💙سخنان اوشو💙
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 💙سخنان اوشو💙 的分析概览
频道 💙سخنان اوشو💙 (@oshowords) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 15 657 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 2 420,并在 伊朗 地区排名第 21 857 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 15 657 名订阅者。
根据 06 十一月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 33,过去 24 小时变化为 2,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 21.99%。内容发布后 24 小时内通常能获得 7.08% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 3 443 次浏览,首日通常累积 1 108 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 67。
- 主题关注点: 内容集中在 وقت, چیز, هستی, کس, بیشتر 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“💜سخنان ، کتابها و ویدیوهای اوشو💜
کانال دیگر : https://t.me/sufianehh”
凭借高频更新(最新数据采集于 07 十一月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。
15 657
订阅者
+224 小时
+37 天
+3330 天
帖子存档
15 657
✅قانون جذب
تو تنها چیزی را جذب میکنی که آنرا دارا باشی، زیرا آنچه که تو داری، همچون آهنربایی عمل میکند و چیزهای مشابه را به خود جذب می کند.
گویی که مستی وارد شهر می شود و به زودی دیگر مستان شهر را می یابد.
اگر قمار بازی وارد شهر شود خیلی زود با دیگر قمار بازها آشنا میشود.
اگر جستجوگرِ حقیقت وارد شهر شود، دیگر جستجو گران را می یابد.
ما هر چه را که در خود بیافرینیم دارای مرکزی آهنربایی می شود.
میدانی مغناطیسی از انرژی ایجاد می شود.
در این میدانِ انرژی است که وقایع و اتفاقات روی می دهند.
پس اگر به دنبال شادمانی هستی،
باید هر قدر که می توانی شادمانی بیافرینی.
باید بسیار تلاش کنی تا هزاران بار، شادیِ بیشتر از آن تو شود.
هر قدر بیشتر داشته باشی، میزانِ بیشتری از راه میرسد.
با آگاه شدن از این راز، درونت غنی و غنی تر
می شود.
شور و حالی وصف ناپذیر می یابی و برای این سر مستیِ تو هیچ پایانی متصور نیست.
تو فقط باید از راه درست شروع کنی.
💚اشو
@oshowords
15 657
ادامه ـ
مرد همیشه سعی دارد تا برتری خودش را اثبات کند.
* یکی از دوستانم که در دانشگاه نیز با من همکار بود به من گفت: “من دچار مشکل هستم و نمیتوانم با هیچکس در این مورد صحبت کنم. تو تنها کسی هستی که میشناسم که شاید بتوانی موقعیت مرا درک کنی و بتوانی کمک کنی.”
گفتم: “مشکل چیست؟”
او گفت: “مشکل این است که من عاشق زنی شدهام که از من بلندقدتر هست. حالا، آیا باید با او که بلندقامتتر از من هست ازدواج کنم؟!”
هیچ مردی نمیخواهد با زنی که از او بلندقامتتر است ازدواج کند ـــ فقط به سبب عقدهی حقارت؛ وگرنه چه مشکلی هست؟
به او گفتم: “مشکلی نیست. میتوانی همیشه یک چهارپایه کوچک با خودت حمل کنی، تا هروقت بخواهی او را ببوسی روی آن چهارپایه بایستی! اگر زنان بتوانند با مردان بلندقدتر بسازند، پس چرا مردها نتوانند با زنان بلندقدتر بسازند؟
فقط زنان را تماشا کن که چطور با مردانی که از خودشان بلندقدتر هستند کنار میآیند: همان کار را بکن! شاید لازم باشد کفشهای پاشنهبلند بپوشی ـــ پس بپوش! عاشقان میگویند که حاضرند برای عشقشان بمیرند! ولی تو نمیتوانی برای رسیدن به زنی که دوست داری کفش پاشنهبلند بپوشی؟!”
او گفت: “من آمدم تا راه حَلی پیدا کنم و تو با من شوخی میکنی.”
گفتم: “نه، شوخی نمیکنم.”
