کارگاه دیالکتیک
前往频道在 Telegram
در این کانال عمدتا مطالب انتشار یافته در تارنمای «کارگاه دیالکتیک» باز نشر می شود. درباره ی ما: https://kaargaah.net/?page_id=2 نشانی تماس کارگاه: info@kaargaah.net ارتباط با ادمین: @Nimmous
显示更多1 345
订阅者
+124 小时
+27 天
+1530 天
数据加载中...
吸引订阅者
六月 '26
六月 '26
+27
在0个频道中
五月 '26
+18
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+23
在3个频道中
Get PRO
三月 '26
+26
在5个频道中
Get PRO
二月 '26
+67
在5个频道中
Get PRO
一月 '26
+35
在5个频道中
Get PRO
十二月 '25
+17
在1个频道中
Get PRO
十一月 '25
+34
在3个频道中
Get PRO
十月 '25
+11
在1个频道中
Get PRO
九月 '25
+14
在1个频道中
Get PRO
八月 '25
+17
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+24
在1个频道中
Get PRO
六月 '25
+45
在4个频道中
Get PRO
五月 '25
+14
在0个频道中
Get PRO
四月 '25
+22
在1个频道中
Get PRO
三月 '25
+32
在5个频道中
Get PRO
二月 '25
+17
在1个频道中
Get PRO
一月 '25
+27
在0个频道中
Get PRO
十二月 '24
+31
在0个频道中
Get PRO
十一月 '24
+29
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+73
在5个频道中
Get PRO
九月 '24
+43
在4个频道中
Get PRO
八月 '24
+37
在3个频道中
Get PRO
七月 '24
+25
在3个频道中
Get PRO
六月 '24
+27
在3个频道中
Get PRO
五月 '24
+15
在3个频道中
Get PRO
四月 '24
+11
在3个频道中
Get PRO
三月 '24
+17
在3个频道中
Get PRO
二月 '24
+22
在1个频道中
Get PRO
一月 '24
+14
在3个频道中
Get PRO
十二月 '23
+25
在1个频道中
Get PRO
十一月 '23
+24
在2个频道中
Get PRO
十月 '23
+13
在1个频道中
Get PRO
九月 '23
+18
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+12
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+11
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+18
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+27
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+57
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+40
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+89
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+164
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+125
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+216
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+54
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+13
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+10
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+11
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+28
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+21
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+17
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+64
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+13
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+31
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+56
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+13
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+25
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+21
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+39
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+26
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+7
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+11
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+35
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+14
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+30
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+12
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+594
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 24 六月 | 0 | |||
| 23 六月 | +1 | |||
| 22 六月 | 0 | |||
| 21 六月 | +2 | |||
| 20 六月 | +1 | |||
| 19 六月 | 0 | |||
| 18 六月 | +1 | |||
| 17 六月 | +1 | |||
| 16 六月 | +2 | |||
| 15 六月 | +4 | |||
| 14 六月 | +1 | |||
| 13 六月 | 0 | |||
| 12 六月 | 0 | |||
| 11 六月 | +2 | |||
| 10 六月 | 0 | |||
| 09 六月 | +1 | |||
| 08 六月 | 0 | |||
| 07 六月 | +2 | |||
| 06 六月 | +2 | |||
