ch
Feedback
مدرسه مهرآیین (مصطفی مهرآیین)

مدرسه مهرآیین (مصطفی مهرآیین)

前往频道在 Telegram

ما فقیر شده ایم. ما از میراث انسانی یکی پس از دیگری دست برداشته ایم. (والتر بنیامین) دکترای جامعه‌شناسی | دانشگاه تربیت مدرس پژوهشگر فرهنگ، هویت و جامعه https://www.instagram.com/mostafa.mehraeen

显示更多

📈 Telegram 频道 مدرسه مهرآیین (مصطفی مهرآیین) 的分析概览

频道 مدرسه مهرآیین (مصطفی مهرآیین) (@mostafamehraeen) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 48 128 名订阅者,在 政治 类别中位列第 1 265,并在 伊朗 地区排名第 7 029

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 48 128 名订阅者。

根据 01 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 2 811,过去 24 小时变化为 6,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 95.91%。内容发布后 24 小时内通常能获得 23.68% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 46 162 次浏览,首日通常累积 11 398 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 1 408
  • 主题关注点: 内容集中在 خلق, مهرآت, صدا, عقلانیت, جمع 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
ما فقیر شده ایم. ما از میراث انسانی یکی پس از دیگری دست برداشته ایم. (والتر بنیامین) دکترای جامعه‌شناسی | دانشگاه تربیت مدرس پژوهشگر فرهنگ، هویت و جامعه https://www.instagram.com/mostafa.mehraeen

凭借高频更新(最新数据采集于 02 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 政治 类别中的关键影响点。

48 128
订阅者
+624 小时
+8117
+2 81130
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+30
在1个频道中
六月 '26
+3 180
在48个频道中
Get PRO
五月 '26
+104
在8个频道中
Get PRO
四月 '26
+4
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+5
在1个频道中
Get PRO
二月 '26
+401
在32个频道中
Get PRO
一月 '26
+9
在2个频道中
Get PRO
十二月 '25
+2
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+2
在1个频道中
Get PRO
十月 '25
+3
在6个频道中
Get PRO
九月 '25
+2
在3个频道中
Get PRO
八月 '25
+3
在3个频道中
Get PRO
七月 '25
+99
在4个频道中
Get PRO
六月 '25
+1 676
在59个频道中
Get PRO
五月 '25
+273
在42个频道中
Get PRO
四月 '25
+4 208
在118个频道中
Get PRO
三月 '25
+3 656
在68个频道中
Get PRO
二月 '25
+3 104
在70个频道中
Get PRO
一月 '25
+2 883
在52个频道中
Get PRO
十二月 '24
+1 953
在23个频道中
Get PRO
十一月 '24
+4 147
在39个频道中
Get PRO
十月 '24
+4 776
在29个频道中
Get PRO
九月 '24
+163
在7个频道中
Get PRO
八月 '24
+61
在15个频道中
Get PRO
七月 '24
+5 047
在65个频道中
Get PRO
六月 '24
+2 849
在56个频道中
Get PRO
五月 '24
+192
在5个频道中
Get PRO
四月 '24
+528
在26个频道中
Get PRO
三月 '24
+781
在31个频道中
Get PRO
二月 '24
+1 149
在27个频道中
Get PRO
一月 '24
+2 404
在32个频道中
Get PRO
十二月 '23
+158
在19个频道中
Get PRO
十一月 '23
+441
在27个频道中
Get PRO
十月 '23
+417
在31个频道中
Get PRO
九月 '23
+349
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+394
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+399
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+527
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+960
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+550
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+1 007
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+1 467
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+1 691
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+1 056
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+849
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+483
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+251
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+172
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+427
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+319
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+340
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+368
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+316
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+242
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+127
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+158
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+138
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+174
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+138
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+156
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+451
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+311
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+238
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+771
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+333
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+201
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+157
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+7 573
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
02 七月+5
01 七月+25
频道帖子
2
没有文字...
5 698
3
没有文字...
