fa
Feedback
گنجینه‌محسن‌خاتمی: خودشناسیOshoسانسورنشده/فرهنگ/اقتصاد/سیاست/

گنجینه‌محسن‌خاتمی: خودشناسیOshoسانسورنشده/فرهنگ/اقتصاد/سیاست/

رفتن به کانال در Telegram
1 711
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+2230 روز

در حال بارگیری داده...

ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+74
در 3 کانال‌ها
ژوئن '26
+87
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+46
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+10
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+11
در 2 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+88
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+37
در 4 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+74
در 4 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+95
در 5 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+93
در 5 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+115
در 8 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+146
در 8 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+121
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+77
در 5 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+88
در 5 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+101
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+138
در 3 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+123
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+145
در 3 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+120
در 4 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+148
در 6 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+113
در 4 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+109
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+147
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+104
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+122
در 5 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+155
در 4 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+116
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+137
در 4 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+132
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+124
در 6 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+88
در 4 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+50
در 5 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+64
در 4 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+56
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+78
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+77
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+92
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+76
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+89
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+72
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+69
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+106
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+110
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+88
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+90
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+117
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+138
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+1 659
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+103
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+98
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+156
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+72
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+79
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+57
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+76
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+79
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+118
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+1 650
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
28 ژوئیه+2
27 ژوئیه+1
26 ژوئیه+2
25 ژوئیه+5
24 ژوئیه+1
23 ژوئیه+4
22 ژوئیه+2
21 ژوئیه+2
20 ژوئیه+2
19 ژوئیه+1
18 ژوئیه+2
17 ژوئیه+2
16 ژوئیه+1
15 ژوئیه+4
14 ژوئیه+2
13 ژوئیه+1
12 ژوئیه+3
11 ژوئیه+1
10 ژوئیه+2
09 ژوئیه+3
08 ژوئیه+6
07 ژوئیه+4
06 ژوئیه+4
05 ژوئیه+3
04 ژوئیه+3
03 ژوئیه+9
02 ژوئیه0
01 ژوئیه+2
پست‌های کانال
تفاوتِ ظریف میان انسان متواضع که نفس خود را سرکوب کرده و انسان ساده و اصیل که از نفس فراتر رفته تفاوت بنیادین این دو حالت، در حضورِ پنهان یا غیابِ کاملِ نفس (ایگو) نهفته است. انسان متواضع (کسی که بر نفس خود غلبه و آن را سرکوب کرده است): زمانی که انسان به جای درکِ نفس، با زور و تقلا سعی می‌کند بر آن «غلبه» کند، در واقع درگیرِ یک مبارزه و سرکوبِ درونی شده است [109، 110]. در این حالت، نفس نابود نمی‌شود، بلکه تنها شکلِ خود را تغییر داده و در پشتِ نقابی از تقوا، تقدس و تواضع پنهان می‌گردد. منابع تاکید می‌کنند که انسان‌های به اصطلاح متواضع، غالباً خودخواه‌ترین و مغرورترین افراد هستند؛ آن‌ها ممکن است به زبان بگویند «ما هیچ نیستیم» یا «ما خاکِ پای شما هستیم»، اما اگر به چشمانشان نگاه کنید، تمنای شدیدِ آن‌ها برای دیده شدن و تایید شدن را خواهید دید. در واقع، تواضع صرفاً یک «نفسِ صیقل‌یافته» و نوعی اغراق است. همان‌طور که نفس ابتدا اغراق می‌کند که «من بزرگترین هستم»، در حالت تواضع نیز اغراق می‌کند که «من از همه کوچک‌تر و ناچیزترم»؛ اما در هر دو حالت، هدفِ اصلی این است که فرد نشان دهد یک انسانِ «خاص و ویژه» است و منتظر می‌ماند تا دیگران این ناچیز بودنِ او را تحسین کنند. به همین دلیل، تواضع یک سَمِ تصفیه‌شده، ظریف‌تر و خطرناک‌تر از غرورِ معمولی است. انسان ساده و اصیل (کسی که از نفس فراتر رفته است): در مقابل، فراتر رفتن از نفس نیازی به جنگیدن ندارد، بلکه تنها از طریق شعله‌ی «درک و فهم» حاصل می‌شود [110، 113]. هنگامی که توهمِ نفس از طریق درک شدن به طور کامل تبخیر می‌شود، انسان از تله‌ی غرور و تواضع، هر دو، رهایی می‌یابد. یک انسانِ اصیل و بیدار، نه مغرور است و نه متواضع، زیرا پایه و اساسِ هر دو حالت از بین رفته است؛ در حقیقت، تنها یک انسانِ مغرور می‌تواند متواضع باشد و وقتی نفسی در کار نباشد، چه کسی می‌خواهد تواضع کند؟ [114، 236]. چنین انسانی دیگر نیازی به اغراق کردن در هیچ جهتی ندارد، بلکه صرفاً رها، ساده، حقیقی و کاملاً اصیل باقی می‌ماند.

