uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

💙سخنان اوشو💙

💙سخنان اوشو💙

Відкрити в Telegram

💜سخنان ، کتابها و ویدیوهای اوشو💜 کانال دیگر : https://t.me/sufianehh

Показати більше

📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу 💙سخنان اوشو💙

Канал 💙سخنان اوشو💙 (@oshowords) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 15 615 підписників, посідаючи 2 417 місце в категорії Книги та 21 848 місце у регіоні Іран.

📊 Показники аудиторії та динаміка

З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 15 615 підписників.

За останніми даними від 14 жовтня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на -41, а за останні 24 години на 0, загальне охоплення залишається високим.

  • Статус верифікації: Не верифікований
  • Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 21.70%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 7.85% реакцій від загальної кількості підписників.
  • Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 3 387 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 1 225 переглядів.
  • Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 66.
  • Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як وقت, چیز, هستی, کس, بیشتر.

📝 Опис та контентна політика

Автор описує ресурс як майданчик для висловлення суб'єктивної думки:
“💜سخنان ، کتابها و ویدیوهای اوشو💜 کانال دیگر : https://t.me/sufianehh”

Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 15 жовтня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Книги.

15 615
Підписники
Немає даних24 години
-117 днів
-4130 днів
Архів дописів
sticker.webp0.54 KB

✳️اشوی عزیز، من بطور وحشتناکی زشت هستم. و به همین سبب بسیار رنج برده ام. چه باید بکنم؟ ✳️پاسخ: زشتی هیچ ربطی به بدن ندارد. زیبایی نیز ربط زیادی به بدن ندارد. زیبایی و زشتی بدن چیزی بسیار سطحی است؛ آن چیز واقعی از دورن می‌آید. اگر بتوانی در درون زیبا شوی، نورانی خواهی شد. بارها اتفاق افتاده است: حتی یک انسان زشت، زمانی که مراقبه‌گون می‌گردد، شروع می‌کند به زیبا به‌ نظر رسیدن. من پیوسته این را شاهد بوده‌ام: سال‌ها و سال‌ها.... زمانی که مردم به‌ اینجا می‌آیند، چهره‌هایی کاملا متفاوت دارند. زمانی که شروع به مراقبه می‌کنند، وقتی که شروع به رقصیدن می‌کنند، وقتی شروع به آواز خواندن می‌کنند، چهره‌هایشان آسوده می‌شود. تنش‌هایشان تخلیه می‌شود. رنج آنان، که بخشی از صورتشان شده بود آهسته‌آهسته ناپدید می‌شود. مانند کودکان آسوده می‌شوند. صورت‌هایشان با یک سرور درونی می‌درخشد، نورانی و درخشان می‌شوند. زیبایی و زشتی جسمانی اهمیت زیادی ندارد. آن چیز واقعی در درون است. من می‌توانم به شما بیاموزم که چگونه از درون زیبا شوید و زیبایی واقعی همین است. زمانی که زیبایی درونی وجود داشته باشد، شکل جسمانی اهمیت چندانی نخواهد داشت. چشمانت شروع می‌کند به درخشیدن از سرور؛ صورتت یک درخشندگی و شکوه خاص خواهد داشت. شکل جسمی بی‌اهمیت می‌گردد. زمانی که چیزی، نوعی وقار، از دورنت شروع کند به جاری شدن، آنگاه شکل بیرونی را می‌توان کنار نهاد. در مقایسه، تمام اهمیتش را ازدست خواهد داد؛‌ نگران آن نباش. مراقبه کن، عشق بورز، برقص، آواز بخوان، جشن بگیر و زشتی ناپدید خواهد شد چیزی والاتر را به وجودت بیاور و چیزهای پست‌تر از یاد خواهند رفت، زیرا همه چیز نسبی است. و در مقایسه وجود دارد. مانند این است که شمعی کوچک در اتاق می‌سوزد: نور قوی‌تری را وارد اتاق کن و آن شمع کوچک تمام اهمیت خودش را ازدست خواهد داد. زیبایی درون را وارد کن، که آسان‌تر است. من در مورد آن زیبایی دیگر نمی‌توانم کاری بکنم، من یک جراح پلاستیک نیستم. می‌توانی چنین جراحی را پیدا کنی که به تو کمک کند، ولی این‌کار به هیچ وجه کمکی نخواهد کرد. شاید بینی‌ات قدری باریک‌تر شود و شکل بهتری پیدا کند ولی این کمک زیادی نخواهد بود اگر در درونت همانی باشی که بوده‌ای،‌ زیبایی بیرونی تو فقط زشتی درونت را نشان خواهد داد، یک تضاد خواهد شد. قدری سیرت زیبا بیاور. #اشو @oshowords

