paperback
رفتن به کانال در Telegram
“Don’t tell me what I’m doing; I don’t want to know.” - Federico Fellini
نمایش بیشتر9 174
مشترکین
+7624 ساعت
+877 روز
+48730 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+88
در 1 کانالها
ژوئن '26
+615
در 18 کانالها
Get PRO
مه '26
+148
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+65
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+22
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+195
در 5 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+472
در 47 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+159
در 19 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+122
در 4 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+115
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+207
در 6 کانالها
Get PRO
اوت '25
+176
در 9 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+167
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+310
در 18 کانالها
Get PRO
مه '25
+279
در 20 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+158
در 13 کانالها
Get PRO
مارس '25
+172
در 4 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+170
در 6 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+242
در 23 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+418
در 7 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+239
در 7 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+336
در 16 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+342
در 23 کانالها
Get PRO
اوت '24
+661
در 40 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+457
در 30 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+532
در 30 کانالها
Get PRO
مه '24
+428
در 19 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+671
در 18 کانالها
Get PRO
مارس '24
+453
در 22 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+408
در 16 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+445
در 24 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+439
در 10 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+215
در 10 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+91
در 3 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+198
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+230
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+410
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+344
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+130
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+171
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+440
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+127
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+281
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+107
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+44
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+6
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+321
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+175
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+157
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+190
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+109
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+278
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+155
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+113
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+194
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+185
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+135
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+153
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+274
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+102
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+237
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+110
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+63
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+95
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+141
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+88
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+167
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+1 619
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 02 ژوئیه | +78 | |||
| 01 ژوئیه | +10 |
پستهای کانال
| 2 | مسیر اینقدر قشنگه که خوشحالم دوربینم خرابه و ازش عکس نمیگیرم.
موندن خوبه، نموندن یه جور دیگه خوبه.
یکی بهت ارتباط میده، یکی بهت استقلال.
یکی بهت آزادی بعد از دل کندن رو یادآوری میکنه، یکی بهت یادآوری میکنه فقط خودت باشی کیف نمیده.
تا اینجا، من یکی که همیشه چند پاره بودم و در حال ایجاد تعادل و این هم یکی از مهمترین چند پارگیهام: تعادل بین موندن و رفتن. | 1 890 |
| 3 | صبحونه و «کاش شروع نمیکردم به تعریف کردن».
چیز بعدی که خیلی بهم جون داد، صبحونه خوردن با غریبهای در قطار بود. همکوپهایهام یه مادربزرگ و نوهاش، و یه خانم محبجهان. خانم محجبه حسابی از دست کوپههای دیگه که دارن شادی میکنن کلافهست و میخواد مامور قطار رو صدا کنه و بگه «فضا عمومیه، من میخوام استراحت کنم».
مادربزرگ میگه: همین که شادی میکنن فوقالعادهست.
من میگم: آره ولی جالبه این انرژی واقعاً. من ۵ صبح نمیتونم، باید کمکم لود شم.
مادربزرگ: این نشونهی جوونیه. الان بری تو کوپهی اینها، میبینی همهشون بالای ۴۰ سالن. همسن ما که میشی خودبهخود ۴ صبح لودشدهای!
گفتم: آخجون!
(مشکل فشار خواب هم حل شد)
با نوه که پسر جوونیه، تصادفی یه سینی داشتیم. یه سینی، دو تا پنیر کوچک، دو تا کرهی کوچک، یه لیوان نسکافه، یه لیوان چای کیسهای، مقدار خوبی نون لواش.
در سکوت، روبههم، صبحونه خوردیم و از تقارن داشتن حرکتات دستهامون خوشم میاومد و برام سینمایی بودم. یادم اومد که قطار سینماییترین مکان جهانه— در حرکت و تصادف با سینما مشترکه.
بعدش هم فکر کردم حالا با این متنی که شروع کردم، چی کار کنم؟
طولانیه، خلاقانه نیست، صرفاً داره پشت هم تعریف میکنه و اصلاً بهتره که آدم دربارهی این چیزها حرف نزنه. خودت فقط در اون لحظهها میفهمی چرا به وجد اومدی و کلمه کردن زیبایی مثل کلمه کردن رنج، گاهی اوقات کار زشتیه! حق مطلب رو ادا نمیکنه.
پس باید چی کار کرد؟
کمتر حرف زد،
بیشتر نگاه کرد،
متن رو پاک نکرد که شاید برای کسی که هنوز در زمستونه، یادآوری شه فصلها تغییر میکنن.
و دوباره، نوشت؛
این بار برای ادامه دادن زیبایی یا تولید و بازتولید این فضا: نور طلایی طلوع خورشید
و نه برای گیر انداختن و آرشیو کردنش که بعد فقط فکر کنی: «اینکه حق مطلب رو ادا نمیکنه»
زنده باد تصادف. | 1 921 |
| 4 | خورشید و قطار
— خانم عجله که نداری؟ پنچری رو بگیرم؟
— نه، ۵:۲۰ هم راهآهن باشم خوبه.