2
+1
  تحلیل هوش مصنوعی از کتاب ❤️ "یوگا: ابتدا و انتها" جلد ۸ ❤️ اشو ❤️
3
3
این احمق بیشعور بیشرف که پرچم اسراییل و آمریکا را زده زیر این "دستور" ابلهانه = Amir Abbas Fakhravar یک متوهم فریبکار است = ه
این احمق بیشعور بیشرف که پرچم اسراییل و آمریکا را زده زیر این "دستور" ابلهانه = Amir Abbas Fakhravar یک متوهم فریبکار است = همفاز ارباب جنایتکارش ترامپ و سایر بیشرفهای دیگر.... یک خودفروش بیشرف که اگر به قدرت برسد از هیتلر هم بیشتر جنایت خواهد کرد.... از چشمهای کثیفش کینه و انتقام موج میزنه...... احمق میگه "مسجد" آتش بزنید! اینقدر بیشعوره که نمیدنه مکان فیزیکی مسجد میتونه به یک کتابخانه یا مدرسه تبدیل بشه وقتی شر آخوندها کم بشه..... حیف خاک که تو سر و چشمهای این بیشرف بره.
5
4
دریافتی: ساده‌ترین راه برای خلاصی از ذهن فریبکار = جدی نگرفتن خود و تمسخر حماقت ذهن شرطی‌شده.
دریافتی: ساده‌ترین راه برای خلاصی از ذهن فریبکار = جدی نگرفتن خود و تمسخر حماقت ذهن شرطی‌شده.
12
5
دریافتی: "خواستن + دانستن = توانستن."
دریافتی: "خواستن + دانستن = توانستن."
13
6
تحلیل هوش مصنوعی از فساد واتیکان و خاندان ننگین کلینتونها و سایر وابستگان به این شبکه جنایتکار.
