uz
Feedback
کارگاه دیالکتیک

کارگاه دیالکتیک

Kanalga Telegram’da o‘tish

در این کانال عمدتا مطالب انتشار یافته در تارنمای «کارگاه دیالکتیک» باز نشر می شود. درباره ی ما: https://kaargaah.net/?page_id=2 نشانی تماس کارگاه: info@kaargaah.net ارتباط با ادمین: @Nimmous

Ko'proq ko'rsatish
1 372
Obunachilar
-124 soatlar
+27 kun
+130 kun
Obunachilarni jalb qilish
Sen '26
Sentabr '26
+16
3 kanalda
Avgust '26
+26
0 kanalda
Get PRO
Iyul '26
+40
4 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+30
0 kanalda
Get PRO
May '26
+18
0 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+23
3 kanalda
Get PRO
Mart '26
+26
5 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+67
5 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+35
5 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+17
1 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+34
3 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+11
1 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+14
1 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+17
0 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+24
1 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+45
4 kanalda
Get PRO
May '25
+14
0 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+22
1 kanalda
Get PRO
Mart '25
+32
5 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+17
1 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+27
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+31
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+29
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+73
5 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+43
4 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+37
3 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+25
3 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+27
3 kanalda
Get PRO
May '24
+15
3 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+11
3 kanalda
Get PRO
Mart '24
+17
3 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+22
1 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+14
3 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+25
1 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+24
2 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+13
1 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+18
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+12
0 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+11
0 kanalda
Get PRO
Iyun '23
+18
0 kanalda
Get PRO
May '23
+27
0 kanalda
Get PRO
Aprel '23
+57
0 kanalda
Get PRO
Mart '23
+40
0 kanalda
Get PRO
Fevral '23
+89
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '23
+164
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '22
+125
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '22
+216
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '22
+54
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '22
+13
0 kanalda
Get PRO
Avgust '22
+10
0 kanalda
Get PRO
Iyul '22
+11
0 kanalda
Get PRO
Iyun '22
+28
0 kanalda
Get PRO
May '22
+21
0 kanalda
Get PRO
Aprel '22
+17
0 kanalda
Get PRO
Mart '22
+64
0 kanalda
Get PRO
Fevral '22
+13
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '22
+31
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '21
+56
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '21
+13
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '21
+25
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '21
