uz
Feedback
دغدغه ایران

دغدغه ایران

Kanalga Telegram’da o‘tish

این تنها رسانه ویژه انتشار نوشته‌های محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشته‌هایم ندارم.

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali دغدغه ایران analitikasi

دغدغه ایران (@fazeli_mohammad) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 56 510 obunachidan iborat bo'lib, Siyosat toifasida 1 072-o'rinni va Eron mintaqasida 5 955-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 56 510 obunachiga ega bo‘ldi.

27 Avgust, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -304 ga, so‘nggi 24 soatda esa 2 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 15.64% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 7.12% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 8 840 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 4 022 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 93 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent فاضلی, نظام, اقتصادی, اصلاح, کس kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشته‌های محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشته‌هایم ندارم.

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 28 Avgust, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Siyosat toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

56 510
Obunachilar
+224 soatlar
-887 kunlar
-30430 kunlar
Postlar arxiv
راه‌حل‌های مناقشه ایران و آمریکا: از دکترین ملی تا بازتعریف قدرت سهند ایرانهمر، متخصص روابط بین‌الملل و سیاست خارجی است؛ اگرچه او را بیشتر با شأن نویسنده‌ ادبی می‌شناسند. او در این گفت‌وگو، سابقه مناقشه ایران و آمریکا از عصر پهلوی تا امروز را بررسی می‌کند تا به پیچیدگی‌های این رابطه برسد و نشان دهد که چرا این رابطه فقط در فرایندی تدریجی قابل سامان‌دهی است. دیدن گفت‌وگو https://youtu.be/G4p9D-CB28A سهند ایرانمهر معتقد است جنگ‌های اخیر دو کشور، زمینه‌هایی برای درک‌های متفاوت از وضعیت دو کشور نسبت به یکدیگر ایجاد کرده، و علی‌رغم همه بی‌اعتمادی‌ها، زمینه‌هایی برای عبور از تنش و حرکت تدریجی به سمت وضعیت مهار مخاصمه و مدیریت رقابت ایجاد شده است. او راه‌حل‌های مختلفی از جمله ارائه #دکترین_ملی تا بازتعریف قدرت را به عنوان راه‌حل‌های مدیریت مناقشه ایران و آمریکا ارائه می‌کند. #سهند_ایرانمهر #دکترین_ملی #بازتعریف_قدرت #ایران_و_آمریکا @Irantalk_sn

محسن یزدان‌پناه، اقتصاددان، از شیوه نادرست مواجه شدن برخی مسئولان دولتی با مسأله بنزین می‌گوید. https://youtu.be/jcPunsWgbMc گفت‌وگویی تفصیلی درباره مسأله بنزین، نقد راهکار دولت و ارائه راهکار جایگزین است. @Irantalk_sn

⭕️ طرح مساله و راه حل پیشنهادی محسن یزدان‌پناه در این گفت‌وگو چند امتیاز دارد که در اغلب راه‌حل‌های بدیل روی میز سیاستگذار دیده نمی‌شود: تدریجی‌گرا و در چارچوب طرحی چندمرحله‌ای و ۵ ساله است؛ وابستگان به بنزین را شورشی نمی‌کند و در شرایط محاصره و جنگی امنیت ملی را تهدید نمی‌کند، به اقتضائات اقتصاد سیاسی و سیاست صنعتیِ شرایط تحریمی توجه دارد، می‌داند که راه حل بخشیِ فنیِ دفعی و ساده برای این مسالهٔ بغرنجِ درهم‌تنیده با چند مسالهٔ مهم مرتبط با امنیت و معیشت و تولید بحران‌ساز و خونین خواهد بود. بخشی از نقدهایش به مفروضات و‌ اعدادِ پایهٔ راه‌حل‌های مطرحِ دیگر هم شنیدنی است: https://t.me/fazeli_mohammad/5153 @jalaeipour

راهبرد کلان امنیت ملی ایران: پرونده هسته‌ای و هزینه‌ها این آخرین بخش از شرح کتاب «بر لبه تنهایی: روایت کلان‌راهبرد امنیت ملی
راهبرد کلان امنیت ملی ایران: پرونده هسته‌ای و هزینه‌ها  این آخرین بخش از شرح کتاب «بر لبه تنهایی: روایت کلان‌راهبرد امنیت ملی ایران» نوشته ولی نصر است. نویسنده از سه فصل پایانی کتابش، هزینه‌های موفقیت محور مقاومت، روند و عواقب پرونده هسته‌ای، وقایع بعد از هفت اکتبر ۲۰۲۳ و معماهایی را تحلیل می‌کند که پیش روی امنیت ملی ایران قرار دارد. دیدن ویدئو https://youtu.be/2H6wBFhKQvE این سه فصل انتقادی‌ترین بخش‌های کتاب نسبت به کلان‌راهبرد امنیت ملی ایران هستند و پرسش‌های مهمی را پیش روی رهبران و متخصصان راهبردی قرار می‌دهند. محمد فاضلی در این بخش، ارزیابی خودش از این کتاب و پرسش‌های برآمده از آن را نیز ارائه می‌کند.  @dirancast_official