28
7
چگونه از نام خدا برای تأمین بودجه قاچاق انسان استفاده می‌شود؟ بر اساس این منبع، شبکه‌های قدرتمند پنهان و آژانس‌های اطلاعاتی (که در این روایت به عنوان بزرگترین قاچاقچیان انسان معرفی شده‌اند) از نهادهای مذهبی به عنوان «نقاب بی‌نقصِ تقدس» (ultimate mask of holiness) استفاده می‌کنند تا فعالیت‌های تاریک خود را پنهان کنند. نحوه استفاده از نام خدا برای تأمین بودجه قاچاق انسان در این سیستمِ فریبکارانه به شرح زیر است: برجسته کردن و حمایت از نهادهای مذهبی: این شبکه‌های قدرت عمداً نهادهای مذهبی را در سطح جهانی حمایت و بزرگ‌نمایی می‌کنند. خلق «قدیس‌های ساختگی» (Manufactured Saints): آن‌ها چهره‌هایی (مانند آنچه در مورد مادر ترزا ادعا می‌شود) را از طریق رسانه‌ها و اعطای جوایز بشردوستانه به عنوان افراد مقدس و نیکوکار به تصویر می‌کشند تا توجه و اعتماد عمومی را جلب کنند. سوءاستفاده (Weaponize) از نام خدا و ایمان مردم: هدف از این چهره‌سازی‌ها این است که انسان‌های خوش‌نیت فریب بخورند و منابع مالی، کمک‌های خیریه و ایمان خود را تقدیم نهادهایی کنند که در ظاهر به نام خدا فعالیت می‌کنند. تأمین مالی شبکه‌های تاریک با دست مردم: از این طریق، نخبگان فاسد می‌توانند با استفاده از نام خدا، از جوانان سوءاستفاده کرده و کاری کنند که عموم مردم، ناآگاهانه بودجه‌ی شبکه‌های قاچاق انسان (که راوی از آن به عنوان ایجاد یک «مزرعه انسانی» یاد می‌کند) را تأمین کنند. در نهایت، این پول‌های کلان که به نام خدا و امور خیریه جمع‌آوری شده است، به جای کمک به نیازمندان، از طریق مکانیسم‌های غیرشفافی مانند بانک واتیکان در سطح جهانی پولشویی می‌شود تا بودجه این جنایات تأمین گردد.
27
8
منظور از انتقال پول‌ها به بانک واتیکان برای پولشویی چیست؟ انتقال کمک‌های مالی به بانک واتیکان در این روایت، به معنای استفاده از یک سیستم مذهبی قدرتمند و غیرشفاف به عنوان سرپوشی برای تطهیر و جابجایی پول‌های کلان در سطح بین‌المللی است. بر اساس منبع، این شبکه‌های پنهان قدرت از نهادهای مذهبی به عنوان «نقاب بی‌نقصِ تقدس» (ultimate mask of holiness) استفاده می‌کنند تا بتوانند میلیون‌ها دلار پولی را که به نام خیریه و کمک به بیماران جمع‌آوری شده است، به دور از چشم نهادهای نظارتی به صورت جهانی پولشویی کنند. جزئیات این روند پولشویی به شرح زیر است: - انحراف مسیر پول‌ها: با وجود اینکه میلیاردها دلار به نام سازمان‌های مادر ترزا جمع‌آوری می‌شد، بخش اعظم این ثروت هرگز به دست بیماران در حال مرگ نمی‌رسید، بلکه مستقیماً به حساب‌های مخفی در بانک واتیکان سرازیر می‌شد. - تأمین مالی اهداف تاریک: هدف از این چرخه پولشویی در بانک واتیکان، تأمین بودجه برای ایجاد یک «مزرعه انسانی» (human farm) و حمایت از شبکه‌های جهانی سوءاستفاده و قاچاق انسان بوده است. - نقش شبکه‌های قدرت: همان‌طور که پیش‌تر در ارتباط با رابرت مکسول اشاره شد، آژانس‌های اطلاعاتی و نخبگان ثروتمند این نهادهای مذهبی را به عمد برجسته می‌کردند تا با سوءاستفاده از نام خدا و احساسات پاک مردم، بودجه‌ی مورد نیاز برای این فعالیت‌های مخرب را با دست خودِ مردم تأمین و سپس از طریق بانک واتیکان تطهیر کنند. در مجموع، منبع استدلال می‌کند که این نخبگان شرور با پنهان شدن پشت دیوارها و حساب‌های سریِ بانک واتیکان، توانسته‌اند ثروت‌های هنگفتی را احتکار کرده و بدون پاسخگویی، سیستم تاریک خود را مدیریت کنند.
