ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

کانال علمی افق رویداد

کانال علمی افق رویداد

الذهاب إلى القناة على Telegram

#زن_زندگی_آزادی #مرد_میهن_آبادی صفحه رسمی کانال افق رویداد تاسیس ۲۰۱۵ کانال دیگر ما: @ofoghroydad آرشیو مستند و کلیپ علمی و کتاب: @ofoghclip

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام کانال علمی افق رویداد

تُعد قناة کانال علمی افق رویداد (@ofoghroydadd) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 13 395 مشتركاً، محتلاً المرتبة 15 224 في فئة التعليم والمرتبة 25 037 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 13 395 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 19 أكتوبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 52، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -4، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 21.27‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 8.87‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 2 850 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 1 189 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 0.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل پژوهش, پژوهشگر, مغز, جا, مانند.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“#زن_زندگی_آزادی #مرد_میهن_آبادی صفحه رسمی کانال افق رویداد تاسیس ۲۰۱۵ کانال دیگر ما: @ofoghroydad آرشیو مستند و کلیپ علمی و کتاب: @ofoghclip”

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 20 أكتوبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة التعليم.

13 395
المشتركون
-424 ساعات
-27 أيام
+5230 أيام

جارٍ تحميل البيانات

جذب المشتركين
أكتوبر '26
أكتوبر '26
+71
في 14 قنوات
سبتمبر '26
+128
في 13 قنوات
Get PRO
أغسطس '26
+129
في 14 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+167
في 15 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+227
في 13 قنوات
Get PRO
مايو '26
+63
في 6 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+21
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+14
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+87
في 4 قنوات
Get PRO
يناير '26
+50
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+100
في 13 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+93
في 19 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+113
في 19 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+167
في 24 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+84
في 19 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+206
في 23 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+201
في 10 قنوات
Get PRO
مايو '25
+111
في 16 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+157
في 21 قنوات
Get PRO
مارس '25
+162
في 15 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+119
في 19 قنوات
Get PRO
يناير '25
+174
في 16 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+150
في 12 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+162
في 10 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+232
في 20 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+245
في 14 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+226
في 21 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+159
في 22 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+166
في 21 قنوات
Get PRO
مايو '24
+231
في 28 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+331
في 30 قنوات
Get PRO
مارس '24
+265
في 22 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+376
في 25 قنوات
Get PRO
يناير '24
+463
في 37 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+312
في 27 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+329
في 18 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+281
في 20 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+256
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+274
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+350
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+625
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+208
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+203
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+114
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+84
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+90
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+84
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+64
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+100
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+154
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+170
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+377
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+184
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+157
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+228
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+150
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+120
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+245
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+152
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+66
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+330
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+46
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+3 883
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+128
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+131
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+73
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+65
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+88
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+120
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+200
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '20
+9 132
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
20 أكتوبر+1
19 أكتوبر+2
18 أكتوبر+1
17 أكتوبر0
16 أكتوبر+8
15 أكتوبر+2
14 أكتوبر+6
13 أكتوبر0
12 أكتوبر+7
11 أكتوبر+4
10 أكتوبر+4
09 أكتوبر+5
08 أكتوبر+1
07 أكتوبر+3
06 أكتوبر+9
05 أكتوبر+5
04 أكتوبر+2
03 أكتوبر+4
02 أكتوبر0
01 أكتوبر+7
منشورات القناة
آیا هوش مصنوعی می‌تواند آگاه شود؟ مقاله‌ای تازه در Nature به قلم دو پژوهشگر علوم اعصاب و فلسفه‌ی ذهن استدلال می‌کند که سامانه
آیا هوش مصنوعی می‌تواند آگاه شود؟ مقاله‌ای تازه در Nature به قلم دو پژوهشگر علوم اعصاب و فلسفه‌ی ذهن استدلال می‌کند که سامانه‌های هوش مصنوعی کنونی آگاه نیستند و در مسیر فعلی توسعه هم بعید است آگاه شوند. برای این ادعا سه دلیل می‌‌آورند ۱. هوش با آگاهی یکی نیست. ۲. فرض کارکردگرایی محاسباتی، یعنی اینکه محاسبه‌ی درست روی هر بستری برای آگاهی کافی است، محل مناقشه است و مغز زیستی از بسترش جدا‌شدنی نیست. ۳. نظریه‌هایی مانند نظریه‌ی اطلاعات یکپارچه و طبیعت‌گرایی زیستی، آگاهی را به ویژگی‌هایی وابسته می‌دانند که در معماری رایانه‌های امروزی نیست. نویسندگان نتیجه می‌گیرند که این سامانه‌ها ابزارند، نه سوژه. در ادامه این مقاله و سه دلیل این دو پژوهشگر 🐲🐲🐲🐲🐲🐲🐲🐲 🧠 @ofoghroydadd #آگاهی #هوش_مصنوعی #فلسفه_ذهن #علوم_اعصاب #مدل_های_زبانی_بزرگ #کارکردگرایی_محاسباتی #نظریه_اطلاعات_یکپارچه #رفاه_هوش_مصنوعی #اخلاق_هوش_مصنوعی