7 472
4
چرا از عشق سخن می گویم؟ ۱. در چند کامنت دوستان از من خواسته اند به جای سخن گفتن از عشق از مسائل مردم که همان مسائل سیاسی و اقتصادی است سخن بگویم و چند دوست هم به طعنه نوشته اند که گویا مهرآیین ترسیده و تعهد داده است دیگر از مسائل سیاسی سخن نگوید.این گروه دوم البته نه از سر دغدغه بلکه با هدف تخریب شخصیت من به طرح چنین سوالاتی می پردازند. ۲. در یکی از بحث های خود توضیح داده ام که در زمان ظهور هیتلر و حزب نازی و اتفاقات مربوط به جنگ جهانی دوم، هوسرل، فیلسوف بزرگ آلمانی، به جای پرداختن به هیتلر و ماهیت حزب نازی کتاب عظیم " بحران علم اروپایی" را منتشر کرد.وقتی در نقد هوسرل این سوال را مطرح کردند که چرا در میانه ظهور هیتلر و حزب نازی و جنگ، هوسرل به فکر علم اروپایی و بحران های آن افتاده است، یکی از شاگردان بزرگ هوسرل پاسخ داد که هوسرل فارغ از اینکه هیتلر را انسان مهمی نمیدونه، معتقد است ریشه بحران های جوامع اروپایی و اصولا جامعه انسانی به مسائل عمیق تر باز می گردد.اگر فلسفه کسانی چون دکارت یا علم کسانی چون گالیله جهان انسانی و اصولا خود جهان و طبیعت را تبدیل به " عدد" و " کمیت" و " اندازه گیری" ساخته است، آنموقع کشتن انسان ها چندان چیز عجیبی نیست. ۳. من به تبع همین رویکرد هوسرلی معتقدم ریشه مسائل سیاسی و اقتصادی جامعه ما و حتی دیگر جوامع موجود در این جهان به مسائل و مشکلات بنیادی انسان در حوزه احساس و روایت انسان از احساسات خودش هم در نسبت با خودش، هم در نسبتش با دیگران، و هم در نسبتش با جهان باز میگرده. به زبان میلان کوندرا، اگر در جامعه یا جهانی انسانها به راحتی توانستند به بریدن درختان یا کشتن حیواناتی چون سگ و گربه بپردازند، دیگر کشتن انسان چیز عجیبی نیست. ادبیات سخن از " امکانات انسانشناختی" ما می گوید: ادبیات و رمان به ما می گویند انسان قادر به انجام چه کارهایی است و چه ها که از انسان بر نمی آید. دنیای عشق هم همانند دنیای ادبیات سخن از امکانات انسان شناختی انسان به ما می گوید: اگر در عشق و روابط عاشقانه همه توان یک جامعه( چه جامعه ایران و چه هر جامعه دیگر) معطوف به توان استفاده بیشتر از " تن" یکدیگر و " مصرف تن" شد و احساسات درونی و عمیق انسان ها در این فرآیند مصرف تن آسیب دید، آنگاه دیدن صحنه قتل انسان های دیگر و بر هم تلنبار شدن اجساد انسانی چندان چیز عجیبی نیست. وقتی ما در گوشه گوشه زندگی احساسی و اخلاقی و عقلانی خود به قتل همه اصول انسانی می پردازیم و نشان می دهیم که از چه امکانات عظیمی در تخریب خود و دیگران و جهان برخورداریم، دیگر نباید انتظار داشت در عالم سیاست با چیزی جز " میل به مرگ" روبرو باشیم: توان انسان در تکرار مساله مرگ را نباید صرفا به " مرگ دیگران" فرو کاست، بل باید در این مساله عمیقا ماند و با زل زدن به مغاک مرگ پرده از میل عجیب انسان به تخریب خود برداشت. شاید همچون مردمان گذشته که هیچ مرگی را طبیعی نمی دانستند، ما نیز امروزه باید بیشتر با این پرسش درگیر شویم که " آیا مرگ( اعم از مرگ بیرونی یا مرگ درون) مساله ای طبیعی است؟
13 045
5
没有文字...
