ru
Feedback
نِگیلدا

نِگیلدا

Открыть в Telegram

چرک‌نویسِ یه آدم معمولی با حال غیرمعمول. پرا‌یوت: https://t.me/+82uhHMbSGO1lNjI0 لطفا لینک چنل، تبادل و این چیزها برام نفرستید چون ممکنه جواب ندم و ناراحت بشید. ممنون. ناشناس من: t.me/BluChtBot?start=63a5a808b0d4ab8b8440

Больше
Buy Ad
1 568
Подписчики
+224 часа
-97 дней
+4930 дней

Загрузка данных...

Похожие каналы
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Облако тегов
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Входящие и исходящие упоминания
---
---
---
---
---
---
Привлечение подписчиков
сентябрь '26
сентябрь '26
+8
в 10 каналах
август '26
+168
в 59 каналах
Get PRO
июль '26
+247
в 71 каналах
Get PRO
июнь '26
+229
в 73 каналах
Get PRO
май '26
+62
в 19 каналах
Get PRO
апрель '26
+10
в 1 каналах
Get PRO
март '26
+3
в 0 каналах
Get PRO
февраль '26
+451
в 55 каналах
Get PRO
январь '26
+65
в 23 каналах
Get PRO
декабрь '25
+251
в 51 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+244
в 32 каналах
Get PRO
октябрь '25
+90
в 18 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+31
в 7 каналах
Get PRO
август '25
+136
в 4 каналах
Get PRO
июль '25
+476
в 4 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
04 сентября+2
03 сентября+4
02 сентября0
01 сентября+2
Посты канала
برای کل امروز و غم جمعه کافیه این آهنگ.

2
Mehdi Darabi - Az Aval Kash Naboodi.mp3
64
3
داشتم دفتر خاطراتمو میخوندم، چشمم به متنی که پارسال شب تولدم نوشته بودم افتاد: «باور کنید گاهی انسان حتی با خانه‌ی خودش هم غریبه می‌شود، وسایلش را نمی‌شناسد، جای ادویه‌ها و چای‌ را فراموش می‌کند، دیگر نمی‌داند کدام ظرف را در کدام کابینت گذاشته. یادداشت‌های مخفی‌اش را یادش نمی‌آید و آخرین صفحه‌ی کتابی که می‌خواند را هم گم می‌کند. نه تنها با وسایل، که با آدم‌های زندگی‌اش هم غریبه می‌شود، آنقدر غریبه و دور که دیگر صدای‌شان را هم نمی‌شناسد. چند روزی‌ست از زمین و زمان گله دارم، در خانه‌ای که هیچ نمی‌شناسمش و در کنار آدم‌هایی که غریبه‌ترین هستند یکسال دیگر به عمرم اضافه می‌شود. اما به گمانم که آن‌قدرها هم که می‌نویسم تنها نباشم، به گمانم آدم‌هایی را داشته باشم که به من اهمیت بدهند اما دیگر به چه کارم می‌آید؟ دیگر برای نگرانی‌ها و اهمیت دادن‌هایشان بسیار دیر است. دیگر برای تیمار کردن این روح خسته بسیار دیر است. من با غریبه بودن و ماندن با این دنیا مشکلی ندارم. بگذارید غریبه بمانم حتی با خودم.»
102
4
احساس می‌کنم تک‌ به تک استخون‌های روحم شکسته.
114
5
یجوری ناراحتم می‌کنید انگار با غم‌، هم‌دستید.
211
6
همیشه غمگین‌ترین شب‌های زندگی‌م رو تنهایی صبح کردم. که انگار تنهایی برای چنین شب‌هایی آفریده شده.
187
7
غمگین بودن یعنی، اشکت سرازیر نمی‌شه، می‌چکه.
199
8
«کاش من هم دخترِ کسی بودم.»
220
9
جمعه، کلمات من بود، زندگی من بود، که مدام در آن‌ها غروب می‌کردم.
214
10
دیگر به معنای واقعی آخرین نخ از کلاف زندگی‌اش هم بریده و گم شد. دیگر هیچ‌ چیزی نداشت تا با آن، خودش را به این دنیای مزخرف و سیاه وصل کند.
210
11
4_5931443096695874350.mp3
218
12
بالاخره اون‌قدری بزرگ شدم که از تنها خوابیدن نترسم، از تاریکی نترسم، از آمپول و سرم نترسم، از فیلمای ترسناک نترسم. اما هنوز اونقدری بزرگ نشدم که از آدم‌ها نترسم.
58
13
لطفا هرجا منو دیدین با ماشین زیرم بگیرید ممنون.
64
14
آدم‌ها حرف زیاد میزنن، تو باید سعی کنی به هیچ‌کدومشون باور نداشته باشی.
92
15
Star Colde.m4a
54
16
اینو بدون، ما همیشه مثل ایران بودیم. زیبا و مقاوم، اما در کنارش به طور کاملاً غم‌انگیز، با سرنوشتی نامعلوم.
66
17
نقطه همیشه پایان نیست، گاهی نقطه آغاز ماجراست.
69
18
69
19
این همه داد و قال راه انداختم که به اینجا نکشه. به اینجایی که سکوت کردم و دیگه ازت توقعی ندارم. حالا که تو رسیدی تا اینجای جمله من نقطه رو میذارم. تموم.
114
20
اندوه نبودنت یگانه نیست؛ این منم که در اندوه تو یگانه‌ام.
72