| 05 六月 | +3 | |||
| 04 六月 | +2 | |||
| 03 六月 | 0 | |||
| 02 六月 | +1 | |||
| 01 六月 | +1 |
频道帖子
https://tinyurl.com/5743b6bz
پایان جنگ و ورود به فضای پیشاجنگ
تحریریهی کارگاه دیالکتیک
۲۸ خرداد ۱۴۰۵
اول از همه باید بگوییم، من بهسهم خود خوشحالیم که با امضای این «تفاهمنامه» خطر ادامهی جنگ موقتا برطرف شده است. چون - گفتن ندارد که - کارکرد اصلی جنگی که از آخر فوریه تا چند روز گذشته جریان داشت، کمابیش مثل هر جنگی، همانند این بود که دو وحشی بیرحم بر روی پیکر مردمان پیکار میکردند. و اکنون به نظر میرسد بهواسطهی این تفاهمنامه و با عقبنشستن موقتی آنها، مردم فرصتی دارند تا قدری نفس بکشند (برای مثال، کاهش نسبی قیمت دلار خود فرصتی برای تنفس است). اما همزمان با این ابراز رضایت، متاسفانه باید اذعان کنیم که وجه نگرانکنندهی این رویداد، همان موقتیبودن خاتمهی جنگ است. کما اینکه این تفاهمنامه همانطور که دولتهای مربوطه اعلام کردهاند، صرفا تمهیدیست تا در روند ادامهی مذاکرات بر سر مسالهی هستهای ایران (و احتمالا مسایل دیگر) نوعی ترک مخاصمه یا آتشبس برقرار بماند. و فراموش نکنیم که جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴ هم با یک توافقنامهی آتشبس خاتمه یافت؛ ولی این مانع از شروع جنگی وسیعتر و مصیبتبارتر (در اسفند ۱۴۰۴) نبود. پس، مهم نیست که جنگ بعدی در ایران و خاورمیانه با چه بهانهای و چطور آغاز میشود و چه بازیگرانی خواهد داشت؛ مهم این است که بهواسطهی آنچه در این جنگ گذشت، جنگطلبی و نظامیگری در خاورمیانه تکانه و مسیرهای تازهای یافته است. اکنون برای مثال به واسطهی تبعات این جنگ، تمامی کشورهای منطقه بر پدال تجهیز تسلیحاتیِ هرچه وسیعتر و و آهنگی هرچه سریعتر میفشارند. یعنی خاورمیانه بهمراتب بیش از گذشته به یک انبار باروت شباهت یافته است که جرقهی لازم برای انفجار بعدیاش دیریازود از راه خواهد رسید. اسراییل رسما ضمن تلاشهای موذیانه برای جلوگیری از آتشبس، پیش و پس از امضای تفاهمنامه رسما اعلام کرد که تا جایی که به راهبردهای نظامیاش در منطقه مربوط است، استقلال عملیاتی خود را مستقل از مفاد قرارداد صلح آمریکا و ایران حفظ خواهد کرد. کما اینکه حملات نظامیاش به لبنان حتی پس از رسمیتیافتن تفاهمنامه نیز کماکان ادامه داشته است. یعنی اسراییل همچنان منبعی از تنش و جنگافروزی در منطقه باقی خواهد ماند. از سوی دیگر، عالیترین مقام دولتی-نظامی ایران (قالیباف) اعلام کرده است که «پیروز این جنگ آن طرفیست که بلافاصله پس از قرارداد آتشبس یا پایان مخاصمهی نظامی، خود را برای جنگ بعدی آماده کند» و مقامات دیگر نیز اظهارات مشابهی داشتهاند.. حاکمان ایران از هم اکنون این طرح افزایش آمادگی جنگی را آغاز کردهاند. یعنی در کنار راهبرد قدیمی توسعهی شهرهای زیرزمینی موشکی، و نیز خریدهای تسلیحاتی جدید از چین و روسیه، طرحی را برای به زیر زمین بردن پایگاهها و مراکز نظامی کلید زدهاند. چون جمهوری اسلامی بنا به تجربهی دو جنگ اخیر واقف است که ضعف نیروی هوایی و پدافند هوایی پاشنهی آشیل آن است؛ و مهمتر اینکه واقف است که اصل نزاع همچنان ادامه دارد. اسراییل هم ضمن رونمایی از برخی تسلیحات جدید طی این جنگ، شروع به فروش سیستم پدافندیاش به کشورهای متطقه کرده است. یعنی این تفاهمنامه، اگرچه موقتا آتشبارها را خاموش میکند، اما موتور کسبکار تسلیحاتی و توسعهی تسلیحاتی تازه روشن شده است. کشورهای منطقه هم بهدلایل واضخی خیز جدی برای تشدید مسابقهی تسلیحاتی در منطقه برداشتهاند.
ادامهی مطلب 👇🏾
------------------
@kdialectic
| 2 | ♦️پهلویگرایی دیاسپورایی و پیوندهایش با راست افراطی جهانی
✍سمیه رستمپور
🔻بزنگاههای جنگ، تحریم، یا بحران امنیتی فقط صحنهٔ آزمونِ نیروهای سیاسی نیستند؛ صحنهٔ بازآرایی آنها نیز هستند. در چنین بزنگاههایی، زبان اقتدار، حذف و یکدستیِ ملی آسانتر شنیده میشود.
🔻پهلویگرایی فقط نوستالژی سلطنتطلبانه یا واکنشی به خشونت جمهوری اسلامی نیست؛ بلکه یکی از صورتهای دیاسپوراییِ فاشیستیشدن جهانی است: آمیزهای از نوستالژی اقتدارگرا، خیالپردازیهای امپریالیستی، ناسیونالیسم تهاجمی، چپستیزی، خصومت با بهحاشیهراندهشدگان، و همسویی با بازآرایی جنگطلبانهٔ سرمایهداری.
