uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

دیوانگارد

دیوانگارد

Відкрити в Telegram

از دیوانه بترس

Показати більше
3 097
Підписники
-124 години
Немає даних7 днів
+1630 днів
Архів дописів
photo content

با این قابلیت تازه آشنا شدم آماده باشید که بعد از این هرچی کتاب بخونمو اینجا هم میذارم.

شما فیلم و سریالای خارجیتونو از کجا دانلود می‌کنید؟ http://t.me/HidenChat_Bot?start=94088397

«شکار خرچنگ آسان است. یکی را که می‌گیری، بقیه در نمی‌روند. بقیه را تا وقتی بلند نکرده‌ای، اصلا حالی‌شان نمی‌شود که تو آنجایی. تازه، آن موقع هم چیزی حالی‌شان نمی‌شود. خرچنگ‌ها به ما آدم‌ها درسی می‌دهند، نوهٔ من، درسی که باید یادت بماند: هر چوبی که به چنگکت می‌افتد، ارزشِ گرفتن ندارد. گاهی گرفتن یک چوب عوضی ممکن است کلکت را بکند. پس خوب فکر کن، عزیز من، که کدام چوب را بگیری و کدام را نگیری. فقط در جبهه‌هایی بجنگ که ارزشش را داشته باشد. بگذار بقیه بگذرند. و حتی وقتی ضربهٔ چوب محکم بود، یاد بگیر که بهش چنگ نزنی.» خریدن لنین/ ترجمهٔ امیرمهدی/ حقیقت نشر ماهی. #بیاموزیم

حالا اینو بخونید:

پدربزرگ یک گونی و یک چوب می‌داد دستم. صدها خرچنگِ جنبان زیر پاهامان بودند: «چوب را آهسته به چنگک‌هاشان بکش، بهشان سیخونک بزن. خرچنگ‌ها با همهٔ زورشان چوب را محکم می‌گیرند.» یاد گرفته بودم چطور از زمین بلندشان کنم و توی گونی بتکانمشان. یکی یکی جمعشان می‌کردم‌. پدربزرگ اغلب می‌گفت: «شکارهای ساده‌ای‌اند. یکی را که می‌گیری، بقیه در نمی‌روند. تا وقتی بلندشان نکردی، اصلا حالی‌شان نیست که تو هستی. همان موقعش هم چیزی حالی‌شان نمی‌شود. این به ما آدم‌ها درسی می‌دهد، مگر نه؟»

اول اینو بخونید:

می‌گیری چی میگه؟ میگه هر چیزی رو از هر کسی نخواه.

نزد تهی‌دستان رفتن سودی ندارد. تهی‌دستان حتی اگر بخواهند که به ما چیزی دهند، نمی‌توانند. هلن/ اوریپید/ ترجمهٔ غلامرضا شهبازی/ نشر بیدگل.

مُردگان دست کم از اندوه در امان‌اند. زنان تروا/ اوریپید/ ترجمهٔ غلامرضا شهبازی/ نشر بیدگل.

میذاری ازت سوء استفاده کنن و فکر می‌کنی مهربونی؟ با کی؟

قلبم به سینه‌ام روحم به تنم سنگینی می‌کنه.

وقتی کار به جایی می‌رسه که شروع می‌کنم به شمردن چیزایی که دارن آزارم میدن اونوقته که می‌بینم چیزای آزاردهندهٔ زیادیو دارم تحمل می‌کنم تا قبل از اون تا وقتی که کار از کار بگذره تنها کاری که می‌کنم تحمل کردنه.

وقتی کار به جایی می‌رسه که شروع می‌کنم به شمردن چیزایی که دارن آزارم میدن اونوقته که می‌بینم چیزای آزاردهندهٔ زیادیو دارم تحمل می‌کنم تا قبل از اون تا وقتی که کار از کار بگذره تنها کاری که می‌کنم تحمل کردنه.

مهربانیِ ناخواسته، به هیچ روی، مهربانی نیست. زنان تروا/ اوریپید/ ترجمهٔ غلامرضا شهبازی/ نشر بیدگل.

photo content

با آنکه می‌خواست نمی‌توانست هیچ‌ سخنی بگوید، چه سان دلش از غم‌ فشرده شده بود. ایلیاد و اودیسه/ هومر/ ترجمهٔ سعید نفیسی/ نشر هرمس.

چطور می‌تونی انقدر نباشی؟

#بی‌بدیل
#بی‌بدیل