21
9
اشو در مورد فساد واتیکان و بانک واتیکان بارها صحبت کرده از میلیون‌ها دلار کمک مالی جمع‌آوری‌شده، تنها ۷ درصد از آن‌ها واقعاً صرف خدمات درمانی و امور خیریه محلی می‌شد. با وجود اینکه سازمان‌های تحت مدیریت مادر ترزا ثروت عظیمی را به دست می‌آوردند، هیچ‌کدام از این کمک‌های مالی به دست بیماران در حال مرگ نمی‌رسید. بر اساس این منبع، او تمایل داشت بیمارانش را از دریافت مراقبت‌های لازم محروم کند و توجیه‌اش این بود که این رنج، آن‌ها را به خداوند نزدیک‌تر می‌کند. پزشکان و نیروهای داوطلب نیز درباره شرایط وحشتناک این مراکز شهادت داده‌اند. در نهایت، راوی ادعا می‌کند که بخش عمده این پول‌های جمع‌آوری‌شده به جای کمک به نیازمندان، به بانک واتیکان منتقل می‌شد تا در سطح جهانی پولشویی شود.
20
10
در پاسخ به پرسش شما درباره تأمین مالی: رابرت مکسول (پدر گیلین مکسول) فردی بود که یک کمپین بزرگ جمع‌آوری کمک‌های مالی برای مادر ترزا راه‌اندازی کرد. او با شبکه‌های قدرتمندی از جمله راکفلرها و روتشیلدها در ارتباط بود و به عنوان رئیس جفری اپستین معرفی شده است. این ارتباطات و تأمین مالی به این دلیل انجام می‌شد که آژانس‌های اطلاعاتی و شبکه‌های قدرتمند پنهان، از نهادهای مذهبی به عنوان یک نقاب مقدس استفاده می‌کنند تا با فریب دادن و سوءاستفاده از احساسات مردم، بودجه‌ی شبکه‌های عظیم قاچاق انسان و پولشویی خود را تأمین کنند.
21
11
جای اشو "پُر" که جزییات جنایات این زن فاسد و همدستانش را ببیند! فقط صحنه‌ها و چهره‌ها را مشاهده کنید تا هوش مصنوعی این را به
جای اشو "پُر" که جزییات جنایات این زن فاسد و همدستانش را ببیند! فقط صحنه‌ها و چهره‌ها را مشاهده کنید تا هوش مصنوعی این را به فارسی بیاورد.
4
12
دریافتی! فرق "امیدوار بودن" و "مطمئن بودن"
دریافتی! فرق "امیدوار بودن" و "مطمئن بودن"
28
13
داستان نمادین بادکنک و مرد احمق که اشو برای توضیح ساختار نفس: اشو برای توضیح ساختار خیالی و سستِ نفس (Ego)، از یک داستان نمادین و بسیار عمیق درباره یک مرد احمق استفاده می‌کند. پیش از بیان داستان، او تأکید می‌کند که نفس یک واقعیت اساسی و ذاتی نیست، بلکه صرفاً یک ایده و جایگزین دروغین است. از آنجا که ما نمی‌دانیم واقعاً چه کسی هستیم، مجبوریم تصوری از خود بسازیم و نشانه‌هایی برای خود تعیین کنیم تا دیوانه نشویم و بتوانیم خود را در این جهان بشناسیم [226، 231]. داستان مرد احمق و بادکنک: روزی یک مرد احمق به شهر بزرگی رفت و در یک مسافرخانه (دارماشالا) شلوغ اقامت کرد. او که تا به حال در کنار این همه آدم نخوابیده بود، به شدت ترسیده بود. ترس او از این بود که وقتی بخوابد و صبح بیدار شود، در میان آن جمعیت انبوه چگونه می‌تواند خودش را بشناسد و گم نشود. شخصی که متوجه بی‌خوابی و نگرانی او شده بود، برای شوخی به او گفت: «اینکه مشکلی نیست! در آن گوشه یک بادکنک است که کودکی جا گذاشته. آن را بیاور و به پای خود ببند؛ فردا صبح وقتی بیدار شدی، اگر بادکنک به