برکهی کهن
Відкрити в Telegram
محورِ اصلیِ کانال، ادبیات است و روانشناسی و تجاربی که به عنوانِ دانش آموز، در این دو مقوله کسب میکنم. به جز متنِ کتابها، باقیِ نوشتهها، صرفا تفکراتی شخصی است و هیچ اصراری به صحتشان ندارم.
Показати більше2 876
Підписники
+324 години
+67 днів
+5730 день
Архів дописів
2 876
عبث به فکرِ قماشِ ثبات، جامه مدَر
به عالمی که تویی، انقلاب میبافند...
«بیدلِ دهلوی»
ـ @kelkinche ـ
انقلاب در این بیت اصلا به معنای انقلاب سیاسی نیست. یعنی دگرگونی، یعنی عدم ثبات، اما میشود از این بیت برداشتی به راحتی سیاسی هم کرد. هر قدرتمندی دنبال حفظ قدرت و ثباتِ جایگاهش است، اما بیدل میگوید برای ثابت ماندن، جامه مدر، همان که امروزه میگوییم یقهی خودت را پاره نکن، و عامیانهتر یعنی زور الکی نزن. برای ثابت ماندن تلاش بیهوده نکن، چون این عالم، به جای قماشِ ثبات، انقلاب میبافد و لباسِ سقوط را به تنت خواهد کرد.
بیدلِ عزیز.... بیدلِ بیبدیل....
ـ @berkeye_kohan ـ
2 876
Repost from برکهی کهن
آنجا که افرادی نادان و فرومایه و پَست به حکومت و قدرت رسیدهاند و افرادِ شایسته و ارزشمند یا کشته شدهاند یا به فلاکت افتادهاند، در «تاریخِ جهانگشای جوینی» میخوانیم:
آزاده دلان گوش به مالش دادند
وز حسرت و غم سینه به نالش دادند
پُشتِ هنر آنروز شکستهست درست
کاین بی هنران پشت به بالش دادند
ـ @berkeye_kohan ـ
پشت به بالش دادن کنایه از به قدرت رسیدن است. یعنی به تخت پادشاهی تکیه دادهاند.
2 876
زیرکی را گفتم: «این احوال بین»، خندید 😏 و گفت:
«صعبروزی، بوالعجبکاری، پریشانعالمی»
«حافظ»
2 876
Repost from برکهی کهن
آهای مردمِ بیچهرهی نقابفروشان
میانهبازِ وسطگیر و دورِ قابفروشان
سپرده گوش به افسانههای خامِ رهایی
نشستهاید کنارِ بساطِ خوابفروشان
چه دلخوشید شما سفلهگان به گوشهی امنی؟
نمانده گوشهی امنی از این عذابفروشان
امیدِ معجزهای نیست از نبیِّ دروغین
مخر امیدِ درستی از این خرابفروشان
مبر به طاق و به گنبد گمانِ خانه و مسجد
که سرپناه نیاید از این حبابفروشان
سه وعده وعده به ما دادهاند از این همه نعمت
به ما رسیده فقط دودِ این کبابفروشان
نمانده نورِ امیدی به یک دقیقهی دیگر
ستاره میطلبی چند از این شهابفروشان؟
عجب نباشد اگر تشنهاید دم به دمِ عمر
که خوردهاید فریب از لبِ سرابفروشان
«حمید زارعیِ مرودشت»
ـ @berkeye_kohan ـ
2 876
به گمانم دارم آلزایمر میگیرم. الان یکنفر گفت این مطلب را که قبلا گذاشتهای. نگاه کردم و دیدم گذاشتهام و واقعا یادم رفته بود.
به طرزی شگفتانگیز ذرهای یادم نبود که قبلا حتا عکس نسخه را هم گذاشته بودم 😐
2 876
تصور کنید حافظ آن معشوق، یا ممدوح بلندمرتبه و بزرگوارش را به یک پرندهی کوچک و استخوانی تشبیه کند که در رواق خانه، آشیانههای خاری و حقیر میسازند.
بیشتر به جوک شبیه است.
