es
Feedback
Sideliner

Sideliner

Ir al canal en Telegram

داریم عزلتی که سفرها در او گم است.

Mostrar más
1 154
Suscriptores
+524 horas
+17 días
+130 días
Atraer Suscriptores
oct '26
octubre '26
+6
en 1 canales
septiembre '26
+17
en 1 canales
Get PRO
agosto '26
+8
en 0 canales
Get PRO
julio '26
+24
en 1 canales
Get PRO
junio '26
+17
en 0 canales
Get PRO
mayo '26
+14
en 2 canales
Get PRO
abril '26
+5
en 2 canales
Get PRO
marzo '26
+2
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+11
en 0 canales
Get PRO
enero '26
+16
en 1 canales
Get PRO
diciembre '25
+59
en 9 canales
Get PRO
noviembre '25
+7
en 0 canales
Get PRO
octubre '25
+10
en 1 canales
Get PRO
septiembre '25
+11
en 0 canales
Get PRO
agosto '25
+17
en 4 canales
Get PRO
julio '25
+10
en 0 canales
Get PRO
junio '25
+38
en 2 canales
Get PRO
mayo '25
+14
en 2 canales
Get PRO
abril '25
+49
en 3 canales
Get PRO
marzo '25
+29
en 5 canales
Get PRO
febrero '25
+27
en 1 canales
Get PRO
enero '25
+40
en 2 canales
Get PRO
diciembre '24
+30
en 3 canales
Get PRO
noviembre '24
+11
en 1 canales
Get PRO
octubre '24
+20
en 1 canales
Get PRO
septiembre '24
+32
en 1 canales
Get PRO
agosto '24
+30
en 1 canales
Get PRO
julio '24
+143
en 3 canales
Get PRO
junio '24
+56
en 3 canales
Get PRO
mayo '24
+30
en 2 canales
Get PRO
abril '24
+58
en 3 canales
Get PRO
marzo '24
+72
en 4 canales
Get PRO
febrero '24
+106
en 5 canales
Get PRO
enero '24
+293
en 10 canales
Get PRO
diciembre '23
+107
en 4 canales
Get PRO
noviembre '23
+47
en 2 canales
Get PRO
octubre '23
+321
en 6 canales
Get PRO
septiembre '23
+40
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+70
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+177
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+20
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+28
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+39
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+30
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+5
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+7
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+5
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+8
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+6
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+4
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+6
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+15
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+8
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+9
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+6
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+8
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+10
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+8
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+225
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
03 octubre+1
02 octubre+5
01 octubre0
Publicaciones del Canal
This is it.

