Dr. Sohrab Delangizan
رفتن به کانال در Telegram
کانال شخصی سهراب دل انگیزان، استاد تمام گروه اقتصاد دانشگاه رازي. دبیر منطقهای انجمن اقتصاد ایران در استان کرمانشاه. رئیس انجمن علمی مدیریت کسب و کار ایران شعبه استان کرمانشاه. محل انتشار سخنرانی، یادداشتها، اشعار و دیدگاهها sohrabdelangizan@gmail.com
نمایش بیشتر1 677
مشترکین
+224 ساعت
+17 روز
+330 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+5
در 0 کانالها
اوت '26
+18
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+50
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+24
در 0 کانالها
Get PRO
مه '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+3
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+34
در 3 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+10
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+37
در 7 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+46
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+45
در 3 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+34
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '25
+21
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+12
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+70
در 4 کانالها
Get PRO
مه '25
+22
در 3 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+47
در 5 کانالها
Get PRO
مارس '25
+27
در 2 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+57
در 2 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+49
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+26
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+29
در 4 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+55
در 4 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+52
در 2 کانالها
Get PRO
اوت '24
+86
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+38
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+73
در 1 کانالها
Get PRO
مه '24
+46
در 4 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+125
در 2 کانالها
Get PRO
مارس '24
+51
در 6 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+42
در 2 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+29
در 4 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+77
در 3 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+37
در 5 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+76
در 4 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+22
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+6
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+16
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+15
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+9
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+27
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+21
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+28
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+25
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+31
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+43
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+29
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+8
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+27
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+15
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+17
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+12
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+12
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+3
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+14
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+13
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+7
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+6
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+6
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+9
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+6
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+32
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+3
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+17
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+6
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+15
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+16
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+19
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+1 479
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 04 سپتامبر | +1 | |||
| 03 سپتامبر | +2 | |||
| 02 سپتامبر | +1 | |||
| 01 سپتامبر | +1 |
پستهای کانال
خلاصهای از یک سخنرانی بسیار مهم
سخنرانی بسیار مهم جورج یئو، وزیر خارجه سابق سنگاپور که بیش از ده سال وزیر خارجه بود و از چهرههای مهم سیاست خارجی آسیاست، در سخنرانی اخیرش در خانه آدام اسمیت تصویری جالب از نظمی میدهد که متفاوت از سایر تحلیلها درباره جهان چندقطبی است.
۱. آمریکا ناچار به عقبنشینی است
یئو معتقد است محدودیت اصلی آمریکا دیگر فقط چین یا روسیه نیست، بلکه اقتصاد خود آمریکاست. بدهی فدرال به حدود ۴۰ تریلیون دلار نزدیک شده و هزینه بهره بدهی از بودجه دفاعی عبور کرده است. آمریکا نمیتواند برای همیشه هزینه شبکه عظیم نظامی و امنیتی خود در سراسر جهان را به شکل فعلی تأمین کند.
اما فشار آمریکا بر اروپا، ژاپن، کره و دیگر متحدان برای پرداخت سهم بیشتری از هزینه دفاعی یک تناقض دارد. هرچه این کشورها توان نظامی مستقلتری پیدا کنند، امکان سیاست خارجی مستقلتری هم خواهند داشت. بنابراین تقسیم هزینههای هژمونی ممکن است خودش به تضعیف هژمونی و شکلگیری جهان چندقطبی کمک کند.
۲. ایران نمونهای از محدودیت قدرت نظامی آمریکاست
یئو ایران را نمونهای مهم از سازگاری با جنگ مدرن میداند. فناوری اطلاعات و شناسایی دقیق این تصور را ایجاد کرده بود که با کشتن رهبر و سران نظامی میتوان فرماندهان اصلی را حذف و سیستم فرماندهی ایران را فلج کرد. اما ایران با غیرمتمرکز کردن فرماندهی و کاهش نقاط شکست واحد، خودش را با این شرایط تطبیق داده است.
از طرف دیگر توان موشکی ایران آسیبپذیری دیگری را آشکار کرده است. پایگاههای بزرگ و ثابت آمریکا که زمانی ابزار نمایش قدرت بودند، حالا خودشان اهداف بزرگی هستند که دفاع از آنها بسیار پرهزینه است. از نگاه یئو این مسئله فقط مربوط به خاورمیانه نیست و کشورهای آسیایی میزبان نیروها و تجهیزات آمریکا هم باید این خطر را در محاسبات امنیتی خود لحاظ کنند.
۳. چین لزوما نمیخواهد آمریکای بعدی باشد
این مهمترین بخش بود. یئو با این تصور که چین میخواهد جای آمریکا را به عنوان هژمون جهانی بگیرد مخالف است. از نگاه او سنت تاریخی چین در دیوارکشی، متفاوت است و چینیها اداره یک امپراتوری جهانی به سبک آمریکا را بسیار پرهزینه میدانند.
مدل چین بیشتر ایجاد یک هسته داخلی قدرتمند و محافظتشده و در عین حال تعامل گسترده اقتصادی با جهان است. سیاست «گردش دوگانه» چین را هم باید در همین چارچوب فهمید. چین میخواهد آنقدر به جهان متصل باشد که از اقتصاد جهانی منتفع شود، اما آنقدر وابسته نباشد که جهان خارج بتواند آن را فلج کند.
۴. رقابت هوش مصنوعی در نهایت رقابت انرژی است
یکی از مهمترین نکات اقتصادی یئو این است که محدودیت نهایی AI فقط تراشه و الگوریتم نیست، بلکه انرژی است. هرچه محاسبات بیشتر شود برق بیشتری لازم است.
