fa
Feedback
نقد

نقد

رفتن به کانال در Telegram

نقد اقتصاد سیاسی- نقد بتوارگی- نقد ایدئولوژی بهترین، انقلابی‌ترین و نبوغ‌آمیزترین نظریه، بدون پیوند اندام‌وار با نبض، متن و کنشگران یک جنبش اجتماعی و سیاسیِ واقعی، به‌طور بلاواسطه، هیچ هوده‌ای ندارد. www.naghd.com Naghd.site@gmail.com

نمایش بیشتر
3 712
مشترکین
+124 ساعت
+37 روز
+2130 روز

در حال بارگیری داده...

جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+13
در 1 کانال‌ها
ژوئن '26
+89
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+60
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+52
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+32
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+103
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+78
در 11 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+37
در 4 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+64
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+79
در 9 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+68
در 7 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+69
در 11 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+66
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+78
در 6 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+47
در 6 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+44
در 5 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+64
در 8 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+73
در 8 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+67
در 9 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+122
در 6 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+68
در 5 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+88
در 5 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+101
در 11 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+83
در 8 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+55
در 16 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+59
در 12 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+62
در 11 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+62
در 4 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+107
در 13 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+143
در 9 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+180
در 14 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+187
در 6 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+82
در 14 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+81
در 7 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+47
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+43
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+62
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+51
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+123
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+49
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+117
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+168
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+118
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+148
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+202
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+180
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+108
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+52
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+74
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+55
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+94
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+116
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+60
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+67
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+65
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+48
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+47
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+42
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+50
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+77
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+62
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+74
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+172
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+49
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+84
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+1 632
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
07 ژوئیه+2
06 ژوئیه+3
05 ژوئیه+2
04 ژوئیه+3
03 ژوئیه+1
02 ژوئیه+2
01 ژوئیه0
پست‌های کانال
