مصدق به روايت تاريخ و اسناد
前往频道在 Telegram
اين كانال به هيچ عنوان وابسته به هيچ گروه و جرياني نيست و صرفا در صدد روايت تاريخ معاصر با محوريت دكترمصدق و نهضت ملي ايران است. آدرس ادمین کانال: @mohammadmosaddegh_admin
显示更多8 138
订阅者
+124 小时
+137 天
+20330 天
数据加载中...
吸引订阅者
八月 '26
八月 '26
+280
在14个频道中
七月 '26
+166
在12个频道中
Get PRO
六月 '26
+131
在8个频道中
Get PRO
五月 '26
+51
在5个频道中
Get PRO
四月 '26
+17
在1个频道中
Get PRO
三月 '26
+12
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+82
在4个频道中
Get PRO
一月 '26
+49
在3个频道中
Get PRO
十二月 '25
+72
在8个频道中
Get PRO
十一月 '25
+181
在11个频道中
Get PRO
十月 '25
+90
在14个频道中
Get PRO
九月 '25
+104
在3个频道中
Get PRO
八月 '25
+410
在31个频道中
Get PRO
七月 '25
+139
在9个频道中
Get PRO
六月 '25
+41
在5个频道中
Get PRO
五月 '25
+41
在5个频道中
Get PRO
四月 '25
+86
在14个频道中
Get PRO
三月 '25
+76
在7个频道中
Get PRO
二月 '25
+55
在4个频道中
Get PRO
一月 '25
+64
在3个频道中
Get PRO
十二月 '24
+77
在3个频道中
Get PRO
十一月 '24
+109
在7个频道中
Get PRO
十月 '24
+65
在6个频道中
Get PRO
九月 '24
+136
在8个频道中
Get PRO
八月 '24
+138
在9个频道中
Get PRO
七月 '24
+75
在2个频道中
Get PRO
六月 '24
+59
在1个频道中
Get PRO
五月 '24
+62
在3个频道中
Get PRO
四月 '24
+66
在6个频道中
Get PRO
三月 '24
+159
在18个频道中
Get PRO
二月 '24
+74
在7个频道中
Get PRO
一月 '24
+64
在3个频道中
Get PRO
十二月 '23
+106
在6个频道中
Get PRO
十一月 '23
+103
在10个频道中
Get PRO
十月 '23
+64
在7个频道中
Get PRO
九月 '23
+102
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+514
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+53
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+36
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+49
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+36
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+194
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+59
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+80
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+85
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+72
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+63
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+58
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+345
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+77
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+47
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+71
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+59
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+229
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+44
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+82
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+30
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+51
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+32
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+54
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+145
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+45
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+36
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+69
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+38
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+129
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+52
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+95
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+8 014
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 28 八月 | +1 | |||
| 27 八月 | +3 | |||
| 26 八月 | +4 | |||
| 25 八月 | +3 | |||
| 24 八月 | +7 | |||
| 23 八月 | +2 | |||
| 22 八月 | +12 | |||
| 21 八月 | +14 | |||
| 20 八月 | +41 | |||
| 19 八月 | +52 | |||
| 18 八月 | +15 | |||
| 17 八月 | +9 | |||
| 16 八月 | +11 | |||
| 15 八月 | +14 | |||
| 14 八月 | +4 | |||
| 13 八月 | +3 | |||
| 12 八月 | +6 | |||
| 11 八月 | +4 | |||
| 10 八月 | +5 | |||
| 09 八月 | +4 | |||
| 08 八月 | +4 | |||
| 07 八月 | +5 | |||
| 06 八月 | +10 | |||
| 05 八月 | +12 | |||
| 04 八月 | +5 | |||
| 03 八月 | +11 | |||
| 02 八月 | +16 | |||
| 01 八月 | +3 |
频道帖子
متن کامل مصاحبه تاریخ شفاهی هاروارد با احمد زیرکزاده. @mohammadmosaddegh
| 2 | احمد زیرک زاده
@mohammadmosaddegh | 819 |
| 3 | حاصل این وصیت، بنیاد علمی زیرکزاده در تهران است که فعالیتهای خود را در فرهنگسراهای بهمن و خاوران دنبال میکند.
احمد زیرکزاده سرانجام در ۳ شهریور ۱۳۷۲، در ۸۶ سالگی، در تهران درگذشت و در قطعه ۴۱ بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
یاد او را در سالگرد درگذشتش گرامی میداریم؛ چهرهای از نسلی که استقلال، توسعه و پیشرفت ایران را آرمان خود میدانست و بخش مهمی از زندگی خویش را در راه نهضت ملی و دفاع از دولت دکتر محمد مصدق سپری کرد.
@mohammadmosaddegh | 20 |
| 4 | امروز سوم شهریور سالگرد درگذشت مهندس احمد زیرکزاده است؛ مردی که از نسل مهندسان و تحصیلکردگان ایرانی بود که در سالهای پس از شهریور ۱۳۲۰ از عرصه تخصص و حرفه وارد سیاست شدند و در شکلگیری نهضت ملی ایران و حمایت از دولت دکتر محمد مصدق نقشی مهم ایفا کردند.
احمد زیرکزاده در ۱۵ اسفند ۱۲۸۶ خورشیدی (۵ مارس ۱۹۰۸) در تهران و در خانوادهای مذهبی با اصالت یزدی به دنیا آمد. پدرش، میرزا زیرک، روحانیای بود که سفرهای فراوانی به شهرهای مختلف داشت. او در یکی از این سفرها با یکی از خوانین بختیاری به نام سپهخان آشنا شد و به دعوت او به تهران رفت؛ جایی که احمد در آن متولد شد. خانواده بعدها به شهرکرد، که آن زمان دهکرد نام داشت، مهاجرت کردند.
پس از انقلاب مشروطه، شماری از خوانین بختیاری تصمیم گرفتند فرزندان خود را برای تحصیل و آشنایی با فرهنگ و علوم جدید به فرانسه بفرستند. میرزا زیرک نیز به دلیل آشنایی با زبان فرانسه و به عنوان بزرگتر همراه این گروه راهی اروپا شد و پسر بزرگش، غلامحسین، را نیز با خود برد.
