کارگاه دیالکتیک
رفتن به کانال در Telegram
در این کانال عمدتا مطالب انتشار یافته در تارنمای «کارگاه دیالکتیک» باز نشر می شود. درباره ی ما: https://kaargaah.net/?page_id=2 نشانی تماس کارگاه: info@kaargaah.net ارتباط با ادمین: @Nimmous
نمایش بیشتر1 375
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+2330 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اوت '26
اوت '26
+23
در 0 کانالها
ژوئیه '26
+40
در 4 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+30
در 0 کانالها
Get PRO
مه '26
+18
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+23
در 3 کانالها
Get PRO
مارس '26
+26
در 5 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+67
در 5 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+35
در 5 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+17
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+34
در 3 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+11
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+14
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '25
+17
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+24
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+45
در 4 کانالها
Get PRO
مه '25
+14
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+22
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '25
+32
در 5 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+17
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+27
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+31
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+29
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+73
در 5 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+43
در 4 کانالها
Get PRO
اوت '24
+37
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+25
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+27
در 3 کانالها
Get PRO
مه '24
+15
در 3 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+11
در 3 کانالها
Get PRO
مارس '24
+17
در 3 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+22
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+14
در 3 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+25
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+24
در 2 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+13
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+18
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+12
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+11
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+18
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+27
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+57
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+40
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+89
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+164
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+125
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+216
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+54
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+13
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+10
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+11
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+28
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+21
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+17
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+64
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+13
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+31
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+56
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+13
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+25
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+21
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+39
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+26
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+7
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+11
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+35
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+14
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+30
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+12
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+594
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 26 اوت | +3 | |||
| 25 اوت | 0 | |||
| 24 اوت | 0 | |||
| 23 اوت | +2 | |||
| 22 اوت | +1 | |||
| 21 اوت | 0 | |||
| 20 اوت | 0 | |||
| 19 اوت | 0 | |||
| 18 اوت | 0 | |||
| 17 اوت | +3 | |||
| 16 اوت | 0 | |||
| 15 اوت | 0 | |||
| 14 اوت | +2 | |||
| 13 اوت | 0 | |||
| 12 اوت | +1 | |||
| 11 اوت | +1 | |||
| 10 اوت | +1 | |||
| 09 اوت | 0 | |||
| 08 اوت | 0 | |||
| 07 اوت | +1 | |||
| 06 اوت | +1 | |||
| 05 اوت | +2 | |||
| 04 اوت | 0 | |||
| 03 اوت | +3 | |||
| 02 اوت | 0 | |||
| 01 اوت | +2 |
پستهای کانال
Repost from نقد
▫️آناتومی میمون یا آناتومی انسان
▫️ ضرورت بازاندیشی فاشیسم در دهشتِ فراگیرِ جنگ
امین حصوری
اوت 2026
🔸در این نوشتار، با بررسی انتقادیِ آرای برخی از فاشیسمپژوهانِ معاصر دربارهی امکان تکرارپذیریِ فاشیسم، کوشیدم موضوعیت امروزی مقولهی فاشیسم را برجسته کنم. در این راستا، بهسهم خود، در دفاع از روایتی استدلال آوردم که فاشیسم را - در چارچوب تاریخمندیِ نظام سرمایهداری - پدیدهای فراتاریخی و لذا تکرارپذیر میداند (تکرارپذیر، نه در قالب الگویی ثابت، بلکه در فرمها و چارچوبهای سیال تاریخی). در عین حال، از خلال واکاوی انتقادی این دیدگاهها کوشیدم نشان دهم که داعیهی فراتاریخیبودنِ فاشیسم نهفقط نیازمند استدلالها (و فاکتها)ییست که پیونددرونی فاشیسم با پویش تضادمند سرمایهداری را عیان کنند (از منطق استعمار و کارکردهای بحران، تا کرانهای تاریخیِ استثمار انسان و طبیعت)، بلکه همچنین مستلزم ارائهی درونمایهای فراتاریخی برای فاشیسم است که - همچون رشتهای پیونددهنده - خویشاوندی ماهوی تجلیات فاشیسم در مقاطع تاریخی مختلف را توضیح بدهد.
🔸با نظر به منطق درونی حاکم بر پویش تاریخی سرمایه و کرانمندی تاریخی سرمایهداری، استدلال کردم که مواجههی سرمایهداری متاخر با روند افولِ ناگزیرشْ مستلزم توسل فزاینده و عیانترش به ارزشزُدایی سیستماتیک از حیات (انسان و طبیعت) است تا حیات خود را تمدید کند، یا مرگاش را به تعویق بیاندازد؛ فرآیندی که با انسانزُدایی سیستماتیک از گروههای انسانی و تحمیل فزایندهی اَشکالی از مرگ سیاست همراه میشود. بر این اساس، همین «ارزشزُدایی سیستماتیک از حیات و انسانزُدایی سیستماتیک ازگروههای انسانی» را، که همزاد ساختاری مرگسیاست است، بهمنزلهی درونمایهی فراتاریخیِ فاشیسم معرفی کردم. این ایده متکی بر مشاهدهی حرکتهای اجباری (و هرچه تهاجمیتر) سرمایهداری متاخر در مواجهه با «بحران وجودی»اش است؛ بحرانی برآمده از تصادم ناگزیرِ سرمایهداری با کرانهای تاریخیاش. از این منظر، نوشتار حاضر این روایت را پیش میگذارد که در حوزهی بازشناسی فاشیسم نیز «آناتومی سرمایهداری بالغتر»، کلید فهم فاشیسم کلاسیک (بهسان یکی از پیکربندیهای پیشینِ سرمایهداری)است؛ نه برعکس، آنگونه که در رویکردهای مقایسهگرا به مقولهی فاشیسم مشهود است. فاشیسم همیشه زیر پوست سرمایهداری نفس کشیده است و در اَشکال و درجات مختلفی از مرگسیاست تجلی یافته است. چون در پس وعدههای پیشرفت و رفاه، بنیان سرمایهداری بر ضدیت با انسان و طبیعت بنا شده است.