— خب زده ۱۰ دقیقه دیگه میرسیم و الان ساعت پنجه. ۵ دقیقهای اوکی میشه و میریم.
— باشه
[۱۰ دقیقه بعد]
— خانم این خیلی خرابه، اسنپ بگیرم براتون؟
— ممنونم، خودم میگیرم
— ببخشید واقعاً
— نه، پیش میاد
کنار متروی تربیت مدرس پیاده شدم و فکر کردم همیشه یه طوری من در همین مسیر، یه جایی نزدیک امیرآباد باید منتظر بمونم. حتی وقتی دیگه دانشجو نیستم. اسنپ بعدی که اومد، داشتم با صدای بلند آهنگ ترکی گوش میداد پس هدفون گذاشتم. و این بار تمام راه با خورشید احساساتی شدم! دیگه حسابی از دست خودم کلافه شده بودم. طلوع رو بیشتر از غروب دوست دارم— بهخاطر سبکی. دستهام زیر نور صبح خورشید طلایی شده بود و داشتم فکر میکردم که چهقدر عاشق زندگیام. عاشق زمین در واقع. و چهقدر راحت وقتی حال آدم بده، هیچکدوم از این زیباییها دیگه براش فایدهای نداره. در حافظهام، در زمستون گذشته، خورشید اصلاً طلوع نکرده. همهاش تاریکه. زمستون هم سوار قطار شدم، به سمت بندرعباس، ولی چرا اون موقع برای صدمین بار از دیدن قطارها ذوق نکرده بودم؟
زندگی فوقالعادهست ولی واقعاً میتونی این رو بلند بگی؟ طلوع خورشید زیباست، شلیل خوشمزهست، بغل بیشتر اوقات کافیه، پولت خرج تصادفهایی شه که باعث میشن بیشتر در راه بمونی و اتفاقاً دیرتر برسی، میارزه— ولی میشه بلند گفتشون؟
فکر نمیکنم.
وقتی رسیدم به میدون راهآهن، هندزفیریم رو در اوردم و راننده داشت به زد بازی گوش میداد و دقیقاً اینجای آهنگ بود:
«تنها مشکل اینه که تحت فشار خوابیم.»
باهاش موافق بودم.
از بین دهها مسلمون محجبهای که برای «مراسم» تازه به تهران رسیده بودن، رد شدم و بدون چک شدن رفتم سوار قطار شدم! | 2 241 |
| 5 | ماه و کوه
۴:۳۰ بیدار شدم. تو تخت اسنپ زدم. وقتی اسنپ قبول کرد، تازه پا شدم و لباس پوشیدم. امیدوار بودم قبول نکنه و به قطار نرسم و بخوابم. اما بعد از ۵-۶ دقیقه انتظار قبول کرد. لباس که پوشیدم و وسایلم رو برداشتم، دیدم اسنپ لغو کرده. باز اسنپ زدم و کسی قبول نمیکرد، دکمهی شلوارم رو باز کردم و داشتم درش میاوردم که باز بپرم تو تخت که اسنپ قبول کرد. راننده، یه آقایی بود با پیراهن آبی و جین. ۵۰ و خردهای ساله. دکمههای پیراهنش تا سینهاش باز بود، موهاش جوگندمی بود، یه کمی شبیه به پیرمردهای ایتالیایی بود. ماشینش هم تمیز بود و ساکت.
تا راه افتاد به این فکر کردم که چرا وقتی میخوابی ۵ صبح فرق داره؟ بارها ۵ صبح از مهمونی برمیگردی، پرندهها دارن میخونن و هوا داره روشن میشه و خسته و خوشحالی و میخوای خودت رو زودتر به تخت برسونی. اما وقتی تازه ۵ صبح میزنی بیرون و قبلش خوابیده بودی، وزن هوا و زندگی فرق داره. انگار شخصیت اصلی یه فیلمی چیزی میشی. فوراً دوربین میاد پشتت: تنها میشی و مستقل و ماجراجو و احساس قدرت میکنی. تمام دنیا مال تو میشه. فقط چون ۵ صبح از تخت دل کندی! پوف!
باد میخورد به صورتم، نور طلایی بود، لبخند میزدم و خوشحال بودم. کوههای سمت غرب رو که دیدم باز بغض کردم. ماه کنارشون بود و تهران از همیشه زیباتر بود. حوصله نداشتم گریه کنم ولی وقتی برای دومین بار در ۲۴ ساعت، بهخاطر زیبایی زمین و آسمون، گریه کردم هم خودم رو سرزنش نکردم.
دیدم زده ۱۰ دقیقه دیگه میرسم، تو دلم آرزو کردم مسیر طولانیتر شه. خیابونها خالیان و میخوام بیشتر بیرون باشم!
همون موقع ماشین پنچر شد! | 2 824 |
| 6 | رنگین کمون و فوتبال
اول رنگین کمون دیدم.