احمد در سال ۱۳۰۴ به تهران آمد و در دارالفنون به تحصیل پرداخت. یک سال بعد در آزمون اعزام به خارج وزارت جنگ پذیرفته شد و برای تحصیل در رشته مهندسی دریا به پلیتکنیک پاریس رفت. زندگی در فرانسه، او را با جامعهای متفاوت و دنیایی تازه آشنا کرد و نگاهش به آینده ایران را دگرگون ساخت.
زیرکزاده در سال ۱۳۱۴ به ایران بازگشت و به دلیل بورسیهای که دریافت کرده بود، ابتدا در نیروی دریایی در خرمشهر مشغول به کار شد و سپس در سال ۱۳۲۰ به وزارت راه در انزلی منتقل گردید. اما تحولات سیاسی و اجتماعی ایران پس از شهریور ۱۳۲۰ او را به تدریج وارد فعالیت سیاسی کرد. به گفته خودش، پس از بازگشت به ایران این فکر را داشت که «باید چیزی را عوض کنم».
او پس از اعتصاب مهندسان و حوادث شهریور ۱۳۲۰ به تهران آمد و به عضویت هیئت مرکزی کانون مهندسین درآمد. در همین دوره، فعالیت سیاسی خود را در کنار شماری از دانشآموختگان فنی، از جمله مهندس فریور، مهندس مهدی بازرگان، مهندس حبیبی و مهندس بهنیا آغاز کرد.
در سال ۱۳۲۳، همزمان با انتخابات مجلس چهاردهم، زیرکزاده همراه با مهندس فریور، دکتر شفق، دکتر عبدالله معظمی، مهندس نظامالدین موحد، دکتر کریم سنجابی، مهندس رضوی و شماری دیگر، در شکلگیری حزب ایران نقش داشت. حزب ایران بر استقلال سیاسی کشور و توسعه اجتماعی و اقتصادی تأکید داشت و بعدها به یکی از پایههای اصلی جبهه ملی ایران تبدیل شد. زیرکزاده به عنوان دبیرکل حزب انتخاب شد.
حزب ایران در ابتدا روزنامه «شفق» را با مدیریت دکتر جزایری منتشر کرد و پس از آن روزنامه «جبهه» به مدیریت زیرکزاده انتشار یافت.
با تشکیل دولت ملی دکتر محمد مصدق، زیرکزاده در سال ۱۳۳۰ به عنوان معاون وزارت اقتصاد منصوب شد. در انتخابات مجلس هفدهم نیز نام او در فهرست جبهه ملی قرار گرفت و به عنوان نماینده مردم تهران وارد مجلس شد. او در مجلس در کنار دیگر اعضای جبهه ملی، از دولت مصدق و سیاستهای نهضت ملی شدن صنعت نفت حمایت میکرد.
در جریان کودتای نافرجام ۲۵ مرداد ۱۳۳۲، زیرکزاده همراه با مهندس جهانگیر حقشناس توسط سربازان گارد جاویدان بازداشت شد، اما پس از شکست آن اقدام آزاد گردید.
سه روز بعد، در ۲۸ مرداد، کودتای دیگری علیه دولت مصدق به وقوع پیوست. زیرکزاده به همراه حسین فاطمی، علی شایگان، غلامحسین صدیقی، مهندس حسیبی، کریم سنجابی و چند تن دیگر از اعضای دولت در خانه مصدق حضور داشت. با حمله نیروهای نظامی و گروههای اوباش و گلولهباران خانه با تانک، آنان تلاش کردند از ساختمان خارج شوند. زیرکزاده هنگام فرار به خانه همسایه به شدت از ناحیه پا آسیب دید.
پس از سقوط دولت مصدق، زیرکزاده حدود دو سال و نیم زندگی مخفیانه داشت. سرانجام خود را به شهربانی معرفی کرد و به پنج ماه زندان محکوم شد. پس از آزادی، بیشتر به فعالیتهای شخصی پرداخت، اما در سال ۱۳۳۶ بار دیگر بازداشت شد.
او بعدها به جبهه ملی دوم نیز پیوست، اما برخلاف سالهای نهضت ملی، فعالیت چندانی در آن نداشت. زیرکزاده در سالهای پایانی زندگی سیاسی خود، با نگاهی متفاوت به غرب و مناسبات قدرت بینالمللی مینگریست. او در جوانی تصور میکرد کشورهای غربی میتوانند در مسیر پیشرفت به ایران کمک کنند، اما تجربه کودتای ۲۸ مرداد این تصور را در او تغییر داد. به باور او، دولتهای غربی در نهایت منافع ملی خود را دنبال میکردند و هرگاه پیشرفت ایران با آن منافع در تضاد قرار میگرفت، حاضر بودند در برابر آن بایستند.
زیرکزاده در سال ۱۳۵۹، یک سال پس از انقلاب، به آمریکا رفت و سالها در آن کشور زندگی کرد. با این حال، پیش از مرگ وصیت کرد اموالش برای ایجاد یک مؤسسه علمی در ایران مورد استفاده قرار گیرد. | 846 |
| 5 | ٢٨ مرداد؛ چه گذشت و چرا؟
با حضور:
دکتر محمدمهدی مرادی خلج
دکتر ابراهیم عباسی
و همراهی دکتر محمدمهدی جعفری
کارشناس مجری: حسین امینی
دوم شهریور ۱۴۰۵، شیراز
حزب توسعه ملی ایران اسلامی، شعبه فارس | 944 |
| 6 | 🔵 *٢٨ مرداد؛ چه گذشت و چرا؟*
🔸️ با حضور:
دکتر محمدمهدی مرادی خلج
دکتر ابراهیم عباسی
🔸️ کارشناس مجری:
حسین امینی
دوشنبه، دوم شهریور، ساعت ۱۷:۳۰
شیراز، پل معالیآباد، انتهای خیابان شهید کُبار، خیریه نمازی، پردیس هنر، سالن ارغوان
🟢 حزب توسعه ملی ایران اسلامی، شعبه فارس | 1 044 |
| 7 | در این روزشمار، ما تلاش کردیم به جای روایتهای کلیشهای، روزبهروز جلو برویم؛ روزنامهها را ببینیم، مواضع نیروهای سیاسی را دنبال کنیم، هشدارها و تصمیمها را کنار هم بگذاریم و نشان دهیم چگونه مجموعهای از اتفاقات کوچک و بزرگ، در نهایت به ۲۸ مرداد رسید.