بنابراین رقابت آمریکا و چین در هوش مصنوعی فقط رقابت OpenAI و DeepSeek نیست. نیروگاه، شبکه برق، دیتاسنتر، زمین و انرژی ارزان هم بخشی از این رقابتاند. ظرفیت عظیم تولید برق چین از این منظر یک مزیت استراتژیک مهم محسوب میشود.
چین همچنین با مدلهایی مانند DeepSeek و Qwen به سمت اکوسیستم بازتر هوش مصنوعی حرکت کرده تا AI سریعتر در کل اقتصاد منتشر شود.
۵. بازار بدون دولت خوب کار نمیکند و دولت هم بدون بازار
یئو به آدام اسمیت برمیگردد و میگوید تقلیل اسمیت به «دست نامرئی بازار» اشتباه است. Wealth of Nations را باید کنار Theory of Moral Sentiments خواند.
جامعه موفق هم به دست نامرئی بازار نیاز دارد و هم به دست مرئی نهادها و حکومت. دولت مثل بچهای که گنجشکی در دست دارد اگر بیش از حد اقتصاد را فشار دهد آن را خفه میکند و اگر بیش از حد عقب بکشد ظرفیت هدایت و تنظیم اقتصاد را از دست میدهد. هنر حکمرانی پیدا کردن تعادل میان این دو است.
جمعبندی
تز اصلی یئو این است که ما صرفا شاهد ظهور چین نیستیم. فناوری، بدهی آمریکا، افزایش قدرت کشورهای متوسط، آسیبپذیری پایگاههای نظامی و تغییر جغرافیای انرژی و هوش مصنوعی همزمان در حال کاهش امکان هژمونی یک قدرت واحد هستند.
در این تصویر ایران هم یکی از نمونههای این تحول است: کشوری بسیار ضعیفتر از آمریکا از نظر قدرت متعارف که میتواند با سازگار کردن ساختار نظامی خود و ایجاد آسیبپذیری برای طرف مقابل، هزینه اعمال قدرت آمریکا را بالا ببرد.
اگر یئو درست بگوید، جهان آینده نه آمریکایی است و نه لزوما چینی. جهان آینده چندقطبیتر، غیرمتمرکزتر و پیچیدهتر از نظمی است که پس از فروپاشی شوروی شناختیم.
🎥 ویدئوی کامل سخنرانی جورج یئو:
https://youtu.be/NY2Vgiuh1ZY
| 2 | تورم 7 نقش انتظارات.m4a | 193 |
| 3 | تورم. نقش تحریم در تورم. ۵.m4a | 193 |
| 4 | فراخوان
کنفرانس شهرنشینی و توسعه
گروه مطالعات توسعه بانک جهانی فراخوان یازدهمین دوره کنفرانس شهرنشینی و توسعه را منتشر کرد.
این رویداد از ۱۴ تا ۱۶ دسامبر ۲۰۲۶ در دانشگاه مدیریت سنگاپور برگزار میشود.
محورهای کنفرانس عبارتند از :
اقتصاد شهرها، مسکن، املاک و مستغلات، تأمین کالاها و خدمات عمومی محلی، حملونقل و نحوه توزیع جغرافیایی فعالیتهای اقتصادی.
اولویت با مقالاتی خواهد بود که بر شهرنشینی و توسعه اقتصادی در کشورهای در حال توسعه تمرکز دارند.
هزینههای سفر و ثبتنام برای تعداد محدودی از پژوهشگران جوان برگزیده پوشش داده خواهد شد.
این افراد یا باید همچنان در حال تحصیل در مقطع دکترا باشند یا از اخذ دکترای آنها کمتر از دو سال گذشته باشد.
اطلاعات بیشتر و ارسال مقاله:
كانال برنامه ريزي استراتژيك | 217 |
| 5 | 🖊نظریه نادانی یا حماقت
✍️دکتر ابراهیمی مقدم
@sokhanranihaa
کتاب یا دقیقتر بگوییم *«نظریه حماقت» دیتریش بونهوفر،* در اصل یک کتاب مستقل بلند نیست؛ بلکه بخشی از نامهها و نوشتههای او در دوران زندان نازیهاست که بعداً در مجموعههایی مثل Letters and Papers from Prison منتشر شد.
آوازه این متن به خاطر یک ایده بسیار تکاندهنده است:
*«مشکل اصلی جامعه، شرارت نیست؛ نادانی یا حماقت است.»*
ایده مرکزی کتاب:
*«آدم احمق» لزوماً کمهوش نیست*
این مهمترین نکتهای است که اگر بفهمی، کل حرف بونهوفر را فهمیدهای.
او میگوید:
• نادانی یا حماقت = کمبود IQ نیست.
• افراد بسیار باهوش هم میتوانند «احمق» شوند.
• حماقت بیشتر یک وضعیت روانی-اجتماعی است تا ضعف ذهنی.
از نظر او، آدم احمق کسی است که:
• توانایی تفکر مستقل را از دست داده،
• شعارها را جای فکر کردن گذاشته،
• و هویت جمعی را جای حقیقت نشانده است.
یعنی فرد دیگر «خودش فکر نمیکند»؛ بلکه تبدیل به بلندگوی جمع، ایدئولوژی یا قدرت میشود.
چرا مردم احمق میشوند؟
1. قدرت، تفکر مستقل را نابود میکند!
بونهوفر مشاهده کرد که وقتی یک حکومت، حزب، جنبش یا فضای اجتماعی خیلی قدرتمند میشود، افراد کمکم توانایی قضاوت شخصیشان را از دست میدهند.
او میگوید:
• انسانها در جمع، راحتتر تسلیم میشوند.
• وقتی همه یک چیز را تکرار میکنند، مقاومت ذهنی کاهش مییابد.