10 329
6
没有文字...
13 475
7
没有文字...
16 046
8
没有文字...
18 683
9
امید
1
10
没有文字...
17 889
11
没有文字...
23 371
12
«از یک کلاس کوچک تا یک کنش ملی» گاهی یک اتفاق کوچک، یک جمله ساده، یا حتی یک تصمیم شخصی، آغازگر چیزی می‌شود که بعدها در تاریخ از آن با عنوان «نقطه چرخش» یاد می‌کنند. شاید هیچ‌کس در لحظه وقوع، اهمیت آن را درنیابد، اما زمان که می‌گذرد، روشن می‌شود که آن اتفاق کوچک، در واقع بذر یک تغییر بزرگ بوده است. امروز، در دل همین روزهای پرهیاهو و گاه ناامیدکننده، حرکتی آرام اما عمیق در حال شکل‌گیری است؛ حرکتی که با عنوان «مدرسه مهرآیین» آغاز شده و می‌تواند به تدریج به یکی از همان نقطه‌های چرخش تبدیل شود. داستان از جایی شروع می‌شود که یک استاد دانشگاه، پس از سال‌ها تدریس، نوشتن، اندیشیدن و بخشیدن، تصمیم می‌گیرد خلاف عادت دیرینه‌اش، از مردم کمک بخواهد. نه از سر ضعف، نه از سر نیاز شخصی، که از سر اصرار بر استقلال فکری، از سر این باور که معلم باید آزاد بماند تا بتواند بیندیشد، نقد کند، بیاموزد و بیاموزاند. این درخواست کمک، در ظاهر ساده است، اما در عمق خود حامل یک پیام مهم است: اینکه جامعه، اگر بخواهد آینده فرهنگی خود را بسازد، باید از کسانی که چراغ اندیشه را روشن نگه می‌دارند، حمایت کند. این همان چیزی است که بسیاری از جوامع پیشرفته از سال‌ها پیش فهمیده‌اند، اینکه بدون حمایت از روشنفکران، بدون تقویت سرمایه فرهنگی و بدون ایجاد نهادهای مستقل، هیچ جامعه‌ای به آزادی، رفاه و پایداری نمی‌رسد. اما آنچه این حرکت را جذاب‌تر می‌کند، نه فقط درخواست یک اندیشمند، که پاسخ مردم است. هر بار که فردی، حتی با مبلغی کوچک، به این مدرسه کمک می‌کند، در واقع دارد رأی می‌دهد؛ رأی به استقلال اندیشه، رأی به آزادی بیان، رأی به ساختن جامعه‌ای بهتر، رأی به اینکه فرهنگ باید از دل مردم بجوشد نه از بالا تحمیل شود. این مشارکت‌های کوچک، اگر ادامه یابد و گسترده شود، می‌تواند به تدریج یک شبکه مردمی بسازد، شبکه‌ای که نه به حکومت وابسته است و نه به سرمایه‌داران، که تنها به اعتماد و آگاهی مردم تکیه دارد. چنین شبکه‌ای، در بسیاری از کشورها، پایه شکل‌گیری جامعه مدنی بوده است؛ جامعه‌ای که می‌تواند خود را سازمان دهد، خود را تقویت کند و خود را از درون دگرگون سازد. در این میان، نکته‌ای وجود دارد که شاید در نگاه اول دیده نشود، اما اهمیتش بسیار بیشتر از آن چیزی است که به چشم می‌آید. اگر تعداد کسانی که در این حرکت مشارکت می‌کنند، از چند صد نفر به چند هزار نفر برسد، و از چند هزار نفر به ده‌ها و صدها هزار نفر، آنگاه این حرکت دیگر یک پروژه فردی نخواهد بود، دیگر «کنش ملی» است، کنشی که می‌تواند به شکل‌گیری یک بنیاد فرهنگی مستقل منجر شود. بنیادی که نه تنها از یک معلم، بلکه از نسل‌های آینده معلمان، پژوهشگران، نویسندگان و اندیشمندان حمایت می‌کند. بنیادی که می‌تواند زیرساختی پایدار برای