پایت بود، کاملاً متوجه می‌شوی که خودت هستی.» مرد احمق با خوشحالی این کار را کرد و با خیال راحت به خواب رفت. در نیمه‌های شب که مرد احمق خروپف می‌کرد، آن شخص بادکنک را از پای او باز کرد و به پای خودش بست. صبح روز بعد، وقتی مرد احمق بیدار شد و به اطراف نگاه کرد، شروع به گریه و زاری کرد. وقتی جمعیت دور او جمع شدند، او با اشاره به مردی که بادکنک به پایش بود با سردرگمی گفت: «من کاملاً می‌دانم که "او" من است، اما پس "من" چه کسی هستم؟». کالبدشکافی داستان و ساختار نفس: اشو از طریق این داستان نشان می‌دهد که نفسِ ما دقیقاً همین ساختار را دارد. نام شما، آدرس شما، شغل شما و حتی چهره‌ای که هر روز در آینه و عکس‌های کودکی‌تان می‌بینید، همگی همان «بادکنک‌هایی» هستند که به خود بسته‌اید تا در این دنیای شلوغ هویت خود را گم نکنید. از آنجا که ما با حقیقتِ اصیلِ وجودمان ناآشناییم، به این بادکنک‌های عاریتی چنگ می‌زنیم [226، 230]. ساختار نفس به قدری شکننده است که اگر روزی در آینه نگاه کنید و چهره‌ای کاملاً متفاوت از آنچه به آن عادت کرده‌اید ببینید، دیوانه خواهید شد، زیرا بادکنکِ هویت شما گم شده است. در نهایت، اشو نتیجه می‌گیرد که نفس چیزی جز یک «جایگزین دروغین» برای خویشتنِ حقیقی نیست و با کشفِ اینکه واقعاً چه کسی هستید، این بادکنک‌های خیالی به صورت خودبه‌خود می‌افتند و دیگر نیازی به حمل کردن آن‌ها نخواهید داشت.
18
14
چرا خودِ ایده «غلبه کردن» (Overcoming) بر نفس (ایگو) در واقع یک تله است؟ شما نباید سعی کنید بر نفس غلبه کنید، بلکه باید از آن «فراتر بروید» (Transcend). غلبه کردن به معنای سرکوب، درگیری و جنگیدن است؛ و از آنجا که نفس از طریق کشمکش و تضاد تغذیه می‌شود و رشد می‌کند، جنگیدن با آن تنها باعث قوی‌تر شدنش می‌گردد. وقتی با زور و فشار سعی می‌کنید بر نفس غلبه کنید، نفس صرفاً در پشت نقابی از تقوا و تواضعِ ساختگی پنهان می‌شود و شما را به یک خودخواه (Egoist) ظریف‌تر و خطرناک‌تر تبدیل می‌کند [109، 110]. به جای جنگیدن، نفس به طور طبیعی از طریق «درک کردن» (Understanding) و «شاهد بودن» (Witnessing) پشت سر گذاشته می‌شود [110، 113]: ۱. آتشِ درک و فهم: نفس یک واقعیتِ ذاتی و اساسی نیست؛ بلکه صرفاً یک توهم و یک جایگزین دروغین است که ما آن را خلق می‌کنیم زیرا نمی‌دانیم واقعاً چه کسی هستیم [226، 231]. منابع، نفس را به مرد احمقی تشبیه می‌کنند که پیش از خوابیدن در یک اتاق شلوغ، بادکنکی را به پای خود می‌بندد تا صبح روز بعد بتواند خودش را بشناسد [227، 228، 229]. هنگامی که شما حماقت، دروغین بودن و خواسته‌های بی‌اساسِ نفس را عمیقاً درک کنید، نفس خودبه‌خود فرو می‌ریزد. درک و فهم مانند آتشی عمل می‌کند که به طور طبیعی نفس را می‌سوزاند، بدون اینکه نیازی باشد شما از اراده‌ی خود برای «رها کردنِ» آن استفاده کنید. ۲. هنر شاهد بودن (سامیاما / ساکشین): شاهد بودن تمرین عمیقی برای جدا کردنِ «بیننده» از «دیده شده» یا «داننده» از «شناخته