✳️نامه جمعی از فعالین سیاسی - رسانه ای به رئیس قوه قضائیه، پیرامون توقیف برنامه "رسانه آزاد" 🔹ریاست محترم قوه قضائیه جناب حجت‌الاسلام والمسلمین محسنی اژه‌ای با سلام و احترام، امضاکنندگان متن زیر بر خود لازم دیدند نگرانی عمیق خود از محدود شدن اندک فضای موجود برای گفت‌وگو و تبعات آن برای آینده ایران را با شما، به‌عنوان نخستین متولی حراست از آزادی‌های اجتماعی، در میان بگذارند. این نگرانی از آنجا عمیق‌تر شده است که اخیراً شاهد برخورد با برخی رسانه‌های گفت‌وگومحور، از جمله «رسانه آزاد»، بوده‌ایم. همان‌طور که استحضار دارید، جامعه ایران امروز بیش از هر زمان دیگری با شکاف‌ها و تضادهای عمیق فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی روبه‌روست. اختلاف بر سر منشأ حکومت، نسبت دولت و مردم، آزادی‌های اجتماعی، سیاست خارجی، اقتصاد و بسیاری از مسائل بنیادین، دیگر اختلاف‌هایی حاشیه‌ای نیستند؛ بلکه بخشی از واقعیت امروز ایران‌اند. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که چگونه می‌توان این اختلاف‌ها را حذف کرد؛ پرسش این است که چگونه می‌توان آنها را به گفت‌وگویی مسالمت‌آمیز و سازنده تبدیل کرد؛ چرا که تجربه تاریخی، به‌خصوص در چند سال گذشته، نشان داده است که حذف یک دیدگاه الزاماً آن دیدگاه را از جامعه حذف نمی‌کند، بلکه ممکن است آن را به‌صورت خشونت عریان و مسلح در کف خیابان به نمایش بگذارد. به همین دلیل، جامعه به نهادهایی نیاز دارد که بتوانند میان دیدگاه‌های رقیب واسطه شوند و امکان شنیدن، نقد کردن و حتی مخالفت جدی را فراهم کنند. این مهم، طبق قانون اساسی و مفاد ذیل «حقوق ملت»، در درجه اول بر عهده حکومت است که چنین فضایی را فراهم آورد. اما متأسفانه شاهد آن هستیم که حاکمیت نه‌تنها بستر و زمینه گفت‌وگو را مهیا نمی‌سازد، بلکه اندک فضای موجود و مستقل را نیز تاب نمی‌آورد؛ توقیف «رسانه آزاد» یکی از همین تجربه‌هاست؛ رسانه‌ای که تلاش کرده است دیدگاه‌های متفاوت و گاه متضاد را در برابر یکدیگر قرار دهد و امکان مواجهه مستقیم و مسالمت‌آمیز آنها را فراهم کند. ممکن است درباره کیفیت برخی برنامه‌ها، انتخاب مهمانان یا حتی بخشی از محتوای «رسانه آزاد» نقدهایی وجود داشته باشد. این امر نه‌تنها طبیعی، بلکه لازمه فعالیت هر رسانه‌ای است. اما این مسائل نباید سبب نابودی تنها منافذ باقی‌مانده برای گفت‌وگوی رسانه‌ای شود. ملت ایران شاهد بودند که مدتی پیش، رهبری انقلاب در نامه‌ای خطاب به جنابعالی، دفاع و حراست از آزادی‌های مشروع اجتماعی را مطالبه کردند. حال، با دیدن وضعیت کنونی، برای آنها این تناقض پیش می‌آید که چرا میان آنچه اعلام می‌شود و آنچه در عمل اجرا می‌گردد، این‌قدر فاصله وجود دارد؟ در شرایطی که به‌خاطر عملکرد صداوسیما، که با اتلاف بودجه‌ای نجومی، ناکارآمدی رسانه‌ای آن مسجل شده است، مرجعیت رسانه‌ای از کشور خارج شده، بستن رسانه‌های مفید، آیا میدان تأثیر رسانه‌های مخرب خارجی را افزایش نمی‌دهد؟ رسانه‌هایی که با بودجه دشمنان این ملت مشغول مشروعیت‌بخشی به تهاجم نظامی، عادی‌سازی اشغال سرزمینی و نابودی زیرساخت‌های کشور هستند؟ به‌راستی تعطیلی بستر گفت‌وگوهای ملی، دشمنان کشور را تقویت نمی‌کند؟ در شرایط کنونی که کشور درگیر جنگی بزرگ است و پیروز نهایی این نبرد را تاب‌آوری اجتماعی مشخص می‌کند، چرا باید دست به اقداماتی زد که تاب و تحمل مردمی را که فشارهای اقتصادی و روانی گوناگونی را متحمل شده‌اند تضعیف کند و امیدهای آنان به طلوع فصلی تازه از شیوه حکمرانی را به باد دهد؟ چرا باید مردم شاهد رویه‌هایی باشند که اصرار بر تکرار خطاهای گذشته را در اذهان متبادر می‌کند؟ جناب اژه‌ای! از این رو، درخواست ما نه حمایت از یک فرد یا یک برنامه، بلکه دفاع از اصل مهم‌تری است: در جامعه‌ای با این میزان از اختلاف و شکاف، امکان‌های گفت‌وگو و تضارب آرای مختلف نباید بسته شود. این نه مسئله‌ای قشری، بلکه دغدغه‌ای از سر نگرانی برای آینده ایران عزیز است. لذا ما خواهان رفع محدودیت‌های اعمال‌شده بر «رسانه آزاد» و فراهم شدن امکان ادامه فعالیت آن هستیم. ✍امضاکنندگان: بهاره آروین محمدرضا اصنافی وحید اشتری محسن بدره حسین درودیان محمد درویش حسین خداپرست میلاد گودرزی سلمان کدیور مجید مرادی یاسر عرب علی سرزعیم عابس قدسی محمد فاضلی

عفلانیت: نه پوپولیسم و خودفدارکارنمایی محمد فاضلی آقای #سقاب_اصفهانی که معاونت رئیس‌جمهور و مسئولیت بهینه‌سازی انرژی در کشور را دارند، در ایام اخیر، حرف‌هایی می‌زنند و مصاحبه‌هایی می‌کنند که به شدت شائبه پوپولیسم عمیق و ریشه‌داری را زنده می‌کند؛ و از رویه عقلانی و کار کارشناسی به دور است. ایشان و همکاران‌شان طرحی دارند که از تجربه گذشته و ساختار وابستگی به انرژی در کشور، مشخص است بر همه ابعاد زندگی ایرانیان اثر می‌گذارد. وقتی چنین طرحی در میان است، راه کارشناسی و عقلانیت این است: یک. ایده خود را شفاف، مکتوب، با محاسبات و همه استدلال‌ها، منتشر کنند یا حداقل به صورت نسخه‌های محدود در اختیار شمار زیادی از کارشناسان و متخصصان قرار دهند. دو. فرصت گفت‌وگوی عمومی و نقد کارشناسی این طرح را فراهم کنند. سه. در برابر نقدها به این طرح پاسخ‌گو باشند و حداقل در محافل کارشناسی؛ و در نهایت در عرصه عمومی؛ به صورت روشن از طرح خود دفاع کنند؛ و به انبوه ابهام‌ها درباره ابعاد ریز و درشت این طرح پاسخ دهند. ایشان به عوض در پیش گرفتن چنین رویه‌ای که با عقل کارشناسی سازگار است؛ نظرسنجی سه‌ گزینه‌ای در توییتر برگزار می‌کنند؛ مصاحبه‌هایی برگزار می‌کنند که خود را فداکار ملت نشان می‌دهند و بیشتر #روضه_انرژی هستند تا بحث کارشناسی؛ چنان جلوه می‌دهند که انگار می‌خواهند آبروی خود را در کوتاه‌مدت فدای خوشبختی درازمدت مردم ایران کنند (#خودفدارکارنمایی)؛ رئیس‌جمهور را هم قهرمانی جلوه می‌دهند که با این فداکاری و روی میدان مین رفتن برای گشودن معبر خوشبختی همراه ایشان شده است. این نوع رفتارها در ایران ما کم‌سابقه که نیست، بسی سابقه‌دار است. کم نبوده‌اند آن‌ها که از این اداها درآورده‌اند و خواسته‌اند راه خوشبختی را هموار کنند، حتی با نیت‌ها خیر، و عاقبت مصیبت به بار آورده‌اند. سلوک درست سیاست‌گذاری، تن دادن به قاعده عقلانیت است. یک. متن مکتوب طرحی را که در نظر دارید، با همه محاسبات، ملاحظات، مراحل اجرایی، و سناریوهای محتمل منتشر کنید. دو. مشخص کنید اعضای تیمی که این طرح را تهیه کرده و محاسبات آن‌را انجام داده و مسئولیت آن‌را می‌پذیرد چه کسانی هستند. سه. فرایند کارشناسی-داوری این طرح چگونه است؟ چهار. نظرات منتقدان و کارشناسان در بررسی و نقد طرح را منتشر کنید. پنج. جلسات کارشناسی با حضور منتقدان درباره این طرح برگزار کرده، حتی آن‌ها را زنده پخش کنید، و اجازه دهید جامعه در جریان طرح، نقدهایش و پاسخ‌های شما قرار گیرد. شش. نتیجه تعاملات کارشناسی با منتقدان را در قالب طرح جدید ارائه دهید. هفت. فرایند گفت‌وگوی اجتماعی با جامعه را پیش از هر گونه غافلگیر کردن جامعه و به دور از هر گونه #هیجان_پوپولیسم و #خودفداکارنمایی طی کنید. پی‌نوشت: بیش از یک سال فرصت داشته‌اید این کارهای عاقلانه را انجام دهید و تاکنون بروز و ظهوری از آن‌ها دیده نشده است. @fazeli_mohammad