با دوستم رفتیم راه بریم؛ غروب، وقتی آفتاب تقریباً رفته بود، در تهران رنگین کمون در اومده بود! ۳-۴ دقیقهای جلوش ایستادم و به وجد اومدم. بغض کردم و بعد دوییدم دنبال دوستم که بغض نکرده بود.
برخلاف میلم نسبت به خارج شدن از تهران، خودم رو قانع کردم که فقط یه هفتهست و میتونم آفتاب بگیرم و بهتره برم چون در تهران مجبور میشم تو خونه بمونم، اونم خونهی دوستم و نه خودم. بلیط اتوبوس گرفتم. از ترافیک وحشت کردم. گشتم دنبال قطار. برخلاف انتظارم بلیط قطار پیدا کردم و گرفتم؛ اتوبوس رو کنسل کردم.
بعد از شام نشستم با خیال راحت بازی سنگال و بلژیک رو ببینم که بعدش ۴ ساعتی بخوابم و راه بیوفتم. اول بازی با خودم و دوستم شرط بستم که بازی میشه ۲-۱ به نفع سنگال. با بازی فوقالعادهی سنگال در نیمهی اول، شک به دلم راه دادم و از یه دونه گل بلژیک ناامید شدم. در ده دقیقهی آخر ۹۰ دقیقهی اول بازی، بلژیک گل زد و تا اومدم خوشحالی کنم برای ۲-۱ شدن بازی، یه گل دیگه هم زد و شد ۲-۲. حرصم گرفت. در وقت اضافه مطمئن شدم بازی به پنالتی کشیده میشه ولی خب باز هم در چند دقیقهی آخر، بلژیک یه گل دیگه زد و سنگال حذف شد. همهچیز بازی غیرمنتظره بود. ۵ صبح باید میرفتم راهآهن و تا ۲ داشتم فوتبال میدیدم. فوتبالی که ۱۳۰ دقیقه شده بود و هی تموم نمیشد و نمیشد ولش کنی. بعد از فوتبال هم با دوستم بازی کردیم و اطراف ۳ خوابیدیم. | 1 859 |
| 7 | 🐓 | 1 541 |
| 8 | Allez allez allez les bleus | 1 545 |
| 9 | نه اون ۱۲ و نیمه فکر کنم. این ساحل عاج و نروژه | 512 |
| 10 |
ساینا فوتبال ۸:۳۰ فرانسه سوئده؟ | 506 |
| 11 | کافه اگزیت مثل اینکه پخش نمیکنه امشب | 536 |
| 12 | سلامم
جایی رو در تهران میشناسید جالب باشه و فوتبال امشب ساعت ۸:۳۰ رو پخش کنه؟
t.me/BluChtBot?start=60a1ae05baddaa8b | 545 |
| 13 | ۱٪ شارژ دارم. خیلی ممنونم. من برم نیمهی اول بازی آلمان رو ببینم. (بدم میاد از آلمان)
شب بخیر!
خیلی ممنونم!
دوستتون دارم!
ببخشید به همه جواب ندادم ): ❤️❤️❤️❤️ | 1 143 |
| 14 | دیدمم و خیلی خوشحال برزیل برد. کاش آبادان بودم ((: | 1 152 |
| 15 |
https://t.me/swingerofbirchess/35310
دعا کردم بازی مساوی بمونه که تو هم بیشتر فوتبال ببینی. | 1 142 |
| 16 | خوشحالم که کمکت کرده 💕💕
جاهای مختلف. در کتابفروشی، اینترنت، از طریق دوستان
لیلا صبار رو مثلاً استادم بهم معرفی کرد. سر کلاس ادبیات فرانکوفن | 1 103 |
| 17 |
سلام ساینا
۳ روز بود که پشت سر هم میخوابیدم نمیفهمیدم دارم چی میخورم و فقط ۱ کاری رو انجام میدادم که مدتی طولانیه انجامش میدم و خوشم میاد(رشتم ریاضی و مسئله حل میکنم) حالا که پیام ها رو خوندم و بحث عشق شد اینو میخوام بگم تا الان هیچوقت در زندگیم اینقدر احساس شکست نکرده بودم به خصوص در روابط میدونی انگار حرف زدن فایده نداره فقط دعوا حالا خلاصه مثل همیشه پیبربک رو باز کردم و اون نوشته ای رو خوندم که راجع به دوگانگی داستان لیلا صبار بود (درک شدم و به وجد اومدم)
ولی میدونی هیچوقت مثل تو که اینقدر درگیر ادبیاتی فرصت نکردم و شاید بلدش نبودم که درگیر شم کاشکی کمکم کنی چجوری فرصت میدی این همه نویسنده چجوری پیدا میکنی؟ خیلی دوست دارم❤️ | 1 063 |
| 18 | دو ساله خرابه | 987 |
| 19 |
ساینا وقتی میکروفون گوشیت درست بشه میتونیم امیدوار باشیم که رادیوسان هم برمیگرده؟ | 981 |
| 20 | خیلی وقتها چشم ندارم کسی رو ببینم و حوصلهی هیچکس رو ندارم اتفاقاً | 978 |
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