🔸از میانهی قرن بیستم تاکنون، جریان مسلط دانش/تفکر همواره این انگاره را تکثیر کرده است که فاشیسم صرفاً نام آن دهشتیست که در قالب فاشیسم کلاسیک (در آلمان و ایتالیا و ژاپن) بروز یافت. نفس پافشاری دولتها/قدرتها بر همگانیکردن این آموزهی گفتمانیْ تلاشی معطوف به پنهانسازی سرشت دهشتزای خود سرمایهداری بوده است. اما بهرغم هدف فریبکارانهی این ترفند بورژوایی، بهمیانجی نگریستن به فاشیسم کلاسیک دستکم میتوان دید که چهرهی حقیقیِ سرمایهداری تا چه حد دهشتزاست. آنچه انکشاف فاشیسم در وضعیت امروزی را پیش میراند و – برخلاف فاشیسم کلاسیک - خصلتی عام و فراگیر به آن میدهد آن است که نظام سرمایهداریِ در روند ناگزیر افولِ تاریخیِاش، اینک به تنگنایی رسیده است که مفرهای بسیار اندکی برای پنهانسازی چهرهی واقعیاش باقی میگذارد: چون سرمایهداری وارد جنگی بیامان با محدودیتهای ساختاریِ خود شده است؛ و در مسیر پیشبردن این جنگِ بیسرانجام (به نیت ماندگاری)، ناچار است هرچه بیشتر از انسانها و طبیعت مایه بگذارد. در نتیجه، ناچار است در مقیاسی وسیعتر و شدیدتر از قبلْ از انسان و حیات ارزشزُدایی کند و سازوکارهای مرگسیاست را جاری سازد. در ادامهی این روند، فاشیسم بهسان چهرهی حقیقی سرمایهداری پدیدار میشود.
🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-5Nr
#امین_حصوری
#فاشیسم
#بحران_سرمایهداری
#ملت_واحد
#میهنپرستی
@naghd_com
| 2 | پیدیاف
🚩 دربارهی نامهي گاردین از از فعال مصری عبدالرحمان الجندی | 104 |
| 3 | این تفاوتی با شیوهای ندارد که رژیمهای سیسی یا ترامپ ما را «تروریست»، «خائن» یا هر دشمن دیگری مینامند که یک پروژه اقتدارگرا و خودحقپندار برای توجیه خودش به آن نیاز دارد.
بهعنوان کسی که عمیقاً به سیاست پیشانگاشتی (prefigurative politics) باور دارم ـ یعنی اینکه باید در ائتلافها و کنشهای امروزمان همان جهانی را که تصور میکنیم از هماکنون بسازیم ـ نمیتوانم با گفتمانی همراه شوم که به جهانی منتهی شود که هنوز توسط کسانی اداره میشود که بیشتر ما را «خسارت جانبی قابلقبول» در خدمت پروژهی برتر خود میدانند.
وقتی از دور درباره مبارزات دیگران سخن میگوییم، باید فروتنی داشته باشیم.
و نه، این به دلیل سیاست هویتی نیست؛ نه به این دلیل که من مصری هستم یا آنها ایرانی هستند.
صداهای بومی نفرتانگیز بسیاری وجود دارند که من هرگز از کسی نمیخواهم به آنها گوش دهد.
ما یکپارچه و یکدست نیستیم.
اما به کسانی گوش دهید که به سوی همان افق رهاییبخش حرکت میکنند و برای آن هزینههای واقعی پرداختهاند؛ زیرا کسانی مثل ما بدنهای واقعی داریم که باید دفن کنیم.
زندانیان واقعی داریم که باید آزاد شوند.
خانوادههای واقعی داریم که باید محافظت شوند.
آوارگی واقعی داریم که باید از آن جان سالم به در ببریم.
زخمهای واقعی شکنجه که سالها ضربه، شلاق و کفهای نمور زندان برای همیشه بر بدنهای ما حک کردهاند.
ویرانی روانی واقعی که عزیزان کشتهشده، دوستان ناپدیدشده، خانوادههای فروپاشیده و ارواحی که ما را ترک نمیکنند، بر جای گذاشتهاند.
