ch
Feedback
دغدغه ایران

دغدغه ایران

前往频道在 Telegram

این تنها رسانه ویژه انتشار نوشته‌های محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشته‌هایم ندارم.

显示更多

📈 Telegram 频道 دغدغه ایران 的分析概览

频道 دغدغه ایران (@fazeli_mohammad) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 56 641 名订阅者,在 政治 类别中位列第 1 080,并在 伊朗 地区排名第 5 976

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 56 641 名订阅者。

根据 02 九月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -140,过去 24 小时变化为 -10,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 15.82%。内容发布后 24 小时内通常能获得 7.79% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 8 962 次浏览,首日通常累积 4 411 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 105
  • 主题关注点: 内容集中在 فاضلی, نظام, اقتصادی, اصلاح, کس 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشته‌های محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشته‌هایم ندارم.

凭借高频更新(最新数据采集于 03 九月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 政治 类别中的关键影响点。

56 641
订阅者
-1024 小时
+1347 天
-14030 天
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+4
在0个频道中
八月 '26
+327
在14个频道中
Get PRO
七月 '26
+125
在11个频道中
Get PRO
六月 '26
+100
在8个频道中
Get PRO
五月 '26
+104
在9个频道中
Get PRO
四月 '26
+116
在16个频道中
Get PRO
三月 '26
+58
在3个频道中
Get PRO
二月 '26
+572
在51个频道中
Get PRO
一月 '26
+1 253
在80个频道中
Get PRO
十二月 '25
+204
在46个频道中
Get PRO
十一月 '25
+100
在49个频道中
Get PRO
十月 '25
+98
在23个频道中
Get PRO
九月 '25
+95
在27个频道中
Get PRO
八月 '25
+139
在30个频道中
Get PRO
七月 '25
+1 322
在102个频道中
Get PRO
六月 '25
+442
在72个频道中
Get PRO
五月 '25
+83
在37个频道中
Get PRO
四月 '25
+151
在48个频道中
Get PRO
三月 '25
+672
在100个频道中
Get PRO
二月 '25
+359
在47个频道中
Get PRO
一月 '25
+651
在44个频道中
Get PRO
十二月 '24
+1 875
在83个频道中
Get PRO
十一月 '24
+562
在42个频道中
Get PRO
十月 '24
+675
在46个频道中
Get PRO
九月 '24
+752
在71个频道中
Get PRO
八月 '24
+757
在95个频道中
Get PRO
七月 '24
+2 884
在192个频道中
Get PRO
六月 '24
+11 226
在229个频道中
Get PRO
五月 '24
+354
在36个频道中
Get PRO
四月 '24
+455
在36个频道中
Get PRO
三月 '24
+1 571
在108个频道中
Get PRO
二月 '24
+977
在59个频道中
Get PRO
一月 '24
+762
在44个频道中
Get PRO
十二月 '23
+825
在65个频道中
Get PRO
十一月 '23
+752
在50个频道中
Get PRO
十月 '23
+213
在17个频道中
Get PRO
九月 '23
+303
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+260
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+736
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+228
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+427
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+1 510
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+341
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+279
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+651
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+1 016
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+2 043
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+1 769
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+1 371
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+190
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+218
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+247
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+393
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+291
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+412
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+666
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+4 478
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+90
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+230
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+149
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+170
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+447
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+769
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+492
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+288
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+228
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+418
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+313
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+342
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+33 480
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
03 九月0
02 九月+4
01 九月0
频道帖子
دلالت‌های سیاستی و اهمیت این گفت‌وگو 👇 https://youtu.be/R7CB2RPvoWc فراتر از بحثی درباره مدیریت #پسماند است. این در واقع بحثی درباره کاستی‌های نوعی از حکمرانی متمرکز، با بودجه‌ریزی خاص، انکار تنوع و تکثر، و آلوده به فساد است. @fazeli_mohammad

2
