3 097
Підписники
-124 години
Немає даних7 днів
+1630 днів
Архів дописів
3 097
با این قابلیت تازه آشنا شدم
آماده باشید که بعد از این هرچی کتاب بخونمو اینجا هم میذارم.
3 097
«شکار خرچنگ آسان است. یکی را که میگیری، بقیه در نمیروند. بقیه را تا وقتی بلند نکردهای، اصلا حالیشان نمیشود که تو آنجایی. تازه، آن موقع هم چیزی حالیشان نمیشود. خرچنگها به ما آدمها درسی میدهند، نوهٔ من، درسی که باید یادت بماند: هر چوبی که به چنگکت میافتد، ارزشِ گرفتن ندارد. گاهی گرفتن یک چوب عوضی ممکن است کلکت را بکند. پس خوب فکر کن، عزیز من، که کدام چوب را بگیری و کدام را نگیری. فقط در جبهههایی بجنگ که ارزشش را داشته باشد. بگذار بقیه بگذرند. و حتی وقتی ضربهٔ چوب محکم بود، یاد بگیر که بهش چنگ نزنی.»
خریدن لنین/ ترجمهٔ امیرمهدی/ حقیقت نشر ماهی.
#بیاموزیم
3 097
پدربزرگ یک گونی و یک چوب میداد دستم. صدها خرچنگِ جنبان زیر پاهامان بودند: «چوب را آهسته به چنگکهاشان بکش، بهشان سیخونک بزن. خرچنگها با همهٔ زورشان چوب را محکم میگیرند.» یاد گرفته بودم چطور از زمین بلندشان کنم و توی گونی بتکانمشان. یکی یکی جمعشان میکردم.
پدربزرگ اغلب میگفت: «شکارهای سادهایاند. یکی را که میگیری، بقیه در نمیروند. تا وقتی بلندشان نکردی، اصلا حالیشان نیست که تو هستی. همان موقعش هم چیزی حالیشان نمیشود. این به ما آدمها درسی میدهد، مگر نه؟»
3 097
نزد تهیدستان رفتن سودی ندارد. تهیدستان حتی اگر بخواهند که به ما چیزی دهند، نمیتوانند.
هلن/ اوریپید/ ترجمهٔ غلامرضا شهبازی/ نشر بیدگل.
3 097
مُردگان دست کم از اندوه در اماناند.
زنان تروا/ اوریپید/ ترجمهٔ غلامرضا شهبازی/ نشر بیدگل.
3 097
وقتی کار به جایی میرسه که شروع میکنم به شمردن چیزایی که دارن آزارم میدن
اونوقته که میبینم چیزای آزاردهندهٔ زیادیو دارم تحمل میکنم
تا قبل از اون
تا وقتی که کار از کار بگذره
تنها کاری که میکنم تحمل کردنه.
3 097
وقتی کار به جایی میرسه که شروع میکنم به شمردن چیزایی که دارن آزارم میدن
اونوقته که میبینم چیزای آزاردهندهٔ زیادیو دارم تحمل میکنم
تا قبل از اون
تا وقتی که کار از کار بگذره
تنها کاری که میکنم تحمل کردنه.
3 097
مهربانیِ ناخواسته، به هیچ روی، مهربانی نیست.
زنان تروا/ اوریپید/ ترجمهٔ غلامرضا شهبازی/ نشر بیدگل.
3 097
با آنکه میخواست نمیتوانست هیچ سخنی بگوید، چه سان دلش از غم فشرده شده بود.
ایلیاد و اودیسه/ هومر/ ترجمهٔ سعید نفیسی/ نشر هرمس.