2
کاش همیشه هوا اینطور باشد. هرچند اینطور کشتی لازم میشویم و از هر گونه‌ای یک جفت لازم دازیم؛ یک جفت انسان، یک جفت الاغ، یک جفت
کاش همیشه هوا اینطور باشد. هرچند اینطور کشتی لازم میشویم و از هر گونه‌ای یک جفت لازم دازیم؛ یک جفت انسان، یک جفت الاغ، یک جفت گاو، یک جفت آخوند، یک جفت بسیجی و غیره. آیا اگر از هر گونه‌ای یک جفت داشته باشید برای بقا کافیه از نظر ژنتیکی؟ نه ـ به ویژه برای پستانداران نه. پس حداقل چند عدد از هر گونه، بقا را تضمین می‌کند؟ تنوع ژنتیکی بسیار محدود (گلوگاه جمعیتی) هر فرد حداکثر دو آلل در هر جایگاه ژنی دارد، پس یک جفت در مجموع حداکثر چهار آلل از هر ژن را حمل می‌کند. هر تنوعی که در جمعیت اولیه بوده و این جفت حامل آن نبوده، برای همیشه از دست می‌رود. این تنوع ذخیرهٔ سازگاری با تغییرات آینده است. همخونی (inbreeding). فرزندان این جفت ناگزیر با یکدیگر جفت‌گیری می‌کنند. ضریب همخونی در هر نسل بالا می‌رود و احتمال همزادگی (homozygosity) در آلل‌های مضر مغلوب زیاد می‌شود. نتیجه، افت برازندگی ناشی از همخونی (inbreeding depression) است: کاهش باروری، مرگ‌ومیر بالاتر نوزادان و بیماری‌های ژنتیکی. رانش ژنتیکی شدید. در جمعیت بسیار کوچک، فراوانی آلل‌ها صرفاً بر اثر شانس تغییر می‌کند و آلل‌های مضر حتی می‌توانند تثبیت شوند، بدون آنکه انتخاب طبیعی بتواند جلویشان را بگیرد. این پدیده را «اثر بنیان‌گذار» نیز می‌نامند. ذوب جهش‌ها (mutational meltdown). جهش‌های مضر جدید پیوسته انباشته می‌شوند و جمعیت کوچک توان پاک‌سازی آن‌ها را ندارد. این حلقهٔ بازخوردی ممکن است جمعیت را به سمت انقراض ببرد.  پس حداقل چند فرد لازم است؟ اندازهٔ مؤثر جمعیت یا Ne قاعدهٔ «۵۰/۵۰۰» (فرانکهام و دیگران) می‌گوید برای جلوگیری از همخونی کوتاه‌مدت، اندازهٔ مؤثر جمعیت (Ne) حدود ۵۰ و برای حفظ پتانسیل تکاملی بلندمدت حدود ۵۰۰ لازم است. این اعداد خود محل بحث‌اند، و پژوهش‌های جدیدتر حتی آستانه‌های بالاتری (مثلاً ۱۰۰ و ۱۰۰۰) پیشنهاد کرده‌اند. در هر حال، فاصلهٔ یک جفت با این اعداد بسیار زیاد است.  زیست‌شناسی، تکامل و ژنتیک ، داستان آدم و حوا و نوح را رد می‌کند؛ شما باید بین ژنتیک، بین علم با داستان آدم و حوا و نوح انتخاب کنید. 🚀 @ofoghroydad کلیپ بررسی علمی داستان نوح
675
3
یک نفر کانالی یا پیجی ساخته و به ترویج مزخرفات و شبه‌علم و ضدعلم و یا خرافات مشغول است؛ هزاران نفر عضو هستند، چون: دلایل شناخ
یک نفر کانالی یا پیجی ساخته و به ترویج مزخرفات و شبه‌علم و ضدعلم و یا خرافات مشغول است؛ هزاران نفر عضو هستند، چون: دلایل شناختی سوگیری تأییدی: محتوایی که با باور قبلی فرد می‌خواند، پردازش و پذیرفته‌تر می‌شود. تفکر شهودی به‌جای تحلیلی: پژوهش‌های Pennycook و Rand نشان داده‌اند گرایش به تفکر تحلیلی کمتر، با پذیرش بیشتر اطلاعات نادرست و «مزخرفات پرمعنانما» (bullshit receptivity) همبسته است. اثر حقیقت‌پنداری از تکرار (illusory truth effect): تکرار ادعا حتی بدون شواهد آن را آشناتر و باورپذیرتر می‌کند. کمبود سواد علمی و رسانه‌ای: ناتوانی در سنجش منبع، شواهد و مرز علم با شبه‌علم. تفکر قیاسی و شهودی درباره علیت: الگوهای ساده «علت و معلول» از توضیح‌های پیچیده جذاب‌ترند. دلایل روانی-عاطفی نیاز به قطعیت و کنترل: در شرایط ناپایدار (بحران اقتصادی، بیماری، اضطراب)، توضیح‌های ساده و قطعی آرام‌بخش‌اند. شبه‌علم اغلب پاسخ فوری و سرراست می‌دهد، در حالی که علم مدام «نمی‌دانیم» می‌گوید. اضطراب و ترس: محتوای ترسناک توجه را جلب می‌کند و نیاز به «چاره» ایجاد می‌کند. امید در موقعیت‌های درمانی ناامیدکننده: بیماران یا خانواده‌هایشان به وعده‌های درمانی پناه می‌برند. نیاز به خاص بودن: احساس اینکه «من حقیقتی را می‌دانم که دیگران نمی‌دانند». دلایل اجتماعی هویت و تعلق گروهی: عضویت در جمع هم‌باور حس تعلق می‌دهد؛ ترک آن هزینه اجتماعی دارد. اثر جماعت (bandwagon): عدد بزرگ اعضا خودش «اعتبار اجتماعی» می‌سازد. بی‌اعتمادی به نهادها: وقتی اعتماد به دانشگاه، پزشکی یا رسانه‌های رسمی کم باشد، منابع جایگزین جذاب می‌شوند. این بی‌اعتمادی گاهی ریشه واقعی دارد (ناکارآمدی یا فساد نهادی)، ولی از آن نمی‌توان درستی منبع جایگزین را نتیجه گرفت. انزوای اجتماعی و تنهایی. دلایل ساختاری و فنی الگوریتم‌ها و ساختار پلتفرم: در بسیاری پلتفرم‌ها محتوای هیجانی بیشتر بازنشر می‌شود. بازنشر و شبکه‌ی توصیه: کانال‌ها یکدیگر را معرفی می‌کنند. کم‌هزینه بودن عضویت: ورود بدون هزینه و بدون تعهد. ضعف آموزش علمی و انتقادی در سطح جامعه. دلایل مرتبط با خود محتوا و ارائه‌کننده کاریزما و مهارت روایت: داستان‌گویی خوب از ارائه‌ی دقیق علمی جذاب‌تر است. ظاهر علمی (scientism): اصطلاحات تخصصی، ارجاع نمایشی و عنوان‌های پرطمطراق. سادگی و کوتاهی پیام: قابل فهم برای همه، بدون نیاز به پیش‌زمینه. (آخ آخ ) اثر هاله و اعتبار ظاهری: اگر فرد چند ادعای درست بگوید، بقیه هم باورپذیر می‌شود. دلایل غیرِ باور سرگرمی و کنجکاوی. عضویت برای نقد یا پایش (پژوهشگران، روزنامه‌نگاران، منتقدان). پیروی از دوست یا خانواده. عضویت منفعل و فراموش‌شده. 🚀 @ofoghroydadd
900
4
معیار سه‌پرسشی ۱. ادعای اصلی چیست؟ آن را در یکی دو جمله بنویسید. اگر نتوانستید، این خودش اولین ایراد است: متن مبهم است. ۲. چه
معیار سه‌پرسشی ۱. ادعای اصلی چیست؟ آن را در یکی دو جمله بنویسید. اگر نتوانستید، این خودش اولین ایراد است: متن مبهم است. ۲. چه چیزی این ادعا را رد می‌کرد؟ در ادعای تجربی، یعنی چه مشاهده یا داده‌ای با آن ناسازگار است. در ادعای فلسفی، یعنی چه استدلال یا مثال نقضی آن را فرو می‌ریزد. اگر هیچ پاسخی نیست، ادعا یا تهی است یا از نقد مصون‌شده. همین‌جا میان ادعای علمی و ادعای فلسفی تفاوت بگذارید، چون ابطال‌پذیری به معنای پوپری فقط برای دسته‌ی اول دقیق است. ۳. هر ایراد را با آزمون اصلاح طبقه‌بندی کنید: اگر ایراد را اصلاح کنم، نتیجه‌ی متن تغییر می‌کند؟ پس ایراد جدی بوده است. اگر اصلاح کنم، نتیجه همان می‌ماند؟ پس ایراد کوچک بوده است. آیا جدی‌بودنش به مخاطب، هدف یا چارچوب فرضِ متن بستگی دارد؟ پس بحث‌پذیر است، و باید بپرسید: متن این وابستگی را اعلام کرده یا پنهان؟ (مخاطب عمومی بوده، متخصص بوده یا نیمه متخصص؟) نکته‌ی آموزشی کلیدی این است که کیفیت متن را شمارش ایرادها تعیین نمی‌کند، بلکه این تعیین می‌کند که ایرادهای جدی باقی‌مانده‌ای نباشد و نقاط بحث‌پذیر پنهان نمانده باشند. متن خوب مرز ادعاهای خودش را نشان می‌دهد. ➖➖➖➖ همین را حافظه‌پسند بنویسم: ادعا، رد‌کننده، اثر. دو تا هشدار صادقانه برای آموزش‌دیدگان: این معیار ابزار کمکی است، نه الگوریتم. دو ارزیاب آگاه ممکن است در طبقه‌بندی یک ایراد اختلاف داشته باشند، و این اختلاف خودش نشانه‌ی نقص معیار نیست، بلکه همان ایراد بحث‌پذیر است. پرسش دوم برای ادعاهای هنجاری (باید و نباید) مستقیم کار نمی‌کند. آنجا باید به‌جای داده، سازگاری درونی استدلال و پیامدهای مفروضات را سنجید. 😳 @Sam_M0de تصویر را ببینید...