در «مصدق به روایت تاریخ و اسناد» این پایان کار نیست.
ما در این سالها پروندههای متعددی درباره نهضت ملی، دکتر مصدق، ملیشدن نفت، مخالفان نهضت، نقش دربار، نیروهای خارجی، حزب توده، آیتالله کاشانی، مطبوعات و اسناد تاریخی باز کردهایم و این مسیر ادامه خواهد داشت.
در ادامه، پروندههای تازهای را باز خواهیم کرد تا فقط خود کودتا را روایت نکنیم، بلکه به سراغ پیامدهای آن برویم: سرنوشت دکتر مصدق و یارانش، محاکمهها و سرکوب پس از کودتا، بازگشت قدرت شاه، تشکیل ساواک، تغییر مناسبات نفتی، تحولات سیاسی و اقتصادی پس از ۲۸ مرداد و در نهایت تأثیری که این حادثه بر مسیر استقلال، آزادی و دموکراسی در ایران گذاشت.
۲۸ مرداد یک روز در تقویم نیست؛ یک نقطه عطف است.
برای فهم امروز ایران، باید آن روزها را دوباره خواند؛ نه با افسانه، نه با نفرت و نه با نوستالژی، بلکه با سند، روزنامه و پرسش تاریخی.
و این دقیقاً همان کاری است که «مصدق به روایت تاریخ و اسناد» ادامه خواهد داد.
@mohammadmosaddegh | 1 156 |
| 8 | پایان روزشمار کودتای ٢٨ مرداد
پرونده «روزشمار کودتای ۲۸ مرداد» با بازگشت محمدرضا شاه پهلوی به ایران در ۳۱ مرداد ۱۳۳۲ به پایان رسید؛ اما آنچه در این روزشمار دنبال کردیم، در واقع پایان یک ماجرا نبود، بلکه آغاز بررسی یکی از مهمترین نقطهعطفهای تاریخ معاصر ایران بود.
در این چند روز، تلاش کردیم ۲۸ مرداد را نه بهعنوان یک حادثه منفرد در یک روز، بلکه بهعنوان فرایندی چند هفتهای ببینیم؛ فرایندی که از کشمکشهای سیاسی، اختلافات درون نهضت ملی، بحران نفت و فشار اقتصادی آغاز شد و در نهایت به دخالت سازمانیافته قدرتهای خارجی، فعال شدن شبکههای سیاسی و نظامی داخلی، عملیات تبلیغاتی، استفاده از نیروهای خیابانی و سرانجام ورود ارتش به صحنه انجامید.
در طول این روزشمار دیدیم که کودتا یکباره و در صبح ۲۸ مرداد از آسمان نازل نشد. از هفتهها و ماهها پیش نشانههای آن در تهران و شهرستانها دیده میشد: دیدارهای محرمانه کرمیت روزولت با شاه، تلاش برای جلب فرماندهان ارتش، آمادهسازی فرمان عزل مصدق و انتصاب زاهدی، سازماندهی نیروهای سیاسی مخالف دولت و تلاش برای ساختن یک فضای روانی علیه دولت ملی.
اسناد بعدی دولت آمریکا نیز اصل دخالت سازمانیافته آمریکا و بریتانیا را دیگر به یک «فرضیه» محدود نمیکنند. اسناد رسمی منتشرشده از سوی وزارت خارجه آمریکا، از طرحی برای برکناری مصدق و جایگزینی دولتی تحت رهبری شاه و نخستوزیری زاهدی سخن میگویند و نقش CIA در هماهنگ کردن نیروهای مخالف مصدق، از جمله بخشهایی از روحانیت، را ثبت کردهاند.
اما اگر بخواهیم همه تقصیر را به گردن خارجیها بیندازیم، بخش مهمی از واقعیت را از دست دادهایم.
کودتا بدون زمینه داخلی و بدون همکاری بخشی از نیروهای سیاسی، نظامی و اجتماعی ایران نمیتوانست به چنین نتیجهای برسد. اشتباهات سیاسی، جاهطلبیها، اختلافات درون نهضت ملی، بریدن برخی نیروهای سابقاً همراه مصدق از دولت، همکاری بخشی از دربار و ارتش و همراهی برخی گروههای سیاسی با طرح براندازی، به مداخله خارجی امکان موفقیت داد.
به بیان دیگر، دخالت خارجی شرط مهم پیروزی کودتا بود، اما خیانت، فرصتطلبی، اشتباه محاسباتی و شکافهای داخلی نیز زمین را برای آن آماده کرد. پژوهشهای تاریخی نیز در کنار نقش آمریکا و بریتانیا، بر اهمیت نیروها و شکافهای داخلی در سقوط دولت مصدق تأکید کردهاند.
و شاید یکی از مهمترین درسهای این پرونده همین باشد: هیچ قدرت خارجی بهتنهایی نمیتواند یک جامعه را از مسیر سیاسی خود خارج کند، مگر آنکه در داخل کشور نیروهایی پیدا شوند که حاضر باشند برای رسیدن به قدرت، استقلال سیاسی و قواعد بازی دموکراتیک را قربانی کنند.
۲۸ مرداد از این جهت فقط شکست یک دولت نبود. ضربهای بود به تجربه مشروطهخواهی، حاکمیت قانون، ملیگرایی مستقل و تلاش برای انتقال قدرت از مسیر نهادهای انتخابی. پژوهشهای تاریخی، کودتا را نقطه عطفی در بازگشت حکومت اقتدارگرا و عقبنشینی روند دموکراتیک ایران میدانند.
پیامدهای آن نیز به ۲۸ مرداد ختم نشد. پس از کودتا، شاه بهتدریج قدرت خود را متمرکزتر کرد و فضای سیاسی مستقل محدود شد. همین تجربه سرکوب و بستهشدن راههای مشارکت سیاسی، در شکلگیری بحرانهای سیاسی دهههای بعد و سرانجام انقلاب ۱۳۵۷ نیز بیتأثیر نبود. البته تاریخ را نمیتوان با یک خط مستقیم از کودتا به انقلاب توضیح داد؛ اما رابطه میان کودتا، اقتدارگرایی بعدی و فرسایش مشروعیت سیاسی سلطنت، در بخش مهمی از ادبیات تاریخی مورد توجه قرار گرفته است.