ما گوشت و خون واقعی داریم؛ همان چیزی که بارها و بارها برای آنچه مبارزه کردهایم فدا کردهایم، از جمله همان مبارزات ضدامپریالیستیای که شما تصور میکنید تنها مالک آن هستید.
کسانی که واقعاً مبارزات رهاییبخش را میشناسند، میدانند چقدر دشوار است که درون آنها انسان باقی بمانی؛ آنقدر انسان بمانی که شایسته جهانی باشی که با چنین شدت و تعهدی برایش مبارزه میکنی.
آنها وحشت روزی را میشناسند که در آینه نگاه کنی و بفهمی چهرهات دیگر قابل تشخیص از چهرهی شکنجهگرت نیست.
Abdelrahman Elgendy
۲۴ آگوست ۲۰۲۶ | 100 |
| 4 | 🚩در انتقاد از بکلش ارتجاعی کمپیستی به نامهی گاردین و امضای همبستگی آنجلا دیویس و جودیت باتلر و سایرین با زندانیان سیاسی در ایران و علیه امپریالیسم
از فعال مصری عبدالرحمان الجندی و درسهایی از مصر و ایران برای آنتیامپریالیستهای دیکتاتوردوست
چیزی که بیش از همه درباره گفتمان پیرامون نامهی گاردین مرا تکان میدهد این است که میبینم چه تعداد از کسانی را که «رفیق» میدانم، اگر فردا سیسی، رئیسجمهور مصر، تصمیم بگیرد خود را بهعنوان یک ضدامپریالیست بازتعریف کند، احتمالاً همانگونه شروع به تطهیر چهرهی او خواهند کرد که با هر قصابی که از نظر سیاسی برای پروژهی بزرگ ضدامپریالیستیشان مفید تشخیص دادهاند، چنین کردهاند؛ پروژهای که البته من عمیقاً به آن باور دارم، اما آن را استثناگرا و مطلق نمیکنم.
من هیچ مشکلی ندارم با اینکه کسی زبان و ادبیات این نامه را با حسن نیت و از جایگاهی که احترام به زندانیان سیاسی ایران در آن قرار دارد نقد کند. اما غمانگیز و خشمآور است که ببینم چه تعداد از کسانی که به آنها اعتماد دارم و در مبارزه کنارشان شانهبهشانه ایستادهام، من و دیگر زندانیان سیاسی را چیزی بیش از مهرههایی در بازی نمیبینند و زندانبانان ما را تقدیس میکنند.
من همیشه نسبت به رفقای غربی و دیاسپوراییای محتاط خواهم بود که هر کسی را که رنجش، خلوص و یکدستی پروژه ایدئولوژیک آنها را پیچیده میکند، غیرانسانی میکنند.
بله، هیچ «همارزی»ای میان یک امپراتوری قاتل که به یک کشور دارای حاکمیت حمله میکند و آن کشور وجود ندارد. میتوانیم بیپایان درباره استعارهها، «دو لبه قیچی» و پلتفرم گاردین بحث کنیم.
من بدون هیچ ابهامی علیه مداخله خارجی و علیه وحشتهای فاجعهباری که امپراتوری آمریکا بر همهی ما تحمیل میکند، موضع میگیرم؛ و اگر همین اتفاق برای مصر رخ میداد، همین را میگفتم، حتی اگر هنوز در سلول زندانم بودم.
اما میان رد کردن «هر دو طرف یکی هستند» و همارز دانستن آنها، با رفتن تا آنجا که قصابان محلی را ستایش کنیم ـ کسانی که روزبهروز هزاران نفر را اعدام میکنند و مردم خودشان را سرکوب میکنند، فقط به این دلیل که برند استراتژیکشان ضدامپریالیستی است و در خدمت پروژهای قرار میگیرد که شما تصمیم گرفتهاید هر مبارزهی دیگری باید تابع آن باشد ـ تفاوت بزرگی وجود دارد.
همین گفتمانِ ستایش و حذف است که مرا منزجر میکند، و اکنون با صدای بلند بر این بحث مسلط شده است.
در زمان «راهپیمایی جهانی به سوی غزه از طریق رفح»، بسیاری از ما از همان سرزنش متکبرانهای که به مصریها برای شورش علیه حکومتشان میشد خشمگین و آزرده بودیم؛ سرزنشی که بهطرزی کنایهآمیز، ناگهان تبدیل شد به دفاع از زندانیان سیاسی مصر و سرنگونی دیکتاتوری مصر.
اما همین توجه نیز پس از پایان آن لحظه متوقف شد، زیرا همزمان مطرح کردن زندانیان سیاسی مصر و نامرئی کردن یا لکهدار کردن زندانیان سیاسی ایرانی دقیقاً بیانگر همان نگرش متکبرانه است:
بدنهای ما تنها زمانی اهمیت پیدا میکنند ـ چه برای نجات دادن و چه برای حذف کردن ـ که در خدمت آن پروژهی بزرگتری باشند؛ پروژهای که در آن همهی ابزارها توجیه میشوند و همهی بدنها به «خسارت جانبی» تبدیل میشوند.