این واقعاً احساس حقارت مردانه است که او باید با زنی ازدواج کند که از خودش بلندقدتر نباشد. و باید با زنی ازدواج کند که دستکم سه یا چهار سال از خودش جوانتر باشد. و این مطلقاً غیرعلمی است.
اگر به علم گوش بدهی، مردان باید با زنانی ازدواج کنند که دستکم پنج سال از آنان بزرگتر باشند، زیرا زنان عمر طولانیتری نسبت به مردان دارند ـــ پنج سال بیشتر عمر میکنند. چرا باید با زنی ازدواج کنی که پنج سال از تو جوانتر باشد؟ آنوقت یک فاصلهی ده ساله را ایجاد میکنی. تو خواهی مُرد و بیوهی تو برای ده سال به تنهایی رنج خواهد برد! علمیترین راه این است که با زنی ازدواج کنی که پنج سال از تو بزرگتر است، تا بتوانید باهم زندگی کنید و باهم بمیرید!
زنی که این سوال را پرسیده باید به یاد بسپارد که نیازی به اثبات برتری نیست، برای همین است که نیازی به فتح هیچ چیز نیست.
و اگر احساس کند که هیچ میلی برای داشتن فرزند ندارد، و میخواهد نقاشی بکشد یا موسیقی خلق کند، کاملاً خوب است. درواقع، بسیاری از زنان باید چنین کنند، زیرا زمین بسیار بیش از حد پرجمعیت است. کمک بزرگی خواهد بود تا خلاقیت خود را از آفرینش فرزندان به کارهای هنری معطوف کنی، زیرا نقاشی نیاز به خوراک ندارد! رقص بسیار خوب است؛ هرچقدر که میخواهی برقص، تولید اتیوپی نمیکند!
پس اگر خواستهای برای فرزندآوری وجود ندارد، کاملاً خوب است. بهیقین که باید چیز دیگری خلق کنی. انجامش بده ولی فکر نکن که خلاقیت تو از خلاقیتِ مردان بالاتر است.
و این برای دنیا خوب است. ما جمعیت بیشتری نمیخواهیم، میخواهیم جمعیت را به یک چهارم آنچه اکنون هست تقلیل دهیم. پس تو در یک پروژهی بزرگ کمک میکنی: با این فرزند نیاوردنت، یک برکت هستی.
ولی این فکر را که با عشق چیزی برتر را خلق میکنی رها کن. اگر واقعاً میخواهی چیزی خلق کنی، به عشق نیز فکر نکن، زیرا عشق بسیار راضیکننده و بینیاز است؛ چنان معجزهای است که چه کسی میخواهد شعر بسراید؟
من هرگز با یک عاشق، زن یا مرد، برخورد نکردهام که شعری سروده باشد، یا تابلوی نقاشی کشیده باشد، یا مجسمهای ساخته باشد؛ به این دلیل ساده که آنان بسیار رضایت دارند. تمام این چیزهای خلاقانه نیاز به نارضایتی دارند، زخمی که باید آن را بپوشانی.
من کاملاً با فکر تو خوشحالم. فقط هر عمل خلاقانهای که مایلی انجام بده؛ ولی بهیاد بسپار: تو عقدهی حقارت مردان را نداری، پس نمیتوانی به هیچ راهی با مرد رقابت کنی. تو پیشاپیش در موقعیت بهتری قرار داری. مرد بیچاره است: فقط برای این فرد بیچاره احساس شفقت داشته باش!
#اشو
📚«از مرگ به جاودانگی»
مترجم: م.خاتمی / فروردین ۱۴۰۳
@oshowords15 657
سخنرانی دوم آگوست ۱۹۸۵
✳️پرسش دوم:
اشوی محبوب! آیا ممکن است در مورد زنان خلاق صحبت کنید؟ من یک زن هستم و روحیهی خلاقیت شدیداً در من مشتعل است. بهتازگی اشاره کردید که باید هنر و موسیقی زیادی خلق شود، ولی این مربوط به یک مرد میشد. میدانم که زنان میتوانند یک نگرش و بینش تقدیم کنند، نوعی از نرمی به دنیای هنر تقدیم کنند که قبلاً هرگز دیده نشده است. احساس میکنم که برای شروع یک پایهی متفاوت دارد. شاید دلیلش این است که هنر میتواند از عشق زاده شود و دیگر نیازی به فتحکردن آن وجود ندارد.
