ch
Feedback
نکبت

نکبت

前往频道在 Telegram

فضاله قدح.

显示更多
1 595
订阅者
+124 小时
+17 天
+13030 天
帖子存档
در راه برگشت به خونه، بین دکون‌های مترو ایستادم که خودکار بخرم. همینطور روان بودن خودکارها رو امتحان می‌کردم و با فروشنده کسشر بیهوده‌ای می‌گفتم. یک دختری هم کنارم در حال خرید کتاب بود و یکی دو بار به حرف‌هام ریز خندید. آره خلاصه فقط خواستم بگم در این سطح بامزه و برای دختر مردم خطرناکم. بگذریم. در حال انتخاب بین دو مدل خودکار و گپ زدن با فروشنده بودم که پیرمردی نزدیک شد و شروع به حرف زدن با من کرد. گویا مکالمه من و فروشنده رو شنیده بود. رو کرد به من و گفت «جفتش رو بخر. ولی یکیش رو فقط برای نوشتن بخر. برای نوشتن هرچی تو دلته. کتاب «بنویس تا اتفاق بیوفتد» رو خوندی؟ یه خودکار بخر و بنویس فقط». گفتم «نه اون کتاب رو نخوندم ولی چند سالیه می‌نویسم. نیازی به اون کتاب نبوده». گفت «اع پس می‌نویسی؟ چه خوب. منم می‌نویسم. فردا مسافرم و کل روز تو راهم. یه جمله بهم بگو که بهش فکر کنم تو راه و شاید چیزی در موردش بنویسم.» کمی فکر کردم و از اونجایی که هیچ ایده‌ای نداشتم چرا چنین مکالمه رندومی در حال رخ دادنه، اولین کسشری که مربوط به راه بود و به ذهنم اومد رو گفتم: «راه با رفتن طی می‌شود نه با اندیشیدن به آن». پیرمرد اومد یک چیزی بگه ولی یهو انگار کلماتش رو خورد. بعد از چند لحظه مکث گفت: «عجب جمله درستی. عطار هم شعری داره که می‌گه: گر مَردِ رهی، میانِ خون باید رفت وز پای فتاده، سرنگون باید رفت تو پای به ره درنِه و از هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید رفت».

آهنگ برای دل‌های خسته و تنها.

تا قبل از اینکه این مفهوم رو مثل یه پسر ۱۷ ساله که تازه با موسیقی راک و رپ آشنا شده توضیح بدم حس بهتری نسبت بهش داشتم.

از مفهوم «The Last Laugh» هم خوشم میاد. وقتی با هر قدمی که برمی‌داری همه مسخره‌ت می‌کنن و بهت می‌خندن و فکر می‌کنن یک کسخل توهمی‌ای که سرانجام قراره به طور زشتی شکست بخوری و با هر شکست کوچکی بهت زخم‌زبون می‌زنن و یأس تزریق می‌کنن، و در نهایت که موفق می‌شی، آخرین کسشرهاشون رو می‌گن، آخرین خنده‌شون رو می‌کنن و ساکت می‌شن و دم‌شون رو می‌ذارن رو کول‌شون و می‌رن پی کارشون... البته این معنی‌ای بود که من دوست داشتم داشته باشه. در اصل اینطوری معنی می‌شه که بعد از تمام طعنه‌ها و تمسخرها، آخرین خنده مال توئه که تو چشم‌هاشون نگاه می‌کنی و به ریش‌شون می‌خندی. هر کدوم رو دوست داشتید بردارید کی به کیه.

Antimatter - The Last Laugh.mp311.68 MB

روزهای اولی که اومده بودم تهران، آقای مهدی یک اجرای کوچولویی داشت، بهش پیام دادم و قیمت پرسیدم. گران بود. نرفتم. متأسفانه قدر منی که از روز اول زندگی هنری‌ش داشتم آهنگ‌هاش رو گوش می‌دادم رو نفهمید. باید همون زمانی که تو خیابون آکوردئون می‌زد می‌رفتم تماشاش می‌کردم و یه پولی می‌انداختم تو کلاهش.