تفاوت شما با ما چیست؟ @ oshowords

Repost from N/a
همه داستان همینه : این جهان ، جهان دوگانگیه و تو اومدی اینجا تا در این دوگانگی، یکانگی رو پیدا کنی. #ساتیابانو #همه_یکی @saty
همه داستان همینه : این جهان ، جهان دوگانگیه و تو اومدی اینجا تا در این دوگانگی، یکانگی رو پیدا کنی. #ساتیابانو #همه_یکی @satyabanoo

هیچ گناهکار و قدیسی وجود ندارد، فقط مردمی هستند که خوابند و مردمی هستند که بیدارند، تنها تفاوت در این است. @oshowords
هیچ گناهکار و قدیسی وجود ندارد، فقط مردمی هستند که خوابند و مردمی هستند که بیدارند، تنها تفاوت در این است. @oshowords

sticker.webp0.42 KB

تایید کردن و توجه به چیزهای خوبی که از قبل در زندگی تو هستند، بنیان و اساس همه نوع فراوانی است. حقیقت این است: هرچه را که فکر می‌کنی این دنیا دارد از تو باز می‌دارد و دریغ می‌کند، تو خودت داری آن را از دنیا دریغ می‌کنی. این را چند هفته‌ای امتحان کن و ببین که چگونه واقعیت تو را تغییر می‌دهد: هرچه را که فکر می‌کنی مردم دارند از تو دریغ می‌کنند، ستایش و تشویق، قدردانی و سپاسگزاری، کمک و یاری، مراقبتی عاشقانه و .. آن را به آنها بده. می‌گویی آن را نداری؟ خوب فقط چنان عمل کن که انگار آن را داری و بعد آن خواهد آمد. سپس، خیلی زود بعد از اینکه شروع به ارائه کردنش کردی، شروع به دریافت کردنش خواهی کرد. تو نمی‌توانی چیزی را دریافت کنی که ارائه‌اش نمی‌دهی. جریان بیرونی تعیین کننده جریان درونی است. هرچه که فکر می‌کنی این دنیا دارد از تو دریغ می‌کند، تو از قبل آن را داری، اما تا وقتی که اجازه جریان پیدا کردنش به بیرون را ندهی حتی نخواهی دانست که آن را داری. ان شامل فراوانی هم می‌شود. این قانون که جریان بیرونی تعیین کننده جریان درونی است را مسیح در این تصویرسازی قدرتمند بیان کرده است: "بده و بعد به تو داده خواهد شد." منبع و سرچشمه همه انواع فراوانی در بیرون از تو نیست، بلکه بخشی از چیزی است که تو هستی. به هر حال، با تایید و تصدیق و تشخیص فراوانی در بیرون شروع کن. کامل بودن و برآورده بودن زندگی در تمام اطرافت را ببین. این گرمی خورشید بر روی پوستت را؛ گل‌های رنگارنگ و باشکوه جلوی یک گل فروشی را؛ گاز زدن یک میوه آبدار را؛ یا خیس شدن زیر این باران فراوان که از آسمان می‌ریزد را. می‌بینی؟ کامل بودن زندگی آنجاست؛ در هر گام. تایید و تصدیق آن فراوانی که در همه اطرافت است دروازه فراوانی درون را می‌گشاید. آن وقت بگذار آن به بیرون جریان پیدا کند. وقتی به یک غریبه می‌خندی، این، یک دقیقه انرژی است که به بیرون جریان داده‌ای. آن‌وقت تو یک اعطا کننده شده‌ای. همیشه از خودت بپرس "اینجا چه چیزی می‌توانم بدهم؟ چگونه می‌توانم در خدمت این فرد، این وضعیت، باشم؟" تو حتماً نباید مالک چیزی باشی تا حس فراوانی داشته باشی. هرچند، اگر تو به طور مداوم حس فراوانی کنی، چیزها قطعاً به سمت تو خواهند آمد. فراوانی فقط برای آنهایی می‌آید که از قبل آن را دارند. شاید این غیرمنصفانه و ناعادلانه به نظر برسد؛ اما نیست. این یک قانون جهانی است. هر دو، فراوانی و کمبود، وضعیت‌هایی درونی هستند که بعد به عنوان واقعیت تو بروز و فرافکنی پیدا می‌کنند. مسیح این را اینگونه بیان کرده: "زیرا، به آنی که دارد بیشتر داده خواهد شد؛ و از آنی که ندارد، حتی آنچه که دارد نیز گرفته خواهد شد." #اکهارت_تله @oshowords

