ru
Feedback
بیگانه

بیگانه

Открыть в Telegram

🌵 این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره. گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو. لینک‌های مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally اینستای من: nikally.me

Больше

📈 Аналитический обзор Telegram-канала بیگانه

Канал بیگانه (@emicalll) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 15 153 подписчиков, занимая 2 444 место в категории Книги и 21 825 место в регионе Иран.

📊 Показатели аудитории и динамика

С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 15 153 подписчиков.

Согласно последним данным от 27 июля, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило -20, а за последние 24 часа — -23, при этом общий охват остаётся высоким.

  • Статус верификации: Не верифицирован
  • Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 31.34%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 16.18% реакций от общего числа подписчиков.
  • Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 4 749 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 2 452 просмотров.
  • Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 1.
  • Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как نظم, وقت, عبور, سوگیری, اصلا.

📝 Описание и контентная политика

Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
🌵 این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره. گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو. لینک‌های مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally اینستای من: nikally.me

Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 28 июля, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Книги.

15 153
Подписчики
-2324 часа
-967 дней
-2030 день
Архив постов

این روزها سخت دنبال کلمه می‌گردید برای توصیف یک عده که ۲۰۲۲ جنت‌خواه بهترین توصیف رو برای خطابشون به کار برده #حمال_قدرت
این روزها سخت دنبال کلمه می‌گردید برای توصیف یک عده که ۲۰۲۲ جنت‌خواه بهترین توصیف رو برای خطابشون به کار برده #حمال_قدرت

کیچ مفهوم کیچ رو من دیشب توی لایو از زبان کوندرا خوندم و اگر وقت و حوصله ندارید ببینید خلاصه‌ی چیستیش رو از چت‌جی‌پی‌تی گرفتم چون مفهومیه که احتمال داره دربارش از این به بعد بیشتر صحبت کنم برای همین یه توضیحات کلی‌ای گفتم باشه تا سرچ کنید هروقت لازم شد: از نظر کوندرا، کیچ فقط به معنای هنر بدسلیقه یا احساساتی نیست، بلکه نوعی نگاه به جهان است که می‌کوشد هر چیز ناخوشایند، پیچیده، شرم‌آور یا متناقض را حذف کند تا تصویری زیبا، پاک و احساس‌برانگیز از زندگی بسازد. کوندرا این مفهوم را با ایده‌ی «دو قطره اشک» توضیح می‌دهد: اشک اول زمانی جاری می‌شود که می‌گوییم «چه زیباست که کودکان روی چمن می‌دوند»؛ اما اشک دوم زمانی است که می‌گوییم «چه زیباست که من، همراه با همه‌ی بشریت، از دیدن این صحنه متأثر می‌شوم». به نظر کوندرا، همین اشک دوم است که کیچ را می‌سازد، زیرا انسان نه فقط از صحنه، بلکه از تصویر خودش به‌عنوان موجودی پاک، حساس و همدل لذت می‌برد. در نگاه کوندرا، کیچ همچنین انکار هر چیزی است که نشان دهد زندگی انسانی ناپاک، جسمانی، تصادفی یا بی‌معناست. به همین دلیل، او از مدفوع به‌عنوان نمادی استفاده می‌کند که تصویر آرمانی انسان و آفرینش را برهم می‌زند؛ چیزی که کیچ ترجیح می‌دهد آن را نبیند یا وانمود کند وجود ندارد. کیچ می‌تواند عاشقانه، اخلاقی، هنری یا سیاسی باشد. در شکل سیاسی و به‌ویژه تمامیت‌خواهانه‌ی آن، همه باید از تصاویر و احساسات واحدی متأثر شوند و هرگونه پرسش، تردید، شوخی یا فردیت مزاحم کنار گذاشته شود. بنابراین، دشمن اصلی کیچ از نظر کوندرا زشتی نیست، بلکه پرسش، تردید و طنز است؛ زیرا این‌ها دروغ زیبا و آرامش‌بخشی را که کیچ می‌سازد، فرو می‌ریزند.