رشد علوم انسانی، گسترش تفکر انتقادی و تقویت آگاهی عمومی فراهم کند. بنیادی که اگر درست مدیریت شود، می‌تواند آینده فرهنگی کشور را برای همیشه بیمه کند. این تصویر شاید در نگاه اول بلندپروازانه به نظر برسد، اما تاریخ نشان داده که بسیاری از تحولات بزرگ، دقیقاً از همین مسیر آغاز شده‌اند: از یک حلقه کوچک، از یک معلم، از یک کلاس، از یک جمع کوچک اما مصمم. آنچه امروز با عنوان مدرسه مهرآیین در حال شکل‌گیری است، می‌تواند همان حلقه کوچک باشد؛ حلقه‌ای که اگر مردم آن را جدی بگیرند و اگر مشارکت‌ها ادامه یابد، به تدریج به یک جریان فرهنگی تبدیل می‌شود. جریانی که نه با شعار، نه با هیجان‌های زودگذر، بلکه با آگاهی، مطالعه، گفت‌وگو و مشارکت داوطلبانه پیش می‌رود. جریانی که می‌تواند آرام‌آرام، اما عمیق و ماندگار، جامعه را به سمت آزادی بیشتر، رفاه بیشتر و آینده‌ای روشن‌تر هدایت کند.در نهایت، شاید سال‌ها بعد، وقتی تاریخ این روزها نوشته می‌شود، از این حرکت به عنوان یکی از همان نقطه‌های چرخش یاد شود، نقطه‌ای که در آن مردم تصمیم گرفتند به جای تماشای فروپاشی فرهنگ، خود دست به کار شوند و چراغی را که در حال خاموش شدن بود، دوباره روشن کنند. شاید آن روز، نام «مدرسه مهرآیین» نه فقط نام یک کانال تلگرامی، بلکه نام یک بنیاد ملی، یک سنت فرهنگی و یک جریان ماندگار باشد. و شاید آن روز، همه ما با لبخند بگوییم: «ما از همان ابتدا، بخشی از این داستان بودیم.»                   °°°AMIR°°° https://t.me/marzockacademy
2 173
13
یادداشت روز: مصطفی مهرآیین را سال‌هاست که ندیده‌ام. روزگاری در مؤسسه‌ی فرهنگی او تدریس می‌کردم. خشایار دیهیمی و شمس لنگرودی هم آنجا درس می‌دادند و دوستان دیگری هم بودند که دیدارشان مایه‌ی دل‌خوشی من بود. مهرآیین را جامعه‌شناس پرشوری یافتم که سخت در اندیشه‌ی اصلاح و بهبود اوضاع جامعه‌اش بود. آن مؤسسه را هم با همین اندیشه بنیاد نهاده بود که البته دوام نیاورد و پس از چندی تعطیل شد. در تمام این سال‌ها نوشته‌ها و مصاحبه‌ها و سخن‌رانی‌هایش را می‌خواندم و می‌دیدم و می‌دانستم که دانشگاه‌ها و بنگاه‌ها و بنیادهای دولتی که وی در استخدام آنها بود تندی و صراحت لهجه‌ی او را چندان تحمل نخواهند کرد. دیروز، وقتی درخواست نجیبانه‌ی او را در جایگاه معلمی دلسوخته و دردمند در اینستاگرام دیدم، سخت پریشان و اندوهگین شدم. او را در سخت‌ترین روزهای یکی دو سال اخیر در تلویزیون دیده بودم که با همان لحن پرشور جنوبی‌اش با صراحت و صداقت آرا و اندیشه‌هایی را که مسلماً به ذائقه‌ی ساختار حاکم خوش نمی‌آمد مطرح می‌کرد. با خود می‌اندیشیدم که اگر به جای او بودم در آن اوضاع و احوال به هیچ قیمتی حاضر نمی‌شدم در چنان برنامه‌هایی ظاهر شوم و سخن بگویم. با شیوه‌ی سخن گفتن تند و جدلی او و نیز عصبیتی که در مواضعش داشت البته موافق نبودم. اما آشکار بود که مشی دل‌سوزانه و اصلاح‌گرانه داشت و سزایش این نبود که از تدریس و استادی دانشگاه بازش دارند و یگانه راه تأمین معاشش را ببندند. چون خودم سال‌های طولانی است که زهر این بازداشت و محرومیت را چشیده‌ام، می‌دانم که او، به‌ویژه در این روزگار عسرت اهل قلم و فرهنگ، چه احوالی دارد. باید از هر راه که می‌توانیم به یاری‌اش بشتابیم و تنهایش نگذاریم. محمد دهقانی @dmdehghani https://t.me/marzockacademy