✳️پاسخ:
نخستین چیزی که باید درک شود این است که من فقط در مورد مردان صحبت نمیکنم. هرگاه سخنی میگویم، با تمامی شما صحبت میکنم. درواقع، در اینجا زنان بیشتری نسبت به مردان وجود دارند.
این فکر را که من بین زن و مرد تمایز میگذارم را از ذهن خود دور کن. بهنظر میرسد که تو بخشی از آن نهضت “آزادی زنان” باشی. در اینجا نیازی به هیچگونه “آزادی زنان” وجود ندارد. در اینجا اوضاع تماماً برعکس است ـــ مردان هستند که از زنان میترسند! آنان به من نامه مینویسند: “ما چگونه آزاد شویم؟”
در جمع من هیچ نیازی به تمایز بین زنان و مردان نیست. و این همان حماقت است ـــ مردان در طول قرنها باور داشتند که بالاتر و بهتر و هوشمندتر از زنان هستند. امروزه زنان همان بازی احمقانه را شروع کردهاند. من چنین اجازهای نخواهم داد.
خلاقیت هیچ ربطی به زنبودن یا مردبودن ندارد. اگر احساس میکنی که خلاق هستی، انجامش بده. ولی فکر نکن که تو به خلاقیت چیزی بالاتر را میبخشی، چیزی که مردان در انجام آن موفق نبودهاند.
چرا همیشه این خطوط جدایی را بین زن و مرد ایجاد میکنید؟
حقیقت این است که هر مرد یک زن را در درونش حمل میکند و هر زن، مردی را در درونش حمل میکند. و باید که چنین باشد، زیرا چه تو یک زن باشی و چه یک مرد، از یک زن و از یک مرد خلق شدهای. آنها هرکدام نیمی از وجودشان را به تو بخشیدهاند. پدر و مادر تو در تو زنده هستند. موضوع فقط این است که کدام رویِ سکه بالا قرار دارد و کدام در پایین است.
برای همین است که برای بازی الهی بسیار آسان است که مردی را به زن تبدیل کند و یا زنی را به مرد؛ زیرا واقعیت اساسی همسان است ـــ فقط قدری تفاوت هیچ فرقی ایجاد نمیکند. حتی یک جراح پلاستیک نیز میتواند چنین کند، نیاز به جراح روحی نیست.
البته، بهتر این است که هم زنان و هم مردان از زاویههای متفاوت خودشان خلق کنند. ولی طوری که تو این را میگویی، خلاقیت را ابداً درک نکردهای. میگویی که خلاقیت میتواند از عشق زاده شود؛ نقاشی، مجسمهسازی و رقص نیازی به فتح کردن ندارد.
ولی امکانش هست که عشق چنان راضیکننده باشد که زحمت نقاشیکردن را نکشی! به خودت زحمت نمیدهی که وقتت را صرف ساختن یک مجسمه کنی.
عشق چنان راضیکننده است که چه کسی به خودش زحمت سرودن شعر را میدهد؟ شعر توسط کسانی سروده شده که قطار را از دست دادهاند: اینک آنان خودشان را با سرودن شعر در مورد عشق تسلی میدهند ــــ البته آنان عشق را نشناختهاند.
خلاقبودن از روی عشق بسیار دشوار است. آری، نوعی متفاوت از خلاقیت وجود خواهد داشت. اگر عاشق مردی باشی، شاید آشپزخانهات زمینِ خلاقیت تو شود: مایلی تا مرد تو بهترین خوراک را بخورد. مایلی تا مرد تو بهترین لباسها را بپوشد. برای زنی که عاشق باشد بسیار نادر است که زحمتِ نقاشیکردن، شعرگفتن، رقصیدن یا غیره را بکشد.