+21
0 kanalda
Get PRO
Avgust '21
+39
0 kanalda
Get PRO
Iyul '21
+26
0 kanalda
Get PRO
Iyun '21
+7
0 kanalda
Get PRO
May '21
+11
0 kanalda
Get PRO
Aprel '21
+35
0 kanalda
Get PRO
Mart '21
+14
0 kanalda
Get PRO
Fevral '21
+30
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '21
+12
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '20
+594
0 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
28 Sentabr0
27 Sentabr0
26 Sentabr0
25 Sentabr0
24 Sentabr+1
23 Sentabr+1
22 Sentabr+1
21 Sentabr+1
20 Sentabr+1
19 Sentabr+1
18 Sentabr+1
17 Sentabr0
16 Sentabr0
15 Sentabr+1
14 Sentabr0
13 Sentabr0
12 Sentabr0
11 Sentabr+1
10 Sentabr+2
09 Sentabr0
08 Sentabr0
07 Sentabr+1
06 Sentabr+1
05 Sentabr+1
04 Sentabr+1
03 Sentabr0
02 Sentabr+1
01 Sentabr0
Kanal postlari
Repost from نقد
🔹 نوشته‌های دریافتی 🔹   ▫️ سیاست و رقابت در تبعید ▫️ معرفی کتاب «آسیب‌شناسی احزاب و گروه‌های سیاسی معاصر ایران» نصرالله نجات‌بخش   سپتامبر 2026   🔸 کتاب «آسیب‌شناسی احزاب و گروه‌های سیاسی معاصر ایران؛ سیاست و رقابت در تبعید» از پرسشی ظاهراً ساده اما عمیقاً تاریخی آغاز می‌کند: چرا جامعه‌ای که بیش از یک قرن برای آزادی، استقلال، عدالت، حکومت قانون و مشارکت سیاسی مبارزه کرده و صدها حزب، سازمان، جبهه، شورا، انجمن و ائتلاف در آن پدید آمده‌اند، هنوز نتوانسته است نهادهای سیاسی پایدار، فراگیر، قابل اعتماد و مؤثر در استقرار دموکراسی ایجاد کند؟   🔸 اما مهم‌ترین نتیجه کتاب شاید در آخرین صفحات آن نهفته باشد: آسیب‌شناسی احزاب، در نهایت آسیب‌شناسی فرهنگ سیاسی است. استبداد فقط در کاخ‌ها و حکومت‌ها زاده نمی‌شود؛ ممکن است در حزب، سازمان، شورا، گروه سیاسی و حتی در رفتار روزمره مخالفان استبداد نیز بازتولید شود. از همین رو، تغییر نام حکومت، تغییر رهبران یا افزایش تعداد احزاب به ‌تنهایی تضمین‌کننده دموکراسی نیست. جامعه‌ای که نتواند قانون، نقد، مدارا، مسئولیت‌پذیری، مشارکت و نهاد را در فرهنگ سیاسی خود درونی کند، ممکن است با تغییر چهره‌ها، بارِ دیگر همان مناسبات قدرت را بازسازی کند. از این منظر، کتاب صرفاً گزارشی درباره گذشته نیست. هشدار آن متوجه آینده نیز می‌باشد: اگر مخالفان استبداد نتوانند پیش از رسیدن به قدرت، دموکراسی را در مناسبات درونی خود تمرین کنند، چه تضمینی وجود دارد که فردای تغییر، همان فرهنگ استبدادی با نام‌ها، نمادها و رهبرانی تازه بازتولید نشود؟   🔸 اگر بخواهیم پیام این پژوهش را در چند سطر فشرده کنیم، شاید بتوان گفت تاریخ سیاسی معاصر ایران، بیش از آن‌که از کمبود آرمان و فداکاری رنج برده باشد، از کمبود نهادهای پایدار و فرهنگ هم‌کاری دموکراتیک آسیب دیده است. از مشروطه تا امروز، نسل‌هایی پی‌درپی برای آزادی، عدالت، استقلال، حکومت قانون و مشارکت شهروندان مبارزه کرده‌اند و صدها حزب، سازمان، جبهه، انجمن و ائتلاف پدید آورده‌اند؛ اما بسیاری از این تشکل‌ها پیش از آن‌که به نهادهایی ریشه‌دار و مورد اعتماد تبدیل شوند، درگیر انشعاب، رقابت‌های فرساینده، شخصیت‌‌محوری یا فروپاشی شده‌اند. مطالعه خود نیز این پرسش را برجسته می‌کند که چرا این حجم از تجربه سیاسی هنوز به تداوم نهادی متناسب با آن منجر نشده است.   🔹 متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:   https://wp.me/p9vUft-5Rz     #تاریخ_سیاسی #نصرالله_نجات‌بخش #آسیب‌شناسی #تبعید #رقابت #احزاب @naghd_com

2
https://www.youtube.com/live/ySUIKyOclLk?is=8vQvx9n-HTHBq1N0
138
3
210_AfD_Victory_2026_Enfolding_of_Fascist_Tendencies_Farsi.pdf
213
4
