907
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
907
🌓
دیگرگونهی ابرای پاییزی
صدا: محسن چاوشی
ترانه : امیر ارجینی
آهنگ: محسن چاوشی
تنظیم: شهاب اکبری
@digargoone
907
شاید میخواهم گریه کنم، یعنی باید گریه کنم. چون لابد وقتی نمیشود فریاد زد یا شیشهها را شکست، باید گریه کرد.
شرق بنفشه/
شهریار مندنیپور
@digargoone
907
🌓
چشمهای تو قوطیِ رنگاند
همه جا را سیاه میگیرد
به تو نزدیک میشود شبِ من
نفسم بوی ماه میگیرد
ما بناهای محکمی بودیم
بولدوزرها خرابمان کردند
بعد از آن هر خرابهای ما را
با خودش اشتباه میگیرد
به هوای قدم زدن در شهر
خانه را گاه ترک میگفتیم
گاه دیوار کورکورانه
پشت قابی پناه میگیرد
مهرههای سیاه میآیند
مهرههای سفید میسوزند
سقف هر خانهی سفیدی را
آسمانی سیاه میگیرد
لاک پشتی که راهیِ دریاست
پیش پای تو غرق خواهد شد
چمدانی که رفته قلب من است
که در آغاز راه میگیرد
هر درختی که بر زمین افتاد
هرچه گنجشک بود را پَر داد
خون بهای درختها را باغ
از منِ بیگناه میگیرد
صبح امروز کاملا تلخ است
میتوان چای دم نکرد امروز
استکان را که میبرم به دهان
چای هم طعم آه میگیرد
حسین صفا
@digargoone
907
🍂
اگر از من بپرسند این روزها مهمترین و اصلیترین ویژگی زندگیات چیست؟ پاسخ خواهم داد بیخوابی.
...
شبنخوابیدن یعنی اینکه هر لحظه به غیرطبیعیبودنت اعتراف کنی، به همین دلیل بیصبرانه منتظر فرارسیدن صبح و روزِ روشن میمانم، یعنی زمانی که حق دارم نخوابم.
داستان ملالانگیز/
آنتون چخوف
برگردان: آبتین گلکار
@digargoone
907
🍂
من مثل باد
با برگهای باغ شما قهرم
من با بهار باغ شما قهرم
من در نگاه قوم شما گیجم...
هوشنگ چالنگی
@digargoone
907
پوست شیر
دیگرگونهای از حمید حامی
ترانه: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: واروژان
تنظیم دوباره: علی موثقی
@digargoone
907
🍂
من از جهان بی تفاوتی فکرها و حرفها و صداها میآیم
و این جهان به لانهی ماران مانند است
و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست
که همچنان که تو را میبوسند
در ذهن خود طناب دار تو را میبافند
سلام ای شب معصوم...
انسان پوک
انسان پوک پر از اعتماد
نگاه کن که دندانهایش
چگونه وقت جویدن سرود میخوانند
و چشمهایش
چگونه وقت خیره شدن میدرند
و او چگونه از کنار درختان خیس میگذرد
صبور
سنگین
سرگردان.
ایمان بیاوریم...
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
فروغ فرخزاد
@digargoone
907
🍂
اندوهش را نهان کرد، و عشقاش را مانند تابوتی که به دریا میاندازند به اعماق قلبش افکند.
زن سیساله/
انوره دو بالزاک
برگردان: کوروش نوروزی
@digargoone
907
🍂
دیگر منتظر کسی نیستم
هر که آمد
ستاره از رویاهایم دزدید
هر که آمد
سفیدی از کبوترانم چید
هر که آمد
لبخند از لبهایم برید
منتظر کسی نیستم
از سر خستگی در این ایستگاه نشستهام
رسول یونان
@digargoone
907
🍂
کلمات برای همیشه خودشان را بر حافظهام حک کردند، شاید به این دلیل که بیدرنگ درکشان کردم، چیزی که کمتر اتفاق میافتاد.
مُلوی/
بکت
برگردان: مهدی نوید
@digargoone
907
🍂
تو چون سرزمینی هستی
که هیچکس هرگز سخنی از آن نگفته است
چشم به راه هیچچیز نیستی،
جز واژهها
که از اعماق برون میزنند
سکوت در دل توست،
واژهها را میبلعی
تو تاریکی هستی
زخمها را گرد میآوری
چنان که زمین گرد میآورد
به آنها زندگی
نفس نوازشگر
و سکوت میبخشی
چون دریا خشک میافتی
و چون ماهی به گِل نشستهای
هیچ نمیگویی
و هیچکس با تو سخن نمیگوید
تو
زمین و مرگی
فصل تو تاریکی و سکوت است
زندگی میکنی
چنان که سنگی
میزیَد
و رویاها
میپوشاندت
در هقهقهایی که برایت ناشناخته است
بر این چهره
هیچ خاطرهای نیست
جز سایهای گذرا
همچون ابری
مرگ خواهد آمد و
با چشمان تو خواهد نگریست
تو زمینی
که اندوهگین میشود و سخنی نمیگوید
زادهی اضطراب جهان/
چزاره پاوزه
برگردان: محمد مختاری
@digargoone
907
🍂
احساس میکنم از درون قلبم تبعید شدهام، تنها در شب خویشتن خویش، همچون گدای گریان بر فراز سکوت بستهی همهی دردها.
کتاب دلواپسی/
فرناندو پسوا
برگردان: جاهد جهانشاهی
@digargoone
907
🍂
سر به کوه و بیابان گذاشتم
به تبعید گردن نهادم
و بدینجا آمدم
که نمیشناسندم
با باری از حسرت
و عمری در پشت سرم سراسر خاکستر
و دیدگان درونم یکسر
تَر
رانده شدم
و به شقاوت آسمانی یکسر بیگانه
تن در دادم
و سال در سال نخفتم
غافل از اینکه اینجا را
چندان فرقی با آنجا نیست
دستی پلید در قفسم نشانده
میچرخاندم
دستی که درخت را تکاند
هرگز مباد
که دوست آنچنان جفا کند
که آدم به دشمنش پناه برد
رضا براهنی
@digargoone
907
🍂
کلمات برای همیشه خودشان را بر حافظهام حک کردند، شاید به این دلیل که بیدرنگ درکشان کردم، چیزی که کمتر اتفاق میافتاد.
مالوی/
بکت
برگردان: سهیل سمی
@digargoone
907
🍂
کلمات برای همیشه خودشان را بر حافظهام حک کردند، شاید به این دلیل که بیدرنگ درکشان کردم، چیزی که کمتر اتفاق میافتاد.
مالوی/
بکت
برگردان: سهیل سمی
@digargoone