• فرد ترجیح میدهد «متعلق» باشد تا «درست».
این نکته خیلی مهم است:
*از نظر او، بیشتر مردم حقیقت را قربانی امنیت روانی و تعلق اجتماعی میکنند.*
*2. احمقها خطرناکتر از آدمهای شرورند.*
این معروفترین بخش نظریه اوست.
چرا؟
چون *آدم شرور* معمولاً میداند دارد کار بد میکند.
پس:
• میتوان با او مذاکره کرد،
• جلویش ایستاد،
• یا رسوایش کرد.
اما *آدم احمق* فکر میکند «درست» است.
او با اعتمادبهنفس کامل:
• دروغ را پخش میکند،
• خشونت را توجیه میکند،
• و حتی خودش را اخلاقی میداند.
به همین دلیل بونهوفر میگوید:
*مقابله با حماقت سختتر از مقابله با شرارت است.*
چرا استدلال منطقی روی آدم احمق اثر نمیکند؟
این بخش، قلب روانشناسی کتاب است.
بونهوفر میگوید:
وقتی کسی به «حماقت جمعی» دچار شد:
• واقعیت اهمیتی ندارد،
• تناقضها را نمیبیند،
• و اگر هم ببیند، توجیه میکند.
برای همین:
بحث منطقی معمولاً بیفایده میشود.
تو اگر مدرک بیاوری، او:
• موضوع را عوض میکند،
• شعار تکرار میکند،
• یا خشمگین میشود.
چون مسئله او «دانستن» نیست؛ مسئلهاش «وابستگی هویتی» است.
او نمیخواهد حقیقت را پیدا کند؛ میخواهد احساس کند در سمت درست گروه خودش ایستاده.
حماقت چگونه گسترش پیدا میکند؟
بونهوفر چند عامل کلیدی را غیرمستقیم مطرح میکند؛
ترس:
وقتی مردم میترسند،
• امنیت را به آزادی ترجیح میدهند و تفکر انتقادی کاهش پیدا میکند.
تبلیغات:
تکرار مداوم یک ایده، حتی ایده احمقانه، آن را عادی میکند.
جمعگرایی افراطی:
وقتی هویت فرد در گروه حل میشود، مسئولیت شخصی از بین میرود.
قدرت و اقتدار:
عموم آدمها دوست دارند کسی برایشان تصمیم بگیرد.
نکته مهم:
بونهوفر نخبهگرا نیست
او نمیگوید:
«من باهوشم و مردم احمقاند.»
برعکس، حرفش هشدار به همه انسانهاست.
از نظر او:
هر کسی ممکن است احمق شود، اگر:
• تفکر مستقل را کنار بگذارد،
• مسئولیت اخلاقی را واگذار کند،
• یا بیش از حد جذب قدرت و جمع شود.
یعنی حماقت یک «ریسک انسانی» است، نه یک ویژگی ژنتیکی.
*مهمترین جملههای فکری کتاب به زبان ساده:*
اگر بخواهیم کل اثر را در چند جمله فشرده کنیم:
• انسانها بیشتر از آنکه دنبال حقیقت باشند، دنبال تعلقاند.
• قدرت، توانایی فکر مستقل را از مردم میگیرد.
• آدم احمق از آدم شرور خطرناکتر است.
• تحصیلات بالا، تضمینکننده خِرَد نیست.
• جمع میتواند انسانهای عادی را به ابزار شر تبدیل کند.
• کسی که فکر کردن را واگذار کند، کمکم انسانیت اخلاقیاش را هم واگذار میکند.
بطور خلاصه، نظریه حماقت دیتریش بونهوفر بیان میکند که حماقت یک نقص هوشی نیست، بلکه یک ضعف اخلاقی و اجتماعی است که از شرارت خطرناکتر است، به راحتی با قدرت هماهنگ میشود و تنها با آزادی درونی درمان میگردد.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹 | 274 |
| 6 | مصداق شکست بازار
دکتر سهراب دلانگیزان* اقتصاددان
کالای عمومی کالایی است که منافع آن معطوف به غیر است؛ این کالا غیرشفاف است و نمیتوان کسی را از مصرف آن مستثنا کرد.
این کالا همچنین رقابتپذیر نیست؛ ازاینرو منحنیهای معمول عرضه و تقاضا برای آن قابل استفاده نیستند و هزینه تمامشده آن نیز بر اساس چارچوبهای معمول هزینه تمامشده در اقتصاد خرد محاسبه نمیشود.
تولید و تهیه کالای عمومی یک هزینه کلی دارد و پس از تولید، همگان میتوانند از آن استفاده کنند و هزینه تولید نهایی آن به صفر نزدیک میشود.
همین که کالای عمومی، مانند نظم عمومی، تولید و عرضه شد، همه مردم، خواهناخواه، از آن استفاده میکنند.
البته برخی کالاهای عمومی ویژگی بارزی نیز دارند. ساختار اصلی برخی کالاهای عمومی، مانند قوه قضائیه یا ساختار دادگاههای عمومی، با هزینه مشخصی تولید میشود و در اختیار عموم قرار میگیرد، اما هنگامی که مردم میخواهند از آن استفاده کنند، ممکن است هزینه نهایی حداقلی نیز به سیستم اضافه شود.
با این همه، این کالاها همچنان عمومی هستند؛ چراکه شبکههای بزرگی بهصورت نهادی و غیرنهادی شکل میگیرند تا بتوانند وضعیت کالا را مشخص کنند. این شبکهها هزینههای جامعی دارند که در نهایت، غیرقابلمحاسبه بودن هزینه نهایی اصلی را نشان میدهد.