#تحلیل نگاهی به دلالت‌های پیروزی حزب «آ. اف. د.» در آلمان نیما صبوری ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ نسخه‌ی انگلیسی در نشریه‌ی New Politiccs فرازی از متن : پس از پیروزی انتخاباتی حزب آلترناتیو برای آلمان («آ. اف. د.») در ایالت زاکسن آنهالت آلمان از همه‌سو می‌شنویم که باید خطر رشد «آ. اف. د.» و جریانات راست افراطی را جدی گرفت؛ و اینکه دموکراسی به‌خطر افتاده است. تردیدی نیست که این رویداد را باید همانند یک آژیر هشدار جدی گرفت؛ اما نه به‌عنوان منشاء خطر یا تمامی خطر، بلکه به‌عنوان نمود و پیامد خطر بزرگ‌تری که بسیار کم درباره‌‌اش صحبت شده است: گرایش به حکمرانی فاشیستی، به‌سان بازفعال‌شدن گرایشی نهفته در سپهر سیاست بورژوایی. از این منظر، این زنگ خطر دست‌کم پس از برآمدن ترامپ در ۲۰۱۶ تاکنون مدام در صحنه‌ی سیاست جهان به صدا در آمده است1. با این همه، حتی امروز هم در سپهر سیاست رسمی آلمان – در هیاهوی بیان نگرانی‌ها و فرافکنی‌های سیاسی – کمتر به آن خطر اصلی و مسیر تکوین آن اشاره می‌شود. به‌عکس، عمدتا طوری وانمود می‌شود که گویا پیروزی «آ. اف. د.» صاعقه‌ای در آسمان بی‌ابر بوده است. مشخصا اکنون شاهد آن‌ هستیم که چگونه سیاستمداران از همه‌ی احزاب و طیف‌های سیاسی آلمان حزب «آ. اف. د.» را استثنایی خطرناک بر قاعده‌ی سیاست دموکراتیک در آلمان معرفی می‌کنند؛ گویی این حزب یک‌تنه می‌خواهد مسیری فاشیستی در پهنه‌ی سیاست آلمان بگشاید و یگانه‌ بازیگر سناریویی‌ست که آن‌ها خطر فاشیستی‌شدن (Faschisierung) می‌نامند. آنها با این کار می‌کوشند رویه‌ها و قواعد موجود در سال‌های اخیر را عین دموکراسی معرفی کنند، تا جایگاه خود را همچون وفاداران پرشور و خادمان دموکراسی منزه جلوه دهند؛ تا پنهان کنند که عروج سیاسی «آ. اف. د.» پیامدی منطقی از همان سیاست‌هایی‌ست که در همه‌ی این سال‌ها نرمال قلمداد شده‌اند (نرمال‌سازی شده‌اند) و به توده‌ها تحمیل شده‌اند. پس، پرسش اساسی این نیست که چگونه دموکراسی را از دست دشمنان شناخته‌شده‌ی آن نجات دهیم، بلکه چگونه دموکراسی را از دست مدعیان ظاهری دموکراسی نجات دهیم. پارادوکس‌ فوق را می‌توان در این گزاره خلاصه کرد: سرمایه‌داری اساساً هیچ‌گاه با دموکراسی سازگار نبوده است. چنین داعیه‌ای همانند آن است که بگوییم (خطر) فاشیسم همواره همچون ویروسی نهفته‌ (به تعبیر کارل پولانی) زیر پوست سرمایه‌داری نفس کشیده است. در عین حال، یکی از چالش‌های روشنگری انتقادی (و عمومی) حول برآمدن فاشیسم در زمانه‌ی حاضر نشان‌دادن آن است که این ویروس تحت چه شرایط تاریخی‌ای در پیکر سرمایه‌داری فعال می‌شود. بر پایه‌ی رهیافت کلاسیک مارکسیستی پاسخ فشرده به این پرسش چنین است: در مقاطع بحران‌های فراگیر؛ با این تبصره‌ی مهم که بحران فراگیر صرفاً شرط لازم برای انکشاف حکمرانی فاشیستی‌ست، نه شرط کافی؛ یعنی هر بحرانی لزوماً به فاشیسم نمی‌انجامد. در عین حال، از منظر برخی رویکردهای نظری‌ بازتر به مارکسیسم، که سویه‌های نژادی و استعماری سرمایه‌داری را برجسته می‌کنند (از امه‌ سه‌زر تا سدریک رابینسون راٍث ویلسون گیلمور)، سلطه‌ی «سرمایه‌داری نژادی3» همواره با حکمرانی فاشیستی یا سازوکارهای فاشیستی همراه بوده است. با بسط رهیافت امه‌ سه‌زر، که تجلی فاشیسم کلاسیک در اروپا را صرفاً بازگشت سیاست‌ها و سازوکارهای حکمرانی فاشیستی از مستعمرات به کشورهای استعمارگر (اثر بومرنگی) معرفی کرده بود4، می‌توان گفت در دوره‌هایی که حکمرانی فاشیستی در جهان غرب (کانون‌های سرمایه‌داری) برقرار نبوده، فاشیسم از جعبه‌ابزار سرمایه‌داری غایب نبوده است، بلکه بازتولید سرمایه‌داری متکی بر کاربست شیوه‌های فاشیستی حکمرانی و سازوکارهای فاشیستی در نواحی پیرامونی سرمایه‌داری (جنوب جهانی) بوده است؛ و حتی می‌توان ادعا کرد که درست به‌دلیل انکشاف سویه‌های فاشیستیِ سلطه‌ی سرمایه‌داری در جنوب جهانیْ (نکرو–کاپیتالیسم) بوده است که «شمال جهانی» برای دوره‌هایی طولانی از تجلیات مستقیم فاشیسم معاف بوده است و استمرار دموکراسی بورژوایی در مناطق محدودی از جهان ممکن شده است. ........ لینک مطلب در وبسایت کارگاه دیالکتیک: https://kaargaah.net/?p=1797 ----------------- @kdialectic
167
5
Matn yo'q...