1 044
5
حقیقت ناخوشایند دربارهٔ اوزمپیک داروهایی مانند اوزمپیک (Ozempic) که با تقلید از عملکرد هورمون GLP-1 اشتها را کاهش می‌دهند، تح
حقیقت ناخوشایند دربارهٔ اوزمپیک داروهایی مانند اوزمپیک (Ozempic) که با تقلید از عملکرد هورمون GLP-1 اشتها را کاهش می‌دهند، تحولی مهم در درمان چاقی ایجاد کرده‌اند؛ اما اثربخشی آن‌ها به معنای بی‌خطر بودن یا مناسب بودنشان برای همه نیست. از عوارض جانبی و محدودیت‌های درمان گرفته تا احتمال بازگشت وزن پس از قطع دارو، جنبه‌هایی وجود دارد که نباید نادیده گرفته شوند. این ویدئو از Kurzgesagt به بررسی سویه‌های کمتر دیده‌شدهٔ این تحول پزشکی می‌پردازد. 🚀 @ofoghroydadd زیرنویس #Sylphy #اوزمپیک #سماگلوتاید #داروهای_کاهش_وزن #چاقی #سلامت #پزشکی #داروشناسی #عوارض_دارویی
1 150
6
حس خود شیفتگی! Vidoal.com 🚀 @ofoghroydadd
حس خود شیفتگی! Vidoal.com 🚀 @ofoghroydadd
1 699
7
🍆دانشمندان کشف کردند که داروی اختلال نعوظ احتمالا می‌تواند عضلات را نیز بازسازی کند پژوهشگران دانشگاه فور ایتالیکو رم در مطا
🍆دانشمندان کشف کردند که داروی اختلال نعوظ احتمالا می‌تواند عضلات را نیز بازسازی کند پژوهشگران دانشگاه فور ایتالیکو رم در مطالعه‌ای آزمایشگاهی دریافتند که تادالافیل (Tadalafil)، دارویی که برای درمان اختلال نعوظ و پرفشاری خون شریانی ریوی تجویز می‌شود، ممکن است به بازسازی و ترمیم بافت عضلانی کمک کند. در این پژوهش، تادالافیل در سلول‌های پیش‌ساز عضلانی موش، تکثیر سلولی و بقای سلول‌ها را افزایش داد و مرگ سلولی را کاهش داد. همچنین، ترمیم ناحیه آسیب‌دیده در محیط آزمایشگاهی سریع‌تر انجام شد. این دارو با مهار آنزیم PDE5، فعالیت مولکول پیام‌رسان cGMP را تقویت می‌کند؛ مولکولی که در مسیرهای مرتبط با بازسازی عضلات نقش دارد. بااین‌حال، سلول‌های تیمارشده پس از یک هفته تمایل کمتری به تبدیل‌شدن به فیبرهای عضلانی بالغ نشان دادند؛ یافته‌ای که تفسیر پیامدهای آن برای رشد واقعی عضلات را پیچیده می‌کند. پژوهشگران معتقدند این سازوکار ممکن است در آینده به درمان بیماری‌های تحلیل‌برنده عضلات و بهبود ترمیم بافت کمک کند. بااین‌حال، مطالعه فعلی در محیط آزمایشگاهی و روی سلول‌های موش انجام شده است و هنوز مشخص نیست این اثرات در بدن انسان نیز رخ می‌دهند یا به افزایش قدرت و حجم عضلات منجر می‌شوند. 🥉Molecular Biology Reports 🚀 @ofoghroydadd 🟡نکته مهم: این یافته‌ها به معنای اثبات یا تایید اثر عضله‌سازی تادالافیل در انسان نیست و به‌تنهایی توجیهی برای مصرف آن با هدف افزایش حجم عضلات محسوب نمی‌شوند. میان دانش تثبیت شده و آنچه پژوهش‌های مرزی هنوز در پی آزمودن و کشف آن‌اند، تمایز قائل شوید. #تادالافیل #بازسازی_عضلات #رشد_عضلانی #زیست‌شناسی #پزشکی #علوم_ورزشی
1 440
8
یک نکته درباره فرانسه؛ فرانسه سابقه‌ای طولانی در اعتراضات خیابانی، درگیری با پلیس، آتش‌زدن خودروها، تخریب اموال و حتی غارتگری
یک نکته درباره فرانسه؛ فرانسه سابقه‌ای طولانی در اعتراضات خیابانی، درگیری با پلیس، آتش‌زدن خودروها، تخریب اموال و حتی غارتگری دارد. در طول سال‌های فعالیت خودم، بارها شاهد چنین اتفاقاتی در فرانسه بوده‌ام؛ به‌ویژه در ارتباط با شورش‌های جوانان در مناطق حاشیه‌نشین شهری. این موضوع را از این جهت مطرح می‌کنم که می‌بینم گویی نسل جدید برای نخستین بار با چنین صحنه‌هایی مواجه شده است و حالا عده‌ای تمام ماجرا را به گردن مهاجران می‌اندازند و به‌شدت به سمت نژادپرستی و چپ‌ستیزی افراطی می‌روند. چپ را نقد کنید؛ سیاست‌های مهاجرتی را هم نقد کنید. مهاجرت بی‌ضابطه و سیاست‌های مهاجرتی ناکارآمد، موضوعاتی کاملا مشروع برای نقد و بررسی‌اند. اما نقد باید مستند، دقیق و به دور از تعمیم‌های بی‌پایه و ناروا باشد. به‌ویژه مراقب باشید که استدلال خود را صرفا بر اساس اعتراضات این روزها بنا نکنید. بله، ممکن است برخی از مهاجران یا گروه‌های حاشیه‌نشین در شدت خشونت و تخریب این دوره نقش داشته باشند؛ اما این موضوع هنوز به شواهد کافی در آینده نیاز دارد. نکته اصلی این است که اعتراضات خیابانی و شورش‌های شهری در فرانسه پدیده تازه‌ای نیستند و سابقه‌ای طولانی دارند. برای نمونه، می‌توان به رویدادهای سال‌های ۲۰۰۵، ۲۰۰۶، ۲۰۰۷، ۲۰۱۰، ۲۰۱۶، ۲۰۱۸، ۲۰۱۹ و دو موج اعتراضی متفاوت در سال ۲۰۲۳ اشاره کرد؛ اعتراضاتی که البته علت‌ها و ماهیت یکسانی نداشتند. من شخصا دست‌کم شش مورد از این تحولات را در دوران فعالیت خودم دنبال کرده‌ام. بنابراین، تکرار اعتراضات در فرانسه، همچین موضوع عجیب و تازه‌ای نیست؛ هرچند این به معنای عادی یا قابل‌قبول‌بودن خشونت و تخریب نیست. اینکه موج کنونی تا چه اندازه گسترش پیدا کند، چقدر ادامه یابد و آیا به بحرانی عمیق‌تر تبدیل شود، هنوز روشن نیست. حرف اصلی من ساده است؛ اینکه پدیده‌ای با سابقه تاریخی طولانی را نباید صرفا با یک عامل توضیح داد. نه مهاجرت به‌تنهایی توضیح‌دهنده همه‌چیز است، نه سیاست‌های چپ، و نه مشکلات اقتصادی و اجتماعی. برای فهم آنچه در فرانسه می‌گذرد، باید شواهد را بررسی کرد، میان رویدادهای متفاوت تمایز گذاشت و از افتادن در دام تعصب‌های سیاسی و نژادپرستی پرهیز کرد. سام 🚀 @ofoghroydadd #فرانسه #اعتراضات_فرانسه #شورش‌های_شهری #مهاجرت #سیاست_مهاجرتی #نژادپرستی #چپ‌ستیزی #تحلیل_سیاسی #تفکر_انتقادی #سوگیری_شناختی #تعمیم_ناروا #جامعه_شناسی #تاریخ_معاصر #آزادی_بیان #عقلانیت ویدئو: التماس یک زن برای عدم تخریب و غارتگری که ناکام ماند.
