آبیِ سنگین
Відкрити в Telegram
- یکبندهخدا لحن شخصی، شاعرانه و کمی سنگین. هر سخنی که میخواهم بگویم، اینچنین به گوش میرسد که هنوز درگیرم. http://t.me/IncogHubBot?start=u1278134a
Показати більшеІран96 277Категорія не вказана
1 160
Підписники
+4224 години
+237 днів
+1330 днів
Архів дописів
1 160
یه جایی از بزرگسالی رسیدم به این نتیجه که اگر فردا بگن باید از اینجا بری، احتمالاً یه کوله جمع میکنم و میرم. نه چون رفتن برام آسونه؛ چون دیگه برای موندن به هر قیمتی، دلیل کافی ندارم.
1 160
این روزها بیشتر از قبل میفهمم چقدر چیزها میتوانند از زندگی آدم بروند و زندگی، با وقاحتِ تمام، باز هم ادامه پیدا کند.
آدمهایی که یک زمانی نبودنشان برایم غیرقابل تصور بود، حالا نیستند و من صبحها بیدار میشوم، چایم را میخورم، به کارهایم میرسم و حتی گاهی یادم میرود زمانی فکر میکردم بدون بعضیها نمیشود.
فکر کنم بزرگسالی یک بخشش همین باشد؛ اینکه دیگر برای نگه داشتنِ همهچیز خودت را پاره نمیکنی. میفهمی بعضی چیزها قرار نیست بمانند، بعضی راهها قرار نیست به جایی که میخواستی برسند و بعضی نسخههایی که برای آیندهات ساخته بودی، اصلاً قرار نیست اجرا شوند.
ولی هنوز، وسط همین همه فهمیدن، چیزهای کوچکی هست که حالم را عوض میکنند.
مثلاً وقتی هوا کمی خنک میشود و میفهمم پاییز نزدیک است. وقتی یک آهنگ درست، دقیقاً در همان شبی پخش میشود که لازم دارم. وقتی بعد از مدتها یک کتاب را دوباره باز میکنم. وقتی از باشگاه برمیگردم و برای چند ساعت مغزم کمتر با من حرف میزند. وقتی هوس میکنم دوباره چیزی را ببینم که سالهاست میدانم آخرش چه میشود.
اینها نجاتم نمیدهند. من هم دیگر دنبال چیزی نیستم که بیاید و یکباره نجاتم بدهد.
فقط خوشحالم هنوز چیزهایی هست که برایشان میتوانم کمی ذوق کنم.
شاید بعد از این همه زمین خوردن، همین هم شکل دیگری از زنده ماندن باشد؛ اینکه هنوز، با وجود همهچیز، چند چیز کوچک در دنیا هست که دلت میخواهد تجربهشان کنی.
1 160
Repost from 𝑃𝑎𝑟𝑖𝑠,𝐹𝑟𝑎𝑛𝑐̧𝑒🇫🇷
📮این پست+متن رو فور بزنید چنلتون، تامنم ازتون پست فور بزنم
به چند تایی هم استارز میدم. 🌟
جوین باشید قشنگ تره. 🫶🏼
1 160
فقط امیدوارم آخر پاییز که رسید، انقدر ازمون کم نشده باشه که مجبور شیم برای پیدا کردن خودمون، برگردیم به قبلِ پاییز.
1 160
Repost from شرقیترین الهه
به حلاوت بخورم زهر،که شاهد ساقیست
به ارادت بکشم درد، که درمان هم از اوست.
_سعدی
1 160
Repost from شرقیترین الهه
اما اگر بعضی چیزها آنطور پیش میرفت که دلمان میخواست، به جایی برمیخورد؟
1 160
Repost from مدعی .
فور کنید فولدر بزارم + 50 جذب بگیرید .
اینجا باشید ؛ گپ حمایتی . 🤍☕️
تبلیغات ؛
1 160
Repost from درباره اَلی
بد خوابی صبحا را که مدیون بابا هستم بخاطر این که مجدد کمک میکند کلمات را وصله_پینه بزنم، دوستت دارم.
کاش خواب را زندگی میکردیم؛ کاش همه اینها خواب بود؛ ای کاش کنارم آغوشی از خواب بود.
«نجوای افکار پریشان آرامش سرزمین خواب را گرفت»