فکر کردی این دریا یادش می‌ره؟

و فکر نمی‌کنی آن روز هم خواهد رسید؟ روزی که باید چشم در چشم هیولایی که در طی تمام این سال‌ها مکیدن خون و مرگ‌خواری ساختی. و فکر نمی‌کنی که آیا اون روز توان مقابله با آنچه که ساختی رو خواهی داشت؟ کفاره گناه همواره از خود آن بزرگ‌تر است. هیولا می‌آید. هیولا می‌آید و دیگر مهم نیست چقدر و تا کجا آماده باشی. هیولا می‌آید و تو همواره به یاد خواهی داشت که خود خالق آنی. که می‌توانستی ره دیگری بروی و نرفتی. هیولا می‌آید و برایت عذابی ابدی تدارک می‌بیند. و تو... و تو فکر نمی‌کنی آن روز هم خواهد رسید؟

از رنجی که ما می‌کشیم زبون توصیف وامونده. وسط به در و دیوار زدن خودم برای کاری کردن فال گرفتم ولی. حافظ تکرار کرد: دورِ فلکی یکسَره بر مَنْهَجِ عدل است، خوش باش که ظالم نَبَرد راه به منزل.

کوندرا جایی نیچه رو وارونه می‌کنه و میگه اگر رنج و وقایع تاریخی هرگز دوباره تکرار نشن، گذرا و سبک می‌شن و نشون می‌ده چطور این سبکی تحمل‌ناپذیره چرا که وقتی رنجی گذراست، تکرار نمی‌شه و اهمیتش رو رفته رفته از دست می‌ده انگار بی‌معنا بوده و برای هیچ هدف شکوهمندی رخ نداده. من این چندوقت خیلی رنج خودم و رنج دیگران رو از بیرون و به شکل سوم شخص نگاه کردم و حقیقتا خود سختی تحمل رنج یک طرف و این فکر که در آینده هیچکس تخمش هم نخواهد بود صرفا از روی این روزها گذرخواهد شد این روزهارو تبدیل به روزهایی تحمل ناپذیر برام می‌کنه. بعد فکر می‌کنم همین تفکر اگر بخواد منجر به این باشه که نذاریم درد از ذهن آیندگان بره منجر به ساختن هانگر گیمز می‌شه. پس شاید همین بهتره. اینکه آیندگان فراموش کنن و آدمی بپذیره که بالاخره نسلی باید رنج می‌کشید و این رنج نصیب ما شده‌.

امشب تبدیل می‌شم.
امشب تبدیل می‌شم.

ژست برتری اخلاقی، اینکه یه سری ارزش اخلاقی نایس طرح کنی و درنهایت نه منجر به پیشبرد چیزی بشه و فقط هزینه باشه و غیر واقع‌بینانه کار آدم‌های بزدل و بی‌کار و عار در جهانه. یک سری ارزش اخلاقی نایس دارن که انتظار دارن همه بابت نایسیشون به به و چه چه کنن درصورتی که حاضر نیستن کاری از پیش ببرن چون می‌دونن اگر بخوان کار عملی و حدی کنن باید دستاشون رو کثیف کنن و پا روی زمین بذارن و متاسفانه چیز نایسی در هیچ کدوم این دو نخوابیده. از این رو فقط دوست‌دارن ژست بگیرن و بگن دیدید ما چقدر خوشگل و مشگل و گوگولی هستیم و به اخلاقیات خیلی بها می‌دیم و شما مردم عام و توده و رعیت چیزی حالیتون نیست؟ همین دیگه. اره.

