دیوانگارد
Открыть в Telegram
3 059
Подписчики
-124 часа
-157 дней
-2930 день
Архив постов
3 060
شیر بدون لاکتوز رو میشه شب هم خورد البته گرمش کنید
از طرف یکی که دلش میخواد معدش رو بندازه جلو سگ و تا آخر عمرش با فوتوسنتز زندگی کنه.
3 060
Repost from در جستجوی شادی
قبل از اینکه بخوام دوباره آشپزیو شروع کنم
فکر میکنم بد نباشه بهعنوان آدمی که بیشتر عمرشو با معدهدرد سروکار داشته یه سری نکات رو درمورد چیزایی که میخورید و ممکنه معدهاتون رو اذیت کنه بگم.
3 060
پادشاه دیگر گریه نمیکرد. همهچیز را در خود کشته بود. اما خود او به خوبی میدانست اگرچه زخمی بهبود یابد اما جای آن تا ابد باقی خواهد ماند.
یَکُلیا و تنهایی او/ تقی مدرسی/ انتشارات فرهنگ جاوید.
3 060
- [...] لاویان میخوانند: «اعمال خدا را ملاحظه نما، زیرا کیست که بتواند آنچه را که او کج ساخته است راست نماید.»
عسابا زیر لب گفت:
- برای همین است که در روی زمین راستی وجود ندارد.
شائول به طرف او نگاه کرد و گفت:
- همینطور است مولای من. راستی به چشمان کج دیده نمیشود.
یَکُلیا و تنهایی او/ تقی مدرسی/ انتشارات فرهنگ جاوید.
3 060
[...] اما تو باید به خاطر داشته باشی که جهالت ترحمانگیز است. اگرچه مردمان جاهل کینه میورزند، اما همانطور که اسبهای مجروح دل انسان را به سبب بیزبانیشان به درد میآورند و انسان از لگدهای وحشیانه حیوان خشمناک نمیگردد و به زخمش مرهم میگذارد، نادانی را باید با محبت رام کرد. انسان با محبت رشد میکند و با گذشت کامل میگردد.
یَکُلیا و تنهایی او/ تقی مدرسی/ انتشارات فرهنگ جاوید.
3 060
هوسها هیچوقت کوچک نیستند. کوچک ما هستیم که نمیتوانیم از آنها بگذریم.
یَکُلیا و تنهایی او/ تقی مدرسی/ انتشارات فرهنگ جاوید.
3 060
ما یَهُوَه را آنچنانکه سزاوار میباشد ستایش نمیکنیم، بلکه آنطور که با طبایع ما سازگار است با او حرف میزنیم.
یَکُلیا و تنهایی او/ تقی مدرسی/ انتشارات فرهنگ جاوید.
3 060
انسان زنده احتیاج به آرامش ندارد. آرامش گور زندگی است.
یَکُلیا و تنهایی او/ تقی مدرسی/ انتشارات فرهنگ جاوید.
3 060
برای پذیرش هرچیزی به زمان نیاز دارم
این به این معنا نیست که وقتی باهاش روبهرو میشم، نفمیفهمم یا انکارش میکنم
من فقط به زمان بیشتری برای کنار اومدن باهاش نیاز دارم
برای اینکه بتونم اونی که تجربه کردهام رو بپذیرم و بهش واکنش نشون بدم
نیاز دارم تا مدتی از نزدیک نگاش کنم، با وجودش زندگی کنم و بهش عادت کنم
اون وقته که میتونم مثل چیزای دیگه نسبت بهش واکنش نشون بدم.
3 060
از هرچیزی که تبدیل به چیز دیگهای میشه بدم میاد
از هرچیزی که جوری از بین میره که انگار هیچوقت وجود نداشته بدم میاد
از هرچیزی که ناپدید میشه
از هرچیزی که به فراموشی سپرده میشه
جوری که انگار هیچوقت اتفاق نیوفتاده
بدم میاد
از آخرین/ تنها تجربهگر، تماشاگر چیزی بودن بدم میاد
از تغییر واقعیت حتی اگه برای دستکاری حافظۀ من اتفاق نیوفتاده باشه بدم میاد
مثل ذرات آبی که با حرارت زیاد بخار میشن
مثل در هوا معلقشدن ذرات چوبی که سوخته و خاکستر شده
مثل خشکشدن قطرههای بارونی که از آسمون به زمین سقوط کردهان
نمیخوام شاهد ناپدیدشدن ظلم آدما در حق خودم باشم
حتی اگه عدالتی برقرار نشه
نمیخوام رنجی که بهم دادن به چیز دیگهای تبدیل شه/ از خاطرم بره
کاش کارای بدی که آدما انجام میدن و خیلی راحت ازش میگذرن، مثل حبابهای رنگی قابل مشاهده، تا آخر عمر، دور سرشون به پرواز درمیومد و هیچوقت ازشون جدا نمیشد
تا هیچکس -ومهمتر از اون، خودِ اون آدم- هیچوقت از خاطر نبره که با بقیه چیکار کرده.
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
