ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

Sideliner

Sideliner

前往频道在 Telegram

داریم عزلتی که سفرها در او گم است.

显示更多
1 154
订阅者
无数据24 小时
+27 天
-130 天
吸引订阅者
10月 '26
十月 '26
+8
在1个频道中
九月 '26
+17
在1个频道中
Get PRO
八月 '26
+8
在0个频道中
Get PRO
七月 '26
+24
在1个频道中
Get PRO
六月 '26
+17
在0个频道中
Get PRO
五月 '26
+14
在2个频道中
Get PRO
四月 '26
+5
在2个频道中
Get PRO
三月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+11
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+16
在1个频道中
Get PRO
十二月 '25
+59
在9个频道中
Get PRO
十一月 '25
+7
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+10
在1个频道中
Get PRO
九月 '25
+11
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+17
在4个频道中
Get PRO
七月 '25
+10
在0个频道中
Get PRO
六月 '25
+38
在2个频道中
Get PRO
五月 '25
+14
在2个频道中
Get PRO
四月 '25
+49
在3个频道中
Get PRO
三月 '25
+29
在5个频道中
Get PRO
二月 '25
+27
在1个频道中
Get PRO
一月 '25
+40
在2个频道中
Get PRO
十二月 '24
+30
在3个频道中
Get PRO
十一月 '24
+11
在1个频道中
Get PRO
十月 '24
+20
在1个频道中
Get PRO
九月 '24
+32
在1个频道中
Get PRO
八月 '24
+30
在1个频道中
Get PRO
七月 '24
+143
在3个频道中
Get PRO
六月 '24
+56
在3个频道中
Get PRO
五月 '24
+30
在2个频道中
Get PRO
四月 '24
+58
在3个频道中
Get PRO
三月 '24
+72
在4个频道中
Get PRO
二月 '24
+106
在5个频道中
Get PRO
一月 '24
+293
在10个频道中
Get PRO
十二月 '23
+107
在4个频道中
Get PRO
十一月 '23
+47
在2个频道中
Get PRO
十月 '23
+321
在6个频道中
Get PRO
九月 '23
+40
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+70
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+177
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+20
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+28
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+39
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+30
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+5
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+7
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+5
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+8
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+6
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+4
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+6
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+15
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+8
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+9
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+6
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+8
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+10
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+8
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+225
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
15 十月0
14 十月0
13 十月0
12 十月+1
11 十月0
10 十月0
09 十月0
08 十月0
07 十月+1
06 十月0
05 十月0
04 十月0
03 十月+1
02 十月+5
01 十月0
频道帖子
This is it.