من نظرم اینه هروقت هرکسی حرف درشتی بهتون زد که روا نبود دوتا بذارید روش و پسش بدید. این واویلا بازیا که ای وای بهمون توهین شد، ای وای بی‌ادبه، ای‌وای فلان فقط شمارو تبدیل به یک موجود رقت‌انگیز می‌کنه. مشالله ادبیات فارسی به حدی غنیه که ادبی و غیرادبی می‌شه طرف مقابل رو با خاک یکسان کرد. از قدیم گفتن تمدن از جایی شروع شد که دو فرد بجای سنگ زدن بهم، بهم فحش دادن. وقتی لازمه آدم باید حرف درشت بزنه. هروقتم لازم شد دوتا بذاره روش جواب بقیه رو بده. چیه هی راه میفتن می‌گن فلانی بی‌ادبه، فلان گروه بی‌ادبن، طرفدارای فلانی بی‌ادبی می‌کنن... بی‌ادبی که نباید راه گفت‌و‌گو و تعامل رو ببنده. شما هم مختص به شرایط رفتار کن بذار به نتیجه برسیم. از نقش قربانیت ولی هیچی درنمیاد عزیزم.

شاید بقیه سعی کنن تورو بذارن زیر خودشون و با حرف‌هاشون اذیتت کنن یا جایگاهشونو نسبت بهت برتری بدن ولی توام می‌تونی به صورت غیر پسیو، پیش از هرچیزی توی ذهن خودت، این اجازه رو بهشون ندی و روی هدف صحبتت باقی بمونی و حتی اگر تنشی داخلت ایجاد می‌کنه این تنش رو کنترل و کم کنی. پوست کلفتی گاهی این شکلیه. آدم باید پوست کلفت باشه وگرنه اعصاب خودش و همه رو خورد می‌کنه.

از من می‌شنوی؟ پوست کلفت باش.

- چشم‌ها
- چشم‌ها

زن روز.
زن روز.

راز خونه‌های هم‌شکل و رنگی ایتالیا حتما متوجه این شدید که هرجای ایتالیارو نگاه کنید کوچه‌ها و خونه‌های بسیار شبیه به هم می‌بینید و این یه چهره زیبا از شهر ساخته اما مهمه بدونیم چرا و چطور چنین چیزی وجود داره. دولت ایتالیا متوجه اینکه چقدر چنین المانی قابلیت کلان‌روایت شدن داره رو شد و تصمیم گرفت از این شاخصه استفاده کنه و ایتالیارو این شکلی حفظ کنه. برای اینکار قوانینی طرح کرد که هر تغییری در نمای ساختمون چه موقت و چه غیر موقت، هر تغییری در داخل خونه و احیانا باغ یا حیاط خونه باید با مجوز شهرداری انجام شه، براش نقشه‌کش بیاد و مجوز بگیره (که این پروسه باید پول خرج شه و مالیات داره). این تغییر میتونه از نصب کولر باشه تا رنگ کرکره‌ها فرقی نداره. اگر اینکار انجام نشه با کنترل‌های دوره‌ای جریمه میشن صاحب خونه‌ها و کم کم ممکنه خدمات از دست بدن یا به دلیل بدهی نتونن خونه رو بفروشن. این راز حفظ یکدستی زیبایی خونه‌هاست که توریست‌ها عاشقشن. حتما ممکنه با خودتون فکر کنید که چه عالی! پول میاد و رونق بوجود میاد که باید بگم اینطور نیست. خود ایتالیایی‌ها از این حجم توریست خسته‌ان و ازدیادشون باعث برهم خوردن نظم اجتماعی و بازار منطقه‌ها شده و اغلب اون پول توی جیب دولت میره که صاحب مناطق توریستیه. مثلا معضل خونه وجود داره چون همه تبدیل به b&b یا خونه مسافرتی شدن. ایتالیایی‌ها این اعتراض رو درطول زمان دارن با حتی خشونت زیاد بروز می‌دن. اینارو تعریف کردم که بگم دولت و محدودیت‌هاش هیچوقت با وعده‌های بد و زشت نمیان بلکه با وعده رونق و زیبایی شهری و نظم محیطی میان اما چون خودجوش نیستن فقط مشکلات بیشتری میتراشن و نظم زندگی اجتماع رو بهم میزنن. جامعه‌ی مسئولیت‌پذیر می‌پذیره که اگر شهر زیبایی میخواد باید به صورت خودجوش بهش برسه و نگهداری کنه یا اینکه بپذیره زیبایی الویت اجتماعی که باهاش زندگی میکنه نیست و با چیزی که هست کنار بیاد یا نقل مکان کنه اما جامعه مسئولیت‌ناپذیر می‌ذاره چنین اختیاری رو دولت بگیره و دولت تعیین کنه و هزینه‌اش رو به صورت نقض حق مالکیتش تقبل باید بکنه. این بود قصه ما.

