CINEMANIA | سینمانیا
-Philosophical readings of radical images -An assemblage of original creations-envisioned and executed with complete independence -Curated by 2 admins: Ari Sarazesh, Ramin Alaei -It all begins here: t.me/CineManiaa/4814 - instagram.com/cine.maniaa/
إظهار المزيد📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام CINEMANIA | سینمانیا
تُعد قناة CINEMANIA | سینمانیا (@cinemaniaa) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 11 917 مشتركاً، محتلاً المرتبة 22 222 في فئة أفلام والمرتبة 26 760 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 11 917 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 01 سبتمبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -2، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 2، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 15.62%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 5.47% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 1 861 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 652 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 20.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل سینمانیا, نشست, همچون, سلسلهنشست, لحظه.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“-Philosophical readings of radical images
-An assemblage of original creations-envisioned and executed with complete independence
-Curated by 2 admins: Ari Sarazesh, Ramin Alaei
-It all begins here: t.me/CineManiaa/4814
- instagram.com/cine.maniaa/”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 02 سبتمبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة أفلام.
کار من این است: حقیقت را آنقدر بزرگ کنم تا کسی نتواند از کنارش بیاعتنا بگذرد. باید از خشکسالی وحشت بسازم؛ تصویری سیاه از روستاهای بیشماری که چون لکههایی فراموششده در امتداد کرانههای رود نبی پراکندهاند؛ رودی که میان سرزمین ما و خاک همسایگان متخاصممان جاری است. از نخستین روزهایی که تاریخ به یاد میآورد، با این همسایگان جنگیدهایم؛ جنگهایی طولانی، خونبار و ویرانگر. صلحی که امروز میان ما برقرار است چیزی بیش از پوستهای نازک بر دهانهی آتشفشانی خاموش نیست. من نیز این روزها سرگرم افزودن چند سطر به روایتی هستم که پایانش را از همین حالا میشود دید: آتشفشان دوباره دهان باز خواهد کرد. آب که نماند، خون جای آن را خواهد گرفت. تشنگی، آن حافظهی وحشی و کینهتوز را بیدار خواهد کرد؛ حافظهای که تنها وانمود کرده بود مرده است. آنگاه آدمها خواهند مرد، پرندگان ناپدید خواهند شد، حشرات کمیاب از میان خواهند رفت و گلههایی که زندگی مردم این نواحی به آنها بسته است، یکی پس از دیگری تلف خواهند شد. اما فاجعه فقط مرگ موجودات نیست. چیزی نامرئیتر نیز نابود خواهد شد: آهنگ زندگی، عادت روزها، سکوت عصرها، حرکت فصلها؛ همان نظمی که نسلها بیآنکه نامی بر آن بگذارند، درونش زیستهاند. امسال به شش روستا سفر کردهام و دربارهی هر یک گزارشهایی نوشتهام پر از جزئیاتی که قرار است حقیقت را از آنچه هست هراسانگیزتر جلوه دهند. آخرین ایستگاه سفر حقیقتیابیام روستای سرسرا بود؛ روستایی رو به رود نبی. همان رود عظیمی که شاعران، قرنها، در ستایش کرانههایش شعر گفتهاند. هر قومی به زبان خویش چیزی به آبهای شیرینش سپرده است: عشق و حرمت، دعا و آیین، افسانههایی شگفت و روایتهایی از سیلابها، غرقشدگان و کسانی که رود نامشان را با خود برده است. اکنون اما، همان رودی که زمانی سرچشمهی افسانه بود، آرامآرام دارد به پیشگو بدل میشود.- Hassan Blasim, The Iraqi Christ, 101. - @CineManiaa | سینمانیا
