fa
Feedback
بیگانه

بیگانه

رفتن به کانال در Telegram

🌵 این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره. گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو. لینک‌های مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally اینستای من: nikally.me

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام بیگانه

کانال بیگانه (@emicalll) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 15 147 مشترک است و جایگاه 2 422 را در دسته کتب و رتبه 21 653 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 15 147 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 28 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -9 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 0 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 31.36% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 16.27% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 4 752 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 2 465 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 1 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند نظم, وقت, عبور, سوگیری, اصلا تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
🌵 این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره. گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو. لینک‌های مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally اینستای من: nikally.me

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 29 ژوئیه, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کرده‌اند.

15 147
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-967 روز
-930 روز
آرشیو پست ها
یه چیزهایی هست آدم می‌تونه بگه ولی نمی‌تونه اثبات کنه. استنباده. مثلا من می‌تونم بگم شما اگر سکس خوب داشته باشی سراغ خیلی از شغل‌ها، موقعیت‌هایی اجتماعی و رفتارها با دیگران نمی‌ری. من اینو نه می‌تونم بیشتر توضیح بدم نه می‌تونم ثابت کنم ولی می‌نویسم تا باشه. سکس خوب هم اون سکسیه که توش نه فقط جسمت که روانت آروم گرفته باشه و حس خوب رو هردو تجربه کرده باشن. تقریبا هم اغلب سکس‌هایی که با تعاریف متداول وجود دارن اون سکسه نیستن. واسه همینه که برای برهم زدن ارکان جامعه و به فنا دادنش باید کنترل سکس رو توی دست داشته باشی اگر نه نمی‌شه.

این روزها سخت دنبال کلمه می‌گردید برای توصیف یک عده که ۲۰۲۲ جنت‌خواه بهترین توصیف رو برای خطابشون به کار برده #حمال_قدرت
این روزها سخت دنبال کلمه می‌گردید برای توصیف یک عده که ۲۰۲۲ جنت‌خواه بهترین توصیف رو برای خطابشون به کار برده #حمال_قدرت

کیچ مفهوم کیچ رو من دیشب توی لایو از زبان کوندرا خوندم و اگر وقت و حوصله ندارید ببینید خلاصه‌ی چیستیش رو از چت‌جی‌پی‌تی گرفتم چون مفهومیه که احتمال داره دربارش از این به بعد بیشتر صحبت کنم برای همین یه توضیحات کلی‌ای گفتم باشه تا سرچ کنید هروقت لازم شد: از نظر کوندرا، کیچ فقط به معنای هنر بدسلیقه یا احساساتی نیست، بلکه نوعی نگاه به جهان است که می‌کوشد هر چیز ناخوشایند، پیچیده، شرم‌آور یا متناقض را حذف کند تا تصویری زیبا، پاک و احساس‌برانگیز از زندگی بسازد. کوندرا این مفهوم را با ایده‌ی «دو قطره اشک» توضیح می‌دهد: اشک اول زمانی جاری می‌شود که می‌گوییم «چه زیباست که کودکان روی چمن می‌دوند»؛ اما اشک دوم زمانی است که می‌گوییم «چه زیباست که من، همراه با همه‌ی بشریت، از دیدن این صحنه متأثر می‌شوم». به نظر کوندرا، همین اشک دوم است که کیچ را می‌سازد، زیرا انسان نه فقط از صحنه، بلکه از تصویر خودش به‌عنوان موجودی پاک، حساس و همدل لذت می‌برد. در نگاه کوندرا، کیچ همچنین انکار هر چیزی است که نشان دهد زندگی انسانی ناپاک، جسمانی، تصادفی یا بی‌معناست. به همین دلیل، او از مدفوع به‌عنوان نمادی استفاده می‌کند که تصویر آرمانی انسان و آفرینش را برهم می‌زند؛ چیزی که کیچ ترجیح می‌دهد آن را نبیند یا وانمود کند وجود ندارد. کیچ می‌تواند عاشقانه، اخلاقی، هنری یا سیاسی باشد. در شکل سیاسی و به‌ویژه تمامیت‌خواهانه‌ی آن، همه باید از تصاویر و احساسات واحدی متأثر شوند و هرگونه پرسش، تردید، شوخی یا فردیت مزاحم کنار گذاشته شود. بنابراین، دشمن اصلی کیچ از نظر کوندرا زشتی نیست، بلکه پرسش، تردید و طنز است؛ زیرا این‌ها دروغ زیبا و آرامش‌بخشی را که کیچ می‌سازد، فرو می‌ریزند.