بحران زباله: راهکارهای محلی، کوچک و اندیشیده این گفت‌وگو برای کسانی است که می‌خواهند برای بهبود حال ایران کاری مؤثر انجام دهن
بحران زباله: راهکارهای محلی، کوچک و اندیشیده این گفت‌وگو برای کسانی است که می‌خواهند برای بهبود حال ایران کاری مؤثر انجام دهند. وضعیت مدیریت پسماند در ایران مناسب نیست. استان‌های شمالی گیلان و مازندران وضعیت به مراتب بدتری دارند و کوه‌های پسماند نشان می‌دهند بحران مزمن شده است. پسماندها باعث آلودگی آب، خاک و هوا می‌شوند و بر سلامت انسان‌ها اثرات ناگوار به جا می‌گذارند. دیدن گفت‌وگو https://youtu.be/R7CB2RPvoWc نرگس آذری به مدت ده سال درباره #مدیریت_پسماند پژوهش و عمل کرده، سیاست‌گذاری مدیریت پسماند را بررسی کرده، و دست آخر اندیشکده‌ای برای فکر کردن و عمل اندیشیده برای مدیریت پسماند ایجاد کرده است. او در این گفت‌وگو، مشکلات مدیریت پسماند، نقصان‌های سیاست‌گذاری، داستان شکست‌ها و مواردی از موفقیت‌ها در این عرصه را روایت می‌کند. #نرگس_آذری #زباله_سوز #زباله_سراوان #کوه_پسماند_آمل #پسماندگاه #دفن_زباله @Irantalk_sn
3 072
3
صادق الحسینی در این گفت‌وگو، طرحش برای مشکل بنزین در ایران را ارائه می‌کند. https://youtu.be/4v6GxJolE9A @Irantalk_sn
صادق الحسینی در این گفت‌وگو، طرحش برای مشکل بنزین در ایران را ارائه می‌کند. https://youtu.be/4v6GxJolE9A @Irantalk_sn
4 717
4
🔲⭕️ ایران در سال ۲۰۳۵ (۱۴۱۴) چه وضعیتی خواهد داشت؟ درد مشترک- درک مشترک مجتبی لشکربلوکی نظر شما مهم است. با تکمیل این پرسشنامه، کمک کنیم تصویری جمعی از آینده ایران داشته باشیم. این پرسشنامه نیازی به تایپ ندارد و فقط کافیست گزینه ها را انتخاب کنید. آینده ایران، ارزش اندیشیدن دارد. این یک آینده نگری گروهی است؛ یک یادگیری جمعی. با تکمیل این پرسشنامه می توانیم دردهای مشترک را پیدا کنیم و به درک مشترک برسیم. https://survey.porsline.ir/s/9cVunfDw یادآوری مهم: لینک این پرسشنامه را فقط در تلگرام بازنشر کنید و در شبکه های اجتماعی دیگر به به اشتراک نگذارید
5 251
5
از «یاسر عرب» به «کار» چند وقت پیش، بعد از سال‌ها نوشتن، تحلیل کردن، توصیف مسائل اجتماعی و گاهی ارائه راهکار به مدیران، دولت، کنشگران اجتماعی و هر کس دیگری که فکر می‌کردم ممکن است کاری از دستش بربیاید، اینجا نوشتم که برای مدتی نمی‌خواهم بنویسم! گفتم فعلاً نه یادداشت، نه تحلیل، نه حضور در برنامه‌ها و مصاحبه‌ها. به جایش اگر مطلبی می‌دیدم که فکر می‌کردم به درد می‌خورد، صرفا در کانال همخوان می‌کردم! این تصمیم هنوز سر جایش هست. یعنی من همچنان قصد ندارم به روال سابق برگردم و دوباره بنشینم و درباره مسائل اجتماعی ایران بنویسم. اما در این مدت، یک چیز در ذهنم روشن‌تر شد؛ ما در ایران، در بسیاری مواقع با کمبود حرف و تحلیل مواجه نیستیم. رسانه‌ها درباره مسائل کلان کشور بحث می‌کنند. مردم جلوی دوربین گوشی‌هایشان از بی‌آبی و بی‌برقی و گرانی و تورم و مشکلات قوه قضائیه و مسکن و هزار گرفتاری دیگر می‌گویند. تحلیل‌گرها و نظریه‌پردازها هم نشسته‌اند و درباره جمهوری و پادشاهی و ماندن یا رفتن این نظام و ماندن یا رفتن دولت و اقتصاد و آینده ایران حرف می‌زنند! پس دیگر حرف کم نیست. تحلیل هم کم نیست. حتی خدا را شکر راهکار هم کم نداریم. اما آن چیزی که به نظرم کم داریم، کار مشخص است. کارهایی که بشود ایده، طراحی یا مدل ساخت اجتماعب‌شان را گذاشت روی میز، آدم‌های مشخص دورشان جمع شوند، مسئولیت مشخص داشته باشند، منابع مشخص برایشان پیدا شود و بعد، فارغ از اینکه در سطح کلان چه اتفاقی می‌افتد، شروع کنیم به حل کردن یک مسئله واقعی؛ همین‌جا، روی زمین! واقعا شرایط طوری نیست که بتوانم صرفاً بنشینیم و تماشا کنیم. ممکن است تحلیل کردن را کنار گذاشته باشم، اما نمی‌خواهم انفعال را انتخاب کنم! برای همین، اسم این کانال را از «یاسر عرب» گذاشتم «کار»؛ و در پرانتز، «یاسر عرب» را نگه داشتم که معلوم باشد این همان کانال قبلی است. از اینجا به بعد، اینجا قرار نیست محل بازنشر مداوم تحلیل و یادداشت باشد. بلکه سعی دارم محل حل کردن مسئله باشد. این کار ممکن است یک پروژه رسانه‌ای باشد. یا یک مسئله اجتماعی مشخص، یا ممکن است برای یک آسیب قدیمی یا یک مسئله تازه، کاری کوچک یا بزرگ تعریف کنیم. ممکن است در مرکز ایران باشد یا در حاشیه. ممکن است چند نفر باشیم یا چندصد نفر... اصل ماجرا این است که از «درباره مسئله حرف بزنیم» برویم به سمت «برای مسئله چه کار می‌توانیم بکنیم؟» نه با این توهم که ما قرار است ایران را نجات بدهیم. و نه با این تصور که همه‌چیز دست ماست! اتفاقاً برعکس؛ با پذیرفتن این واقعیت که دست هر کدام از ما به اندازه‌ای می‌رسد. اما همان اندازه را اگر با دست‌های دیگری جمع کنیم، شاید چیزی ساخته شود! اگر کسی دوست دارد یک مسئله واقعی را انتخاب کنیم، آدم پیدا کنیم، تیم بسازیم، منابع جور کنیم و ببینیم واقعاً چه کاری از دست‌مان برمی‌آید، اینجا جای اوست. من فعلاً قرار نیست درباره «ایران چه باید بشود» حرف بزنم. می‌خواهم ببینم ما همین امروز چه کاری می‌توانیم بکنیم. شاید این تغییر بزرگی به نظر نرسد، اما برای من یک پارادایم‌شیفت جدی است: از تحلیلِ مسئله، به کار روی مسئله. از نوشتن درباره مردم، به کار کردن با مردم. از ارائه راهکار، به امتحان کردن راهکار. و از «چه کسی باید کاری بکند؟» به «ما چه کاری از دست‌مان برمی‌آید؟» از اینجا به بعد، اینجا «کار» است. ارادت @yaser_arab57