مسیح گفته معروفی دارد: «به آنهایی که دارند بیشتر داده خواهد شد و از آنهایی که ندارند آنچه که دارند نیز گرفته خواهد شد». این یک گفته سخت است. شاید ناعادلانه به نظر برسد. به آن‌هایی که دارند بیشتر داده شده و از آنها که ندارند آنچه که دارند نیز گرفته می‌شود. اما نه، موضوع عدالت نیست، بلکه این فقط یک قانون ساده و مستقیم زندگی است. این اتفاقی است که می‌افتد. اگر تو شاد و سعادتمندی، شادی و سعادت حتی بیشتری خواهی داشت. اگر بتوانی بخندی، ابعاد بیشتری به خنده تو اضافه خواهد شد. اگر بتوانی برقصی، ریتم‌های بیشتری به رقص تو افزوده خواهد شد. اگر بتوانی آواز بخوانی، تمامی این آسمان بلند با تو همنوا خواهد شد، این کوه‌های بلند با تو آواز خواهند خواند، ماه و ستاره‌ها با تو آواز خواهند خواند. و اگر تو گریه کنی و حس آشفتگی و ناراحتی داشته باشی، آن‌وقت آشفتگی از همه جهت به سمت تو خواهد آمد. تو همان چیزی که هستی را به سمت خودت جذب می‌کنی و این قانون مطلق زندگی است. هرچه که هستی، همان چیز به سمت تو می‌آید. برای همین هم یک انسان خوشحال،  خوشحال‌تر و خوشحال‌تر می‌شود. یک انسان دارای آرامش، آرامش بیشتر و بیشتری خواهد داشت. یک انسان ناراحت و آشفته، ناراحت‌تر و ناراحت‌تر خواهد شد. یک فرد بیچاره، بیچاره‌تر و بیچاره‌تر خواهد شد. چون تو داری آن را تمرین می‌کنی. یک فرد بیچاره دارد بیچارگی را تمرین می‌کند. #اشو @oshowords