بسیاری از دوستان عزیزی که میشناسم، چنان با این احساس پاکی و خلوص ایدئولوژیک کور شدهاند که متوجه نیستند زبانشان تا چه اندازه به تبلیغات دولتی شباهت پیدا کرده است.
به جای اینکه زندانیان سیاسی را «تروریست» بنامند، آنها را «عامل موساد» مینامند.
آنها هیچ فاجعهی ساختاریای نمیبینند، فقط میگویند «با برخی اقدامات مخالفیم».
هر کسی که تلاش کند با حسن نیت گفتوگو کند، تبدیل میشود به «لیبرال»، «سلول خفته صهیونیستی»، یا هر برچسب جدیدی که آن هفته ابداع شده است. | 90 |
| 5 | 🔹نوشتههای دریافتی🔹
▫️ غارت به جای سرمایه
▫️نقدی بر اقتصاد سیاسی مهرداد وهابی
محمد دارکش
اوت 2026
آرای مهرداد وهابی از چند سال پیش در فضای فکری ایران مطرح شد و بهتدریج مورد توجه قرار گرفت؛ اما در ماههای اخیر، بهواسطهی انتشار نقدهای متعدد، این توجه دوچندان شده است. نگارنده از پیش با آرای او آشنایی داشت و در جریانِ ترجمهی فارسیِ آخرین کتابش، فرصتی برای تدقیق و مواجههی بیواسطه با دستگاه نظری او فراهم شد. اگرچه نگارشِ نقدِ حاضر پیش از شکلگیری این موجِ اخیر آغاز شده بود، اما مواجهه با نقدهای تازه منتشرشده، تکمیل و انتشار آن را ضرورت بخشید.
اهمیت کتاب در جابهجایی نقطهی دید است. فساد در این تحلیل صرفاً انحراف رفتار چند مقام یا تخلف از قواعد موجود نیست. پرسش دربارهی خود قواعد، منشأ حق و موقعیت نهادهایی است که میتوانند نسبت متفاوتی با قانون و مالکیت داشته باشند. وهابی در تعریف نهاد فراقانونی نیز تفاوت میان «غیرقانونی» و «فراقانونی» را جدی میگیرد: موضوع فقط نهادی نیست که قانونی را نقض کند، بلکه قدرتی است که نسبت آن با شمول و اجرای قواعد با دیگر عاملان یکسان نیست. این تمایز برای فهم ساخت جمهوری اسلامی اهمیت دارد و نقد حاضر قصد کنارگذاشتن آن را ندارد.
بحث انفال مسئله را در سطح دیگری تکرار میکند. وهابی بهدرستی نشان میدهد که انفال را نباید صرفاً مترادف مالکیت عمومی گرفت و منشأ حق و صاحب اختیار بر منابع اهمیت دارد. اما انفال در وهلهی نخست صورت حقوقی و سیاسی اختیار بر منابع را توضیح میدهد. از آن نمیتوان بدون واسطه نتیجه گرفت که بانک، معدن، کارخانه یا شرکت تجاری تحت این اختیار از منطق اقتصادی واحدی پیروی میکنند. همین فاصله میان صورت حقوقی و رابطهی اقتصادی، در بخش مربوط به تعبیر «سرمایهداری سیاسی اسلامی» نیز تعیینکننده خواهد بود.
محدودیت دستگاه وهابی، در نهایت، نه در توجه بیش از حد به سیاست، بلکه در نحوهی جایگذاری سیاست در توضیح اقتصاد است. قدرت سیاسی، قهر، انفال و نهادهای فراقانونی باید در تحلیل اقتصاد سیاسی ایران حضور داشته باشند. مسئله از جایی آغاز میشود که صورت سیاسی تصاحب به منطقی مستقل به نام «غارت» تبدیل شود یا صورت شیعی دولت به صفت نوع سرمایهداری انتقال یابد. در هر دو مورد، صورت تاریخی واقعی است؛ خطا زمانی رخ میدهد که صورت جای رابطهای را بگیرد که باید توضیح داده شود.
🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-5M5
#مهرداد_وهابی
#محمد_دارکش #غارت #نقد_اقتصاد_سیاسی | 119 |
| 6 | فلسطین، ایران و بحران چپ اردوگاهی
جنگ غزه و گسترش درگیریها به لبنان و ایران، شکاف قدیمی در چپ بر سر معنای «مقاومت» و «ضدامپریالیسم» را دوباره برجسته کرده است. یوسف ضاهر، پژوهشگر و فعال سوسیالیست سوریـسوئیسی، در گفتوگو با زمانه از ضرورت دفاع از حق مقاومت فلسطینیان و مخالفت با جنگ علیه ایران میگوید، اما همزمان هشدار میدهد که این مواضع نباید به حمایت از حماس، حزبالله یا جمهوری اسلامی بینجامد. از نگاه او، چپ برای حفظ استقلال سیاسی خود باید همزمان با استعمار، امپریالیسم، اقتدارگرایی و نیروهای ارتجاعی داخلی مقابله کند و بدیل خود را در جنبشهای اجتماعی و «مقاومت از پایین» بجوید.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/897900/&rhash=0ceb6994783a68
@RadioZamaneh | رادیو زمانه | 145 |
| 7 | بدون متن... | 239 |
| 8 | https://www.theguardian.com/commentisfree/ng-interactive/2026/aug/20/iran-political-prisoners | 267 |
| 9 | چهرههای دانشگاهی و سیاسی جهان خواستار توقف اعدامها در ایران شدند
امضاکنندگان، هم سرکوب و اعدامهای جمهوری اسلامی و هم حملات نظامی و تحریمهای آمریکا و اسرائیل علیه ایران را محکوم کردند.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/898250/&rhash=0ceb6994783a68
@RadioZamaneh | رادیو زمانه | 181 |
| 10 | 🔴 گسترش کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» به ۶۰ زندان مختلف در هفته صد و سی و چهارم با پیوستن زندان گچساران
⭕️ یاد و خاطره تمامی زندانیان سیاسی جانباخته در تابستان خونین ۱۳۶۷ گرامی و جاودان باد.