152
6
نامه جمعی از زنان زندانی سیاسی اوین به‌مناسبت سالروز قیام ژینا جمعی از زنان زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، امروز چهارشنبه
نامه جمعی از زنان زندانی سیاسی اوین به‌مناسبت سالروز قیام ژینا جمعی از زنان زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، امروز چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ با قرائت مقاله، اجرای نمایشنامه و شعرخوانی یاد خیزش زن، زندگی، آزادی و دستاوردهای عظیم آن را پاس می‌دارند. به‌همین مناسبت بیانیه‌ای را نیز تنظیم کرده که جهت انتشار در اختیار هیدرا قرار گرفته است. متن بیانیه: «چهارمین سالروز قیام ژینا در برهه‌ای از راه می‌رسد که جامعه با شدیدترین نوع سرکوب، فقر و افزایش جنون‌وار اعدام‌ها روبه‌روست. هنوز از بُهت و خشم جمعیِ تشدید سرکوب مردم در خیابان و دی‌ماه نگذشته بود که ویرانی‌های جنگ و آوارگی ناشی از آن نیز به زندگی مردم اضافه شد. ما باور داریم که جوانه‌های زندگی، وقتی می‌تواند شکوفا شود که زنان با صدای بلند مقابل جنگ و ابتذال مرگ‌آور بایستند و این مهم نیازمند پیوند زنان در همزیستی جمعی‌ است‌. همزیستی که گذشته به یغما رفته‌ی ما را از میان گورها دوباره به صحنه می‌‌آورد و تلاش برای ایجاد صلح دموکراتیک میان جوامع با هر عقیده و نژاد و جنسیتی را مستمر ادامه می‌دهد تا جایی که هیچ مادری و فرزندی میان دیوارهای زندان و گورستان و خانه محصور و مهجور نمانند. سیستم سرمایه‌داری جهانی با شعله‌ور کردن‌ جنگ و فرقه‌گرایی در خاورمیانه، می‌خواهد زن را خلاف وعده‌های دموکراسی‌خواهانه به پستوی ارتجاع و تاریکی ببرد تا بتواند از طریق کنترل‌گری به‌واسطه دولت‌های ارتجاعی بر غارت منابع خاورمیانه و جدایی زنان از یکدیگر با سلطه بر مرزها پافشاری کند. ما در برهه‌ای به سالگرد قیام ژینا نزدیک می‌‌شویم که هرگز نمی‌توانیم منکرِ دستاوردهای سترگ و بی‌بازگشت آن باشیم. قیامی که شعله‌های آن در کردستان، گیلان، سیستان و بلوچستان و تهران، زبانه کشید و زنان در صف نخست آن، برای کرامت انسانی و احقاق حقوق خود به خیابان‌ها آمدند و جنگیدند. در این چهار سال، این ایستادگی هر روزه هزینه‌ای بس گزاف داشت. زنان از خانه تا خیابان و زندان، برای اعلام موجودیتِ آزاد و برابر خود ایستادند و جنگیدند. این ایستادگی با اخراج، بازداشت، ضرب‌وشتم، احکام حبس و چه بسیار که به قیمت جان‌شان رقم خورد. این میراث که یک سوی آن به ۱۷ اسفند ۵۷ بازمی‌گردد، آینه‌ی تمام‌نمای قدرت و شکوه زنان و خلق‌های تحت ستمی است که در هر برهه از تاریخ برای تعیین حق سرنوشت خود علیه ارتجاع ایستادند. از سوی دیگر ما در زمان تضادها و وارونگی‌ها زیست می‌کنیم. چرا که استبداد دولت‌ها علیه مردمان، کار را به جایی رسانده است که صحبت هم‌زمان از «نه به جنگ» و «نه به دولت‌های ارتجاعی»، به مذاق بسیاری خوش نمی‌آید. این طیف‌ها نمی‌توانند علیه هر نوعی از ارتجاع و سلطه‌گری بایستند و به همین خاطر، موشک را معجزه می‌دانند! ما جمعی از زنان زندانی سیاسی اوین، هم‌پا و باورمند به دستاوردهای قیام ژن، ژیان، ئازادی، بلند و رسا مخالفت خود را علیه جنگ، اعدام و فقر مرگ‌بار اعلام می‌داریم. ما باور داریم که هرگز نه با موشک خارجی و نه سرکوب داخلی، آزادی و برابری میسر نمی‌شود. ما نیز همچون تمامی زنان رنج‌دیده، باور داریم که مقاومت، زندگی است و «خورشیدِ جاودانِ آزادی، نورِ آسمان ماست». زنده‌باد آزادی و برابری جمعی از زنان زندانی سیاسی اوین ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ - بند زنان زندان اوین» @hydramediairan