کالای عمومی کالایی است که ترجیحات مصرفی آن برای مصرفکننده پنهان است. یعنی میتوان آن کالا را مصرف کرد و اتفاقا هیچگونه اعلام تمایلی نیز نکرد. با این حال، کالاهای عمومی درجه ازدحام نیز دارند. یعنی تعدادی از کالاهای عمومی، مانند اتوبوس، کلاس درس یا بیمارستان عمومی، بهگونهای شکل گرفتهاند که وقتی در سقف ظرفیت از آنها استفاده شود، وارد درجه ازدحام میشوند و بیش از آن نمیتوان از خدماتشان استفاده کرد.
بهطور کلی، در تعریف کالاهای عمومی میگوییم کالایی که استفاده یک نفر از آن در آن واحد، مانع استفاده دیگران نشود. این تعریف کالاهای عمومی است.
کالای عمومی محلی و ملی
کالای عمومی به دو صورت ملی و محلی نیز قابل ارائه است...
ادامه مطلب؛
كانال برنامه ريزي استراتژيك | 389 |
| 7 | لینک یادداشت من در روزنامه دنیای اقتصاد 31 مرداد 1405
در باره کالای عمومی با کیفیت و مولد.
https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-52/4289937-%D9%85%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%82-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1
http://t.me/drdelangizan | 354 |
| 8 | 🔰📌عدالت با مايکل سندل
جلسه اول
جلسه دوم
جلسه سوم
جلسه چهارم
جلسه پنجم
جلسه ششم
جلسه هفتم
جلسه هشتم
جلسه نهم
📍کارنوشت ۱
📍کارنوشت ۲
📍کارنوشت ۳
📍کارنوشت ۴
📍کارنوشت ۵
📍کارنوشت ۶
📍کارنوشت ۷
📍کارنوشت ۸
📍کارنوشت ۹
📍کارنوشت ۱۰
📍کارنوشت ۱۱
📍کارنوشت ۱۲
📍کارنوشت ۱۳
📍کارنوشت ۱۴
📍لینک راهنمای کانال
🌐جامعهشناسی اقتصادی و توسعه
@sociology_development_economic | 416 |
| 9 | دموکراسی بدون رفاه دوام میآورد؟
✍️دنیای اقتصاد
🔺دنیای اقتصاد: دموکراسی سالهاست که قرار است زندگی مردم را بهتر کند؛ اما اگر واقعا چنین کاری نکند چه خواهد شد؟
🔺به گزارش «دنیای اقتصاد»، دارون عجماوغلو، اقتصاددان برنده نوبل، بهتازگی در کتابی به بررسی این پرسش پرداخته که چه اتفاقی برای لیبرال دموکراسی رخ داده است؟
🔹در این ویدیو به راهکار عجماوغلو برای نجات دموکراسی در جهان پرداخته شده است.
✅کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir | 394 |
| 10 | CPI 140505 1_260826_211303.pdf | 406 |
| 11 | موج گرانی وارد مرحله تازهای شد:
تورم از مبدا تولید
احسان کشاورز
لینک مطلب:
كانال برنامه ريزي استراتژيك | 509 |
| 12 | فایل گزارش
📖 گزارش سالانه کارفرمایان منتخب ایران (۱۴۰۴-۱۴۰۵)
🏢 ایرانتلنت
🌐https://t.me/Entrepreneurship_Package | 632 |
| 13 | فرار از بهشت سوسیالیستی
هیچ چیز به خوبی این تصویر نشون نمیده فرار از سوسیالیسم چطور چین رو متحول کرد: یک مکان در دو زمان! اینجا شِنژِن، یکی از بزرگترین شهرهای کنونی چینه، در سال ۱۹۸۰ فرقی با یک روستا نداشت و حالا... به یکی از بزرگترین کلانشهرهای صنعتی دنیا تبدیل شده. اگر میخوایید بدونید چین چطور کمونیسم رو کنار گذاشت و به غول امروزی تبدیل شد، با پدیدههایی مثل شنژن باید آشنا بشید.
شنژن زمانی یک روستای ماهیگیری بود؛ در زمان کمونیسم. اما در عین حال ایستگاه آخر هم بود، برای کسانی که دیگه بُریده بودند میخواستند از این بهشت سوسیالیستی به هنگکنگ فرار کنند. هنگکنگ، با نظم کاپیتالیستیش، دقیقاً هممرز شنژن بود ــ که البته اون زمان اسمش بائوآن بود. چینیها با شنا یا قایقهای کوچک خطر مرگ رو به جون میخریدند تا خودشون رو به هنگکنگ برسونند ــ و البته هزاران نفر هم در این راه کشته شدند؛ بسیاری هم بازداشت و روانۀ اردوگاه میشدند ــ فرار از بهشت جُرم بود!
در زمانی که شکست سوسیالیسم عیان شده بود، رفتهرفته در برخی مناطق روستایی اجازۀ مالکیت خصوصی داده شد و چین شروع کرد به آزمایشِ بازار آزاد ــ به زبان ساده، دولتمردان کمونیست چین شروع کردند به اختراع دوبارۀ چرخ در نیمۀ دوم قرن بیستم. البته وقتی ایدئولوژی عقل رو کامل از کار انداخته باشه، نتیجه هم همین میشه. یکی از اقداماتی که انجام شد، ایجاد مناطق ویژۀ اقتصادی بود که مثل واحههای بازار آزاد در برهوت سوسیالیسم پیدا شدند. بازار آزاد که در چین برچیده شده بود، در این مناطق آزاد دوباره برقرار شد و پیشرفت خیرهکنندۀ اقتصادی در این مناطق جای دفاع از سوسیالیسم نمیگذاشت. البته اعتراف به این واقعیت تلخ خیلی سخت بود. چند دهه حتی حیوانات مجبور شده بودند صبح تا شب سوسیالیسم رو ستایش کنند! حالا چطور میشد اعتراف کرد کمونیسم شکست خورده؟!