بگذریم. از مجموعه آهنگ‌های پاییزی مربوط به زمانی که جوانی بودم در سودای فتح جهان.

این رو خیلی رندوم دیدم و چه عجیب که تو یه روز جفتمون به موضوعی پرداختیم که ۱۰۰ سالی یک بار کسی می‌پردازه بهش =))) https://t.me/Ciinemathequee/879

چه اسم درستی هم داره این آهنگ: «وسوسه». واقعاً هوای پاییز پر از وسوسه‌های شیطانه. امیدوارم پاییز امسال یک دختری برای خوردن داشته باشم وگرنه مجبورم مثل سال‌های پیش به خیابان‌ها برم و بدوئم دنبال دخترها.

آهنگ پاییزی به یاد اولین پاییزی که هفتصد سال پیش در دانشگاه و غربت گذشت.

این بخش به طور جالبی برای تایپ دختری که می‌پسندم هم صدق می‌کنه.

از ترکیب «و یا» هم خوشم میاد. الان حوصله ندارم توضیح بدم چرا. بعداً بیکار شدم میام و بهتون می‌گم چرا این ترکیب انقدر زیباست و یک حسی هم بهم می‌گه اصلاً وجودش اشتباهه.

دارم شبیه این دخترهایی که می‌خوان عکس از خودشون و زندگی‌شون آپلود کنن ولی خجالتی‌ان و حس می‌کنن ممکنه جاج بشن و یا به طور کلی از بیهودگی این عمل باخبرن و یک جوری باید این کار عبث رو برای خودشون توجیه کنن، دارم زیر آهنگ‌ها کپشن می‌نویسم. ببینید چقدر حالم خوبه دیگه.

Los Kjarkas - Llorando Se Fue.mp39.66 MB

آغاز پاییز تهران رو اعلام می‌کنم. می‌تونید از این لحظه از این هوای ابری لذت ببرید.

هیچی بیشتر از خودکشی ناموفق ناراحتم نمی‌کنه. آدمی که تا اون مرحله از تاریکی رسیده و چنین جسارتی پیدا کرده که از همه‌چی دست بکشه و خودش رو واقعاً از بین ببره، طبیعتاً زندگی‌ش پر از شکسته و دلش نمی‌خواد تو آخرین کاری که در این زندگی داره انجام می‌ده هم شکست بخوره. از طرفی خودکشی‌های ناموفق معمولاً عوارض فیزیکی زیادی دارن و اون شخص بعد از برگشتن به زندگی باید در کنار روان آشفته‌ش، بدنی که گاییده شده رو هم تا آخر عمر تحمل کنه. اگر خودکشی‌ش برای جلب توجه نباشه تا آخر عمرش نمی‌تونه با این موضوع کنار بیاد که نه تنها بلد نیست زندگی کنه بلکه بلد نیست زندگی رو تموم هم کنه. البته خودکشی‌های ناموفق در اکثر مواقع صرفاً برای جلب توجه‌ان. به هر حال، دلیل اینکه از جامعه پزشکی و دکترها و روانپزشک‌ها و پرستارها خوشم می‌اد اینه که بلدن چطوری خودکشی کنن و امار موفقیت‌شون در این موضوع نزدیک به ۱۰۰ درصده و بر خلاف انسان‌های سویسایدال معمولی، این قشر هم در زندگی موفق بوده‌ان، هم در نجات زندگی و هم در گرفتن زندگی. بخیل که نیستیم، امیدوارم نور به قبرشون بباره و خدا به خانواده‌شون صبر و حس رضایت بده.

نگران نباشید، محتوای مربوط به سکس و خودکشی همچنان برقراره. ولی فعلاً حکمت حکمت حکمت.

حکمت امروز جناب سعدی:
سخن میان دو دشمن چنان گوی که گر دوست گردند شرم زده نشوی. میان دو کس جنگ چون آتش است سخن چین بدبخت هیزم کش است.

Maryame Paaeezi - Nima.flac48.62 MB

آهنگی که به بقیه معرفی می‌کنم و می‌فرستم و تظاهر به گوش دادن می‌کنم: