914
订阅者
+124 小时
+47 天
+230 天
帖子存档
914
لالایی کوردی
دیگرگونهای از مظهر خالقی
شعر: فولکلور کوردی
تنظیم: مجتبی میرزاده
تو نامری ناوت ئه بیته رهمز@digargoone
914
🍂
آنقدر با احتیاط زندگی کردم، به گمان اینکه کسی نظارهگرم است. اما صحنه خالی بود. تماشاگر هرگز نیامد.
اوسامو دازای
@digargoone
914
🍂
چیزی که سقوط کرد در اندرون سکوت حرف آخرم من بود
آینهگذرها/
آلخاندرا پیثارنیک
برگردان: کیوان طهماسبیان
@digargoone
914
🌓
در گلویم صدای پایی نیست
در سرم گوش آشنایی نیست
مینشینم کنار پنجره، تا
متوسل شوم به سیگارم
حسین صفا
@digargoone
914
🌓
دیگرگونهی وصیت
صدا:محسن چاوشی
شعر: حسین صفا
آهنگ، تنظیم: محسن چاوشی
آوا: حجت اشرفزاده
@digargoone
914
🍂
: نمیتوانم گریه کنم. میخواهم گریه کنم اما نمیتوانم گریه کنم.
باید گریه کنم اما نمیتوانم…
همهاش در آسمان بود/
سپیده صریحی
@digargoone
914
🍂
بعضی روزها
انسان فقط خستهست
نه تنهاست
نه غمگین
و نه عاشق
فقط خستهست.
ایلهان برک
برگردان: سیامک تقیزاده
@digargoone
914
🍂
آنکه سکوت را انتخاب کرده، در واقع یکبار
همهچیز را گفته است.
کنار درخت زیتون/
سیامک تقیزاده
@digargoone
914
🍂
برگ
دیگرگونهای از سیاوش قمیشی
ترانه: مریم قاضی
آهنگ: سیاوش قمیشی
تنظیم: اروین خاچیکیان
@digargoone
914
🍂
سردم است، مثل بچهها گریه میکنم
دلم میخواهد هرجایی جز اینجا باشم
از خودم میپرسم با چه حالی برگردم خانه
رو به آسمان میکنم؛ حتا یک ستاره هم در آسمان نیست، گریهام بیشتر و بیشتر میشود، امیدم از همه جا ناامید شده
کاش کسی جایی منتظرم باشد
این آرزوی زیادی است؟
دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد/
آنا گاوالدا
برگردان: الهام دارچینیان
@digargoone
914
🍂
کبریت زدم
تو برای این روشنایی محدود گریستی
سراپا در باد ایستادم
من فقط یک نفرم
اما اکنون هزاران پرنده را در باد به یغما میبرند
از مهتاب که به خانه بازگردم
آهنها زنگ خوردهاند
شاعران نشانی باد را گم کردهاند
زنبوران عسل را فراموش کردهاند
افق بیروشنایی در دستان تو نازنین جان میبازد
من گل سرخ بودم
که سراسرِ مهتاب را شکستم
مردمکان چشمانم را رها میکردم
که شهر را از دور ببینم
دیده بودم تصویری از عشق ندارم
احمدرضا احمدی
@digargoone
914
سهم من
دیگرگونهای از علیرضا عصار
ترانه: افشین مقدم
آهنگ: علیرضا عصار
تنظیم: فؤاد حجازی
@digargoone
914
🍂
چه دردناک است که کسی نشانی محبوبش را نداند.
بینوایان/
ویکتور هوگو
برگردان: صدف محسنی
@digargoone
914
🍂
برگها در سقوطاند تو گویی از ارتفاعی بلند.
انگار درختزاران در فضای تهیِ آسمان در کشاکشِ مردناند.
هر برگ چنان میافتد انگار علامت داده باشد «نه».
و امشب زمین سنگیندلانه افول میکند.
میرمد از ستارگان در تنهایی خود.
میافتیم. پایین میآید این دستِ من.
و این یکی دست هم. در همهی اینها سقوط هست.
عجب اما، که هنوز کسی هست که دستهاش در نهایتِ آرامیاند.
کسی که سقوط را میگیرد که نیافتد.
راینر ماریا ریلکه
@digargoone
914
🍂
و من همیشه میخوردم به دری که بسته بود، یا میرسیدم به جمعیتی که راه نمیدادند، حتی به عمد دست دراز میکردند تا نگذارند جلوتر بروم. میدانستم که نمیرسم، اما رفتم، تمامِ شب، تمامِ روز.
نیمهی تاریک ماه/
هوشنگ گلشیری
@digargoone
914
🍂
هر کسی
یک امید
یک عُصیان
یک از دست دادن
یک درد
یک تنهایی
یک اندوه
در خود دارد.
زیرا
از درونِ هر کس
یک نفر رفته است
و هر کاری که میکند
نمیتواند او را بدرقه کند.
گوشهی قلب تمام آدمها
یک صندلی خالیست
و باد
همیشه از همان سمت آدمها را میبرد.
سمتی که کسی باید باشد و نیست.
فاتح پالا
برگردان: سیامک تقیزاده
@digargoone
