ch
Feedback
بیگانه

بیگانه

前往频道在 Telegram

🌵 این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره. گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو. لینک‌های مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally اینستای من: nikally.me

显示更多

📈 Telegram 频道 بیگانه 的分析概览

频道 بیگانه (@emicalll) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 15 147 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 2 419,并在 伊朗 地区排名第 21 548

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 15 147 名订阅者。

根据 10 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 22,过去 24 小时变化为 -5,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 35.78%。内容发布后 24 小时内通常能获得 18.05% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 5 422 次浏览,首日通常累积 2 736 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 17
  • 主题关注点: 内容集中在 نظم, وقت, عبور, سوگیری, اصلا 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
🌵 این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره. گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو. لینک‌های مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally اینستای من: nikally.me

凭借高频更新(最新数据采集于 11 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。

15 147
订阅者
-524 小时
-617
+2230
帖子存档
امروز می‌تونم دوتا چیز به خودم بگم: ۱. تلاشم رو کردم. ۲. نور خواستم و تلاش کردم در قامت نور باشم و امروز احساس می‌کنم برای جایی که دوست‌داشتم وایسم، آدم مناسبیم. تلاش تموم می‌شه؟ نه. مناسب‌تر و مناسب‌تر خواهم شد؟ بله.

عزیزان اگر به صورت فردی دوست‌دارن نماد مقاومت و مخالفت با سرمایه‌داری و گردش پول و خصوصی‌سازی باشن عالیه، بهاش رو قرار نیست جمع بپردازه.

به زودی عزیزانی از خطه چپ جامه می‌درند و زندگی زیسته‌ی این مردم رو هم انکار می‌کنن و می‌گن باید برای حل مشکل افغانستان کتاب خ
به زودی عزیزانی از خطه چپ جامه می‌درند و زندگی زیسته‌ی این مردم رو هم انکار می‌کنن و می‌گن باید برای حل مشکل افغانستان کتاب خوند و آگاه شد. 𝕏

شما نمی‌تونید به طالبان بابت تعرض به زنان اعتراض کنید اما نگید که بدبختی مردم افغانستان از به قدرت رسیدن گروه‌های کمونیستی و سوسیالیستی و حمایت نظامی شوروی و سقوط حکومت پادشاهی افغانستان شروع شد.

به یاد قدیم.

یه گوشه اینو می‌نویسم تا یادم نره: به نظر میاد هویتی که براش تلاش می‌کردم رو بدست آورده باشم و حالا بخشی ازم شده باشه. به نظر میاد چشم‌های من چشم‌های یه انسان‌شناس شده و قلمم توانایی انجامش رو داشته. این رو از بازخورد‌های آدم‌های مورد قبولم توی این رشته و استادام می‌فهمم. روزی که این مسیر توی زندگیم شروع شد پر از ترس بودم، بعدها احساس کردم این رشته قابلیت این رو داره که باهاش بیگانه نباشم و حالا می‌فهمم نسبت به آنچه که در مین‌استریمش اتفاق می‌افته بیگانه‌ام اما به من قابلیت این رو می‌ده که راهی رو شروع کنم که همواره در زندگیم تصورش می‌کردم و دوست‌داشتم انجامش بدم. توی زندگیم ریسک بزرگی کردم. حالا هم درآستانه‌ی شروع ریسک جدیدی‌ام.

یه گوشه اینو می‌نویسم تا یادم بمونه: اینکه کنار چه کسی چه کاری رو انجام می‌دی خیلی مهمه. بعضی وقت‌ها آدم‌ها از روی ترس خودشون می‌کشنت عقب یا که چون قابل اعتماد نیستن جای پات سست می‌شه و نمی‌تونی قدم بزرگی رو رو به خواسته‌هات برداری ولی بعضی وقت‌ها اون آدم‌ها قابل اعتمادن و دستت رو می‌گیرن و می‌ذارن قدم بزرگ رو برداری و بعد جلو رفتنت رو نگاه می‌کنن و هروقت برمی‌گردی و نگاهشون می‌کنی می‌بینی درست پشت سرت و کنارتن و برای جلو رفتنات دست می‌کشن و هورا می‌کشن پس خیلی مهمه اگر رویاهای بزرگی داری کنار آدمهایی باشی که یه تکیه‌گاه محکمن و ترساشون تورو عقب نمی‌کشه. مهمه قد خودت بزرگ فکر کنن و آدم کارای بزرگ کردن باشن.

کاش زندگی چیت کد داشت می‌زدی پولات بی‌نهایت می‌شد.