157
7
از «زن، زندگی، آزادی» تا «جنگ، مرگ، ویرانی» چهار سال از کشته‌شدن ژینا مهسا امینی می‌گذرد. چهار سال از روزی که مرگ او ایران را تکان داد و زخمی را که دهه‌ها وجود داشت، به روی جهان گشود. چهار سال از روزی که زنان به خیابان آمدند، روسری‌هایشان را از سر برداشتند، موهایشان را بریدند و جمهوری اسلامی را در عرصه ایدئولوژیک از یکی از مهمترین جبهه هایش یعنی حجاب اجباری عقب راندند، گذشت؛ با کنشی که ساده بود اما رادیکال  و ادامه دار: ما دیگر آن‌گونه که شما می‌خواهید زندگی نخواهیم کرد. خیزش ژینا هم دستاورد داشت و هم کاستی؛ و قطعا پر تضاد بود و نه یکدست. تضادهایی که در طول مسیر پررنگ تر شدند. بخشی از آن در ۱۴۰۲ در کنار فلسطین و علیه نسلکشی ایستاد و بخشی از آن در ۱۴۰۴ به استقبال بمب های امریکایی بر ایران رفت. جامعه ما بیشتر قطب بندی شد و مصداق «دشمن مشترک» دیگر فقط جمهوری اسلامی نبود: از اپوزیسیون ارتجاعی پهلوی که در دی ماه مردم را به آتش تیر جنایتکاران حاکم دعوت کرد تا اسرائیل و امریکا که سوار بر خون جوانان ما، «جنگ و مرگ و ویرانی» شان را مشروعیت دادند. ما از نیکا شاکرمیِ شانزده‌ساله، که به دست جمهوری اسلامی کشته شد، رسیده‌ایم به امیرعلیِ چهار‌ساله، که در جشن عروسی کوهستک با بمباران آمریکا به قتل رسید: گورها هرآن کوچک تر می شوند... ما همه مردم را فرامی خوانیم تا در برابر این یورش سازمانیافته به زندگی و آزادی چه به وسیله بمب ها و تحریم های جنایتکار شماره یک جهان - امریکا - و چه به وسیله اعدام ها و زندان های حکومت ضد زن جمهوری اسلامی بایستند. این ها وسایل مجازات جمعی اند که قدرت های خارجی و طبقه حاکمه داخلی – هرچند در ابعادی متفاوت - علیه مردم و برای منافع خود به کار می گیرند. هر توهمی به اینکه چیز مثبتی از برنامه های امریکا یا «مقاومت» ارتجاعی جمهوری اسلامی بیرون خواهد آمد، باید دور ریخته شود. امروز ساختن جنبشی با کیفیتی عمیقا رادیکال در ایران به چنین درکی وابسته است. ما کودکان میناب را به یاد داریم، همچنان که کیان، حدیث، سارینا و ژینا را. ما ۳۵۰۰ نفر کشته شدگان جنگ را به یاد داریم همچنان که چند هزار کشته دی ماه را. ما ۳.۲ میلیون نفر آواره شده و ۲ میلیون نفر بیکار شده جنگ در ایران را به یاد داریم، همچنان که هزاران نفری را که بخاطر بلند کردن صدای اعتراضشان زندانی شدند، هر بلوچی را که گلوله خورده، هر کوییری که شکنجه شده، هر کردی را که اعدام شده، هر افغانستانی ای را که اخراج شده، هر بهایی و بی دینی را که حذف شده، به یاد داریم. این ها را به یاد داریم، نه برای اینکه جنایت های امریکا و جمهوری اسلامی را یکسان سازی کنیم بلکه برای آنکه میدانیم این ها در برابر یکدیگر نیستند و همه رنج هایمان ریشه در یک سیستم دارد. ما تاریخ مبارزاتمان را از نخستین روزهای جمهوری اسلامی در برابر حجاب اجباری و سرکوب سیاسی به یاد داریم. ما به زنانی پیوند داریم که در ۸ مارس ۱۳۵۷، در همان نخستین روزهای پس از انقلاب، به خیابان آمدند و علیه تحمیل حجاب اجباری اعتراض کردند. همان زنانی که علیه سلطنت و سلطه امریکا بر ایران مبارزه کرده بودند. آن مبارزه تمام نشده است. در خانه‌ها، محل‌های کار، دانشگاه‌ها، زندان‌ها و خیابان‌ها ادامه پیدا کرده است. هر بار که زنی از تسلیم‌کردن بدن خود به دولت سر باز زده، این مبارزه ادامه داشته است. هر بار که انسانی در برابر سلطه «نه» گفته است، این مبارزه ادامه داشته است.  