اما شاید مهمترین نتیجهای که باید از این پرونده گرفت، نه حسرت گذشته، بلکه فهم مسئولیت امروز باشد.
نهضت ملی ایران به ما یادآوری میکند که استقلال بدون دموکراسی میتواند به اقتدارگرایی منتهی شود و دموکراسی بدون استقلال نیز در برابر فشار قدرتهای خارجی آسیبپذیر خواهد بود. جامعهای که میخواهد آزاد و مستقل باشد، به هر دو نیاز دارد: حاکمیت مردم در داخل و حفظ استقلال تصمیمگیری در برابر قدرتهای خارجی. | 1 083 |
| 9 | «دکتر مصدق در یک نگاه»
سخنرانی زندهیاد محمد امینی
پاریس - یکشنبه ۲۵ نوامبر ۲۰۱۲
@shekoftandaraftab | 762 |
| 10 | مرداد و سرخوردگانش
به یاد دکتر کریم سلیمانی دهکردی که در مرداد پر کشید
گرامیداشت دو رویداد انقلاب مشروطیت در ۱۳ مرداد ۱۲۸۵ و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ هر دو در مرداد، برای من همواره یادآور یک سالگشت دیگر نیز بوده است. آن هم سالگشت دراز آهنگ سرخوردگان از شکست آرمانهای هنوز محقق نشده مشروطیت و نهضت ملی است؛ امسال این سومی به واسطه وقایع اخیر کشور حال و هوای خاصی دارد. گویی ما ایرانیان امروز نیز پس از آنکه فاجعه از پی فاجعه را از سر گذراندیم و هنوز نیز در بطن آن زیست میکنیم با شتاب در حال پیوستن به همان جرگه هستیم. واکنشها اما، همواره از سوی مردمان این دیار یکسان نبوده است.روانِ دغدغهمندان وطن، همیشه زخمیتر و آسیبپذیرتر بوده است شاید به حکم آنکه مفهوم «وطن» را جور دیگری در مییافتند و شاید هم گاهی نزدیک بودن مقصد، ایشان را از شکست بهتزده میکرده است.
🔸سرخوردگان از آرمانهای انقلاب مشروطیت همواره انگیزههای خوبی برای ادامه، داشتند.چرخههای شکست و پیروزی،گویی هنوز آنقدر اعتبار و امید را در خود داشت تا روشنفکر زمانه را به حرکت وادارد. با این حال بعد از فتح تهران، ماجرای پارک اتابک، دعوی اعتدالیون و عامیون و اولتیماتوم روس کسی همچون بهار با آنکه «درد ایران بی دواست» را میسرود همچنان امیدی به ادامه داشت.
🔸در هر حال آمال آزادیخواهانه را اینبار دیگرانی با مشت آهنین جلو بردند و خودشان نیز بتدریج زیر همان مشت له شدند و سرنوشتی بهتر از سرخوردگان مشروطه نصیبشان نشد. گرچه بهار و میرزاده عشقی هنوز با سرودن «جمهوری نامه» در مخالفت با رضاشاه توانی داشتند.
🔸شکست نهضت ملی تأثیرات عمیقتری را بر روشنفکران و آرزومندان رسیدن به نوعی دموکراسی ایجاد کرد.کودتا مُهر پایانی بر مسیر دموکراسی بود و اینبار استبداد با فرمتی مدرن مشت آهنین را به کار میبست. در دوره جدید تمام مولفههای دموکراسی ـ پارلمان ،قانون اساسی، تفکیک قوا، احزاب ،روزنامهها و... ـ ظاهراً حاضر بود. اما همانگونه که هویدا در مجلس بیمحابا در پاسخ به منتقدین میگفت: «قانون اساسی من، منویات علی حضرت است» این استبداد بود که در باطنی تمامیتخواهانه به دنبال تحقق «دموکراسی اقتصادی» دموکراسی غربی را نامناسب به حال ایران و ایرانی میدانست.
🔸کودتا ۲۸مرداد ۱۳۳۲ اما بر سر، سرخوردگانش مصائب دیگری را نیز آور کرد. نادر نادرپور یکی از شاعران برجسته ایرانی و از اعضای برجسته حزب توده بود که همراه خلیل ملکی از آن جدا شد و در نهایت تسلیم افیون تریاک شد.
🔸شفیعی کدکنی معتقد است که مرگ و ناامیدی همراه با یافتن تسلی در تریاک، هرویین، حشیش و شراب یکی از مضامین اصلی شعر بعد از کودتا را تشکیل میداد. هنرمندان، آگاهی سیاسی و اندوه خود را در نشئهکنندهجات غرق کردند تا از نکبت ایرانی بگریزند.فتحالله مجتبایی اشکهای جگرسور فریدون توللی یکی دیگر از غولهای شعر و شاعری ایران را به یاد میآورد که او نیز خود را تسلیم افیون کرد. مهدی اخوان ثالث یکی از نمادهای شعر نو ایران، بیست و پنج ساله بود که کودتا شد او در شعر معروفی که «خانهام آتش گرفته»نامیده میشود حال و هوای چنددستگی و ایام سیاه پس از مصدق را به طور جاودانهای به تصویر کشید:
خانه ام آتش گرفتست، آتشی جانسوز
هر طرف میسوزد این آتش؛ پرده ها و فرش ها را… تارشان با پود…
من به هر سو میدوم گریان؛ در لهیب آتش پر دود
وز میان خندههایم تلخ و خروش گریهام ناشاد
از درون خستهی سوزان؛ میکنم فریاد ای فریاد…
خانهام آتش گرفتست؛ آتشی بیرحم
همچنان میسوزد این آتش؛ نقشهایی را که من بستم به خون دل...
برای بسیاری، کودتا معادل ایرانی روز نکبت فلسطینیها «روز فاجعه و تاریکی » بود. اخوان در ۱۳۳۵ شاهکار دیگری به نام «زمستان» را منتشر کرد که مرورگر زندگی شبحگون ایرانیها بعد از کودتا بود:
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سربرنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی،
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است....
منبع:ظهور استبداد مدرن در ایران، علی رهنما،ترجمه پوریا پرندوش، نشر نگاه معاصر.