در سالگرد قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ ــ که توسط آقای جاوید رحمان، گزارشگر پیشین حقوق بشر سازمان ملل متحد، به عنوان «جنایت علیه بشریت» شناخته شد ــ یاد و خاطره تمامی جانباختگان راه آزادی و برابری را گرامی میداریم و امیدواریم به زودی عاملان و آمران این فاجعه ضدبشری در برابر دادگاه عدالت قرار گیرند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، دادخواه تکتک این عزیزان و تمامی کسانی است که توسط دیکتاتوری حاکم بر ایران اعدام شدهاند. حکومت مستبد طی هفته گذشته نیز یک زندانی سیاسی اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ به نام شهرام صادقی را سبعانه در کرج به دار آویخت. با اعدام شهرام صادقی و محمد (چراگ) افروخته که اخیراً در زاهدان اعدام شد، تعداد زندانیان سیاسی اعدامشده از ابتدای سال ۱۴۰۵ تاکنون دستکم به ۳۹ تن رسیده است. این آمار، زنگ خطری جدی برای بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی و غیرسیاسی زیر حکم اعدام است.
حکومت ولایت فقیه با وجود اعتراضات گسترده، هرگز دست از اعدام بر نداشته است؛ چرا که بقای خود را در گرو سرکوب و اعدام میبیند. طی ماههای گذشته، میزان اعدامها به حدی افزایش یافت که پس از ۱۳۴ هفته تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و گزارشهای مکرر آن به افکار عمومی و نهادهای مختلف ــ در کنار اعتراضات گسترده مردم و فعالان ضد اعدام ــ سرانجام ۳۲ کشور مختلف جهان در بیانیهای بسیار مهم، خواستار توقف فوری اعدامها در ایران شدند.
ما اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، از تمامی این کشورها میخواهیم که برای اثربخشی در توقف ماشین اعدام، تمامی روابط دیپلماتیک و تجاری خود با حکومت ایران را مشروط به توقف کامل اعدامها کنند. همچنین بار دیگر از همه وجدانهای بیدار میخواهیم که صدای این کارزار و تمامی محکومان به اعدام در ایران باشند و مستمراً به هر شکل ممکن اقدام کنند.
لازم به ذکر است جمعی از زندانیان زندان گچساران با انتشار بیانیهای، پیوستن رسمی خود را به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» اعلام کردند. بر این اساس، اعضای این کارزار در هفته صد و سی و چهارم مبارزات خود، روز سهشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ در ۶۰ زندان سراسر کشور دست به اعتصاب غذا میزنند.اسامی زندانهای اعتصابکننده به شرح زیر است:
زندان اوین(بند های زنان و مردان)، زندان قزلحصار(واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسد آباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز(بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان(بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت(بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور و زندان گچساران
هفته صدوسی و چهارم
سهشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t | 229 |
| 11 | بدون متن... | 209 |
| 12 | تشدید وضعیت اضطراری فاشیستی بنام جنگ
با تصویب قانون زیر، جمهوری اسلامی چهرهی واقعیاش را بیش از پیش به نمایش گذاشته است.
🚩 مصوبات امروز مجلس:
📢 ۶ ماه تا ۲ سال زندان برای هرگونه همکاری علمی با دانشگاه ها، موسسات و سازمانهای خارجی که وزارت اطلاعات تایید نکند.
📢 ۵ تا ۱۰ سال زندان برای برگزارکنندگان دورهها، کلاسها یا کارگاههای آموزشی حضوری یا مجازی که با فرهنگ ایرانی ناسازگارند؛ ۶ ماه تا ۲ سال زندان هم برای شرکت در این دورهها.
📢 محرومیت مادام العمر برای تولید یا کارگردانی فیلم، مستند، تئاتر، موسیقی و کتابی که مروج فرهنگ ضد اسلامی باشد یا چهره سیاه از کشور نشان دهد.
📢 ۳۰ سال زندان برای پیشنهادات سیاستی یا تقنینی یا اجرایی به نهادهای حاکمیتی و دولتی که برخلاف مصالح اساسی نظام است یا آرای مردم را به نفع گروه یا جریان خاصی جهتدهی کند.