اما خود خدا در کتاب ایوب چه؟ آیا او هنوز مسئلهی ماست؟ یا آنچه در برابر ماست چیزی نیست جز بازی شاعرانه با تصوری غریب، باستانی و ازمدافتاده از خدا؟ آیا ما هنوز این خدا را میشناسیم؟ آری. او را از تاریخ ادیان میشناسیم: خدای عهد عتیق، یهوهی غیور، خداوندگار سپاهیان. اما آیا قلمرو او فقط به تاریخ ادیان محدود میشود؟ آیا تنها در صفحات متون کهن زنده است؟ نه. او هنوز هم در تجربهی ما فرمان میراند؛ همین امروز، همچون دو هزار و چهارصد سال پیش. او سیمای جهانی است که انسان، چه در طبیعت چه در جامعه، پیوسته خود را در برابر آن مییابد: نیروهای کور طبیعت؛ نیروهایی که هیچ نسبتی با اشتیاق انسان برای نظم و معنا ندارند. بیماری، ضربهی ناگهانی و بیقاعدهی مرگ، زودگذری شهرت، خیانت دوستان و نزدیکان. او همان ماشین است؛ همان خدای قدرت. خدای سلطه و خشونت؛ خدای انقیاد و فرمانبری؛ خدای حزب، فتح و کشورگشایی. خدای فلز و زره، خدای لولههای مسی و صفحات زرهی؛ نیرویی عظیم و بیچهره که در برابرش فردیت انسان بهآسانی خرد میشود. و ایوب تنها کسی نیست که با سلاح روح به مصاف چنین خدایی میرود. ایوبها بسیارند. بعضی زیر پای این قدرت خرد میشوند و مرگشان به شهادتی قهرمانانه بدل میشود. بعضی دیگر اما، مرزهای شهادت را میبینند؛ درمییابند که انسان تا کجا میتواند در برابر چنین نیرویی ایستادگی کند. پس در ظاهر سر فرود میآورند، در درون خم میشوند و سکوت اختیار میکنند، اما در ژرفای قلبشان چیزی باقی میماند که هنوز تسلیم نشده است: تردید. تردیدی خاموش و پنهان؛ تردیدی که شاید جرئت فاشکردنش را نداشته باشند، اما دیگر نمیتوانند آن را از قلبشان بیرون برانند.- Peter Wessel Zapffe, On the Tragic (Om det tragiske, 1941), 106: “Job.” - @CineManiaa | سینمانیا
زیرا اینک روزهایی فرا میرسد که خواهند گفت: خوشا به حال نازایان، و رحمهایی که هرگز نزاییدند، و پستانهایی که هرگز شیر ندادند. [لوقا، ۲۳:۲۹]آنچه در عوض نصیبش شد، «یک کمدی کراهتآور» بود [ژرژ باتای، مجموعه آثار، جلد ششم، صفحهی ۸۵]؛ این ملودرام پوک و بیجانِ عید پاک. - Nick Land, The Thirst for Annihilation, 54. - Three Studies for Figures at the Base of a Crucifixion, Francis Bacon, 1944. - @CineManiaa | سینمانیا
info@raah.studio
و یا با صفحه اینستاگرام این رخداد تماس بگیرید:
🔗 https://www.instagram.com/rosoob.research/
📅 آخرین مهلت تکمیل و ارسال مدارک: ۲ شهریور ۱۴۰۵هرجا دیواری بیابم، این اتهام جاودانه را علیه مسیحیت بر آن حک خواهم کرد؛ با حروفی که حتی کوران نیز بتوانند ببینند... من مسیحیت را آن نفرین بزرگ، آن تباهی ذاتی عظیم و آن غریزهی بزرگ انتقام مینامم؛ غریزهای که هیچ وسیلهای برایش بهاندازهی کافی زهرآگین، پنهانی، زیرزمینی و حقیر نیست. من مسیحیت را آن لکهی جاودانهی بشریت مینامم...[نیچه، دجّال، بند ۶۲] این لکه زخم نیست، پینه است؛ زیرا رابطهی میان خدا و انسان، در بنیاد خود، رابطهای صنعتی و مبتنی بر کار است. وحدت هستی همان نظام کار است: خدایی که میآفریند و حفظ میکند، و انسانی که رنج کار را بر دوش میکشد. الهیات بوی عرق میدهد. مدتها پیش از مارکس، این یکتاپرستی بود که زمین را به کارگاهی عظیم بدل کرد. - Nick Land, The Thirst for Annihilation, 104-105. - The Ancient of Days, William Blake, 1794. - @CineManiaa | سینمانیا
*دو جایزهی اصلی جشنوارهی کن برای بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر مرد، نامزد نخل طلا، چهار جایزهی اسکار، دو جایزهی بفتا و برندهی جایزهی بهترین فیلم بینالمللی در ایندیپندنت اسپیریت و کریتیکس چویس.◾️ تصویر و زندگی
