CINEMANIA | سینمانیا
-Philosophical readings of radical images -An assemblage of original creations-envisioned and executed with complete independence -Curated by 2 admins: Ari Sarazesh, Ramin Alaei -It all begins here: t.me/CineManiaa/4814 - instagram.com/cine.maniaa/
Ko'proq ko'rsatish📈 Telegram kanali CINEMANIA | سینمانیا analitikasi
CINEMANIA | سینمانیا (@cinemaniaa) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 11 906 obunachidan iborat bo'lib, Kino toifasida 21 813-o'rinni va Eron mintaqasida 26 753-o'rinni egallagan.
📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika
невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 11 906 obunachiga ega bo‘ldi.
26 Sentabr, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -19 ga, so‘nggi 24 soatda esa -2 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.
- Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
- Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 11.05% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 5.54% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
- Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 1 316 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 660 ta ko‘rish yig‘iladi.
- Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 9 ta reaksiya keladi.
- Tematik yo‘nalishlar: Kontent سینمانیا, نشست, همچون, سلسلهنشست, لحظه kabi asosiy mavzularga jamlangan.
📝 Tavsif va kontent siyosati
Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
“-Philosophical readings of radical images
-An assemblage of original creations-envisioned and executed with complete independence
-Curated by 2 admins: Ari Sarazesh, Ramin Alaei
-It all begins here: t.me/CineManiaa/4814
- instagram.com/cine.maniaa/”
Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 27 Sentabr, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Kino toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.
چیزی که ممکن است یکی را از شدت شادی به گریه بیندازد، برای دیگری چیزی نیست جز تودهای سبز که سر راه ایستاده.و میافزاید:
برای چشمِ انسانی که تخیل دارد، خودِ طبیعت چیزی جز تخیل نیست.جای دیگری مینویسد:
هرکس جهان را متناسب با آن چیزی میبیند که خودش هست.و در سال ۱۸۰۲ آن جملهی مشهور را مینویسد:
خدا ما را از این نگاه تکساحتی و از خوابِ نیوتن نجات دهد.- درهرحال آنچه بلیک میدید، در ذهنش محصور نمیماند. وارد شعرها، حکاکیها و اسطورهشناسی شخصی گستردهاش میشد و به جهانی پر از موجودات، پیامبران، هیولاها و خدایانی بدل میشد که نام، تاریخ و سرگذشت خودشان را داشتند. تخیل، مکاشفه و واقعیت در این جهان بهسادگی از یکدیگر جدا نمیشدند. او میدانست دیگران دربارهاش چه فکر میکنند. همچنانکه در یکی از نوشتههایش تقریباً داوری را به آینده واگذار میکند:
شما مرا دیوانه میدانید؛ شاید مسئله برعکس باشد. بگذارید آیندگان از روی آثارمان قضاوت کنند.دو قرن بعد، آن ابهام همچنان باقیست. با شاعری روبهرو هستیم که خدا را پشت پنجره میدید، درختان را پر از فرشته مییافت، با مردگان سخن میگفت و از مالیخولیا مینوشت؛ و پرسشی که از جهان او باقی میماند هنوز همان است: مرز واقعیت را آنچه وجود دارد تعیین میکند، یا آنچه توان دیدنش را داریم؟ @CineManiaa | سینمانیا
۵ جلسه (۶۰۰ دقیقه) یکشنبهها، ساعت ۱۹ تا ۲۱ شروع دوره: ۱۹ مهر آنلاین و آفلاین■ عناوین جلسات:
۱. دلوز، فیلسوف تصویر و درونماندگاری ۲. هستیشناسی تصویر ۳. زمان، حافظه و فضا در سینما ۴. نشانه، معنا و زبان تصویر ۵. دلوز و سیاست تصویر📮 جهت ثبتنام به آیدی زیر مراجعه کنید: ● @pouya_teh_82
That was truly to insult death!«بهراستی این، تحقیر مرگ بود.» بعد، با همان خشونتی که گاه در نوشتههایش پیدا میشود، میپذیرد که مرد مرگی پاکیزه و آبرومند نداشته و میپرسد: چه حماقتی بزرگتر از آنکه آدمی حتی هنگام مردن نیز گرفتار نازکطبعی باشد؟ درواقع برای سنکا، آن اسفنج آلوده چیزی از عظمت تصمیم مرد کم نمیکند؛ شاید درست برعکس، تمام معنای ماجرا از همین آلودگی برمیخیزد. اگر شمشیری در اختیارش بود، میتوانست با شمشیر بمیرد؛ اگر دریا یا پرتگاهی پیش رویش بود، میتوانست خود را بدان بسپارد. اما جهانی که آزادی را از او ستانده بود، حتی ابزار مرگی شرافتمندانه را نیز از دسترسش دور کرده بود، و او در همان تنگنای مطلق، از چیزی که برای پستترین کار بدن ساخته شده راهی به بیرون گشود. و در نهایت سنکا، بیهیچ ملاحظهای، یکی از مهیبترین جملههایی را مینویسد که تاریخ دربارهی آزادی انسان به خود دیده:
