بیگانه
前往频道在 Telegram
🌵 این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره. گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو. لینکهای مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally اینستای من: nikally.me
显示更多📈 Telegram 频道 بیگانه 的分析概览
频道 بیگانه (@emicalll) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 15 096 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 2 448,并在 伊朗 地区排名第 21 534 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 15 096 名订阅者。
根据 30 八月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -47,过去 24 小时变化为 2,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 24.45%。内容发布后 24 小时内通常能获得 13.69% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 3 692 次浏览,首日通常累积 2 067 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 4。
- 主题关注点: 内容集中在 نظم, وقت, عبور, سوگیری, اصلا 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“🌵
این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره.
گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو.
لینکهای مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally
اینستای من: nikally.me”
凭借高频更新(最新数据采集于 31 八月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。
15 096
订阅者
+224 小时
+207 天
-4730 天
帖子存档
15 096
از تابستون خستهام، تابستون مجبورم میکنه زیادی دخترونه باشم. سرمای زمستون لطفا. پیرهن مردونه و شلوارهای لشم لطفا.
15 096
Repost from کومه
رفقا
اگه اهل بندر(عباسمون) هستید یا اونجا مشغول به تحصیل و کارید(و خانوم هستید)، ما به دنبال یک همخونهی جدید میگردیم( الان ۳ تاییم و یکی کم داریم) چون یکی از بچههای خونه ناگزیر شد بره و حالا یکی جایگزین لازم داریم.
از لوکیشنهای خوب بندره، خیابون دانشگاه، ور دل دانشگاه آزاد و حوالی بندرعباس مال. فعلا مبالغ هم خیلی سنگین نیست.
جزئیات بیشتر رو پیوی بهتون میگم. شما اگر پی خونه و کاشانهای موقت بودید، نام و سن و شغل و تحصیلات رو بگید.
سه چهارتا چیز خیلی مهمه، مسئولیت پذیری، احترام و نزاکت، بهداشت شخصی و جمعی، انعطاف در گفتگوهای چالشی. باقیشو میشه کاری کرد، اینا نباشن نمشیه. متشکرم.
@Ava_yousefzad
15 096
نمیشه رفتار بد و اشتباه و ناقض مالکیت آدمهارو به زمین و زمون و فرهنگ و این طرف و اون طرف ربط داد. شاید اینها بتونن صرفا کانتکست ماجرا رو مشخص کنن اما هرگز نباید تبدیل به تحلیلی از رفتار ناقض مالکیت و اشتباه کسی بشن، در این صورت دیگه تحلیل و فهم کانتکست نیستن بلکه توجیه کنندهی ظلم ظالمن. اگر ما به این قائل نباشیم که درنهایت، در هر فرهنگ، در هر کانتکست، با هر وسیله و در هر زمان، این خود شخص فرده که انتخابگر رفتار و عملشه، اونوقت باید منتظر این باشیم که کسی حلد جلد مقاله و صفحه صفحه کتاب بنویسه که چطور با نقض فلان آزادی افراد، میشه جامعه رو مهندسی کرد تا دیگه فلان رفتار اشتباه سر نزنه.
15 096
گاهی مهمه به این فکر کنی Emergency contact ات توی این دنیا کیه. خیلی مهمه به این فکر کنی چه کارهایی از دستش برات برمیاد. به این فکر کنی که تو Emergency contact چه کسایی هستی؟ تو چه کارهایی از دستت برمیاد؟ و اگر یه روز دیدی اون آدمها، تا چندتا الویت بعدتر خانوادهات نیستن، من برات یه بغل کنار میذارم و برات خوشحالم که دست کم زندگی انقدر پیش رفته و تو انقدر موفق بودی که تونستی روابطی رو بسازی که وقت سختی و روز مبادا به دادت برسن. این یه دارایی حقیقیه.
15 096
خیلی مهمه کی داره چیو به کار میبنده. در یک مثال افراطی، میشه دید سلیطه بودن گاهی اوقات دست افرادی میافته که وقت شناسی و مکانشناسی دارن و به موقع و به جا به کار میبندن و چون به جاست خروجی مناسب میده اما عدهی دیگه سلیطهگری رو مکتب کردن و تصور میکنن هرجایی و هرشکلی و هرزمانی انجامش دادن رواست. خلاصه که بین دانش تا خرد، فرسنگها فاصلهاست.
#دربابسلیطهایسم
15 096
تعارف، اونقدرها هم بد نیست.