گفت‌وگوهای حیاتی محمد فاضلی برای جامعه‌ای که تجربه خونین و فاجعه‌بار آبان_98 را دارد، گفت‌وگو درباره هر طرحی که به تغییر سیاست بنزین و سیاست انرژی ربط دارد حیاتی است. برای جامعه‌ای که وضعیت ناترازی_انرژی در آن به مرز حیات و ممات رسیده است، گفت‌وگو درباره هر طرحی که به تغییر سیاست بنزین و سیاست انرژی ربط دارد حیاتی است. گفت‌وگو با دکتر #محسن_یزدان_پناه اقتصاددان که در رسانه ایران‌تاک با عنوان «اصلاحات بنزینی: بدون آتش‌بازی» منتشر شد؛ تلاشی بود برای باز کردن باب گفت‌وگو درباره طرحی که برخی در دولت دنبال می‌کنند، نقد آن و نشان دادن عواقبش. دیدن اصلاحات بنزینی: بدون آتش‌بازی هر طرحی قابل نقد است؛ از جمله طرح فعلی دولت؛ و هر نقدی هم قابل نقد است، از جمله نقدهایی که محسن یزدان‌پناه بر طرح فعلی وارد می‌کند. مهم این است که برای هر مسأله بدخیم و پیچیده‌ای – نظیر انرژی در ایران امروز – راهی بهتر از شفافیت سیاستی، گفت‌وگوی اجتماعی، و اجماع‌سازی اجتماعی و سیاسی بر سر بهترین‌ راه‌حل‌ها وجود ندارد. همه علاقمندان مبحث سیاست انرژی و مباحثات درباره اصلاحات قیمتی و غیرقیمتی در بنزین و سایر حامل‌های انرژی را می‌توان به دیدن این گفت‌وگو و ورود در مباحثه اجتماعی درباره آن دعوت کرد. این گفت‌وگوها، گفت‌وگوهای حیاتی هستند. @fazeli_mohammad

👆طبق تبصره -3 ماده 27 «تولید اثر هنری بدون مجوز از نهادهای قانونی کشور، موجب شش ماه تا پنج سال محرومیت از فعالیت هنری و دو تا چهار برابر هزینه‌های تولید اثر خواهد بود» البته این بدان معنا نیست که مثلا «اگر شما در منزل یک نقاشی بکشید، بایستی قبلا از نهادهای قانونی کشور مجوز بگیرید»، اما نوع نگارش آنچنان غیرحرفه‌ای است که امکان سوء‌استفاده و توسعه مفهوم جرم را فراهم می‌کند. به همین سان است عبارت بسیار موسع «تحت حمایت یا اشراف یا هدایت یا آموزش یا راهبری کارگزار بیگانه» که می‌توان هر چیزی را ذیل آن تفسیر مجرمانه کرد. آنچنان این دامنه گسترده است که توبه‌کردن بر جرم ناکرده نیز جرم باشد؛ مصحف حکم و حکومت، آیه رحمت ندارد؟ اجرای چنین طرحی و محدودیت‌های رسانه‌های مستقل اینترنتی همچون «آزاد» طبقه واسط نخبگان فکری را کلا از میان بر می‌دارد و پیکار سیاسی را به غریزه‌های کور لایه‌های زرد اجتماع می‌برد و توده را به همان‌جا می‌کشاند که در فجایع تلخ دی‌ماه 1404 دیدیم. آن‌گاه که هنرمندان و روشنفکران شرافتمند را به بهانه‌های واهی از میدان به در کنید، راه برای همان‌هایی باز می‌شود که با تولید فیلم‌ها و آثار هنری زرد و سیاه‌نمایی چهره ایران در جشنواره‌های بین‌المللی جایزه می‌گیرند. طبقه‌ای از روشنفکران زرد و سلبریتی‌های کم‌دانش با خودنمایی به قهرمانان پوشالی جوانان ساده‌دل تبدیل می‌شوند. نهایت کار روشن است؛ دشمنان فتنه‌ای از «سرکشی» و «سلاح» بر می‌سازند و باز هم چهره‌ای غیرانسانی از ایران و جمهوری اسلامی رقم می‌زنید و در برابر افکار عمومی جهانیان توجیه‌گر جنگ‌افروزی‌های دشمنان می‌شوید. همین.

