آبیِ سنگین
Открыть в Telegram
- یکبندهخدا لحن شخصی، شاعرانه و کمی سنگین. هر سخنی که میخواهم بگویم، اینچنین به گوش میرسد که هنوز درگیرم. http://t.me/IncogHubBot?start=u1278134a
БольшеИран104 906Категория не указана
952
Подписчики
-224 часа
+217 дней
+7930 день
Архив постов
951
Repost from ستارهای که بلعیده شد.
دردناک ترین اتفاق تو زندگیم، هدر رفتن بهترین و شادترین ورژنم برای بدترین آدم ها بود.
951
Repost from نِگیلدا
دقیقا تو درستترین نقطهای که فکر میکنم اشتباه نکردم، زندگی بهم نشون میده که درستترین انتخابهای آدمم ممکنه پشیمونی داشته باشن.
951
Repost from یادداشت..🇮🇷🎒
این پیام رو فور کنید چنلتون خوب بر اساس نام چنلهاتون (که فارسی باشه) متنی بنویسم
که هر اسم چنل لینکدار میشه و متن تولیدی در چنلم میمونه✨
951
Repost from ازقیطریهتااورنجکانتی
فور کنید ؛ لینک هاتونو بزارم اینجا + اسم چنلتون به سه نفری که ریاکت بیشتری جمع کنه استار هدیه میکنم🌟-
اینجا جوین باش-
951
Repost from ابریکوچولو☁️
بزرگسالی یعنی یاد بگیری نه بگی بدون اینکه احساس گناه کنی. بیشتر ما بله گفتن رو بلدیم، ولی نه گفتن رو نه.
951
به دیوار زل زده بود.
چای روی میز سرد میشد و دستش سمتش نمیرفت. انگار مسابقهای میان او و سکوت در جریان بود؛ مسابقهای که هر دو از قبل بازنده بودند.
با خشمی که زیر پوستش میدوید، مدام از خودش میپرسید:
«چیشد؟ به کجا داری میری؟»
خونِ خشکشده روی لب و دماغش مدتها بود که بند آمده بود، اما زبانِ ذهنش هنوز از دویدن نمیایستاد.
چشمهایش شبیهِ صخره شده بودند؛ سخت، سرد، و خسته از موجهایی که سالها به آنها کوبیده بودند.
روی رؤیاهایش پا گذاشته بود و صدای شکستنشان را شنیده بود.
برای همین فکر کردن به آینده دیگر نمیتوانست چیزی عادی باشد.
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