اگر از در این نگاه وارد شیم که فرهنگ ایرانی در درون خودش دفاع از مالکیت خصوصی، دفاع از خانواده و مهر به دیگری رو جای داده (در نظریهی آزادی، ادعا اینه و براش شواهد آورده شده) آنگاه اگر به تعارف نگاه کنیم شاید بتونیم وجههای ازش رو ببینیم که تاحالا ندیدیم: تعارف میتونه نوعی دفاع از مالکیت خصوصی دیگری و نشونهای از مهر دیگری باشه. یعنی اینکه شما آنچه که در اختیار داری رو بنا بر مهری که به دیگری داری عرضه میکنی و پیشنهاد میدی و دیگری چون بر مالکیت تو نسبت به داراییت آگاهه و مهر داره، نمیخواد تورو در سختی بندازه یا به آنچه تحت مالکیت توست تجاوز کنه یا نسبت بهش بیتفاوت و بدون ملاحظه باشه عمل تعارف رو انجام میده. شاید اگر از این در نگاهش کنیم، تعارف ایرانی، نوعی پاسداری روزمره و یادآوری مرز ما باهمدیگهاست. اینکه من بیملاحظه از آنچه دیگری، که تحت مالکیتش داره، بهم آفر میده استفاده نمیکنم و در نهایت اگر استفاده بکنم بعد از دو سه بار دعوت شدن به انجامش، میدونم و این در من نهادینه شده که دارم از آنچه تحت مالکیت دیگریست استفاده میکنم. این مسلما منجر به احساس قدردانی و درک مهر به دیگری میشه. جوامعی که چنین عملی رو باهمدیگه ندارن، این پاسداری روزمره و درکی که ما از لطف بهرهمندی از آنچه برای دیگریست رو ندارن. بنابراین خیلی مهمه از چه لنزی داریم به چه اتفاقی نگاه میکنیم. اگر کسی برخلاف این ادعایی داره، باید اونوقت برای بنیاد فرهنگ ایرانی ادعا کنه و اون رو در داستانهای سینه به سینه، مکتوبات ادبی، ضربالمثلها و خردهفرهنگها انعکاس بده تا لنزش از یه صلاحیتی برخوردار بشه. همین.
پن. دیدم یه ناعزیزی فرهنگ جمعگرایی رو به نهاد خانواده تقلیل داده، خانوادهی ایرانی رو بدلیل شیوهی زیستش بدون مرز تصور کرده و در نهایت این نتیجهگیری رو کرده که تجاوز بابت فرهنگی میاد که نهاش معادل نه نیست. تک تک اینها نیازمند واکاویه: ۱. چه شواهد ادبی، فرهنگی و تئوریکی برای پشتیبانی از این ایده وجود داره که فرهنگ ایرانی جمعگرایی در سطح خانواده داره؟ آیا اصلا چنین چیزی میتونه معنی بده با توجه به چیزی که ما از جمعگرایی و سطح اتفاق افتادنش میدونیم؟ ۲. شیوهی زیست خانوادههای ایرانی احتمالا به حدی مرز داشته که توی همون خونههای بیدیوار، رابطهی جنسی اتفاق میفتاده، دعواها پیش میرفتن، بچه بزرگ میشده و نبود دیوار، معادل نبود مرز نیست. صرفا میتونه نوع متفاوتی از مرزگذاری باشه. و ۳. متجاوز لنگ شنیدن یک نه قاطع نیست تا تجاوز نکنه. این حرف نوع دیگری از سرزنش قربانیه. قبلا میگفتن لباست رو بهتر کن، الان میگن نههای قاطعانهتری بگو ولی در حقیقت تجاوز، یه رفتار آگاهانهاست و فرد انتخاب میکنه با دیگری صدمه بزنه و این بخاطر رفتار جمعی و فردی نیست. هر دلیلی هم فرد رو به سمت گرفتن این تصمیم بگیره، باز آدمی آزادی ارادهاش رو میتونه به کار ببنده و جلوی چنین رفتاری رو بگیره، مگر اینکه معتقد باشید آدمی ارادهی آزاد نداره و بخواید به این شکل مهندسیش کنید.
15 096
گاهی وقتها خیلی مهمتر از اینکه داخلن عشق بجوشه اینه که انقدر کنارش احساس امنیت کنی و استرسهات کم بشن و بدنت به آرامش برسه که بدنت تمایل به خوابیدن داشته باشه انقدر که تمام خوابهای آشفتهی زندگیت رو جبران کنه.
15 096
جهان جوری پیش میره که تورو تبدیل به یه لوزر کنه ولی خیلی مهمه یادت باشه هیچکس دلش یه لوزر توی زندگیش نمیخواد. و من دربارهی مادیات حرف نمیزنم.
15 096
و من بهت قول دادم که تو رو توی همهی کوچه پسکوچههایی که سر راهمون قرار گرفت، با عشقی عمیق و خندهای برلب، ببوسم. طولانی و نرم.
15 096
اونایی که میشینن رو صندلی اتوبوس و پاشون به زمین میرسه یه ورژن دیگهای از ادالت بودنن.
15 096
ما؟ سر اینکه حق با توعه، ما کتابهای زیادی نخوندیم، ما تجربه کردیم. ما انقدر تجربه کردیم و چیزهایی رو تجربه کردیم که چیزی شبیهش دیگه توی هیچ کتابی دیده نمیشه.