سیاه نمایی ایران کیومرث اشتریان شرق یکم شهریور ۱۴۰۵ در روزهای گذشته برنامه اینترنتی آزاد با محدودیت‌های قضائی مواجه شد و هم‌زمان طرحی در دستور کار مجلس قرار گرفت که به طرز شگفت‌آوری محدودیت‌های بی‌وجهی برای فعالیت‌های علمی کشور پدید می‌آورد. گویی محدودیت نقد سیاسی به محدودیت‌های نقد سیاستی ارتقا پیدا کرده است. این محدودیت‌ها نظام فکری، دانشگاهی و تولید علم را مختل می‌کند؛ نظام سیاست‌گذاری را از موهبت نقد خبرگی محروم می‌کند؛ حرص و کینه فراوان می‌آفریند؛ پیکار سیاسی را به پایین‌ترین و بی‌پرواترین لایه‌های اجتماعی می‌کشاند؛ مبارزان سیاسی زرد تولید می‌کند و می‌تواند به بخشی از پروژه «غیرانسانی جلوه‌دادن ایران» (سیاه نمایی ایران) در سطح بین‌الملل تبدیل شود. برخی رسانه های خارجی که یا مستقیما وابسته به قدرت‌های سرمایه‌داری‌اند یا به طور غیرمستقیم و از روی نژادپرستی فرهنگی در خدمت قدرت‌های جنگ‌طلب‌اند، در حال شکل‌دادن به نوعی چارچوب روایی‌اند که می‌توان آن را با مفهوم «غیرانسانی‌سازی ایران و جمهوری اسلامی» (dehumanization) تحلیل کرد. منظور از غیرانسانی‌سازی صرفا ارائه تصویری منفی از ایران نیست؛ بلکه فرایندی است که در آن یک ملت یا جامعه به‌گونه‌ای بازنمایی می‌شود که رنج، حقوق، زندگی و کرامت اعضای آن در افکار عمومی جهانی کم‌اهمیت یا فاقد ارزش اخلاقی جلوه کند تا خشونت علیه آنان توجیه شود؛ در اینجا تفکیک رژیم سیاسی از مردم و ایران مقدور نیست. معمولا پیش از آغاز هر جنگی این پروژه از سوی آمریکا و اسرائیل دنبال می‌شود مثلا ادعاهای مربوط به داشتن سلاح‌های کشتارجمعی صدام یا پوشش خبری گسترده از حمله حماس به اسرائیل از این سنخ بود. در رابطه با ایران بزرگ‌نمایی شمار کشته‌شدگان اعتراضات سال گذشته به 50 هزار نفر نیز چهره‌ای غیرانسانی از جمهوری اسلامی نشان داد تا حمله تجاوزکاران به آن مشروع شمرده شود. این، توهم توطئه نیست و با بررسی ادبیات و واژگان کلیدی به کار گرفته‌شده، شمار پوشش اخبار و شواهد آماری دیگری قابل تأیید است. این پروژه از دو سو تغذیه می‌شود؛ یکی از سوی برخی کارگزاران فارسی‌زبان رسانه‌های خارجی و از دیگر سو اقداماتی که در داخل صورت می‌گیرد و برای این پروژه خوراک تبلیغاتی فراهم می‌شود: آن‌گاه که رسانه‌ای اینترنتی که امکان گفت‌وگوی آزاد نخبگان ایرانی و عرصه‌ای عمومی برای نقد و بررسی سیاست‌ها را فراهم کرده، با محدودیت مواجه می‌شود و آن‌گاه که به نام مبارزه با نفوذ، نظام دانشگاهی تخریب می‌شود؛ در واقع خواسته یا ناخواسته بخشی از پروژه بازنمایی غیرانسانی ایران به انجام می‌رسد. ببینید در این طرح چه کرده‌اند؟ آن‌گاه که قاضی حکمی صادر می‌کند، می‌تواند مستند قانونی مورد نظر را به شقوق مختلفی تقسیم کند و برای هر یک حکم صادر کند. بنابراین تقطیع حقوقی آن ماده، به ویژه اگر آن ماده طولانی باشد، ضروری است. یک تقطیع منطقی مستخرج از ماده 17 طرح (از نسخه‌ای که در سایت خانه ملت آمده است) چنین است: «هرکس (با علم به اینکه؟) تحت آموزش و... کارگزار بیگانه پیشنهادات سیاستی یا تقنینی یا اجرایی پیشنهاد دهد که منجر به مخدوش‌شدن اعتماد مردم شود یا آرای مردم را ‌به نفع گروه یا جریان خاصی جهت‌دهی کند، به حبس درجه یک تا ۳۰ سال محکوم می‌گردد». «اصل قانونی‌بودن جرم و مجازات» یک بنیاد حقوقی است که برای جلوگیری از مجرم‌سازی گسترده مردمان وضع شده است. طرح مزبور این اصل عمومی در نظامات حقوقی را نقض می‌کند و بنای فرّخ قانون را به مخروبه مشئوم بدل می‌سازد. یعنی برای ضابط این امکان فراهم است که به صورت موسع هرگونه سخنی را در این چارچوب قرار دهد و دست قاضی باز است تا هر تفسیری را از متن سخنان و پیشنهادات کارشناسان و دانشگاهیان برگیرد و دامنه‌ای وسیع تا 30 سال زندان! را به عنوان مجازات تعیین کند. چنین تفسیرهای موسعی از جرم و مجازات و «مجرم‌انگاری» مردمان آنان را به سرکشی وادار می‌کند تا جایی که بگویند: «من ننگ را شکستم، وز عار توبه کردم». همچنین است بند3-7 که «تدوین یا نشر کتاب و مجله و مقاله یا ارائه گزارش یا اطلاعات یا آمار یا اخذ بورسیه یا کمك‌هزینه‌های تحصیلی و فرصت‌های مطالعاتی یا هر گونه همکاری علمی و دانشگاهی دیگر»، عملا دامنه‌ای وسیع را دربر می‌گیرد. بگذریم از اینکه شمار جاسوس و نفوذی در دستگاه‌های دیگر عبرت‌آموز است و در این میان مگر سهم فعالیت‌های علمی چقدر است که چنین محدودیت‌هایی برساخته شده است؟ البته باید با آن دسته از مفسران و فعالان رسانه‌ای در داخل وخارج که با سخنان زهرآگین خود از متجاوزان دعوت به حمله به ایران کرده‌اند، فاصله روشنی داشت. در دو جنگ اخیر پرشمار متفکران و دانشگاهیان و هنرمندان را دیدیم که در صف ملت قرار گرفتند. اما چنین متن تفسیربردار و چنین مجازات کش‌داری با هیچ منطق حقوقی، سیاسی، اجتماعی جور درنمی‌آید. ادامه 👇