برای عقاید نایس داشتن، جز کاری نبودن و مسئولیتی رو نپذیرفتن یک راه آب زیرکاهانه‌تری هم داره اونم اینه که کاری کنی و حرفی رو بزنی ولی مسئولیتش رو نپذیری و بخوای همه رو شریک جرم خودت کنی. بگی من؟ من گفتم چون جمع گفت. چون جمع خواست. چون مردم! آدمی هم باید جمع رو ببینه هم خودش رو. اگر نه که ممکنه یه جمعی خواستار بردگی یه جمع دیگه باشه، چون اینو خواسته توام تابعی؟ د نه دیگه ورپریده.

لازمه‌ی عقاید نایس، کاری نبودنه. عقاید نایس فرار از مسئولیت و واگذار کردن "کار کثیف" به دست آدم‌هاییه که برای مسئله و مشکل کاری می‌کنن. چون در جهان نمی‌شه هیچ کاری انجام داد که بی‌مشکل و بی‌آسیب باشه. نمی‌شه مهندسی کرد. برای نایس بودن، باید بی‌مسئولیت، تئوریک، بی‌عمل و بی🍒 بود.

بله ما لشکر گرسنگانیم. لشکر گرسنگان آزادی و گرسنگان زندگی به دور از سایه‌ی سنگین فاسد حکومت‌های سوسیالیستیِ دزد جان و مال منابع روانی افراد. سال‌ها زیستن در آرمانِ مقاومت شما، طعم خوشِ آزادی رو از زیر زبون ما نبرده. ما به چیزی که هزاران سال بودیم برمی‌گردیم. به ایران، سرزمین آزادگان.

علیرضا روستا توی این چنل درباره‌ی باستان‌شناسی، نوع مطالعش و خلاصه‌ی شاخه‌های مطالعاتی داخلش صحبت می‌کنه.

#پادکست_چشم باستان شناسی، زن و نظام خویشاوندی

Repost from N/a
语音消息01:35

Repost from N/a
语音消息02:45

آدم‌هایی که از قدیم ندیم می‌شناسم هم این مسئله رو تائید کردن که انگار توی یه چرخه‌ی دو سه ساله دائما این مسئله توی زندگیم تکرار می‌شه. یه جورایی انگار جذب این سبک زندگی می‌شم. چیزی بالاتر و بزرگ‌تر رو انجام دادن. یاد حتی شیمی‌آلی می‌افتم. گاهی فکر می‌کنم جدی جدی سی‌بار انداختنم و من دوباره رفتم و دوباره امتحان دادم جوری که انگار هیچ پلن دیگه‌ای تو زندگیم جز شدن اون اتفاق ندارم. این چیزیه که درباره‌ی خودم کمتر می‌دونستم.

یه زمانی درباره‌ی این خیلی صحبت کرده بودم که جایگاه زن در فرهنگ ایرانی (پیش از دویست‌سال اخیر) فرهنگیه که برمبنای عقل و هوشمندی زن در کنار لوندی و حضورش در جریانه و اتفاقا برای زنان جایگاه بالایی رو در نظر می‌گیره. این رو به خوبی از توی ادبیاتمون می‌تونیم ببینیم و جز اون، توی باستان‌شناسی هم تا حدی که امکانش وجود داره شواهد، درراستای همین ادعا هستن. زن در ادبیات ایرانی، موجودی ضعیف معرفی نشده بلکه صفاتی چون شیرزن رو با خودش داشته و لزوما برای زن بودن نباید از قاعده‌ی خاصی که معرفی می‌شه پیروی می‌کرده بلکه با درایت و عقلش به چالش می‌کشیده. در فرهنگ ما درباره‌ی مردها هم این قاعده وجود داره و عمدتا این دو نقش در راستای کنار یکدیگه پیش رفتن معرفی می‌شن و نه یکی در پشت دیگری. همه‌ی این‌هارو گفتم که بگم برای ما آدم‌ها فرای آدم و حتی درنقش‌های اجتماعیشون جوری دیگر قابل احترام بودن. امروزه اما تلاش می‌شه تمامی این زیبایی‌ها با تحریف و تفسیرهای بی‌پایه‌ اساس تبدیل به زشتی و حقارت بشه و درنتیجه نه کسی آبش با چیستی خودش توی یه جوب بره و نه بشه به این همه احترام و خوش‌رفتاری ادامه داد. این روزها بی‌تفاوتی و اهمیت ندادن، انسانی معرفی می‌شه!