15 096
آدمها میگن لیبرالیسم و کپیتالیسم به تنهایی شیطانه چون که نمیذاره افراد نیازمند یا کسانی که درجایگاه امتیازداری بدنیا نیومدن به جایی برسن و همهی جاها به کسانی میرسه که نیازمند نبودن از اول و توی جایگاههای اجتماعی امتیاز دار بدنیا اومدن. یکی از دلایلی که توی نظریهی آزادی حرف از این زده میشه که لیبرالیسم نیست و لیبرالیسم به تنهایی به جایی نمیرسه به این دلیله که همچین سیستمی برای اجتماعی خوبه که به صورت فرهنگی مهر به دیگری داشته باشه، برای خلق ارزش اهمیت قائل بشه و مسئولیتپذیری رو در تربیت فرزندانش قرار بده. پس کپیتالیسم نمیتونه شیطان باشه، این ماییم که میتونیم شیوهی شیطان پیش بگیریم. مهمه که برای رشد فرهنگیمون و رشد دیگران ارزش قائل شیم و به جای اینکه افسار رو بدیم دست ماهیتی انحصارگر که هرطور خواست مارو به جلو برونه، خودمون زندگی رو بدست بگیریم و فکر دیگری باشیم.
15 096
در ستایش شکم
از اونجایی که داریم همهمون مستقل میشیم و یکی یکی داریم زندگی مستقل شکل میدیم، با مشکل چی بپزمم رو به روییم، تصمیم گرفتم این گروه رو بسازم، تا بتونیم از دستور پخت هم دیگه استفاده کنیم و از بیغذایی نمیریم، این گروه فقط برای شیر کردن، رسپی غذاست.
خوشحال میشم به جمع ما شکموهای مستقل بپیوندید:
https://t.me/+AR8qMGuKSl9hZWU0
15 096
شرایطی که داخلش هستیم و باعثش نیستیم پر از نقاط کور از آسیبهای کوچیک و بزرگیه که بهمون وارد میشه و انگار در روز هرچقدر به فکرت میاد و بهش فکر میکنی، بخشهای جدیدی از آسیبهاش به چشمت میاد. مثلا وقتی به این فکر میکنی که چطور یه فاصلهی احساسی بین دیاسپورا و افراد داخل ایران ایجاد شده که قبلا به این شدت نبود متوجه میشی چقدر چیزهای کوچیک و بزرگی در خطرن و آسیبهای جدی دیدن که از چشمت دور مونده بودن. برای مثال با توجه به اینکه شرایط زیست داخل ایران روز به روز سختتر میشه و داشتن حداقلها پرمشقتتر، نزدیکی و شباهت دغدغههای ایرانیهای خارج و داخل کمتر و کمتر میشه، با اینکه هیچ یک توی این مسئله مقصر محسوب نمیشن اما توان به اشتراک گذاریشون رو براساس درک و همدلیای که دارن از دست میدن. کسایی که بیرون از ایرانن با درک شرایط کسانی که داخل ایرانن میدونن انقدر اوضاع پیچیده و سخته که دغدغههاشون برای کسی که داخل ایرانه یه دغدغهی سطح پایینه و جزو نیازهای ثانویهی ایرانیهای داخل ممکنه به حساب بیاد و بلعکس، ایرانیهای داخل ایران با درکی که از افراد خارج دارن متوجه میشن این سختیای که درگیرشن بار سنگینی دارن و نمیخوان این بار رو بر روی دوش کسانی که کار مستقیمی ازشون ساخته نیست، یعنی عزیزانشون در خارج از کشور، بذارن. این الگو رو که بهش فکر میکنی میبینی چطور روابط خانوادهها و کسانی که روابط لانگدیستنس داشتن توی چالشهای بزرگی افتاده و دور از تصور نیست که چقدر از این روابط حالا دیگه از هم پاشیده محسوب میشن چرا که روابط انسانی بخش زیادیش براساس اینکه بتونیم دغدغهها و مشکلاتمون رو درمیون بذاریم و کمی احساس سبکی کنیم شکل گرفته. حتی خود این مسئله و دغدغهای که من دارم براش فکر میکنم، برای کسانی که مستقیما درحال آسیب دیدن ازش نیستن احتمالا یک دغدغهی دست چندم محسوب میشه که خیلی هم حیاتی نیست. خلاصهاش کنم، سنگی رو انداختن توی چاه و تاوانش رو داریم با تک تک اجزای مهم و ریز و درشت زندگیمون میدیم. ته هم نداره انگار هرچی فکر میکنی.
15 096
پسامدرنیسم خیلی جالبهها، تصور کرده نوعی فرار از کیچ توتالیتر رو میسازه ولی درحقیقت یه کیچ توتالیتر بزرگتر ساخته چون مفاهیم معانی خودشون رو از دست دادن و همهچیز خوب و قابل قبول تصور میشه.
15 096
همونطور که بار هستی رو دائما بهش رجوع میکنم و هربار چیزهای جدیدی برای ارائه داره، مستر نوبادی رو هم دائما ریواچ میکنم و چیزهای جدیدی برام داره. انگار که جهان چیزی فراتر برای ارائه نداشته باشه.
15 096
چجوری یک عده هرروز تولید محتوای مفید میکنن؟ من تا یه مفهوم رو توی خودم دولاپ کنم و به نتیجه برسونم و یه مدت چیزهایی که ازش توی سرم هست رو بنویسم خیلی طول میکشه. اصلا چجوری زمان میدن به مفاهیم تا داخلشون پخته بشه و بالغ بشه؟