🔻این یادداشت بر چند فرض تحلیلی تکیه دارد. نخست، در مواجهه با جریان غالب سلطنتطلب در دیاسپورا، نه صرفاً با نوعی قرابت تاکتیکی، بلکه با همپوشانیهای ایدئولوژیک و استراتژیک با راستگرایی افراطی روبهرو هستیم. دوم، این رابطه را باید در چارچوب یک شبکهٔ فراملی راست افراطی فهم کرد. سوم، در این چارچوب، جنسیت، مهاجرت و گفتمان «نجات زنان کشورهای اسلامی» به ابزارهایی برای مشروعیتبخشی سیاسی بدل میشوند. چهارم، نوع خاصی از تصویرسازی از «دشمن داخلی» در متن این پیوندها عمل میکند؛ تصویری که با چپهراسی، کوردستیزی، هوموفوبیا وافغانستانستیزی درهمتنیده است. پنجم، پیامدهای این الگو برای دموکراسی، ساختار آیندهٔ قدرت و سرنوشت مردمان جغرافیای سیاسی ایران، اهمیت تعیینکننده دارد.
متن کامل را در دموکراسی رادیکال بخوانید:
Radicald.net
➖➖➖➖➖➖
#پهلوی_گرایی #دیاسپورا #راست_افراطی #ناسیونالیسم_مرکزگرا #سمیه_رستمپور | 167 |
| 3 | مبارزهای فوری علیه جنگ و امپریالیسم، و پیشروان مردد
کلکتیو عصیان ـ به خاطر ترس از تصاحب شدن مبارزهتان توسط حکومت، به اهمیت مقابله با تجاوز امریکا، امروز و به طور فوری شک نکنید و متزلزلانه در حاشیه نایستید. آنگونه که ما به مقابله با حملات امریکا بر می خیزیم – یعنی محتوا و افق مبارزه ما - هم ما را از حکومت متمایز می کند و هم برای سرنگونی جمهوری اسلامی ما را در موقعیت بهتری قرار خواهد داد. امپریالیست ها این جنگ را شروع کردهاند و جمهوری اسلامی در حال بازآرایی خود و امتیاز گرفتن از آن است، اما ما باید متوقفش کنیم. مردم را نباید برای مقاومت بطور خودبخودی در برابر این جنایات رها کرد. احساسات خودبخودی مردم قطعا توسط حکومت تصاحب می شود، اما شما نقش پیشروی خود را ایفا کنید و برای بلند کردن مردم در مبارزه ای واقعا ضد امپریالیستی (که جمهوری اسلامی الزاما بخشی از آن است) سازماندهی کنید.
https://www.radiozamaneh.com/891785/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه | 210 |
| 4 | در نقد آرای کامران متین:
____________
متین به «ضدامپریالیسم معیوب» اشاره میکند، اما هدف اصلی حملهاش هر شکلی از گفتمان ضدامپریالیسم است، او تقلا میکند تئوریهای مارکسیستی امپریالیسم را «نقد» کند، تا اپورتونیسم سیاسی، رئال پلیتیک نبرد منافع دولتها و رئالیسم روابط بینالملل را ترویج و تثبیت کند.
____________
👈متن کامل | 302 |
| 5 | نوشتههای دریافتی
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
تأملی بر سوژهی سیاسی پسافاجعه
الهه سروشنیا مادرِ یارا
4 یونی 2026
نوشتنِ این متن در شبی پساکشتار دیماه شروع شد. شبی از شبهای زمستان در برلین در خانهای که با کودکم در آن زندگی میکنم، به چهره کودکم در خواب نگاه میکردم که ناگهان و برای اولین بار احساس کردم چهره کودکم، زیباییِ چهرهی یک مرده را دارد. او بسان یک مرده، بسیار زیبا بود. شباهتی به نوجوانان کشتهشده بلوچی داشت که عکسهایشان را دیده بودم.
نوشتن این متن در دیدن چهره کودکانِ کشته شده در جنگ و بازگشت دوباره به آن عکس، ادامه پیدا کرد. و همچنان در تلنبار چهره مردگان در چهره کودکانِ ما و مردهگون شدن زیبایی آنها در خواب، ادامه مییابد.
پیش از این لحظهی دیدنِ زیباییِ کشتهشدگان در کودکم و فکرکردن به کشتهشدن او، بارها به تنهاییِ کودکم در جهان فکر کرده بودم، به شرایطی که او در صورت مرگ من خواهد داشت. پیش ازین لحظهی مردهگونشدنِ چهره او، آنکس که قرار بود بمیرد همواره من بودم و آنکس که قرار بود در جهان بماند، همواره او بود. نگرانی از تنهاشدنِ او در جهان بهعنوان یک کودک، مرا متوجه مرگ خود میکرد. من ازین مرگ وصل میشدم به تمام مادران مرده که همیشه در عکسهایشان زیبایی مرموزی پنهان بود.
این متنْ طولانی است... میخواهم حول تمام چیزهاییکه در مورد وضعیت حال حاضر میدانم، نمیدانم ... حول تمام ناامیدیها و امیدهای مشترکی که حس کردهام، منظومهای خلق کنم، و از اینطریق، وضعیت حال حاضر را بفهمم. بیشترین چیزیکه در اینجا اهمیت دارد پیداکردن فرم، زبان و خط رواییِ مناسبی است که بتوانیم بفهمیم.
🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-5CK
#الهه_سروشنیا #گفتار_دادخواهانه #کنشگران_سیاسی #همدلی_و_همبستگی #پراتیک_انقلابی | 344 |
| 6 | بیانیهی کانون نویسندگان ایران
نه قدرتهای غارتگر، نه حکومت سرکوبگر؛
مردم تنها مالکان سرنوشت خویشاند!
https://telegra.ph/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-06-02-2 | 322 |
| 7 | ⭕️ تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صدوبیستوسوم در ۵۶ زندان مختلف
🔴 بسیاری از زندانیان، از جمله آنان که اسامیشان منتشر نشده، در معرض خطر جدی اعدام قرار دارند.
همچنان که پیداست، وضعیت اقتصادی جامعه روز به روز وخیمتر میشود و حکومت در بنبست بحرانهای لاعلاج و برای جلوگیری از انفجار خشم عمومی و جرقه هرگونه قیام و خیزش دست از سرکوب و اعدام بر نمیدارد؛ و در رسانههای خود قیامِ در تقدیر را پیشاپیش به کشورهای خارجی نسبت میدهند تا سرکوب و کشتار مردم را توجیه کنند، و این سناریوی نظام در مواجهه با هر قیام از جمله دی ماه گذشته است.
متاسفانه در هفته گذشته دو برادر هموطن کُرد از جامعه «یارسان» به نامهای مجتبی و میثم ویسی، در اثر حمله پاسداران به محل اختفایشان جان باختند. آنها در جریان قیام دی ماه تحت تعقیب نیروهای سرکوبگر قرار گرفته و به ناگزیر به زندگی مخفی روی آورده بودند.
اخیراً نیز وزارت بدنام اطلاعات بسیاری از خانوادههای زندانیان سیاسی و مخالفان اعدام را با تهدید و توهین و تطمیع احضار و بازداشت کرده تا آنها را به سکوت وادارد.
روز گذشته نیز دو زندانی سیاسی قیام دیماه ۱۴۰۴ به نامهای اشکان مالکی و مهرداد محمدینیا در زندان قزلحصار به دار آویخته شدند و به صفی از سربداران و آزادیخواهانی که جانشان را فدای آزادی کردند، پیوستند.
در این هفته حکم اعدام زهرا طبری زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان رشت مجددا تایید شد، دو زندانی سیاسی اهل بوکان به نامهای رئوف شیخ معروفی و محمد فرجی نیز به اعدام محکوم شده و برای بنیامین نقدی از بازداشت شدگان قیام دیماه ۴۰۴ و همچنین دو زندانی و برادر با اسامی حسن و حسین امیری توسط شعبه ۲۶ قاضی افشاری حکم اعدام صادر شده است. همه این عزیزان و بسیاری دیگر از زندانیان که اسامی آنها منتشر نشده در خطر جدی اعدام قرار دارند.
ما اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» دیگر بار از تمامی زندانیان در سراسر کشور، از مردم شریف و آگاه ایران و از وجدانهای بیدار بشری میخواهیم که در مقابل اعدامهای فراقضائی و سبعانه حکومت دیکتاتور ایران که بدون حق دادرسی عادلانه صادر و اجرا میشود صدای اعتراضشان را بلند کرده و از ارگانهای حقوق بشری بینالمللی میخواهیم که برای جلوگیری از کشتار بیشتر زندانیان، دست به اقدامات موثر بزنند.
کارزار «سهشنبههای نهبه اعدام» سهشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ در هفته صدوبیستوسوم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذاست:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرّمآباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
هفته صدوبیست و سوم
۱۲ خرداد ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t | 288 |
| 8 | 没有文字... | 252 |
| 9 | سرگذشت یک ایده: «تضاد خلق ـ امپریالیسم»
یاشار دارالشفاء
31 مه 2026
در سالهای اخیر، یکی از عجیبترین جابهجاییهای نظری در فضای چپ ایران، احضار دوبارهی صورتبندی «تضاد خلق ـ امپریالیسم» برای توجیه نوعی سیاستورزی بوده که نه فقط نسبتی با سنت چپ انقلابی دههی ۱۳۵۰ ندارد، بلکه در مواردی دقیقاً در نقطهی مقابل آن میایستد. این احضار، بیش از آنکه بازخوانی یک میراث باشد، نوعی تصاحب و دگرگونسازی آن است: جاییکه مفهومی که در بستر یک استراتژی انقلابی شکل گرفته بود، به ابزاری برای توجیه یک نظم مستقر بدل میشود.
اگر بخواهیم بفهمیم «خلق» در صورتبندیهایی از جنس «تضاد خلقـ امپریالیسم» دقیقاً چه معنایی دارد، باید پیش از هر چیز از یک بدفهمی فاصله بگیریم: «خلق» نه یک مقولهی هستیشناختیِ اجتماعی است، نه یک کل همگنِ اجتماعی، و نه نام دیگری برای «ملت»، بلکه یک صورتبندی تاریخی/استراتژیک است که در دل شرایط معینی از مبارزه سربرمیآورد.