و این واقعاً احساس حقارت مردانه است ـــ که او نمیتواند بسیار عمیق عشق بورزد، نمیتواند به یک نوزاد تولد ببخشد ـــ این او را وادار میکند تا برای رقابت با زن، جایگرینی پیدا کند: او نقاشی میکند، مجسمه میسازد، معماری میکند، برای باغها فضاسازی میکند. میخواهد احساس کند که او نیز میتواند خلق کند. هنر مرد در اساس از احساس حقارت او میآید. او زن را میبیند که قدرت عظیمی در آفرینش زندگی دارد. پس او یک مجسمهی بیجان میسازد ـــ هرچقدر هم که زیبا، مُرده است.
هرکسی که این سوال را پرسیده بهنظر میرسد که با مردان مخالف است، و هر زنی که با مردان مخالف باشد، خودش چیزی غیرطبیعی میشود. او با مخالفتکردن با مردان، خودش یک مرد میشود!
اینک او از نظر روانشناختی احساس حقارت میکند زیرا مرد میتواند نقاشی کند و موسیقی و رقص خلق کند. طبیعی است که باید از زایش فرزندان جلوگیری کند تا بتواند خلاقیت خودش را درجهت چیزهایی مانند نقاشی، شعر، موسیقی هدایت کند!
ولی مایلم تا بدانی که یک بازنده خواهی بود. تو مشغول رقابت با مردان هستی و نیازی به رقابت نداری؛ پیشاپیش برتر هستی. نیازی نیست که شعری بسرایی، خودت شعر هستی. عشق تو موسیقیِ تو است. قلب تو که با معشوقت بتپد، همان رقص تو است!
ادامه👇15 657
حق با مسیح است وقتی میگوید
”دشمنت را دوست داشته باش.“
این یک راز بزرگ است.
اگر با دشمن بجنگی،
به دشمن انرژی میدهی و در عین حال در سطح دشمن باقی میمانی و نمیتوانی پرواز کنی.
#اوشو
@oshowords
15 657
Repost from N/a
🔶 واکنشی بودن
واکنشی بودن ابتدا در پندار ، بعد گفتار و بعد رفتار رخ می ده.
هر چقدر از سطح پندار و بعد گفتار وسپس به سمت رفتار حرکت کنه ، قدرتش بیشتر میشه.
بهتر و آسونتر اینه که در سطح پندار شناساییش کنی و با نور مشاهده آگاهانه مهارش کنی و نزاری با جمع کردن انرژی و احساسی که بهش به عنوان سوخت میدی بره بیرون و خرابکاری کنه.
#ساتیابانو
#پندار_نیک_گفتار_نیک_کردار_نیک
@satyabanoo
15 657
بدان کوچکترین بی صداقتی لکه ای در روح تو باقی خواهد گذاشت....
روح ها آگاهند...
اگر آنکس که به او دروغ میگویی اندکی آگاه باشد،
این تیرگی را درخواهد یافت...
راستین باش ،
با خودت و با دیگران...
💜اﺷﻮ
@oshowords
15 657
✳️ مردم ناآگاه
اگر با نابینایان و ناآگاهان زندگی میکنید با آنها مدارا کنید.
دنیا همین است، جمع اضداد است.
یک تنه نمیتوان دنیا را تغییر داد،
بلکه باید یاد گرفت چگونه با مردمی زندگی کرد که هنوز ناآگاه هستند و در خوابی عمیق به سر میبرند.
ممکن است این باعث آزارتان شود،
ولی کاری نمی توان کرد.
حداقل کاری که میتوان کرد این است که رفتارهای احمقانه ای را که دیگران با شما دارند، شما نسبت به کسی نداشته باشید.
حداقل در زندگی خودتان فضایی خلق کنید که هم خودتان و هم نزدیکانتان در آن احساس آرامش و امنیت کنند. فرزند، همسر، دوستان و اطرافیانتان باید از این رفتارهای جاهلانه مصون باشند.