نوشته‌های دریافتی تغییر قدرت یا تغییر مناسبات قدرت؟ چرا تغییر سیاسی بدون سازمان‌یابی اجتماعی به رهایی نمی‌رسد؟ امید سجادی 5 ژوییه 2026 مسئله اصلی در لحظه‌های بحران تاریخی فقط این نیست که چه کسی قدرت سیاسی را در دست می‌گیرد،بلکه این است که چه روابطی باقی می‌مانند و چه نیروهایی توان تبدیل یک بحران به دگرگونی واقعی را دارند.  در بسیاری از تجربه‌های تاریخی، جامعه میان دووضعیت گرفتار شده است: از یک سو میل به رهایی از سلطه سیاسی و از سوی دیگر خطرجایگزینی یک شکل قدرت با شکل دیگری از سلطه. یک حکومت می‌تواند سقوط کند، اما اگرساختارهای مالکیت، توزیع ثروت، کنترل نهادی و مناسبات نابرابر اجتماعی تغییر نکنند، نظم پیشین ممکن است در قالبی تازه بازسازی شود. آزادی نه فقط یک وضعیت حقوقی یا وعده سیاسی، بلکه توانایی یک جامعه برای سازمان‌یابی،تصمیم‌گیری و اثرگذاری بر مناسبات قدرت است. تغییر پایدار زمانی رخ می‌دهد که مردماز موضوع تغییر به نیروی سازنده تغییر تبدیل شوند. درتجربه تاریخی، فروپاشی حکومت‌های اقتدارگرا نتیجه یک عامل منفرد نیست. تمرکز صرف بر لحظه سقوط، بخش مهم‌تری از مسئله را پنهان می‌کند: چرا پس از سقوط یک حکومت،بسیاری از روابط قدرت همچنان ادامه می‌یابند؟ اقتدارگرایی را نمی‌توان تنها به ویژگی‌های شخصی رهبران یا ساختارهای امنیتی محدود کرد. در بسیاری از موارد،اقتدارگرایی شکل سیاسی نظمی اقتصادی و اجتماعی است؛ نظمی که هنگامی که دیگر قادربه تولید رضایت پایدار نیست، بیشتر به اجبار و سرکوب متکی می‌شود.قدرت فقط از طریق  زور اعمال نمی‌شود؛ بلکه از طریق هژمونی، یعنی تولید رضایت و پذیرش اجتماعی نیز بازتولید می‌شود. زمانی که یک نظم سیاسی مجبور می‌شود بیش از پیش به اجبار متوسل شود، می‌توان آن را نشانه‌ای از بحران در توانایی تولید رضایت دانست.حکومت هنوز ممکن است قدرتمند باشد، اما رابطه آن با جامعه دچار فرسایش شده است. 🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید: https://wp.me/p9vUft-5Gj #قدرت_سیاسی،#سازمان ‌یابی، #امید_سجادی، #بحران_هژمونی

2
آنارشیسم در آلمان رالف هوف روگر ترجمه‌ی: کاووس بهزادی 1 ژوئیه 2026 در سال‌های 1880 جدایی سازمانی میان مارکسیسم و آنارشیسم شکل گرفت. در سطح جهانی این جدایی پیش‌تر در سال 1872، در کنگره‌ی لاهه‌ی انترناسیونال اول متحقق شده بود، یعنی با اخراج هواداران باکونین از آن. فقط پس از این مناقشه بود که اصطلاح «آنارشیسم» به‌عنوان نامی برای توصیف نوعی سوسیالیسم ضداقتدارگرا متداول شد.در مرحله‌ی شکل‌گیری آنارشیسم، نوشته‌ها و سخنرانی‌های انقلابی روس، میخائیل باکونین نقش تعیین‌کننده‌ای داشت، هرچند پیش از او نیز متفکرانی مانند پرودون یاموزس از پیشگامان اندیشه‌های آنارشیستی بودند، اما باکونین عموماً به‌عنوان نخستین سازمان‌دهنده و نظریه‌پرداز یک جنبش مشخصاً آنارشیستی شناخته می‌شود.باکونین ، مانند بسیاری از افراد دیگر، وارد بحث‌های هگلی‌های جوان شد وبه نقد دینِ لودویگ فویرباخ علاقه پیدا کرد. در سال 1844 به پاریس رفت و در آن‌جانخستین بحث‌های جدی خود را با کارل مارکس آغاز کرد. در سال انقلابی 1848 نیز درانقلاب‌های فرانسه و آلمان مشارکت داشت.او در بازسازی جنبش کارگری با مارکس همکاری می‌کرد و رابطه‌ی این‌دو برای مدتی آن‌قدر خوب بود که باکونین مانیفست کمونیست را به روسی ترجمه کرد. با این‌حال باشدت گرفتن اختلافات در انجمن بین‌المللی کارگران مسیر مبارزه‌ی آن‌ها از هم جداشد. نوشته‌های او به‌عنوان مبانی یک آنارشیسمِ جمع‌محور شناخته می‌شوند، جریانی کهدر تقابل با آنارشیسم فردگرا، بر همبستگی تأکید می‌کرد.آنارشیسم برای مارکسیست‌ها نه فقط به‌خاطر اختلافات قدیمی میان مارکس وباکونین مسئله‌ساز بود، بلکه بیش از آن به این دلیل که مبارزه برای به‌دست گرفتن قدرت دولتی، از جمله شرکت در انتخابات را رد می‌کرد. منظور از «مبارزه‌ی طبقاتی سیاسی» دقیقاً همین بود. انترناسیونال سوسیالیستی عمداً مفهوم امر سیاسی را آن‌قدرمحدود تعریف کرد که شکل رایج سازمان‌یابی در آنارکوسندیکالیسم، یعنی جنبش اتحادیه‌ایِ مستقل و دارای کنش سیاسی را کنار می‌گذاشت. به این ترتیب جدایی مسئله‌داری میان سیاست و اقتصاد تثبیت شد و تقسیم کار میان حزب و جنبش اتحادیه‌ای نیز رسمیت یافت. 🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید: https://wp.me/p9vUft-5FC #آنارشیسم #نقش_مارکسیسم #رالف_هوف_روگر #کاووس_بهزادی #اتحادیه‌های_کارگری
882
3
نوشته‌های دریافتی ▫️از آینه تا نمایش تحلیل مکانیسم‌های گسست از واقعیت در هویت جمعی 28 ژوئن 2026 نریمان امینی این نوشتار به بررسی پیوندهای میان سه چارچوب نظری متفاوت می‌پردازد: روان‌کاوی ژاک لاکان، روان‌شناسیاجتماعی هنری تاجفل و فلسفه ژان بودریار. پرسش بنیادین این است که چرا در عصرحاضر، مواجهه با یک رویداد واحد، به جای تولید معنای مشترک، منجر به شکل‌گیری روایت‌هایی متضاد و قطبی می‌شود؟ استدلال اصلی این مقاله بر این محور است که پدیده«قبیله‌گرایی مدرن» حاصل تلاقی سه لایه است: لایه روان‌کاوانه (همانندسازی باتصویر خیالی برای گریز از تکه‌تکگی)؛ لایه اجتماعی (انتقال این نیاز به سطح گروهبرای کسب هویت مثبت)؛ و لایه فرهنگی (عملکرد این فرایند در فضای «ابرواقعیت»بودریاری). در نهایت نشان داده می‌شود که این سه لایه در واقع استراتژی‌هایی برایگریز از «امر واقعی» در مفهوم لاکانی هستند؛ حقیقتی گسست‌گونه که هرگونه یکپارچگی خیالی را به چالش می‌کشد.انسان معاص ر بیش از هر زمان دیگری در معرض تصاویر، روایت‌هاو بازنمایی‌هایی قرار دارد که ادراک او از واقعیت را شکل می‌دهند. او برای فرار ازاضطراب تکه‌تکگی به تصویر خویش پناه می‌برد، برای غلبه بر تنهایی در هویت‌های جمعی ادغام می‌شود، و برای دست‌یابی به معنا به روایت‌های رسانه‌ای اعتماد می‌کند. دراین مسیر، بی‌آن‌که بپندارد، وارد سیستمی می‌شود که از پیش او را بلعیده است.آسیاب‌های بادی عصر ما دیگر تنها در دشت‌های لامانچا قرارندارند؛ آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌ها، هویت‌های جمعی و جهان ابرواقعیتحضور دارند. و ما هم‌چنان گاه آن‌ها را غول می‌بینیم. شاید نخستین گام برای رهایی،نه نابود کردن آسیاب‌ها، بلکه آگاهی از این باشد که در کجای این میدان ایستاده‌ایم. 🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید: https://wp.me/p9vUft-5Fr #هویت_اجتماعی #اب َر_واقعیت #قبیله‌گرایی #امر_واقعی #نریمان_امینی #روایت‌ها #رسانه‌ها