✍️داود الهی، دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام،دانشگاه شهید بهشتی تهران. | 895 |
| 11 | 🔻 شاهد؛ روایت متفاوت مظفر بقایی
اما روزنامه شاهد، متعلق به مظفر بقایی، موضعی متفاوتتر از برخی روزنامههای طرفدار کودتا داشت.
تیتر اصلی آن چنین بود:
«۳۰ تیر، ۲۸ مرداد؛ آغاز و انجام یک سقوط»
و در مطلبی با عنوان:
«تهران خونین؛ قیام ژندهپوشان، پابرهنهها و گرسنگان علیه حکومت قلدر مصدق»
روایت خود را از حوادث ارائه کرد.
با این حال، در مجموعِ مطالب شاهد، میتوان دید که بقایی تلاش داشت حساب خود را تا اندازهای از برخی کودتاچیان جدا کند و در کنار حمایت از سقوط مصدق، به دولت جدید و زاهدی نیز هشدار و نصیحت بدهد.
این تفاوت مهم است؛ زیرا جبهه مخالف مصدق را نمیتوان یک جریان کاملاً یکپارچه دانست. در فردای پیروزی، اختلاف منافع و نگاههای متفاوت میان متحدان دیروز و شرکای کودتا نیز کمکم آشکار میشد.
🔻 «قیام ملی» یا کودتا؟ آغاز یک مناقشه تاریخی
شاید مهمترین اتفاق ۳۱ مرداد، نه در خیابان و نه در کاخ، بلکه در صفحات روزنامهها رخ داد.
مطبوعات طرفدار حکومت جدید تقریباً بلافاصله تلاش کردند واژگان و مفاهیم مورد استفاده برای توصیف ۲۸ مرداد را تغییر دهند:
کودتا → قیام ملی
سقوط دولت → نجات کشور
بازگشت شاه → بازگشت شاه به میان ملت
مخالفان → خائن و توطئهگر
دولت مصدق → حکومت قلدر و ضدسلطنت
این جنگ واژهها تصادفی نبود.
هر قدرت سیاسی پس از پیروزی تلاش میکند روایت خود را از واقعه تثبیت کند؛ و حکومت جدید ایران نیز از همان نخستین روزهای پس از کودتا، ساختن همین روایت را آغاز کرد.
🔻 پایان یک روزشمار؛ آغاز یک فصل تازه
با بازگشت محمدرضاشاه در ۳۱ مرداد، روزشمار ما به نقطه پایانی خود میرسد.
ما از روزهای پرالتهاب پیش از همهپرسی آغاز کردیم؛ از اختلافات سیاسی و مذهبی، صفبندیهای مجلس، فعالیتهای دربار، ورود مأموران آمریکایی، تحرکات نظامی و فرمانهای عزل و نصب گذشتیم؛ شکست کودتای نخست در ۲۵ مرداد را دیدیم؛ فرار شاه، سازماندهی دوباره کودتاگران، جنگ روانی، خیابانهای تهران و سرانجام ۲۸ مرداد را دنبال کردیم.
و شاید مهمترین درس این ۲۳ روز همین باشد: تاریخ را فقط از زبان پیروزان نخوانیم.
📍 @MohammadMosaddegh
پایان روزشمار «روایت ۲۳ روزه تا کودتا» | 1 147 |
| 12 | 📅 روزشمار ۳۱ مرداد ۱۳۳۲
📍 ۳ روز پس از کودتا
📰 بازگشت شاه؛ پایان روزشمار کودتا
۳۱ مرداد ۱۳۳۲، روزی که محمدرضاشاه پس از شکست کودتای نخست و فرار از ایران، به کشور بازگشت.
با بازگشت شاه، مرحله نخست این پرونده تاریخی به پایان میرسد؛ مرحلهای که از روزهای پرالتهاب مرداد آغاز شد، با فرمانهای عزل و نصب، شکست کودتای اول در ۲۵ مرداد، سازماندهی دوباره عملیات و سرانجام سقوط دولت مصدق در ۲۸ مرداد ادامه یافت و اکنون با بازگشت شاه وارد مرحله تازهای شد.
از این روز به بعد، دیگر موضوع فقط «چگونگی وقوع کودتا» نیست؛ بلکه داستان بازداشتها، محاکمهها، سرکوب مخالفان، تثبیت قدرت شاه و پیامدهای سیاسی و اجتماعی ۲۸ مرداد آغاز میشود.
🔻 شاه ساعت ۱۱:۱۵ به تهران بازگشت
روزنامه کیهان گزارش کرد که هواپیمای شاه ساعت ۱۱:۱۵ در فرودگاه تهران به زمین نشست.
نخستوزیر، افسران ارشد ارتش و شماری از نمایندگان مجلس در فرودگاه به استقبال شاه رفتند.
روزنامه اطلاعات با تیتر:
«شاهنشاه به میان ملت خود بازگشتند»
تصویری کاملاً متفاوت از ماجرا ارائه کرد و نوشت هنگامی که هواپیمای مخصوص در فرودگاه توقف کرد، نخستوزیر وارد هواپیما شد و دست شاه را بوسید.
شاه که شش روز پیش در پی شکست عملیات نخست از ایران خارج شده بود، اکنون در حالی به کشور بازمیگشت که دولت مصدق سقوط کرده و قدرت سیاسی در اختیار دولت زاهدی قرار گرفته بود.
🔻 شاه در رادیو؛ روایت تازه از یک بازگشت
قرار بود شاه ساعت ۹ شب از رادیو با مردم سخن بگوید.
بازگشت او فرصتی بود تا روایت رسمی حکومت تازه از وقایع چند روز گذشته تثبیت شود؛ روایتی که ۲۸ مرداد را نه کودتا، بلکه «قیام ملی» و بازگشت شاه را نتیجه خواست مردم معرفی میکرد.
از همینجا، جنگ روایتها وارد مرحله تازهای شد.
🔻 مصدق دستگیر شد
در همان روز خبر بازداشت دکتر محمد مصدق و همراهانش در باشگاه افسران در مطبوعات منتشر شد.
مردی که تا چند روز پیش نخستوزیر ایران بود و در برابر فرمان عزل مقاومت کرده بود، اکنون در اختیار حکومت جدید قرار گرفته بود.
با دستگیری مصدق، یکی از مهمترین اهداف کودتاگران تحقق یافت.
