ar
Feedback
برکه‌ی کهن

برکه‌ی کهن

الذهاب إلى القناة على Telegram

محورِ اصلیِ کانال، ادبیات است و روانشناسی و تجاربی که به عنوانِ دانش آموز، در این دو مقوله کسب می‌کنم. به جز متنِ کتاب‌ها، باقیِ نوشته‌ها، صرفا تفکراتی شخصی است و هیچ اصراری به صحتشان ندارم.

إظهار المزيد
2 812
المشتركون
-124 ساعات
+27 أيام
+2430 أيام
أرشيف المشاركات
‌ ‌ تصور کن میری دکتر و دکتر بهت می‌گه «تو داری میمیری...» این جمله روی تمام رفتارهای تو تاثیر میذاره. اولش شاید نپذیری، ولی بعد باید یه کاری کنی. باید باقی مونده‌ی عمرت رو جوری بگذرونی که ارزش داشته باشه. دیگه وقت نداری عمرت رو هدر بدی، دیگه وقت نداری کارای بی‌ارزش کنی. سعی می‌کنی تا میتونی کارایی رو بکنی که از دیدگاه خودت مهم و معنادار هستن. مثلا دیگه یک روز کامل رو صرف اسکرول کردن بی‌معنای اینستاگرام نمی‌کنی. دیگه الکی نمیری توی خیابون و کافه وقت هدر بدی. میپردازی به کارای مهم. همه‌ی این تغییرات از یک جمله شروع شده از یک حقیقت، این که «تو داری میمیری» اما چیزی هست که ما بهش فکر نمیکنیم. این که چه دکتر بگه چه نگه «ما داریم می‌میریم». ولی ما جوری رفتار می‌کنیم انگار قرار نیست بمیریم. به همین خاطر همیشه عمرمون رو هدر میدیم. کافیه همیشه یادمون باشه که «ما وقت زیادی نداریم» «بیدلِ دهلوی» میگه: من نمی‌گویم زیان کن، یا به فکرِ سود باش ای ز فرصت بی‌خبر! در هرچه باشی، زود باش! ـ @berkeye_kohan ـ ‌

تنها گوش کنید.

Repost from poshteh
#قادسیه #علی_شیبانی @ali_sheybanee

‌ شرحِ کاملِ غزلی فوق‌العاده زیبا و شاهکار از «بیدلِ دهلوی» با مطلعِ تهمتِ افسردگی بر طینتِ عاشق خطاست ناله هرجا آینه گردید، آزادی‌نماست... در کانالِ یوتیوبِ ما به لینکِ زیر ـ https://youtu.be/4tyh4txNssk?is=GWNrb98oF0aSxWum مشاهده‌یاین ویدئو به دوستدارانِ اعلی‌حضرت بیدلِ بی‌بدیل پیشنهاد می‌شود. پیشاپیش سپاس از توجه و همراهی شما. ‌

Repost from غزل‌شعر
بر تحمل زن که می‌گردد در این دیر نفاق صلح از تعجیل جنگ و جنگ از تاخیر، صلح بیدل

‌ بندرعباس و قشم خط قرمز نبودن ولی بیروت خط قرمز بود. به نظرتون مملکت رو حزب‌الله رهبری نمی‌کنه؟ چرا باید لبنان توی شرط آتش‌بس لحاظ بشه؟ به نظر من مملکت افتاده دست حزب‌الله لبنان. ‌

Repost from poshteh
آشفته و درمانده و بیمار و سرگردان بازیچه‌ی مشتی حرامی‌‌های بی‌وجدان یادم نمی‌آید چه روزی یا چه سالی بود که خنده‌هامان از ته دل بود، ای ایران ایران! عزیز بی‌کسم! ایران من! ایران! ایران! تو ای بنیاد بنیان‌های بی‌پایان ایران من! تبریز! ای بوشهر و آبادان ای بلخ! ای قونیه! ای شیراز! ای تهران ای طوس! ای شیران نر پرورده در دامان ای مادر فردوسی ای در دامنت اخوان... ما را ددان چون گله‌ها از هم رمانیدند هم از سگان دزد خوردیم و هم از چوپان نه زنده‌ی این زندگی هستیم نه مرده چون لاشه‌ای در رود در جریان ولی بی‌جان بستند و پاییدند... محضرهاش جاویدند با دشمنان خونی تاریخ تو پیمان آن روز... روز قادسیه قوس یا عقرب... آن روز یادت هست؟ روز چندم آبان... ما چند جان باید به دنیا پس دهیم ای دوست؟ تا کی دمادم اشک و گریه تحت هر عنوان؟ ما زندگی کردیم؟ یا که زندگی ما را...؟ کی یا کجا جان کندن ما می‌شود جبران؟ نه با هزاران چشم بر رویش زمین پر شد نه سنگسار مفتی مشتاق در کرمان از سهرورد ای کاش اشراقی عیان می‌گشت یا زنده می‌شد از تنور پیر زن توفان بادا که باد از داد و آبادی شمیم آرد بادا درون خود شکوه دشمنت ویران! #علی_شیبانی چند بیت بداهه در وصف مادرمان ایران @ali_sheybanee