2
بعد از جنگ چهل‌روزه، خیرگی‌های چندثانیه‌ای روزانه‌ام کش اومدن و تبدیل شدن به دقیقه‌ها و بعضا ساعت‌ها. اهمال‌کاری هیچ‌جای زندگی و جوانی من نبود اما حالا تا محبور نشم، کاری رو سروقت انجام نمی‌دم. از حساب همه‌چیز می‌زنم و اضافه می‌کنم به ساعت خیرگی. چون انگار میل من هیچ‌جای این زندگی پیدا نیست، جز وقتی به آفتاب و آسمان و درخت‌ها خیره شدم و به هیچ‌چیز فکر نمی‌کنم. از جهان هیچ‌چیز دریافت نمی‌کنم جز همین تصویر. و باقی ماجرا احتمالا حول محور همین خیرگی، تغییر کرد و حل شد. آدمی که همه‌ی عمر مثل یک‌فریضه‌ی از پیش تعیین‌شده، خودش رو ملزم می‌دونست که مسلط‌ترین و قابل اعتمادترین آدم هراتاقی باشه که بهش وارد می‌شه، یکباره از همه‌ی اتاق‌ها بیرون زد و چیزهای زیادی رو پشت‌سرش رها کرد. خیرگی من رو از همه‌ی اتاق‌ها و وظیفه‌های زندگیم عبور داد، قبای سنگین مدنیت و رعایت رو از تنم کند، خستگی زندگی دور از آفتاب و آزادی رو مثل کبودی‌های پنهان‌شده زیر لباس‌ها نشونم داد و راه تماشای دوباره‌ی جهان رو برام باز کرد. جنگ سیاهی مطلقه و این متن در ستایش جنگ نیست. در ستایش مواجهه با اصالت مرگ و تماشای بارقه‌های زندگی از خلال ساختارهای پوسیده محصورکننده‌ست. درباره زیستن در جهانیه که زندگی _دیگه_ درش پاسخ مستقیمی نداره. همه‌چیز خلاصه شده در تصویری از واقعیت و تنها میل مجاز ممکن، میل به دیده‌شدن و نمایش دادنه. من از این میل و هرشکل دیگه‌ای از میل باواسطه بی‌زارم، و از این اتاق هم رفتم. خیرگی تنها راه اتصال من به میل بی‌واسطه و اصیل در روزگاریه که روایت‌ها نه برای انتقال تجربه، بلکه برای ارائه‌ی خدمت به خدایگان روایت عمومی گفته می‌شن. من هیچ‌خدمتی به هیچ خدایگانی بدهکار نیستم، و روایت من هیچ‌چیز جز همین خیرگی نیست.
1 128
3
没有文字...
315
4
اشک یاقوتی - Ashk e Yaghooti
549
5
اوحدی‌وار اگر آن زلف دوتا بگذارد زود یکتا شوم و ترک دوتایی بکنم!
458
6
صبر گویند: بکن! صبر به دل شاید کرد چون مرا نیست دلی، صبر کجایی بکنم؟
443
7
هر چه باشد، ز دل و دانش و دین، گر خواهد بدهم و آنچه مرا نیست، گدایی بکنم
438
8
گر مسخر شود آن روی چو خورشید مرا پادشاهی چه؟ که دعوی خدایی بکنم!
426
9
سرزنش می‌کندم عقل که: در عشق مپیچ بروم چارهٔ این عقل ریایی بکنم
424
10
ور به دست آورم از شام دو زلفش گرهی تا سحر بر رخ او غالیه سایی بکنم
431
11
گر شبی چارهٔ این درد جدایی بکنم از شب طرهٔ او روز نمایی بکنم!
426
12
Rosie Miles - How Did We Get This Far.mp3
780
13
+3
没有文字...
697
14
هربار همینه. می‌دونم و می‌رم تو دلش. می‌دونم و اشتباه می‌کنم. می‌دونم و می‌گم اینم روش. می‌دونم و می‌ذارم به حساب ایزد منان. دلیلش هم خریت نیست، تلاش برای سرباز زدن از اصوله. من بی‌زارم از اصول‌گرایی. از ساختن اصول از تجربه‌های محدود و تبدیل کردن زندگی به الگوهای یک‌بار آزموده‌ی صدبار مصرف. درست همیشه نباید درست دربیاد و غلط همه‌جا غلط نیست. منم می‌دونم اما نباید به دونسته اعتماد کرد. نباید وقتی الگو رو می‌شناسی چشم‌هات رو ببندی و بگی اینم همونه. چون نیست. دقت کنی می‌بینی که نیست. و جهان رو همین دقت عوض می‌کنه. درمان هم وسط همین دقته. همه دوقطبی و اجتنابی و اضطرابی و سمی می‌تونن باشن اما خیلی بیشتر از این‌حرفان. دسته‌بندی‌ها ساده‌ان اما بی‌دقتن. و جهان امروز ما شاید نای تحمل این‌دقت رو نداشته باشه اما فردا؟ فردا ناچاریم به این دقت.
1 587
15
همون‌طور که می‌دونید هنوز و همچنان صبح جمعه‌ست و بعیده بشه به چیزی غیر از تماشای آفتاب مهربان پرداخت.
702
16
.
689
17
مثل اینکه هرسال این‌وقتا نمی‌دونم و نمی‌خوام و تموم نمی‌شه.
662
18
فکر می‌کنم تلخ‌ترین نفرین بشریت همین زیاد دیدنه. این البته اصلا مسئله علم نیست. دیدن ذات پدیده‌ها به قلب سنگین و شانه‌های دیوانه‌ای نیاز داره که درد و زجر بی‌وقفه رو تاب بیارن؛ و این تاب‌آوری در توان خوش‌نقشه‌ترین حافظه‌ها هم نیست. علم کوره و به همین‌خاطر هم حریصه به شناخت بیشتر. هرچی بیشتر بشناسه، نقشه‌ی نادیده‌کشیده‌اش از واقعیت کامل‌تر می‌شه. بینش اما میلی به بیشتر فهمیدن و بیشتر دیدن نداره. یا حداقل من که ندارم. کاش همین‌ها رو هم نمی‌دیدم.
660
19
البته حالا وجود هم اگر می‌داشتم، چجوری می‌شد تعریف کرد همه‌ی اینا رو؟ همین یک‌هفته‌ی اخیر رو اگر می‌خواستم برای یک‌نفر تعریف کنم باید ابتدا بهش یه‌مبلغی می‌دادم بابت آسیبی که قراره به روح و روانش وارد شه. خودم با انواع مسکن‌ها و مخدرها و مرگ‌موش‌ها نمی‌تونم شب مغزم رو خاموش کنم که بخوابم اقلا؛ به کی روا بدارم این وجود داشتن رو؟:))
793
20
انقدر حرف نزدم با کسی، آدم‌ها با شنیدن صدام و شکل تعریف‌کردنم یاد گذشته‌ها افتادن. تو گویی این یکی‌دوسال اخیر اصلا وجود نداشتم هیچ‌جا و اگر هم داشتم، کاری جز شنیدن و فهمیدن نکردم. مصداق بر او نمرده به فتوای من نماز و فلان.
784