🔻 خانه مصدق؛ از مقر نخستوزیری تا محل غارت
روزنامهها همچنین از چگونگی اشغال خانه دکتر مصدق و توقیف اموال او گزارش دادند.
اما آنچه در برخی گزارشها با عنوان «توقیف اموال» بیان میشد، در واقع با روایتهایی از غارت خانه و از میان رفتن بخشی از اموال همراه بود.
🔻 آمار قربانیان کودتا
روزنامه اطلاعات درباره تلفات روزهای کودتا آماری منتشر کرد:
۴۶ نفر کشته، ۵۸ نفر مجروح و ۴۳۳ نفر زخمی.
این اعداد، تصویری از خشونتی را نشان میدهد که در روزهای ۲۸ مرداد و حوادث پیرامون آن تهران را فرا گرفت.
🔻 تظاهرات در تهران و شهرستانها
روزنامههای این روز همچنان از تظاهرات و تجمعات در تهران و برخی شهرستانها خبر میدادند.
اما فضای کشور دیگر فضای روزهای پیش از کودتا نبود. مراکز نظامی و انتظامی در اختیار حکومت جدید قرار گرفته بودند و امکان فعالیت آزادانه نیروهای مخالف بهشدت محدود شده بود.
🔻 روزنامه «بختیار»؛ روایت توطئه جمهوری
در میان مطبوعات طرفدار سلطنت، روزنامه بختیار با تیترهایی تند به استقبال بازگشت شاه رفت.
این روزنامه در بخشهای مختلف خود تلاش میکرد این روایت را تثبیت کند که مصدق و نزدیکانش قصد برپایی جمهوری داشتهاند.
این ادعا در روزهای پس از کودتا به یکی از محورهای مهم تبلیغات ضد مصدق تبدیل شد: اینکه سقوط دولت نه برای بازگرداندن شاه به قدرت، بلکه برای جلوگیری از تغییر رژیم سلطنتی و تأسیس جمهوری رخ داده است.
🔻 روزنامه آتش؛ «تثبیت سلطنت»
روزنامه آتش به صاحبامتیازی سیدمهدی میراشرافی نیز بازگشت شاه را نشانه تثبیت سلطنت دانست.
آتش با اشاره به خروج شاه از کشور، این واقعه را کمسابقه توصیف کرد و نوشت برای نخستین بار در نیمه دوم قرن بیستم، شاهی از کشوری در خاورمیانه خارج شده و سپس با «قیام مردم» بازگشته است.
اما در پشت این عبارت، واقعیتی وجود داشت که باید از آن غافل نشد:
آتش در همین روز تا آنجا پیش رفت که روزنامه اطلاعات را به «حشیش و تریاک» تشبیه کرد و خواستار جلوگیری از انتشار آن شد؛ نشانهای روشن از شدت فضای مطبوعاتی و تلاش برای حذف صداهای رقیب.
در همان شماره، اسامی اعضای کابینه فضلالله زاهدی نیز منتشر شد. | 983 |
| 13 | روزشمار کودتای 28 مرداد، روز سیویکم مرداد
@mohammadmosaddegh | 747 |
| 14 | قسمت دوم
تدینی از این گزاره استفاده میکند که شاه مخالف کودتا بود و صرفاً از برکناری قانونی مصدق حمایت میکرد. بسیار خوب؛ این موضوع خودش نیازمند بحث تاریخی دقیق است، نه یک جمله قطعی. رابطه شاه با مصدق، فرمانهای ۲۵ مرداد، فرار شاه، نقش زاهدی، شبکه نظامی و سیاسی کودتا و وقایع ۲۸ مرداد، مجموعهای پیچیدهتر از این است که بتوان با یک جمله «شاه مخالف کودتا بود» پرونده را بست.
در روایت تدینی، یک طرف مصدق است و طرف دیگر مخالفان داخلی او؛ خارجیها هم نهایتاً نقش فرعی دارند. بعد چون کاشانی با مصدق مخالف بوده، این مخالفت تبدیل میشود به کلید فهم سقوط دولت ملی.
اما اگر اختلافات داخلی بهتنهایی برای سقوط مصدق کافی بود، باید توضیح داد عملیات سازمانیافته خارجی، شبکههای ارتباطی، نقش مأموران آمریکایی و بریتانیایی، پول و سازماندهی نیروهای خیابانی، ارتباط با عناصر نظامی و مجموعه اقداماتی که برای سرنگونی دولت انجام شد، دقیقاً در کجای این داستان قرار میگیرند؟
اگر قرار است پهلوی را از تاریخ تبرئه کنیم، دیگر بهتر است این کار را صریح انجام دهیم و پشت «نقد روایت رسمی جمهوری اسلامی» یا محکوم کردن مصدق و جریان ملی پنهان نشویم.
چون اتفاقاً پرسش تاریخی بسیار سادهای وجود دارد که هنوز پاسخ روشنی برای آن لازم است:
چرا از ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، حکومتی که تدینی امروز با این جدیت در برابر روایتهای جمهوری اسلامی از آن دفاع میکند، اجازه نداد مصدق و ۲۸ مرداد تبدیل به موضوع یک بحث آزاد تاریخی در جامعه ایران شوند؟
اگر روایت رسمی پهلوی از ۲۸ مرداد آنقدر محکم و قابل دفاع بود، از چه چیزی میترسید؟
از یک تاریخنگاری مستقل؟
از انتشار خاطرات مصدق؟
از بحث درباره کودتا؟
یا از اینکه جامعه ایرانی خودش درباره ۲۸ مرداد قضاوت کند؟
شاید بد نباشد تدینی به جای اینکه بپرسد «چرا جمهوری اسلامی روایت کاشانی را نادیده گرفته؟»، یک بار هم از خودش بپرسد:
چرا حکومتی که خودش آن را میپسندد، بیستوپنج سال اجازه نداد مردم ایران آزادانه درباره مصدق و ۲۸ مرداد حرف بزنند؟
@mohammadmosaddegh | 1 450 |
| 15 | تدینی در نوشتهای که از اساس به خاطر گاف تاریخیِ ناشی از نادانیاش، ظاهراً میخواهد یک تناقض را در روایت رسمی جمهوری اسلامی از ۲۸ مرداد نشان بدهد؛ اما برای اثبات این تناقض، خودش مرتکب تناقض بزرگتری میشود: روایت تاریخ را نه بر اساس مجموعه اسناد و واقعیتهای تاریخی، بلکه بر اساس اینکه کدام بخش از تاریخ به کار امروز او میآید، انتخاب میکند.