و امروز نیز ادامه دارد وقتی ما به تجاوز و بمباران «نه» می گوییم، به تحریم و فشار اقتصادی «نه» می گوییم، به له کردن زندگی نود میلیون مردم ایران در میدان رقابت امریکا و چین «نه» می گوییم، به تهدیدهای هسته ای ترامپ فاشیست «نه» می گوییم، به تبدیل شدن به «تلفات جانبی» پروژه های جابجایی قدرت «نه» می گوییم، به سیستم سرمایه داری امپریالیستی که برای اکثریت مردم جهان چیزی جز جنگ مرگ ویرانی در آستین ندارد «نه» می گوییم، ما به اعدام و زندان «نه» می گوییم، به مرد/پدرسالاری، به ستم ملی، به سرکوب اندیشه و بیان و به تمامیت جمهوری اسلامی از جمله مقاومت ارتجاعی اش برای امتیازگیری «نه» می گوییم، به پروپاگاندای «ضد امپریالیستی» اش درحالیکه خود بخشی از همین سیستم است و زندگی ما را به گروگان این سیستم و بحران هایش درآورده، «نه» می گوییم. در چهارمین سالگرد ژینا، تنها «آری» مان به مبارزه ای است که به این دیوانگی پایان دهد، برای آینده ای که توسط خودمان تعیین شود، نه منافع امپریالیست ها – چه چین و روسیه و چه امریکا - و وابستگان شان – چه جمهوری اسلامی و چه اسراییل - برای زندگی، که زندگی، خود ارزش زیستن و مبارزه کردن دارد. @maosyangarim
198
8
Matn yo'q...
202
9
خاک سرخ: جغرافیا و روزشمار قیام ژینا نویسنده: طه رادمنش اینستاگرام کانون هستان فیس‌بوک کانون هستان تلگرام کانون هستان
228
10
🔹 نوشته‌های دریافتی 🔹 ▫️ تأملاتی بر جنگ سیمون وی ترجمه‌ی: علی کیا سپتامبر 2026 🔸 جنگ بار دیگر به مسئله‌ای روزمره تبدیل شده است. ما در انتظار دائمی آن به‌سر می‌بریم. شاید این خطر خیالی باشد، اما ترس از آن واقعی است و خود عاملی مهم به‌شمار می‌آید. تنها واژه‌ای که می‌توان برای آن به‌کار برد «هراس» است؛ نه هراس از کشتار و قتل‌عام فیزیکی، بلکه اضطرابی روانی در برابر مسائلی که جنگ مدرن پیش روی ما می‌گذارد. هیچ‌جا این سرگشتگیِ آمیخته به اضطراب به اندازه‌ی جنبش طبقه‌ی کارگر آشکار نیست. اگر دست به تحلیلی جدی نزنیم، دیر یا زود در معرض این خطر قرار خواهیم گرفت که نه‌ تنها از عمل کردن، بلکه حتی از فهمیدن نیز ناتوان شویم. 🔸 نخستین گام، آن است که از نظریه‌های سنتی‌ای که تاکنون راهنمای ما بوده‌اند، جمع‌بندی و ارزیابی‌ای به‌دست دهیم. تا دوره‌ی پس از جنگ گذشته، جنبش انقلابی، در اشکال گوناگون‌ش، هیچ وجه مشترکی با صلح‌طلبی نداشت. موضع انقلابی در قبال جنگ و صلح همواره از خاطره‌ی سال‌های ۱۷۹۲-۱۷۹۳-۱۷۹۴ الهام گرفته است؛ سال‌هایی که گهواره‌ی گرایش‌های انقلابی در قرن نوزدهم بودند. برخلاف واقعیت تاریخی، جنگ ۱۷۹۳ به‌صورت فورانی پیروزمندانه دیده می‌شد که قرار بود، با قراردادن مردم فرانسه در مقابلِ همه‌ی مستبدان خارجی، هم‌زمان سلطه‌ی دربار و بورژوازیِ بالادست را درهم بشکند و قدرت را به