اصلاحات بنزینی: بدون آتش‌بازی! دکتر #محسن_یزدان‌پناه معتقد است وضعیت اقتصاد ایران و تنگناهای دولت برای تأمین بنزین به جایی رسیده که اصلاح قیمتی و غیرقیمتی در بنزین ضروری شده است. اما طرحی که برخی در دولت آن‌را مطرح و دنبال می‌کنند، خطرناک است و عواقب ناخوشایندی مثل آبان ۹۸ یا دی‌ماه ۱۴۰۴ خواهد داشت. دیدن گفت‌وگو https://youtu.be/jcPunsWgbMc محسن یزدان‌پناه از چند اصل در طراحی اصلاحات بنزین دفاع می‌کند: تدریجی و زمان‌مند بودن بدون شوک قیمتی؛ تفکیک بین انواع بنزین و انواع بازارهای مصرف بنزین؛ و توجه کردن به اثرات انرژی در کلیت اقتصاد ایران که بر اثر تحریم‌ها حاصل شده و ممکن است بر اثر شوک‌درمانی، به فاجعه اقتصادی منجر شود. وی راهکاری برای اصلاحات تدریجی و اثربخش قیمتی و غیرقیمتی ارائه می‌دهد. #قیمت_بنزین #آبان_۹۸ #شوک_درمانی #شوک_قیمتی #بازار_بنزین #سهمیه_بنزین @Irantalk_sn

در باره احتمال توقیف رسانه اینترنتی آزاد توقیف رسانه اینترنتی آزاد تحول مهمی در جهت معکوس است. عقب گردی است که انتظار آن نمی‌رفت. نشانه‌ای است که گویا حاکی از اراده‌ای در جهت مقابله با اراده جامعه برای گفتگو در درون خود است. بستن این رسانه گفتگو محور در حکم به چالش کشیدن ظرفیتی است که جامعه نشان داد که برای گفتگو و مفاهمه برای ارتقای درک متقابل و پشت سر گذاشتن "بحران گفتگو در ایران" دارد. اینکه جامعه نشان داد که چنین ظرفیتی دارد، بسیار موجب امیدواری شده بود. نمایش چنین ظرفیتی در شرایطی که جامعه از شکاف‌های عمیق متعددی در رنج است، امیدبخش بود. وجود شکاف‌هایی بین حکومت و بخشی از جامعه، بین طیف‌های مختلف سیاسی، اعم از طرفدار و منتقد حکومت، بین اصلاح طلب و برانداز، شکاف‌های بین نسلی و شکاف دینی – غیردینی و حتی شکاف‌های جدی در صفوف حکومت مطلقا قابل انکار نیستند و رسانه‌های رسمی نشان داده‌اند که مجالی برای گفتگو بین حاملان دیدگاه‌های مختلف و ایجاد امکان حضور آنها در فضای مشترکی به نام ایران فراهم نمی‌کنند. در شرایطی که گروه‌های اینترنتی معمولا افراد همفکر را کنار هم جمع می‌کنند و خود از عوامل قطبی شدن جامعه و عمیق‌تر و گسترده‌تر شدن شکاف‌ها هستند، رسانه‌های اینترنتی گفتگو محور مثل "آزاد" طی این چند سال کوشیدند تا حاملان دیدگاه‌های مختلف و مخالف را کنار هم بنشانند و آنها را تشویق به تلاش برای درک یکدیگر یا حداقل اطلاع دست اول از دیدگاه‌های یکدیگر کنند. بسیار مهم است که طیف‌های مختلف و متفاوت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گفتگو را تمرین کنند و مهارت لازم برای شنیدن نقطه نظرات مخالف را به دست آورند. تجربه بشری نشان داده است که جوامعی که گفتگو در آنها ممکن بوده و نهادینه شده، توانسته‌اند با ارائه اطلاعات درست و ایجاد امکان گفتگو مانع شایعه و قطبیت شوند و جامعه‌ای باثبات‌تر داشته باشند و بخش بیشتری از انرژی و توان خود را در جهت توسعه کشور و رفاه مردم بکار گیرند. جامعه ما در دوره معاصر مقاطع سرنوشت سازی را از سرگذارنده و هر بار قبل از اینکه بتواند گفتگو را نهادینه کند، با توقف ناگهانی گفتگو مواجه شده است. این جامعه که امروز با شماری بحران‌ جدی مواجه است، بیش از هر زمان دیگر به گفتگو و ایجاد سازوکارهای لازم برای مدیریت اختلافات نیاز دارد. در چنین شرایطی یکی از رسانه‌هایی که ماموریت خود را بسط و توسعه گفتگو در جامعه تعریف کرده‌است، نباید متوقف شود. اگر "آزاد" مرتکب خطائی نیز شده باشد، راه آن پاسخ دادن و ارائه توضیح است. بستن رسانه هیچگاه دوای هیچ دردی نبوده است. کوروش احمدی https://t.me/covid_policy_dip

