف جانوری مشترک هستند. پژوهشگران معتقدند بررسی جانوران بسیار دیرزیست، مانند موش کور برهنه، می‌تواند سرنخ‌هایی برای کاهش پیامدهای پیری در انسان فراهم کند. به گفته آنان، هدف آینده تنها افزایش طول عمر نیست، بلکه افزایش سال‌های سالم زندگی است. این بررسی نشان می‌دهد که درک پیری از دیدگاه تکاملی می‌تواند به شناسایی علت‌های ریشه‌ای بیماری‌های وابسته به سن کمک کند و راه را برای روش‌های نوین افزایش سلامت در دوران سالمندی هموار سازد. 🔗Nature 🚀 @Ofoghroydadd
2 004
18
زایمان دشوار فقط انسانی نیست؛ بازنگری در یک تصور قدیمی درباره تکامل پستانداران یک نو پژوهش که توسط تیمی از دانشگاه کالج لندن
زایمان دشوار فقط انسانی نیست؛ بازنگری در یک تصور قدیمی درباره تکامل پستانداران یک نو پژوهش که توسط تیمی از دانشگاه کالج لندن و با انتشار در نشریه Nature Ecology & Evolution انجام شده، یک فرضیه قدیمی در زیست شناسی تکاملی را به چالش میکشد: این ایده که زایمان دشوار به شکل خاص و منحصر به انسان مربوط است و ناشی از تضاد بین بزرگ شدن مغز و محدودیت های لگن در نتیجه راه رفتن روی دو پا است. طبق دیدگاه کلاسیک که به آن معضل زایمانی یا obstetrical dilemma گفته میشود، انسان به دلیل تکامل همزمان دو ویژگی دچار محدودیت شده است: افزایش اندازه جمجمه نوزاد و باریک شدن لگن برای سازگاری با راه رفتن قائم. نتیجه این فرایند، زایمانی دشوارتر نسبت به سایر پستانداران، به ویژه سایر نخستی ها، تلقی میشد. اما داده های جدید این پژوهش این روایت را بازنگری میکند. پژوهشگران با بررسی ۲۹ گونه نخستی (در مقایسه با حدود ۸ گونه در مطالعات قبلی) و استفاده از مدل سازی سه بعدی، نشان دادند که وضعیت تنگی نسبی هنگام تولد فقط مختص انسان نیست. در برخی نخستی های کوچک جثه مانند میمون های سنجابی و برخی لوریس ها، اندازه سر نوزاد نسبت به فضای لگنی مادر حتی می‌تواند تا حدود دو برابر بزرگتر از فضای عبور باشد. این یعنی فشار مکانیکی زایمان در آن ها نیز می‌تواند به همان اندازه یا حتی بیشتر از انسان باشد. یکی از نکات مهم روش شناختی این پژوهش، اصلاح نحوه اندازه گیری بود. پژوهش‌های پیشین عمدتا سر نوزاد را از پیشانی تا پشت جمجمه اندازه می‌گرفتند و فرض میکردند همه گونه ها مشابه انسان، نوزاد را به صورت سر به جلو (crown first) به دنیا می آورند. اما در بسیاری از نخستی ها، موقعیت تولد متفاوت است؛ مثلا در برخی گونه ها تولد به صورت صورت به جلو انجام میشود. همین تفاوت در زاویه گیری باعث خطای سیستماتیک در برآورد اندازه واقعی گذرپذیری زایمان شده بود. در بخش دیگر نتایج، پژوهش نشان میدهد که برخی گونه ها در طول تکامل، سازگاری های ویژه ای برای کاهش این محدودیت ایجاد کرده اند. مثلا در ماکاک های رزوس، زمان جوش خوردن استخوان های لگن در ماده ها به تعویق می