شده» است [120، 121]. در حالت عادی، ما کاملاً با افکار و تکانه‌های خود هم‌ذات‌پنداری می‌کنیم و این امر ما را به یک «انجام‌دهنده» (Doer) تبدیل می‌کند [121، 122]. اما زمانی که شما شاهد بودنِ خالص (سامیاما) را به سمت نفس می‌برید، شروع به مشاهده‌ی آن به عنوان یک شیء (ابژه) می‌کنید که از شما جداست. شما درمی‌یابید که همان «ستاره قطبیِ» (Polestar) بی‌حرکت (شاهد یا ساکشین) هستید که در سکوت، پشتِ تمامِ تجربیاتِ متغیرِ ذهن ایستاده است [182، 183]. تمام هنرِ شاهد بودن برای این طراحی شده است که به شما کمک کند از ذهن و بدنی که به آن‌ها چسبیده‌اید، احساس دوری و جدایی کنید. با استفاده از درک کردن و شاهد بودن، شما دیگر یک «انجام‌دهنده» که سعی در نابودی نفس دارد، نیستید. در عوض، تنها یک تماشاگرِ خالص باقی می‌مانید. در آن شفافیت و سکوتِ شدید، توهمِ نفس به سادگی تبخیر می‌شود و شما را کاملاً اصیل، ساده و از تله‌های غرور و تواضع رها می‌سازد.
10
15
چگونه می‌توان با تمرکز و آگاهی، میزان کارمای باقی‌مانده برای این زندگی را دید و زمان دقیق مرگ را پیش‌بینی کرد؟ برای پیش‌بینی زمان مرگ و دیدن کارمای باقی‌مانده، منابع بر دو روش کلیدی در آموزه‌های پاتنجالی تأکید می‌کنند: هدایت پرتو «سامیاما» به سمت کارماها و مشاهده‌ی آگاهانه‌ی نشانه‌ها و علائم درونی [1، 39]. ۱. تاباندن نور سامیاما بر کارمای این زندگی (پرارابدها): سامیاما (Samyama) بزرگترین سنتزِ آگاهی بشری و ترکیبی یکپارچه از سه مرحله‌ی تمرکز (Dharana)، مراقبه (Dhyan) و سامادی (Samadhi) است [22، 33]. منابع توضیح می‌دهند که در حالت عادی، ما در تاریکیِ ناآگاهی زندگی می‌کنیم و نمی‌دانیم چقدر از کارمای سهمیه‌ی این زندگی‌مان (پرارابدها) برای تجربه کردن باقی مانده است. اما هنگامی که شما شعله‌ی پرنور و درخشانِ سامیاما را به درون خود می‌تابانید، دقیقاً مانند ورود با یک چراغ روشن به اتاقی تاریک است. شما با این نور می‌بینید که خانه‌ی وجودتان خالی شده و تنها چند چیز در گوشه‌ای باقی مانده است که به زودی ناپدید خواهند شد؛ در این لحظه شما زمان دقیق مرگ خود را پیش‌بینی می‌کنید [34، 35]. یک انسان کاملاً هوشیار که به این سطح رسیده است، درست مانند پزشکی که با گرفتن نبض بیمارِ در حال احتضار زمان مرگ او را می‌فهمد، با مشاهده‌ی نبضِ کارمای پرارابدهای خود درمی‌یابد که چقدر از زمانِ ماندنش در این کالبد باقی است. ۲. مشاهده‌ی نشانه‌ها و علائم ظریف (Omens and Portents): روش دیگر، تمرکز بر روی علائمی است که با نزدیک شدن مرگ در کالبد فیزیکی و انرژیایی رخ می‌دهند. منابع به چند نشانه دقیق اشاره می‌کنند: ۹ ماه پیش از مرگ: دقیقاً همان‌طور که کودک ۹ ماه در رحم مادر برای تولد آماده می‌شود، انسان نیز برای مرگ به ۹ ماه آماده‌سازی نیاز دارد. در این زمان، چیزی در مرکز «هارا» (ناف) می‌شکند و یک انسانِ آگاه فوراً متوجه این اتفاق در مرکز ناف خود می‌شود و می‌فهمد مرگ به او نزدیک شده است. ۶ ماه پیش از مرگ: فرد به آرامی توانایی دیدن نوک بینی خود را از دست می‌دهد، زیرا چشم‌ها به سمت بالا شروع به چرخیدن می‌کنند. به همین دلیل، برخی یوگی‌ها پیوسته بر نوک بینی خود تمرکز می‌کنند و روزی که نتوانند آن را ببینند، متوجه می‌شوند که دقیقاً ۶ ماه بعد مرگ فرا می‌رسد. ۳ روز پیش از مرگ: برای عارفانی که به رهایی رسیده‌اند (و آگاهیِ سامیاما دارند)، سه روز پیش از مرگ فعالیت و حرکتی در بالاترین نقطه‌ی سر (چاکرای تاج یا ساهسرار) آغاز می‌شود که نشان می‌دهد انرژی حیات از آن نقطه خارج خواهد شد. دلیل اهمیت پیش‌بینی مرگ: منابع تأکید می‌کنند که جستجوی زمان مرگ اصلاً یک تفکر بیمارگونه (Morbid) نیست، بلکه کاملاً علمی است [11، 12]. هدف این است که وقتی می‌دانید مرگ دقیقاً چه زمانی فرا می‌رسد، می‌توانید آن را مانند یک مهمان عالی‌مقام بپذیرید. در حالت عادی ۹۹ درصد مردم در بی‌هوشی و ترس می‌میرند؛ اما اگر بتوانید مرگ را از پیش ببینید و با آگاهی، هوشیاری کامل و در حالت تسلیم آن را در آغوش بکشید، درسِ زندگیِ خود را کامل کرده‌اید و این یک بیداری و آزادیِ نهایی (Breakthrough) خواهد بود که شما را برای همیشه از چرخه‌ی تولد و مرگ رها می‌سازد [13، 15].
15
16
تفاوت میان سه نوع کارما در اینفوگرافیک بالا: کارمای انسان به سه دسته مجزا تقسیم می‌شود که تفاوت آن‌ها در زمانِ شکل‌گیری و گستره‌ی اثرگذاری آن‌هاست: ۱. سانچیتا (Sanchita): این واژه به معنای «کلِ انباشته‌شده» است و شامل مجموعِ تمام اعمال، واکنش‌ها، تمناها، افکار و احساساتِ شما در تمام زندگی‌های گذشته‌تان می‌شود. این یک مخزن عظیم از تمام چیزهایی است که در طول حیات‌های متمادی جمع‌آوری کرده‌اید. ۲. پرارابدها (Prarabdha): از آنجا که طول یک زندگیِ طبیعی (هفتاد تا صد سال) برای تسویه و تجربه کردنِ کل کارماهای گذشته (سانچیتا) هرگز کافی نیست، تنها بخش کوچکی از آن مخزنِ عظیم برای تجربه شدن در این زندگی فعلی جدا می‌شود. این سهمیه‌ی مشخص که قرار است در این عمر متجلی شده و با آن روبرو شوید، پرارابدها نام دارد. ۳. کریامان (Kriyaman): این نوع، کارمای روزمره و لحظه به لحظه (Day-to-day) است. در هر لحظه از زندگی فرصتی است تا شما کاری را انجام دهید یا ندهید. اگر در برابر یک اتفاق (مثلاً توهینِ یک شخص) با ناآگاهی و خشم واکنش نشان دهید، این کارمای کریامانِ جدید به درونِ مخزنِ بزرگِ سانچیتا می‌ریزد و بارِ شما را برای زندگی‌های آینده سنگین‌تر می‌کند [18، 19]. تفاوت بنیادین و حلقه اتصال این سه در این است که اگر در لحظه حال (کریامان) به جای واکنش نشان دادن، تنها یک «شاهدِ آگاه و خونسرد» باقی بمانید، نه تنها کارمای جدیدی نمی‌سازید، بلکه حسابِ گذشته‌ی شما با آن شخص تسویه شده و از حجمِ مخزن کارمای شما (سانچیتا) کاسته می‌شود [18، 19]. با حفظ این آگاهی در لحظاتِ زندگی، کارمای پرارابدها محو می‌شود و در نهایت مخزنِ سانچیتا کاملاً خالی می‌گردد؛ اتفاقی که به معنای رهایی نهایی و خروج از چرخه تولد و مرگ است.
16
17
بدون متن...
17
18
پادکست صوتی اول: این اپیزود به بررسی اسرار مرگ، توهم نفس (Ego) و مفهوم کارما اختصاص دارد. در این پادکست داستان بسیار جذاب هنرمند و مجسمه‌سازی که برای فریب دادن فرشته مرگ، یازده مجسمه کاملاً شبیه به خود ساخت کالبدشکافی می‌شود و توضیح داده می‌شود که چگونه فرشته مرگ با استفاده از یک ترفند روان‌شناختی (ضربه زدن به ایگوی هنرمند) او را پیدا کرد. پادکست صوتی دوم: این اپیزود کاملاً متفاوت، به بررسی کیهانِ درون انسان و دوگانگی انرژی‌های خورشید (منطق و مردانگی) و ماه (شهود و زنانگی) می‌پردازد. در اینجا توضیح داده می‌شود که چگونه می‌توان با عبور از این دوگانگی به وضعیت فراتر از آن یعنی «پراتیبها» (Pratibha) رسید.
20
19
کتاب ❤️ "یوگا: ابتدا و انتها" جلد ۸ ❤️ اشو ❤️
22
20
چرا منابع تاکید می‌کنند که استفاده عمدی از این قدرت‌های ماورایی باعث توقفِ رشد درونی و معنوی انسان می‌شود؟ بر اساس منابع، استفاده از قدرت‌های ماورایی یا معجزات، در واقع یک وسوسه و تله برای ذهن است که باعث می‌شود انرژی معنوی شما در همان نقطه گیر بیفتد و متوقف شود. دلایل اصلی این توقف رشد عبارتند از: ۱. تبدیل شدن به یک بازی قدرت: استفاده از قدرت‌هایی مانند ذهن‌خوانی یا نامرئی شدن، به شما توانایی کنترل، دستکاری و اعمال قدرت بر دیگران را می‌دهد. از دیدگاه این منابع، یوگا هرگز به دنبال قدرت‌طلبی نیست و یک عارف واقعی هیچ‌گاه حریم خصوصی و آزادی انسان‌های دیگر را نقض نمی‌کند تا آن‌ها را بدون اینکه متوجه شوند تحت سلطه و جهت‌دهی خود درآورد. ۲. توقف مسیر به سمت رهایی نهایی: پاتنجالی در آموزه‌های خود این قدرت‌ها را مطرح نمی‌کند تا شما برای به دست آوردن آن‌ها تلاش کنید، بلکه هدف او این است که به شما هشدار دهد تا در صورت بروز این پدیده‌ها، کاملا آگاه و هوشیار باشید و در دام استفاده از آن‌ها نیفتید. اگر فریب جذابیت این قدرت‌ها را بخورید و شروع به استفاده از آن‌ها کنید، انرژی شما در همان سطح گیر کرده، مسیر رشدتان متوقف می‌شود و از رسیدن به هدف نهایی باز می‌مانید. منابع تاکید می‌کنند که یک عارف واقعی هرگز به صورت عمدی دست به انجام معجزه یا استفاده از این قدرت‌ها نمی‌زند، بلکه او صرفاً در حالتِ «بودن» و سکوتِ خویش باقی می‌ماند و این پدیده‌ها ممکن است به صورت خودبه‌خودی و مانند یک سایه به دنبال او رخ دهند.
24