اما یک بلبشوی اقتصادی هم درست شده بود: مناطق ویژه، مالکیت خصوصیِ محلی، شرکتهای دولتی و مختلط و برخی شرکتهای خصوصی کنار هم ملغمهای درست کرده بود. در اینجا طرفداران متعصب سوسیالیسم هر نابسامانی رو میانداختند گردن آزادیهای اقتصادی جدید و سعی میکردند وضعیت رو برگردونند به حالت اول. در این شرایط، حامیان اصلاحات اقتصادی سخت در تنگنا قرار گرفتند. متهم میشدند به اینکه میخوان سوسیالیسم رو برچینند و چین رو به کشوری کاپیتالیستی تبدیل کنند (البته واقعاً چنین قصدی داشتند).
در اینجا یکی تأثیرگذارترین مردان در تحول چین، دنگ شیائوپینگ، از دولتمردان مهم چین کمونیست، تصمیم به مداخله گرفت. در ژانویۀ ۱۹۹۲ از مناطق ویژۀ اقتصادی شنژن و شانگهای دیدن کرد و مصاحبههایی انجام داد که در سراسر چین مورد توجه قرار گرفت. پنج روز در شنژن موند و از ابعاد تحولات شگفتزده شد، چون از ۱۹۸۴ دیگه به شنژن نیومده بود. او با تماشای بلوارهای بزرگ، آسمانخراشهای شیشهای، مراکز خرید شلوغ و تعداد واقعاً بیپایان کارخونهها بهتزده شده بود. مردم لباسهای مد روز به تن داشتند، ساعت مچی شیک، دوربین و سایر کالاهای مصرفی لوکس داشتند. سطح درآمدها سه برابر بقیۀ چین بود. سفر نمایشی دنگ به جنوب به صفحهای از تاریخ بدل شد. در رسانههای چین بسیار به این سفر توجه شد، چون دنگ به مخالفان اصلاحات اقتصادی حمله کرد. وقتی دنگ به پکن برگشت روزنامۀ خلق سرمقالهای با این عنوان منتشر کرد: «در اصلاحات جسورتر باشید».
دنگ و حامیان اصلاحاتِ بازارـآزادی در زبان سوسیالیسم رو همچنان تکریم میکردند، اما کلک زدند و مفهوم سوسیالیسم رو عوض کردند. سوسیالیسم از معنای اصلیش (اقتصاد برنامهریزیشده و دولتی، بدون مالکیت خصوصی) تهی شد. دنگ میگفت مشخصۀ سوسیالیسم آمادگی برای یادگیری از فرهنگهای دیگهست؛ به ویژه از کشورهای کاپیتالیست غربی.(جلالخالق!)
برخلاف کشورهای بلوک شرق که پس از فروپاشی سوسیالیسم مارکسیسم به شدت مورد انتقاد قرار گرفت، دنگ و اصلاحطلبان همچنان میگفتند به مارکسیسم پایبندند، اما منظورشون از «مارکسیسم» هیچ ربطی به مارکسیسم نداشت. دنگ میگفت:
«هستۀ مارکسیسم جستن حقیقت در واقعیتهاست. این چیزی است که ما باید از آن دفاع کنیم، نه ستایش دانش کتابی. اصلاحات و سیاست گشایش نه به این دلیل که ما به دانش کتابی تکیه کردیم، بلکه به این دلیل که ما به عمل تکیه کردیم و حقیقت را در واقعیتها جستجو کردیم، با موفقیت همراه شد. (...) عمل یگانه معیار حقیقت است.»
این حرفا چیزی جز شیره مالیدن سر مردم نبود؛ اما واقعاً دروغ مصلحتی خیرخواهانهای بود.
از همین مسیر تصویر بالا ساخته شد. شهر شنژن امروز با بیش از ۱۸ میلیون جمعیت، اقتصادی به اندازۀ اتریش یا بلژیک داره؛ تولید ناخالصش ۵۴۰ میلیارد دلاره و سالانه ۳۸۲ میلیارد دلار صادرات داره. دیگه کسی از اینجا برای فرار به دریا نمیزنه.
#سوسیالیسم #بازار_آزاد
@Garajetadayoni | گاراژ | 671 |
| 14 | آیا شکست و پیروزی فازی هستند؟
شکست یعنی باختن. شکست یعنی در مقابل رقیب، پیروزی او را پذیرفتن. شکست یعنی به هدف نرسیدن یک سازمان یا شرکت. شکست یعنی به اهداف یک برنامه نرسیدن. حال سوال اینست که آیا شکست اصولا یک واژه صفر و یک است؟ یعنی اگر شما پیروز نباشید، شکست خورده اید؟ و یا شکست و پیروزی اصولا واژه هایی فازی هستند و اعداد و مقادیری را بین صفر و یک نیز میتوانند انتخاب کنند. به نظر میرسد این مفاهیم به صورت معمول و برای مردم عادی واژه هایی نسبی و فازی باشند و مردم عادی بتوانند همواره درصدی از موفقیت، پیروزی و یا شکست را برای خود تعریف و قابل پذیرش کنند ولی افراد و مخصوصا مدیران، روسای جمهور و پادشاهان ایدآل گرا اما به نظر میرسد که از نظر خودشان یا در یک زمینه و هدف پیروز مطلق میشوند و یا اگر موفقیت نسبی را هم بدست آورند، آنگاه از نظر خودشان شکست خورده باشند. اما در هرحال به نظر میرسد که پیروزی و شکست مطلق اصولا وجود نداشته باشد. یعنی کاملترین پیروزی ها هم بخشهایی از ترکیب اهداف خود را پوشش نداده باشند و کامل ترین شکستها، همواره جلوه ها و جنبه هایی از پیروزی را کسب کرده و یا پوشش داده باشند.