📢 ۶ ماه تا ۲ سال زندان برای مصاحبه، شرکت در گفتوگو یا هرگونه ارتباط با رسانههای آمریکایی یا رسانههایی که آمریکا آنها را تأمین مالی میکند.
(مصاحبه با رسانههای خارجی منوط به اطلاعرسانی به وزارت اطلاعات است.)
📢 ۶ ماه تا ۲ سال زندان برای ارتباط با سفارتخانهها و نهادهای غیر ایرانی در داخل یا خارج، بدون اخذ مجوز کتبی از وزارت خارجه. | 205 |
| 13 | هماندیشی چپ:
نسلکشی در غزه و پیامدهای آن در خاورمیانه
گفتار: حماد شیبانی*
گفتوگوگردان: سعید افشار
۱۵ تیر ۱۴۰۵ (۶ ژوئیه ۲۰۲۶)
روایت شنیداری
محورهای گفتار:
🔷 استعفای دولت حماس
🔷 اپوزیسیون در اسرائیل
🔷 سندهایی از سازمانهای مترقی و حقوق بشری اسرائیلی
🔷 وضع داخلی #اسرائیل
🔷 مستندسازی جنایتها
🔷 شهرکهای صهیونیستی و اشغالگری اسکانی
🔷 ارتباط آمریکاییها با فلسطینیان و حکومت فلسطین
🔷 سناریوهایی برای غزه
🔷 مهاجرت معکوس از اسرائیل
🔷 نگاهی به انتخابات آیندهی کِنِسِت و نامزدهای مترقی
🔷 فضای سازمانهای سیاسی فلسطینی و انتخابات
🔷 سازمانهای چپ فلسطینی.
* کنشگر و تحلیلگر چپ
#نسلکشی
#غزه
#فلسطین
#آپارتایدـاسرائیل
* * * * * * * * *
گفتوگوهای قبلی در کانال یوتیوب و کانال تلگرام #هماندیشیـچپ. | 185 |
| 14 | یاد مانایِ بهروز معظمی
برنامهی هماندیشی چپ
ــ پارهای از بخش نخست
گفتوگو با اردشیر مهرداد
۱۸ مرداد ۱۴۰۵(۹ اوت ۲۰۲۶)
https://www.youtube.com/watch?v=yZWiFJLBNy0
در پایان بخش نخستِ بزرگداشت رفیق بهروز معظمی، اندیشهپرداز و متفکر سوسیالیست و از پایهگذاران هماندیشی چپ، گفتوگویی با رفیق اردشیر مهرداد دربارهی جنبههای مختلف زندگی فکری، فرهنگی، سیاسی و نظری #بهروزـمعظمی برگزار شد.
* * * * *
کانال یوتیوب و کانال تلگرام #هماندیشی_چپ
https://t.me/left_forum/305 | 297 |
| 15 | #ترجمه
بهسوی یک انترناسیونالیسم جدید در عصر جنگ
نویسندگان:
مایکل هارت و سندرو متزادرا
نشریهی پُرتُلَن (Portlan) | ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶
ترجمه: کارگاه دیالکتیک | مرداد ۱۴۰۵
یادداشت مترجمان: اینکه جنگهای مصیبتبارِ سالهای اخیر خصلتی مزمن و ماندگار یافتهاند، نه برآمده از یک تصادف شوم، بلکه بازتابیست از ناتوانی نظام سرمایهداری در غلبه بر بحران فراگیر و چندوجهیِ معاصر. از آنجا که غلبه بر این بحران مستلزم عبور از سرشت تضادمند مناسبات سرمایه است – و بههمان نسبتْ برای پاسداران نظام سرمایهداریْ گامی غیرقابلتصور و محال است–، تداوم جنگها و گسترش نظامیگری صرفا پیامدی از این بحران نیست، بلکه توامانْ پاسخی سرمایهدارانه برای مدیریتِ بحران درجهتِ بهرهبرداری از آن است. در مقابل، این واقعیت که حاکمان سرمایهداری نه توان و نه ارادهای برای کاهش مصیبتهای جاری دارند، پرسش از جایگاه کنونیِ فاعلیت ستمدیدگان و چشمانداز ممکن برای ارتقای آن را برجسته میکند. متن/ترجمهی پیشِ رو بهنوبهی خود نشان میدهد که پاسخ مؤثر به موقعیت جهانی–تاریخیِ حاضر تنها در چارچوب انترناسیونالیسم ستمدیدگان (انترناسیونالیسم از پایین) قابلتصور است؛ چارچوبی که پیش از هر چیز بر فرایند بازیابی/پرورش فاعلیت جمعیِ ستمدیدگان تکیه میکند و در سطوحی چندگانه جریان مییابد. در این موقعیت تاریخیِ بحرانزده و آشوبناک، عینیتِ و فراگیریِ ستم–رنجهای برآمده از گسترش «رژیم جهانیِ جنگ» بیگمان میتواند یکی از عزیمتگاههای پرورش این انترناسیونالیسم جدید باشد. چون هر چه جنگها – بهسان بازتابی از قساوتها و مصیبتهای سرمایهداری متاخر – فراگیرتر و ماندگارتر میشوند، ضرورت پیکارهایی فراگیر و انترناسیونالیستی علیه نظم تاریخی مسلط عیانتر میشود، و همزمانْ پتانسیلهای مادی بیشتری برای برپاییِ آن زاده میشوند. انترناسیونالیسم از پایین چارچوبیست برای مفصلبندی مبارزات علیه بنیانهای نظم مسلط در سراسر جهان، تا جنبشهای اجتماعی و پیکارگران در نقاط مختلف جغرافیای جهانی ستم بتوانند بهرغم تفاوتهای زبانی–فرهنگی–تاریخی، فاصلهها و مرزهای جداکننده، و نیز حوزههای متفاوت پیکارشان، رنجها و مبارزات یکدیگر را بازبشناسند، با هم پیوند بگیرند، همافزا شوند و نهایتاً چشمانداز مشترکی برای رهایی و نیروی مادیِ بدیل علیه کلیتِ سرمایهداری پرورش دهند. خلق چنین چارچوبی هم نیازمند نظریه و روایتِ بدیل است، و هم پراتیک و سازماندهی/سازمانیابی مستمر.