1 996
9
🐈صاحبان گربه که زمان بیشتری را در نزدیکی گربه‌هایشان می‌گذرانند، خلق‌وخوی مثبت‌تری دارند بسیاری از صاحبان گربه معتقدند که نگهداری از این حیوانات کیفیت زندگی آن‌ها را بهبود می‌بخشد. برخی پژوهش‌ها نیز از فواید احتمالی آن برای سلامت و بهزیستی انسان حمایت می‌کنند؛ بااین‌حال، نتایج پژوهش‌های پیشین یکسان نبوده و برخی حتی به پیامدهای منفی احتمالی اشاره کرده‌اند. پژوهشگران دانشگاه کیوتو برای بررسی این موضوع، به‌جای تمرکز بر صرفِ داشتن گربه، نقش کیفیت رابطه و تعاملات روزمره انسان و حیوان را بررسی کردند. 🐈بررسی رابطه انسان و گربه پژوهشگران طی یک ماه، ۲۹ گربه و ۱۹ صاحب آن‌ها را بررسی کردند. آن‌ها با بررسی نمونه‌های ادرار، وضعیت هورمونی شرکت‌کنندگان را سنجیدند، دستگاه‌های کوچک بلوتوث کم‌مصرف (BLE) را به قلاده گربه‌ها متصل کردند تا میزان نزدیکی روزانه آن‌ها به صاحبانشان اندازه‌گیری شود و با پرسش‌نامه، خلق‌وخوی صاحبان را ارزیابی کردند. رفتار گربه‌ها در تعامل با صاحبانشان و افراد ناآشنا نیز بررسی شد. نتایج این پژوهش در مجلهٔ علمی iScience منتشر شده است. 🐈‍⬛ارتباط هورمونی میان گربه‌ها و صاحبانشان پژوهشگران میان سطح اکسی‌توسین در ادرار گربه‌ها و صاحبانشان همبستگی مثبت مشاهده کردند. اکسی‌توسین در پیوندهای اجتماعی نقش دارد و کورتیزول نیز با پاسخ بدن به استرس مرتبط است. سطح بالاتر اکسی‌توسین در گربه‌ها با کورتیزول پایین‌تر و احساسات منفی کمتر در صاحبان آن‌ها ارتباط داشت. جالب اینکه سطح اکسی‌توسین گربه‌ها ارتباط نزدیک‌تری با خلق‌وخوی منفی صاحبانشان نشان می‌داد تا سطح این هورمون در خود صاحبان. 🐈‍⬛نزدیکی فیزیکی مهم‌تر از مدت نگهداری یافته‌ها نشان دادند که خلق‌وخوی مثبت صاحبان با مدت‌زمان نگهداری گربه ارتباطی نداشت، بلکه با میزان نزدیکی فیزیکی آن‌ها به گربه‌هایشان مرتبط بود. به بیان دیگر، افرادی که زمان بیشتری را در نزدیکی گربه‌هایشان می‌گذراندند، معمولا خلق‌وخوی مثبت‌تری داشتند. ساهو تاکاگی، نویسنده مسئول پژوهش، می‌گوید احساس آرامش هنگام نوازش گربه‌ای که روی پای صاحبش می‌نشیند و خرخر می‌کند، ممکن است تا حدی با ارتباط هورمونی میان آن‌ها، به‌ویژه نقش اکسی‌توسین در پیوندهای اجتماعی، مرتبط باشد. 🐈محدودیت مهم پژوهش این پژوهش می‌تواند توضیح دهد که چرا پژوهش‌های قبلی درباره فواید نگهداری از گربه به نتایج متفاوتی رسیده‌اند؛ چون احتمالا کیفیت رابطه اهمیت بیشتری از صرف داشتن گربه دارد. بااین‌حال، همبستگی به معنای رابطه علت‌ومعلولی نیست. هنوز مشخص نیست که نزدیکی به گربه موجب بهبود خلق‌وخو می‌شود، افراد خوش‌خلق‌تر بیشتر به گربه‌هایشان نزدیک می‌شوند یا عوامل دیگری در این ارتباط نقش دارند. پژوهشگران قصد دارند در پژوهش‌های آینده، تاثیر متقابل انسان و گربه را در تعاملات روزمره با جزئیات بیشتری بررسی کنند. 🚀 @ofoghroydadd 🥺 iScience (2026) کنفرانس گونه مهاجم کنفرانس گونه مهاجم
1 676
10
وقتی والدین هم‌نظر نیستند: آیا تفاوت در سبک‌های فرزندپروری برای کودکان مضر است؟ 👪 نکات کلیدی این تحلیل ۱. والدین لازم نیست د
وقتی والدین هم‌نظر نیستند: آیا تفاوت در سبک‌های فرزندپروری برای کودکان مضر است؟ 👪 نکات کلیدی این تحلیل ۱. والدین لازم نیست دقیقا یکسان فرزندپروری کنند. تفاوت در شخصیت، تجربه و باورهای آن‌ها طبیعی است و به‌خودی‌خود لزوماً به مشکلات عاطفی یا رفتاری کودک منجر نمی‌شود. ۲. چهار سبک اصلی فرزندپروری وجود دارد: مقتدرانه: محبت و حمایت همراه با قوانین روشن و مرزهای مشخص. مستبدانه: تأکید بر اطاعت و انضباط، با آزادی کمتر برای پرسشگری کودک. سهل‌گیرانه: محبت زیاد، اما محدودیت‌ها و انتظارات کمتر. غافلانه: حمایت عاطفی، راهنمایی و نظارت اندک. ۳. سبک مقتدرانه معمولاً با پیامدهای بهتر برای کودکان همراه است. پژوهش‌ها آن را با مشکلات عاطفی و رفتاری کمتر مرتبط دانسته‌اند. ۴. تفاوت والدین حتی می‌تواند مفید باشد. برای مثال، یکی از والدین ممکن است بازیگوش‌تر و انعطاف‌پذیرتر باشد و دیگری نظم و برنامه‌ریزی بیشتری ایجاد کند؛ هر دو ویژگی می‌توانند به رشد کودک کمک کنند. ۵. مشکل اصلی، نه تفاوت، بلکه ناهماهنگی مداوم و مخرب است. اگر والدین درباره قوانین مهم اختلاف داشته باشند و مرتب تصمیم‌های یکدیگر را خنثی کنند، کودک ممکن است در تشخیص انتظارات و محدودیت‌ها سردرگم شود. ۶. کودکان ممکن است از تناقض در واکنش‌های والدین سوءاستفاده ناخواسته یا آموخته‌شده کنند. مثلاً اگر یکی از والدین خاموش کردن تلویزیون را الزامی بداند، اما دیگری برای جلوگیری از دعوا اجازه تماشای بیشتر بدهد، کودک ممکن است یاد بگیرد با مراجعه به والد دیگر به خواسته‌اش برسد. ۷. اختلاف‌های حل‌نشده می‌توانند به کودک آسیب بزنند. مشاجرات مکرر، تضعیف اقتدار یکدیگر در برابر کودک، مجبور کردن کودک به انتخاب طرف یکی از والدین و افزایش مشکلات رفتاری، از نشانه‌های نگران‌کننده‌اند. ۸. والدین بهتر است درباره هدف تربیتی توافق کنند، نه اینکه الزاماً بر سر همه جزئیات هم‌نظر باشند. مثلاً به‌جای بحث درباره مجازات کودک، توافق کنند که هدفشان یادگیری مسئولیت‌پذیری و پیروی از دستورهای منطقی است. ۹. قوانین روشن و واکنش‌های قابل‌پیش‌بینی به کودک کمک می‌کنند. دستورهای مشخص، تشویق رفتارهای مطلوب و اجرای آرام و منطقی محدودیت‌ها، از راهکارهای پیشنهادی‌اند. ۱۰. اختلاف‌های جدی را دور از کودک حل کنید. انتقاد از والد دیگر در حضور کودک می‌تواند او را تحت فشار قرار دهد و احساس کند باید طرف یکی را بگیرد. ۱۱. سبک تربیتی باید با رشد کودک تغییر کند. با افزایش توانایی‌ها و استقلال کودک، والدین نیز باید انتظارات، قوانین و میزان آزادی او را بازبینی کنند. ۱۲. همکاری به معنای سازش بر سر ایمنی کودک نیست. هیچ توافقی نباید به معنای پذیرفتن رفتارهای آسیب‌زا یا نادیده گرفتن خطر برای کودک باشد. والدین خوب لزوما والدینی نیستند که همیشه مثل هم فکر می‌کنند؛ بلکه والدینی هستند که تفاوت‌هایشان را به شکلی سازنده مدیریت می‌کنند. آنچه اهمیت دارد، نه یکسان بودن کامل روش‌های تربیتی، بلکه وجود حمایت عاطفی، قوانین منطقی، ثبات نسبی و احترام متقابل است. 🚀 @ofoghroydadd 👨‍👩‍👦Phys #فرزندپروری #روانشناسی_کودک #تربیت_کودک #والدین #رشد_کودک #سلامت_روان #روانشناسی