نمایندگان توده‌های زحمتکش واگذار کند. از این باور افسانه‌ای، که سرود مارسیز (سرود ملی فرانسه -م.) آن را تداوم بخشید، این تصور سرچشمه می‌گیرد که جنگ انقلابی، چه دفاعی و چه تهاجمی، نه‌ تنها شکلی مشروع، بلکه یکی از باشکوه‌ترین اشکال مبارزه‌ی توده‌های زحمتکش علیه سرکوب‌گران‌شان است. این اندیشه تا حدود پانزده سال پیش ظاهراً میان همه‌ی مارکسیست‌ها و تقریباً همه‌ی انقلابیون مشترک بود. اما درباره‌ی انواع دیگر جنگ‌ها، سنت سوسیالیستی نه یک نظریه، بلکه چندین نظریه‌ی متناقض با یک‌دیگر ارائه می‌کند که هرگز به‌روشنی با یک‌دیگر مقایسه نشده‌اند. 🔸 اما ناتوانی‌ای که امروز احساس می‌شود ــ ناتوانی‌ای که هرگز نباید آن را دائمی بدانیم ــ ما را از وفادارماندن به خویشتن معاف نمی‌کند و هم‌چنین تسلیم شدن در برابر دشمن را، هر نقابی که بر چهره داشته باشد، توجیه نمی‌کند. خواه این نقاب «فاشیسم» باشد، خواه «دموکراسی» یا «دیکتاتوری پرولتاریا»، دشمن بزرگ ما هم‌چنان «دستگاه» است ــ بوروکراسی، پلیس و ارتش. نه آن دستگاهی که در آن‌سوی مرز یا خطوط نبرد در برابر ما قرار دارد، که بیش از آن‌که دشمن ما باشد دشمن برادران ماست، بلکه آن دستگاهی که خود را محافظ ما می‌نامد و ما را به بردگان خود تبدیل می‌کند. در هر شرایطی، بدترین خیانت همواره این خواهد بود که خود را تابع این «دستگاه» کنیم و در خدمت آن، تمام ارزش‌های انسانی را در خود و در دیگران زیر پا بگذاریم. 🔹 متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید: https://wp.me/p9vUft-5Px #سیمون_وی #علی_کیا #جنگ #دستگاه_دولت #جنبش_انقلابی #مبارزه_طبقاتی @naghd_com
231
11
#تحلیل #فایل_پی‌دی‌اف. ☝️🏿☝️🏿 جنگ و جراحی اقتصادی (متن کامل) کلکتیو رود ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ #درهم‌تنیدگی_استبداد_امپریالیسم ------------------------ @roudcollective
240
12
209_Banrjee_Necrocapitalism_2008_HAmin_Farsi (1).pdf
780
13
مرگ‌سرمایه‌داری Necro-Capitalism نویسنده: سوبابراتا بَنِرجی ترجمه: امین حصوری  شهریور ۱۴۰۵ یادداشت مترجم:  در خلال مطالعه‌ای درباره‌ی بازشناسی فاشیسم معاصر، که اخیراً در قالب مقاله‌ای (در نشریه‌ی نقد) منتشر شده است، به دیدگاه‌هایی برخوردم که برخی از آن‌ها یحتمل می‌توانند در کنکاش پیرامون وضعیت بحرانیِ حاضر – برای مخاطبانِ علاقمند فارسی‌زبان – مفید باشند. در همین راستا، تاکنون مقاله‌ای از رائول زلیک در معرفی مقدماتیِ وجه نژادی–استعماری فاشیسم، و نیز مقاله‌ای از انزو تراورسو درباره‌ی وجه فراتاریخی فاشیسم به فارسی ترجمه و منتشر شده‌اند. ترجمه‌ی متن حاضر، نوشته‌ی بنرجی، نیز با چنین انگیزه‌ای انجام گرفته است؛ خصوصا که مفهوم‌پردازی او از «مرگ‌سرمایه‌داری» (نکرو–کاپیتالیسم) با درکی که در مقاله‌ی پیش گفته از درون‌مایه‌ی فراتاریخی فاشیسم (ارزش‌زُدایی سیستماتیک از حیات) ارائه کردم پیوند دارد. خاطرنشان می‌کنم که ترجمه‌ی حاضر تنها بخش اول مقاله‌ی بنرجی، یعنی شالوده‌ی نظری بحث او درباره‌ی مفهوم نکرو–کاپیتالیسم، و نیز جمع‌بندی پایانیِ مقاله را در بر می‌گیرد؛ بخش دوم، که عمدتا شامل داده‌‌های تاریخیِ مرتبط با محتوای نظری مقاله‌ است، در این ترجمه غایب است.
612
14
Matn yo'q...
346
15
Matn yo'q...
