CINEMANIA | سینمانیا
-Philosophical readings of radical images -An assemblage of original creations-envisioned and executed with complete independence -Curated by 2 admins: Ari Sarazesh, Ramin Alaei -It all begins here: t.me/CineManiaa/4814 - instagram.com/cine.maniaa/
Ko'proq ko'rsatish📈 Telegram kanali CINEMANIA | سینمانیا analitikasi
CINEMANIA | سینمانیا (@cinemaniaa) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 11 920 obunachidan iborat bo'lib, Kino toifasida 22 188-o'rinni va Eron mintaqasida 26 750-o'rinni egallagan.
📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika
невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 11 920 obunachiga ega bo‘ldi.
02 Sentabr, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 4 ga, so‘nggi 24 soatda esa 4 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.
- Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
- Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 15.43% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 5.38% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
- Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 1 839 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 641 ta ko‘rish yig‘iladi.
- Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 20 ta reaksiya keladi.
- Tematik yo‘nalishlar: Kontent سینمانیا, نشست, همچون, سلسلهنشست, لحظه kabi asosiy mavzularga jamlangan.
📝 Tavsif va kontent siyosati
Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
“-Philosophical readings of radical images
-An assemblage of original creations-envisioned and executed with complete independence
-Curated by 2 admins: Ari Sarazesh, Ramin Alaei
-It all begins here: t.me/CineManiaa/4814
- instagram.com/cine.maniaa/”
Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 03 Sentabr, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Kino toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.
کار من این است: حقیقت را آنقدر بزرگ کنم تا کسی نتواند از کنارش بیاعتنا بگذرد. باید از خشکسالی وحشت بسازم؛ تصویری سیاه از روستاهای بیشماری که چون لکههایی فراموششده در امتداد کرانههای رود نبی پراکندهاند؛ رودی که میان سرزمین ما و خاک همسایگان متخاصممان جاری است. از نخستین روزهایی که تاریخ به یاد میآورد، با این همسایگان جنگیدهایم؛ جنگهایی طولانی، خونبار و ویرانگر. صلحی که امروز میان ما برقرار است چیزی بیش از پوستهای نازک بر دهانهی آتشفشانی خاموش نیست. من نیز این روزها سرگرم افزودن چند سطر به روایتی هستم که پایانش را از همین حالا میشود دید: آتشفشان دوباره دهان باز خواهد کرد. آب که نماند، خون جای آن را خواهد گرفت. تشنگی، آن حافظهی وحشی و کینهتوز را بیدار خواهد کرد؛ حافظهای که تنها وانمود کرده بود مرده است. آنگاه آدمها خواهند مرد، پرندگان ناپدید خواهند شد، حشرات کمیاب از میان خواهند رفت و گلههایی که زندگی مردم این نواحی به آنها بسته است، یکی پس از دیگری تلف خواهند شد. اما فاجعه فقط مرگ موجودات نیست. چیزی نامرئیتر نیز نابود خواهد شد: آهنگ زندگی، عادت روزها، سکوت عصرها، حرکت فصلها؛ همان نظمی که نسلها بیآنکه نامی بر آن بگذارند، درونش زیستهاند. امسال به شش روستا سفر کردهام و دربارهی هر یک گزارشهایی نوشتهام پر از جزئیاتی که قرار است حقیقت را از آنچه هست هراسانگیزتر جلوه دهند. آخرین ایستگاه سفر حقیقتیابیام روستای سرسرا بود؛ روستایی رو به رود نبی. همان رود عظیمی که شاعران، قرنها، در ستایش کرانههایش شعر گفتهاند. هر قومی به زبان خویش چیزی به آبهای شیرینش سپرده است: عشق و حرمت، دعا و آیین، افسانههایی شگفت و روایتهایی از سیلابها، غرقشدگان و کسانی که رود نامشان را با خود برده است. اکنون اما، همان رودی که زمانی سرچشمهی افسانه بود، آرامآرام دارد به پیشگو بدل میشود.- Hassan Blasim, The Iraqi Christ, 101. - @CineManiaa | سینمانیا