2 225
14
مدرسه مهرآیین: چرا می خواهم به کمک مردم یک معلم مستقل باقی بمانم و تبدیل به یک.......فرهنگی نشوم " وزن من عشق من است" سنت اگوستین ۱. نوشتن این یادداشت برخلاف تمام اصول اخلاقی ست که سالها به عنوان یک معلم برای خود تعیین کرده بودم. من از نگاه خودم معلمی سخاوتمند بودم که می کوشیدم هر آنچه می دانم را بدون هیچ چشم داشتی در اختیار دانشجویان و مخاطبانم قرار دهم. شاهد این ماجرا همین صفحه تلگرام است که همه مطالب، جزوه ها و فایل های موجود در آن را بی هیچ چشم داشت مادی منتشر کردم تا مورد استفاده دانشجویان و افراد علاقمند قرار گیرد. من در جاهای بسیاری تدریس کرده ام که هنوز بعد از سالها حق التدریس آن را نگرفته ام. پایان نامه ها و رساله های بسیاری را راهنمایی یا داوری کرده ام که حتی بخاطر ندارم برای آنها یک ریال دریافت کرده باشم و یا حق الزحمه آن ها را پیگیری کرده باشم. اما اکنون شرایط زندگی را چنان برای من رقم زده اند که یا باید تبدیل به یک ...فرهنگی شوم و به تمامی عقاید و باورهای خود پشت پا بزنم تا با گرفتن حداقل حقوق بتوانم زندگی معمول خود را بگذرانم و یا آنکه بواسطه مشکلات اقتصادی که بدلیل نداشتن شغل با آن روبرو میشوم نتوانم هیچ یک از فعالیت های لازم برای کار معلمی چون کتاب خریدن و کتاب خواندن و فکر کردن و خلوت داشتن و....را انجام دهم و تبدیل به فردی عاطل و باطل شوم. ۲. چندین سال پیش در ابتدای دهه نود که موسسه " رخداد تازه" را با انگیزه تشکیل جلسات فرهنگی با کمترین هزینه تاسیس و مدیریت میکردم، یکی از استادان برجسته کشور که به لحاظ سنی بسیار از من فاصله داشت از من درخواست مبلغی به عنوان قرض کرد. اولین واکنش من به این درخواست بغض بود. پرسید آقای مهرآیین چرا ناراحت شدید؟ گفتم ناراحتم چون استادی چون شما از من که در حد دانشجوی شما هستم درخواست کمک مالی میکند. به من رو کرد و با صدایی که نشان از نصیحت داشت گفت از من یاد بگیر که به همان میزان که کمک کردن به دیگران کاری اخلاقی ست، کمک گرفتن از دیگران هم کاری اخلاقی ست و اگر اکنون من استاد از تو کمک خواسته ام احساس شرم و تقصیر نکن. این ماجرای قرض دادن و پس دادن قرض زمان زیادی طول نکشید اما این جمله استادم در ذهن من باقی ماند که " کمک گرفتن همچون کمک کردن کاری اخلاقی ست". ۳. من اکنون بر همین مبنا میخواهم از مخاطبانم کمک بخواهم اما نه کمکی مجانی، بی دلیل و بی بها. از این به بعد مدرسه مهرآیین که همین صفحه تلگرام مکان مجازی اجرای