آبیِ سنگین
Ir al canal en Telegram
- یکبندهخدا لحن شخصی، شاعرانه و کمی سنگین. هر سخنی که میخواهم بگویم، اینچنین به گوش میرسد که هنوز درگیرم. http://t.me/IncogHubBot?start=u1278134a
Mostrar másIrán115 373La categoría no está especificada
1 369
Suscriptores
+3924 horas
+877 días
+9530 días
Archivo de publicaciones
1 366
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
بعضی وقتها تنها کاری که از ما برمیآد، اینه که زندگی رو یک روز دیگه ادامه بدیم و گاهی همین کافیه.
1 366
Repost from ستارهای که بلعیده شد.
این کنج عزلت و تنهایی واقعا کنج و جای کوچیکیه. چون من از وقتی توش استقرار پیدا کردم نتونستم بیام بیرون.
1 366
Repost from مَهدیس.
‹☕ مجموعه فولدرای پاییزی ྀི𓈒 ݁⋆ ›
1 یکی رو برای روزای بارونی نگه دار..
2 یکی برای شبهای طولانی،
3 یکی برای وقتایی که دنبال یه چیز تازهای،
⋆˖"سه تا فولدر مختلف ، انتخاب با تو!" 𝆹𝅥𝇃𝇂𝇄
1 366
Repost from Real life vampire
این پیام رو فور کنید بگم چنلتون وایب کدوم فیلم/سریال/انیمه رو میده.
*اگر دوست داشتید جوین بدین نه برای جواب.
1 366
Repost from مـاهـزاد ؛
دست از جنگیدن باخودت بردار به اندازه کافی ظلم تو این دنیاهست اوضاعرو با قربانی کردن خودت از اینی که هست، بدتر نکن .
1 366
Repost from مـاهـزاد ؛
- از یه جا به بعد دیگه دست ازتلاش برداشتم وفقط به از دست دادن خودم بلند میخندم
1 366
Repost from ازقیطریهتااورنجکانتی
فور کنید 🤍 اسپانسر جوین باشید فولدر بزنم براتون با جذب+۵۰ ⛄️❄️
اسپانسر حتما جوین باشید چک میکنم 🧣🍪
1 366
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
تفاوت زیادی هست بین کسی که به تو نیاز داره و کسی که تو رو انتخاب میکنه.
1 366
گاهی فکر میکنم این بچهای که هنوز یک جایی توی من مانده، دقیقاً همون چیزیه که نمیذاره کامل شبیه یک آدمِ خستهی بزرگسال بشم.
همونیه که هنوز دلش میخواد راههای جدید رو امتحان کنه، بره سمت چیزایی که نمیشناسه، از مسیرهای امنش بیرون بزنه؛ حتی وقتی میدونه بزرگسالی یعنی قبل از هر قدم، هزار بار حساب کنی اگر افتادم، کی قراره جمعم کنه.
ولی یه وقتایی ازش هم خسته میشم.
از این همه «بریم ببینیم چی میشه»، وقتی منِ بزرگسال خوب میدونه هر «چی میشه»ای یه هزینهای داره؛ یه دلگرفتگی، یه شکست، یه شبِ بیخوابی، یه تصمیمی که بعداً باید تنهایی جمعش کنی.
گاهی واقعاً نمیدونم چند نفرم.
یکی هنوز میخواد زندگی رو تجربه کنه، یکی فقط میخواد مطمئن باشه هیچ اتفاق تازهای نمیافته.
و بدترین قسمت بزرگسالی شاید همین باشه؛ اینکه بالاخره میفهمی آن بچهی بیمحابایی که تو را جلو میبرد، همیشه هم ناجی تو نیست؛ گاهی خودش همان کسیست که باید بعداً تاوانِ جسارتش را پس بدهی.
با این حال، نمیخوام خاموشش کنم.
فقط دلم میخواد گاهی بگیرمش، بذارمش یه گوشه و بگم:
«امشب نه.
امشب لازم نیست چیزی رو کشف کنیم.
لازم نیست ثابت کنیم هنوز میتونیم.
بذار دنیا برای چند ساعت هم که شده، بدون ما جلو بره.»
#روزمرگی
1 366
Repost from بعد از هفتمِ فوریه.
این پیامو فور کنید تا قشنگترین پستتون رو (از نظر خودم) بزارم اینجا باهم ببینیم🍎.