فکر کردی این دریا یادش می‌ره؟

و فکر نمی‌کنی آن روز هم خواهد رسید؟ روزی که باید چشم در چشم هیولایی که در طی تمام این سال‌ها مکیدن خون و مرگ‌خواری ساختی. و فکر نمی‌کنی که آیا اون روز توان مقابله با آنچه که ساختی رو خواهی داشت؟ کفاره گناه همواره از خود آن بزرگ‌تر است. هیولا می‌آید. هیولا می‌آید و دیگر مهم نیست چقدر و تا کجا آماده باشی. هیولا می‌آید و تو همواره به یاد خواهی داشت که خود خالق آنی. که می‌توانستی ره دیگری بروی و نرفتی. هیولا می‌آید و برایت عذابی ابدی تدارک می‌بیند. و تو... و تو فکر نمی‌کنی آن روز هم خواهد رسید؟

از رنجی که ما می‌کشیم زبون توصیف وامونده. وسط به در و دیوار زدن خودم برای کاری کردن فال گرفتم ولی. حافظ تکرار کرد: دورِ فلکی یکسَره بر مَنْهَجِ عدل است، خوش باش که ظالم نَبَرد راه به منزل.

کوندرا جایی نیچه رو وارونه می‌کنه و میگه اگر رنج و وقایع تاریخی هرگز دوباره تکرار نشن، گذرا و سبک می‌شن و نشون می‌ده چطور این سبکی تحمل‌ناپذیره چرا که وقتی رنجی گذراست، تکرار نمی‌شه و اهمیتش رو رفته رفته از دست می‌ده انگار بی‌معنا بوده و برای هیچ هدف شکوهمندی رخ نداده. من این چندوقت خیلی رنج خودم و رنج دیگران رو از بیرون و به شکل سوم شخص نگاه کردم و حقیقتا خود سختی تحمل رنج یک طرف و این فکر که در آینده هیچکس تخمش هم نخواهد بود صرفا از روی این روزها گذرخواهد شد این روزهارو تبدیل به روزهایی تحمل ناپذیر برام می‌کنه. بعد فکر می‌کنم همین تفکر اگر بخواد منجر به این باشه که نذاریم درد از ذهن آیندگان بره منجر به ساختن هانگر گیمز می‌شه. پس شاید همین بهتره. اینکه آیندگان فراموش کنن و آدمی بپذیره که بالاخره نسلی باید رنج می‌کشید و این رنج نصیب ما شده‌.

امشب تبدیل می‌شم.
امشب تبدیل می‌شم.

ژست برتری اخلاقی، اینکه یه سری ارزش اخلاقی نایس طرح کنی و درنهایت نه منجر به پیشبرد چیزی بشه و فقط هزینه باشه و غیر واقع‌بینانه کار آدم‌های بزدل و بی‌کار و عار در جهانه. یک سری ارزش اخلاقی نایس دارن که انتظار دارن همه بابت نایسیشون به به و چه چه کنن درصورتی که حاضر نیستن کاری از پیش ببرن چون می‌دونن اگر بخوان کار عملی و حدی کنن باید دستاشون رو کثیف کنن و پا روی زمین بذارن و متاسفانه چیز نایسی در هیچ کدوم این دو نخوابیده. از این رو فقط دوست‌دارن ژست بگیرن و بگن دیدید ما چقدر خوشگل و مشگل و گوگولی هستیم و به اخلاقیات خیلی بها می‌دیم و شما مردم عام و توده و رعیت چیزی حالیتون نیست؟ همین دیگه. اره.

من نظرم اینه هروقت هرکسی حرف درشتی بهتون زد که روا نبود دوتا بذارید روش و پسش بدید. این واویلا بازیا که ای وای بهمون توهین شد، ای وای بی‌ادبه، ای‌وای فلان فقط شمارو تبدیل به یک موجود رقت‌انگیز می‌کنه. مشالله ادبیات فارسی به حدی غنیه که ادبی و غیرادبی می‌شه طرف مقابل رو با خاک یکسان کرد. از قدیم گفتن تمدن از جایی شروع شد که دو فرد بجای سنگ زدن بهم، بهم فحش دادن. وقتی لازمه آدم باید حرف درشت بزنه. هروقتم لازم شد دوتا بذاره روش جواب بقیه رو بده. چیه هی راه میفتن می‌گن فلانی بی‌ادبه، فلان گروه بی‌ادبن، طرفدارای فلانی بی‌ادبی می‌کنن... بی‌ادبی که نباید راه گفت‌و‌گو و تعامل رو ببنده. شما هم مختص به شرایط رفتار کن بذار به نتیجه برسیم. از نقش قربانیت ولی هیچی درنمیاد عزیزم.