سعی کنید به جای بد و بیراه گفتن و محکوم و جنگ کردن با هر چیز، اوضاع را درک کنید
تمامی اینها موارد اشتباهی هستند که وجودشان ضروری است.
به زشت همانقدر نیاز است که به زیبا نیاز است
و تا زشت نباشد، ارزش زیبایی مشخص نمی شود.
و تا انسان احمق و خودکامه وجود نداشته باشد، نور انسان روشن ضمیر دیده نمیشود.
#اوشو
@oshowords
15 657
"عشق"
با عشقِ به خود آغاز میشود ،
"خودخواه نباشید ولی عاشق خود باشید" ، این دو کاملاً باهم تفاوت دارند ...
یک خودشیفته نباشید ، وسواس خود را نداشته باشید ؛
"ولی یک عشق طبیعی به خود ضروری است ، پدیدهای اساسی است ؛ فقط آنوقت میتوانید فرد دیگری را دوست بدارید" ...
خودت را بپذیر ،
خودت را دوست بدار ،
تو خلقت خداوند هستی ،
امضای خداوند روی توست
و تو موجودی یگانه و ویژه هستی ،
هیچکس دیگر هرگز مانند تو وجود نداشته
و هرگز هم وجود نخواهد داشت ...
تو منحصر به فرد و غیر قابل مقایسه هستی ...
این را بپذیر ،
این را دوست بدار ،
این را جشن بگیر
"و در همین جشن گرفتن است که شروع می کنی به دیدن منحصر به فرد بودن دیگران ،
زیبایی غیرقابل رقابت دیگران" ...
عشق فقط وقتی ممکن است که "پذیرشی عمیق از خود ، از دیگری و از دنیا وجود داشته باشد" ...
این پذیرش ، فضایی را خلق میکند که عشق در آن رشد میکند ،
زمینی است که عشق در آن شکوفا میشود ...
#اشو
@oshowords
15 657
✳️ سرکوب عواطف
هرکسی زبالههای بسیار در شکمش دارد، زیرا این تنها فضایی است در بدن که میتوانی چیزهای زیادی را درونش سرکوب کنی. فضای دیگری وجود ندارد. اگر بخواهی هرچیزی را سرکوب کنی، باید در شکم سرکوب شود.
اگر همسر، معشوق، دوستت مرده باشد و بخواهی گریه کنی ممکن است به نظر آدم ضعیفی برسی، پس گریهات را سرکوب میکنی! آن گریه را کجا قرار خواهی داد؟ طبیعی است که باید در شکم سرکوب شود. این تنها مکان قابل دسترس در بدن است و هر کسی انواع عواطف را در آنجا سرکوب کرده است.
□~ عشق، □~ شهوت، □~ خشم، □~ اندوه، □~ گریه ، □~ حتی خنده! □~ نمیتوانی از ته دل بخندی! به نظر بیادبی میرسد، "انسان با فرهنگی نیستی". پس شما همه چیز را سرکوب کردهاید. به سبب این سرکوب، نمیتوانی عمیق تنفس کنی، باید سطحی نفس بکشی. زیرا اگر نفسهای عمیق بکشی، آنوقت آن زخمهای سرکوب شده انرژی خودشان را (برون_ریزی) آزاد خواهند کرد. هر کودک، وقتی به دنیا میآید با شکم نفس میکشد. به کودک در حال خواب نگاه کن: شکم او بالا و پایین میرود. هیچ کودکی از سینه نفس نمیکشد، آنان اینک آزاد هستند، هیچ چیز سرکوب نشده است .