فعالیت های آن است، محیط ارتباط من با مخاطبان و دانشجویانم است. من از این به بعد در کنار فایل های صوتی و تصویری و نوشتارهایی که در کانال تلگرامی مدرسه مهرآیین منتشر کرده ام، با تولید فایل های صوتی و تصویری در حوزه مباحث مربوط به علوم انسانی، خصوصا در حوزه های نظریه های جامعه شناسی، جامعه شناسی فرهنگ، جامعه شناسی احساس، روش شناسی کیفی، فلسفه اگزیستانسیال و پدیدارشناختی، روانکاوی، و نقد ادبی که از اندکی دانش در آن ها برخوردارم، در همین فضای مجازی معلمی خواهم کرد. فرم این فعالیت ها البته فقط بصورت درسگفتار نخواهد بود و ژانرهای دیگری همچون سخنرانی، مصاحبه، گفتگو با دیگر استادان و دانشجویان، مشاوره دانشجویی، ترجمه، و تالیف نیز شامل خواهد شد. از این به بعد مدرسه مهرآیین هم شغل من و هم بیانگر عشق من به مردمم خواهد بود. من چیزی جز فکر کردن، مطالعه کردن و سخن گفتن و نوشتن نمیدانم. البته که به قول آن ....من میتوانم بروم کارگری و حمالی کنم تا بفهمم که دیگر نباید در حوزه سیاست سخن بگویم. اما معلم بودن معنای زندگی من یا به زبان اگوستین عشق به معلمی وزن من است و من برای حفظ این عشق به زبان لویناس فروتنانه رو به سوی دانشجویان و مخاطبانم میکنم و از آن ها میخواهم با همراهی خود مدرسه مهرآیین را برای من و خودشان زنده نگه دارند. ازاینرو از همه مخاطبان میخواهم که از این پس آنان حامی زندگی این معلم باشند و در قبال آنچه از من می آموزند( البته اگر واقعا چیزی از من آموختند و سخنان و نوشتار من سخنان و نوشتار بی معنایی نبود)، به اختیار خود و در حد توان خود و بدون هیچ اجبار اخلاقی، برای آنچه می آموزند، به معلم خود کمک کنند تا "دیگری بزرگ" نتواند از او یک ....فرهنگی یا یک انسان بی خاصیت بسازد.به زبان پاسکال، "اگر نتوانیم کاری کنیم که آنچه عادلانه است قوی باشد، کاری کرده ایم که آنچه قوی است عادلانه باشد". ۴.این شماره کارت بانکی اگرچه نام من بر خود دارد، اما به زبان آن فیلسوف شما آن را آغاز سنتی در جامعه بدانید که می کوشد به طور مدنی از علوم انسانی و معلمان علوم انسانی حمایت کند تا آنان تبدیل به پیروان مکتب "فردید و آیت و بیژن و ...." نشوند، اگر چه هیچ تضمینی برای این ماجرا وجود ندارد. تنها باید امیدوار بود که مهرآیین و امثال مهرآیین تبدیل به " تاجر خواب و توهم" نشوند. 6219861863240882
82 161
15
没有文字...
29 653
16
没有文字...
31 958
17
没有文字...
39 340
18
فایل صوتی گفتگوی دوستانه درباره نسبت عشق و تنهایی.در اینجا بنا به پرسش دوستان به شرح نقش تنهایی و عشق در بازگشت به درون، درون نگری و در نهایت حقیقت های رهایی بخش پرداخته ام و با توضیح اندیشه اریک فروم درباره تفاوت های میان عاشق بودن و معشوق بودن نشان داده ام که نهایت عشق چیزی جز تمنای تجربه تنهایی و فهم تنهابودگی تو توسط دیگری نیست. امیدوارم وقت کنید بشنوید.
50 533
19
2026_05_22_18_12_11_1.mp3
74 311