ru
Feedback
دیوانگارد

دیوانگارد

Открыть в Telegram
3 071
Подписчики
-224 часа
-207 дней
-3430 день
Архив постов
به تو حاصلی ندارد ...

Repost from N/a
آه کمالگرایی! دهان ما بی‌ تو چگونه بود؟

دوست‌داشتن تو شاید سخت باشه ولی اینجوری نیست که هیچ‌کس نتونه انجامش بده.

ایمیلتون رو چک کنید.
ایمیلتون رو چک کنید.

این روزا دلم از رنج‌های ورتر جوان خونه.

این روزا دلم از رنج‌های ورتر جوان خونه.

به خودم می‌گویم باید در تمام قانون‌های اساسی دنیا این حق غیرقابل مصادره نوشته شود که هرکس بتواند هر وقت بخواهد به مکان‌های مقدس کودکی‌اش بازگردد. به او دسته کلیدی بدهند که درِ تمام آپارتمان‌ها، ویلاها و باغچه‌هایی را که کودکی‌اش در آن گذشته به رویش باز کنند و به او اجازه دهند ساعت‌ها در قصرهای زمستانیِ خاطراتش پرسه بزند. مالکان جدید هرگز نخواهند توانست سد راه این زائران زمانی شوند. من به این مسئله ایمان دارم و اگر قرار باشد روزی دوباره درگیر فعالیت‌های سیاسی شوم، به خودم می‌گویم که این تنها نکتۀ برنامه‌امدخواهد بود، تنها وعدۀ تبلیغاتی‌ام... ناگازاکی/ اریک فی/ ترجمۀ محمود گودرزی/ انتشارات هیرمند.

شب‌ها همین که می‌خوابیدم همیشه یک فکر به سراغم می‌آمد: تمام این‌ها یک نمایش طنز است. یک شوخی بزرگ. دیر یا زود به من توضیح می‌دهند. از من عذر و پوزش می‌خواهند و بالاخره می‌فهمیدم. همه به دانش دسترسی پیدا خواهیم کرد. پیش‌بینی شده است، اما نمی‌دانیم چه موقع. کافی است صبر داشته باشیم. آن وقت از این نمایشنامۀ تئاتر پوچی خواهیم گریخت. سرنخ ما را به سمت خروجی اضطراری راهنمایی خواهد کرد. اما نه، هیچ. هر شب با خیال راحت دراز می‌کشیدم. این یک شوخی است و شب همه‌چیز را سر جای خودش برمی‌گرداند ... ممکن نیست همه‌چیز تا این حد بی‌معنی باشد: ستارگان، باد، آدم‌ها. اگر چیزی باشد که در طول این هفته‌ها به آن ایمان‌ آورده باشم، این است: معنا وجود ندارد. یعنی از قبل وجود نداشته. انسان مفهومِ «معنا» را ابداع کرده تا مرهمی بر تشویش‌هایش بگذارد و جست‌جوی آن تمام وقتش را می‌گیرد و او را وقف خود می‌کند. ناگازاکی/ اریک فی/ ترجمۀ محمود گودرزی/ انتشارات هیرمند.

نقطۀ اشتراک من با این مرد که نه مایۀ سربلندی است و نه سرافکندگی فقط یک چیز است: هیچ بودن. به جز این، هیچ چیز دیگری ما را به هم نزدیک نمی‌کند. هیچ‌ها اغلب زمین تا آسمان با هم فرق دارند. ناگازاکی/ اریک فی/ ترجمۀ محمود گودرزی/ انتشارات هیرمند.

زیاد اهل کابوس دیدن نیستم. آخرین کابوس‌هایی که آمده بود سراغم متعلق به سال‌ها قبل بود [...]. چه کسی از تمام چیزهایی که به سطح ضمیر می‌آید اطلاع دارد؟ شب، ناگهان دری مخفی باز می‌شود و اجازه می‌دهد شخصیت‌های بی‌آبرویی که از افکار روزانه‌مان بیرون رانده شده‌اند، بیایند و انتقام بگیرند. خیال می‌کردیم آن‌ها را اخراج کرده‌ایم، ولی آنها منتظر زنگ نیمه‌شب بودند تا دوباره روی صحنۀ تئاتر شبانه‌مان ظاهر شوند، از اسب تروا پایین بیایند و وحشت‌پراکنی کنند. ناگازاکی/ اریک فی/ ترجمۀ محمود گودرزی/ انتشارات هیرمند.

فکری به سرش می‌زند که به گوشش مثل یک آیۀ انجیل می‌آید: خوش به سعادت فراموشکاران، زیرا که گذشته رنج و عذاب است. ناگازاکی/ اریک فی/ ترجمۀ محمود گودرزی/ انتشارات هیرمند.

طبیعی است، استفراغ حال آدم را بهتر می‌کند. در چیزی که بیرون می‌اندازیم واژه‌هایی هست که در سر می‌چرخد و هضم نمی‌شود. ناگازاکی/ اریک فی/ ترجمۀ محمود گودرزی/ نشر هیرمند.

کاش انقدر وابسته به زمینه نبودی بشر کاش وابسته به هیچی نبودی بشر.

#یوشیاکی
#یوشیاکی

#یوشیاکی
+1
#یوشیاکی

حالا که اینو فرستادم اینم از نامۀ قبلی می‌فرستم:

#یوشیاکی
+1
#یوشیاکی

تو زندگیم به همۀ چیزای بدی که می‌خواستم رسیدم.

در تمام طول زندگی‌ام صدای زنگ تلفنی که کمکم کند تا از واقعیت فرار کنم وجود نخواهد داشت. باید واقعیت را بپذیرم. برادوی: نمایش مضحک زندگی/ فابریس کارو/ ترجمۀ عباس عبدالملکی/ نشر خوب.

هر اتفاقی به خودی خود به یک اندازه کمدی و تراژدی است؛ مسئله موقعیت است. برادوی: نمایش مضحک زندگی/ فابریس کارو/ ترجمۀ عباس عبدالملکی/ نشر خوب.