CINEMANIA | سینمانیا
-Philosophical readings of radical images -An assemblage of original creations-envisioned and executed with complete independence -Curated by 2 admins: Ari Sarazesh, Ramin Alaei -It all begins here: t.me/CineManiaa/4814 - instagram.com/cine.maniaa/
Ko'proq ko'rsatish📈 Telegram kanali CINEMANIA | سینمانیا analitikasi
CINEMANIA | سینمانیا (@cinemaniaa) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 11 893 obunachidan iborat bo'lib, Kino toifasida 22 983-o'rinni va Eron mintaqasida 26 647-o'rinni egallagan.
📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika
невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 11 893 obunachiga ega bo‘ldi.
12 Iyul, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 104 ga, so‘nggi 24 soatda esa 1 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.
- Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
- Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 14.42% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 11.51% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
- Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 1 715 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 1 369 ta ko‘rish yig‘iladi.
- Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 18 ta reaksiya keladi.
- Tematik yo‘nalishlar: Kontent سینمانیا, نشست, همچون, سلسلهنشست, لحظه kabi asosiy mavzularga jamlangan.
📝 Tavsif va kontent siyosati
Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
“-Philosophical readings of radical images
-An assemblage of original creations-envisioned and executed with complete independence
-Curated by 2 admins: Ari Sarazesh, Ramin Alaei
-It all begins here: t.me/CineManiaa/4814
- instagram.com/cine.maniaa/”
Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 13 Iyul, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Kino toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.
All work and no play makes Jack a dull boy.این عبارت، ضربالمثلی متعلق به قرن هفدهم در زبان انگلیسیست و معنایی نزدیک به این دارد: «کار بیوقفه و زندگی بدون تفریح، جک را به آدمی کسل و فرسوده تبدیل میکند.» - مغزِ جک در کاسهی سرش فروگداخته و رمانش روایت این فروپاشیست. @CineManiaa | سینمانیا
پس، در خون مسیح مصلوب غرقه شوید؛ و خویشتن را در خون او بشویید؛ و از خون او مست گردید؛ و جانِ خویش را از خون سیراب سازید؛ و جامهای از خون بر تن کنید. و باز، چه آرزومندم که جامهپوش خون باشم... خون میطلبم؛ و در خون، جانِ خویش را سیر کردهام و سیر خواهم کرد... تا به گاهِ دلنگرانی خویش، شسته در خون ره سپارم؛ و بدینسان خون و آفریدگان را بیابم، و مهر و محبت ایشان را در خون بنوشم.ــــ کاترین سیهنا (۱۳۸۰-۱۳۴۷)م. - میان این دو تابلو، که هر دو به دومنیکو بکافومی، نقاش منریست ایتالیایی، منسوباند، نزدیک به سی سال فاصله است؛ فاصلهای در تاریخ، و نیز در شیوهی دیدنِ واقعه. در نخستین تابلو، کاترین در آستانهی استیگماتا شدن ایستاده است: بدن هنوز صحنهی وقوع است، لحظهای که همهچیز در تن او جمع میشود و در آستانهی گسست قرار دارد. اما در تابلوی دوم، واقعه پیشاپیش بر تن او گذشته است. کاترین دیگر استیگماتا شده؛ بدنش میدان اصابت نیست، مخزن زخم است. - Saint Catherine of Siena Receiving the Stigmata, Domenico Beccafumi, 1513–1515 Saint Catherine Receiving the Stigmata, Domenico Beccafumi, 1545 @CineManiaa | سینمانیا
و چون در میان ایوان آتش افروخته گردش نشسته بودند، پطرس در میان ایشان بنشست. (۵۶) آنگاه کنیزکی چون او را در روشنی آتش نشسته دید بر او چشم دوخته گفت: «این شخص هم با او میبود.» (۵۷) او وی را انکار کرده گفت: «ای زن او را نمی شناسم.» (۵۸)ــــ لوقا ۲۲: ۵۵–۵۸ - The Denial of Saint Peter, Hendrick ter Brugghen, 1628. - @CineManiaa | سینمانیا