1 075
4
▫️ سیاست، دولت و جامعه‌ی مدنی 24 ژوئن 2026 جان شوارتزمانتل ترجمه‌ی:دلشاد عبادی این فصل به یکی از اصیل‌ترین تأملاتی می‌پردازد که در دفترهای زندان گرامشی یافته می‌شود: اندیشه‌های او درباره‌ی ماهیت سیاست، بسط نظریه‌ای از دولت و نسبت آن با جامعه‌ی مدنی، و تلاشش برای ترسیم شکلی از سیاست انقلابی که متناسب با جوامع پیچیده‌ی مدرن باشد؛ راهبردی که گرامشی نام جنگ موضعی بر آن نهاد. گرامشی در «دولت و جامعه‌ی مدنی»، در پی آن بود که تعریف سنتی دولت را بسط دهد و آن را در معنایی گسترده‌تر از آن‌چه مارکسیسم کلاسیک، درنظر می‌گرفت، بفهمد. دولت از نظرگرامشی می‌بایست به شیوه‌ای دیگر مفهوم‌پردازی شود؛ شیوه‌ای که پیچیدگی فزاینده‌ی جامعه‌ی مدنی و نحوه‌ی حفظ هژمونی گروه‌های حاکم در جامعه را از طریق سازمان‌های به‌اصطلاح«خصوصی» به‌درستی بازتاب دهد. بنابراین هژمونی، مفهومی که گرامشی بیش از هر چیز باآن شناخته می‌شود، نه صرفاً، و شاید حتی نه عمدتاً، زور قهرآمیز نیست، بلکه وابسته به کسب رضایت از راه‌های غیرقهرآمیز است. دفترهای زندان به‌درستی یکی از آثار کلاسیک نظریه‌ی سیاسی (و به‌طور کلی نظریه‌ی اجتماعی) تلقی می‌شوند، زیرا شیوه‌های تازه‌ای برای اندیشیدن به سیاست و به شرایط کنش سیاسی در عصر مدرنیته عرضه می‌کنند. گرامشی از مفاهیم سنتی سیاست یعنی دولت و جامعه‌ی مدنی استفاده می‌کند، اما در این بازتعریف مفهومی و کاوش نظریْ این مفاهیم در هیأتی نو ظاهر می‌شوند.این بازتعریف نزد گرامشی از خلال تحلیل جفت دولت/جامعه‌ی مدنی صورت می‌گیرد. گرامشی تعریف دولت را دگرگون می‌کند و آن را از معنای نسبتاً محدودِ دستگاهِ اجبار («تشکیلات مردانِ مسلح») فراتر می‌برد و اصطلاح «دولت» را به مفهومی بسیار گسترده‌تر بدل می‌سازد. دولت اکنون به‌مثابه‌ی مجموعه‌ی کامل نهادهایی فهمیده می‌شود که برای جلب رضایت مردم به یک نظم سیاسی معین عمل می‌کنند. 🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید: https://wp.me/p9vUft-5Fd #احزاب_سیاسی #هژمونی_گروه_اجتماعی #دولت #جان_شوارتز_مانتل #دلشاد_عبادی
1 220
5
سیاست،دولت و جامعه‌ی مدنی جان شوارتزمانتل ترجمه‌ی:دلشاد عبادی 24 ژوئن 2026                                                                                                                      این فصل به یکی از اصیل‌ترین تأملاتی می‌پردازد که در دفترهای زندان گرامشی یافته می‌شود: اندیشه‌های او درباره‌ی ماهیت سیاست، بسط نظریه‌ای از دولت و نسبت آن با جامعه‌ی مدنی، و تلاشش برای ترسیم شکلی از سیاست انقلابی که متناسب با جوامع پیچیده‌ی مدرن باشد؛ راهبردی که گرامشی نام جنگ موضعی بر آن نهاد.گرامشی در «دولت و جامعه‌ی مدنی»، در پی آن بود که تعریف سنتی دولت را بسط دهد و آن را در معنایی گسترده‌تر از آن‌چه مارکسیسم کلاسیک، درنظر می‌گرفت، بفهمد. دولت از نظرگرامشی می‌بایست به شیوه‌ای دیگر مفهوم‌پردازی شود؛ شیوه‌ای که پیچیدگی فزاینده‌ی جامعه‌ی مدنی و نحوه‌ی حفظ هژمونی گروه‌های حاکم در جامعه را از طریق سازمان‌های به‌اصطلاح«خصوصی» به‌درستی بازتاب دهد. بنابراین هژمونی، مفهومی که گرامشی بیش از هر چیز باآن شناخته می‌شود، نه صرفاً، و شاید حتی نه عمدتاً، زور قهرآمیز نیست، بلکه وابسته به کسب رضایت از راه‌های غیرقهرآمیز است.دفترهای زندان به‌درستی یکی از آثار کلاسیک نظریه‌ی سیاسی (و به‌طور کلی نظریه‌ی اجتماعی) تلقی می‌شوند، زیرا شیوه‌های تازه‌ای برای اندیشیدن به سیاست و به شرایط کنش سیاسی در عصر مدرنیته عرضه می‌کنند. گرامشی از مفاهیم سنتی سیاست یعنی دولت و جامعه‌ی مدنی استفاده می‌کند، اما در این بازتعریف مفهومی و کاوش نظریْ این مفاهیم در هیأتی نو ظاهر می‌شوند.این بازتعریف نزد گرامشی از خلال تحلیل جفت دولت/جامعه‌ی مدنی صورت می‌گیرد. گرامشی تعریف دولت را دگرگون می‌کند و آن را از معنای نسبتاً محدودِ دستگاهِ اجبار («تشکیلات مردانِ مسلح») فراتر می‌برد و اصطلاح «دولت» را به مفهومی بسیار گسترده‌تر بدل می‌سازد. دولت اکنون به‌مثابه‌ی مجموعه‌ی کامل نهادهایی فهمیده می‌شود که برای جلب رضایت مردم به یک نظم سیاسی معین عمل می‌کنند.      🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید: https://wp.me/p9vUft-5Fd                                                                                      #احزاب_سیاسی #هژمونی_گروه_اجتماعی #دولت #جان_شوارتز_مانتل #دلشاد_عبادی
140
6