ببینیم این معضل از کجا آغاز شد: با ظهور یک وضعیت پارادوکسیکال، برای نخستینبار، رژیمی بر سر کار میآید که بهسادگی در قالب «وابسته به امپریالیسم» قابل صورتبندی نیست، گفتمان رسمیاش «استکبارستیزی» است و در سطح ایدئولوژیک، خود را نمایندهی «مستضعفان» معرفی میکند. اینجا وارد این بحث نمیشویم که چه شکاف مفهومیِ جدیای میان «استکبار» و «امپریالیسم»، و نیز میان «مستضعف» و «پرولتاریا» وجود دارد، و بیاعتنایی به آن و سادهسازی موضوع به این صورت که «اینها صرفا تفاوتی در نامگذاری است»، چه تبعات نظری و سیاسیای داشته است. اما فرض کنیم که واقعا تمیز دادن مفهومیِ این تفاوتها برای چپِ مدافع «تضاد خلق/امپریالیسم» ممکن نبود.
در فردای پس از بهمن ۱۳۵۷ بهدلیل ویژگیهایی که برشمردیم بهنظر میرسد که آن شکاف سادهای که در صورتبندی پیشین وجود داشت («خلق» در برابر «رژیم وابسته») از بین میرود. حالا با وضعیتی مواجهیم که بهنظر میرسد رژیمِ مستقر میتواند بهراحتی خود را در درون همان زبان و همان دستگاه مفهومی تعریف کند و این دقیقاً نقطهی بحران است.
🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-5Cl
#پراتیک_رهاییبخش #نظریه_و عمل_انقلابی #محورمقاومتیها #یاشار_دارالشفاء | 247 |
| 10 | از همینجا، رابطهی تازهای میانِ سیاست و اخلاق شکل میگیرد.
در پروژههای جبرگرایانه، اخلاق اغلب به آینده و دوران بهشت موعود موکول میشد. اما اکنون دیگر نمیتوان انسانها را صرفاً مادهی خامِ تاریخ تلقی کرد. سیاستِ رهاییبخش باید از همان آغاز، کرامتِ انسانِ واقعی، محدودیتِ قدرت، و امکانِ نقد را درونِ خود بگنجاند. دموکراسی صرفاً تکنیکِ انتخابِ حکومت نیست. در بنیادیترین سطح، دموکراسی بیانِ این اصل است که هیچ قدرتی آنقدر مشروع نیست که نتوان آن را محدود و نقد و برکنار کرد. اما دموکراسی بهخودیِخود ضامنِ آزادی نیست. سرمایه، رسانه، تکنولوژی، و دستگاه مدیریت اداری اجتماع، حتی در نظامهای رسمیِ دموکراتیک نیز تمرکزِ عظیم و غیرقابل کنترلِ قدرت تولید کردهاند. در نتیجه، مسئلهی اصلی فقط شکلِ حکومت نیست، بلکه توزیعِ واقعیِ قدرت در سراسرِ جامعه است. یعنی نقدِ سرمایهداری همچنان اهمیتِ بنیادی دارد؛ زیرا سرمایهداری نه فقط نابرابریِ اقتصادی، بلکه نابرابریِ ساختاری عظیمی در امکانِ اثرگذاریِ سیاسی نیز تحمیل کردهاست. جامعهای که در آن، ثروت بهشدت متمرکز باشد، رسانهها در اختیارِ دولت یا اقلیتهای قدرتمند قرار گیرند، و انسانها تحتِ فشارِ دائمیِ بقا و رقابت زندگی کنند، هرگز نمیتواند آزادیِ راستین فراهم کند. اما درعینحال، تجربهی قرن بیستم نشان داد که صرفِ نفیِ مالکیتِ خصوصی یا تمرکزِ اقتصادی نیز، نه تنها لزوماً به رهایی منجر نمیشود، بلکه میتواند اقتدارطلبترین نظامهای تاریخ را خلق کند.
@adabyatedigar | 1 |
| 11 | https://tinyurl.com/36ys7j5w
#بازنشر
دربارهی سوژه و امکان
خالد رسولپور
دربارهی سوژه و امکان
خالد رسولپور
بازنشر از کانال ادبیات دیگر
تاریخ، مسیری قطعی به سوی «رهایی» نیست، بلکه میدان گشودهای از امکانهاست که میتواند هم به «سلطه» و هم به «رهایی» منتهی شود. در نتیجه، سیاست دیگر تحقق وعدهای مقدس یا ایفای رسالت تاریخی این یا آن طبقه یا آئین نیست، بلکه مداخلهای استراتژیک در میدان متغیر «قدرت» و «امکان» است.