نکته ۱: یکی از نکات اساسی که در شکست ها وجود دارد و آنها را از مفهوم شکست کامل جدا میسازد مفهوم و تحقق ناخواسته یادگیری است. یادگیری برآیندی است که چه به صورت ارادی و چه ناخودآگاه، شکل میگیرد و هر نوع شکست را با این مفهوم همراه میسازد که فرد و یا سازمان و نهادی که در تحقق یک هدف و یا در یک مبارزه شکست خورده باشد، آنگاه پس از شکست میتواند به صورت خودآگاه از شکست درس بیاموزد و عوامل شکست خویش را مرور کند و برای هریک حتی یک استراتژی اصلاح در نظر بگیرد. این موضع حتی زمانی که فرد آگاهانه نخواهد به آمختن از شکستها بپردازد، ناخودآگاه او این فرایند را طی کرده و هربار اشتباهات کمتری را خواهد داشت.
نکته ۲: مهم این است که تقریبا همه مبارزاتفرد، سازمان و نهادها در امور معمولی، قابل تکرار شدن و جنبه تکرار پذیر دارند، لذا فرد هربار میتواند اشتباهات قبلی خویش را جبران و به پیروزی نزدیک گردد.
نکته ۳: در مقابل میتوان گفت که در پیروزینیز تعداد اشتباهات کم نیستند و همین اشتباهاتی که حتی پس از تحقق پیروزی همچنان باقی هستند، مفهوم پیروزی را به یک مفهوم نسبی بدل میکنند. مهم این است که پس از تحقق پیروزی افراد، سازمانها و نهادهای بسیار کمی ممکن است حتی پس از تحقق پیروزی، به دنبال اشتباهاتی بگردند که درجه موفقیت و اندازه و نوع دستاوردهای پیروزی را تحت تاثیر قرار داده و آنها را کاهش داده باشند. لذا هرچند پیروزی ها بسیار کمتر از شکستها درس آموخته دارند، ولی دستاورد پیروزی ها به گونه ای سوگیری ناشی از سرمستی ایجاد میکنند که یادگیری را به تاخیر بیندازند. این یعنی ممکن است عللی که در این دوره پیروزی را محقق ساخته اند، در دور بعدی مبارزه شکل نگیرند و عللی که در اشتباهات ما بوده ولی نتوانسته بودند در تحقق شکست موثر واقع شوند، پس از پیروزی همچنان مورد نادیده شدن قرار گرفته و .در مبارزات بعدی، عامل شکست باشند
نکته ۴: با این توضیحات مجدد میتوان گفت که هر پیروزی در دل خود عامل شکستهای آینده و هر شکست در دل خود عامل پیروزی های آینده را در بر دارد. اما نمیتوان از یاد برد که اگر زمان پس از تحقق یک شکست یا پیروزی متوقف شود، خود شکست و خود پیروزی مطلق هستند ولی اگر اجازه تداوم زمان و تکرار مبارزه را بدهیم، هیچ پیروزی و هیچ شکستی مطلق نیست. لذا مفهوم جامع پیروزی و شکست یک مفهوم نسبی و فازی است در خالی که صرف کلمه محلی پیروزی و یا شکست، عباراتی مطلق بوده و در یک زمان مشخص محصور میباشند.
نکته ۵: هر شکستی بدون پدر است و هر پیروزی صدها پدر پیدا میکند. این موضوع یم گزاره صحیح است که همواره در شکستها و پیروزیها قابل مشاهده است. ولی وقتی عقل و منطق را عاملی برای یادگیری از اشتباهات قرار دهیم، مسئولیت پذیری در مقابل شکستها و تقسیم کردن نتایج و افتخارات پیروزی ها است که نشان دهنده یک فرد یا سازمان و نهاد یادگیرنده است.
نکته ۶: هر اقدام به شروع یک مبارزه، برنامه و یا رقابت، یک اراده قوی و یک چشم انداز صحیح و ارزش محور نیاز دارد. پس از آن هیجان و انگیزه ارتقا یابنده فرد، مدیران و کارکنان سازمان و رهبران یک نهاد است که پیروزی و شکست را رقم میزند و پیروزی و شکست بیش از هر عامل بیرونی، به این عناصر درونی وابسته هستند. هرچند نمیتوان نقش عوامل بیرونی را کامل نادیده گرفت.
مرداد ۱۴۰۵
#سهراب_دل_انگیزان
http://t.me/drdelangizan | 554 |
| 15 | اینکه من با این نظر مخالف هستم و باشم و تمدن ارزشمند بشری را مبتنی بر عقل و علم و حقوق مالکیت و آزادی تعریف کنم و میکنم اما نقصی برای استواری نظریه "قدرت مقدس" نیست، چرا که این نظریه مستقل از من و نظریات و احساس و است.
بیست و دوم مرداد ۱۴۰۵
کرمانشاه
#سهراب_دل_انگیزان
http://t.me/drdelangizan | 605 |
| 16 | سه نوع چارچوب حل مساله و انتخاب
من به صورت کلی چارچوبهای حل مساله، تعارض و انتخاب روشهایی تخصیص منابع را در سه دسته، طبقه بندی میکنم: چارچوب اول مبتنی بر احساس و عاطفه، دوم مبتنی بر عقل، منطق عقلی و قانون، و سوم مبتنی بر قدرت.