2 876
بارها تاکید کردهام که در بیت مشهور حافظ
رواق منظر چشم من «آستانه»ی توست
آستانه درست است و آشیانه غلط است.
عدهای به صرف فعل فرود آمدن در مصراع بعد میگویند حافظ مخاطب شعر را به پرنده تشبیه میکند و میگوید به آشیانه فرود بیا. توجیهی بسیار بسیار سست آن هم برای کلام خواجه. فعل فرود آمدن، برای انسانهای بزرگ به کار میرفته به منظورِ رعایت ادب. یعنی جایگاه شما والاتر از ماست و باید فرود بیایید تا پا به منزل ما بگذارید.
اما کلمهی آستانه... به قسمت پایین در که هنگام ورود پا برآن میگذارند آستانه میگویند.
حافظ میگوید رواق خانهی من یا رواقمنظر خانهی من که بالاترین نقطهی خانهی من است، برای تو حکمِ آستانهی درت را دارد. پس قدم رنجه کن و پایین بیا و به بالاترین جای خانهی من بنشین.
حال به تصویر نگاه کنید که نسخهی هشتصد و یک هم این کلمه را «آستانه» ضبط کرده. یعنی قدیمیترین نسخهی اشعار حافظ در جهان که شاگرد و مرید حافظ مدونش کرده، آستانه ذکر شده و آشیانه، تنها یک ایراد در خوانش بوده. چون در قدیم رسم بوده که نقطهی حروف را نمیگذاشته اند و طبیعیست کاتبی به اشتباه «آستانه» را «آشیانه» خوانده باشد.
2 876
عمری دگر بباید بعد از وفات ما را
کاین عمر طی نمودیم اندر امیدواری
«سعدی شیرازی»
عمری دگر بباید بعد از وفات ما را
کاین عمرمان به گا رفت در دولتِ آخوندی...
«عاصی شیرازی»
ـ @berkeye_kohan ـ
2 876
🔺مسئولیت شنیدن این موزیک با خودتان است...🔻
غزلی شاهکار در ادبیات داریم با مطلعِ
ز گریه مردمِ چشمم نشسته در خون است
ببین که در طلبت حالِ مردمان چون است
این غزل، به نام حافظ مشهور است. اما نکتهی مهم این است که این غزلِ فوقالعاده در دیوان شاعری گمنام به نام «حیدر شیرازی» نیز آمده. شاعری با زبانی پخته، دقیق و نگاهی شاعرانه. هم نزدیک به سعدی هم نزدیک به حافظ. متاسفانه از این شاعر جز دیوانش چیز خاصی نمیدانیم.
خلاصه...
قصدم معرفی حیدر نبود. قصدم این است که چهار روز است به طور پیوسته آهنگی جذاب و دلنشین از این قطعه را دارم گوش میکنم. چنان این قطعه به دلم نشسته که در همه حال در تکرار پخش است. این قطعه را همان «مِل» که در دو سه پست بالا معرفی کردم خوانده و متاسفانه در کانال تلگرامش نیست و از لینک زیر میتوانید بشنوید. پیش از شنیدن مراقب باشید که دارید قدم به باتلاق میگذارید و بیرون آمدن از این ملودی بسیار دشوار است
https://youtu.be/KtoyPu3VF2Q?is=mTTQWweVWZSePsUu
2 876
چگونه شاد شود اندرونِ غمگینم _
به اختیار؟ که از اختیار بیرون است
«حافظ / حیدر شیرازی»
ـ @berkeye_kohan ـ
2 876
Repost from برکهی کهن
زین تفنگ و تیر پرخاشی که دارد جهلِ خلق
نیست ممکن تا نیارد در میان شمشیر، صلح!
«بیدلِ دهلوی»
ـ @berkeye_kohan ـ
معنای بیت:
وقتی جهل و جنونِ خلق، به تیر و تفنگ مسلح است، صلح بدون جنگ ممکن نیست....
2 876
ملمداس به تلگرام پیوست!