ایتالیا؟ ایتالیا به تعمیرات شهری بدون اتمام معروفه‌. شهرداری یه جایی رو می‌بنده و شروع می‌کنه به تعمیرات ولی هرگز تموم نمی‌کنه. ده سال... پونزده سال... گاها حتی بیشتر.

گاهی وقت‌ها غریبه‌ها آدم‌های بهترین. دست کم نگرانت می‌شن.

گاهی شما ادمی رو می‌بینی که داره میدوعه و به کاراش می‌رسه و تعجب می‌کنی از این تلاشش ولی متوجه نیستی از درون این تلاش و دویدن برای اون مثل تو، تلاش برای دویدن روی زمین نیست، مثل تلاش برای دویدن توی ماسه‌است. توی برف. توی آب. داره صدبرابر چیزی که باید زور می‌زنه تا یه راهی رو بره. وقتی دچار تاریکی می‌شی این شکلیه. هر یه قدمت صدبرابر صدم‌های معمولی انرژی می‌طلبه. برای همینه خارج شدن از تاریکی هم خیلی سخته. نه چون لزوما راهی نیست بلکه چون خارج شدن توان و انرژی و زحمت صدبرابری می‌طلبه.

یکی از مهم‌ترین چیزهایی که یاد گرفتم اینه وقتی می‌افتی توی مسیر رقابت و باید برتری پیدا کنی، مهم‌ترین کاری که نباید بکنی اینه که رفتار طرف مقابلت رو حدس بزنی و براساسش بخوای پایان تعیین کنی. اگر بیای اینکارو کنی طرف مقابلت به دلیل اینکه چنین چیزی رو متوجه می‌شه، شروع می‌کنه بهت سیگنال‌های عمدی اشتباه دادن و پوست موز انداختن و تو ناچارا چون استراتژیت رو بر این چیدی هی می‌ری روش و هی باخت می‌دی. این رو توی خیلی از شرکت‌ها و سیاست‌های دولتی می‌شه دید. راه حلش هم اینه بدونی یه آخرتی برای این بازی وجود داره ولی حدسش نزنی و اون رو براساس رفتار طرف مقابلت نچینی اینجوری همواره اون حتی اگر سیگنال اشتباه بده و بخواد برای تو پوست موز بندازه تو حواست جمع کاریه که باید بکنی و دیگه گول نمی‌خوری. این توی مقابله با پروپاگاندا هم خیلی به کار میاد. این داستان آخرت نامعلوم و اصولی برای پیروی داشتن رو در عقاید باستانی و دینی ایرانیان به وفور میتونید پیدا کنید و خیلی از داستان‌های پندآموز ما دارن می‌گن کارت نباشه تهش چیه و کِیه، سرتو بکن تو کار خودت و اصول خودت رو داشته باش. برای مقابله با پروپاگانداهای امروز هم باید همینکارو کرد. باید اصولمونو بار دیگه مرور کنیم و نتیجه رو وابسته به حرف‌ها و سیگنال‌ها نکنیم بلکه کلان‌روند‌هارو ببینیم. این هم یکی از چیزهایی بود که جنت یاد من داد و توی این ویدئو خودش با مثال توضیح داده. یادآوری کنیم که جای متفکر توی زندان نیست و کسی بابت نشر عقایدش نباید زندانی بشه و امیدوارم به زودی آزاد ببینیمش.