بازسازی سوسیال‌دموکراسی و برنامه‌ی ارفورت نیرومندترین حزب‌ها؟ رالف هوف روگر ترجمه‌ی: کاووس بهزادی 21 ژوئن 2026 لغو «قانون ضدسوسیالیستی» موجب رشد شتابان جنبش سوسیالیستی شد. این جنبش توانست از اتاق‌های پشتی میخانه‌ها خارج شود و دوباره به‌صورت علنی فعالیت کند. با این‌حال سرکوب دولتی به‌طور کامل از بین نرفت. تشکیل پیکت‌های اعتصابی هم‌چنان غیرقانونی بود، گسترش جنبش زنان و جوانان کارگر از طریق قوانین انجمنیِ ارتجاعی محدود می‌شد، و بند 130 قانون کیفری «تحریک به نفرت طبقاتی» را جرم تلقی می‌کرد. هم‌چنین مقررات مربوط به تهمت‌زدن و اهانت به مقام سلطنتی برای ممنوع‌کردن نوشته‌های سوسیالیستی به‌کار گرفته می‌شد. در نتیجه دولت به‌جای رویارویی مستقیم، نوعی جنگ فرسایشی علیه سوسیالیست‌ها در پیش گرفت.در عوض بار دیگر تلاش شد از طریق رفرم‌های اجتماعی، طبقه‌ی کارگر را دنباله‌روی دولت کنند، مجلسْ «قانون حمایت از کارگران» را تصویب کرد که کار کودکان زیر 13 سال راممنوع می‌کرد و ساعات کار زنان را به 11 و نوجوانان را به 10 ساعت کاهش داد. هم‌چنین یک سال پیش از آن دادگاه‌های صنفی جدیدی برای رسیدگی به اختلافات میان کارگران و کارفرمایان شکل گرفتند. دادگاه‌هایی برای رسیدگی به اختلافات میان کارگران و کارفرمایان ایجاد شدند و بعدها نمایندگان اتحادیه‌ها نیز به‌عنوان اعضای مشورتی به آن‌ها اضافه شدند. با این‌حال این اقدامات اجتماعی محدود و محافظه‌کارانه باقی ماندند و هم‌چنان با ضعف و تنش همراه بودند. این اقدامات نتوانستند رابطه‌ی کارگران با دولت را به‌طور اساسی دگرگون کنند؛ در عوض این رابطه به‌طور فزاینده‌ای با سوسیال‌دموکراسی گره خورد، حزبی که درسال‌های 1890 برای نخستین‌بار به یک حزب توده‌ای تبدیل شد. #برنامه‌_ارفورت #رالف_هوف_روگر #کاووس_بهزادی #گرایش‌های_اتحادیه‌ی_کارگری #سوسیال_دمکراتی #آنارشیسم 🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید: https://wp.me/p9vUft-5EV
1 276
7
جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۲۴ نمونه‌ای از بازنمایی نادرست واقعیت تد ترینر ترجمه‌ی: احمد سیف 17 ژوئن 2026 جایزه‌ی «بانک مرکزی سوئد در علوم اقتصادی به‌یاد آلفرد نوبل» در سال ۲۰۲۴ به دارون عجم اوغلو ... اهدا شد. بر اساس بیانیه‌ی مطبوعاتی، این جایزه به‌دلیل کمک به «درک تفاوت‌های رفاه میان ملت‌ها» اعطا شده است. آجم‌اوغلو و رابینسون به‌ویژه به‌خاطر کتاب پرفروش خود، «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند: ریشه‌های قدرت، ثروت و فقر»، شناخته می‌شوند.  مضمون اصلی این اثر آن است که توسعه اساساً به این بستگی دارد که نهادهای ملی «فراگیر» باشند یا «استخراج‌گر». اعطای این جایزه با انتقادهای فراوانی روبه‌رو شد. برای نمونه، تایمز مالی مطلبی با عنوان «نوبل برای توضیح‌پردازی اقتصادی» منتشر کرد. عوامل اصلی تعیین‌کننده درباره‌ی این‌که چرا برخی کشورهای فقیر شکوفا می‌شوند، در حالی‌که برخی دیگر شکست می‌خورند و فقیر باقی می‌مانند، توسعه‌یافتگی یا فقر کشورها نیستند. علل اصلی را باید در ماهیت استثماری اقتصاد جهانی، در نظام بازارِ بدیهی‌انگاشته‌شده و مفهوم مسلط «توسعه»، و در اقداماتی جست‌وجو کرد که برای حفظ این ساختارها صورت می‌گیرد. این عوامل در نظریه و عمل اقتصاد سرمایه‌داری بنیانی‌اند و این تصور را ایجاد می‌کنند که هیچ برداشت یا رویکرد دیگری نسبت به توسعه وجود ندارد. این بحث نشان می‌دهد که نظریه اقتصادی جریان اصلیْ ماهیتی ایدئولوژیک دارد و چگونه تفسیرها و توجیه‌هایی تولید می‌کند که به‌شدت قابل مناقشه‌اند. استدلال نیرومندی وجود دارد که فروپاشی فاجعه‌بار اقتصاد جهانی درحال نزدیک‌شدن است، زیرا سرمایه‌داری به‌گونه‌ای خودویرانگر عمل می‌کند. این امر احتمالاً هر امیدی به گذارِ مطلوب به این شکلِ بدیلِ توسعه را از میان خواهد برد، اما «راه ساده‌تر» تنها برداشتی از توسعه است. کسانی‌که این امر را درمی‌یابند، بعید است از سوی دستگاه مسلط اقتصادی حاکم جایزه نوبل دریافت کنند. https://wp.me/p9vUft-5ED #اقتصاد_جهانی #بدیل_کاهش_رشد #منابع_ارزان#امپراطوری_نظام_بازار#احمد_سیف #تد_ترینر
1 455
8
عاملیت انسان ن. ناجی 14 ژوئن 2026 مجری "تاثیرگذار" یک برنامه‌ی تلویزیونی با لحنی کنایه‌آمیز می‌گوید: "جدیدأ مد شده هی میگن عاملیت انسان موجود نیست". این زبان و لحن احتمالاً می‌تواند نشانگر بی‌اطلاعی مجری از ید طولا‌ و تاریخیِ ازخودبیگانگی انسان باشد. ازخودبیگانگی‌ای که هنوز و تا به امروز دست و پاگیر انسان مدرن نیز هست و از آغاز تاریخ هم‌چون مذهب با ما همراه بوده و هست. بی‌جهت نیست که مارکس گفته است نقد مذهب سرآغاز هر نقدی است، تا انسان انسان شود. هم‌چون نقد ایدئولوژی! رد پای تاریخی این ازخودبیگانگی را می‌توان و باید در حوزه‌های مختلف دانش بشری عیان کرد. مثلا در فلسفه با منفک‌کردن تاریخی، اما هنوز رایجِ "ماده" از "ایده" و شکل‌دادن به مقوله‌های معیوب و مکاتب رسمی فلسفی– تاریخی که منجر به نادیده انگاشتن کلیت هیئت انسانی و دو پاره‌کردن انسان، شده ... و راه به هستی‌شناسی هم برده است. غافل از آن‌که تا ثریا می‌رود دیوار کج! هم‌چون ابژکتیویته‌ی علوم انسانی. یا مثلاً درحوضه‌ی سیاست، تمامی مجموعه فعالیت‌ها، تصمیم‌گیری‌ها و روندهای اجرایی که برای اداره جامعه، مدیریت منابع، و پیش‌برد منافع در برابر چالش‌ها باید اتخاذ ‌شود، در بهترین حالت عاملیت فردی انسانْ به "اتوریته‌ی تصمیم‌گیری" واگذار می‌شود. نه فقط هم‌چون پادشاه، یا ولی فقیه، بلکه هم‌چون کمپین "من وکالت می‌دهم"، یا وکالت پارلمانی، یا کفالت سازمان ملل برای مردمان بومی یک سرزمین یا مثل قرارداد صلح بین "اسرائیل" و "لبنان" برای حزب‌الله! یا مثل مجلس مؤسسان که همگان مثل آب خوردن بر لزوم آن صحه می‌گذارند. 🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید: https://wp.me/p9vUft-5Ea #عاملیت_انسان #ن_ناجی #نقد_ایدئولوژی #نقد_اقتصاد_سیاسی #از_خود_بیگانگی #کارل_مارکس
1 499
9