⭕️ رسانۀ «آزاد» و حق گفت‌وگو تفهیم اتهام به مهدی احمدی، مدیر رسانۀ «آزاد»، در دادسرا و منع انتشار برنامه‌های این رسانه تا اطلاع ثانوی، صرف‌نظر از این که از نظر حقوقی «توقیف» نامیده شود یا «منع فعالیت»، مسئله‌ای فراتر از سرنوشت یک رسانه و مدیرش را پیش می‌کشد: در شرایط کنونی ایران با فضاهای مستقل گفت‌وگو چه باید کرد؟ «آزاد» را نباید صرفاً رسانه‌ای متعلق به یک جریان سیاسی دانست که بتوان با تأیید یا رد مواضع مطروحه از زبان میهمانان برنامه‌هایش درباره‌اش داوری کرد. اهمیت چنین رسانه‌ای در کارکردی است که می‌تواند برای فضای عمومی داشته باشد: تمهید امکان گفت‌وگو میان دیدگاه‌هایی که لزوماً همسو نیستند، طرح پرسش‌هایی که در رسانه‌های رسمی اصلاً مجال طرح نمی‌یابند و تبدیل اختلافات سیاسی و اجتماعی به موضوع گفت‌وگوی علنی. «آزاد» به این معنا بخشی از زیرساخت گفت‌وگوی عمومی است. ارزش این زیرساخت نیز دقیقاً در شرایطی آشکار می‌شود که جامعه با شکاف‌ها و اختلافات عمیق روبه‌روست. از همین‌جاست که مسئلۀ مجوز اهمیت پیدا می‌کند. چه‌بسا، بر اساس قوانین موجود، فعالیت رسانه‌ای در قالبی مشخص نیازمند کسب مجوز باشد، اما پذیرش این امر به معنای پایان پرسش نیست. مسئله فقط اجرای قانون نیست. خودِ تناسب نظام مجوزمحور با واقعیت رسانه‌های اینترنتی نیز باید محل پرسش باشد. رسانۀ اینترنتی امروزه نه دقیقاً روزنامه است و نه شبکۀ رادیویی و تلویزیونی به معنای کلاسیک. بخش مهمی از گفت‌وگوی عمومی جامعه در پلتفرم‌های دیجیتال شکل گرفته و میلیون‌ها نفر اخبار و تحلیل و گفت‌وگو را از همین مسیر دریافت می‌کنند. آیا در چنین شرایطی اصلاً می‌توان سازوکارهایی را که برای نظم رسانه‌ایِ دوره‌ای دیگر طراحی شده‌اند بدون بازاندیشی بر این فضای جدید اِعمال کرد؟ حتی اگر پاسخ حقوقی به این پرسش مثبت باشد، باز مسئلۀ پی‌آمدهای اجتماعی‌اش باقی می‌ماند. تحدید یک فضای گفت‌وگوی عمومی لزوماً اختلافات را از میان نمی‌برد بلکه فقط محل بروزشان را تغییر می‌دهد. اختلافی که می‌توانست در یک گفت‌وگوی علنی مطرح شود در غیاب چنین فضایی قطعاً به شبکه‌های بسته و غیرشفاف و شایعه و سوءظن منتقل می‌شود. جامعه‌ای که امکان دیدن و شنیدن اختلافات خویش را در فضاهای عمومی از دست می‌دهد الزاماً جامعه‌ای آرام‌تر نمی‌شود بلکه فقط اختلافاتش را کم‌تر در قالبی مشاهده‌پذیر و بیش‌تر یه شکلی مستعد سوءتفاهم و افراط تجربه می‌کند. برخورد با «آزاد» را از این منظر نمی‌توان به یک تصمیم اداری یا قضایی تقلیل داد. مشکل عبارت است از تصمیمی سیاسی دربارۀ حدود تحمل قدرت در برابر جامعه. وقتی در جامعه‌ای که با بحران اعتماد و شکاف‌های عمیق سیاسی و کاهش اعتبار رسانه‌های رسمی روبه‌روست یکی از مجاری گفت‌وگو بسته می‌شود، پیام سیاسیِ واضحی صادر شده است: با فضاهای گفت‌وگومحوری که خارج از سازوکارهای رسمی شکل گرفته‌اند نمی‌توان مدارا کرد. این رویکرد نه نشانۀ اقتدار بلکه نشانۀ ناتوانی ساختار قدرت در تحمل تکثر اجتماعی و گفت‌وگوی مستقل است. اعتراض به برخورد با «آزاد» از همین‌جا آغاز می‌شود: جامعه‌ای که حق پرسیدن و شنیدن و اختلاف‌نظر را در فضای عمومی از دست بدهد، دیر یا زود اختلافات خود را در اَشکال دیگری بروز خواهد داد و مسئولیت پی‌آمدهای این انتقال را نمی‌توان صرفاً بر دوش جامعه گذاشت. من و بسیارانی دیگر نمی‌خواهیم جامعه در چنین سراشیبِ فنایی بیفتد. قدرت نباید مجاری گفت‌وگو را ببندد. قدرت موظف است تحمل شنیدن صدای جامعه را بیاموزد. اگر همین حد محدود از مجراهای باقی‌مانده برای گفت‌وگو نیز امروز به نام قانون بسته شود، فردا شکاف‌ها بس عمیق‌تر از امروز خواهد شد. توقیف «آزاد» فقط افزودن دیواری دیگر میان جامعه و قدرت است. 🆔 @mmaljoo

#محمود_صدری، جامعه‌شناس ایرانی ساکن آمریکا، از نشنیده ماندن صدای ایران در آمریکا می‌گوید و بر ضرورت دیپلماسی عمومی مؤثر تأکید می‌کند. دیدن گفت‌وگو https://youtu.be/G5WkWgwBKIM @irantalk_sn

درباره‌ی رسانه‌ی آزاد و محدودیت‌های اخیر اعمال‌شده بر آن همان‌طور که می‌دانیم یکی از ویژگی‌های بارز جامعه‌ی ایرانی، وجود نگرش‌های بسیار متفاوت، در همه‌ی حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن است. این تفاوت‌ها در حدی است که شاید مناسب‌تر است به‌جای واژه‌ی تفاوت از واژه‌ی تضاد استفاده کنیم. بدون تردید این میزان از تضاد آن هم در «بنیان‌های نگرشی» و آن هم در قشرهای مؤثر جامعه، مانعی جدی نه‌تنها برای توسعه‌ی بلندمدت، بلکه برای عبور از بحران سختی است که در آن قرار گرفته‌ایم و سمی مهلک برای آینده‌ی این سرزمین محسوب می‌شود. نگاه‌های متضاد در مورد منشاء حکومت، نقش و جایگاه مردم، درجه‌ی آزادی و اختیار مردم در انتخاب سبک زندگی، سیاست خارجی، نقش و جایگاه دولت در اقتصاد و میزان آزادی مردم در کسب‌و‌کارها و غیره، می‌توانند مثال‌هایی از مشکل ذکرشده باشند. یکی از راه‌حل‌هایی که برای باریک‌تر کردن شکاف‌های بزرگ فکری موجود در جامعه وجود دارد، گفتگو است. بدیهی است در نبود گفتگو، راه‌حل‌ها به‌سمت حذف مبتنی بر زورِ انواع انتخاب شده‌ای از این گفتمان‌ها حرکت خواهد کرد که جدای از نادرست بودن، تجربه‌ی تاریخی نشان داده است حداقل در مورد جامعه‌ی ایرانی، کارساز نیست. حال باید دید که این گفتگو، آیا خودبه‌خود شکل می‌گیرد و راه خود را در مسیری سازنده پیدا می‌کند، یا نیاز به نهادهایی دارد که به‌عنوان یک تخصص، بتوانند چنین رسالت مهمی را بر عهده گیرند. تجربیات متعدد در موضوعات مختلف نشان می‌دهد که متأسفانه، وقتی نگرش‌های متضاد، بدون یک واسطه‌ی نهادی، در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند، به‌سرعت به دام دشنام‌گویی و تخریب می‌افتند که نتیجه‌ی آن، نه‌تنها حل مسأله‌ی مورد مناقشه نیست، بلکه مسائل جدیدی را هم به‌وجود می‌آورد و چهره‌ی شخصیت‌هایی که مدت‌ها مرجعیت فکری در جامعه داشته‌اند را خدشه‌دار می‌کند. به‌نظر من، رسانه‌ی آزاد توانست نقش یک نهاد واسط سازنده را در برقراری گفتگو میان تفکرات متقابل یا بعضاً متضاد ایفا کند و به افرادی که از یک دیدگاه مشخص در زمینه‌ای مشخص، دفاع می‌کنند، فرصت دهد که با حفظ کامل احترام و بدون هرگونه سانسور و محدودیت غیرحرفه‌ای، مواجهه‌ی مسالمت‌آمیز با گفتمان رقیب خود را تمرین کنند. اگر مقدمه‌ی تحلیلی که ذکر شد و ضرورت کلیدیِ راه‌اندازی گفتگو‌های مسالمت‌آمیز و بدون خشونت کلامی مورد پذیرش باشد، آن‌گاه لازم خواهد بود که از به راه افتادن رسانه‌هایی که رسالت خود را گفتگو میان اندیشه‌های رقیب تعریف کرده‌اند، استقبال کنیم. بدیهی است شکل‌گیری چنین پدیده‌ای، تا رسیدن به بلوغ و توانمندی حرفه‌ای مطلوب، همراه با خطاهایی هم خواهد بود. اینک که ابتکاری داوطلبانه در قالب رسانه‌ی آزاد منجر به شکل‌گیری چنین نهادی شده است، چقدر خوب است که دولت و سایر نهادها، نشان دهند که از این پدیده استقبال می‌کنند و به شکل‌گیری گفتگو میان اندیشه‌های رقیب به‌عنوان اقدامی در جهت توسعه‌ی کشور، نه‌تنها اهمیت می‌دهند بلکه این کار برایشان اولویت راهبردی دارد و نقش خود را به دادن تذکرات سازنده در مسیر ادامه‌ی فعالیت و توسعه‌ی آن محدود می‌کنند. به‌عنوان کسی که بنابه دلایلی که جای توضیح آن اینجا نیست، سال‌ها از مناظره اجتناب می‌کردم، وقتی با استدلال‌ها و البته اصرار این رسانه مواجه شدم، تصمیم گرفتم خیلی محدود، این کار را تجربه کنم که به‌نظر می‌رسد تجربه‌ی مفیدی بود. امیدوارم، رسانه‌ی آزاد بتواند به‌زودی و با رفع مشکل پیش‌آمده، به عرصه‌ی فعالیت رسانه‌ای گفتگومحور بازگردد و به ایفای نقش سازنده‌ی خود ادامه دهد.