افتد و در برخی گونه های لوریس، این استخوان ها حتی هرگز به طور کامل جوش نمیخورند. این ویژگی باعث افزایش انعطاف پذیری لگن در زمان زایمان میشود و یک راه حل تکاملی برای کاهش فشار مکانیکی محسوب میشود. جمع بندی علمی این پژوهش این است که زایمان دشوار یک ویژگی منحصر به انسان نیست، بلکه یک طیف تکاملی در میان نخستی ها وجود دارد که بسته به اندازه بدن، شکل لگن و الگوی رشد نوزاد شدت آن تغییر میکند. بنابراین، فرضیه قدیمی درباره استثنایی بودن انسان در این زمینه نیاز به بازنگری جدی دارد. این نتیجه به معنای رد کامل فشار تکاملی زایمان در انسان نیست. حتی اگر انسان تنها گونه با این مشکل باشد، شدت و پیامدهای آن در انسان همچنان به دلیل ترکیب راه رفتن دوپا و رشد سریع مغز در مراحل اولیه زندگی بسیار ویژه باقی میماند. این مطالعه بیشتر نشان میدهد که «ویژه بودن مطلق» نادرست است، نه اینکه "تفاوت وجود ندارد. این پژوهش یک پیام فلسفی هم دارد:  بسیاری از مفاهیم زیست شناختی درباره انسان، زمانی دقیق تر میشوند که انسان از مرکز روایت حذف شود. 🚀 @ofoghroydadd https://dx.doi.org/10.1038/s41559-026-03102-5
2 655
19
در علم! علم کجاست. علم جا نیست؛ محفل نیست. دانشمندان انسان و شخص هستند. در نگاه فلسفه علم معاصر، مخصوصا در سنت‌هایی که در آثار کارل پوپر، توماس کوهن و همچنین مدخل‌های مثل مدخل فلسفی استنفورد دیده می‌شود، علم بیش از آنکه یک انبار از دانسته‌ها باشد، یک سیستم پویا برای اصلاح مداوم خطاست. یعنی علم از این فرض شروع نمی‌کند که انسان می‌تواند به یقین برسد، بلکه از این فرض شروع می‌کند که انسان تقریبا همیشه در معرض خطاست، و باید سازوکاری داشته باشد که این خطاها را به طور سیستماتیک کاهش دهد. در این چارچوب، دانش علمی چیزی شبیه باور شخصی نیست که در ذهن یک فرد شکل بگیرد و تمام شود. دانش علمی در واقع محصول یک شبکه است. مشاهده، اندازه‌گیری، مدل‌سازی، آزمون تجربی، بازبینی همتایان، و بازتولید نتایج توسط پژوهشگران مستقل. هر بخش از این شبکه نقش فیلتر خطا را دارد. اگر یک بخش شکست بخورد، بخش‌های دیگر آن را تصحیح می‌کنند یا کنار می‌زنند. به همین دلیل، در علم اعتبار یک گزاره وابسته به فرد نیست. وابسته به این است که آن گزاره چقدر در برابر آزمون‌های مستقل دوام آورده است. یک دانشمند ممکن است کاملا مطمئن به یک نتیجه نباشد، اما اگر آن نتیجه در چندین آزمایش مستقل، با روش‌های متفاوت و توسط گروه‌های مختلف تکرار شود، آنگاه آن نتیجه وارد سطحی از اعتماد جمعی می‌شود که در عمل مبنای کار قرار می‌گیرد. این اعتماد اما ماهیت روانی یا شخصی ندارد؛ ماهیت روش‌شناختی دارد( مثل ایمان در دین نیست). نکته کلیدی هم اینجاست که علم با قطعیت کار نمی‌کند، با درجه پشتیبانی شواهد کار می‌کند. یک نظریه علمی خوب، نه نظریه‌ای است که حقیقت