fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈

بیگانه

بیگانه

رفتن به کانال در Telegram

🌵 این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره. گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو. لینک‌های مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally اینستای من: nikally.me

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام بیگانه

کانال بیگانه (@emicalll) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 15 043 مشترک است و جایگاه 2 529 را در دسته کتب و رتبه 22 583 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 15 043 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 14 اکتبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -77 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 0 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 27.10% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 14.14% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 4 074 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 2 126 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 1 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند نظم, وقت, عبور, سوگیری, اصلا تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
“🌵 این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره. گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو. لینک‌های مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally اینستای من: nikally.me”

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 15 اکتبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کرده‌اند.

15 043
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+217 روز
-7730 روز
آرشیو پست ها
photo content

همه‌ی لینک‌های مرتبط با من اینجاست.

بازهم هستم.

شبانگاهان:

سر من رو این روزها مسئله‌ی رابطه‌ی جدی داشتن، ازدواج و پارتنر داشتن به خودش حسابی گرم کرده. نتایج بزرگ و زیادی گرفتم. هنوز با خیلی از مفاهیم درگیرم. بعضی چیزهارو درک کردم و بعضی چیزهارو قراره درآینده درک کنم. هنوز خودم رو آدم ازدواج نمی‌بینم ولی تصور می‌کنم حالا درکم از ازدواج، بدلیل درگیری‌های فکریم خیلی کامل‌تره. چیزی که متوجه می‌شم اینه که زنانگی برای من به معنی کارهایی که می‌کنی نیست بلکه به معنای کارهایی که نمی‌کنیه. داشتن یک پارتنر در زندگی که بهت حس اعتماد، توانمندی و provider بودن بده، هرچقدر تو چنین فردی باشی، دست کم توی اون رابطه تورو تبدیل به زنی می‌کنه که می‌تونه تکیه کنه و بسپاره. این اون بخشیه که عمدتا اطاعت تعبیر می‌شه اما حالا برای من معنی اعتماد کردن و رها کردن بخشی از مسئولیت یک چیز برای گرفتن مسئولیت چیز دیگه‌است. برای بعضیا این چیز دیگه "مادری کردنه" برای یکی مثل من شکوفایی و رسیدن به اهدافیه که به جامعه خیر می‌رسونه اما راه درازیه و نیازمند داشتن خیالی راحت و زمانی آزاده. خلاصه بگم. به نظرم میاد روابط جدی یا ازدواجی روابطی هستن که مثل پیدا کردن اسپانسر یا اسپانسر دیگری شدن می‌مونن. خیلی مهمه کسی که قراره اسپانسر باشه بدونه چه اهدافی داره و چه چیزی رو می‌خواد و کسی که قراره اسپانسر شه بدونه چی برای ارائه داره و چی می‌خواد. نتیجه‌اش اینه که تکلیف مشخص، بزرگ‌ترین نعمت جهانه.

به این معناست که ما به چیزهایی که می‌بینیم اعتقاد نداریم بلکه چیزهایی را می‌بینیم که به آن اعتقاد داریم. - Legion

گل پشت و رو نداره؟
+1
گل پشت و رو نداره؟

به اغلب آدم‌ها به اندازه‌ی کافی پول بدی، یا ترجیح می‌دن کار نکنن یا این کاری که درحال حاضر می‌کنن رو نمی‌کنن. کی گفته مسیر تحقق اهداف، لزوما از کاری که پول زندگیت رو می‌تونه بده رد می‌شه؟

توی جنگ بقا، بها دادن به احساسات مثل اینه هر یدونه که به یکی زدی دوتا به خودت بزنی.

آدم‌ها لو کی طور می‌ذارن به حساب نداشتن همدلیت درصورتی که تو توی زندگیت یاد گرفتی احساسات دلایل خوبی برای انجام دادن یا ندادن کارها نیستن. یادگرفتی احساسات برای تجربه شدن وجود دارن و بس.

رابطه‌ی جدی داشتن و حتی ازدواج به نظر من شبیه پیدا کردن اسپانسره. خیلی مهمه برای چه اهدافی قراره اسپانسر شی / خیلی مهمه برای چه اهدافی قراره اسپانسر پیدا کنی. کسی که توی حیطه‌ی مسائل اسپانسری تجربه داره هم خیلی خوب می‌دونه هرگز نمی‌تونه چیزی رو پیدا کنه که همه کار بکنه. می‌گرده یه چیزی رو پیدا می‌کنه که تا حد خوبی توی جهان واقع، با پاهای روی زمین، بتونه نتایج خوب بده.

یه عادت خوبی دارم از هر پیشامدی پله می‌سازم یه قدم می‌رم بالاتر. توی هرچیزی یه درسی خوابیده و من شاگرداول زندگی‌ام، روی صندلی جلویی و تماما گوش.

حالا دیگه هوا به جایی رسیده که باز بنویسیم: زنی تنها، در آستانه‌ی فصلی سرد.

photo content

Repost from اَشَه
بچه‌ها سلام. اگر تاریخ خوندید یا مطالعاتتون در زمینهٔ ایران باستان به حد قابل‌قبولی رسیده، ممنون می‌شم داخل دایرکت چنل بهم پیام بدید. برای هم‌فکری دربارهٔ یک موضوع به کمکتون نیاز دارم.

-
-

As a free bird, it's very important that you don't take advice from caged ones.

شما حاضری از متفکری که نمی رقصه حرف بشنوی؟ من فکر نکنم دیگه دلم بخواد از کسی که حتی توی بدن خودش آزاد نیست، حرف حقیقت و نصیحت زندگی بشنوم.

یکی تو اینستاگرام گفت: دیزی به نمکش، زن به بزکش. And I think this is beautiful.

هرچی دارم از دقتم در هر کاریم دارم.