1 870
11
خودروی جهنده تسلا با قابلیت مانور هوایی تسلا رودستر جدید (Tesla Roadster) در رویداد ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ نمایش‌هایی شبیه پرواز و جهش+2
خودروی جهنده تسلا با قابلیت مانور هوایی تسلا رودستر جدید (Tesla Roadster) در رویداد ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ نمایش‌هایی شبیه پرواز و جهش خودرو انجام داده است. گزارش‌های منتشرشده در ۱۶ اکتبر از مانورهای هوایی و استفاده از فناوری پیشرانش گاز فشرده خبر می‌دهند. گزارش رویترز تأیید می‌کند که نمونهٔ نمایشی رودستر با استفاده از پیشرانه‌های گازی از روی چند خودروی دیگر عبور کرده و در هوا مانور داده است. رودستر جدید تسلا با پیشرانه‌های اسپیس‌ایکس در هوا چرخش می‌کند؛ عرضه تا سال ۲۰۲۸ به تعویق افتاد گزارش کامل از رویترز ➡️ 🚀 @ofoghroydad
3 111
12
شاید راز ارزان‌تر کردن انرژی همجوشی کشف شده باشد؛ فیزیک‌دانان مسیر تازه‌ای برای مهار انرژی ستارگان پیشنهاد کرده‌اند همجوشی هس
شاید راز ارزان‌تر کردن انرژی همجوشی کشف شده باشد؛ فیزیک‌دانان مسیر تازه‌ای برای مهار انرژی ستارگان پیشنهاد کرده‌اند همجوشی هسته‌ای، همان فرایندی که انرژی خورشید را تأمین می‌کند، می‌تواند در آینده منبعی عظیم از انرژی کم‌کربن باشد. اما بازتولید این فرایند روی زمین، به دلیل شرایط فیزیکی بسیار دشوار موردنیاز، همچنان یکی از چالش‌های بزرگ علم و فناوری است. اکنون پژوهشگران دانشگاه پرینستون راهبردی تازه برای رسیدن به مرحله‌ای کلیدی به نام «اشتعال همجوشی» پیشنهاد کرده‌اند؛ مرحله‌ای که در آن، انرژی حاصل از واکنش‌های همجوشی به حفظ دمای لازم پلاسما کمک می‌کند. ایده اصلی آن‌ها تغییر ترتیب عملیات است. ابتدا پلاسما را گرم کنیم و سپس چگالی آن را افزایش دهیم. محاسبات پژوهشگران نشان می‌دهد این مسیر ممکن است در مقایسه با روش‌های دیگر، به انرژی کمتری برای رسیدن به شرایط اشتعال نیاز داشته باشد. این پژوهش همچنین نشان می‌دهد ناخالصی‌هایی مانند تنگستن، حتی در مقادیر کم، می‌توانند عملکرد همجوشی را مختل کنند؛ مسئله‌ای مهم برای طراحی دیواره راکتورهای آینده. البته یک نکته اساسی وجود دارد؛ این نتایج حاصل مدل‌سازی و محاسبات نظری‌اند و هنوز در آزمایش عملی تأیید نشده‌اند. بنابراین، با دستیابی به نیروگاه همجوشی تجاری روبه‌رو نیستیم، بلکه با راهبردی تازه برای حل یکی از دشوارترین مسائل این فناوری مواجهیم. گاهی پیشرفت علمی به معنای ساختن دستگاهی قدرتمندتر نیست؛ بلکه پیدا کردن مسیری هوشمندانه‌تر برای رسیدن به همان هدف است. ☢️ Physical Review Letters 🚀 @ofoghroydadd #انرژی_همجوشی #همجوشی_هسته‌ای #انرژی_پاک #انرژی_آینده #فیزیک #فیزیک_هسته‌ای #انرژی_خورشید #پلاسما #راکتور_همجوشی 🎞توضیح انرژی همجوشی هسته ای ـ آینده انرژی یا تلاشی محکوم به شکست؟ 🎞انرژی همجوشی، اشتباه یا راهی برای فردا؟
1 790
13
اکنون اطلاعات بیشتری درباره نخستین تمدن‌های بشری داریم ماجرای تمدن بشر از کجا شروع شد؟ شاید آنچه در مدرسه درباره آغاز تمدن خو
اکنون اطلاعات بیشتری درباره نخستین تمدن‌های بشری داریم ماجرای تمدن بشر از کجا شروع شد؟ شاید آنچه در مدرسه درباره آغاز تمدن خوانده‌ایم، تمام داستان نباشد! بیش از ۱۲ هزار سال پیش، انسان‌ها در آستانه تحولی شگفت‌انگیز بودند؛ تحولی که مسیر زندگی بشر را برای همیشه تغییر داد. اما چه چیزی باعث شد انسان‌ها یک‌جانشین شوند، جوامع پیچیده بسازند و نخستین تمدن‌ها را شکل دهند؟ در این ویدئو از Kurzgesagt، با کمک باستان‌شناسی و یافته‌های علمی جدید، به گذشته‌ای سفر می‌کنیم که هنوز رازهای بسیاری در دل خود پنهان کرده است. شاید برای شناخت آینده بشر، اول باید داستان واقعی آغازش را بفهمیم. زیرنویس #Sylphy 🪐 @ofoghroydadd #تمدن_بشری #تاریخ_بشر #تاریخ_باستان #باستان‌شناسی #گوبکلی_تپه #کاراهان_تپه #انقلاب_نوسنگی #پیدایش_تمدن #خاستگاه_تمدن #تاریخ_تمدن #تکامل_انسان #انسان_شناسی
2 631
14
هنجار چیست و چه فرقی با قانون طبیعی دارد؟ «آب در فشار یک اتمسفر در صد درجه سانتی‌گراد می‌جوشد» و «در صف باید نوبت را رعایت کرد» هر دو جمله‌هایی آشنا هستند، اما از دو جنس کاملا متفاوتند. جمله نخست توصیف است؛ می‌گوید جهان چگونه هست. جمله دوم هنجار است؛ می‌گوید چه باید کرد. فرق اصلی در این است که وقتی کسی از صف جلو می‌زند، هنجار باطل نمی‌شود؛ او خطا کرده است. اما اگر آبی در همان شرایط در دمای دیگری بجوشد، نمی‌گوییم آب «قانون را شکسته»؛ می‌گوییم گزارهٔ ما دربارهٔ آب نادرست بوده است. طبیعت قانون‌شکنی نمی‌کند؛ گزارهٔ ما دربارهٔ طبیعت است که ابطال می‌شود. یعنی دربارهٔ آن گزاره باور نادرست داشتیم، نه اینکه طبیعت از روی آگاهی تغییر کرده باشد. به بیان فیلسوفان، گزارهٔ توصیفی باید با جهان همخوان شود، اما هنجار می‌خواهد جهان با آن همخوان شود. هنجار، قاعده، رسم و معیار یکی نیستند. هنجار الگوی رفتاریِ مورد انتظار یک گروه است (خوش‌آمد گفتن به مهمان). قاعده صریح‌تر و گاه رسمی است (ورود با کفش به آزمایشگاه ممنوع است). رسم الگویی تکراری و سنتی است (عیدی دادن در نوروز). معیار مبنای داوری است (روایی روش، معیار ارزیابی یک مقاله است). آیا می‌توان هنجار را اثبات کرد؟ دیوید هیوم این شکاف را مطرح کرد و بسیاری از فیلسوفان آن را پذیرفته‌اند؛ اینکه از «هست‌ها» به‌تنهایی نمی‌توان «بایدها» را نتیجه گرفت. اینکه بیشتر مردم در صف می‌ایستند، به‌خودیِ‌خود نتیجه نمی‌دهد که باید در صف ایستاد. برای رسیدن به یک «باید» دست‌کم یک مقدمه هنجاری دیگر لازم است. مثلا: «باید به قول عمل کرد» و «این یک قول است»، پس «باید به آن عمل کرد». حتی توصیه «ورزش کن» مقدمه پنهانی دارد: «اگر سلامتی می‌خواهی». اما همین‌جا پرسشی پیش می‌آید؛ مقدمه هنجاریِ تازه را چگونه توجیه کنیم؟ اگر با مقدمه هنجاری دیگری، آن هم به مقدمه دیگری نیاز دارد و زنجیره بی‌پایان می‌شود. این همان مسئله تسلسل است. به همین دلیل، با استدلالی که هم معتبر باشد و هم مقدماتش درست، نمی‌توان خودِ هنجار بنیادین را اثبات کرد. این مشکل اختصاصی هنجارها نیست. درباره گزاره‌های توصیفی(در علم) هم برقرار است؛ اعتبار استقرا و اعتماد به ادراک را نیز نمی‌توان بی‌هیچ پیش‌فرضی «اثبات» کرد. تفاوت در این است که برای هنجارها، اختلاف درباره نقطه توقف عمیق‌تر است. منطق بایدها (منطق ایتیک) روابط میان هنجارها را می‌سنجد، نه صدق ارزش‌های بنیادین را. شهودگرایان، انسجام‌گرایان و ساختارگرایان هر کدام توجیهی غیراستنتاجی پیشنهاد می‌کنند، و ناشناخت‌گرایان می‌گویند اصلا این هنجارها صدق و کذب ندارند. هنوز اجماعی در کار نیست. پس داده چه نقشی دارد؟ داده در سمت توصیفی می‌ایستد. هنجار نمی‌سازد، اما می‌تواند مقدمه واقعی یک استدلال هنجاری باشد. مثلا داده درباره زیان سیگار، در کنار این مقدمه ارزشی که «سلامت ارزشمند است»، به توصیه ترک سیگار می‌رسد؛ ولی آن مقدمه ارزشی از داده نمی‌آید. داده همچنین امکان‌پذیری یک هنجار را می‌سنجد، چون «باید» معمولا مستلزم «توانستن» است. البته مشاهده هم کاملا بی‌طرف نیست و تا حدی نظریه‌بار است. هر بار که کسی می‌گوید «علم ثابت کرده که باید چنین کرد»، بپرسید مقدمه ارزشیِ این استدلال کجاست؟ علم می‌تواند بگوید چه هست و چه پیامدهایی دارد؛ اینکه چه باید باشد، به ارزش‌هایی بازمی‌گردد که باید آشکارا درباره آن‌ها گفت‌وگو کرد. این گفت‌وگو بر پایه ارزش‌های مشترک ممکن است، مثلا «رنج بی‌دلیل بد است» یا «انسان‌ها حق دارند دربارهٔ زندگی خود تصمیم بگیرند». اگر کسی هیچ ارزش مشترکی نپذیرد، استدلال خالص نمی‌تواند او را قانع کند و گفت‌وگو به دلایل دیگری، مانند همدلی و تجربه مشترک، نیاز خواهد داشت. 🚀 @ofoghroydadd پس: علم می‌گوید چه هست؛ اینکه چه باید باشد، از ارزش‌ها می‌آید و هیچ داده‌ای جای آن‌ها را نمی‌گیرد. ✅ هر «باید» مقدمه‌ای ارزشی دارد، پس آن را آشکار کنیم تا بشود درباره آن گفت‌وگو کرد. کسی که ارزشش را پنهان کند، پشت اعتبار علم پنهان شده است. ✅ بحث بر سر واقعیت را با پژوهش حل می‌کنیم و بحث بر سر ارزش را با گفت‌وگوی صریح. 🤝 #تفکر_نقادانه #هنجار #قانون_طبیعی #فلسفه #فلسفه_علم #فلسفه_اخلاق #استدلال #منطق #اخلاق #ارزش‌ها #روشنگری #شناخت‌شناسی #داده #واقعیت #تفکر_علمی #آزادی_اندیشه #فلسفه_تحلیلی
2 023
15
چرا از بعضی موسیقی‌ها بیزاریم؟ آنچه سلیقه موسیقایی ما دربارهٔ هویت و روانمان آشکار می‌کند پژوهشی بین‌المللی نشان می‌دهد که بی
چرا از بعضی موسیقی‌ها بیزاریم؟ آنچه سلیقه موسیقایی ما دربارهٔ هویت و روانمان آشکار می‌کند پژوهشی بین‌المللی نشان می‌دهد که بیزاری از موسیقی صرفاً فقدان علاقه نیست؛ واکنش‌های هیجانی و احساس تعلق اجتماعی نیز در شکل‌گیری آن نقش دارند. موسیقی فقط چیزی نیست که برای لذت بردن انتخاب می‌کنیم؛ گاهی آنچه نمی‌خواهیم بشنویم نیز می‌تواند اطلاعاتی دربارهٔ احساسات و هویت اجتماعی ما آشکار کند. نو پژوهشی نشان می‌دهد که نپسندیدن موسیقی ساختاری روان‌شناختی دارد و از عوامل مختلفی تأثیر می‌پذیرد. به گفتهٔ آماندا کراوس، پژوهشگر روان‌شناسی در دانشگاه جیمز کوک استرالیا، برای درک سلیقهٔ موسیقایی باید علاوه بر ترجیحات افراد، دلایل بیزاری آن‌ها را نیز بررسی کرد. بررسی ۱۰۷۸ نفر در چهار کشور پژوهشگران پاسخ‌های ۱۰۷۸ نفر از استرالیا، چین، سنگاپور و ایالات متحده را دربارهٔ ۴۹ سبک موسیقی بررسی کردند و پنج بُعد اصلی برای بیزاری موسیقایی شناسایی کردند: ۱. ناخوشایندی هیجانی: واکنش منفی فوری به موسیقی. ۲. پیچیدگی: میزان پیچیدگی موسیقی از دید شنونده. ۳. احساساتی‌بودن: واکنش به جنبه‌های عاطفی موسیقی. ۴. ناسازگاری اجتماعی: احساس ناهماهنگی موسیقی با هویت و جهان اجتماعی فرد. ۵. گرایش به جریان اصلی: ارتباط سلیقهٔ فرد با موسیقی رایج و فرهنگ غالب. چرا بعضی موسیقی‌ها را به‌شدت پس می‌زنیم؟ دو عامل بیش از بقیه با بیزاری شدید از موسیقی ارتباط داشتند: واکنش هیجانی منفی و ناسازگاری اجتماعی. گاهی موسیقی صرفاً احساس ناخوشایندی ایجاد می‌کند؛ اما گاهی مشکل به معنایی مربوط است که شنونده برای آن قائل می‌شود. ممکن است یک سبک با ارزش‌ها، هویت یا گروه‌های اجتماعی‌ای که فرد خود را متعلق به آن‌ها نمی‌داند، پیوند خورده باشد. البته این ارتباط به معنای آن نیست که هر فردی با رد کردن یک سبک موسیقی، الزاماً در حال رد کردن یک گروه اجتماعی است. فرهنگ یا شخصیت؛ کدام مهم‌تر است؟ نتایج نشان دادند که واکنش ناخوشایند به موسیقی در چهار کشور بررسی‌شده شباهت‌هایی داشت، اما واکنش به پیچیدگی و جنبه‌های احساسی موسیقی با زمینهٔ فرهنگی تغییر می‌کرد. در عین حال، ویژگی‌های فردی، از جمله شخصیت و نحوهٔ تعامل با موسیقی، تفاوت‌های موجود در دلایل بیزاری را بهتر از پیشینهٔ ملی افراد توضیح می‌دادند. پژوهشگران معتقدند دوری از برخی موسیقی‌ها می‌تواند به تنظیم احساسات، مشخص کردن مرزهای فرهنگی و بیان هویت فرد کمک کند. همان‌طور که موسیقی‌های موردعلاقهٔ ما ممکن است بخشی از هویتمان را آشکار کنند، موسیقی‌هایی که رد می‌کنیم نیز می‌توانند سرنخ‌هایی دربارهٔ احساسات و تعلقات اجتماعی ما به دست دهند. بااین‌حال، این یافته‌ها به معنای امکان تشخیص دقیق شخصیت افراد از روی موسیقی‌های موردنفرتشان نیست؛ بلکه نشان می‌دهند سلیقهٔ موسیقایی، هم در انتخاب‌ها و هم در بیزاری‌ها، فراتر از ترجیح صرفاً شنیداری است. 🔗 the New York Academy of Sciences (2026). 🚀 @ofoghroydadd #موسیقی #روانشناسی #روانشناسی_موسیقی #سلیقه_موسیقایی #هویت_اجتماعی #رفتار_انسان #روانشناسی_اجتماعی #شخصیت #احساسات #مغز #علوم_شناختی
1 940
16
هشدار دانشمندان: ۱۷ تهدید بزرگ سلامت بشر؛ دو مورد با ظرفیت بالقوه انقراض انسان! کمیسیونی بین‌المللی از ده‌ها متخصص در گزارشی