شاید بقیه سعی کنن تورو بذارن زیر خودشون و با حرف‌هاشون اذیتت کنن یا جایگاهشونو نسبت بهت برتری بدن ولی توام می‌تونی به صورت غیر پسیو، پیش از هرچیزی توی ذهن خودت، این اجازه رو بهشون ندی و روی هدف صحبتت باقی بمونی و حتی اگر تنشی داخلت ایجاد می‌کنه این تنش رو کنترل و کم کنی. پوست کلفتی گاهی این شکلیه. آدم باید پوست کلفت باشه وگرنه اعصاب خودش و همه رو خورد می‌کنه.

از من می‌شنوی؟ پوست کلفت باش.

- چشم‌ها
- چشم‌ها

زن روز.
زن روز.

راز خونه‌های هم‌شکل و رنگی ایتالیا حتما متوجه این شدید که هرجای ایتالیارو نگاه کنید کوچه‌ها و خونه‌های بسیار شبیه به هم می‌بینید و این یه چهره زیبا از شهر ساخته اما مهمه بدونیم چرا و چطور چنین چیزی وجود داره. دولت ایتالیا متوجه اینکه چقدر چنین المانی قابلیت کلان‌روایت شدن داره رو شد و تصمیم گرفت از این شاخصه استفاده کنه و ایتالیارو این شکلی حفظ کنه. برای اینکار قوانینی طرح کرد که هر تغییری در نمای ساختمون چه موقت و چه غیر موقت، هر تغییری در داخل خونه و احیانا باغ یا حیاط خونه باید با مجوز شهرداری انجام شه، براش نقشه‌کش بیاد و مجوز بگیره (که این پروسه باید پول خرج شه و مالیات داره). این تغییر میتونه از نصب کولر باشه تا رنگ کرکره‌ها فرقی نداره. اگر اینکار انجام نشه با کنترل‌های دوره‌ای جریمه میشن صاحب خونه‌ها و کم کم ممکنه خدمات از دست بدن یا به دلیل بدهی نتونن خونه رو بفروشن. این راز حفظ یکدستی زیبایی خونه‌هاست که توریست‌ها عاشقشن. حتما ممکنه با خودتون فکر کنید که چه عالی! پول میاد و رونق بوجود میاد که باید بگم اینطور نیست. خود ایتالیایی‌ها از این حجم توریست خسته‌ان و ازدیادشون باعث برهم خوردن نظم اجتماعی و بازار منطقه‌ها شده و اغلب اون پول توی جیب دولت میره که صاحب مناطق توریستیه. مثلا معضل خونه وجود داره چون همه تبدیل به b&b یا خونه مسافرتی شدن. ایتالیایی‌ها این اعتراض رو درطول زمان دارن با حتی خشونت زیاد بروز می‌دن. اینارو تعریف کردم که بگم دولت و محدودیت‌هاش هیچوقت با وعده‌های بد و زشت نمیان بلکه با وعده رونق و زیبایی شهری و نظم محیطی میان اما چون خودجوش نیستن فقط مشکلات بیشتری میتراشن و نظم زندگی اجتماع رو بهم میزنن. جامعه‌ی مسئولیت‌پذیر می‌پذیره که اگر شهر زیبایی میخواد باید به صورت خودجوش بهش برسه و نگهداری کنه یا اینکه بپذیره زیبایی الویت اجتماعی که باهاش زندگی میکنه نیست و با چیزی که هست کنار بیاد یا نقل مکان کنه اما جامعه مسئولیت‌ناپذیر می‌ذاره چنین اختیاری رو دولت بگیره و دولت تعیین کنه و هزینه‌اش رو به صورت نقض حق مالکیتش تقبل باید بکنه. این بود قصه ما.

ایتالیا؟ ایتالیا به تعمیرات شهری بدون اتمام معروفه‌. شهرداری یه جایی رو می‌بنده و شروع می‌کنه به تعمیرات ولی هرگز تموم نمی‌کنه. ده سال... پونزده سال... گاها حتی بیشتر.

گاهی وقت‌ها غریبه‌ها آدم‌های بهترین. دست کم نگرانت می‌شن.

گاهی شما ادمی رو می‌بینی که داره میدوعه و به کاراش می‌رسه و تعجب می‌کنی از این تلاشش ولی متوجه نیستی از درون این تلاش و دویدن برای اون مثل تو، تلاش برای دویدن روی زمین نیست، مثل تلاش برای دویدن توی ماسه‌است. توی برف. توی آب. داره صدبرابر چیزی که باید زور می‌زنه تا یه راهی رو بره. وقتی دچار تاریکی می‌شی این شکلیه. هر یه قدمت صدبرابر صدم‌های معمولی انرژی می‌طلبه. برای همینه خارج شدن از تاریکی هم خیلی سخته. نه چون لزوما راهی نیست بلکه چون خارج شدن توان و انرژی و زحمت صدبرابری می‌طلبه.