6 289
6
بنزین را بدهیم به مردم: اصلاح ناترازی با گواهی سهمیه صادق الحسینی استدلال می‌کند که همه راهکارهای ارائه‌شده توسط وزارت نفت، س
بنزین را بدهیم به مردم: اصلاح ناترازی با گواهی سهمیه صادق الحسینی استدلال می‌کند که همه راهکارهای ارائه‌شده توسط وزارت نفت، سازمان برنامه و بودجه، و سایر راه‌حل‌هایی که دیگران ارائه کرده‌اند در مقابل طرحی که مبتنی بر دادن سهمیه استفاده از بنزین یارانه‌ای به صورت مساوی به همه مردم است، ناکارآمد و دارای عوارض بیشتری است. دیدن گفت‌وگو https://youtu.be/4v6GxJolE9A الحسینی معتقد است با توزیع سهمیه یکسان بین همه ایرانیان، بر اساس توزیع ۹۰ میلیون لیتر در روز، و در نظر گرفتن ۳۰ میلیون لیتر برای خودروها و موتورسیکلت‌های کار، می‌توان ناترازی بنزین را درمان کرد، و مهم‌تر از آن، سازوکاری اقتصادی و فارغ از مداخله دولت برای بهینه‌سازی تجهیزات و مصرف‌کننده‌های انرژی ایجاد کرد. وی در این گفت‌وگوی تفصیلی، همه ابعاد طرحش را توضیح می‌دهد و در نهایت به نقدها علیه حذف #ارز_ترجیحی نیز می‌پردازد. این گفت‌وگو در پاسخ به نقدهای محسن یزدان‌پناه به طرح سهمیه برابر بنزین برای همگان، که پیش‌تر در ایران‌تاک منتشر شده بود، ضبط شده است.   #صادق_الحسینی #سهمیه_بنزین #کوپن_انرژی #محسن_یزدان_پناه #ارز_ترجیحی @Irantalk_sn
6 973
7
نمونه خوب نقد محمد فاضلی مدت‌هاست که مطلب نمی‌نویسم و به گفت‌وگوهای رسانه‌ای قناعت کرده‌ام، ولی اگر در ماجراهای فکری اخیر می‌خواستم چیزی بنویسم، بیش از همه دوست داشتم به ماجرای نقدها بر #عبدالکریم_سروش و تاختن بر #روشنفکری_دینی بپردازم. ولی نشد. اما مقاله‌ای که #بهروز_ملکی نوشته، خواندنی است. این مطلب بیش از هر چیز و قبل از آنکه دفاع از کسی ( عبدالکریم سروش) باشد، دفاع از شیوه نقد نوشتن دقیق و درست است. خواندنی است. https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-52222 @mohammad_fazeli
21 368
8
راه‌حل‌های مناقشه ایران و آمریکا: از دکترین ملی تا بازتعریف قدرت سهند ایرانهمر، متخصص روابط بین‌الملل و سیاست خارجی است؛ اگرچ
راه‌حل‌های مناقشه ایران و آمریکا: از دکترین ملی تا بازتعریف قدرت سهند ایرانهمر، متخصص روابط بین‌الملل و سیاست خارجی است؛ اگرچه او را بیشتر با شأن نویسنده‌ ادبی می‌شناسند. او در این گفت‌وگو، سابقه مناقشه ایران و آمریکا از عصر پهلوی تا امروز را بررسی می‌کند تا به پیچیدگی‌های این رابطه برسد و نشان دهد که چرا این رابطه فقط در فرایندی تدریجی قابل سامان‌دهی است. دیدن گفت‌وگو https://youtu.be/G4p9D-CB28A سهند ایرانمهر معتقد است جنگ‌های اخیر دو کشور، زمینه‌هایی برای درک‌های متفاوت از وضعیت دو کشور نسبت به یکدیگر ایجاد کرده، و علی‌رغم همه بی‌اعتمادی‌ها، زمینه‌هایی برای عبور از تنش و حرکت تدریجی به سمت وضعیت مهار مخاصمه و مدیریت رقابت ایجاد شده است. او راه‌حل‌های مختلفی از جمله ارائه #دکترین_ملی تا بازتعریف قدرت را به عنوان راه‌حل‌های مدیریت مناقشه ایران و آمریکا ارائه می‌کند. #سهند_ایرانمهر #دکترین_ملی #بازتعریف_قدرت #ایران_و_آمریکا @Irantalk_sn
10 505
9
محسن یزدان‌پناه، اقتصاددان، از شیوه نادرست مواجه شدن برخی مسئولان دولتی با مسأله بنزین می‌گوید. https://youtu.be/jcPunsWgbMc
محسن یزدان‌پناه، اقتصاددان، از شیوه نادرست مواجه شدن برخی مسئولان دولتی با مسأله بنزین می‌گوید. https://youtu.be/jcPunsWgbMc گفت‌وگویی تفصیلی درباره مسأله بنزین، نقد راهکار دولت و ارائه راهکار جایگزین است. @Irantalk_sn
11 040
10
⭕️ طرح مساله و راه حل پیشنهادی محسن یزدان‌پناه در این گفت‌وگو چند امتیاز دارد که در اغلب راه‌حل‌های بدیل روی میز سیاستگذار دیده نمی‌شود: تدریجی‌گرا و در چارچوب طرحی چندمرحله‌ای و ۵ ساله است؛ وابستگان به بنزین را شورشی نمی‌کند و در شرایط محاصره و جنگی امنیت ملی را تهدید نمی‌کند، به اقتضائات اقتصاد سیاسی و سیاست صنعتیِ شرایط تحریمی توجه دارد، می‌داند که راه حل بخشیِ فنیِ دفعی و ساده برای این مسالهٔ بغرنجِ درهم‌تنیده با چند مسالهٔ مهم مرتبط با امنیت و معیشت و تولید بحران‌ساز و خونین خواهد بود. بخشی از نقدهایش به مفروضات و‌ اعدادِ پایهٔ راه‌حل‌های مطرحِ دیگر هم شنیدنی است: https://t.me/fazeli_mohammad/5153 @jalaeipour
10 497
11
راهبرد کلان امنیت ملی ایران: پرونده هسته‌ای و هزینه‌ها این آخرین بخش از شرح کتاب «بر لبه تنهایی: روایت کلان‌راهبرد امنیت ملی
راهبرد کلان امنیت ملی ایران: پرونده هسته‌ای و هزینه‌ها  این آخرین بخش از شرح کتاب «بر لبه تنهایی: روایت کلان‌راهبرد امنیت ملی ایران» نوشته ولی نصر است. نویسنده از سه فصل پایانی کتابش، هزینه‌های موفقیت محور مقاومت، روند و عواقب پرونده هسته‌ای، وقایع بعد از هفت اکتبر ۲۰۲۳ و معماهایی را تحلیل می‌کند که پیش روی امنیت ملی ایران قرار دارد. دیدن ویدئو https://youtu.be/2H6wBFhKQvE این سه فصل انتقادی‌ترین بخش‌های کتاب نسبت به کلان‌راهبرد امنیت ملی ایران هستند و پرسش‌های مهمی را پیش روی رهبران و متخصصان راهبردی قرار می‌دهند. محمد فاضلی در این بخش، ارزیابی خودش از این کتاب و پرسش‌های برآمده از آن را نیز ارائه می‌کند.  @dirancast_official