آمریکا از درون: جامعه‌شناسی مناقشه ایران و آمریکا دکتر #محمود_صدری جامعه‌شناس ایرانی ساکن آمریکا که پنجاه سال تجربه زیستن و تحقیق و تدریس در جامعه و دانشگاه آمریکایی را دارد، از ویژگی‌های درونی جامعه آمریکا، نقش جریان‌های سیاسی، جریان‌های تندروی مذهبی و نیروهای اجتماعی جامعه آمریکا در سیاست این کشور در قبال ایران می‌گوید. دیدن گفت‌وگو https://youtu.be/G5WkWgwBKIM محمود صدری معتقد است تضاد منافع ساختاری غیرقابل حل در روابط ایران و آمریکا وجود ندارد و می‌توان با رفتار معقول‌تر و کمی خوش‌اقبالی تاریخی، روابط ایران و آمریکا را بهبود داد. وی معتقد است رفتارهایی که مشهور به تندروی هستند، هیچ نفعی برای منافع ملی ایران ندارند و فقط گفتمان تندروهای ضدایرانی را در آمریکا تقویت می‌کنند. در ضمن وی معتقد است ایران به شدت از نداشتن دیپلماسی عمومی مناسب و فقدان صدا در جامعه و سیاست آمریکا رنج می‌برد، به گونه‌ای که ایران‌ستیزی برای همگان در آمریکا بی‌هزینه است. #محمود_صدری #اشغال_سفارت_آمریکا #ایران_ستیزی #آمریکا_ستیزی #لابی_اسرائیل @Irantalk_sn

امیر کرمانی اقتصاددان ایرانی دانشگاه برکلی، از راه‌کارهای مختلف برای سامان دادن به مالیه دولت و رفع بحران اقتصادی می‌گوید. https://youtu.be/SMohF2IjMEI خرید خدمت سربازی یکی از راهکارهای پیشنهادی اوست. #خدمت_سربازی #امیر_کرمانی @Irantalk_sn

امیر کرمانی اقتصاددان ایرانی دانشگاه برای، از راه‌کارهای مختلف برای سامان دادن به مالیه دولت و رفع بحران اقتصادی می‌گوید. https://youtu.be/SMohF2IjMEI خرید خدمت سربازی یکی از راهکارهای پیشنهادی اوست. #خدمت_سربازی #امیر_کرمانی @Irantalk_sn

🔵 #معرفی_کتاب 📘انتشار کتاب جدید | یادگیری ماشین و هوش مصنوعی: مفاهیم، الگوریتم‌ها و کاربردها در صنعت آب و فاضلاب صنعت آب و فاضلاب با چالش فزاینده کمیابی فیزیکی و اقتصادی منابع آب مواجه است؛ شرایطی که مدیریت هوشمندتر عرضه و تقاضای آب را بیش از هر زمان دیگری ضروری کرده است. هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به ابزاری قدرتمند برای مواجهه با این چالش‌هاست؛ از پیش‌بینی تقاضا و شناسایی نشت تا نگهداری پیش‌بینانه، بهینه‌سازی شبکه و بازیابی منابع. این کتاب با هدف ایجاد پلی میان هوش مصنوعی و نیازهای واقعی صنعت آب و فاضلاب، مفاهیم، الگوریتم‌ها و کاربردهای یادگیری ماشین و هوش مصنوعی را به زبانی روشن و قابل‌فهم ارائه می‌کند. ✍ نویسندگان: ۱. محمدجواد عبدی ۲. سیدحسین سجادی‌فر ۳. زهرا مطلبی خوبانی ۴. اسدالله یوسفی ۵. مجید کلانتری ویراستار : محمد طلائی امیدوارم این کتاب بتواند به گسترش گفت‌وگوها و پژوهش‌ها درباره تحول مبتنی بر هوش مصنوعی، مدیریت هوشمند آب و آینده صنعت آب و فاضلاب کمک کند. مطالعه این کتاب برای سایر علاقه‌مندان به یادگیری ماشین و هوش مصنوعی نیز توصیه می‌شود. #یادگیری_ماشین #هوش_مصنوعی #آب_و_فاضلاب #آب_هوشمند #تحول_دیجیتال #اقتصاد_آب 🔻لینک دانلود رایگان کتاب https://t.me/econviews/17162