وقتی که شکم سرکوبهای زیاد در خودش داشته باشد، به دو بخش تقسیم میشود: پایین تنه و بالا تنه.آنگاه دیگر تو یک نفر نیستی بلکه دو نفر هستی. پایین تنه بخش متروکه است. آن وحدت از دست رفته است: یک دو گانگی در وجودت وارد گشته است. بجای یک بدن، دو بدن حمل میکنی و همیشه فاصلهای بین این دو وجود خواهد داشت. نمیتوانی زیبا راه بروی. باید به نوعی پاهایت را حمل کنی. در واقع، اگر بدن یکی باشد، این پاها هستند که تو را حمل میکنند. اگر بدن به دو بخش تقسیم شده باشد، آنوقت تو باید پاهایت را حمل کنی. مجبور هستی بدنت را بکِشانی و بدن مانند یک بارِ گران است. نمیتوانی از یک پیادهروی خوب لذت ببری، نمیتوانی از یک شنای خوب لذت ببری، نمیتوانی از یک دویدن سریع لذت ببری، زیرا بدن یکی نیست. برای تمام این فعالیتها، برای لذت بردن از اینها، بدن باید دوباره یگانه شود.
□~ یک وحدت باید دوباره ایجاد شود. □~ شکم باید کاملاً پاکسازی شودبرای پاکیزه ساختن شکم نیاز به تنفسهای بسیار عمیق است، زیرا وقتی که عمیقاً دم و باز دم انجام بدهی، شکم هر آنچه را حمل میکند به بیرون پرتاب میکند. در وقت باز دم شکم خودش را آزاد میکند. اهمیت پرانایاما، و تنفس عمیق آهنگین در همین است. تاکید باید روی باز دم باشد تا هر آنچه را که شکم بیجهت انباشته کرده آزاد شود. و زمانی که شکم بار عواطفی را در خودش حمل نکند، اگر دچار یبوست باشی، ناگهان از بین خواهد رفت. وقتی عواطف سرکوب شده در شکم وجود داشته باشند یبوست وجود دارد زیرا شکم برای داشتن حرکات خودش آزاد نیست. تو عمیقاً آن را کنترل کردهای، نمیتوانی آنرا آزاد بگذاری. پس اگر عواطف سرکوب شوند، یبوست وجود خواهد داشت. یبوست بیشتر یک بیماری ذهنی است تا جسمانی. بیشتر به ذهن مربوط است تا به بدن. #اوشو @Oshowords
15 657
✳️ ورودی های ذهن
مراقب باش که چه چیزی وارد ذهنت می کنی
مردم کاملا نا آگاه هستند، آنان هر چیزی را می خوانند و به تماشای تلویزیون ادامه می دهند، هر چیز ابلهانه و احمقانه را می بینند و می شنوند
آنان به رادیو گوش میدهند، به گپ زدن ادامه میدهند و با مردم از هر چیز حرف می زنند و انواع آشغال ها را وارد سرهای همدیگر می کنند
هر آنچه در سر دارند جز آشغال نیست
از موقعیت هایی که در آن بی جهت از آشغالها پر میشوی دوری کن
همین حالا هم خیلی زیاد داری، باید از این بارهای ذهنی خلاص شوی
و باز به جمع آوری آنها ادامه میدهی؟ گویی که چیزهایی با ارزش هستند.
کمتر حرف بزن
فقط به چیزهای اساسی گوش بده
در گفتن و شنیدن تلگرافی عمل کن
اگر کمتر حرف بزنی و کمتر بشنوی، آهسته آهسته خواهی دید که یک نوع تمیزی، احساسی از پاکی، گویی که تازه حمام کرده ای شروع می کند در تو برخاستن
این همان خاک لازم برای رشد مراقبه است
هر چیز بی معنی را نخوان
لحظاتی را بدون مشغله برای ذهن خود باقی بگذار
آن لحظاتِ آگاهیِ بدون مشغله، نخستین لمحات از مراقبه هستند، نخستین منافذ از ماوراء، نخستین اشعه ها از بی ذهنی..
#اوشو
@oshowords
15 657
وقتی هستی را می پذیری،
هستی نیز تو را می پذیرد.
وقتی رد میکنی، طرد میشوی.
هستی تو را منعکس میکند.
هر کاری با آن بکنی با تو همان میکند.
💜اشو
📕 کیمیاگری نوین
📝 برگردان حامد مهری
@oshowords
