✳️
دو راه برای زندگیکردن وجود دارد:
یکی به صورت حرکتی صعودی.
و دیگری؛ فرو افتادنی مداوم... که در این صورت شما توسط نیروهای ناآگاه جاذبه کشیده میشوید. نیازی به هیچ تلاشی ندارید. نیازی به سعی کردن برای رسیدن به قله ندارید. شما یک سنگ غلطان به سمت پایین هستید. طبیعتا این نوع زندگی آسان و راحت و مناسب به نظر میرسد.
اگر با جامعه همنوا باشی، اگر مطابق سنت زندگی کنی، اگر از جماعتهای احمق پیروی کنی، زندگی راحت است، اما به قیمتی بسیار سنگین:
شما رشد نمیکنید؛ کل نکته را از دست میدهید. چونکه زندگی فقط وقتی اهمیت دارد که یک رشدِ پیوسته باشد.
انسان یک حیوان تکامل یابنده است.
هیچ حیوان دیگری [به لحاظ درونی] تکامل نمییابد. حیوانات همان که هستند باقی میمانند. آنها بسیار همرنگ جماعت هستند. آنها به ورای وراثت نمیروند. آنها هرگز از محدودهی مجاز غرایزشان تعدی نمیکنند. هرگز کاری ورای غریزه و ورای ناخودآگاه انجام نمیدهند.
اما انسان ظرفیتی بینهایت دارد، و به همین دلیل نباید زندگی آسان را برگزینید. نمیتوانید عضو کلوبها شوید یا صرفا یک محمدی، هندو یا مسیحی باشید. نمیتوانید از جماعت پیروی کنید.
جماعتها از روی غریزه رفتار میکنند.
آنها هیچ چیزی از ماورا نمیدانند. زندگیشان آسان و راحت است. اگر بخشی از آنها باشید، زندگی شما هم راحت است اما هیچ رشدی در کار نخواهد بود.
و رشد تنها چیزی است که اهمیت دارد.
تا وقتی که به سوی قلهی خداگونگی حرکت نکنید، دارید یک فرصت بسیار بارور را هدر میدهید.
خودتان و مردم را مشاهده کنید.
مردم دارند چه کار میکنند؟
نود درصد انرژی آنها در زیرکی، ریاکاری، وراجی، بیهودگی، فضولی و هرزگی هدر میشود. و البته وقتی اینهمه انرژی را در چنین فعالیتهای احمقانهای هدر دهید، دیگر نمیتوانید در زندگیتان هیچگونه قاطعیتی داشته باشید. نمیتوانید متعهد شوید. نمیتوانید در هیچچیز باارزشی درگیر شوید. زیرا عادات قدیمی همواره از راه خواهند رسید و همهی تعهد و درگیری و مصصمبودنتان را نابود خواهند کرد. شما فقط چوبی شناور بر آب خواهید بود. هرزه خواهید بود.
در مسیر آگاهی مصمم و قاطع باشید.
این امر اهمیتی بسیار دارد. و هنگامی که تصمیم گرفتید، بگذارید قاطعیت شما صددرصد باشد.
سلوک، بزرگترین تعهد در زندگی است. چونکه شما دارید به سوی دنیایی حرکت میکنید که هرگز نمیتوانید پیشاپیش مطمئن باشید. به سوی دریای بینقشهای میروید که نمیدانید چه روی خواهد داد. هیچ تضمینی وجود ندارد که شما به ساحل دیگر برسید یا قادر به بازگشت به ساحل قبلی باشید. و دریا وسیع است و همواره طوفانی است. و قایق بسیار کوچک است!
اما فقط شهامت برداشتن قایقی کوچک و بی هیچ نقشهای دل به دریا زدن... همین به خطر انداختن زندگیتان، شما را زنده و شاداب میکند. خود همین ریسک، به شما تولدی دوباره میبخشد.
اما بقول بودا در این صورت، زندگی دشوار خواهد بود....
چونکه «رشد» دردناک است.
رشد، پر زحمت است.
حرکتی سربالایی است.
رفتن خلاف جهت جاذبه است.
رفتن خلاف جهت جماعت و سنت و رسوم است. رهایی از همهی چیزهایی است که شما را در بند اسارت درآورده است. اما هنگامی که در زندان هستید، امنیت بسیاری دارید! هیچ کس نمیتواند شما را به قتل رساند، آب و نانتان فراهم است. نیازی نیست نگران استخدام باشید.... به همین دلیل میلیونها نفر تصمیم به زندگی در زندانهایی بنام هندوئیزم، مسیحیت، کمونیزم، هند، پاکستان و... گرفتهاند؛ همهی انواع زندانهای سیاسی، دینی، ایدئولوژیکی.
به نظر میرسد برده بودن خیلی راحت و مناسب است....
اما اگر میخواهی رشد کنی و به سوی ارتفاعات بروی، باید بسیاری از امنیتها و راحتیها را به خطر افکنی.
سلوک، ترک زندگی نیست، بلکه ترک چیزهای غیرضروری است.
فقط نگاه کن و توجه کن که چه مقدار از کارهای تو غیرضروری است. تو آنها را انجام میدهی، چون عادت کردهای. چه مقدار با مردم حرف میزنی؟ آیا همهاش لازم است؟
اگر مشاهده و دقت کنی، تعجب خواهی کرد که تقریبا نود درصد فعالیتهایت بیهوده است و فقط برای این است که تو را سرگرم و مشغول نگه دارد. کار واقعی هنوز شروع نشده است.
زندگیات اینگونه است: تو متولد شدهای اما کار واقعیات را هنوز شروع نکردهای.
📗«منتخبی از سخنرانیها»
💜اشو
@oshowords