هشدار دانشمندان: ۱۷ تهدید بزرگ سلامت بشر؛ دو مورد با ظرفیت بالقوه انقراض انسان! کمیسیونی بین‌المللی از ده‌ها متخصص در گزارشی منتشرشده در مجله علمی معتبر The Lancet، ۱۷ تهدید عمده سلامت جهانی را بررسی کرده است؛ خطرهایی که می‌توانند سلامت و بقای انسان را در فاصله سال‌های ۲۰۲۵ تا ۲۱۰۰ تحت تاثیر قرار دهند. دو تهدید در این ارزیابی، ظرفیت بالقوه انقراض بشر را دارند ۱. هوش مصنوعی مخرب: از جمله استفاده از هوش مصنوعی برای طراحی و تولید سلاح‌های زیستی جدید. ۲. جنگ هسته‌ای و قحطی جهانی: جنگ هسته‌ای گسترده می‌تواند با ایجاد اختلالات شدید در تولید غذا، زمینه‌ساز قحطی وسیع و مرگ‌ومیر در مقیاسی فاجعه‌بار شود. پژوهشگران احتمال وقوع این دو سناریوی انقراض را پایین ارزیابی کرده‌اند؛ بااین‌حال، به دلیل شدت پیامدهای احتمالی، آن‌ها را در بالاترین سطح تهدیدها قرار داده‌اند. ۱۵ تهدید عمده دیگر این ارزیابی ۱۵ خطر دیگر را نیز شناسایی کرده که هرکدام می‌توانند بیش از یک میلیارد سال عمر سالم را در فاصله مورد بررسی از بین ببرند. این موارد عبارت‌اند از ۱) آلودگی هوا، ۲) مقاومت میکروبی در برابر داروها، ۳) سوءتغذیه کودکان، ۴) تغییرات اقلیمی، ۵) فروپاشی تأمین مالی بین‌المللی کمک‌های سلامت، ۶) درگیری‌های نظامی متعارف، ۷) مصرف بالای الکل، ۸) فشار خون بالا، ۹) نابرابری درآمدی، ۱۰) سطح پایین تحصیلات، ۱۱) همه‌گیری‌های طبیعی، ۱۲) چاقی، ۱۳) مشکلات سلامت روان، ۱۴) استعمال دخانیات، ۱۵) سالمندی ناسالم.                    ➖➖➖➖➖ چاقی؛ بزرگ‌ترین بار بالقوه قابل‌پیشگیری بر اساس مدل‌سازی پژوهشگران، چاقی، شاخص توده بدنی بالا، تغذیه نامناسب و کم‌تحرکی در مجموع بزرگ‌ترین بار بالقوه قابل‌پیشگیری را در میان تهدیدهای بررسی‌شده دارند. تفاوت میان سناریوهای مطلوب و نامطلوب در این حوزه تا سال ۲۱۰۰ حدود ۲۳٫۱ میلیارد سال عمر سالم برآورد شده است؛ رقمی که نویسندگان آن را معادل تقریباً ۴۶ برابر بار یک همه‌گیری کووید۱۹ مقایسه کرده‌اند. سطح پایین تحصیلات و نابرابری درآمدی نیز از عوامل مهم این ارزیابی هستند؛ عواملی که می‌توانند از طریق تاثیر بر شرایط زندگی، دسترسی به خدمات سلامت و عوامل خطر بیماری‌ها، بار بیماری را افزایش دهند. مجموع بار بیماری‌ها چقدر است؟ طبق سناریوی پایه پژوهش، مجموع بار جهانی بیماری‌ها و آسیب‌ها از سال ۲۰۲۵ تا ۲۱۰۰ حدود ۲۴۶ میلیارد سال عمر سالم ازدست‌رفته برآورد شده است. برای درک این شاخص، پژوهشگران از مفهوم «سال‌های عمر تعدیل‌شده برحسب ناتوانی» یا DALY استفاده کرده‌اند. هر DALY معادل یک سال عمر سالم ازدست‌رفته بر اثر مرگ زودرس یا زندگی با بیماری و ناتوانی است. البته این ارقام پیش‌بینی قطعی آینده نیستند؛ بلکه برآوردهایی مبتنی بر مدل‌سازی و سناریوهای مختلف‌اند. همچنین نمی‌توان بار برآوردشده برای هر تهدید را مستقیما با بار سایر تهدیدها جمع کرد، زیرا عوامل مختلف با یکدیگر هم‌پوشانی دارند. راهکارهای پیشنهادی پژوهشگران این کمیسیون سه اقدام اساسی را توصیه می‌کند ۱. تقویت و تامین مالی نظام‌های سلامت برای مقابله با بحران‌های بزرگ. ۲. افزایش سرمایه‌گذاری در نوآوری‌های علمی و فناوری، به‌ویژه در حوزه سلامت، اقلیم و فناوری‌های نوظهور. ۳. ایجاد سازوکاری بین‌المللی برای پایش مستمر تهدیدهای جهانی سلامت و به‌روزرسانی ارزیابی خطرها. تهدیدهای آینده بشر به بیماری‌های واگیردار محدود نمی‌شوند. فناوری‌های مخرب، جنگ هسته‌ای، بحران‌های زیست‌محیطی و عوامل اجتماعی و اقتصادی نیز می‌توانند پیامدهایی گسترده برای سلامت و بقای انسان داشته باشند. شناسایی این خطرها به معنای قطعی بودن وقوع آن‌ها نیست؛ هدف، فراهم‌کردن زمینه پیشگیری و کاهش پیامدهای احتمالی است. منبع: مقاله کمیسیون تهدیدهای جهانی سلامت در قرن بیست‌ویکم، مجله The Lancet، ۲۰۲۶. 🚀 @ofoghroydadd عنوان ویدئو‌ی پست: اگه یک بمب هسته ای روی یکی از شهرهای بزرگ امروزی بیندازیم، چه اتفاقاتی می‌افتد؟
1 898
17
شاید ما تمدن‌های خداگونه را اشتباه تصور می‌کنیم ما معمولاً تمدن‌های پیشرفته را با مقیاس و گسترش بیشتر تصور می‌کنیم: مصرف انرژ
شاید ما تمدن‌های خداگونه را اشتباه تصور می‌کنیم ما معمولاً تمدن‌های پیشرفته را با مقیاس و گسترش بیشتر تصور می‌کنیم: مصرف انرژی عظیم، سفر میان‌ستاره‌ای، ساخت ابرسازه‌ها و حتی تسخیر کهکشان‌ها. اما اگر مسیر پیشرفت الزاماً به سمت «بزرگ‌تر شدن» نباشد چه؟ این ویدئو با مقایسهٔ مقیاس کارداشف و ایدهٔ «مقیاس بارو» این پرسش را مطرح می‌کند که شاید تمدن‌های بسیار پیشرفته، به‌جای گسترش در جهان، به سمت کنترل هرچه عمیق‌تر ماده، زیست‌شناسی و در نهایت بنیادی‌ترین لایه‌های واقعیت حرکت کنند. 🚀 @ofoghroydad زیرنویس: #sylphy ویدئوهای مرتبط: 🎥خلاء کاذب، کارآمدترین راه برای نابودی جهان 🎥آیا تمدن بشری می‌تواند در سرتاسر کهکشان راه شیری گسترده شود؟ 🎥چه می‌شود اگر تمدنِ بشری اولین تمدنِ زمین نباشد؟ از دکتر مَت اوداو 🎥تمدن سطح دو چه توانایی‌هایی خواهد داشت؟ 🎥آیا تمدن‌های بیگانه گمشده‌ای در گذشته ما وجود دارند؟ 🎥تمدن‌های بیگانه چه‌شکلی خواهند بود: «مقیاس کارداشف» #تمدن_های_بیگانه #تمدن_پیشرفته #مقیاس_کارداشف #مقیاس_بارو #تمدن_فرازمینی #حیات_فرازمینی #هوش_فرازمینی
2 073
18
نئاندرتال‌ها نجارانی ماهرتر از تصورات پیشین ما بودند باستان‌شناسان در محوطه باستانی آبریک رومانی در نزدیکی بارسلون اسپانیا، م
نئاندرتال‌ها نجارانی ماهرتر از تصورات پیشین ما بودند باستان‌شناسان در محوطه باستانی آبریک رومانی در نزدیکی بارسلون اسپانیا، مجموعه‌ای کم‌سابقه از آثار چوبی متعلق به نئاندرتال‌ها را شناسایی کرده‌اند؛ یافته‌هایی که نشان می‌دهند چوب در فناوری و زندگی روزمره این انسان‌های منقرض‌شده نقشی بسیار مهم‌تر از آنچه شواهد پیشین نشان می‌دادند، داشته است. پژوهشگران در مجموع ۵۹۷ اثر و نقش‌برجای‌مانده از چوب را بررسی کردند که دست‌کم ۱۳ مورد از آن‌ها به‌وضوح نشانه‌های تغییر عمدی و ساخت ابزار یا اشیای کاربردی را دارند. در میان این یافته‌ها، اثری به شکل گرز چوبی توجه ویژه‌ای جلب کرده است؛ شیئی که به نظر می‌رسد عمداً شکل داده شده تا برای ضربه‌زدن به کار برود. باستان‌شناسان تاکنون نمونه‌های بسیار اندکی از ابزارهای چوبی مشابه در محوطه‌های پیشاتاریخی یافته‌اند و تعیین کاربرد دقیق این گرز همچنان دشوار است. این مجموعه تنها به یک ابزار محدود نمی‌شود. پژوهشگران آثاری از تیرک‌های احتمالی برای ساخت پناهگاه، یک سه‌پایه، اشیای نوک‌تیزی که شاید برای کندن زمین استفاده می‌شدند و دو نیزه نیز شناسایی کرده‌اند. چهار قطعه پوست درخت سوخته