ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈

نکبت

نکبت

Открыть в Telegram
1 605
Подписчики
+224 часа
+97 дней
+1530 дней
Архив постов
IMG_20261004_124427_954.jpg0.55 KB

IMG_20261004_124427_954.jpg0.55 KB

-2147483648_-213933.jpg0.55 KB

نون سفارش دادم و یک ساعت و نیمه که نیومده. ولی کور خوندی، روزم رو نمی‌تونی خراب کنی نونوا.

پیش‌بند پوشیده بودم و در حال خورد کردن سیر بودم که به پیاز و گوجه‌ها اضافه کنم. این آهنگ و بوی گوجه و پیاز در هوا پخش بود. گربه‌م خودش رو می‌مالید به پام و من در حال توضیح بهش بودم که سیر براش خوب نیست و خدای مهربون دوستشون نداشته که کاری کرده که سیر باعث بشه بمیرن. زیر لب متن آهنگ رو هم زمزمه می‌کردم و بدنم رو آروم با ریتمش تکون می‌دادم. برای چند لحظه یادم رفت بدبختم.

حس می‌کنم گوش دادن به این آهنگ و تصاویر و خاطراتی که تداعی می‌کنه در طولانی‌مدت باعث می‌شه هیچوقت مرض فراموشی نگیرم.

Habib-Kavir-Bavar-256.mp37.04 MB

02 Moein - Naajee.mp310.39 MB

وارد اون سن شدم که در طول روز به طور ناگهانی دلم می‌خواد معین گوش کنم.

تو قطار نشسته بودم و به دویدن‌های بی‌فرجامم در جاده زندگی فکر می‌کردم که یک مرد کور در حالی که فلوت می‌زد از جلوم رد شد. متروی تهران نزدیک‌ترین تصویر به مفهوم سرزمین عجایبه.

صبح بخیر عزیزان. توی مترو زن زیبایی رو دیدم با یک کیف بزرگ که روش نوشته بود «MOMMY BAG». امروز چون هورنی‌ام، توجه‌ام به این موضوع بیشتر از حالت عادی جلب شد؛ در حدی که دلم خواست توی اون کیف باشم و توسط این خانم حمل بشم به هرجا که ایشون می‌رفتن.

این رو گوش ندید اول به نظرم. برید اول موزیک ویدیوش رو ببینید.

01 Elton John - Tiny Dancer.mp314.72 MB

چیزی زیباتر از رقصیدن یک زن زیبا هست؟

از اون روزهاست که اگر فرصتش پیش بیاد خیلی راحت می‌تونم قتل انجام بدم.

به مناسبت ماه مهر. به قلم همشهری عزیزم آقای چوبک.
+1
به مناسبت ماه مهر. به قلم همشهری عزیزم آقای چوبک.

یاد این افتادم که ۳ سال پیش نوشتم. جالبه که بخش عظیمی از کودکی و حس نوستالژی‌م گره خورده به «جاده» و در راه بودن.

با این حال، از اونجایی که کل این جهان یک زندان بزرگه، به نظرم نوستالژی بهترین سلولیه که انسان می‌تونه بره توش و دوران حبسش رو بگذرونه.

حتی رقص‌هایی که با بابام در دشت و دمن می‌کردیم هم یادم می‌اد. کیرم تو نوستالژی. واقعاً خطرناک‌ترین پدیده عالم نوستالژیه. عجب زندان فریبنده و زیبایی می‌سازه تو ذهنت و با وعده رهایی و آرامش اسیرت می‌کنه.

جدی به خاطر نوستالژیه یا واقعاً اون زمان آهنگ‌ها برای ماشین و جاده ساخته می‌شدن انگار؟ جدی با این حتی اگه خاطره نداشته باشی هم امکان نداره بخشی از ذهنت یک قاب از شیشه ماشین به بیرون و حاشیه جاده و کوه و دشت و دمن و دار و درخت نسازه. عجیبه. خوشحالم که در زمانی زندگی کردم که منصور آهنگ می‌داد.