@literature9 جادوی شنیدن صداهای باستانی تخت‌ جمشید از دهان عبدالمجید ارفعی که به تازگی رفتند... در مستند پرسپولیس - شیکاگو ساخته آرد عطارپور. @litera999

Repost from مهدی خضری
سلام به همه ممنون میشم در نظر سنجی زیر شرکت کنید آخه نتیجه ش برام مهمه ♥️ روحیه ی شما با کدام مصراع سازگار تر است؟
Anonymous voting

‌ مولانا، خطاب به وزیرِ ارتباطات: تو برای وصل کردن آمدی یا برای فَصل کردن آمدی؟ «مثنوی / دفتر دوم / داستان موسی و شبان» ـ @berkeye_kohan ـ ‌

‌ کثیف‌ترین قشر جامعه رو توی این سه ماه شناختیم. همون قشری که اینترنت رو با قیمت یک ملیون و دوملیون به ازای هر یک گیگ فروختن به مردم. وقتی عرضه زیاد شد قیمتشون اومد روی گیگی دویست هزار تومن. الان هم که اینترنت وصل شده همون کثافتا همون کانفیگا رو دارن میدن گیگی بیست‌هزار تومن. هرچی از کثافت بودن و پلشت بودن و پلید بودنِ این قشر بگیم کمه. امیدوارم یه روز اصل کاریاشون رو پیدا کنیم. خیانت اینا عین جنایت بود و جنایتشون عین خیانت. من با این که شغل و تنها راه درآمدک یوتیوب هست، از این دیوثا کانفیگ نخریدم. امیدوارم شما هم اگر براتون واجب نبوده، نخریده باشید. اگر دوباره نتا رو قطع کردن، خواهش می‌کنم ازشون نخرید. ‌ ‌

‌ ‌برداشت مرا به عشق و شورم انداخت در باوری از سر غرورم انداخت من تاسِ قمار توی دستش بودم بوسید مرا محکم و.... دورم انداخت «حمید زارعیِ مرودشت» ـ @berkeye_kohan ـ ‌

‌ مرگ می‌خندد به فهمِ غافلِ من تا ابد بی تو گر یک‌لحظه خود را زنده باور می‌کنم «بیدلِ دهلوی» ـ @berkeye_kohan ـ ‌

‌ به هر زمین که رسیدم ز قحط‌سالِ اقامت گریستم نفسی چند و چون سحاب...... گذشتم! «بیدلِ دهلوی» ـ @berkeye_kohan ـ ‌

‌ کانال برکه‌ی کهن، به جز تلگرام، هیچ‌گونه فعالیتی در پیام‌رسان‌های دیگر ندارد و اگر احیانا فعالیتی با این نام مشاهده فرمودید ارتباطی با این‌جانب ندارد. با سپاس «حمید زارعیِ مرودشت» ‌

‌ پیشِ چشمت داشتی شیشه‌ی کبود پس همه عالم کبودت می‌نمود «مولانا / مثنوی» ـ @berkeye_kohan ـ ‌

‌ زمان ز مرگِ بسی چون تو پند داد تو را برو ز مردنِ امثالِ خویش عبرت گیر «سیفِ فرغانی» ـ @berkeye_kohan ـ ‌

‌ ای بسا شيخی که ارشادش دليلِ گم‌رهی‌ست غول، اکثر راهِ خلق از شمع و مشعل می‌زند «بیدلِ دهلوی» ـ @berkeye_kohan ـ ‌

‌ ‌ خانه‌ها لانه‌ی روباه شد از ویرانی شهرها خانه‌ی شطرنج شد از بی‌شاهی «سیف فرغانی» ـ @berkeye_kohan ـ ‌

‌ رباعی جلیل صفربیگی که فدا کردنِ جان و خونِ جوانان را «شلوغ‌بازی» می‌نامد. من چندبار با این آقا زاویه پیدا کرده بودم. اما با
‌ رباعی جلیل صفربیگی که فدا کردنِ جان و خونِ جوانان را «شلوغ‌بازی» می‌نامد. من چندبار با این آقا زاویه پیدا کرده بودم. اما با این رباعی تکلیف خیلی چیزها را روشن کردند. آیا الان واقعاً وقتِ سرودن چنین چیزی بود؟ ایشان یا خیلی وقت‌نشناس هستند یا خیلی فرصت‌شناس. ‌