8 453
12
✳️نامه جمعی از فعالین سیاسی - رسانه ای به رئیس قوه قضائیه، پیرامون توقیف برنامه "رسانه آزاد" 🔹ریاست محترم قوه قضائیه جناب حجت‌الاسلام والمسلمین محسنی اژه‌ای با سلام و احترام، امضاکنندگان متن زیر بر خود لازم دیدند نگرانی عمیق خود از محدود شدن اندک فضای موجود برای گفت‌وگو و تبعات آن برای آینده ایران را با شما، به‌عنوان نخستین متولی حراست از آزادی‌های اجتماعی، در میان بگذارند. این نگرانی از آنجا عمیق‌تر شده است که اخیراً شاهد برخورد با برخی رسانه‌های گفت‌وگومحور، از جمله «رسانه آزاد»، بوده‌ایم. همان‌طور که استحضار دارید، جامعه ایران امروز بیش از هر زمان دیگری با شکاف‌ها و تضادهای عمیق فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی روبه‌روست. اختلاف بر سر منشأ حکومت، نسبت دولت و مردم، آزادی‌های اجتماعی، سیاست خارجی، اقتصاد و بسیاری از مسائل بنیادین، دیگر اختلاف‌هایی حاشیه‌ای نیستند؛ بلکه بخشی از واقعیت امروز ایران‌اند. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که چگونه می‌توان این اختلاف‌ها را حذف کرد؛ پرسش این است که چگونه می‌توان آنها را به گفت‌وگویی مسالمت‌آمیز و سازنده تبدیل کرد؛ چرا که تجربه تاریخی، به‌خصوص در چند سال گذشته، نشان داده است که حذف یک دیدگاه الزاماً آن دیدگاه را از جامعه حذف نمی‌کند، بلکه ممکن است آن را به‌صورت خشونت عریان و مسلح در کف خیابان به نمایش بگذارد. به همین دلیل، جامعه به نهادهایی نیاز دارد که بتوانند میان دیدگاه‌های رقیب واسطه شوند و امکان شنیدن، نقد کردن و حتی مخالفت جدی را فراهم کنند. این مهم، طبق قانون اساسی و مفاد ذیل «حقوق ملت»، در درجه اول بر عهده حکومت است که چنین فضایی را فراهم آورد. اما متأسفانه شاهد آن هستیم که حاکمیت نه‌تنها بستر و زمینه گفت‌وگو را مهیا نمی‌سازد، بلکه اندک فضای موجود و مستقل را نیز تاب نمی‌آورد؛ توقیف «رسانه آزاد» یکی از همین تجربه‌هاست؛ رسانه‌ای که تلاش کرده است دیدگاه‌های متفاوت و گاه متضاد را در برابر یکدیگر قرار دهد و امکان مواجهه مستقیم و مسالمت‌آمیز آنها را فراهم کند. ممکن است درباره کیفیت برخی برنامه‌ها، انتخاب مهمانان یا حتی بخشی از محتوای «رسانه آزاد» نقدهایی وجود داشته باشد. این امر نه‌تنها طبیعی، بلکه لازمه فعالیت هر رسانه‌ای است. اما این مسائل نباید سبب نابودی تنها منافذ باقی‌مانده برای گفت‌وگوی رسانه‌ای شود. ملت ایران شاهد بودند که مدتی پیش، رهبری انقلاب در نامه‌ای خطاب به جنابعالی، دفاع و حراست از آزادی‌های مشروع اجتماعی را مطالبه کردند. حال، با دیدن وضعیت کنونی، برای آنها این تناقض پیش می‌آید که چرا میان آنچه اعلام می‌شود و آنچه در عمل اجرا می‌گردد، این‌قدر فاصله وجود دارد؟ در شرایطی که به‌خاطر عملکرد صداوسیما، که با اتلاف بودجه‌ای نجومی، ناکارآمدی رسانه‌ای آن مسجل شده است، مرجعیت رسانه‌ای از کشور خارج شده، بستن رسانه‌های مفید، آیا میدان تأثیر رسانه‌های مخرب خارجی را افزایش نمی‌دهد؟ رسانه‌هایی که با بودجه دشمنان این ملت مشغول مشروعیت‌بخشی به تهاجم نظامی، عادی‌سازی اشغال سرزمینی و نابودی زیرساخت‌های کشور هستند؟ به‌راستی تعطیلی بستر گفت‌وگوهای ملی، دشمنان کشور را تقویت نمی‌کند؟ در شرایط کنونی که کشور درگیر جنگی بزرگ است و پیروز نهایی این نبرد را تاب‌آوری اجتماعی مشخص می‌کند، چرا باید دست به اقداماتی زد که تاب و تحمل مردمی را که فشارهای اقتصادی و روانی گوناگونی را متحمل شده‌اند تضعیف کند و امیدهای آنان به طلوع فصلی تازه از شیوه حکمرانی را به باد دهد؟ چرا باید مردم شاهد رویه‌هایی باشند که اصرار بر تکرار خطاهای گذشته را در اذهان متبادر می‌کند؟ جناب اژه‌ای! از این رو، درخواست ما نه حمایت از یک فرد یا یک برنامه، بلکه دفاع از اصل مهم‌تری است: در جامعه‌ای با این میزان از اختلاف و شکاف، امکان‌های گفت‌وگو و تضارب آرای مختلف نباید بسته شود. این نه مسئله‌ای قشری، بلکه دغدغه‌ای از سر نگرانی برای آینده ایران عزیز است. لذا ما خواهان رفع محدودیت‌های اعمال‌شده بر «رسانه آزاد» و فراهم شدن امکان ادامه فعالیت آن هستیم. ✍امضاکنندگان: بهاره آروین محمدرضا اصنافی وحید اشتری محسن بدره حسین درودیان محمد درویش حسین خداپرست میلاد گودرزی سلمان کدیور مجید مرادی یاسر عرب علی سرزعیم عابس قدسی محمد فاضلی
7 178
13