دسته عاطفی: چارچوب عاطفی اصولا در خانواده و بین کسانی تحقق خواهد یافت که نسبت به همدیگر روابط عاطفی، احساسی و مبتنی بر وابستگی های عاطفی دارند. مانند زمانی که بین یک مادر و پدر و فرزندشان تعارض شکل بگیرد، در این صورت هم طرح مساله و هم راه حل آن مبتنی بر احساس و بخشش و عشق و عاطفه خواهد بود. اینگونه است وقتی روابط بین پیروان رهبران دینی و فرق عرفانی و قطب آنها مورد توجه باشد، در این صورت نوعی عرفان مبتنی بر عاطفه و احساس مساله را طرح و راه حل آن نیز تعریف خواهد کرد. دسته عقلی: بین افراد یک جامعه مدنی مانند یکروستا، شهر و یک کشور اما تعقل، منطق، حقوق مدنی و قانون حکمرانی میکند. میثاق مشترک یک ملت با هم و تحت نظر حکومتشان همان قوانین مدنی جاری در کشورشان است و قانون اساسی نیز میثاق بین مردم و حکومتشان. در این فرم از تشکیل جامعه مدنی این جریانهای منطقی و قانونی مبتنی بر عقل است که مسائل را طرح، حقوق مالکیت را جاری و حل مساله را ممکن میکند. دسته قدرت: اما نوع سوم چارچوب طرح و حل مساله که مبتنی بر قدرت محض است و هر طرف که قدرتمندتر باشد، دست بالا را در تصاحب منابع و حقوق را دارد، مختص زمانی است که دو روش اول یا هنوز طرح و بحث نشده و امکان جاری شدن نیافته اند و یا منابع قابل تخصیص بین طرفین جنبه بقا برای هرکدام دارد و هر یک از طرفین بقای خود را وابسته به منابع یا فرصت قابل تصاحب تعریف میکنند. در این صورت هیچ عاطفه و احساس و عقل و منطقی نمیتواند عاملی برای حل مساله باشد و تنها قدرت عریان و زور است که میتواند عاملی برای تعیین برنده باشد. این نوع از تخصیص منابع و حل تعارض زمانی قابل مشاهده است که در فضای بین الملل و روابط بین کشورهای قدرتمند و کشورهای ضعیف را مشاهده میکنیم و یا هنگامی که حکومتهای تمامیت خواه دچار بحران بقا شده و در مقابل مردم خود قرار بگیرند. در این حوزه ها که بقای افراد، نهادها، حکومتها، ملتها و یا کشورها در خطر افتد، میتوان انتظار داشت که رفتارهای متقابل آنها تنها مبتنی بر اعمال قدرت عریان و زور باشد، چرا که دست بالا در این شرایط به طرف قدرتمندتر تعلق خواهد داشت.
تمدن: امروز روز، اگر چه بشر و انسان متمدن ادعا دارد که در روابط بین افراد، گروهها و جوامع، حکومتها و نهادها و البته کشورها با یکدیگر توانسته است عقل و منطق و حقوق بین الملل و مدنی را جاری سازد و سازمانها و نهادهای بین المللی را برای نگاهبانی این دستاوردهای بزرگ تاسیس و بکار گرفته است. ولی نباید از یاد برد که همین حقوق بین الملل و سازمانهای جهانی نیز با نقش اصلی و بازیگری قدرتهای بزرگ به منظور تضمین منافع آنها امکان شکل گیری و نقش آفرینی را داشته و دارند. لذا همچنان با وجود ادعای تمدن برای بشر و مخصوصا شهروندان کشورهای قدرتمند جهان، میتوان دید بخش قابل توجهی از افرادی که در مجامع داخلی و بین الملل خود از حق و عقل و حقوق بشر و عاطفه صحبت میکنند، هنگامی که پای بقای خود و کشورهایشان در میان باشد، به راحتی جانب کشور قدرتمند و طرف فرد قوی را میگیرند و نظریات و تئوری های بسیاری نیز برای محق جلوه دادن این طرفداری را ارائه میکنند.
نکته ۱. به نظر میرسد با وجود این اندازه از پیشرفتهای بزرگ بشر در زندگی جمعی ملی و بین المللی، هنوز نمیتوان انتظار داشت که روشهای مبتنی بر احساس و عاطفه و نیز منطق و عقل و حقوق به صورت جامع در روابط بین الملل جاری و ساری گردد و تا زمان جاری شدن این فرایند به نظر راه بسیار طولانی و تاریخی در پیش باشد. نکته ۲. تا اطلاع ثانوی جریان قدرت و زور همچنان میتواند نظر خویش را تحمیل و به کرسی بنشاند. و اگر شما میخواهی که تنبیه نشوی و یا نابود نگردی، باید قوی باشی و یا محترمانه پشت یک قدرت بین المللی قرار بگیری و منافع خود و کشورت را در راستای تامین قدرت او تعریف کنی. نکته ۳. هیچوقت یادت نرود که امپراطورها و قدرتهای بزرگ نمیتوانند هیچ دوست و دشمنی را خارج از مسیر منافع و بقای خویش تعریف کنند. لذا همواره دوستان نزدیک آنها میتوانند نزدیکترین طعمه برای آنها باشند. لذا قدرتهای بزرگ به راحتی میتوانند به دشمنانشان خسارت بزنند و البته به دوستانشان بیشتر. این منطق قداست قدرت است که از زمان روم باستان و مسابقات گلادیاتورها در کلسیوم تا کنون، طرف قدرتمندتر توانسته است زنده از مبارزه بیرون بیاید و لذا عامل بقا را قدرت تعریف کرده اند. نکته ۴. | 571 |
| 17 | غرور افاده وار در مقابل جاه طلبی متواضعانه
من در این یادداشت، دو نوع غرور را از یکدیگر مجزا میدانم: یکی غرور افاده وار که آن را ناشی از جاه طلبی افراد نادان دارای برخی امتیازهای ظاهری میدانم. مانند غرور برخی ثروتمندانی که از راه رانت و نفوذ صاحب مال شده اند و اهل مطالعه و کتاب و دانش و فضل نیستند، ولی خویش را برتر از دیگران در هر زمینه ای میدانند. و اما دومی غرور مثبت همراه با تواضع، ناشی از دانایی و پذیرندگی و یادگیرندگی که فرد صاحب فضیلت و دانش و افتخار را به عنوان عضوی فعال در کمک به جامعه و مسایل اجتماعی نشان میدهد.