«سوژهی انقلابی» کلاسیک، بر ایمان تاریخی، یقین ایدئولوژیک و تصور رسالت جمعی استوار بود. اما در جهان معاصر که ساختارهای قدرت پنهانتر، پراکندهتر، اطلاعاتیتر و بسیار پیچیدهتر شدهاند، سیاست بیش از آنکه به شور ایدئولوژیک نیاز داشته باشد، به شناخت، تحلیل، انعطاف و توانایی حفظ استقلال فکری نیازمند است. به همین دلیل، مسئلهی اصلی دیگر صرفاً تصرف قدرت سیاسی نیست، بلکه دفاع از امکان اندیشیدن و حفظ ظرفیت خودآیینی در برابر ساختارهای سلطهی اقتصادی، رسانهای و اطلاعاتی است. شاید بهتر باشد به جای «سوژهی انقلابی» دنبال «سوژهی استراتژیک» باشیم.
در این چارچوب، مفهوم «امکان» اهمیت محوری پیدا میکند. در سنتهای غایتباور، آینده به عنوان مقصدی «از پیش تعیینشده» فهم میشد. حتی زمانی که انسانها نقش فعالی در تاریخ ایفا میکردند، این فعالیت در نهایت درون منطقی کلی و ضروری قرار داشت. اما تجربهی تاریخی نشان داد که هیچ ضرورتی تضمین نمیکند که تضادهای اجتماعی به آزادی و رهایی بیشتر منتهی شوند. همان نیروهایی که میتوانند امکان رهایی را ایجاد کنند، میتوانند به اشکال تازهای از سلطه نیز منجر شوند. فناوری میتواند ابزار گسترش آگاهی باشد یا ابزار کنترل؛ سازمان سیاسی میتواند وسیلهی مقاومت باشد یا دستگاه تمرکز قدرت؛ و حتی «انقلاب» میتواند به بازتولید قدرت سلطهگر منتهی شود. به همین دلیل، سیاست باید نه بر اساس یقین تاریخی، بلکه بر اساس تحلیل مداومِ امکانها، خطرها و محدودیتها فهمیده شود. از همینجا، مسئلهی «شناخت» به مرکز سیاست منتقل میشود. در جهان معاصر، سلطه صرفاً از طریق مالکیت ابزار تولید یا کنترل مستقیم دولت اعمال نمیشود. بخش مهمی از قدرت در کنترل جریان اطلاعات، شکلدهی ادراک عمومی، تولید روایت، هدایت میلها و مدیریت سلیقه عمل میکند. در چنین وضعیتی، حفظ توانایی تفکر انتقادی و استقلال «شناختی»، خود به مسئلهای سیاسی تبدیل میشود: یعنی حفاظت از ظرفیت فهم، قضاوت و تحلیل در برابر سازوکارهای پیچیدهی دستکاری اطلاعات، ایدئولوژی رسانهای و مهندسی ادراک. این جابهجایی، پیامد مستقیمی برای مفهوم سوژهی سیاسی نیز دارد. اگر در سنت انقلابی کلاسیک، سوژه عمدتاً بر اساس تعهد ایدئولوژیک و ایمان به «ضرورت تاریخی» تعریف میشد، در شرایط جدید، سوژهی سیاسی باید بیش از هرچیز توانایی تحلیل، یادگیری، بازنگری و مقاومت شناختشناسانه داشته باشد. این سوژه دیگر ادعای حمل رسالت مقدس تاریخی ندارد، بلکه کنشگری محدود، خطاپذیر و درگیر در میدان پیچیدهای از نیروهاست. در این وضعیت، سیاست، به معنای تلاشی دائمی برای گسترش امکانهای زیست آزادانهتر انسانی و نیز جلوگیری از تمرکز قدرت در فرمهای غیرقابل نقد و غیرقابل نظارت است.