عفلانیت: نه پوپولیسم و خودفدارکارنمایی محمد فاضلی آقای #سقاب_اصفهانی که معاونت رئیس‌جمهور و مسئولیت بهینه‌سازی انرژی در کشور را دارند، در ایام اخیر، حرف‌هایی می‌زنند و مصاحبه‌هایی می‌کنند که به شدت شائبه پوپولیسم عمیق و ریشه‌داری را زنده می‌کند؛ و از رویه عقلانی و کار کارشناسی به دور است. ایشان و همکاران‌شان طرحی دارند که از تجربه گذشته و ساختار وابستگی به انرژی در کشور، مشخص است بر همه ابعاد زندگی ایرانیان اثر می‌گذارد. وقتی چنین طرحی در میان است، راه کارشناسی و عقلانیت این است: یک. ایده خود را شفاف، مکتوب، با محاسبات و همه استدلال‌ها، منتشر کنند یا حداقل به صورت نسخه‌های محدود در اختیار شمار زیادی از کارشناسان و متخصصان قرار دهند. دو. فرصت گفت‌وگوی عمومی و نقد کارشناسی این طرح را فراهم کنند. سه. در برابر نقدها به این طرح پاسخ‌گو باشند و حداقل در محافل کارشناسی؛ و در نهایت در عرصه عمومی؛ به صورت روشن از طرح خود دفاع کنند؛ و به انبوه ابهام‌ها درباره ابعاد ریز و درشت این طرح پاسخ دهند. ایشان به عوض در پیش گرفتن چنین رویه‌ای که با عقل کارشناسی سازگار است؛ نظرسنجی سه‌ گزینه‌ای در توییتر برگزار می‌کنند؛ مصاحبه‌هایی برگزار می‌کنند که خود را فداکار ملت نشان می‌دهند و بیشتر #روضه_انرژی هستند تا بحث کارشناسی؛ چنان جلوه می‌دهند که انگار می‌خواهند آبروی خود را در کوتاه‌مدت فدای خوشبختی درازمدت مردم ایران کنند (#خودفدارکارنمایی)؛ رئیس‌جمهور را هم قهرمانی جلوه می‌دهند که با این فداکاری و روی میدان مین رفتن برای گشودن معبر خوشبختی همراه ایشان شده است. این نوع رفتارها در ایران ما کم‌سابقه که نیست، بسی سابقه‌دار است. کم نبوده‌اند آن‌ها که از این اداها درآورده‌اند و خواسته‌اند راه خوشبختی را هموار کنند، حتی با نیت‌ها خیر، و عاقبت مصیبت به بار آورده‌اند. سلوک درست سیاست‌گذاری، تن دادن به قاعده عقلانیت است. یک. متن مکتوب طرحی را که در نظر دارید، با همه محاسبات، ملاحظات، مراحل اجرایی، و سناریوهای محتمل منتشر کنید. دو. مشخص کنید اعضای تیمی که این طرح را تهیه کرده و محاسبات آن‌را انجام داده و مسئولیت آن‌را می‌پذیرد چه کسانی هستند. سه. فرایند کارشناسی-داوری این طرح چگونه است؟ چهار. نظرات منتقدان و کارشناسان در بررسی و نقد طرح را منتشر کنید. پنج. جلسات کارشناسی با حضور منتقدان درباره این طرح برگزار کرده، حتی آن‌ها را زنده پخش کنید، و اجازه دهید جامعه در جریان طرح، نقدهایش و پاسخ‌های شما قرار گیرد. شش. نتیجه تعاملات کارشناسی با منتقدان را در قالب طرح جدید ارائه دهید. هفت. فرایند گفت‌وگوی اجتماعی با جامعه را پیش از هر گونه غافلگیر کردن جامعه و به دور از هر گونه #هیجان_پوپولیسم و #خودفداکارنمایی طی کنید. پی‌نوشت: بیش از یک سال فرصت داشته‌اید این کارهای عاقلانه را انجام دهید و تاکنون بروز و ظهوری از آن‌ها دیده نشده است. @fazeli_mohammad
9 381
14
گفت‌وگوهای حیاتی محمد فاضلی برای جامعه‌ای که تجربه خونین و فاجعه‌بار آبان_98 را دارد، گفت‌وگو درباره هر طرحی که به تغییر سیاست بنزین و سیاست انرژی ربط دارد حیاتی است. برای جامعه‌ای که وضعیت ناترازی_انرژی در آن به مرز حیات و ممات رسیده است، گفت‌وگو درباره هر طرحی که به تغییر سیاست بنزین و سیاست انرژی ربط دارد حیاتی است. گفت‌وگو با دکتر #محسن_یزدان_پناه اقتصاددان که در رسانه ایران‌تاک با عنوان «اصلاحات بنزینی: بدون آتش‌بازی» منتشر شد؛ تلاشی بود برای باز کردن باب گفت‌وگو درباره طرحی که برخی در دولت دنبال می‌کنند، نقد آن و نشان دادن عواقبش. دیدن اصلاحات بنزینی: بدون آتش‌بازی هر طرحی قابل نقد است؛ از جمله طرح فعلی دولت؛ و هر نقدی هم قابل نقد است، از جمله نقدهایی که محسن یزدان‌پناه بر طرح فعلی وارد می‌کند. مهم این است که برای هر مسأله بدخیم و پیچیده‌ای – نظیر انرژی در ایران امروز – راهی بهتر از شفافیت سیاستی، گفت‌وگوی اجتماعی، و اجماع‌سازی اجتماعی و سیاسی بر سر بهترین‌ راه‌حل‌ها وجود ندارد. همه علاقمندان مبحث سیاست انرژی و مباحثات درباره اصلاحات قیمتی و غیرقیمتی در بنزین و سایر حامل‌های انرژی را می‌توان به دیدن این گفت‌وگو و ورود در مباحثه اجتماعی درباره آن دعوت کرد. این گفت‌وگوها، گفت‌وگوهای حیاتی هستند. @fazeli_mohammad
11 568
15
👆طبق تبصره -3 ماده 27 «تولید اثر هنری بدون مجوز از نهادهای قانونی کشور، موجب شش ماه تا پنج سال محرومیت از فعالیت هنری و دو تا چهار برابر هزینه‌های تولید اثر خواهد بود» البته این بدان معنا نیست که مثلا «اگر شما در منزل یک نقاشی بکشید، بایستی قبلا از نهادهای قانونی کشور مجوز بگیرید»، اما نوع نگارش آنچنان غیرحرفه‌ای است که امکان سوء‌استفاده و توسعه مفهوم جرم را فراهم می‌کند. به همین سان است عبارت بسیار موسع «تحت حمایت یا اشراف یا هدایت یا آموزش یا راهبری کارگزار بیگانه» که می‌توان هر چیزی را ذیل آن تفسیر مجرمانه کرد. آنچنان این دامنه گسترده است که توبه‌کردن بر جرم ناکرده نیز جرم باشد؛ مصحف حکم و حکومت، آیه رحمت ندارد؟ اجرای چنین طرحی و محدودیت‌های رسانه‌های مستقل اینترنتی همچون «آزاد» طبقه واسط نخبگان فکری را کلا از میان بر می‌دارد و پیکار سیاسی را به غریزه‌های کور لایه‌های زرد اجتماع می‌برد و توده را به همان‌جا می‌کشاند که در فجایع تلخ دی‌ماه 1404 دیدیم. آن‌گاه که هنرمندان و روشنفکران شرافتمند را به بهانه‌های واهی از میدان به در کنید، راه برای همان‌هایی باز می‌شود که با تولید فیلم‌ها و آثار هنری زرد و سیاه‌نمایی چهره ایران در جشنواره‌های بین‌المللی جایزه می‌گیرند. طبقه‌ای از روشنفکران زرد و سلبریتی‌های کم‌دانش با خودنمایی به قهرمانان پوشالی جوانان ساده‌دل تبدیل می‌شوند. نهایت کار روشن است؛ دشمنان فتنه‌ای از «سرکشی» و «سلاح» بر می‌سازند و باز هم چهره‌ای غیرانسانی از ایران و جمهوری اسلامی رقم می‌زنید و در برابر افکار عمومی جهانیان توجیه‌گر جنگ‌افروزی‌های دشمنان می‌شوید. همین.