هم ممکن است برای تهیه سینی یا ظرف‌های نگهداری غذا به کار رفته باشند؛ هرچند کاربرد دقیق این اشیا قطعی نیست. اهمیت این کشف در آن است که ابزارهای چوبی معمولا به‌سختی تا امروز باقی می‌مانند. برخلاف سنگ، چوب ماده‌ای آلی است و به‌آسانی تجزیه می‌شود؛ در نتیجه، بخش بزرگی از فناوری‌های چوبی جوامع باستانی احتمالاً از پرونده باستان‌شناسی ناپدید شده است. در آبریک رومانی، شرایط زمین‌شناختی استثنایی به حفظ آثار کمک کرده است: کربنات کلسیم پیرامون چوب‌ها رسوب کرده و پس از پوسیدن آن‌ها، قالبی از شکلشان بر جای گذاشته است. برخی از این نقش‌ها چنان جزئیاتی دارند که پژوهشگران توانسته‌اند ساختار چوب را تا سطح سلولی بررسی کنند. البته شواهد استفاده از چوب برای ساخت ابزار پیش‌تر نیز پیدا شده بود. سلاح‌های چوبی حدود ۳۰۰ هزارساله در آلمان و ابزارهای چوبی حدود ۱۷۱ هزارساله در ایتالیا از نمونه‌های شناخته‌شده‌اند. با این حال، انتساب برخی آثار باستانی به نئاندرتال‌ها همیشه قطعی نیست؛ زیرا ممکن است گونه‌های انسانی دیگری نیز در ساخت آن‌ها نقش داشته باشند. مجموعه آبریک رومانی از این جهت اهمیت دارد که شمار و تنوع آثار آن، تصویری دقیق‌تر از فناوری چوبی در جوامع پارینه‌سنگی میانه ارائه می‌دهد. این یافته‌ها در مجله علمی Science Advances منتشر شده‌اند و به نکته‌ای اساسی درباره تکامل انسان اشاره دارند؛ فناوری انسان‌های باستانی را نمی‌توان تنها از روی ابزارهای سنگی شناخت. ساخت و استفاده از اشیای چوبی احتمالاً بخش مهمی از توانایی‌های فنی نئاندرتال‌ها بوده است؛ توانایی‌هایی که به‌دلیل ناپایداری مواد آلی، تا امروز کمتر از واقعیتشان در شواهد باستان‌شناسی دیده شده‌اند. 🚀 @ofoghroydadd #نئاندرتال #باستان‌شناسی #انسان‌شناسی #تکامل_انسان #انسان‌های_باستان #ابزارسازی #فناوری_باستانی #ابزارهای_چوبی #پارینه‌سنگی مطالب مرتبط در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا؛ و صد‌ها مطلب و ویدئو و کتاب در کانال در زمینه نئاندرتال‌ها موجود است.
2 174
19
مورچه‌ها در ساوانا 🎙گوینده: شری 🚀 @ofoghroydadd 🎥 مورچه‌های سارق #مورچه
مورچه‌ها در ساوانا 🎙گوینده: شری 🚀 @ofoghroydadd 🎥 مورچه‌های سارق #مورچه
2 263
20
چیزهایی که هنوز وجود ندارند و نمی‌دانیم چه چیزهایی! گاهی با شنیدن یک قطعه موسیقی، به این فکر می‌کنم که آیا ممکن بود موسیقی هر
چیزهایی که هنوز وجود ندارند و نمی‌دانیم چه چیزهایی! گاهی با شنیدن یک قطعه موسیقی، به این فکر می‌کنم که آیا ممکن بود موسیقی هرگز به وجود نیاید؟ جهان بدون موسیقی هم می‌توانست جهان باشد. انسان هم می‌توانست تکامل پیدا کند، زبان بسازد، تمدن برپا کند و درباره ستاره‌ها بیندیشد، بی‌آنکه روزی صداها را به ملودی تبدیل کند. اما اگر موسیقی هرگز پدید نمی‌آمد، شاید هیچ‌وقت نمی‌فهمیدیم چه چیزی را از دست داده‌ایم. این فکر مرا به پرسشی بزرگ‌تر می‌رساند؛ اینکه چه چیزهای دیگری می‌توانستند وجود داشته باشند که امروز از آن‌ها بی‌خبریم؟ سیصد هزار سال است که نمی‌دانیم. چه امکان‌هایی هنوز در زندگی ما جایی ندارند؛ نه لزوما چون ناممکن‌اند، بلکه شاید چون هنوز راهی برای تصور، کشف یا ساختنشان پیدا نکرده‌ایم؟ من معمولا آینده را با چیزهایی که امروز می‌شناسم تصور می‌کنم؛ جهانی پیشرفته‌تر با فناوری‌های بهتر، دانش بیشتر و امکانات گسترده‌تر. اما گاهی فکر می‌کنم شاید این تصویر بیش از اندازه به زمان حال وابسته باشد. شاید آینده فقط نسخه‌ای کامل‌تر از جهان امروز نباشد. شاید چیزهایی در آینده پدیدار شوند که اکنون حتی مفاهیم لازم برای اندیشیدن به آن‌ها را نداریم. ما جهان را با حواس و ذهنی می‌شناسیم که در جریان تکامل شکل گرفته‌اند. بااین‌حال، توانسته‌ایم ابزارهایی بسازیم که از محدودیت‌های طبیعی‌مان فراتر می‌روند. مثلا میکروسکوپ؛ جهانی را آشکار کرد که چشم نمی‌دید. یا تلسکوپ؛ فاصله‌هایی را به روی شناخت ما گشود که پیش‌تر دست‌نیافتنی بودند. گاهی پیشرفت، پیدا کردن چیزی در جهان نیست؛ پیدا کردن راهی تازه برای دیدن جهان است. شاید هنوز امکان‌هایی وجود داشته باشند که نه‌تنها از آن‌ها بی‌خبریم، بلکه نمی‌دانیم چگونه باید درباره‌شان سوال کنیم. شاید روزی شکل‌های تازه‌ای از هنر، تجربه، ارتباط یا اندیشیدن پدید بیایند؛ چیزهایی که برای انسان امروز، به همان اندازه ناآشنا باشند که برخی فناوری‌های کنونی برای انسان هزاران سال پیش. البته نمی‌توانم مطمئن باشم که چنین اتفاقی حتما رخ خواهد داد. طبیعت محدودیت‌های خودش را دارد و هر چیزی که بتوانیم تصور کنیم، شاید الزاما ممکن نیست. اما میان آنچه احتمالا ناممکن است و آنچه هنوز به ذهنمان نرسیده، فاصله بزرگی وجود دارد. انسان خردمند حدود سیصد هزار سال است که وجود دارد، اما بسیاری از چیزهایی که امروز بخشی عادی از زندگی ما هستند، در بخش بزرگی از این تاریخ وجود نداشته‌اند. گاهی دانش کافی نبوده، گاهی ابزار لازم فراهم نبوده و گاهی هنوز زنجیره‌ای از کشف‌ها و اختراع‌ها شکل نگرفته بوده است. شاید آینده نیز چنین باشد. روزی چیزی پدیدار شود که نسل‌های پیشین حتی نمی‌دانستند جایش در جهان خالی است؛ و بعد، مثل بسیاری از چیزهای دیگر، به آن عادت کنیم. چیزی که زمانی شگفت‌انگیز به نظر می‌رسید، بخشی از زندگی روزمره‌مان شود و ذهنمان، به‌جای ماندن در شگفتی آن، به جست‌وجوی امکان دیگری برود. گاهی فکر می‌کنم شاید بخش مهمی از کنجکاوی انسان همین باشد؛ نه فقط میل به پیدا کردن پاسخ پرسش‌هایی که داریم، بلکه حرکت به‌سوی پرسش‌هایی که هنوز نمی‌دانیم باید بپرسیم. نمی‌دانم چه چیزهایی در انتظار کشف شدن‌اند. شاید بعضی از آن‌ها هرگز کشف نشوند، شاید بعضی اصلا وجود نداشته باشند و شاید بعضی چنان متفاوت باشند که امروز نتوانم حتی تصورشان کنم. اما همین ندانستن، برایم جذاب است. اینکه جهان هنوز می‌تواند چیزهایی برای شگفت‌زده کردنمان داشته باشد؛ چیزهایی که نه در خاطراتمان جایی دارند، نه در تجربه‌هایمان و نه حتی در خیالمان. شاید جهان برای ما تمام نشده است؛ نه به این دلیل که روزی پاسخ همه پرسش‌ها را خواهیم یافت، بلکه چون هنوز نمی‌دانیم چه پرسش‌هایی در انتظار ما هستند. 🚀 @ofoghroydadd
2 665