خوانندهی ساختهشده توسط هوش مصنوعی که اشعار کلاسیک فارسی را با ملودیهایی بسیار زیبا و با کمترین اشتباهات ممکن اجرا میکند در تلگرام کانال راهاندازی کرده.
https://t.me/gorbzradio
من دوستی که پشت این پروژه است را شخصاً نمیشناسم اما اگر همین حداقل اشتباهات در کلمات را هم تصحیح کنند، دیگر با اجراهایی بسیار زیبا از اشعار بزرگان ادبیات کلاسیک روبرو خواهیم بود. من مدتها بود موسیقی گوش نمیدادم چون اشعار به دلم نمینشست. از وقتی با کانال یوتیوب این دوستمان آشنا شدهام مرتب برخی از این اجراها را گوش میدهم.
2 876
ز مشرقِ سرِ کو، آفتابِ طلعتِ تو
اگر طلوع کند، طالعم همایون است....
«حافظ»
طالعِ همهمون ایشالا....
ـ @berkeye_kohan ـ
2 876
ایرانِ اسلامی یا اسلامِ ایرانی؟
یکی از مسخرهترین تعابیری که در طول عمرم شنیدم، عبارتِ «خدماتِ متقابلِ اسلام و ایران» هست.
اسلام دقیقاً چه خدمتی به ایران کرد؟ سوزوندن کتابخونههاش؟ ویران کردنِ آثارِ باستانیش؟ پاره کردن فرش بهارستانش؟ جزیه گرفتن؟ تغییر چند قرنی زبان رسمی؟
در مقابل، ایران اسلام رو متمدنانه کرد. بهش معماری داد، دستور زبان داد، رَوِش حکومت و زیرساختهای حکمرانی داد، علم و دانشمند داد.
پس این لفظِ مسخرهی «ایرانِ اسلامی» رو دیگه تکرار نکنید. ما ایرانِ اسلامی نداریم. فقط «اسلامِ ایرانی» داریم. اگر ذرهای «فرهنگِ مدارا» در کُدهای پنهانِ اسلام دیده میشه، شک نکنید که در ایران نوشته و در اسلام بارگذاری شده. خدمات متقابلی در کار نبوده. هرچه بوده ایران بوده و ایران و ایران. هنوز هم هرجا از اسلامِ درست و مورد قبولِ جوامع متمدن صحبت میشه، همون اسلامِ ایرانیزه شده هست. اسلام بدون ایران نمیتونست از شنهای عربستان فراتر بره.
2 876
ایرانِ اسلامی یا اسلامِ ایرانی؟
یکی از مسخرهترین تعابیری که در طول عمرم شنیدم، عبارتِ «خدماتِ متقابلِ اسلام و ایران» هست.
اسلام دقیقاً چه خدمتی به ایران کرد؟ سوزوندن کتابخونههاش؟ ویران کردنِ آثارِ باستانیش؟ جزیه گرفتن؟ تغییر چند قرنی زبان رسمی؟
در مقابل، ایران اسلام رو متمدنانه کرد. بهش معماری داد، دستور زبان داد، روش حکومت و زیرساختهای حکمرانی داد، علم و دانشمند داد.
پس این لفظِ مسخرهی «ایرانِ اسلامی» رو دیگه تکرار نکنید. ما ایرانِ اسلامی نداریم. فقط «اسلامِ ایرانی» داریم. اگر ذرهای «فرهنگِ مدارا» در کُدهای پنهانِ اسلام دیده میشه، شک نکنید که در ایران نوشته و در اسلام بارگذاری شده. خدمات متقابلی در کار نبوده. هرچه بوده ایران بوده و ایران و ایران. هنوز هم هرجا از اسلامِ درست و مورد قبولِ جوامع متمدن صحبت میشه، همون اسلامِ ایرانیزه شده هست. اسلام بدون ایران نمیتونست از شنهای عربستان فراتر بره.
2 876
Repost from برکهی کهن
ای در رخِ تو پیدا انوارِ پادشاهی
ـ[...]
مُلک آنِ توست و خاتم، فرمای هرچه خواهی
باز ار چه گاه گاهی بر سر نهد کلاهی
مرغان قاف دانند آیین پادشاهی
تیغی که آسمانش از فیض خود دهد آب
تنها جهان بگیرد بی منّت سپاهی
«حافظ»
ـ @berkeye_kohan ـ
.