و البته صاحب این غرور متواضعانه، با تمایل به جدا کردن جایگاه خویش از افراد بی ریشه، جاه طلبی مثبتی را برای کمک به حل مسائل اجتماعی و پر کردن فضاهای نیازمند حضور موثر دارد.
عبور از غرور افاده وار و جهالت ناشی از آن، مسیری پیچیده را در پشت سرگذاشتن مراحل متفاوت زیستی و حتی انتقال نسلی نیاز دارد. این جهش رفتاری درجه قابل قبولی از شناخت را لازم دارد که میتواند در خود فرد و یا در فرزندانش ظاهر گردد و اگر اتفاق افتد، بعد از آن، آن فرد و یا نسلی از او دریچه روابط و شناخت ارتباطی خود را به جهانی جدید خواهد گشود.
عبور از جهل ناشی از غرور افاده وار، عبور از کوری ناشی از نادانی لجوجانه است. غرور افاده وار در عمل پرده ای از لجاجت را در مقابل یادگیری میکشد و انسان را در مرداب نادانی به سمت گندیدن هدایت میکند.
غرور افاده وار و تداوم اصرار بر آن، یادگیرندگی را در حوزه های عمومی و اجتماعی محدود نموده و ظرف وجودی فرد مغرور را برای مظروف فضیلت شدن، ناتوان، بسته و حتی شکننده و پر از ترک میکند.
غرور افاده وار دریچه ورود به رذیلتهای اخلاقی میگردد که فرد مبتلا به آن، توان درک و فهم حضور خود را در آنها از دست میدهد و بر انباشت تکرار پذیر این رذیلتها افتخار میکند.
در مقابل غرور متواضعانه فضیلت محور به سطحی از دانش و شناخت همراه با علاقه نسبت به موثر واقع شدن و همراهی اجتماعی و مسئولیت پذیری فرد تبدیل میگردد که هم فرد دارای فضیلت را در جایگاههای موثر اجتماعی قرار خواهد داد و هم خود فرد برای دست یافتن به این جایگاهها خود را شایسته حضور و رقابت منصفانه تشخیص میدهد. بدون این غرور مثبت و ارزشمند، ممکن است جامعه از نعمت خدمات بسیاری از شایستگان محروم بماند و شایستگی و شایستگانی که تواضع افراطی آنها عاملی برای دوری گزینی از اجتماع و جایگاههای مسئولیت پذیری اجتماعی گردد، در عمل جامعه را از نعمت بهره برداری از حضور و وجود خود محروم میسازند.
در این صورت در مقابل غرور و جاه طلبی افاده وار میتوان تواضع افراطی را قرار داد و در مقابل غرور مثبت همراه با تواضع مثبت و شایسته را عاملی برای تولید، توسعه و استمرار خدمت رسانی موثر و ارزشمند به جامعه معرفی کرد.
۱۲ مرداد ۱۴۰۵
کرمانشاه
#سهراب_دل_انگیزان
http://t.me/drdelangizan | 652 |
| 18 | Chronic inflation and the role of governments
The first point is that what is understood of the concept of inflation and what is understood of its vast and destructive effects do not align well. The long-term effects of chronic inflation can impair morality, humanity, the spirit of love, patriotism, and even integrity.
The second point is that governments that do not have a correct view of the role their own behaviour plays in chronic and long-term inflation are like a guest who, by virtue of a culture of kindness, becomes a guest of a host, consumes the host’s assets, removes them from the reach and consumption of the host and their family, or expropriates the priority of access to them for their own benefit, while also being excessive and unethical in doing so. It must be said that this behaviour has consequences far beyond the destruction of the host and their family's economy; it destroys the morality, integrity, and spirit of hospitality in the host and their family. It destroys cooperation, trust, and social solidarity. It severely reduces the community's sense of responsibility and, from the perspective of a social system, will seriously disrupt social cohesion and continuity.
And the third point is that long-term and chronic inflation has no reason other than the unwise behaviour of governments. These behaviours are either the direct result of their policies or indirectly formed through the governments' sub-optimal choices.
Until governments accept this responsibility, have not prepared within themselves sufficient and appropriate will and courage to abandon this erroneous behaviour and confront this inflation, and do not pursue the first operational actions with institutional reforms of their own, there will be no hope of controlling this type of inflation.
Sohrab Delangizan
10 August 2026
Kermanshah
http://t.me/drdelangizan | 799 |
| 19 | *#روزنامه_تازههای_اقتصاد
مهمترین اخبار و گزارشهای ۱۵ مرداد ۱۴۰۵*
🔹 [سقوط ارزهای صادراتی در سیاهچاله کارتهای بازرگانی](http://tazehayeeghtesad.com/x3LV)
🔹 [اولویتهای بانک مرکزی در شرایط اقتصاد جنگی](http://tazehayeeghtesad.com/x3LW)
@Tazehayeeghtesad| اخبار اقتصاد ایرانوجهان | 593 |
| 20 | https://youtu.be/9xLQWihISIc?is=XyjKJj0uP090ojDF | 639 |