7 664
16
سیاه نمایی ایران کیومرث اشتریان شرق یکم شهریور ۱۴۰۵ در روزهای گذشته برنامه اینترنتی آزاد با محدودیت‌های قضائی مواجه شد و هم‌زمان طرحی در دستور کار مجلس قرار گرفت که به طرز شگفت‌آوری محدودیت‌های بی‌وجهی برای فعالیت‌های علمی کشور پدید می‌آورد. گویی محدودیت نقد سیاسی به محدودیت‌های نقد سیاستی ارتقا پیدا کرده است. این محدودیت‌ها نظام فکری، دانشگاهی و تولید علم را مختل می‌کند؛ نظام سیاست‌گذاری را از موهبت نقد خبرگی محروم می‌کند؛ حرص و کینه فراوان می‌آفریند؛ پیکار سیاسی را به پایین‌ترین و بی‌پرواترین لایه‌های اجتماعی می‌کشاند؛ مبارزان سیاسی زرد تولید می‌کند و می‌تواند به بخشی از پروژه «غیرانسانی جلوه‌دادن ایران» (سیاه نمایی ایران) در سطح بین‌الملل تبدیل شود. برخی رسانه های خارجی که یا مستقیما وابسته به قدرت‌های سرمایه‌داری‌اند یا به طور غیرمستقیم و از روی نژادپرستی فرهنگی در خدمت قدرت‌های جنگ‌طلب‌اند، در حال شکل‌دادن به نوعی چارچوب روایی‌اند که می‌توان آن را با مفهوم «غیرانسانی‌سازی ایران و جمهوری اسلامی» (dehumanization) تحلیل کرد. منظور از غیرانسانی‌سازی صرفا ارائه تصویری منفی از ایران نیست؛ بلکه فرایندی است که در آن یک ملت یا جامعه به‌گونه‌ای بازنمایی می‌شود که رنج، حقوق، زندگی و کرامت اعضای آن در افکار عمومی جهانی کم‌اهمیت یا فاقد ارزش اخلاقی جلوه کند تا خشونت علیه آنان توجیه شود؛ در اینجا تفکیک رژیم سیاسی از مردم و ایران مقدور نیست. معمولا پیش از آغاز هر جنگی این پروژه از سوی آمریکا و اسرائیل دنبال می‌شود مثلا ادعاهای مربوط به داشتن سلاح‌های کشتارجمعی صدام یا پوشش خبری گسترده از حمله حماس به اسرائیل از این سنخ بود. در رابطه با ایران بزرگ‌نمایی شمار کشته‌شدگان اعتراضات سال گذشته به 50 هزار نفر نیز چهره‌ای غیرانسانی از جمهوری اسلامی نشان داد تا حمله تجاوزکاران به آن مشروع شمرده شود. این، توهم توطئه نیست و با بررسی ادبیات و واژگان کلیدی به کار گرفته‌شده، شمار پوشش اخبار و شواهد آماری دیگری قابل تأیید است. این پروژه از دو سو تغذیه می‌شود؛ یکی از سوی برخی کارگزاران فارسی‌زبان رسانه‌های خارجی و از دیگر سو اقداماتی که در داخل صورت می‌گیرد و برای این پروژه خوراک تبلیغاتی فراهم می‌شود: آن‌گاه که رسانه‌ای اینترنتی که امکان گفت‌وگوی آزاد نخبگان ایرانی و عرصه‌ای عمومی برای نقد و بررسی سیاست‌ها را فراهم کرده، با محدودیت مواجه می‌شود و آن‌گاه که به نام مبارزه با نفوذ، نظام دانشگاهی تخریب می‌شود؛ در واقع خواسته یا ناخواسته بخشی از پروژه بازنمایی غیرانسانی ایران به انجام می‌رسد. ببینید در این طرح چه کرده‌اند؟ آن‌گاه که قاضی حکمی صادر می‌کند، می‌تواند مستند قانونی مورد نظر را به شقوق مختلفی تقسیم کند و برای هر یک حکم صادر کند. بنابراین تقطیع حقوقی آن ماده، به ویژه اگر آن ماده طولانی باشد، ضروری است. یک تقطیع منطقی مستخرج از ماده 17 طرح (از نسخه‌ای که در سایت خانه ملت آمده است) چنین است: «هرکس (با علم به اینکه؟) تحت آموزش و... کارگزار بیگانه پیشنهادات سیاستی یا تقنینی یا اجرایی پیشنهاد دهد که منجر به مخدوش‌شدن اعتماد مردم شود یا آرای مردم را ‌به نفع گروه یا جریان خاصی جهت‌دهی کند، به حبس درجه یک تا ۳۰ سال محکوم می‌گردد». «اصل قانونی‌بودن جرم و مجازات» یک بنیاد حقوقی است که برای جلوگیری از مجرم‌سازی گسترده مردمان وضع شده است. طرح مزبور این اصل عمومی در نظامات حقوقی را نقض می‌کند و بنای فرّخ قانون را به مخروبه مشئوم بدل می‌سازد. یعنی برای ضابط این امکان فراهم است که به صورت موسع هرگونه سخنی را در این چارچوب قرار دهد و دست قاضی باز است تا هر تفسیری را از متن سخنان و پیشنهادات کارشناسان و دانشگاهیان برگیرد و دامنه‌ای وسیع تا 30 سال زندان! را به عنوان مجازات تعیین کند. چنین تفسیرهای موسعی از جرم و مجازات و «مجرم‌انگاری» مردمان آنان را به سرکشی وادار می‌کند تا جایی که بگویند: «من ننگ را شکستم، وز عار توبه کردم». همچنین است بند3-7 که «تدوین یا نشر کتاب و مجله و مقاله یا ارائه گزارش یا اطلاعات یا آمار یا اخذ بورسیه یا کمك‌هزینه‌های تحصیلی و فرصت‌های مطالعاتی یا هر گونه همکاری علمی و دانشگاهی دیگر»، عملا دامنه‌ای وسیع را دربر می‌گیرد. بگذریم از اینکه شمار جاسوس و نفوذی در دستگاه‌های دیگر عبرت‌آموز است و در این میان مگر سهم فعالیت‌های علمی چقدر است که چنین محدودیت‌هایی برساخته شده است؟ البته باید با آن دسته از مفسران و فعالان رسانه‌ای در داخل وخارج که با سخنان زهرآگین خود از متجاوزان دعوت به حمله به ایران کرده‌اند، فاصله روشنی داشت. در دو جنگ اخیر پرشمار متفکران و دانشگاهیان و هنرمندان را دیدیم که در صف ملت قرار گرفتند. اما چنین متن تفسیربردار و چنین مجازات کش‌داری با هیچ منطق حقوقی، سیاسی، اجتماعی جور درنمی‌آید. ادامه 👇