مطلق را بیان کند، بلکه نظریه‌ای است که در یک دامنه مشخص، بیشترین قدرت توضیح و پیش‌بینی را نسبت به رقیب‌هایش دارد. و وقتی شواهد جدید آشکار می‌شود، این رتبه‌بندی تغییر می‌کند. بنابراین علم ذاتا بازنگری‌پذیر است، نه ثابت. از نظر فلسفی، این ساختار باعث می‌شود علم شبیه یک فرآیند بهینه‌سازی مداوم مدل‌های جهان باشد. مدل‌ها ساخته می‌شوند، تست می‌شوند، اصلاح می‌شوند یا کنار گذاشته می‌شوند. چیزی که باقی می‌ماند نه یک حقیقت مقدس، بلکه یک تعادل موقت بین سادگی، قدرت توضیح و سازگاری با داده‌ها است. در این تصویر، دانشمند نه صاحب حقیقت است و نه حامل یقین. او یک اپراتور در یک سیستم جمعی است که با ابزارهای مشخص تلاش می‌کند فاصله بین مدل و واقعیت را کم کند. این نگاه، علم را از هر نوع شخصی‌سازی یا روانی‌سازی جدا می‌کند؛ مهم نیست فرد چه فکر می‌کند، مهم این است که آیا نتیجه او قابل تکرار و مقاوم در برابر خطا هست یا نه. اگر بخواهم خیلی فشرده بگویم آنگاه علم مجموعه‌ای از باورها نیست، بلکه یک معماری اجتماعی‌‌ـ‌روش‌شناختی برای کاهش خطاست که خروجی آن مدل‌های موقتا قابل اتکا از جهان است، نه حقیقت نهایی. از این پست یک نتیجه دیکر می‌گیریم: پس فلسفه هم نیاز است. اما نه به این معنا که فلسفه جای علم را بگیرد، بلکه به این معنا که علم بدون فلسفه کور می‌شود. در عمل، علم بدون فلسفه : ابزار قدرتمند ولی بدون آگاهی از چرایی خودش و چیزها فلسفه بدون علم : فکر کردن درباره جهان بدون داده کافی «یعنی میتوان به صورت استعاری این‌گونه نوشت که علم بدون فلسفه، تقریبا مانند یک هوش مصنوعی بدون خودآگاهی است.» 🚀 @ofoghroydadd
3 110
20
چارلز داروین در تاریخ به خاطر نوشتن منشا گونه‌ها شناخته شده است، اما این تنها سهم او در درک ما از جهان طبیعی نبود. آخرین دست‌نوشته او می‌توانست به همان اندازه با عنوان منشا مدفوع شناخته شود. در سال‌های پایانی عمر کاری‌اش، داروین به طور جدی شیفته مدفوع کرم‌ها شده بود. او توصیف‌های دقیقی از این داشت که چگونه فضولات کرم‌ها به شکل مارپیچ‌ های برج‌مانند جمع می‌شوند. در نوامبر ۱۸۸۰ داروین به یکی از دوستانش نوشت: تمام روح من این روزها درگیر کرم‌هاست! بیش از یک قرن بعد، سه فیزیکدان به نام‌های مهدی حبیبی، نیل ریبه و دانیل بُن از این فضولات کرمی برای توضیح مکانیک جهانی حلقه‌های مدفوع استفاده کردند و به اصولی مشترک رسیدند که این شکل‌ها را توضیح می‌دهد. آن‌ها می‌نویسند: هر کسی که فضولات حیوانی را مشاهده کرده باشد احتمالا از خود پرسیده که چرا این ساختارهای مارپیچی در گونه‌های مختلف ظاهر می‌شوند. آن‌ها اضافه می‌کنند که شکل مدفوع انسان نیز، هرچند کمتر به طور علمی بررسی شده، الگوهای مارپیچی مشابهی دارد. شکل نرم و قیفی شکل ایموجی مدفوع (💩) مربوط به حیوانی است که رو به پایین دفع می‌کند. این حلقه‌ها