sticker.webp0.27 KB

sticker.webp0.34 KB

✳️ مشاهده گری احمق میخوابد... و همه خواب هستند. بنابراین همه احمق هستند. احساس رنجش نکنید. واقعیات باید همانطور که هستند، گفته شوند. شما در خواب عمل میکنید‌. به همین دلیل به طور پیوسته میلغزید. شما به انجام دادن کارهایی که نمیخواهید انجام دهید، ادامه میدهید. شما به انجام کارهایی که تصمیم گرفته اید انجام ندهید، ادامه میدهید. شما به انجام کارهایی که میدانید درست نیستند، ادامه میدهید و کارهایی را که میدانید درست هستند، انجام نمیدهید. چطور این ممکن است؟ چرا نمیتوانید مستقیم قدم بردارید؟ چرا پیوسته در گودالها فرو میافتید؟ چرا بطور پیوسته گمراه میشوید؟ زندگی خود را تماشا کنید: هر چیزی که پیوسته دارید انجام میدهید، بسیار سردرگم و گیج کننده است. شما هیچ وضوحی ندارید. هیچ قوۀ مشاهده گری ندارید. شما هشیار نیستید. نمیتوانید ببینید! نمیتوانید بشنوید! قطعاً شما گوش دارید و میتوانید بشنوید، اما هیچ کسی در درون وجود ندارد که آنرا درک کند. قطعاً شما چشم دارید و میتوانید ببینید، اما هیچ کسی در درون حاضر نیست. بنابراین چشمان شما به دیدن ادامه میدهند و گوشهای شما به شنیدن ادامه میدهند، اما هیچ چیزی درک نمیشود. تنها چیزی که باید آموخت، مشاهده گری است. مشاهده کنید. هر عملی که انجام میدهید، مشاهده کنید. هر فکری را که در ذهنتان عبور میکند، مشاهده کنید. هر آرزویی را که شما را تسخیر میکند، مشاهده کنید. حتی حرکات کوچک را مشاهده کنید: راه رفتن، صحبت کردن، خوردن، دوش گرفتن. همه چیز را بطور پیوسته تماشا کنید. بگذارید هر چیزی فرصتی برای مشاهده کردن شود. بطور مکانیکی غذا نخورید. فقط غذا را در درون خود انباشته نکنید. بسیار مشاهده گر باشید. خوب بجوید و شاهد آن باشید... آهسته غذا بخورید، با مشاهده گری. هر لقمه باید جویده شود، مزه شود، بو کشیده شود. نسیم و اشعۀ خورشید را لمس کنید و احساس کنید. به ماه نگاه کنید و فقط یک استخرِ ساکتِ مشاهده گر شوید. و ماه در شما با زیبایی فوق العاده ای منعکس خواهد شد. در زندگی حرکت کنید و پیوسته مشاهده گر بمانید. یک چیز را بیاد داشته باشید: هر گاه بیاد آوردید که مشاهده گری را فراموش کرده اید، پشیمان نشوید، احساس ندامت نکنید. احساس رنجوری نکنید! هرگز برای گذشته خود را سرزنش نکنید! در لحظه زندگی کنید. اگر فراموش کرده بودید، خُب که چه؟ این طبیعی است. آن یک عادت شده است و عادتها به سختی میمیرند. @oshowords