پیش به‌سوی نظریه‌ی فمینیستیِ اقتصادِ جنگی (فصلی از کتاب اقتصاد جنگی) آیدا آ. هوزیچ و ژاکی ترو ترجمه‌ی: فرزانه راجی 10 یونی 2026 در این فصل، اقتصاد جنگی را از منظر فمینیستی نظریه‌پردازی می‌کنیم و پژوهش‌های مربوط به اقتصاد سیاسی جهانی و بازتولید اجتماعی زندگی را با پژوهش‌های مربوط به جنگ و خشونت جنسیتی مرتبط می‌سازیم. ابتدا، گونه‌شناسی‌های مرسوم «اقتصاد جنگی» و چگونگی تکامل این مفهوم در زمینه‌ها و ادبیات پژوهشی مختلف را بررسی می‌کنیم. دوم، چارچوبی نظری برای بررسی و توضیح اقتصاد جنگی به عنوان تجلی مدارهای جنسیتی زمانی، مکانی و مقیاسی خشونت و سرمایه در داخل و خارج از «مناطق جنگی/منازعه» شناخته‌شده ارائه می‌دهیم. توضیح می‌دهیم که چرا مدارهای خشونت و سرمایه را برجسته می‌کنیم و کاربرد تحلیلی این نظریه را از طریق کاربرد آن در موقعیت‌های معاصر که در آن درگیری و بحران‌های بازتولید اجتماعی باهم برخورد می‌کنند، نشان می‌دهیم. بر ماهیت به‌‌هم ‌پیوسته‌ی اقتصادهای جنگی در داخل و بین مناطق جهانی و موقعیت‌های نظامی‌سازی‌، منازعه و صلح منفی تأکید می‌کنیم. سوم، با بسط استدلال نظری خود، پیشنهاد می‌کنیم که روش‌های فمینیستی برای مطالعه‌ی اقتصاد جنگ و مدارهای گسترده آن ضروری هستند و نمونه‌هایی از فصل‌های بعدی را ارائه می‌دهیم. در نهایت، ساختار این جلد و سهم آن در پژوهش‌هایی را که به‌دنبال درک و هم‌چنین حمایت از تغییرات اجتماعی در جهان هستند، تشریح می‌کنیم. جایگزین‌هایی برای نظم بین‌المللیِ فعلی که بر اقتصاد جنگی بنا شده، حیاتی هستند. اقتصادهای غیرنظامی برای تحقق عدالت اقتصادی و اجتماعی برای مردم جهان، به ویژه برای زنان، ضروری خواهند بود. 🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید: https://wp.me/p9vUft-5DQ #آوارگی #مهاجرت #اقتصادِ_جنگی # خشونت_جنسی_جنسیتی #تخریب_زیرساخت‌ها #فرزانه_راجی #آیدا_هوزیچ_ژاکی_ترو
1 932
10
نوشته‌های دریافتی ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد تأملی بر سوژه‌ی سیاسی پسافاجعه الهه سروش‌نیا مادرِ یارا 4 یونی 2026 نوشتنِ این متن در شبی پساکشتار دیماه شروع شد. شبی از شب‌های زمستان در برلین در خانه‌ای که با کودکم در آن زندگی می‌کنم، به چهره کودکم در خواب نگاه می‌کردم که ناگهان و برای اولین بار احساس کردم چهره کودکم، زیباییِ چهره‌ی یک مرده را دارد. او بسان یک مرده، بسیار زیبا بود. شباهتی به نوجوانان کشته‌شده بلوچی داشت که عکس‌های‌شان را دیده بودم. نوشتن این متن در دیدن چهره کودکانِ کشته شده در جنگ و بازگشت دوباره به آن عکس، ادامه پیدا کرد. و هم‌چنان در تلنبار چهره مردگان در چهره کودکانِ ما و مرده‌گون شدن زیبایی آن‌ها در خواب، ادامه می‌یابد. پیش از این لحظه‌ی دیدنِ زیباییِ کشته‌شدگان در کودکم و فکرکردن به کشته‌شدن او، بارها به تنهاییِ کودکم در جهان فکر کرده بودم، به شرایطی که او در صورت مرگ من خواهد داشت. پیش ازین لحظه‌ی مرده‌گون‌شدنِ چهره او، آنکس که قرار بود بمیرد همواره من بودم و آنکس که قرار بود در جهان بماند، همواره او بود. نگرانی از تنهاشدنِ او در جهان به‌عنوان یک کودک، مرا متوجه مرگ خود می‌کرد. من ازین مرگ وصل می‌شدم به تمام مادران مرده که همیشه در عکس‌های‌شان زیبایی مرموزی پنهان بود. این متنْ طولانی است... می‌خواهم حول تمام چیزهایی‌که در مورد وضعیت حال حاضر می‌دانم، نمی‌دانم ... حول تمام ناامیدی‌ها و امیدهای مشترکی که حس کرده‌ام، منظومه‌ای خلق کنم، و از این‌طریق، وضعیت حال حاضر را بفهمم. بیش‌ترین چیزی‌که در این‌جا اهمیت دارد پیداکردن فرم، زبان و خط رواییِ مناسبی است که بتوانیم بفهمیم. https://wp.me/p9vUft-5CK #الهه_سروش‌نیا #گفتار_دادخواهانه #کنش‌گران_سیاسی #همدلی_و_همبستگی #پراتیک_انقلابی
2 463
11
سرگذشت یک ایده: «تضاد خلق ‌ـ امپریالیسم» یاشار دارالشفاء 31 مه 2026 در سال‌های اخیر، یکی از عجیب‌ترین جابه‌جایی‌های نظری در فضای چپ ایران، احضار دوباره‌ی صورت‌بندی «تضاد خلق ـ امپریالیسم» برای توجیه نوعی سیاست‌ورزی بوده که نه فقط نسبتی با سنت چپ انقلابی دهه‌ی ۱۳۵۰ ندارد، بلکه در مواردی دقیقاً در نقطه‌ی مقابل آن می‌ایستد. این احضار، بیش از آن‌که بازخوانی یک میراث باشد، نوعی تصاحب و دگرگون‌سازی آن است: جایی‌که مفهومی که در بستر یک استراتژی انقلابی شکل گرفته بود، به ابزاری برای توجیه یک نظم مستقر بدل می‌شود. اگر بخواهیم بفهمیم «خلق» در صورت‌بندی‌هایی از جنس «تضاد خلقـ امپریالیسم» دقیقاً چه معنایی دارد، باید پیش از هر چیز از یک بدفهمی فاصله بگیریم: «خلق» نه یک مقوله‌ی هستی‌شناختیِ اجتماعی است، نه یک کل همگنِ اجتماعی، و نه نام دیگری برای «ملت»، بلکه یک صورت‌بندی تاریخی/استراتژیک است که در دل شرایط معینی از مبارزه سربرمی‌آورد. ببینیم این معضل از کجا آغاز شد: با ظهور یک وضعیت پارادوکسیکال، برای نخستین‌بار، رژیمی بر سر کار می‌آید که به‌سادگی در قالب «وابسته به امپریالیسم» قابل ‌صورت‌بندی نیست، گفتمان رسمی‌اش «استکبارستیزی» است و در سطح ایدئولوژیک، خود را نماینده‌ی «مستضعفان» معرفی می‌کند. این‌جا وارد این بحث نمی‌شویم که چه شکاف مفهومیِ جدی‌ای میان «استکبار» و «امپریالیسم»، و نیز میان «مستضعف» و «پرولتاریا» وجود دارد، و بی‌اعتنایی به آن و ساده‌سازی موضوع به این صورت که «این‌ها صرفا تفاوتی در نام‌گذاری است»، چه تبعات نظری و سیاسی‌ای داشته است. اما فرض کنیم که واقعا تمیز دادن مفهومیِ این تفاوت‌ها برای چپِ مدافع «تضاد خلق/امپریالیسم» ممکن نبود. در فردای پس از بهمن ۱۳۵۷ به‌دلیل ویژگی‌هایی که برشمردیم به‌نظر می‌رسد که آن شکاف ساده‌ای که در صورت‌بندی پیشین وجود داشت («خلق» در برابر «رژیم وابسته») از بین می‌رود. حالا با وضعیتی مواجهیم که به‌نظر می‌رسد رژیمِ مستقر می‌تواند به‌راحتی خود را در درون همان زبان و همان دستگاه مفهومی تعریف کند و این دقیقاً نقطه‌ی بحران است.https://wp.me/p9vUft-5Cl #پراتیک_رهایی‌بخش #نظریه_و عمل_انقلابی #محورمقاومتی‌ها #یاشار_دارالشفاء
