ch
Feedback
بیگانه

بیگانه

前往频道在 Telegram

🌵 این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره. گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو. لینک‌های مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally اینستای من: nikally.me

显示更多

📈 Telegram 频道 بیگانه 的分析概览

频道 بیگانه (@emicalll) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 15 198 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 2 425,并在 伊朗 地区排名第 21 374

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 15 198 名订阅者。

根据 07 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 27,过去 24 小时变化为 6,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 27.50%。内容发布后 24 小时内通常能获得 15.87% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 4 178 次浏览,首日通常累积 2 412 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 1
  • 主题关注点: 内容集中在 نظم, وقت, عبور, سوگیری, اصلا 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
🌵 این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره. گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو. لینک‌های مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally اینستای من: nikally.me

凭借高频更新(最新数据采集于 08 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。

15 198
订阅者
+624 小时
+297
+2730
帖子存档
نظرنامحبوب: هیچوقت ممکن نیست با ریکال کردن خاطرات از دست رفته پیرامون یک گره و اتفاق بد بشه که اثرش تموم بشه یا حل بشه یا مشکلات امروز رو حل کنه. چیزی که فراموش شده، فراموش شده چون این کارکردیه که بدن انتخاب می‌کنه تا از فرد مراقبت کنه و فرد بتونه مووآن کنه و مشکلات جدیدش، مشکلات جدیدین که باید شخصا مسئولیتش رو بپذیره نه اینکه تقصیر رو به یک اتفاق موهوم در گذشته بده و از شخص خودش مسئولیت اینکه باید تلاش کنه شرایط رو بهبود بده و کمتر درگیر اتفاقای مشکل‌زا بشه برمی‌داره و اگر این وسط یه سیستم لنگ زده باشه و دائما درحال بازتولید مشکل باشه به همین سادگی ازش چشم‌پوشی می‌شه. ریکال کردن خاطراتی که بدن فراموش کرده یعنی بهم زدن تمام سیستم‌ محافظتی‌ای که طی سال‌ها شکل گرفته برای توان گذاشتن و رفتن پیوسته داشتن. چون بعضی مسائل هرچقدر هم دوباره بالا بیاریشون قابل حل نیستن. حتی گاهی پذیرششون هم زیادی سخته. فقط می‌شه فراموش کرد و ادامه داد و به اتفاقات حال پرداخت‌.

-
+1
-

از صبح که پاشدم می‌بینم توی یه گوی بزرگ آینده‌ام رو گذاشتن و دادن دستم و گفتن: حالا می‌خوای چیکارش کنی؟ منم الاخون والاخون بین گزینه‌های موجود دنبال یه راهی می‌گردم که تهش مسئولیت‌پذیریمو نسبت به سرنوشتم حفظ کرده باشم ولی کو رقصی به ساز ما؟

عمدتا در درون خودم دوست‌دارم به ۹۷.۹۹٪ آدم‌هایی که می‌بینم دارن آرایش می‌کنن نظرم رو مبنی بر اینکه چقدر پیش از آرایش زیباتر از بعد از آرایشن برسونم و بگم اگر برای خوشگلی انجامش می‌دی، کاش دست نگهداری. خودت به این قشنگی. کاش آینه هدیه بگیری.

گاهی وقت‌ها به عنوان انسان‌شناس می‌شینم و نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم چی‌شد که انسان تصمیم گرفت پوست صورتش رو زیر یک لایه‌ی کلف ماده قایم کنه؟ چی‌شد ادامه پیدا کرد؟ چی‌شد دیگه پوست آدم‌هارو نمی‌بینیم؟ ه

لحظه‌ای که اون درخواست می‌کنه، این دیگه از طرف خودش انجام می‌شه نه از طرف تو.
یاد یه ناعزیزی افتادم که می‌گفت اگر گل می‌خوای خب بگو گل می‌خوام اما این واقعیت پیچیده‌ی ارتباط انسانی رو نادیده می‌گرفت که آدم گاها اون چیزی که می‌خواد رو دوست‌داره از درون طرف جوشیده باشه نه اینکه بنابر درخواست خودش انجام شده باشه. شاید بگید تا نگه که طرف نمی‌فهمه که باید بگم دقیقا مشکل همینجاست. زبان‌های عشق متفاوت داشتن یا اصلا زبان عشق نداشتن. آدم‌ها باید یاد بگیرن رفته رفته یه نوع زبان عشق خاص خودشون رو بسازن و مطمئن بشن که توی رابطه، این زبونه هم مورد فهم طرفینه و هم تحت عادت طرفین.