sticker.webp0.31 KB

* داستانی زیبا از صوفیان شنیده‌ام: یک گدا نزد امپراطور رفت و گفت: “اگر بخواهی هر چیزی به من بدهی، شرط دارد!” امپراطور، گدایان زیادی دیده بود ولی گدایی که شرط بگذارد؟! و این گدا واقعاً عجیب بود؛ مردی بسیار قدرتمند به‌نظر می‌رسید. او یک مرشد صوفی بود؛ یک شخصیت بانفوذ و جذاب داشت. حتی امپراطور هم قدری احساس حسادت کرد. و شرط یک گدا؟! امپراطور گفت: “منظورت چیست؟ چه شرطی؟” گدا گفت: “من فقط وقتی می‌پذیرم که تو بتوانی کاسه‌ی گدایی مرا کاملاً پُر کنی.” کاسه‌ی گدایی کوچکی در دست مرد بود. شاه گفت: “فکر می‌کنی من کی هستم؟ یک گدا هستم؟ نمی‌توانم این کاسه‌ی کوچک کثیف را پر کنم؟” گدا گفت: “بهتر است قبلش به تو بگویم زیرا بعدها ممکن است دچار دردسر بشوی. اگر فکر می‌کنی می‌توان این کاسه را پر کنی، پُر کن.” شاه وزیر خودش را صدا زد و به او گفت که کاسه‌ی او را پر از سنگ‌های قیمتی کند: با الماس و یاقوت و مروارید. “بگذار این گدا بداند که با چه کسی صحبت می‌کند!” ولی سپس مشکلی پیش آمد. کاسه پر شده بود ولی شاه تعجب کرد ــ وقتی سنگ‌های قیمتی وارد کاسه می‌شدند؛ همگی ناپدید می‌شدند! کاسه بارها پر شد و هر بار دوباره خالی شده بود. حالا شاه بسیار غضبناک شده بود! پس به وزیرش گفت: “حتی اگر تمام خزانه‌ی کشور هم در این کاسه خالی شود، بگذار بشود ولی من اجازه نمی‌دهم این گدا مرا شکست بدهد.” و گفته شده که تمام موجودی خزانه‌ی شاه در آن کاسه ریخته شد و همگی ناپدید شدند. رفته‌رفته شاه یک گدا شد. این روند ماه‌ها طول کشید و شاه آنجا بود و گدا آنجا بود و تمام اهالی پایتخت آنجا بودند و همگی در تعجب بودند که آخرش به کجا ختم می‌شود. همه‌چیز فقط ناپدید می‌شد. عاقبت شاه مجبور شد به پای آن گدا بیفتد و بگوید: “مرا ببخش، ولی قبل از اینکه بروی لطفاً یک چیز را به من بگو؛ راز این کاسه‌ی گدایی چیست؟ چرا همه‌چیز در آن ناپدید می‌شود؟!” گدا شروع کرد به خندیدن. سپس گفت: “این کاسه از نفْس انسان ساخته شده. من این را از نفس انسان ساخته‌ام: همه‌چیز در آن ناپدید می‌شود، چیزی وجود ندارد که بتواند آن را پر کند.” این داستانی بسیار زیباست. این چیزی است که برای شما اتفاق افتاده. این یک داستان نیست، زندگی شماست. شما در کاسه‌ی گدایی خود خانه‌‌ها، اتوموبیل‌ها، حساب‌های بانکی می‌ریزید ـــ و همگی ناپدید می‌شوند. بار دیگر خالی هستید. هیچ چیز هرگز راضی‌کننده نیست، هیچ رضایتی وجود ندارد. بار دیگر گدایی می‌کنید. شما این کار را برای زندگانی‌های بسیار انجام داده‌اید. این داستان شماست. این حقیقتی در زندگی همه است؛ در زندگی انسان. نفس، یک گدا باقی می‌ماند. کاسه‌ی گدایی خالی می‌ماند. به‌نظر می‌رسد که تَه ندارد. همه‌چیز را درون آن پرتاب می‌کند و فقط ناپدید می‌شود. نفس، هرگز راضی نمی‌شود. بنابراین یک فرد نفسانی هرگز راضی نیست. اما انسانی که بدون نفس است بسیار رضایت دارد. او به سُرور دست یافته است. #اشو 📚«آموزش فراسو» جلد ۱/۴ مترجم: ‌م.خاتمی / پاییز ۱۴۰۲ @oshowords

عزیزان همراه آیا موافقید در کنار سخنان گوهربار اوشوی محبوب سخنان عرفای دیگر هم بگذاریم؟
Anonymous voting

AnimatedSticker.tgs0.10 KB

شما خودتان را فردی با نام تصور می‌کنید که مشغول زندگی کردن است؛ اما درحقیقت فقط #زندگی است که وجود دارد، فقط آگاهی است که وجو
شما خودتان را فردی با نام تصور می‌کنید که مشغول زندگی کردن است؛ اما درحقیقت فقط #زندگی است که وجود دارد، فقط آگاهی است که وجود دارد، فقط خویش است که وجود دارد و چیزی بیرون یا جدا از آن اصلاً وجود ندارد. #رامانا_ماهاراشی