2 726
12
نوشته‌های دریافتی مارکس، دولت، و فتیشیسم شکل سازمانی ناصر برین 26 مه 2026 در ۲۰۸مین سالگرد تولد کارل مارکس، به جهان او بازمی‌گردیم؛ نه برای تکرار آموزه‌ها، نه برای ستایش ارتدوکس‌وار، و نه برای نفی شتاب‌زده، بلکه برای ورود به قلمرو شناخت مفهومیِ امر «سازمان» و طرح یک پرسش متافلسفی که بخش بزرگی از سنت مارکسیستی کم‌تر با آن مواجه شده است. این نقطه‌ی ورود ما به نقد متافیزیک سیاسی درون مارکسیسم است. در این قلمرو متن ما از نقد صرفِ مارکسیسم قرن بیستمی جلوتر می‌رود. ما این‌جا به چیزی نزدیک می‌شویم که آن را «فتیشیسم شکل سازمانی» می‌نامیم. از نظر دیالکتیکی، جهانِ مارکس سرشار از تنش‌های زنده است؛ کار و سرمایه، آزادی و ضرورت، ارزش مصرف و ارزش مبادله، زیربنا و روبنا. اما این‌ها دوگانه‌های ایستا نیستند؛ درون یک‌دیگر نفوذ می‌کنند و یک‌دیگر را دگرگون می‌سازند. همین امر است که اندیشه‌ی مارکس را از یک نظریه‌ی صرفاً اقتصادی جدا می‌کند و آن را به روشی برای فهم حرکت تاریخ بدل می‌سازد. کمونیسم صرفاً پروژه‌ی تصرف قدرت یا تغییر مالکیت نیست، بلکه فرایند الغای جدایی‌هاست: جدایی میان کار فکری و یدی، میان مدیریت و تولید، میان آگاهی و زندگی اجتماعی. تنها در چنین فرایندی است که پرولتاریا می‌تواند نه به‌عنوان ابژه‌ی رهایی، بلکه به‌مثابه سوژه‌ی آگاهِ خودرهایی تاریخی پدیدار شود. و شاید اکنون بتوان جمله‌ی مشهور او را نیز دقیق‌تر فهمید: «فیلسوفان جهان را فقط تفسیر کرده‌اند؛ مسأله اما تغییر آن است.» اگر این جمله سطحی فهم شود، می‌تواند به عمل‌گرایی کور ختم شود. اما در خوانشی دقیق‌تر، معنایش این است که بدون فهم مناسبات مادی، روابط اجتماعی و شیوه‌ی تولید، هر تلاشی برای تغییر جهان، یا به شکست می‌انجامد یا به بازتولید همان سلطه‌ای که قصد نفی آن را داشت. 🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید: https://wp.me/p9vUft-5BQ #بوروکراسی_حزبی # #خودمدیریتی_اجتماعی #ناصر_برین
2 032
13
مارکس و دموکراسی صمد وکیلی 22 مه 2026 هدف این نوشته روشن‌کردن یک بدفهمی رایج در بخشی از جنبش چپ است؛ بدفهمی‌ای که بر اساس آن، چون مارکس دموکراسی بورژوایی را نقد می‌کند، پس گویا دموکراسی، آزادی‌های سیاسی، حق رأی، آزادی بیان، آزادی تشکل و دیگر خواست‌های عمومی نیز ذاتاً بورژوایی‌اند و دفاع از آن‌ها مرز طبقاتی جنبش کارگری را مخدوش می‌کند. این بدفهمی از آن‌جا آغاز می‌شود که دموکراسی با دولت بورژوایی یکی گرفته می‌شود؛ حال آن‌که نقد مارکس متوجه شکل تاریخی و طبقاتی تحقق دموکراسی در سرمایه‌داری است، نه اصل دخالت مردم در سرنوشت جمعی خود. این وارونه‌سازی، پیامد سیاسی مهمی دارد: آزادی بیان، آزادی مطبوعات، حق تشکل، حق رأی همگانی و دیگر آزادی‌های سیاسی به‌جای آن‌که به‌عنوان بسترهایی برای گسترش مبارزه‌ی طبقاتی فهمیده شوند، صرفاً به‌عنوان ابزارهای بورژوایی کنار گذاشته می‌شوند. حال آن‌که مسئله‌ی مارکس بی‌ارزش‌بودن این آزادی‌ها نیست؛ مسئله این است که بورژوازی آن‌ها را تا جایی می‌پذیرد که بنیادهای قدرت اقتصادی و مالکیت طبقاتی‌اش تهدید نشود. فراتر رفتن از دموکراسی بورژوایی به معنای نفی دموکراسی نیست، بلکه به معنای نفی حدودی است که مالکیت خصوصی، قدرت سرمایه و دولت طبقاتی بر دموکراسی تحمیل می‌کنند. طبقه‌ی کارگر برای رهایی خود به آزادی بیان، حق رأی، آزادی تشکل، آزادی مطبوعات، حق اعتراض و سازمان‌یابی مستقل نیاز دارد. بنابراین سیاست کارگری نه می‌تواند این دستاوردها را به نام «بورژوایی» کنار بگذارد، نه می‌تواند در همان شکل محدود و نابرابر بورژواییِ آن‌ها متوقف بماند. دموکراسی کارگری نه صرفاً حکومتی با نام کارگر است، نه فقط مالکیت دولتی، نه فقط برنامه‌ریزی اقتصادی، و نه فقط حفظ آزادی‌های سیاسی در شکل موجودشان. دموکراسی کارگری پیوند این عناصر است: آزادی سیاسی، سازمان‌یابی مستقل، کنترل از پایین، اجتماعی‌شدن واقعی تولید، برنامه‌ریزی دموکراتیک و امکان دخالت مستقیم مردم در اداره‌ی جامعه. هر یک از این عناصر اگر از دیگری جدا شود، یا در محدوده‌ی لیبرالیسم باقی می‌ماند، یا به دولت‌گرایی و بوروکراسی می‌انجامد. 🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید: https://wp.me/p9vUft-5Br #صمد_وکیلی #دموکراسی_کارگری #مارکس_و نقد_رادیکال #مبارزه‌ی_طبقاتی
1 554
14
«عملیات خشم حماسی» کالبدشکافی یک جنگ تجاوزکارانه دیوید ادواردز ترجمه‌ی: احمد سیف 18 مه 2026 هفته گذشته، رابرت اِی. پیپ، استاد علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو، درباره تجمع نیروهای نظامی آمریکا علیه ایران اظهار نظری کرد که کاملاً درست به نظر می‌رسد: «این حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد از توان هوایی قابل استقرار آمریکا در جهان را تشکیل می‌دهد. تصور کنید قدرت هوایی در حد جنگ‌های عراق در سال‌های ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳. و هنوز هم در حال افزایش است. آمریکا هرگز چنین نیرویی را علیه یک دشمن بالقوه مستقر نکرده بدون این‌که حملات را آغاز کند.» تنها دو رهبر سیاسی بریتانیایی با صداقت و انسانیت واکنش نشان دادند. جره‌می کوربین، که به‌زودی رهبر حزب شما خواهد شد، گفت: «حملات اسرائیل و ایالات متحده به ایران غیرقانونی، تحریک‌نشده و غیرقابل توجیه است. صلح و دیپلماسی ممکن بود. اما در عوض، اسرائیل و ایالات متحده جنگ را انتخاب کردند. این رفتار دولت‌های یاغی است، و آن‌ها با این عمل فاجعه‌بار تجاوزگری، امنیت بشر در سراسر جهان را به خطر انداخته‌اند.» پس از تهاجم و اشغال آمریکا در عراق در سال ۲۰۰۳، کشور طوری بازسازی شد که تمام درآمد نفت عراق به دلار آمریکا و از طریق بانک فدرال رزرو نیویورک پرداخت شود. از آن‌جا که این درآمد تقریباً تمام بودجه دولت عراق است، به این معنی است که آمریکا می‌تواند خزانه عراق را در هر زمان عملاً تصرف کرده و کشور را به سرعت ورشکسته کند.» این همان نوع «آزادی» است که در صورت تغییر رژیم توسط آمریکا و اسرائیل، ایرانیان در انتظار آن خواهند بود، که در واقع به معنای فتح و استعمار خواهد بود. 🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید: https://wp.me/p9vUft-5AW #تلفات_انسانی #نه_ به_جنگ #نقض_منشور_سازمان_ملل #دیوید_ادواردز # احمد_سیف
1 358
15
نوشته‌های دریافتی رفراندوم و خط طبقاتی/ ارزیابی انتخابی تاکتیکی رِناتو پاستورینو ترجمه‌ی: مهرزاد شجاعی 13 مه 2026 رفراندومی در ایتالیا با پشتیبانی «کنفدراسیون عمومی کارگری ایتالیا»، که بزرگ‌ترین اتحادیه‌ی کارگری ایتالیاست، برگزار شد. این همه‌پرسی با شرکت حدود سی درصد واجدین شرایط با شکست سنگینی مواجه شد. چهار پرسش نخست رفراندوم به مسائل مربوط به حقوق کار و پرسش پنجم به قانون تابعیت مربوط می‌شد: پرسش اول درباره‌ی لغو کامل قانونی بود که در سال ۲۰۱۵ تحت عنوان «قراردادهای دائم با حمایت‌های فزاینده» تصویب شد. این قانون امکان بازگرداندن کارگرانی را که به‌طور غیرقانونی اخراج شده‌اند، در شرکت‌های بیش از ۱۵ نفر سلب کرده و تنها پرداخت غرامت مالی را پیش‌بینی می‌کند. پرسش دوم به لغو بخشی از قانون مربوط به اخراج در شرکت‌های کوچک اختصاص داشت، به‌ویژه حذف سقف‌های محدود غرامت در موارد اخراج ناعادلانه برای کارگران با سابقه بیش از ده یا بیست سال. پرسش سوم به لغو بخش‌هایی از قانون قراردادهای موقت مربوط می‌شد که اجازه‌ی تمدید یا افزایش مدت قراردادها فراتر از ۱۲ ماه را تنها در شرایط خاصی می‌دهد. هدف، حذف این محدودیت‌ها و انعطاف‌پذیرتر کردن تمدید قراردادها بود. پرسش چهارم به لغو معافیت کارفرمایان اصلی از مسئولیت مشترک در قبال آسیب‌های ناشی از ریسک‌های خاص فعالیت پیمانکاران و پیمانکاران فرعی می‌پردازد. پرسش پنجم به حذف بخش‌هایی از قانون تابعیت مربوط است که شهروندی را برای اتباع کشورهای خارج از اتحادیه‌ی اروپا که حداقل ده سال به طور قانونی در ایتالیا اقامت داشته‌اند، ممکن می‌سازد. هدف از این پرسش، گشودن راه برای کاهش این دوره‌ی اقامت به پنج سال بود. 🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید: https://wp.me/p9vUft-5A6 #نژادپرستی #بیگانه‌هراسی #مبارزه‌ی_انترناسیونالیستی #اتحادیه‌های_کارگری #رِناتو_پاستورینو #مهرزاد_شجاعی
1 433
16
سلام صادق جان راستش نه چندان. میذارم باطری آیفون پر بشه، بعدا تماس می گیرم
0
17
نوشته‌های دریافتی جنگ ایران و راهکار فضایی امپریالیسم از انباشت بحران‌زده تا تناقضات چپ کامران معتمدی 7 مه 2026 این متن تلاشی است برای فهم جنگ اخیر نه از خلال روایت‌های اخلاقی یا شخصی‌سازی‌شده، بلکه از منظر پویایی‌های ساختاری سرمایه‌داری جهانی. از این دیدگاه، جنگ چندان گزینه‌ای داوطلبانه و اختیاری نبود که صرفا محصول تصمیمات شخصی ترامپ یا تبه‌کاری نتانیاهو باشد. بلکه گزینه‌ای ساختاری بود که نظام سرمایه‌داری جهانی برای حفظ هژمونی در حال زوال مرکز، مدیریت بحران انباشت سرمایه و کنترل مجدد نقاط استراتژیک به آن نیاز داشت. از منظر ماتریالیستی، جنگ فعلی نمونه‌ای از «راهکار فضایی» دیوید هاروی به شمار می‌رود. سرمایه‌ی بیش‌ازحد انباشته‌شده در مرکز امپریالیستی (به رهبری ایالات متحده) برای حل بحران انباشت خود، به مداخلات نظامی، کنترل سرزمین‌های استراتژیک و جذب منابع نیاز دارد. هاروی توضیح می‌دهد که این «راهکار فضایی»، یعنی جابه‌جایی جغرافیایی سرمایه‌ی مازاد از طریق گسترش قلمرو، مداخله یا بازسازی فضاهای انباشت، یکی از مکانیسم‌های دوره‌ای سرمایه‌داری برای به تعویق انداختن بحران‌های درونی است. سرمایه‌داری برای ادامه بازتولید خود به «راهکارهای فضایی» متوسل می‌شود: کنترل بر منابع انرژی، مسیرهای تجاری کلیدی و جلوگیری از شکل‌گیری رقبای جدی. انترناسیونالیسم واقعی نیازمند رد تجلیل غیرانتقادی از هر دولتی است. آنْ هم‌بستگی که جنبه‌ی سرکوبگر رژیم را نادیده بگیرد، در عمل کارگران، زنان و سازمان‌دهندگان چپ داخل را منزوی می‌کند. تضعیف هژمونی ایالات‌متحده به هر طریق که رخ دهد لزوما به تقویت نیروهای مردمی داخل منجر نمی‌شود؛ گاهی حتی رژیم را برای سرکوب بیش‌تر تقویت می‌کند. تضادهای داخلی (نئولیبرالیسم بحران‌زده، شکاف طبقاتی) و فشارهای ساختاری نظام جهانی هم‌چنان پابرجا هستند. تنها با درک هم‌زمان پویایی امپریالیستی خارجی و تضادهای طبقاتی داخلی است که نیروهای مترقی می‌توانند این لحظه را به جای چرخه دیگری از شکست، به فرصتی برای سازماندهی مستقل طبقاتی تبدیل کنند #کامران_معتمدی #دیوید_هاروی #بحران_انباشت #ساختار_سرمایه_جهانی #مبارزه_اطبقاتی https://wp.me/p9vUft-5zm
2 368
18