اما خود خدا در کتاب ایوب چه؟ آیا او هنوز مسئلهی ماست؟ یا آنچه در برابر ماست چیزی نیست جز بازی شاعرانه با تصوری غریب، باستانی و ازمدافتاده از خدا؟ آیا ما هنوز این خدا را میشناسیم؟ آری. او را از تاریخ ادیان میشناسیم: خدای عهد عتیق، یهوهی غیور، خداوندگار سپاهیان. اما آیا قلمرو او فقط به تاریخ ادیان محدود میشود؟ آیا تنها در صفحات متون کهن زنده است؟ نه. او هنوز هم در تجربهی ما فرمان میراند؛ همین امروز، همچون دو هزار و چهارصد سال پیش. او سیمای جهانی است که انسان، چه در طبیعت چه در جامعه، پیوسته خود را در برابر آن مییابد: نیروهای کور طبیعت؛ نیروهایی که هیچ نسبتی با اشتیاق انسان برای نظم و معنا ندارند. بیماری، ضربهی ناگهانی و بیقاعدهی مرگ، زودگذری شهرت، خیانت دوستان و نزدیکان. او همان ماشین است؛ همان خدای قدرت. خدای سلطه و خشونت؛ خدای انقیاد و فرمانبری؛ خدای حزب، فتح و کشورگشایی. خدای فلز و زره، خدای لولههای مسی و صفحات زرهی؛ نیرویی عظیم و بیچهره که در برابرش فردیت انسان بهآسانی خرد میشود. و ایوب تنها کسی نیست که با سلاح روح به مصاف چنین خدایی میرود. ایوبها بسیارند. بعضی زیر پای این قدرت خرد میشوند و مرگشان به شهادتی قهرمانانه بدل میشود. بعضی دیگر اما، مرزهای شهادت را میبینند؛ درمییابند که انسان تا کجا میتواند در برابر چنین نیرویی ایستادگی کند. پس در ظاهر سر فرود میآورند، در درون خم میشوند و سکوت اختیار میکنند، اما در ژرفای قلبشان چیزی باقی میماند که هنوز تسلیم نشده است: تردید. تردیدی خاموش و پنهان؛ تردیدی که شاید جرئت فاشکردنش را نداشته باشند، اما دیگر نمیتوانند آن را از قلبشان بیرون برانند.- Peter Wessel Zapffe, On the Tragic (Om det tragiske, 1941), 106: “Job.” - @CineManiaa | سینمانیا
زیرا اینک روزهایی فرا میرسد که خواهند گفت: خوشا به حال نازایان، و رحمهایی که هرگز نزاییدند، و پستانهایی که هرگز شیر ندادند. [لوقا، ۲۳:۲۹]آنچه در عوض نصیبش شد، «یک کمدی کراهتآور» بود [ژرژ باتای، مجموعه آثار، جلد ششم، صفحهی ۸۵]؛ این ملودرام پوک و بیجانِ عید پاک. - Nick Land, The Thirst for Annihilation, 54. - Three Studies for Figures at the Base of a Crucifixion, Francis Bacon, 1944. - @CineManiaa | سینمانیا
info@raah.studio
و یا با صفحه اینستاگرام این رخداد تماس بگیرید:
🔗 https://www.instagram.com/rosoob.research/
📅 آخرین مهلت تکمیل و ارسال مدارک: ۲ شهریور ۱۴۰۵هرجا دیواری بیابم، این اتهام جاودانه را علیه مسیحیت بر آن حک خواهم کرد؛ با حروفی که حتی کوران نیز بتوانند ببینند... من مسیحیت را آن نفرین بزرگ، آن تباهی ذاتی عظیم و آن غریزهی بزرگ انتقام مینامم؛ غریزهای که هیچ وسیلهای برایش بهاندازهی کافی زهرآگین، پنهانی، زیرزمینی و حقیر نیست. من مسیحیت را آن لکهی جاودانهی بشریت مینامم...[نیچه، دجّال، بند ۶۲] این لکه زخم نیست، پینه است؛ زیرا رابطهی میان خدا و انسان، در بنیاد خود، رابطهای صنعتی و مبتنی بر کار است. وحدت هستی همان نظام کار است: خدایی که میآفریند و حفظ میکند، و انسانی که رنج کار را بر دوش میکشد. الهیات بوی عرق میدهد. مدتها پیش از مارکس، این یکتاپرستی بود که زمین را به کارگاهی عظیم بدل کرد. - Nick Land, The Thirst for Annihilation, 104-105. - The Ancient of Days, William Blake, 1794. - @CineManiaa | سینمانیا
*دو جایزهی اصلی جشنوارهی کن برای بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر مرد، نامزد نخل طلا، چهار جایزهی اسکار، دو جایزهی بفتا و برندهی جایزهی بهترین فیلم بینالمللی در ایندیپندنت اسپیریت و کریتیکس چویس.◾️ تصویر و زندگی