تصمیم کُبرایِ حاکمان ایران: جنگ، انرژی و اصلاحات اقتصادی مهم‌ترین بخش این گفت‌وگو به مسأله انرژی در ایران می‌پردازد. امیر کرمانی – اقتصاددان ایرانی دانشگاه برکلی در کالیفرنیا - از ضرورت‌هایی می‌گوید که به دلیل دهه‌ها تأخیر در اصلاحات اقتصادی پدید آمده‌اند و به وضعیت وخیمی رسیده‌اند. وی عمیقاً نسبت به چیزی که می‌توان آن‌را به صورت استعاری #روز_صفر_انرژی خواند هشدار داده و برای آن راه‌حل ارائه می‌کند. دیدن گفت‌وگو https://youtu.be/SMohF2IjMEI اما بخش مهمی از این گفت‌وگو هم درباره جنگ آمریکا علیه ایران و راه‌حلی است که در سایه تحولات ژئوپلتیک اخیر بروز کرده است. امیر کرمانی تحولات تنگه هرمز را در کنار مثلث ایران، آمریکا و چین، راه‌حلی برای مدیریت مناقشه دیرینه بین ایران و آمریکا می‌داند. امیر کرمانی هم‌چنین از تصمیم کبرایِ حاکمان ایران می‌گوید، تصمیم برای آن که در بیست سال آینده اولویت را به توسعه اقتصادی ایران بدهند یا ندهند. #امیر_کرمانی #تنگه_هرمز #بدهی_سیاسی #ایران_و_آمریکا #اصلاحات_انرژی #انرژی_خورشیدی #تصمیم_کبری @Irantalk_sn

تخت گاز سر پیچ ▪️اگر طرح مجلس برای مقابله با نفوذ را که فعلاً فقط کلیاتش در صحن تصویب شده است نخوانده‌اید، پیشنهاد می‌کنم نخوانید؛ سرتان سوت می‌کشد. البته اگر معیارهای خود طرح را علیه خودش به کار بگیریم، همین طرح چون می‌تواند به ناامیدی مردم از اصلاح امور و کاهش اعتماد عمومی دامن بزند، می‌تواند تا ۳۰ سال زندان داشته باشد! بستگی دارد چه کسی تفسیر کند! شما خودتان این منطق را تا انتهای متن ادامه دهید. ▫️عجیب‌تر آنکه در این طرح، «خارج» به یک وصف کیفری بالقوه تبدیل شده است. خبرنگار برای مصاحبه، استاد دانشگاه برای مقاله،انویسنده برای کتاب، هنرمند برای ساخت فیلم و تئاتر و موسیقی، اندیشکده برای انتشار گزارش و حتی شهروند برای فرستادن یک عکس، باید ابتدا بپرسند: «ببخشید، کدوم سامانه باید برم؟» ▪️مشکل فقط گستردگی دایره ممنوعیت‌ها نیست؛ واژه‌ها نیز از معنای روشن خود خارج شده‌اند. عباراتی مانند «هرگونه ارتباط»، «هرگونه داده»، «چهره سیاه از ایران»، «ناسازگار با فرهنگ ایرانی»، «کاهش اعتماد عمومی» و «مغایر سیاست‌های کلی»، وقتی کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، به‌جای تعیین مرز جرم، مرز جرم را به تشخیص کسی واگذار می‌کنند که می‌خواهد جرم‌انگاری کند. هرقدر واژه‌ها کش‌دارتر باشند، فاصله نقد تا جرم کوتاه‌تر می‌شود. با چنین ادبیاتی، مرز میان «نقد وضعیت کشور» و «سیاه‌نمایی»، میان «همکاری علمی» و «ارتباط با بیگانه» و میان «اطلاع‌رسانی» و «ارسال داده» قابل تفکیک نیست. ▫️مثلاً اگر نماینده‌ای پشت تریبون مجلس بگوید شرایط کشور خوب نیست، آیا سخنش نقد است یا اقدامی که اعتماد عمومی را کاهش می‌دهد؟ اگر یک اندیشکده که اساس کارش تدوین گزارش‌های سیاستی است، یا دستیار و مشاور که کارش جمع بندی ای مدل گزارش‌هاست، گزارشی درباره ناکارآمدی یک سیاست منتشر کند، دقیقاً از کجا باید مطمئن شود که گزارشش «سیاه‌نمایی» تلقی نمی‌شود؟ اگر یک مرکز افکارسنجی نتیجه نظرسنجی خود را منتشر کند و اعدادش مطابق میل مسئولان نباشد، آیا در حال سنجش افکار عمومی است یا کاهش اعتماد عمومی؟ اگر پژوهشگری داده‌ای را برای همکار خارجی خود بفرستد، همکاری علمی کرده یا «اطلاعات و آمار» در اختیار تبعه خارجی گذاشته است؟ ▪️البته در بخش‌هایی از طرح، تحقق جرم به اثبات هدایت، حمایت یا ارتباط خارجی مشروط شده است؛ اما وقتی خود این مفاهیم نیز تعریف روشن و محدودی ندارند، مسئله حل نمی‌شود، فقط یک ابهام به ابهام قبلی اضافه می‌شود. قانون قرار است تکلیف شهروند را پیش از انجام عمل روشن کند، نه اینکه پس از انجام آن، تازه معلوم شود رفتار او ذیل کدام تفسیر قرار می‌گیرد. ▫️در یک کلام، این طرح مصداق تخت‌گاز رفتن سر پیچ با ماشینی است که هنوز تعمیرش کامل نشده؛ محورهای جلو و عقبش کج است، موتور تازه تعمیر شده و باید آب‌بندی شود و لنت‌هایش هم گاهی می‌گیرند و گاهی نه. با این وضعیت فشار بیشتر به پدال گاز آنهم سر پیچ نتجه‌اش چه می‌شود؟ ▪️مثلا همین نوشته اگر پس از تبدیل‌شدن طرح به قانون منتشر می‌شد، چه مجازاتی در انتظارش بود؟ واقعاً دردناک است که کشوری در میانه جنگ، در شرایطی که هنوز معلوم نیست یک ماه دیگر چه اتفاقی برایش رخ می‌دهد، با انواع ناترازی‌های اقتصادی و اجتماعی و شدیدترین تحریم‌ها و محاصره‌ها روبه‌رو باشد و هم‌زمان، ناترازی در قانون‌گذاری و نظام تقنینی نیز به مشکلاتش اضافه شود. ▫️این از آن طبل‌های بدصدایی است که صدایش بعدا در می‌آید. ▫️قصه‌ای به نام ایران @NarratingIran