7 930
17
اصلاحات بنزینی: بدون آتش‌بازی! دکتر #محسن_یزدان‌پناه معتقد است وضعیت اقتصاد ایران و تنگناهای دولت برای تأمین بنزین به جایی رس
اصلاحات بنزینی: بدون آتش‌بازی! دکتر #محسن_یزدان‌پناه معتقد است وضعیت اقتصاد ایران و تنگناهای دولت برای تأمین بنزین به جایی رسیده که اصلاح قیمتی و غیرقیمتی در بنزین ضروری شده است. اما طرحی که برخی در دولت آن‌را مطرح و دنبال می‌کنند، خطرناک است و عواقب ناخوشایندی مثل آبان ۹۸ یا دی‌ماه ۱۴۰۴ خواهد داشت. دیدن گفت‌وگو https://youtu.be/jcPunsWgbMc محسن یزدان‌پناه از چند اصل در طراحی اصلاحات بنزین دفاع می‌کند: تدریجی و زمان‌مند بودن بدون شوک قیمتی؛ تفکیک بین انواع بنزین و انواع بازارهای مصرف بنزین؛ و توجه کردن به اثرات انرژی در کلیت اقتصاد ایران که بر اثر تحریم‌ها حاصل شده و ممکن است بر اثر شوک‌درمانی، به فاجعه اقتصادی منجر شود. وی راهکاری برای اصلاحات تدریجی و اثربخش قیمتی و غیرقیمتی ارائه می‌دهد. #قیمت_بنزین #آبان_۹۸ #شوک_درمانی #شوک_قیمتی #بازار_بنزین #سهمیه_بنزین @Irantalk_sn
8 079
18
در باره احتمال توقیف رسانه اینترنتی آزاد توقیف رسانه اینترنتی آزاد تحول مهمی در جهت معکوس است. عقب گردی است که انتظار آن نمی‌رفت. نشانه‌ای است که گویا حاکی از اراده‌ای در جهت مقابله با اراده جامعه برای گفتگو در درون خود است. بستن این رسانه گفتگو محور در حکم به چالش کشیدن ظرفیتی است که جامعه نشان داد که برای گفتگو و مفاهمه برای ارتقای درک متقابل و پشت سر گذاشتن "بحران گفتگو در ایران" دارد. اینکه جامعه نشان داد که چنین ظرفیتی دارد، بسیار موجب امیدواری شده بود. نمایش چنین ظرفیتی در شرایطی که جامعه از شکاف‌های عمیق متعددی در رنج است، امیدبخش بود. وجود شکاف‌هایی بین حکومت و بخشی از جامعه، بین طیف‌های مختلف سیاسی، اعم از طرفدار و منتقد حکومت، بین اصلاح طلب و برانداز، شکاف‌های بین نسلی و شکاف دینی – غیردینی و حتی شکاف‌های جدی در صفوف حکومت مطلقا قابل انکار نیستند و رسانه‌های رسمی نشان داده‌اند که مجالی برای گفتگو بین حاملان دیدگاه‌های مختلف و ایجاد امکان حضور آنها در فضای مشترکی به نام ایران فراهم نمی‌کنند. در شرایطی که گروه‌های اینترنتی معمولا افراد همفکر را کنار هم جمع می‌کنند و خود از عوامل قطبی شدن جامعه و عمیق‌تر و گسترده‌تر شدن شکاف‌ها هستند، رسانه‌های اینترنتی گفتگو محور مثل "آزاد" طی این چند سال کوشیدند تا حاملان دیدگاه‌های مختلف و مخالف را کنار هم بنشانند و آنها را تشویق به تلاش برای درک یکدیگر یا حداقل اطلاع دست اول از دیدگاه‌های یکدیگر کنند. بسیار مهم است که طیف‌های مختلف و متفاوت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گفتگو را تمرین کنند و مهارت لازم برای شنیدن نقطه نظرات مخالف را به دست آورند. تجربه بشری نشان داده است که جوامعی که گفتگو در آنها ممکن بوده و نهادینه شده، توانسته‌اند با ارائه اطلاعات درست و ایجاد امکان گفتگو مانع شایعه و قطبیت شوند و جامعه‌ای باثبات‌تر داشته باشند و بخش بیشتری از انرژی و توان خود را در جهت توسعه کشور و رفاه مردم بکار گیرند. جامعه ما در دوره معاصر مقاطع سرنوشت سازی را از سرگذارنده و هر بار قبل از اینکه بتواند گفتگو را نهادینه کند، با توقف ناگهانی گفتگو مواجه شده است. این جامعه که امروز با شماری بحران‌ جدی مواجه است، بیش از هر زمان دیگر به گفتگو و ایجاد سازوکارهای لازم برای مدیریت اختلافات نیاز دارد. در چنین شرایطی یکی از رسانه‌هایی که ماموریت خود را بسط و توسعه گفتگو در جامعه تعریف کرده‌است، نباید متوقف شود. اگر "آزاد" مرتکب خطائی نیز شده باشد، راه آن پاسخ دادن و ارائه توضیح است. بستن رسانه هیچگاه دوای هیچ دردی نبوده است. کوروش احمدی https://t.me/covid_policy_dip
