ar
Feedback
بیگانه

بیگانه

الذهاب إلى القناة على Telegram

🌵 این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره. گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو. لینک‌های مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally اینستای من: nikally.me

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام بیگانه

تُعد قناة بیگانه (@emicalll) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 15 114 مشتركاً، محتلاً المرتبة 2 455 في فئة الكتب والمرتبة 21 613 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 15 114 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 19 سبتمبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 27، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -1، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 26.21‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 14.44‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 3 959 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 2 181 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 2.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل نظم, وقت, عبور, سوگیری, اصلا.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
🌵 این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره. گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو. لینک‌های مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally اینستای من: nikally.me

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 20 سبتمبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الكتب.

15 114
المشتركون
-124 ساعات
+267 أيام
+2730 أيام
أرشيف المشاركات
(شلوار کار دست خودمه).

Gangsta's Paradise.
+1
Gangsta's Paradise.

اغلب مشکل توی فهم مسئله نیست. می‌بینی‌ خیلی‌ها متوجه شدن مسئله چیه و از کجا ناشی می‌شه. مشکل اکثرا و دقیقا در راه حلیه‌ که ارائه می‌شه. خیلی راحت می‌تونه مسئله رو بازتولید کنه. و مشکل از همینجا شروع می‌شه.

توی تشکیل یه پیوند، شباهت‌ها مهم‌ترین چیزن.

چرا "آزادی‌های فردی" و جایگزینیش با واژه‌ی دموکراسی یک گام مهمه؟ این چندوقت توضیح زیاد دادیم ولی اینجا به اون مسئله‌ی "فردی" بودنش پرداختم.

جایگزینی دموکراسی با آزادی فردی و برابری در پیشگاه قانون 🥳

جالب بود. نوشته بود: آیا از آنان میترسید؟ در صورتی که اگر مومن هستید خدا سزاوارتر است که از آن بترسید.

نمی‌دونم بشریت چطور می‌تونه این جهان و دردسرهای روزمره‌اش رو زندگی کنه و باز صبح پاشه لباس بپوشه و بره تا به زندگی ادامه بده. فکر کنم اگر هستی دارای اکسیری بود، قطعا از این رفتار انسانی گرفته می‌شد.

Bologna ♥︎
+4
Bologna ♥︎

بی‌خانمان کنار خیابون گنگستر پارادایز گوش می‌داد.

یه عزیزی گفت اینم قشنگه اینجا باشه.
یه عزیزی گفت اینم قشنگه اینجا باشه.

- چشم‌ها و چیزهای دیگر
+1
- چشم‌ها و چیزهای دیگر

یه گریه‌هایی هست که ازش اشکات نمی‌چکن، آدما می‌چکن.

اگر توی دیتینگ اپ‌ها بودم این شعرو می‌ذاشتم بیو.

همه‌ی لینک‌های مرتبط با من اینجاست.

من تمام رفرنس‌هایی که توی زندگیم خوندم رو توی چنل منابع گردآوری کردم. اگر برید از اول شروع کنید همه‌چیز رو داخلش پیدا می‌کنید. مخصوصا آلبرتس رو. بچه‌ها همواره می‌گن چنل منابع از یه دانشگاه هم پر پیمون‌تره.

من معتقدم بزرگ‌ترین لطفی که بیوتکنولوژی در حق من کرد، آشنا شدن با مطالب ژنتیکی و زیست مولکولی بود. کسی که توی این دوره زمونه از بیس مطالعات در این شاخه‌ها بی‌خبر باشه خیلی راحت با میس‌اینفورمیشن می‌شه خیلی چیزهایی که افراد می‌خوان رو براش توجیه پذیر کنن و چون از پیچیدگی‌ها بیخبره با حرف تکاملی بودن و ژنتیکی بودن موفق می‌شن حرفشونو به کرسی بشونن. من همیشه و همواره توصیه می‌کنم آلبرتس رو باید دست کم خوند اگر قراره از تکاملی بودن و ژنتیکی صحبت کنیم. اگر نه که این تبیین‌های ژنتیکی-تکاملی too good to be true هستن.

سیر خوشبختی ما ایرانی‌های معاصر انگار مثل سیر سلوک دانته‌است. از جهنم شروع کردیم تا به بهشت برسیم.

Repost from بیگانه
توی زندگیم به دو اصل قائلم. نه نفرتی و نه حسادتی. به خودم قول دادم به قدری به خودم مشغول باشم که جایی برای این دو باقی نمونه. تا امروز موفق بودم و از امروز به بعد هم همینه. خیلی چیزها از آدم‌ها دیدم. خیلی اتفاق‌ها افتاده. اما نفرتی در درونم نذاشتم پا بگیره. نفرت و حسادت و کینه اگر پا بگیرن، خونه و دودمان آدمی رو به باد می‌دن. از روزهایی که ناآگاهانه زیست می‌کردم، در قبال بدی، درقابل خاطره‌ی دیگری و در قبال آنچه که بهم می‌چسبید و نخ کشم می‌کرد، من فراموشی رو انتخاب کردم. شب چشم‌هام رو بستم و صبح دیگه یادم نبود. برای عزیزانم‌. برای آدمی. برای خودم. برای همه‌ی ما. فراموشی راه بهتریه.

بشر توی اینهمه عمری که داره سعی می‌کنه سحرخیز باشه هربار ولی جون می‌کنه تا بیدار شه. چیه این صبح زود بیدار شدن که عادی نمی‌شه؟