اول یک نکته را روشن کنیم. اینکه آیتالله کاشانی در ماههای پایانی دولت مصدق با او بهشدت اختلاف پیدا کرد، علیه مصدق موضع گرفت، رفراندوم را تحریم کرد و از زاهدی حمایت کرد، موضوعی تاریخی و قابل بررسی است. اینکه کاشانی بعد از ۲۸ مرداد نیز کودتا را آنگونه که امروز بسیاری از پژوهشگران درباره نقش آمریکا و بریتانیا در آن صحبت میکنند، تفسیر نمیکرد، نیز قابل انکار نیست.
اما از این واقعیت نمیشود نتیجه گرفت که پس روایت جمهوری اسلامی از ۲۸ مرداد «متناقض و لاینحل» است و چون کاشانی کودتا را به معنای امروزی آن قبول نداشت، بنابراین دخالت خارجی در سرنگونی مصدق هم بیاهمیت یا حاشیهای بوده است.
این دقیقاً همان جایی است که تدینی تاریخ را به یک بازی سیاسی تبدیل میکند.
برای فهم ۲۸ مرداد باید چند موضوع را همزمان دید: اختلافات عمیق سیاسی داخلی، مخالفان مصدق، نقش دربار، فعالیت شبکههای نظامی و سیاسی، نقش آمریکا و بریتانیا، عملیات سازمانیافته برای سرنگونی دولت، وضعیت ارتش و خیابان.
اینکه یکی از این عوامل را حذف کنیم تا عامل دیگری برجستهتر شود، اسمش پژوهش تاریخی نیست؛ اسمش انتخاب تاریخ مطابق نیاز سیاسی امروز است.
تدینی میگوید روایت رسمی جمهوری اسلامی فقط کاشانی را قبول دارد و بعد نتیجه میگیرد که چون کاشانی کودتا را قبول نداشته، روایت رسمی باید با خودش در تضاد باشد. اما سؤال سادهای که باید از او پرسید این است: اگر جمهوری اسلامی واقعاً روایت ۲۸ مرداد را از آیتالله کاشانی گرفته، چرا از همان روزهای اول انقلاب تا امروز، روایت رسمی جمهوری اسلامی درباره ۲۸ مرداد بارها بر نقش آمریکا و بریتانیا تأکید کرده است؟
و مهمتر از آن، چرا باید برای فهم موضع جمهوری اسلامی در قبال ۲۸ مرداد، از کاشانی شروع کنیم، اما از رفتار حکومت پهلوی با خود مصدق و مسئله ۲۸ مرداد تقریباً عبور کنیم؟
اینجاست که بخش جالبتر ماجرا شروع میشود.
تدینی از مردم میخواهد به روایت صداوسیما بدبین باشند، اما برای رد روایت صداوسیما، خودش همان روایت را به عنوان یک روایت رسمی و ثابت جمهوری اسلامی بازسازی میکند. چرا؟ چون میداند بخش بزرگی از مخاطبان امروز اساساً اعتماد و علاقهای به صداوسیما ندارند. بنابراین کافی است یک گزاره را با برچسب «روایت صداوسیما» معرفی کنید تا برای بخشی از مخاطب، پیشاپیش مشکوک و بیاعتبار شود.
اما اگر قرار است درباره تاریخ حرف بزنیم، بهتر است یک سؤال سادهتر و بنیادیتر بپرسیم:
اگر روایت تدینی درست است و مسئله ۲۸ مرداد اساساً یک منازعه داخلی بود و دخالت خارجی در آن نقش تعیینکنندهای نداشت، چرا حکومتی که تدینی از آن با چنین علاقهای یاد میکند، از ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ حتی اجازه نداد یک روایت مستقل و جدی از مصدق و ۲۸ مرداد در فضای عمومی کشور شکل بگیرد؟
چرا نام مصدق عملاً از عرصه رسمی حذف شد؟
چرا مطبوعات و رسانههای آن دوره اجازه نداشتند درباره عملکرد دولت مصدق، ملی شدن نفت و نحوه سقوط او آزادانه بحث کنند؟
چرا هر سال در سالگرد ۲۸ مرداد، بخش مهمی از فضای مطبوعاتی کشور به تبریک به شاه و دربار و ستایش «قیام ملی» اختصاص پیدا میکرد؛ در حالی که همین روایت، الزاماً بازتابدهنده نگاه و حافظه عمومی جامعه ایران نبود؟
اگر ۲۸ مرداد صرفاً یک پیروزی داخلی علیه «دیکتاتوری مصدق» بود، چرا حکومت پهلوی اینقدر از باز شدن دوباره پرونده مصدق میترسید؟
چرا اجازه نداد این پرسش در فضای عمومی مطرح شود که اصلاً مصدق چه کرده بود، مخالفانش چه کرده بودند، نقش دربار چه بود و آمریکا و بریتانیا چه نقشی داشتند؟
قسمت اول | 1 238 |
| 16 | پلههای تاریخ را هم نمیشناسی، بعد تحلیل تاریخی میکنی؟
تدینی در کلیپی که منتشر کرده، با اطمینان مثالزدنی مدعی شده که آیتالله کاشانی و چند شخصیت سیاسی دیگر را در حال بازدید از خانه بهاصطلاح «ویرانشده» دکتر مصدق پس از ۲۸ مرداد میبینیم؛ در حالی که تصویر مربوط به پلههای مجلس شورای ملی است، نه خانه دکتر مصدق!
واقعاً آدم نمیداند به این میزان از نادانی و کمسوادی بخندد یا برای سطح تحلیل تاریخیاش تأسف بخورد. شما که اینهمه درباره مصدق و تاریخ معاصر ایران با اطمینان حرف میزنید، حتی فرق پلههای خانه مصدق و پلههای مجلس شورای ملی را هم نمیدانید؟
مشکل دقیقاً همینجاست. وقتی کسی با پیشفرض و دشمنی سیاسی سراغ تاریخ میرود، حتی یک تصویر ساده هم قربانی همان غرضورزی میشود. اول نتیجه را انتخاب میکنید، بعد دنبال تصویر و روایت میگردید تا آن را به زور به نتیجه مورد علاقهتان بچسبانید.