انسانها ممکن است از وضعیتِ موجود ناراضی باشند، اما همزمان نتوانند جایگزین و بدیلی پایدار و قابل تصور برای آن ببینند. این «بحرانِ افق» به معنای فرسایشِ تدریجیِ خودِ «امکانِ تصورِ رهایی» است. و دقیقاً به همین دلیل، ممکنکردن پروژهی رهایی، هنوز ضروری است. اما اکنون این پروژه باید بر بنیانی کاملاً متفاوت از سنتهای متافیزیکیِ گذشته استوار شود. سیاستِ رهاییبخش دیگر نمیتواند بر وعدهی نجاتِ نهایی بنا شود؛ زیرا هرگاه سیاست خود را تجسمِ پایانِ تاریخ بداند، میل دارد که خود را فراتر از نقد قرار دهد، خشونت را به نامِ ضرورت توجیه کند و انسانهای واقعی را قربانیِ آیندهی انتزاعی سازد. عبور از این منطق، به معنای کنارگذاشتنِ سیاستِ رهاییبخش نیست. کاملاً به عکس، شاید اکنون برای نخستین بار بتوان سیاست را بدون توهمِ نجات فهمید. برای بیش از یک قرن، بخش بزرگی از اندیشهی سیاسیِ رهاییطلبِ مدرن، ساختاری شبه الهیاتی داشت که در آن، تاریخ جای خدا را گرفته بود؛ انقلاب جای رستگاری را؛ و طبقه یا حزب جای حاملانِ حقیقت را. اما اکنون آن افق فروپاشیده است. در نتیجه، سیاست دیگر نمیتواند وعدهی رهاییِ کامل بدهد. جامعهی انسانی هرگز (یا دست کم در افقی قابل تصور) نمیتواند کاملاً هماهنگ، فاقدِ تعارض، یا حتی مصون از سلطه باشد. پس اگر جامعهی کامل وجود ندارد، آنگاه هیچ قدرتی هم حق ندارد خود را نمایندهی کمالِ تاریخ بداند؛ هیچ ایدئولوژیای نقدناپذیر نخواهدبود و هیچ رهبری مقدسی وجود نخواهد داشت. | 342 |
| 12 | از ضحاک تا تحریم و مداخلهٔ نظامی
کیوان فروزان ـ جامعهای که توان تحمل پیچیدگی را از دست بدهد، آرامآرام به سوی زبان نفرت، تخیل آخرالزمانی و رؤیای نجاتهای ویرانگر کشیده میشود. این یادداشت تلاشی است برای فهم روانشناسی رنج، تحقیر و میل به نجات در ایران امروز.
https://www.radiozamaneh.com/890391/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه | 302 |
| 13 | #حاشیهنویسی
فارغ از اینکه این جنگ مصیبتبار چگونه آغاز شد و چگونه ادامه یافت، و حتی فارغ از اینکه چگونه - موقتا - پایان بیابد، تنها خط راهنمای قابل اتکا برای موضعگیری و مواجهه با آن، درک تاثیرات آن بر حیات فعلی و آتی پرولتاریاست. خط راهنمایی که میتوان آن را «منظر پرولتاریا» نامید.
از همین منظر، اگر به تازهترین افاضات مقام عالیرتبهی حاکمیت بنگریم، بند سوم آن بهروشنی حاکی از آن است که تداوم حیات جمهوری اسلامی پیوندی جدانشدنی با بسط نظامیگری دارد. اینکه در محاسبات بقای حاکمانِ ایران حیات پرولتاریا هیچ جایی ندارد، همچنین پرتوی بر مسیر گذشتهی جمهوری اسلامی و نسبت آن با پرولتاریا میاندازد: چون فرآیند طولانیِ کسب توان موشکی، و پیشبرد پروژهی هستهای و راهبرد «محور مقاومت»، که با فربهشدن مستمر سپاه پاسداران عجین بودهاند، مستلزم محرومترشدن پرولتاریا از نان و معیشت و حق زندگی بوده است؛ همچنان که مستلزم خفقان و سرکوب و کشتار و شکنجه و اعدام.
اگر مبارزهی کنونی پرولتاریای ایران مبارزه برای زندگیست، این پیکار طبقاتی نمیتواند بدون مبارزه علیه نظامیگری پیشروی کند.
--
#نه_به_جنگ
#برای_زندگی
@roudcollective | 305 |
| 14 | نوشتههای دریافتی
مارکس، دولت و فتیشیسم شکل سازمانی
ناصر برین
26 مه 2026
در ۲۰۸مین سالگرد تولد کارل مارکس، به جهان او بازمیگردیم؛ نه برای تکرار آموزهها، نه برای ستایش ارتدوکسوار، و نه برای نفی شتابزده، بلکه برای ورود به قلمرو شناخت مفهومیِ امر «سازمان» و طرح یک پرسش متافلسفی که بخش بزرگی از سنت مارکسیستی کمتر با آن مواجه شده است. این نقطهی ورود ما به نقد متافیزیک سیاسی درون مارکسیسم است. در این قلمرو متن ما از نقد صرفِ مارکسیسم قرن بیستمی جلوتر میرود. ما اینجا به چیزی نزدیک میشویم که آن را «فتیشیسم شکل سازمانی» مینامیم.
از نظر دیالکتیکی، جهانِ مارکس سرشار از تنشهای زنده است؛ کار و سرمایه، آزادی و ضرورت، ارزش مصرف و ارزش مبادله، زیربنا و روبنا. اما اینها دوگانههای ایستا نیستند؛ درون یکدیگر نفوذ میکنند و یکدیگر را دگرگون میسازند. همین امر است که اندیشهی مارکس را از یک نظریهی صرفاً اقتصادی جدا میکند و آن را به روشی برای فهم حرکت تاریخ بدل میسازد.