The foulest death is preferable to the fairest slavery.«آلودهترین مرگ، ترجیح دارد بر پاکیزهترین بندگی.» @CineManiaa | سینمانیا
کار من این است: حقیقت را آنقدر بزرگ کنم تا کسی نتواند از کنارش بیاعتنا بگذرد. باید از خشکسالی وحشت بسازم؛ تصویری سیاه از روستاهای بیشماری که چون لکههایی فراموششده در امتداد کرانههای رود نبی پراکندهاند؛ رودی که میان سرزمین ما و خاک همسایگان متخاصممان جاری است. از نخستین روزهایی که تاریخ به یاد میآورد، با این همسایگان جنگیدهایم؛ جنگهایی طولانی، خونبار و ویرانگر. صلحی که امروز میان ما برقرار است چیزی بیش از پوستهای نازک بر دهانهی آتشفشانی خاموش نیست. من نیز این روزها سرگرم افزودن چند سطر به روایتی هستم که پایانش را از همین حالا میشود دید: آتشفشان دوباره دهان باز خواهد کرد. آب که نماند، خون جای آن را خواهد گرفت. تشنگی، آن حافظهی وحشی و کینهتوز را بیدار خواهد کرد؛ حافظهای که تنها وانمود کرده بود مرده است. آنگاه آدمها خواهند مرد، پرندگان ناپدید خواهند شد، حشرات کمیاب از میان خواهند رفت و گلههایی که زندگی مردم این نواحی به آنها بسته است، یکی پس از دیگری تلف خواهند شد. اما فاجعه فقط مرگ موجودات نیست. چیزی نامرئیتر نیز نابود خواهد شد: آهنگ زندگی، عادت روزها، سکوت عصرها، حرکت فصلها؛ همان نظمی که نسلها بیآنکه نامی بر آن بگذارند، درونش زیستهاند. امسال به شش روستا سفر کردهام و دربارهی هر یک گزارشهایی نوشتهام پر از جزئیاتی که قرار است حقیقت را از آنچه هست هراسانگیزتر جلوه دهند. آخرین ایستگاه سفر حقیقتیابیام روستای سرسرا بود؛ روستایی رو به رود نبی. همان رود عظیمی که شاعران، قرنها، در ستایش کرانههایش شعر گفتهاند. هر قومی به زبان خویش چیزی به آبهای شیرینش سپرده است: عشق و حرمت، دعا و آیین، افسانههایی شگفت و روایتهایی از سیلابها، غرقشدگان و کسانی که رود نامشان را با خود برده است. اکنون اما، همان رودی که زمانی سرچشمهی افسانه بود، آرامآرام دارد به پیشگو بدل میشود.- Hassan Blasim, The Iraqi Christ, 101. - @CineManiaa | سینمانیا
اما خود خدا در کتاب ایوب چه؟ آیا او هنوز مسئلهی ماست؟ یا آنچه در برابر ماست چیزی نیست جز بازی شاعرانه با تصوری غریب، باستانی و ازمدافتاده از خدا؟ آیا ما هنوز این خدا را میشناسیم؟ آری. او را از تاریخ ادیان میشناسیم: خدای عهد عتیق، یهوهی غیور، خداوندگار سپاهیان. اما آیا قلمرو او فقط به تاریخ ادیان محدود میشود؟ آیا تنها در صفحات متون کهن زنده است؟ نه. او هنوز هم در تجربهی ما فرمان میراند؛ همین امروز، همچون دو هزار و چهارصد سال پیش. او سیمای جهانی است که انسان، چه در طبیعت چه در جامعه، پیوسته خود را در برابر آن مییابد: نیروهای کور طبیعت؛ نیروهایی که هیچ نسبتی با اشتیاق انسان برای نظم و معنا ندارند. بیماری، ضربهی ناگهانی و بیقاعدهی مرگ، زودگذری شهرت، خیانت دوستان و نزدیکان. او همان ماشین است؛ همان خدای قدرت. خدای سلطه و خشونت؛ خدای انقیاد و فرمانبری؛ خدای حزب، فتح و کشورگشایی. خدای فلز و زره، خدای لولههای مسی و صفحات زرهی؛ نیرویی عظیم و بیچهره که در برابرش فردیت انسان بهآسانی خرد میشود. و ایوب تنها کسی نیست که با سلاح روح به مصاف چنین خدایی میرود. ایوبها بسیارند. بعضی زیر پای این قدرت خرد میشوند و مرگشان به شهادتی قهرمانانه بدل میشود. بعضی دیگر اما، مرزهای شهادت را میبینند؛ درمییابند که انسان تا کجا میتواند در برابر چنین نیرویی ایستادگی کند. پس در ظاهر سر فرود میآورند، در درون خم میشوند و سکوت اختیار میکنند، اما در ژرفای قلبشان چیزی باقی میماند که هنوز تسلیم نشده است: تردید. تردیدی خاموش و پنهان؛ تردیدی که شاید جرئت فاشکردنش را نداشته باشند، اما دیگر نمیتوانند آن را از قلبشان بیرون برانند.- Peter Wessel Zapffe, On the Tragic (Om det tragiske, 1941), 106: “Job.” - @CineManiaa | سینمانیا
زیرا اینک روزهایی فرا میرسد که خواهند گفت: خوشا به حال نازایان، و رحمهایی که هرگز نزاییدند، و پستانهایی که هرگز شیر ندادند. [لوقا، ۲۳:۲۹]آنچه در عوض نصیبش شد، «یک کمدی کراهتآور» بود [ژرژ باتای، مجموعه آثار، جلد ششم، صفحهی ۸۵]؛ این ملودرام پوک و بیجانِ عید پاک. - Nick Land, The Thirst for Annihilation, 54. - Three Studies for Figures at the Base of a Crucifixion, Francis Bacon, 1944. - @CineManiaa | سینمانیا
info@raah.studio
و یا با صفحه اینستاگرام این رخداد تماس بگیرید:
🔗 https://www.instagram.com/rosoob.research/
📅 آخرین مهلت تکمیل و ارسال مدارک: ۲ شهریور ۱۴۰۵