✳️چهار عصر آگاهی هندوها دنیا را به چهار دوره تقسیم کرده‌اند: 1⃣عصر اول را ساتی یوگا یا عصر حقیقت نامیدند. در آن دوره توجه مردم فقط به حقیقت بود. 2⃣عصر دوم را ترتا یوگا نامیدند به معنای سه پایه. عصر اول چهارپایه داشت میز بود بعد یک پایه اش از دست رفت و تبدیل به سه پایه شد. ولی هنوز جستجو به دنبال حقیقت وجود داشت اما شدت و اشتیاق به آن کمتر شده بود. روی چهارپایه تعادل کامل است است اما روی سه پایه تعادل خوب نیست و نمی تواند کامل باشد اما همچنان جستجو وجود دارد. 3⃣عصر سوم را دوآپار نامیدند، یعنی دوپایه. اکنون حتی تعادل عصر دوم نیز از بین رفته، تو نمی توانی روی دو پایه میز بسازی ، تعادل برقرار نمی‌شود اما همچنان نیمی از اشتیاق وجود دارد. 4⃣عصر آخر که بر اساس محاسبات هندوها ما اکنون در آن زندگی میکنیم کالی یوگا نام دارد. عصر تاریکی، عصر نابینایی، عصری که کسی به دنبال حقیقت نیست. مردم بیشتر دلواپس زندگی معمولی شان هستند تا کشف حقیقت. آنها کل زندگی‌شان را مشغول چیزهایی هستند که سرانجام از بین رفتنی است. کل زندگی‌شان می‌توانست تجربه عظیمی از روشن‌بینی باشد، جستجو به دنبال ریشه های زندگی و خرسندی و خوشنودی کامل. آنها می‌توانستند به تمام آن شادی و لذتی که کائنات در دسترس شما قرار داده برسند آنها می توانستند برقصند و بخوانند و از تمام زیبایی های هستی لذت ببرند اما چون کور بودند مشغول بازی با اسباب بازی ها شده اند هرگز به این اهمیت ندادند که چیزی بیشتر از این اسباب‌بازی‌ها وجود دارد. این تقسیم‌بندی نمادین زمان، حقیقت معینی را در خود دارد. امروزه یافتن کسانی که به راستی و با هر هزینه‌ای آماده پریدن به درون کائنات و مشتاق یافتن حقیقت باشند ، بسیار سخت است. 💜اوشو @oshowords

AnimatedSticker.tgs0.16 KB

... ✳️ جمعیت و فردیت انسان یک جمعیت است، جمعیتی با صداهای بسیار ـــ مربوط، نامربوط، سازگار، ناسازگار ـــ هر صدا کشش خودش را دارد؛ تمام این صداها انسان را تکه‌تکه می‌کنند. انسان بطور معمول یک سردرگمی و پریشانی است، عملاً نوعی جنون است. شما به نوعی مدیریت می‌کنید، سعی دارید سالم و عاقل به‌نظر برسید. در عمق، لایه‌هایی پس از لایه‌های جنون در درون می‌جوشند. می‌توانند هرلحظه منفجر شوند؛ کنترل شما هرلحظه می‌تواند از دست برود، زیرا کنترل شما از بیرون تحمیل شده است. چنین نیست که انظباطی از مرکز درون شما باشد. شما بخاطر دلایل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مجبور شده‌اید که شخصیت‌های خاصی را بر خود تحمیل کنید. ولی بسیاری از نیروهای حیاتی در درون شما با این شخصیت مخالف هستند. آنها پیوسته شخصیت شما را تخریب می‌کنند. بنابراین شما هر روز اشتباهات و خطاهای زیادی را مرتکب می‌شوید. حتی گاهی احساس می‌کنید که نمی‌خواستید آن کارها را انجام دهید. شما برخلاف میل خود مرتکب خطا می‌شوید زیرا یک نفر نیستید، یک جمعیت هستید. بودا این خطاها را گناه نمی‌خواند، زیرا گناه خواندن آنها سرزنش‌کردن شماست. او فقط آنها را تخطی از قانون misdemeanour، اشتباه و خطا می‌خواند. خطاکردن امر انسانی است، خطانکردن الهی است و راه رفتن از انسان به الوهیت، از هشیاری می‌گذرد این صداهای بسیار در درون شما می‌توانند از شکنجه‌دادن، کشیدن و هل‌دادن شما دست بردارند. اگر هشیار باشید، این صداها می‌توانند ازبین بروند..... #اوشو آموزش فراسو: تفسیر اشو از ۴۲ سوترای بودا جلد ۱/۴ فصل پنجم #برگردان_محسن_خاتمی @oshowords

AnimatedSticker.tgs0.18 KB