911
Підписники
-124 години
-17 днів
+330 день
Архів дописів
911
🍂
هنگامیکه فاصلهٔ میان پوچی رؤیاهایش را، وقتی کوچکترین نشانهای از امید وجود نداشت، با واقعیت تلخ و بیرحمانهٔ ناامیدیاش سنجید، تازه فهمید که انگیزهی زندهبودنش اتفاقات و رویدادهای خیالیِ زندگی نیست.
بیاحساس/
مارسل پروست
برگردان: مینو مشیری
@digargoone
911
🍂
میخواست فریاد بزند
دیگر نمیتوانست
کسی نبود که بشنودش
کسی نمیخواست بشنود
از اینرو او از صدای خودش میترسید
و آن را در خود فرومیخورد
سکوتش منفجر میشد
تکههای بدنش به هوا پرتاب شده بود
با دقت تمام آنها را جمع میکرد
بیهیچ صدایی
در جاهای خودشان میگذاشت
و فاصلهها را پر میکرد
یانیس ریتسوس
@digargoone
911
🍂
سپیدهدم
دیگرگونهای از مهستی
ترانه: فرخ تمیمی
آهنگ: سعید مهناویان
تنظیم: کاظم رزازان
@digargoone
911
🍂
چرا برای درد یک نفر دیگر اشک میریزی؟ اشکهایت را نگه دار برای وقت ماتم خودت، وقتی تنها شدی! وقتی تنهایی خواست دلت را بشکند و کسی را نداشتی...
بانوی میزبان/
داستایفسکی
برگردان: سروش حبیبی
@digargoone
911
🍂
چقدر سخت است انسان آنچه را که میداند
نتواند بازگو کند
بگوید من... و سکوت کند
بگوید تو...
و به گریه بیفتد.
ناظم حکمت
@digargoone
911
ناخدا
دیگرگونهای از سیاوش قمیشی
ترانه: مهدی رحیمزاده
آهنگ: سیاوش قمیشی
تنظیم:بهمن کاظمیان
@digargoone
911
اما ناگهان، یک وقت میفهمی که فراموش کرده بودی همهی اینها بازیای بیش نبود و به گريه میافتی.
خاطرات/
سیلویا پلات
برگردان: مهسا ملک مرزبان
@digargoone
911
مرا دفنِ سراشیبها کنید که تنها
نَمی از بارانها به من رسد
اما
سیلابهاش از سر گذر کند
مثل عمری که داشتم
بیژن الهی
@digargoone
911
همه میروند، اما یک شاهد خاموش میماند. نه از سر دلتنگی، که از سر فهمیدن. پرندهها راه خودشان را بلدند، فصلها کار خودشان را میکنند و هرکس دیر یا زود، به سمت افق خودش میرود. بزرگ شدن همین است که دیگر برای ماندن هر چیزی، دلیلی نمیخواهی و برای رفتن آن چیزها هم سوالی نمیپرسی. میگذاری هرچیز، اندازهی خودش در روزگارت باشد؛ بعضیها شبیه راه هستند، بعضیها همفصل، و بعضیها فقط منظرهای در بخشی از مسیر.
در این راه فقط تو میمانی و جای زخمهایی که شبیه عضوی از تنت تا همیشه همراه تو خواهند بود و تو میخواهی فراموش کنی بدون امکان فراموشی. 🌓
911
داستانهایی متروکه، مثل خانههای متروکه پر از چیزهای اضافی ، پر از چیزهای بهدردنخور ، پر از سکوتهایی چندساله پر از غبارهایی لایه لایه...
پر از عادت به خودشان از طریق خودشان، پر از آرامش این همه کنار هم، پر از اذیت نکردن همدیگر، پر از کاری به کار هم نداشتن، داستانهایی پر از این که میخواستند از اول مرده باشند، داستانهایی که خواسته بودند تنها باشند، داستانهایی که تنهاییشان آنها را تسلیم چیز دیگری نکرده بود، داستانهایی پر از تنهایی خودشان...
پناهندهها را بیرون میکنند/
شهرام شیدایی
@digargoone
911
گاهی زن بودن یعنی، هر صبح از نو خودت را از آوار دیروز جمع کنی.
عاشق/
مارگریت دوراس
برگردان: قاسم روبین
@digargoone
911
همچون گفتوگو واردِ کوچه میشوم
برای شب اهمیتی ندارم.
شب
همان فرداشب است و خداست
برای خدا اهمیتی ندارم
یکی را دوست دارم
دوست داشتن
درختیست که در یک لحظه پرندهها خالیاش میکنند
و جادوی تنهایی را که به برگهای قرمز میزند
حس میکنم.
ملیح جودت آندای
برگردان: شهرام شیدایی
@digargoone
911
شناس عالمی، اما
شناسنامه نداری
ودائم الغمی اما
خودت ادامه نداری
غرور منقطع النسل
عماره ساز خرابی
تو برگزیده نبودی
قبول کن که نبودی
قبول کن که رسولی
بدون معجزه هستی
بلند مسئله هستی
ولی بدون کتابی
حسین صفا
گفتوگو در آینه@digargoone
911
🍂
چیزی که ما از آن عمیقاً و شخصاً رنج میبریم، برای دیگران غیرقابلدرک و غیرقابلدسترسی است.
نیچه
حکمت شادان/
نیچه
برگردان: جمال آلاحمد، سعید کامران، حامد فولادوند
@digargoone
911
🍂
چرا
ما
در این خیابان
پرسه زدیم؟
ما که پایانِ این خیابان را
میدانستیم
...
آیا ما سزاوار بودیم
تمام خیابان را در باران برویم
و در انتهای خیابان کسی در انتظار ما نباشد؟!
احمدرضا احمدی
@digargoone
911
🍂
طریق درست عشق ورزیدن همین بود، بیهراس، بیحد و مرز، بیاندیشهی فردا و سپس بیپشیمانی.
هیاهوی زمان/
جولین بارنز
برگردان: پیمان خاکسار
@digargoone