زندگی یعنی دهههایی از بیدارشدنهای بهموقع، کشیدنِ بار چرخهای بیپایان از حالات، احساسات، اندیشهها و خواهشها ــهمهی طیفهای بیقراری انسانیــ و در نهایت افتادن بر تخت، برای عرقریختن در ظلمتِ خواب یا سوختن در کابوسهایی که ذهنِ رؤیابین ما را شکنجه میدهند. و پرسش همچنان بیپاسخ میماند: چرا بیشتر ما، حکم حبس در زندگی را بر طناب یا دهانهی تفنگ ترجیح میدهیم؟ آیا سزاوار مرگ نیستیم؟ اما نه، این پرسشها را بر زبان نمیآوریم و با صداقت هم پاسخ نمیدهیم. در سکوتِ مصلحت، زندگی ادامه مییابد و همین سکوت است که توطئه علیه نژاد بشر را زنده نگه میدارد. شاید پایان این توطئه در پذیرش فنا باشد: مرگِ تراژدی در آغوشِ نیستی. جهانی آکنده از نازادگان، سزاوار آن است که از تکرارِ دهشتِ ما در امان بماند. اما هیچ دانسته یا انگیزهای ما را به چنین گامی نمیکشاند. چنین اندیشهای برایمان غیرقابل تصور است. ما فقط انسانیم، و اگر شک دارید، [میتوانید این را] از هر کسی بپرسید.- آخرین سطرهای کتاب توطئه علیه نژاد بشر، نوشتهی توماس لیگوتّی - @CineManiaa | سینمانیا
[...] بیکن بارها حالت تهوع، استفراغ و انقباض بدن را نقاشی کرده است. نقاشی بسیار زیبایی دارد به نام فیگور کنار روشویی: مردی که روی روشویی خم شده و در حال بالا آوردن است. خودِ استفراغ دیده نمیشود، اما تمام وضعیت بدن، تمامِ پشت او، آن را منتقل میکند. این یک «پشتِ در حال استفراغ» است؛ پشتی که تحت تأثیر نیروی استفراغ قرار گرفته است. آنوقت میفهمید که این اصلاً کار سادهای نیست. او لبهی روشویی را گرفته است و انگار بدنش دارد از خودش بیرون میریزد. متوجه هستید چه چیزی میان استفراغ و فریاد مشترک است؟ پیدا کردنش دشوار نیست. در هر دو، نوعی تلاش وجود دارد؛ تلاشی که در آن بدن میخواهد از خودش بگریزد. این واقعاً عجیب است: فرارکردن، گریختن. انگار بدن دارد از خودش بیرون میزند. نوعی احساس وحشت محض، قسمی دلهره. و این همان فاجعه است. اگر قرار باشد بدن در نقاشی بیکن ظاهر شود، باید از دل همین فاجعهی «بدنِ در حال گریز از خودش» عبور کند. این همان نمودار بیکن است. بدن میتواند به شکلهای مختلف بگریزد: از راه استفراغ، یا فریاد. و واقعاً اینها دو دهان متفاوتند. دهانی که بالا میآورد، همان دهانی نیست که فریاد میکشد. بدنی که میخواهد از خودش بگریزد... این واقعاً چیز عجیبی است: بدنم از من میگریزد. نمیدانم تابهحال عمل جراحی سنگینی داشتهاید یا نه، اما کسانی که چنین تجربهای داشتهاند، بهنظر من چیزی را فهمیدهاند که کمک میکند این مسئله را درک کنیم...- Gilles Deleuze, Painting and the Question of Concepts, Session 2, 7 April 1981, 60. - @CineManiaa | سینمانیا
میپرسید آیا ترجیح میدادم هرگز زاده نشوم؟ برای انتخاب، باید اول زاده شد؛ و هر انتخابی، در نهایت، به ویرانی ختم میشود. اما از برادرم بپرسید، همان که قرار بود روی آن صندلی بنشیند. صندلی خالی است، چون او هرگز نرسید که زاده شود. بااینحال، از او بپرسید؛ آنگاه که همچون باد زیر آسمان میتازد، بر روی ساحل میغلتد، بوی نمِ علفها را درمیکشد و سرمست از نیروی خویش، در پیِ شکار زندهاش میدود. آیا فکر میکنید از اینکه نتوانسته در صف انتظار «انجمن مسکن و پسانداز اسلو» ثبتنام کند، اندوهگین است؟ یا شما هرگز جای خالیاش را حس کردهاید؟ یک بعدازظهر در یک تراموای شلوغ به اطرافتان نگاه کنید. آیا اجازه میدهید قرعهای بیفتد و یکی از این کارگران خسته برگزیده شود تا همان کسی باشد که شما به دنیا آوردهاید؟ هیچکس توجهی ندارد؛ یکی پیاده میشود، دو نفر دیگر سوار میشوند، و تراموا بیوقفه به راه خود ادامه میدهد.- پیتر وسل زاپفه، قطعهای از یک مصاحبه، ۱۹۵۹ - @CineManiaa | سینمانیا
میپرسید آیا ترجیح میدادم هرگز زاده نشوم؟ برای انتخاب، باید اول زاده شد؛ و هر انتخابی، در نهایت، به ویرانی ختم میشود. اما از برادرم بپرسید، همان که قرار بود روی آن صندلی بنشیند. صندلی خالی است، چون او هرگز نرسید که زاده شود. بااینحال، از او بپرسید؛ آنگاه که همچون باد زیر آسمان میتازد، بر روی ساحل میغلتد، بوی نمِ علفها را درمیکشد و سرمست از نیروی خویش، در پیِ شکار زندهاش میدود. آیا فکر میکنید از اینکه نتوانسته در صف انتظار «انجمن مسکن و پسانداز اسلو» ثبتنام کند، اندوهگین است؟ یا شما هرگز جای خالیاش را حس کردهاید؟ یک بعدازظهر در یک تراموای شلوغ به اطرافتان نگاه کنید. آیا اجازه میدهید قرعهای بیفتد و یکی از این کارگران خسته برگزیده شود تا همان کسی باشد که شما به دنیا آوردهاید؟ هیچکس توجهی ندارد؛ یکی پیاده میشود، دو نفر دیگر سوار میشوند، و تراموا بیوقفه به راه خود ادامه میدهد.پیتر وسل زاپفه، قطعهای از یک مصاحبه، ۱۹۵۹ @CineManiaa | سینمانیا