کمونیسم صرفاً پروژهی تصرف قدرت یا تغییر مالکیت نیست، بلکه فرایند الغای جداییهاست: جدایی میان کار فکری و یدی، میان مدیریت و تولید، میان آگاهی و زندگی اجتماعی. تنها در چنین فرایندی است که پرولتاریا میتواند نه بهعنوان ابژهی رهایی، بلکه بهمثابه سوژهی آگاهِ خودرهایی تاریخی پدیدار شود.
و شاید اکنون بتوان جملهی مشهور او را نیز دقیقتر فهمید: «فیلسوفان جهان را فقط تفسیر کردهاند؛ مسأله اما تغییر آن است.» اگر این جمله سطحی فهم شود، میتواند به عملگرایی کور ختم شود. اما در خوانشی دقیقتر، معنایش این است که بدون فهم مناسبات مادی، روابط اجتماعی و شیوهی تولید، هر تلاشی برای تغییر جهان، یا به شکست میانجامد یا به بازتولید همان سلطهای که قصد نفی آن را داشت.
🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-5BQ
#بوروکراسی_حزبی #خودرهایی_پرولتاریا #سوسیالیسم_دولتی #خودمدیریتی_اجتماعی #ناصر_برین | 316 |
| 15 | «غرب و دیگران»؛ جعبهابزاری برای فهم جهان جنگزده امروز
کتاب «غرب و دیگران» در میانه جنگها، بحرانهای لجستیکی و افول هژمونی غرب، میکوشد جهان چندقطبی امروز را از خلال مفاهیمی چون رژیمهای جنگی، بازتولید اجتماعی و گردش سرمایه بازخوانی کند. علی ذکایی در این نقد کتاب نشان میدهد چگونه جنگ، لجستیک و بحرانهای سرمایهداری معاصر، زندگی روزمره، نیروی کار و امکان همبستگیهای انترناسیونالیستی را به هم گره زدهاند.
https://www.radiozamaneh.com/889659/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه | 389 |
| 16 | 没有文字... | 0 |
| 17 | 201_Mezzadra_Wir_brauchen_eine_neue_Imperialismustheorie_Farsi.pdf | 425 |
| 18 | ما به نظریهی جدیدی دربارهی امپریالیسم نیاز داریم
سندرو متزاردا
در مصاحبه با رائول زلیک
ND-Journalismus Von Links | Feb. 07 , 2025
ترجمه: امین حصوری
کارگاه دیالکتیک | ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
فرازی از گفتگو: 👇🏾
زلیک: شما پیشتر اشاره کردید که خواهان یک «انترناسیونالیسم جدید» هستید. چند ماه پیش همراه با مایکل هارت مقالهای را در نشریه سوئیسیِ «WOZ» با عنوان «بازاندیشی دربارهی فرار از خدمت نظامی» منتشر کردید.
متزادرا: از زمان شکست جنبش ضد جهانیسازی، در بسیاری از بحثها نقد واحدی به انترناسیونالیسم وارد شده است. اتهام محوری این بود که انترناسیونالیسم امری انتزاعیست و صرفاً بهمعنای سفر کردنهای زیاد و نشستن در جلسات است. من فکر میکنم که ما باید این نقد را جدی بگیریم و دربارهی ابعاد متفاوتی از انترناسیونالیسم بیندیشیم. آنچه ما تحت عنوان «انترناسیونالیسم جدید» میفهمیم را میتوان «انترناسیونالیسم چندسطحی» نیز نامید که در آنْ مقیاسهای متفاوتی از کنش سیاسی، سازماندهی و مباحثات وجود دارد. همانطور که گفتم، هدف من رهاکردن ابعاد ملی کنشگری نیست؛ بلکه نسبیسازی اهمیت آن است. ملت نمیتواند برای چپ، سطح ممتاز کنشگری باشد. یک زبان سیاسی جدید، یک سیاست رهاییبخش جدید، آنگونه که ما شدیداً به آن نیازمندیم، تنها میتواند در قالب شبکههای جهانی توسعه یابد؛ جایی که در آن مبارزات علیه استثمار و سرکوب با یکدیگر تبادل نظر و تعامل کنند. گام نخست این خواهد بود که درک کنیم میان کنش محلی در یک شهر و انترناسیونالیسم هیچ تناقضی وجود ندارد. ما باید راههایی برای پیوند دادن مقیاسهای فضایی متفاوت بیابیم. و باید کانالهای ارتباطی ایجاد کنیم که تبادل و ترجمه میان مبارزات را ممکن سازند.
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1673
-------------------
#سندرو_متزادرا
#رژیم_جهانی_جنگ
-------------------
@kdialectic | 412 |
| 19 | 没有文字... | 311 |
| 20 | 200_Warum_ein_neuer_Antimilitarismus_Farsi.pdf | 366 |
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