یه عزیزی داشت می‌گفت آدم‌هایی که از منظر عاطفی نابالغن نمی‌تونن به شما گوش بدن چون دائما دارن حرف‌هارو می‌شنون تا با پاسخشون از خودشون دفاع کنن. فکر کردم دیدم اینجا منظور از بلوغ عاطفی دقیقا اینه که شما می‌دونی یه مشکل و مسئله‌ای رو داری و بابتش هم زودتر دیگران رو آگاه می‌کنی تا وقتی داخلش افتادی بهت اطلاع بدن و کمک کنن بیرون بیای و هم مسئولیت مشکلت رو می‌پذیری و بهش معترفی و تلاش می‌کنی هروقت متوجه شدی دوباره پیش اومده، بهبودش بدی و جبران کنی و فاصله رو خفظ کنی تا به کسی آسیب نزنی. من فکر می‌کنم خیلی از افراد زندگیم رو می‌تونستم ببخشم یا می‌تونستم ارتباط بهتری باهاشون داشته باشم اگر صرفا اینکه فلان مشکل رفتاری رو دارن به رسمیت بشناسن و بابتش در پی انجام کاری باشن تا دیگران کمتر اذیت شن. متاسفانه اما رسیدن به این نقطه مسئولیت‌پذیری زیادی رو می‌طلبه. مسئولیت‌پذیری‌ای چه در قبال خود شخص و چه در قبال فرد مقابل. آدم باید بتونه پاش رو از غرورش یه قدم عقب بکشه و این کار برای خیلیا کار سختیه. انقدر که حاضرن آدم‌های اطرافشون رو از دست بدن ولی اینکارو نکنن. اینه که غم‌انگیزه.

گاهی هم زندگی این شکلیه. قرارها و جلساتت رو کنسل می‌کنی تا اون روز رو با خیال راحت و به صورت گسترده ناراحت باشی بدون فشار مضاعف خارجی.

دوباره، دوباره و دوباره از اول شروع خواهم کرد؟ چه روزی انرژی دوباره شروع کردن رو قراره از دست بدم؟ چه خوب که اون روز مرده باشم.

شایدم به قول مهرداد، خدا خیلی بزرگ‌تر از خواسته‌های ماست.

دروغ گفتن خیلی سادست. خیلی هم راحت عادت می‌شه. هیچ تضمینی هم برای نگفتنش نیست مگر خواست خود آدم که دروغ گفتن رو جزو عادتاش نخواد.

فکر کنم توی این دنیا هیچ درسی قد درس مسئولیت پذیری مهم نیست.

امروز روز جهانی بوسه‌است، اگر دنبال بهونه‌ای، امروز رو بهونه کن.

photo content
+1

Repost from بیگانه
(جواب‌ها در چنلی که ازش فوروارد شده)

Repost from کرونِر
من به کمکتون در طراحی یک برنامه با محوریت آموزشی احتیاج دارم لطفا اگر به برنامه نویسی مسلط هستید به من پیام بدید و رزومتون رو برام بفرستید🙏 @stiener_angriff

مرد جاافتاده‌ای بود. فکر کنم نزدیک شصت سال رو داشت. می‌دونستم مدتیه از زنش جدا و تنها زندگی می‌کنه. داشتیم از رابطه حرف می‌زدیم می‌گفت می‌دونی؟ ار مردا نباید انتظار چیزهای زیادی رو داشت. می‌گفت ما بهرحال متفاوتیم و متفاوت درک می‌کنیم. می‌گفت ما انسانیم و مشکلات خودمون رو داریم. می‌گفت احترام خیلی مهمه و نباید انتظار غیرممکن رو از طرف داشت. می‌گفت یکمی تحمل باید داشت و فضای اشتباه کردن داد به آدم. بعد یکم سکوت کرد. گفت می‌دونم اینارو به عنوان نصیحت بهت گفتم ولی احتمالا حرف‌هاییه که می‌خواستم تو رابطه به اون آدم بزنم. گفتم ارتباط گرفتن و زدن این حرفا خیلی مهمن. گفت اون فضارو پیدا نکردم. و بعد دیگه‌ سیر اتفاقات همه‌چیز خیلی شفاف بود.