تحت تاثیر اندازه دیواره‌های روده، انقباضات عضلانی، ارتفاع سقوط و غلظت ماده مدفوع شکل می‌گیرند. اما حتی در شرایط ایده‌آل هم همه مدفوع‌ها به شکل مخروطی و منظم درنمی‌آیند. پژوهشگران می‌گویند نوعی مدفوع ضد گرانش در گفتمان علمی ما نادیده گرفته شده است. برخی کرم‌ها می‌توانند برخلاف گرانش دفع کنند و همین موضوع شکل کاملا متفاوتی ایجاد می‌کند. به همین دلیل، یک تیم پژوهشی قصد دارد یک ایموجی جدید مدفوع طراحی کرده و آن را به طور رسمی به کنسرسیوم یونیکد پیشنهاد دهد. این پژوهش نشان می‌دهد که مکانیک حلقه‌ای مدفوع یک قانون جهانی دارد(جهان شمول بودن عن!). در این پژوهش، فیزیکدانان مدفوع تازه کرم‌های لوله‌ای دریایی (Arenicola marina) را با خمیر نخود، رشته برنج و اسپاگتی در شرایط مختلف مقایسه کردند. برخلاف بیشتر حیوانات، این کرم‌ها برخلاف گرانش دفع می‌کنند. آن‌ها در تونل‌های U شکل زیر شن زندگی می‌کنند و هنگام جزر، مدفوع خود را به سمت بالا به سطح می‌رانند. در این حالت، پیچش مدفوع در سطح زمین شکل می‌گیرد. پژوهشگران دریافتند که در هنگام دفع، عرض حلقه مدفوع این کرم‌ها ثابت می‌ماند و به شکل مخروطی باریک نمی‌شود، برخلاف ایموجی مدفوع. 💩 با این حال، این ساختار همچنان از قوانین نظریه پیچش الاستیک پیروی می‌کند؛ همان نظریه‌ای که رفتار طناب‌ها و مواد انعطاف‌پذیر را توضیح می‌دهد. آن‌ها توضیح می‌دهند که این شکل خاص، نتیجه خروج رو به بالا و سفتی ماده است. این ساختار مارپیچی در برابر نیروهای هیدرولیکی ناشی از جزر و مد و جابه‌جایی رسوبات، مقاومت می‌کند. این شکل احتمالا از بسته شدن یا مسدود شدن ورودی جلوگیری می‌کند. اگرچه ممکن است موضوع طنزآمیز به نظر برسد، اما این یک پژوهش جدی علمی است. آن‌ها می‌نویسند که شناسایی ساختارهای مارپیچی در فضولات، پیامدهای گسترده‌ای برای فهم نحوه استفاده موجودات زنده از فیزیک در شکل‌گیری بدن دارد. در مورد کرم‌های خاکی مورد پژوهش داروین، این ساختارهای مارپیچیِ فضولات در فرایند تشکیل و حاصلخیزسازی خاک سطحیِ زمین نقش اساسی در ایجاد و تغذیه آن داشته‌اند. داروین در آخرین اثر خود نوشت که شاید هیچ حیوان دیگری به اندازه این موجودات ساده در تاریخ زمین نقش نداشته باشد. اگر در زمان داروین ایموجی مدفوع ضد گرانش وجود داشت، احتمالا او از آن زیاد استفاده می‌کرد. 🚀 @ofoghroydad کلیپ. های آموزشی: 🎥 چرا حیوانات باد معده تولید می‌کنند و کدامیک بدبوترین است؟ 🎥 چرا انسان از بوی چس خودش خوشش می‌آید؟ 🎥 دانش گوزیدن مطالعه بیشتر: یک پژوهش تازه نشان می‌دهد که مقعد در ابتدا برای دفع مدفوع تکامل نیافته بود، بلکه به‌عنوان مسیری برای خروج اسپرم در برخی از اجداد حیوانات مورد استفاده قرار می‌گرفت گران‌ترین قهوه جهان از لحاظ شیمیایی متفاوت است چون در واقع مدفوع است #گوز #آخوند #بسیجی
2 771