2
بعد از جنگ چهل‌روزه، خیرگی‌های چندثانیه‌ای روزانه‌ام کش اومدن و تبدیل شدن به دقیقه‌ها و بعضا ساعت‌ها. اهمال‌کاری هیچ‌جای زندگی و جوانی من نبود اما حالا تا محبور نشم، کاری رو سروقت انجام نمی‌دم. از حساب همه‌چیز می‌زنم و اضافه می‌کنم به ساعت خیرگی. چون انگار میل من هیچ‌جای این زندگی پیدا نیست، جز وقتی به آفتاب و آسمان و درخت‌ها خیره شدم و به هیچ‌چیز فکر نمی‌کنم. از جهان هیچ‌چیز دریافت نمی‌کنم جز همین تصویر. و باقی ماجرا احتمالا حول محور همین خیرگی، تغییر کرد و حل شد. آدمی که همه‌ی عمر مثل یک‌فریضه‌ی از پیش تعیین‌شده، خودش رو ملزم می‌دونست که مسلط‌ترین و قابل اعتمادترین آدم هراتاقی باشه که بهش وارد می‌شه، یکباره از همه‌ی اتاق‌ها بیرون زد و چیزهای زیادی رو پشت‌سرش رها کرد. خیرگی من رو از همه‌ی اتاق‌ها و وظیفه‌های زندگیم عبور داد، قبای سنگین مدنیت و رعایت رو از تنم کند، خستگی زندگی دور از آفتاب و آزادی رو مثل کبودی‌های پنهان‌شده زیر لباس‌ها نشونم داد و راه تماشای دوباره‌ی جهان رو برام باز کرد. جنگ سیاهی مطلقه و این متن در ستایش جنگ نیست. در ستایش مواجهه با اصالت مرگ و تماشای بارقه‌های زندگی از خلال ساختارهای پوسیده محصورکننده‌ست. درباره زیستن در جهانیه که زندگی _دیگه_ درش پاسخ مستقیمی نداره. همه‌چیز خلاصه شده در تصویری از واقعیت و تنها میل مجاز ممکن، میل به دیده‌شدن و نمایش دادنه. من از این میل و هرشکل دیگه‌ای از میل باواسطه بی‌زارم، و از این اتاق هم رفتم. خیرگی تنها راه اتصال من به میل بی‌واسطه و اصیل در روزگاریه که روایت‌ها نه برای انتقال تجربه، بلکه برای ارائه‌ی خدمت به خدایگان روایت عمومی گفته می‌شن. من هیچ‌خدمتی به هیچ خدایگانی بدهکار نیستم، و روایت من هیچ‌چیز جز همین خیرگی نیست.
758
3
Sin texto...
216
4
اشک یاقوتی - Ashk e Yaghooti
410
5
اوحدی‌وار اگر آن زلف دوتا بگذارد زود یکتا شوم و ترک دوتایی بکنم!
368
6
صبر گویند: بکن! صبر به دل شاید کرد چون مرا نیست دلی، صبر کجایی بکنم؟
357
7
هر چه باشد، ز دل و دانش و دین، گر خواهد بدهم و آنچه مرا نیست، گدایی بکنم
354
8
گر مسخر شود آن روی چو خورشید مرا پادشاهی چه؟ که دعوی خدایی بکنم!
347
9
سرزنش می‌کندم عقل که: در عشق مپیچ بروم چارهٔ این عقل ریایی بکنم
347
10
ور به دست آورم از شام دو زلفش گرهی تا سحر بر رخ او غالیه سایی بکنم
350
11
گر شبی چارهٔ این درد جدایی بکنم از شب طرهٔ او روز نمایی بکنم!
346
12
Rosie Miles - How Did We Get This Far.mp3
702
13
+3
Sin texto...
644
14
هربار همینه. می‌دونم و می‌رم تو دلش. می‌دونم و اشتباه می‌کنم. می‌دونم و می‌گم اینم روش. می‌دونم و می‌ذارم به حساب ایزد منان. دلیلش هم خریت نیست، تلاش برای سرباز زدن از اصوله. من بی‌زارم از اصول‌گرایی. از ساختن اصول از تجربه‌های محدود و تبدیل کردن زندگی به الگوهای یک‌بار آزموده‌ی صدبار مصرف. درست همیشه نباید درست دربیاد و غلط همه‌جا غلط نیست. منم می‌دونم اما نباید به دونسته اعتماد کرد. نباید وقتی الگو رو می‌شناسی چشم‌هات رو ببندی و بگی اینم همونه. چون نیست. دقت کنی می‌بینی که نیست. و جهان رو همین دقت عوض می‌کنه. درمان هم وسط همین دقته. همه دوقطبی و اجتنابی و اضطرابی و سمی می‌تونن باشن اما خیلی بیشتر از این‌حرفان. دسته‌بندی‌ها ساده‌ان اما بی‌دقتن. و جهان امروز ما شاید نای تحمل این‌دقت رو نداشته باشه اما فردا؟ فردا ناچاریم به این دقت.
1 563
15
همون‌طور که می‌دونید هنوز و همچنان صبح جمعه‌ست و بعیده بشه به چیزی غیر از تماشای آفتاب مهربان پرداخت.
702
16
.
689
17
مثل اینکه هرسال این‌وقتا نمی‌دونم و نمی‌خوام و تموم نمی‌شه.
662
18
فکر می‌کنم تلخ‌ترین نفرین بشریت همین زیاد دیدنه. این البته اصلا مسئله علم نیست. دیدن ذات پدیده‌ها به قلب سنگین و شانه‌های دیوانه‌ای نیاز داره که درد و زجر بی‌وقفه رو تاب بیارن؛ و این تاب‌آوری در توان خوش‌نقشه‌ترین حافظه‌ها هم نیست. علم کوره و به همین‌خاطر هم حریصه به شناخت بیشتر. هرچی بیشتر بشناسه، نقشه‌ی نادیده‌کشیده‌اش از واقعیت کامل‌تر می‌شه. بینش اما میلی به بیشتر فهمیدن و بیشتر دیدن نداره. یا حداقل من که ندارم. کاش همین‌ها رو هم نمی‌دیدم.
660
19
البته حالا وجود هم اگر می‌داشتم، چجوری می‌شد تعریف کرد همه‌ی اینا رو؟ همین یک‌هفته‌ی اخیر رو اگر می‌خواستم برای یک‌نفر تعریف کنم باید ابتدا بهش یه‌مبلغی می‌دادم بابت آسیبی که قراره به روح و روانش وارد شه. خودم با انواع مسکن‌ها و مخدرها و مرگ‌موش‌ها نمی‌تونم شب مغزم رو خاموش کنم که بخوابم اقلا؛ به کی روا بدارم این وجود داشتن رو؟:))
793
20
انقدر حرف نزدم با کسی، آدم‌ها با شنیدن صدام و شکل تعریف‌کردنم یاد گذشته‌ها افتادن. تو گویی این یکی‌دوسال اخیر اصلا وجود نداشتم هیچ‌جا و اگر هم داشتم، کاری جز شنیدن و فهمیدن نکردم. مصداق بر او نمرده به فتوای من نماز و فلان.
784