تحریریهی کارگاه دیالکتیک
————————————
لینک مقاله در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1761
نسخهی پیدیاف
-------------------
@kdialectic | 405 |
| 16 | بدون متن... | 286 |
| 17 | #تلویزیون_برابری
#Barabari_Tv
https://www.youtube.com/watch?v=ew99VQoU9mE
تعدد نیروهای کمونیست، تفرق فعالین منفرد، چاره چیست؟ - میزگرد اول | 340 |
| 18 | ▫️ده درس از ایران دربارهی آنتیامپریالیسم
ملاحظاتی در مورد جنگ امپریالیستی و سرکوب داخلی، کمپیسم و انترناسیونالیسم از پایین
اوت 2026
کلکتیو روژا
گسترش جنگها فقط بدنها، سرزمینها، خانهها و امکانهای زندگی جمعی را تکهپاره نمیکند؛ به درون سازمانها و کلکتیوهای سیاسی، دوستیها وخانوادهها نفوذ میکند و گاه حتی افقهای مشترک مبارزه را نیز چندپاره میسازد.در دل این ویرانی، شکافهای سیاسی و نظری نیز عمیقتر شدهاند: بر سر معنای امپریالیسم و پیوند آن با بازتولید سرمایهی جهانی، نسبت جنگ خارجی و سرکوب داخلی، امکانهمبستگی میان مبارزات ناهمگون و شرایط شکلگیری سیاستی رهاییبخش که نه به اردوگاههایقدرت تن دهد و نه مبارزه را تا «زمانی مناسبتر» به تعلیق درآورد. پرسشهای پایهایدربارهی معنای مبارزهی ضدامپریالیستی، سیاست ضدجنگ و همبستگی انترناسیونالیستی به قلب منازعات سیاسی بازگشتهاند.
دفاع از زیستگاه، و به طور کلی دفاع و حفاظت از زیست جمعی، حق بدیهی مردم است؛ اما فرق است میان این حق با آنچه «دفاع میهنی» نام میگیرد واسم رمزی میشود برای دفاع از حاکمان جمهوری اسلامی. حق حاکمیت از منظر منافع مردمیعنی حق تعیین سرنوشت، خودآیینی و توان مردمان برای تصمیمگیری دربارهی شکل زندگی مشترک خویش. هنگامی که حق حاکمیت و حق دفاع از خود از این همبستهی اساسی منتزعشود، به آسانی در زبان امنیت و اقتدا که زبان حقوقی قدرت دولتی است جذب میشود، ازمفهوم تهی میشود و دفاع از جامعه جای خود را به دفاع از دستگاه سرکوب طبقاتی یعنی ماشین سیاسی و اداری و نظامی حاکم میدهد.
انترناسیونالیسم رهاییبخش نیز نه برنامهای کامل و ازپیشساخته،بلکه فرایندی در حال شکلگیری است: پیوند میان کسانی که سلطه را در صورتهایمتفاوت و درهمتنیدهی آن به چالش میکشند. آنان که زیر بمب، در زندان، در تبعید،در میانهی وضعیتهای اضطراری و در تقاطع ستمها، تخیل آزادی و برابری را زنده نگهمیدارند؛ آنان که با اعتصاب و شورش، دادخواهی و مراقبت، همبستگی و خلق جهانهای دیگر،رهایی خویش را به «زمانی مناسبتر» موکول نمیکنند و زیر فشار منطق «الان وقتش نیست»، مبارزهی خود را پشت دروازهی تاریخ به تعلیق درنمیآورند.