8 859
19
⭕️ رسانۀ «آزاد» و حق گفت‌وگو تفهیم اتهام به مهدی احمدی، مدیر رسانۀ «آزاد»، در دادسرا و منع انتشار برنامه‌های این رسانه تا اطلاع ثانوی، صرف‌نظر از این که از نظر حقوقی «توقیف» نامیده شود یا «منع فعالیت»، مسئله‌ای فراتر از سرنوشت یک رسانه و مدیرش را پیش می‌کشد: در شرایط کنونی ایران با فضاهای مستقل گفت‌وگو چه باید کرد؟ «آزاد» را نباید صرفاً رسانه‌ای متعلق به یک جریان سیاسی دانست که بتوان با تأیید یا رد مواضع مطروحه از زبان میهمانان برنامه‌هایش درباره‌اش داوری کرد. اهمیت چنین رسانه‌ای در کارکردی است که می‌تواند برای فضای عمومی داشته باشد: تمهید امکان گفت‌وگو میان دیدگاه‌هایی که لزوماً همسو نیستند، طرح پرسش‌هایی که در رسانه‌های رسمی اصلاً مجال طرح نمی‌یابند و تبدیل اختلافات سیاسی و اجتماعی به موضوع گفت‌وگوی علنی. «آزاد» به این معنا بخشی از زیرساخت گفت‌وگوی عمومی است. ارزش این زیرساخت نیز دقیقاً در شرایطی آشکار می‌شود که جامعه با شکاف‌ها و اختلافات عمیق روبه‌روست. از همین‌جاست که مسئلۀ مجوز اهمیت پیدا می‌کند. چه‌بسا، بر اساس قوانین موجود، فعالیت رسانه‌ای در قالبی مشخص نیازمند کسب مجوز باشد، اما پذیرش این امر به معنای پایان پرسش نیست. مسئله فقط اجرای قانون نیست. خودِ تناسب نظام مجوزمحور با واقعیت رسانه‌های اینترنتی نیز باید محل پرسش باشد. رسانۀ اینترنتی امروزه نه دقیقاً روزنامه است و نه شبکۀ رادیویی و تلویزیونی به معنای کلاسیک. بخش مهمی از گفت‌وگوی عمومی جامعه در پلتفرم‌های دیجیتال شکل گرفته و میلیون‌ها نفر اخبار و تحلیل و گفت‌وگو را از همین مسیر دریافت می‌کنند. آیا در چنین شرایطی اصلاً می‌توان سازوکارهایی را که برای نظم رسانه‌ایِ دوره‌ای دیگر طراحی شده‌اند بدون بازاندیشی بر این فضای جدید اِعمال کرد؟ حتی اگر پاسخ حقوقی به این پرسش مثبت باشد، باز مسئلۀ پی‌آمدهای اجتماعی‌اش باقی می‌ماند. تحدید یک فضای گفت‌وگوی عمومی لزوماً اختلافات را از میان نمی‌برد بلکه فقط محل بروزشان را تغییر می‌دهد. اختلافی که می‌توانست در یک گفت‌وگوی علنی مطرح شود در غیاب چنین فضایی قطعاً به شبکه‌های بسته و غیرشفاف و شایعه و سوءظن منتقل می‌شود. جامعه‌ای که امکان دیدن و شنیدن اختلافات خویش را در فضاهای عمومی از دست می‌دهد الزاماً جامعه‌ای آرام‌تر نمی‌شود بلکه فقط اختلافاتش را کم‌تر در قالبی مشاهده‌پذیر و بیش‌تر یه شکلی مستعد سوءتفاهم و افراط تجربه می‌کند. برخورد با «آزاد» را از این منظر نمی‌توان به یک تصمیم اداری یا قضایی تقلیل داد. مشکل عبارت است از تصمیمی سیاسی دربارۀ حدود تحمل قدرت در برابر جامعه. وقتی در جامعه‌ای که با بحران اعتماد و شکاف‌های عمیق سیاسی و کاهش اعتبار رسانه‌های رسمی روبه‌روست یکی از مجاری گفت‌وگو بسته می‌شود، پیام سیاسیِ واضحی صادر شده است: با فضاهای گفت‌وگومحوری که خارج از سازوکارهای رسمی شکل گرفته‌اند نمی‌توان مدارا کرد. این رویکرد نه نشانۀ اقتدار بلکه نشانۀ ناتوانی ساختار قدرت در تحمل تکثر اجتماعی و گفت‌وگوی مستقل است. اعتراض به برخورد با «آزاد» از همین‌جا آغاز می‌شود: جامعه‌ای که حق پرسیدن و شنیدن و اختلاف‌نظر را در فضای عمومی از دست بدهد، دیر یا زود اختلافات خود را در اَشکال دیگری بروز خواهد داد و مسئولیت پی‌آمدهای این انتقال را نمی‌توان صرفاً بر دوش جامعه گذاشت. من و بسیارانی دیگر نمی‌خواهیم جامعه در چنین سراشیبِ فنایی بیفتد. قدرت نباید مجاری گفت‌وگو را ببندد. قدرت موظف است تحمل شنیدن صدای جامعه را بیاموزد. اگر همین حد محدود از مجراهای باقی‌مانده برای گفت‌وگو نیز امروز به نام قانون بسته شود، فردا شکاف‌ها بس عمیق‌تر از امروز خواهد شد. توقیف «آزاد» فقط افزودن دیواری دیگر میان جامعه و قدرت است. 🆔 @mmaljoo
8 951
20
#محمود_صدری، جامعه‌شناس ایرانی ساکن آمریکا، از نشنیده ماندن صدای ایران در آمریکا می‌گوید و بر ضرورت دیپلماسی عمومی مؤثر تأکید
#محمود_صدری، جامعه‌شناس ایرانی ساکن آمریکا، از نشنیده ماندن صدای ایران در آمریکا می‌گوید و بر ضرورت دیپلماسی عمومی مؤثر تأکید می‌کند. دیدن گفت‌وگو https://youtu.be/G5WkWgwBKIM @irantalk_sn
8 699