به‌مناسبت زادروز مارکس کارل مارکس؛ متفکری تأثیرگذار و بحث‌برانگیز صمد وکیلی 4 ماه مه 2026 کارل مارکس یکی از تأثیرگذارترین متفکران قرن نوزدهم است که نام و اندیشه‌هایش هم‌چنان در مباحث تاریخی، سیاسی و اجتماعی مطرح است. نگاه‌ها به مارکس یکسان نیست؛ برخی او را منتقدی مهم دربرابر نابرابری‌های اجتماعی می‌دانند و برخی دیگر اندیشه‌های او را با پیامدهای تلخ حکومت‌هایی پیوند می‌دهند که به‌نام مارکسیسم شکل گرفتند. از این رو، بررسی زندگی و افکار او می‌تواند به شناخت بهتر نقش مارکس در تاریخ معاصر کمک کند. کارل مارکس در پنجم مه ۱۸۱۸ در شهر تریر، در منطقه‌ی راین‌لند در غرب آلمان کنونی، به دنیا آمد. تریر شهری کوچک اما از نظر سیاسی و فرهنگی مهم بود؛ شهری که پیش‌تر زیر تأثیر حضور فرانسویان و اندیشه‌های انقلاب فرانسه قرار گرفته بود و هنوز ردّی از روشنگری، جمهوریت‌خواهی و نقد نظم کهن در فضای آن دیده می‌شد. خانواده‌ی مارکس یهودی‌تبار، تحصیل‌کرده و نسبتاً مرفه بود. باید میان «مارکس» و بسیاری از «مارکسیسم»های بعدی تفاوت گذاشت. مارکس متفکری جست‌وجوگر و در حال تحول بود. او در طول زندگی خود موضوعات تازه‌ای را بررسی کرد، نوشته‌های پیشین خود را تکمیل یا اصلاح کرد، به تجربه‌های تاریخی جدید واکنش نشان داد و تا سال‌های پایانی عمر درباره‌ی روسیه، کمون‌های روستایی، جوامع غیرغربی، قوم‌شناسی و مسیرهای متفاوت تحول اجتماعی مطالعه کرد. این مارکس با تصویر بسته، قطعی و فرمولی‌ای که بعدها گاه از او ساخته شد، تفاوت دارد. مارکس یکی از بزرگ‌ترین منتقدان جهان مدرن بود، زیرا تناقض‌های جهان مدرن را از درون خودِ آن جهان نقد کرد. او نشان داد که سرمایه‌داری هم‌زمان نظامی مولد و ویران‌گر است: نیروهای تولیدی عظیمی می‌آفریند، اما انسان را زیر سلطه‌ی منطق سود و انباشت قرار می‌دهد؛ آزادی فردی اعلام می‌کند، اما وابستگی اقتصادی و نابرابری طبقاتی را بازتولید می‌کند؛ جهان را به هم پیوند می‌دهد، اما این پیوند را اغلب از راه استعمار، رقابت، بحران و سلطه برقرار می‌سازد. 🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید: https://wp.me/p9vUft-5yW #صمد_وکیلی #زادروز_کارل_مارکس #نقد_اقتصاد_سیاسی #نقد_سرمایه‌داری #مبارزه‌ی_طبقاتی
1 301
19
رزا لوکزامبورگ: جنگ و طبقه‌ی کارگر به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر رزا لوکزامبورگ ترجمه‌ی کمال خسروی 29 آوریل 2026 حتی یک هفته نمی‌شود که گمارده‌ی نظامی‌گری آلمان در رایشتاگ اعلام کرده است کسی که نتواند در آینده روی ارتش آلمان حساب کند، چنان‌که در گذشته همیشه روی آن حساب می‌شد، آن کس بویی از کل تمدن نبرده است. در این عبارتْ جان‌مایه‌ی نظامی‌گریِ امروزی به‌دقت سرشت‌نمایی شده است. پس، اطاعت کورکورانه‌ی سربازانْ شاهرگِ دولت است؛ اما زمانی‌که سرباز، تفکر به‌هدف‌مندیِ فرمان را آغاز می‌کند، به‌جای آن‌که دست‌افزارِ کور همه‌ی فرمان‌های صادرشده از سوی بالادستان باشد، آن‌گاه دیگر شاهرگ دولت نیست و کل جلال و جبروت دولت نظامی‌ِ امروز از هم می‌پاشد. نظامی‌گرانْ فرمان‌برداریِ بی‌قیدوشرط و برده‌وار را شاهرگ دولت می‌نامند. برعکس، نگران تأمین معاش و غذای خلق گرسنه نیستند. مادام که توده‌ها اعلام می‌کنند ما خواهان نسل‌کشی نیستیم! دیگر جنگی رخ نخواهد داد. ... ما می‌دانیم قلب کارگر به آرمان‌های صلح و کل بشریت خیانت نخواهد کرد، حتی اگر پرولتاریا جامه‌ی شاهان بر تن کرده باشد. از همین‌رو ما هم‌چون برزگرِ هشیار پیشاپیش و به‌موقع کار را با بذرافشانی آغاز می‌کنیم. با این‌حال نظامی‌گری و طبقات حاکم ایمان به‌خویش را از دست داده‌اند. از همین روست ترس آن‌ها از اقدامات تهییجی ما. نظامی‌گری و دولت کنونیِ متکی بر آنْ سراسر پوسیده و فرتوتند. https://wp.me/p9vUft-5yb #مبارزه‌ی_طبقاتی #اول_ماه_مه #نه_به_ اعدام #رزا_لوکزامبورگ #کمال_خسروی
1 433
20
نوشته‌های دریافتی فاشیسم: ایدئولوژی واکنش و نفی روشنگری مشخصه‌های فاشیسم صمد وکیلی 24 آوریل 2026 فاشیسم یک نظام فکری منسجم نیست؛ «ایدئولوژی واکنش» است؛ پاسخی ارتجاعی به بحران‌های عمیق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی. این ایدئولوژی بنیان نظری یک‌دستی ندارد و از ترکیبی ناهمگون از عناصر ضدروشنگری، عقل‌ستیزی، رمانتیسیسم، داروینیسم اجتماعی و نخبه‌گرایی سیاسی شکل گرفته است. این ایدئولوژی، با وجود ستیز با برابری و عقل‌باوری روشنگری، از ابزارهای کاملاً مدرن نیز بهره می‌گیرد: از سیاست توده‌ای و تبلیغات سازمان‌یافته گرفته تا بسیج جمعی و استفاده از زبان علم، روان‌شناسی و برنامه‌ریزی. به همین دلیل، فاشیسم آمیزه‌ای متناقض از واکنش ضدروشنگری و سیاست بسیج‌گر مدرن است. فاشیسم را باید واکنشی به پروژه روشنگری دانست؛ پروژه‌ای که با انقلاب فرانسه به اوج رسید و بر ارزش‌هایی چون آزادی، برابری و عقلانیت تأکید داشت. رهبران فاشیست نیز آشکارا خود را مخالف این میراث تعریف می‌کردند ... باید میان فاشیسم، اقتدارگرایی، دیکتاتوری محافظه‌کارانه و دیگر شکل‌های راست افراطی تفاوت قائل شد. فاشیسم را نمی‌توان به محدود کردن آزادی‌های سیاسی یا خصومت با دموکراسی تقلیل داد. این پدیده طرحی فراگیر برای بازآرایی جامعه است؛ طرحی که در آن رهبری کاریزماتیک، حزب، تبلیغات، بسیج توده‌ای و مهار نهادهای مستقل درون یک منطق واحد به هم پیوند می‌خورند. مقاله‌ی پیش رو در پی شناسایی نشانه‌ها و الگوهای تکرارشونده‌ی این ایدئولوژی در عرصه‌ی سیاست و جامعه است؛ مشخصه‌هایی که شناخت آن‌ها برای فهم و تشخیص به‌موقع اشکال نوین فاشیسم اهمیتی اساسی دارد. 🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید: https://wp.me/p9vUft-5xP #صمد_وکیلی #مشخصه‌های_فاشیسم #ارتجاع_علیه_روشنگری #حذف_دمکراسی #تقدیس_رهبر
0