روژا یک کلکتیو مستقل، چپ و فمینیستی مستقر در پاریس است.روژا پس از زنکشی ژینا امینی، و همزمان با آغاز خیزش «ژن، ژیان، ئازادی» درسپتامبر ۲۰۲۲/ مهر۱۴۰۱ متولد شد. این کلکتیو متشکل از فعالان سیاسی از ملیتهای گوناگون و جغرافیای سیاسی ایران است: کورد، هزاره، فارس و… این کلکتیو نه فقط درنسبت با جنبشهای اجتماعی در ایران و منطقه خاورمیانه، بلکه همچنین در مبارزاتمحلی در پاریس، همگام با جنبشهای انترناسیونالیستی، از جمله در حمایت از فلسطین، فعالیت میکند. نام «روژا» ملهم از دلالتهای چندکلمه نزدیک به آن در چند زبان مختلف است: به اسپانیایی، روژا یعنی «قرمز»؛ در کُردی، روژ به معنای «روشنایی» و«روز» است؛ در مازندرانی، روجا به معنای «ستاره صبح» یا «ناهید» است که شب هنگامدرخشانترین جرم آسمانی محسوب میشود. این نوشتهی چند زبانه از جایگاه دیاسپورا وبیش از همه خطاب به همرزمان و همرنجان جهانی، دیگر فعالان انترناسیونالیست ومردمان در بیرون از ایران نوشته شده، هرچند بخشهایی از آن نیز میتواند گفتوگوییبا فعالان داخل کشور باشد.
🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-5JR
# کلکتیو_روژا، # انترناسیونالیسم،#همبستگی، #سرمایه_چهانی، #فلسطین، #کمپیسم | 383 |
| 19 | 205_Colonial_Fascism_in_Contemporary_Age_Farsi.pdf | 784 |
| 20 | #ترجمه
دولت قانونمدار برای چه کسی؟
(نگاهی به خاستگاههای تاریخی فاشیسم)
نویسنده: رائول زلیک
ترجمه: امین حصوری
۸ مرداد ۱۴۰۵
از منظر سنت رادیکال سیاه، فاشیسم تداوم همان پروژهی استعماریِ جامعه بورژوا–لیبرال است.
در سال ۱۹۶۶، «جیلو پونتهکوروُ»، کارگردان ایتالیایی، با ساخت فیلم سینمایی «نبرد الجزایر3» اثری را به سینما آورد که تا به امروز همچون جستاری دربارهی مسالهی استعمار بهشمار میرود. در یکی از صحنههای کلیدی فیلم، که روایتیست – بر اساس رویدادهای واقعی – از داستان سرکوب قیام الجزایر توسط فرانسویها، سرهنگ ماتیو، از کهنهسربازان مقاومت فرانسه علیه ناسیونالسوسیالیسم [فاشیسم آلمان]، «دکترین فرانسوی» [در جنگ الجزایر] را برای سربازاناش چنین تشریح میکند:
«از آنجا که جنبش مقاومت الجزایر بهشیوهای غیرمنظم میجنگد، قدرت استعماری نیز باید غیرمنظم عمل کند.»
شکنجه، اعدام، اخراج و بازداشت اجباری غیرنظامیان، همگی از نظر این افسر فرانسوی، ابزارهایی ضروری در مبارزه با شورش هستند. بهبیانی دیگر: این کهنهسرباز آنتیفاشیست فرانسوی به سربازاناش آموزش میدهد که چگونه میتوان برتری سفیدپوستان را با روشهای فاشیستی حفظ کرد. الگوی واقعی این شخصیت (سرهنگ ماتیو)، ژاک ماسو، فرماندهی کل منطقهی الجزیره بود. هرچند او در سرکوب قیام الجزایر به اندازهی برخی از همرزمانش افراطکاری نشان نداد؛ ژنرال رائول سالان5 که او نیز مانند ماسو [در مقاومت ضدفاشیستیِِ فرانسه] علیه آلمان نازی جنگیده بود، در سال ۱۹۶۲ یک کودتای راست افراطی را برای دفاع از سلطهی استعماری فرانسه بر الجزایر سازماندهی کرد. سالان حتی یک سازمان تروریستی [جوخهی مرگ] بهنام «سازمان ارتش سری» (OAS) پایهگذاری کرد که مرتکب قتل [ترور]های متعددی شد.
در چهرههایی چون ماسو و سالان تجربهای متبلور میشود که جنبشهای سیاهپوست و ضداستعماری در قرن بیستم بارها و بارها با آن مواجه شدهاند. فاشیسم برای آنها نه تهاجمی به ارکان جامعهی لیبرال اروپایی، بلکه بهنوعی تعمیق و بسط ارکان همان جامعه بود. بر همین اساس، از دیدگاه جنبشهای سیاهپوست و ضداستعماری، مرز میان حاکمیت قانون و فاشیسم، مرزی همواره سیال و لغزنده بوده است. همان نظامیان بورژوایی که با ناسیونالسوسیالیسم [نازیسم] جنگیده بودند، اکنون در آسیا و آفریقا بقای حاکمیت نژادپرستانه را تضمین میکردند. مردمان الجزایر این واقعیت را به دردناکترین شکل ممکن تجربه کردند: در ۸ مه ۱۹۴۵، درست زمانی که اروپا پایان جنگ جهانی دوم را جشن میگرفت، نیروهای فرانسوی در شهرهای سطیف، قالمه و خراطه، هزاران نفر را که خواستار آزادی الجزایر بودند، قتلعام کردند.
.......
ادامهی متن در وبسایت کارگاه دیالکتیک:
https://kaargaah.net/?p=1751
نسخهی پی.دی.اف.
------------------
@kdialectic | 619 |