1
16
208_Rethinking_Fascism_in_Contemporary_Age_of_War.pdf
379
17
208_Rethinking_Fascism_in_Contemporary_Age_of_War.pdf
1
18
🔴 پیوستن زندان ایرانشهر به کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صد و سی و ششم ⭕️ گسترش کارزار به ۶۲ زندان مختلف در شرایطی که تورم افسارگسیخته و افت بی‌سابقه ارزش پول ملی، معیشت و قدرت خرید اکثر اقشار جامعه را به زیر خط فقر سوق داده، بحران‌های معیشتی روزبه‌روز ابعاد گسترده‌تری یافته است. این روزها شاهد بحران عمیق اقتصادی، اجتماعی و شکاف طبقاتی میان اقلیتی هستیم که دست در خون اکثریت دارند؛ حاکمیت «ولایت فقیه» نیز جز تلاش برای حفظ بقای خود و طبقه وابسته، هیچ اقدام دیگری برای رفاه و حل مشکلات مردم انجام نمی‌دهد. از سوی دیگر، حکومت برای ممانعت از اعتراضات مردمِ به جان آمده، دست به سرکوب شدید جامعه و زندانیان زده است. از همین رو، روزانه شاهد اجرای احکام غیرانسانی اعدام یا صدور احکام جدید هستیم. حکومت ستم‌گر حاکم تنها در هفته اول شهریور ماه، دست‌کم ۳۲ تن از جمله ۲ زن را اعدام کرده است. هم‌چنین تعداد زیادی از بازداشت‌شدگان خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ به اعدام محکوم شده یا در خطر صدور این حکم قرار دارند؛ از آن جمله می‌توان به صدور حکم اعدام برای ۱۰ متهم پرونده «میدان شهدای» اصفهان، زندانی سیاسی لیلا ابوالحسنی در زندان دولت‌آباد اصفهان و نیز تأیید حکم اعدام علی‌اصغر پیغمبری در زندان قزل‌حصار اشاره کرد. تمامی این عزیزان بدون حق دفاع و دادرسی عادلانه مورد ستم قرار گرفته‌اند و جانشان در خطر است. در چنین شرایطی، مقاومت و مقابله با حکم غیرانسانی اعدام بسیار مهم و ضروری است. از همین رو، این کارزار کلیه فعالان سیاسی، حقوق بشری، صنفی، مدنی و تمامی وجدان‌های بیدار در سراسر ایران را به مقابله و ایستادگی در برابر ماشین کشتاری فرا می‌خواند که روزانه و بدون توقف، جان مردم، شهروندان و زندانیان سیاسی را به اتهامات واهی می‌گیرد. این هفته جمعی از زندانیان زندان ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان نیز به کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» پیوستند؛ به این ترتیب، این کارزار به ۶۲ زندان مختلف گسترش یافته است. اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در روز سه‌شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ و در هفته صد و سی و ششم، در ۶۲ زندان زیر دست به اعتصاب غذا زده‌اند: زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزل‌حصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم‌آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائم‌شهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران، زندان نور و زندان ایرانشهر. هفته صدوسی و ششم سه‌شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ #کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام #کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام #نه_به_اعدام @no_to_execution_tuesdays https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays https://x.com/n_t_e_t
297
19
Matn yo'q...
276
20
#بیانیه_جمعی علیه ارزش‌زُدایی از جان انسان‌ها؛ برای انترناسیونالیسم از پایین به نویسندگان و امضاکنندگان نامه‌ی سرگشاده در حمایت از مقاومت زندانیان در ایران علیه اعدام، به وجدان‌های بیدار جهان (بیانیه‌ای جمعی در حمایت از نامه‌ی سرگشاده‌ی آنجلا دیویس، مومیا ابوجمال، جودیت باتلر، آلبرتو توسکانو و ... در نشریه‌ی گاردین ) متن فارسی بیانیه در وبسایت گفتگوهای زندان: https://dialogt.de/2026/12677/ جمع‌های اولیه‌ی امضاءکننده‌ی بیانیه: - کلکتیو رود - گفتگوهای زندان - کلکتیو زنان عصیان -ایران و افغانستان - علیه ایران استعماری - کافه پناهجویان گوتینگن - انجمن دموکراتیک ایرانیان - ونیز - زنان* کنشگر ایرانی در تبعید - برلین - پلتفرم همکاری‌های دموکراتیک (هیدرا) - کلکتیو ۹۸ - کلکتیو ژن ژیان ئازادی NRW - کمپین «قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را» - کمیته‌ی دفاع از زندانیان سیاسی ایران - برلین - کلکتیو انقلابی ژینا (crj) - Transnational Iranian Anti-Fascist Collective (tiac) ۲۶ آگوست ۲۰۲۶ روند گردآوری امضاها در دست انجام است. برای امضای متن یا مشاهده‌ی فهرست امضاها لطفا به لینک زیر رجوع کنید. https://cloud.systemli.org/apps/forms/embed/x4LadW9JrmayMxqFexbbNb6T #نه_به_اعدام #نه_به_جنگ #نه_به_تجاوز_امپریالیستی #نه_به_جمهوری_اسلامی #ژن_ژیان_آزادی
405