کاش قبل از اینکه مصدق و تاریخ ایران دستمایه نگاههای سخیف شما به ایران شود، حداقل کمی آرشیو و عکسهای تاریخی را بشناسی. اگر هم قرار است فقط نقش پیادهنظام رسانهای سلطنتطلبان را بازی کنی، شاید بهتر باشد همان وسط گاراژ، روغن گاری ماشین رضا پهلوی را خالی کنی؛ دستکم آنجا دیگر پلههای مجلس را با خانه مصدق اشتباه نمیگیری!
تاریخ با دشمنی و علاقه شخصی تغییر نمیکند؛ با سند و دقت باید سراغش رفت.
@mohamnadmosaddegh | 1 996 |
| 17 | پلههای تاریخ را هم نمیشناسی، بعد تحلیل تاریخی میکنی؟
تدینی در کلیپی که منتشر کرده، با اطمینان مثالزدنی مدعی شده که آیتالله کاشانی و چند شخصیت سیاسی دیگر را در حال بازدید از خانه بهاصطلاح «ویرانشده» دکتر مصدق پس از ۲۸ مرداد میبینیم؛ در حالی که تصویر مربوط به پلههای مجلس شورای ملی است، نه خانه دکتر مصدق!
واقعاً آدم نمیداند به این میزان از نادانی و کمسوادی بخندد یا برای سطح تحلیل تاریخیاش تأسف بخورد. شما که اینهمه درباره مصدق و تاریخ معاصر ایران با اطمینان حرف میزنید، حتی فرق پلههای خانه مصدق و پلههای مجلس شورای ملی را هم نمیدانید؟
مشکل دقیقاً همینجاست. وقتی کسی با پیشفرض و دشمنی سیاسی سراغ تاریخ میرود، حتی یک تصویر ساده هم قربانی همان غرضورزی میشود. اول نتیجه را انتخاب میکنید، بعد دنبال تصویر و روایت میگردید تا آن را به زور به نتیجه مورد علاقهتان بچسبانید.
کاش قبل از اینکه مصدق و تاریخ ایران دستمایه نگاههای سخیف شما به ایران شود، حداقل کمی آرشیو و عکسهای تاریخی را بشناسی. اگر هم قرار است فقط نقش پیادهنظام رسانهای سلطنتطلبان را بازی کنی، شاید بهتر باشد همان وسط گاراژ، روغن گاری ماشین رضا پهلوی را خالی کنی؛ دستکم آنجا دیگر پلههای مجلس را با خانه مصدق اشتباه نمیگیری!
تاریخ با دشمنی و علاقه شخصی تغییر نمیکند؛ با سند و دقت باید سراغش رفت.
@mohamnadmosaddegh | 19 |
| 18 | ٢٨ مرداد؛ چه گذشت و چرا؟
با حضور:
دکتر محمدمهدی مرادی خلج
دکتر ابراهیم عباسی
کارشناس مجری:
حسین امینی
دوشنبه، دوم شهریور، ساعت ۱۷:۳۰
شیراز، پل معالیآباد، انتهای خیابان شهید کُبار، خیریه نمازی، پردیس هنر، سالن ارغوان
حزب توسعه ملی، شعبه فارس | 1 166 |
| 19 | 🔴 گفتگوی آنلاین درباره کودتای ۲۸ مرداد
🗣 با حضور فرید مرجایی
فعال سیاسی و تحلیلگر تاریخ معاصر
💬 گفتگو دربارهی کودتای ۲۸ مرداد، زمینههای تاریخی و سیاسی آن و پیامدهایش در تاریخ معاصر ایران
🗓 تاریخ: جمعه ۲۱ آگوست ۲۰۲۶
🕖 ساعت ۱۹:۰۰ به وقت اروپای مرکزی
۳۰ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۳۰ به وقت ایران
💻 لینک جلسه آنلاین:
https://teams.microsoft.com/meet/367351710905887?p=zsLwHIPWO6nUWHogYA
https://t.me/RamaqCircle | 846 |
| 20 | 🔻 در انتظار بازگشت شاه
در همین حال، محمدرضاشاه و ملکه ثریا در رم منتظر بازگشت به ایران بودند.
شاه پس از شکست کودتای نخست در ۲۵ مرداد از کشور گریخته بود، اما اکنون با موفقیت عملیات دوم، راه بازگشت او هموار شده بود.
بازگشت شاه دیگر بازگشت پادشاهی نبود که چند روز پیش از کشور گریخته بود؛ او قرار بود به کشوری بازگردد که دولت منتخب و مجلس آن سقوط کرده و مخالفان سیاسیاش تحت تعقیب قرار گرفته بودند.
📌 ۳۰ مرداد ۱۳۳۲، بنابراین تنها یک روز از تقویم پس از کودتا نیست؛ روزی است که کودتا از مرحله نظامی وارد مرحله سیاسی، امنیتی و تبلیغاتی شد.
در این روز، احزاب سرکوب شدند، مطبوعات ملی به آتش کشیده شدند، شخصیتهای سیاسی بازداشت شدند و دستگاه نظامی و اداری کشور در اختیار حکومت جدید قرار گرفت.
اما هنوز یک اتفاق مهم باقی مانده بود:
بازگشت شاه.
فردا، ۳۱ مرداد، محمدرضاشاه به ایران بازخواهد گشت؛ شاهی که پس از شکست کودتای نخست از کشور گریخته بود و اکنون بر شانههای ارتش و با پشتوانه کودتای ۲۸ مرداد به تهران بازمیگردد.
📚 منابع:
روزنامههای اطلاعات، کیهان، باختر امروز، شورش، کشور، شهباز، حاجیبابا و بسوی آینده، مرداد ۱۳۳۲
محمدعلی موحد، خواب آشفته نفت
یرواند آبراهامیان، کودتا
اسناد و گزارشهای مربوط به وقایع ۲۸ مرداد و روزهای پس از آن
📚 با ما همراه باشید؛ فردا شاه بازمیگردد و فصل تازهای از تاریخ ایران آغاز میشود.
📍 @MohammadMosaddegh | 1 090 |
